متن نوحه پسر عمو خداحافظ

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

خدایا به من زیستنی عطا کن
که در لحظه ي مرگ بر بی ثمری لحظه اي که برای زیستن قبل هست
حسرت نخورم
و مردنی عطا کن
که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

بگو فایز که دشتی تیرو تارِن
بیو مفتون که دلها سوگوارِن
خداوندا بکن یاری، زبس غم پر شرارِن
که ای دل سی سوز شروه هم بی قرارِن

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

شبی از سوز دل گفتم قلم را ، بیا بنویس غم های دلم را ، گفتا برو بیمار عاشق ، ندارم طاقت این همه غم را

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

یکی با میلیاردها ثروت، افسرده و در آرزوی مرگ
دیگری با دستی خالی، خوشحال و عاشق زندگی
و این تفاوت در اندیشه هاست

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

ز هجران تو پرپر می زند دل ، ز دل تنگی به هر در می زند دل ، چو بلبل در فراق رویت ای گل ، به دیوار قفس سرمیزند دل

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

امشب این خانه عجب حال و هوایی دارد
گپ زدن با در و دیوار صفایی دارد
همه رفتند از این خانه بجز غم
باز این یار قدیمی چه وفایی دارد

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

زدم فریاد خدایا این چه رسمی است ، رفیقان را جدا کردن هنر نیست ، رفیقان قلب انسانند خدایا ، بدون قلب چگونه می توان زیست.

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

امروز روز آخر هست
فراموشت میکنم
دیروز هم روز آخر بود
هر روز من
به بهت زدگی می گذرد
من هر روز فراموشت میکنم
اما چه فایده که با هر طلوع خورشید
دوباره تمام من میشوی
مرگ هم تو را از خاطرات و ذهن من پاک نخواهد کرد

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

من امشب از فراق یار میگریم بسان عاشقان زار میگریم ، رفیق نیمه راه شد یار دیرینم ، دلم افسرده است بسیار میگریم.

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

حافظا دیدی که کنعان دلم بی ماه شد ، عاقبت با اشک غم کوه امیدم کاه شد ، گفته بودی یوسف گمگشته باز آید ولی ، یوسف من تا قیامت همنشین چاه شد.

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

شب است و آسمان را غم گرفته
سکوتم با نگاهش دم گرفته
شب است و کهکشانی در کنارم
ولی از دوریت من بیقرارم

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

روزی که زیر خاک تن ما نهان شود
وانها که کرده‌ایم یکایک عیان شود

یارب به فضل خویش ببخشای بنده را
آن دم که عازم سفر آن جهان شود

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

انگار ملائک تو را میان بوسه هایی که برای خدا فرستادم دزدیدند. عطر برگ های لیمو ، درخت توت ، کنار گارم زنگی و زیتون و میوه های کال درخت انبه باغ ها را چه زود به فراموشی سپردی؟!
چگونه توانستی آن همه خاطره را در یک لحظه تمام کنی.
همه را می بینم اما جزء تو که خاطره ای شدی ماندگار برای قلب هایی که منتظرت هستند.
گناه آسمانی که تورا به آغوش کشید و باخود برد را هرگز نخواهیم بخشید تو میان بودنت و یادت ، یادت را برایمان گذاشتی و بودنت را افسانه ساختی.

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

آوازه در سرای در افتد که خواجه مرد
وز بم و زیر، خانه پر آه و فغان شود

تابوت و پنبه و کفن آرند و مرده شوی
اوراد ذاکران ز کران تا کران شود

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

داغ ندیدی که بدانی
سوختن ، درد دارد
یاری نداشتی که بدانی
جدایی یعنی مرگ
اشکی نریختی که بدانی
نمکزار گونه ها پیرت می‌کند
نفرین به روزی که
عشق شد بازیچه ي
دستان دغل بازت

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

امروز اومده بود دیدنم
با یه نگاه مهربون
همون نگاهی که سالها آرزوشو داشتمو ازم دریغ میکرد
گریه کرد و گفت دلش  واسم تنگ شده
وقتی رفت سنگ قبرم از اشکاش خیس شده بود

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد؟
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد
گلویم سوتکی باشد به دست کودک گستاخ و بازیگوش
و او یک ریز و پی در پی دمگرم خویش را در گلویم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد بدین سان بشکند سکوت مرگبارم را

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

امروز را برای بیان احساس به عزیزت غنیمت شمار
شاید فردا احساسی باشد اما عزیزی نباشد

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

کاش سزای تنهایی مرگ بودآن وقت
کسی از ترس جانش کسی را تنها نمیگذاشت

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

به مرگ گرفتی مرا تا به تبی راضی شوم
کاش میفهمیدی به مرگ راضی بودم وقتی که تب میکردم از ندیدنت

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

شادی یعنی :
مرگ با عزت
نه
زندگیه با ذلت

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

کاش آن شب را نمی آمد سحر
کاش گم در راه پیک بد خبر
ای عجب کان شب سحر اما به ما
تیره روزی آمد و شام دگر

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

چشم از تو
اشک از من
دل از تو
درد از من
قلب از تو
تپش از من
خدا کند عشقه ما انقدر چندان باشدکه
نفس از تو…مرگ ازمن

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

یه لحظه دلم خواست صدایت بکنم
گردش به حریم با صفایت بکنم
آشوب دلم به من چنین فرمان داد
در سجده بیفتم و دعایت بکنم

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

ي خدای بی بدیل دشت ها
اي خدای نرگس و ترانه ها
بی تو در سکوت نفس خویش غرق میشوم
مملو از هراس مرگ میشوم
با تودر فراز ودر نشیب غصه ها
فارغ از همه ي، در بحبوحه هستی ام
با تو پیش می روم
بی تو هیچ میشوم

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

جوان نازنین در خاک رفتی
از این دنیای غم، غمناک رفتی
زدی آتش به جان دوستداران
چو گل پاک آمدی و پاک رفتی

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

اگر می دانستید که یک محکوم به مرگ هنگام مجازات تا چه حد آرزوی بازگشت
به زندگی را دارد، آنگاه قدر روزهایی راکه با غم سپری میکنید، می دانستید

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

بعد پرپر شدنت ای گل زیبا چه کنم
من به داغ تو جوان رفته زه دنیا چه کنم
بهر هر درد دوائیست به جز داغ جوان
من به دردی که بر او نیست مداوا چه کنم

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

تنها غم زندگیم بدون تو زندگی کردن بود
حالا دیگر غمی ندارم ، آماده ام برای مرگ

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

اگر بدانید مردم هزاران بار اکثر
به یک سردرد معمولی خود اهمیت میدهند
تا به خبر مرگ من و شما … دیگر نگران نخواهید شد
که درمورد‌ي شما چه فکری می کنند

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

گفتم که چرا رفتی و تدبیر تو این بود
گفتا چه توان کرد که تقدیر همین بود
گفتم که نه وقت سفرت بود چنین زود
گفتا که نگو مصلحت دوست در این بود

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

نگاه تو
انعکاس صامت گرفتگی صدای یک فریاد هست
به من نگاه کن؛
بگذار من در سکوت نگاه تو
تراژدی مرگ همۀ فریادها را تجربه کنم

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

میزی برای کار
کاری برای تخت
تختی برای خواب
خوابی برای جان
جانی برای مرگ
مرگی برای یاد
یادی برای سنگ
این بود زندگی

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شوم
مرگ آن هست که از دلیل تو محو شوم

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

ادما از هم که دور میشن
درود سردم به زور میگن
ادما از مرگ و خون میگن
با صد تا حسرت به گور میرن

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

دلم مرگ میخواهد
بی صدا
بی هیاهو
بی شلوغی
بی گریه ها وضجه هاي مادرم
ارام محو شوم ازصفحه ي زندگی
جوری که انگار از اول نبوده ام

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

آدم ها تا حد مرگ از خود خسته ات می کنند
ترکت نمی‌کنند
اما مجبورت می کنند ترکشان کنی
آنگاه تو میشوی بنده ي سر تا پا خطاکار

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

دلم چیزی نمیخواهد جز یک اتاق تاریک
یک موسیقی بی کلام
یک نخ سیگار و خوابی به آرامی یک مرگ

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

زندگی پژمردن یک برگ نیست
بوسه اي در کوچه هاي مرگ نیست
زندگی یعنی ترحم داشتن
با شقایق ها تفاهم داشتن
لحظه هاي زندگیتان خوشحال و پرامید

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

روزگار بی مروت لحظه اي شادم نکرد
در قفس جان دادم و صیاد آزادم نکرد
در غریبی ناله کردم هیچ کس یادم نکرد
آرزوی مرگ کردم مرگ هم شادم نکرد

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

آیا تلاش من یکسر بر سر آن بود
تا ناقوس مرگ خود را پر صداتر به نوا آورم

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

این روزها تلخ می گذرد ، دستم می لرزد از توصیفش
همین بس که :
نفس کشیدنم در این مرگ به مرور، مانند خودکشی هست ،با تیغ کند

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

به یاد همۀ اونایی که از پیش ما رفتند چه اونایی که مرگ اونارو برده
چه اونایی که باد اونارو برده ولی ما هنوز به خدا سفارششون می کنیم

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

گمان میکردم راه مرگ از زندگی جداست اما نه
هردو دستشان توی یک کاسه هست
همین زندگی بود که مرا کشت

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

همین که
به مرگ می رساني مرا
یعنی
زندگی ام
دست توست

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

پزشکی قانونی دلیل مرگ نامبرده را
بسته شدن روزنه هاي امیدذکرکرد

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

مرگ که خبر نمی‌کند
یک روز میبینی که نیامدم
یعنی که نیستم

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

متنفرم از تمام صبح هایي که شب هاش با آرزوی مرگ به سر شد

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

از طلوع عشق تا غروب سرنوشت و از غوغای زندگی تا سکوت مرگ دوست و رفیقت دارم

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

نقدر غمگینم
که دلم میخواهد
روی دامان زمین بارم اشک دریا دریا
سوگواران
به شما باچه زبانی ایا تسلیت باید گفت؟

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

زندگی تنها یک رویاست در راه ما به سوی مرگ

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

زندگی یک مرگ به مرور ست
روز آغاز مرگ تدریجیم تسلیت

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش
این چراغیست کز این منزل به آن منزل برند

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

مرگ از تو مهربان تر هست
که روزانه
به او نزدیک تر میشوم
اما تو

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

مرگ از عشق پرسید چه چیز تو را انقدر خوشگل جلوه می دهد و مرا انقدر تلخ؟
عشق جواب داد : دروغی که در من هست و حقیقتی که در توست

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

عاشق شدن مرگ مغزیست
بعد از آن به ناچار
قلبت اهدا میشود

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

در کویر سرد عشق این سخن از من بگیر،مرگ تو مرگ من هست پس تمنا میکنم هرگز نمیر

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

خواب دیدم زندگی با عصای مرگ قدم میزد
خواب دیدم چارلی چاپلین میگریست
و می گفت سعی کردم بفهمند اما خندیدند

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

از من زنی هنوز
توی تصاویر قدیمی
با تو خوشبخت هست
به مرگ بگو
می‌تواند اگر
دستت را
از دور گردن او هم باز کند

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

لاف می زدم که
فراموشت خواهم کرد
کجایی که ببینی این روزها
توبه ي من از گرگ ها هم مرگ تر هست

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

وقتی می نویسم نفسمی
یعنی زندگی بدون تو
طعم مرگ می‌دهد

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

گوهر از خاک بر آرند و عزیزش دارند
بخت بد بین که
فلک گوهر ما برده به خاک
خدایا چرا عشقمو ازم گرفتی

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

این گنج نهان در دل خانه همسر بود
هم بال و پرم بود و همی تاج سرم بود
هرجا که زمن نام و نشانی طلبیدند
هم نام بلندش سند معتبرم بود

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

امروز اومده بود دیدنم
با یه نگاه مهربون
همون نگاهی که
سالها آرزوشو داشتمو ازم دریغ میکرد
گریه کرد و گفت دلش واسم تنگ شده
وقتی رفت سنگ قبرم
از اشکاش خیس شده بود

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

یاد روزهای بودن همسر را
عزیز می‌داریم و لحظه‌های سنگینی هجران او را
به سوگ می‌نشینیم باشد که در نظرت افتد
همسرم با این حال که کنارم نیستی
ولی بازم سال نو رو بهت تبریک میگم

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

ز هجران تو پرپر می زند دل
ز دلتنگی به هر در می زند دل
چو بلبل در فراق رویت ای گل
به دیوار قفس سرمیزند دل

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

فکر کن عاشـق ‌باشی
او رفته باشد
عید باشد !
بـاران هم ببارد ..
ادامه اش را ول کن
گریه امانـم نمیدهد

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

مرگ تو را چو داد گردون خبرم
خبرت نیست که یک باره چه آمد به سرم
کاش با قیمت جان، عمر تو می‌شد ممکن
تا دهم جانی و از بهر تو عمری بخرم

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

من جوان بودم عزیزان اینچنین پرپر شدم
غنچه بودم لاله بودم اینچنین پرپر شدم
من جوان بودم قد وبالای رعنا داشتم
صورتی چون ماه تابان روی زیبا داشتم

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

از آبشار پرسیدم کیستی ؟
گفت اشک کوه
گفتم از چه می نالی؟
گفت از جدایی همسر !

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

شب است و آسمان را غم گرفته
سکوتم با نگاهش دم گرفته
شب است و کهکشانی در کنارم
ولی از دوریت من بیقرارم

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

ازغم مرگ توای سروخرامان چکنم
بهرپژمردنت ای نوگل خندان چکنم
داغ جانسوزتوافکنده شرربرجگرم
بادل سوخته وآتش هجران چکنم

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

گفتم که
فراق تو نبینم
دیدم
آمد به سرم
هر آنچه میترسیدم

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

بعد پرپر شدنت ای گل زیبا چه کنم
من به داغ تو جوان رفته ز دنیا چه کنم
بهر هر درد دوائیست به جز داغ جوان
من به دردی که بر او نیست مداوا چه کنم

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

خوشا آن کس که نیکی حاصل اوست
پیاپی عشق یزدان در دل اوست
خوشا آن کس که بعد ترک دنیا
بهشت جاودانی منزل اوست

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

امروز اومده بود دیدنم
با یه نگاه مهربون
همون نگاهی
که سالها آرزوشو داشتمو ازم دریغ میکرد
گریه کرد
و گفت دلش  واسم تنگ شده
وقتی رفت سنگ قبرم
از اشکاش خیس شده بود

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

آتش هجران تو همچون سپندم می کند
پر ز ناله همچو نی بند بندم می کند
داغ سنگینی که بر دل دارم از هجران تو
تا قیامت بر غم تو پای بندم می کند

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

به یاد شمع رویت همچنان پروانه میسوزم
تورفتی من به جایت اندرین کاشانه میسوزم
 گهی آیم کنار قبر تو با دیده گریان
گهی از مهربانی های تو در خانه میسوزم

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

گل من
شد فصل بهار و شدم از غصه هلاک
دارم جگری کباب و چشمی نمناک
گلها همه سر ز خاک بیرون کردند
الا گل من که سر فرو برده به خاک

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

باورم نیست که دیگر نشنوم آوای تو
یا نبینم روی ماه و قامت زیبای تو
سالها سنگ صبورم بودی و هم صحبتم
بی تو رنگ یأس دارد منزل و مأوای تو

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

رفتی ز دیده و داغت به دل ماست هنوز
هر کجا می نگرم روی تو پیداست هنوز
آنقدر مهر و وفا بر همگان کردی تو
نام نیکت همه جا ورد زبان هاست هنوز

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

رفتی و از رفتنت
قلبم شکست
دیده و دل از غمت
در خون نشست

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

رخصت بده از داغ شقایق بنویسم
از بغض گلوگیر دقایق بنویسم
میخواهم از آن ساقی عاشق بنویسم
نم نم به خروش آیم و هق هق بنویسم
دل خون شد و از معرکه دلدار نیامد
“ای اهل حرم میر و علمدار نیامد”
در هر قدمت هر نفست جلوه ی ذات است
وصف تو فراتر ز شعور کلمات است
در حسرت لبهای تو لبهای فرات است
عالم همه از این همه ایثار تو مات است
از علقمه با دیده ی خونبار نیامد
“ای اهل حرم میر و علمدار نیامد”
سقا تویی و اهل حرم چشم به راهت
دل ها همه مست رجز گاه به گاهت
هر چند تو بودی و عطش بود و جراحت
دلواپس طفلان حرم بود نگاهت
سقای ادب جلوه ی ایثار نیامد
“ای اهل حرم میر و علمدار نیامد”
افتاد نگاه تو به مهتاب دلش ریخت
وقتی به دل آب زدی آب دلش ریخت
فرق تو شکوفا شد و ارباب دلش ریخت
با سجده ی خونین تو محراب دلش ریخت
صد حیف که آن یار وفادار نیامد
“ای اهل حرم میر و علمدار نیامد”
انگار که در علقمه غوغا شده آری
خونبار ترین واقعه بر پا شده آری
در بزم جنون نوبت سقا شده آری
دیگر پسر فاطمه تنها شده آری
این قافله را قافله سالار نیامد
“ای اهل حرم میر و علمدار نیامد”
ای علقمه از عطر تو لبریز، برادر
ای قصه دست تو غم انگیز، برادر
بعد از تو بهارم شده پاییز، برادر
برخیز! حسین آمده برخیز! برادر
عباس ترین حیدر کرار نیامد
“ای اهل حرم میر و علمدار نیامد”

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

مشک تشنه به روی دوشش بود
بی امان سوی علقمه می‌رفت
در نگاهش خروش دریا داشت
آسمان سوی علقمه می‌رفت
**
چشم ها محو شیوه‌ی رزمش
معرکه از صلابتش پُر بود
قلب سقای تشنه لب اما
از تب سرخ «العطش» پُر بود
**
خنکای شریعه را حس کرد
چشم خود را به خیمه ها می‌دوخت
لب او در نهایت ایثار
در کنار فرات هم می‌سوخت
**
مشک از شوق گریه پُر می‌شد
که تو لب تشنه ای و سیراب است
وَ تو از مشک خود پریشان تر
لب خشکت به یاد ارباب است
**
در هیاهوی موج های فرات
لحظه لحظه سراب می‌دیدی
لب خشک علی اصغر را
در زلالی آب می‌دیدی
**
جرعه جرعه وفا، محبت، عشق
مشک نه این سبوی ساقی بود
تو گمان می‌کنی که آب ولی
همه‌ی آبروی ساقی بود
**
پر گشودی دوباره سوی حرم
تیرها نیز پر درآوردند
تا که از راز تشنگیّ تو و
مشک لب تشنه سر درآوردند
**
ناگهان بغض مشک سر وا کرد
یک سه شعبه رسیده بود از راه
چشم های تو بوسه باران شد
در هجوم سه شعبه ها ناگاه
**
حاجت دست‌های پاک تو را
زودتر از خودت روا کردند
دست های گره گشای تو را
یک به یک از تنت جدا کردند
**
سنگ ها گرم استلام لبت
حج سرخت چه زود کامل شد
نیزه ها در طواف پیکر تو
بر سر تو عمود نازل شد
**
رمق از زانوان آقا رفت
بغض أدرک أخا که سر وا کرد
از روی اسب، پرپر و بی دست
سجده ات را که او تماشا کرد
**
تو به آغوش زخم ها رفتی
سایه ات از سر حرم کم شد
کمر کوه از غم تو شکست
قامت آسمان دگر خم شد
**
چشم ها در غروب تو می‌سوخت
دشت از داغ تو لبالب بود
تکیه گاه حرم! فراق تو
اول بی کسی زینب بود
**
بی‌پناهی خیمه ها، بی تو
هر دلی را پُر از محن می‌کرد
همه دیدند بعد تو ارباب
کهنه پیراهنی به تن می‌کرد

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

بعد از اذان ظهر زمین پر غبار شد
چشمان خیس علقمه تاریک و تار شد
وقتی عمود بوسه به پیشانی تو زد
قلبم شکست ، چشم قشنگت خمار شد
دستت که قطع شد همگی جنگجو شدند
فریاد میزدند ، چه شیری شکار شد
تو روی خاک بودی و دور و بر حسین
تا چشم کار کرد پر از نیزه دار شد
آن کودکی که جاش روی شانه ی تو بود
پایش به روی خاک پر از نیش خار شد
عباس ! خوب شد ندیدی بدون تو
ناموس اهلبیت به صحرا چکار شد
آه ای رکاب حضرت زینب بدون تو
یک کاروان به ناقه ی عریان سوار شد
شمشیر سیدالشهدا تا شکستنت
از داغ تو خمیده قد ذوالفقار شد
دستت هنوز دور علم بود روی خاک
این خاطره برای ابد ماندگار شد

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

ای پهلوان من نخواب عدو شیر میشود
این مرد دل شکسته از غم تو پیر میشود
ای قطره های خون تو نمک کربلای من
میبینم این زمین چگونه نمک گیر میشود
پیداست از نگاه زجر که ای تکیه حرم
کابوس دخترم بدون تو تعبیر میشود
تو فکر رفتنی و بعد تو هل من معین من
با سنگها و چوب و هلهله تفسیر میشود
تو فکر رفتنی و بعد تو من نیز میروم
این دستهای زینب است که زنجیر میشود
عباس چشم دشمنان همه دنبال خیمه هاست
برخیز غیرت خدا به خدا دیر میشود

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

افتاده ای برای چه از پا ؟ بلند شو
خوردم زمین کنار تو، از جا بلند شو
لشکر به قامت خم من خنده می کند
شد علقمه محل تماشا ، بلند شو
لب تشنه اصغرم دگر از حال رفته است
گوید رباب : حضرت دریا بلند شو
مادر فتاد روی زمین گفت : یا علی
تو هم به اسم اعظم بابا بلند شو
…یک جور می دهیم جواب سکینه را
باشد ، بیا به خیمه تو حالا ، بلند شو
من قول می دهم که به رویت نیاورد
که خالی است مشک تو سقا ، بلند شو
اکنون که خوانده ای تو برادر حسین را
خواهر بگو به زینب کبری ، بلند شو
ام البنین نیامده زهرا که آمده
بی دست من به خاطر زهرا بلند شو

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

چشم کردند حسودان قمرم را، چه کنم؟
این بلایی که غم آورده سرم را، چه کنم؟
تا شکستی همه جایِ تن ِ من تیر کشید
تو بگو پشت و پناهم کمرم را چه کنم؟
نیمه ی جانِ من از داغ پسر رفت ز دست
نیمه جانیست و این مختصرم را چه کنم؟
از خدا بی خبران تیر به مشکت زده اند
عطش اصغر خونین جگرم را چه کنم؟
من چگونه بدنت را ببرم تا خیمه؟
خنده و هلهله ی دور و برم را چه کنم؟
بعدِ تو فاتحه ی چادر و معجر خوانده ست
همه رفتند و تو رفتی و حرم را چه کنم؟

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

گل های خشک بی تو مسیحا ندیده اند
لب تشنه مانده اند که دریا ندیده اند
برخیز تا به خیمه مرا با خودت ببر
طفلان من شکستن بابا ندیده اند
برخیز تا که زود به سمت حرم رویم
نامحرمان هنوز حرم را ندیده اند
چشمت به خون نشسته اگر چه هزار شکر
دیگر کبودی رخ زهرا ندیده اند
این تیر را که خورده به چشمت حلال کن
این تیرها که چشم دل آرا ندیده اند
حالا بگو که دخترکانم کجا روند
آن ها که غیر سایۀ سقا ندیده اند

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

برخیز ای ستون حرم وقت خواب نیست
با من بیا به خیمه نیازی به آب نیست
این مشک را بگیر و ببر خیمه و بگو
یک قطره هم نبود و دیگر رباب نیست
شیرازه ات کجاست مفاتیح پاره ام
این برگ های پاره عزیزم کتاب نیست
بازی عشق را توشروع کرده ای ولی
بازی نیمه کاره نه جانم حساب نیست
وقت غروب بعد تو و قاسم و علی
دیگر برای ناقه ی زینب رکاب نیست
آن لحظه لااقل تو زجا خیز وخود بگو
بی رحم جانشین النگو طناب نیست
حرفی بزن عزیز دلم دق نده مرا
این مشک پاره پاره برایم جواب نیست

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

چند آسمان ورای تمنای ابرها
فریاد میزنند که مولای ابرها
بی تو قرار نیست ببارند غیر خون
این سرنوشت حتمی فردای ابرها
باران ! که چون نرفتن تو غیر ممکن است
لختی بمان به روی حرم جای ابرها
اطفال صف کشیده که بر شانه ات روند
چون دیدنیست دشت زبالای ابرها
از شرم آب شد بدنت تا بخار شد
از جسم توست تک تک اجزای ابرها
اینگونه شد که راز فراوانی غمت
پیوند میخورد به معمای ابرها
یک ماه گمشده ! به تمنای آب نیست
منظور خواهرت ز تماشای ابرها
در امتداد آبی سیر نگاه تو
پا میگذاشت قافله جا پای ابرها
برخیز چون به علقمه مه گرفته ات
خیره شده خدای تو از لای ابرها

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

هیچ دانی که امید همه عالم شده ای
در نفس های همه سینه زنان دم شده ای
همه دم ذکر تو بر روی منابر بر پاست
نه فقط شورش شب های محرم شده ای
من از این بوی گل علقمه هم دانستم
تو پسر خوانده نبوده که پسر هم شده ای
با نگاهی به تن زخمی این مشک پر آب
گوشه ی علقمه چون چشمه ی زمزم شده ای
دشمنت چوب علم دید و به پیش همه گفت
تو فدایی سرافرازی پرچم شده ای
زینب از چشم پر از خون حسینش پرسید:
نکند رفته برادر که چنین خم شده ای
باورم نیست که این صحنه به تصویر کشم
بعد تو گردن طفلان غل و زنجیر کشم

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

عاقبت لشگری ازتیر گرفتارش کرد
به زمین خوردن درعلقمه وادارش کرد
اولین مرتبه اش بود نشد برخیزد
تن بی دست خجالت زده از یارش کرد
دستش افتاد و نیفتاد علم از دستش
رحم الله به شیری که علمدارش کرد
ترک خشک لبش رو نمی انداخت به آب
غم چندین لب تاول زده ناچارش کرد
آبرو درخطر و مشک به دندانش بود
تیر نامرد به یک طفل بدهکارش کرد
گرچه خم شدکمرکوه ولی فایده داشت
سجده برهمت دریایی ایثارش کرد
سردرهم شده اش راسرنیزه بستند
زخمش انگشت نمای سربازارش کرد

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

سوار تشنه ای از سمت رود می آید
خدا به خیر کند دیر و زود می آید
کنار رود مگر اتفاقی افتاده
چقدر نیزه در آنجا فرود می آید
ولی شما خبر بد به بچه ها ندهید
کسی به سمت عمو با عمود می آید
مغیره،قنفذ،ملجم و شمر و حرمله ها
گیاه هرزه چرا به وجود می آید
غروب، منتظر مادری در اینجا باش
نشان، که با سر و روی کبود می آید
خدا نکرده مگر خیمه ها در آتش سوخت
میان دشت چرا بوی دود می آید
***
اشعارشهادت حضرت عباس علیه السلام ـ یوسف رحیمی
هرم عطش میان حرم پا گرفته بود
با مشک تشنه ای ره دریا گرفته بود
می رفت تا که زنده کند موج مرده را
روز نبرد هیبت سقا گرفته بود
لبهای تشنه اش ز ادب لب نزد به آب
اوج وفا و عاطفه معنا گرفته بود
باران سرخ نیزه و شمشیر و سنگ و تیر
کارش میان معرکه بالا گرفته بود
می آمد از شریعه و زخم سه شعبه ای
در چشمهای مشک و عمو جا گرفته بود
آبی که ریخت قطره به قطره به روی خاک
از او تمام دلخوشیش را گرفته بود
او دست داده بود و به جایش در آن عروج
بالی به وسعت همه دنیا گرفته بود
اما بپرس از همه نیزه دارها
بر روی نیزه ای سر او جا گرفته بود ؟
گلدشت علقمه که پر از بوی یاس شد
آن روز عطر چادر زهرا گرفته بود
مادر برای روز قیامت به روی دست
اسبابی از شفاعت فردا گرفته بود
آه ای فرات روز عطش نوش حادثه
با من بگو دل تو هم آیا گرفته بود ؟

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

من و اشک و علمداری که دیگر بر نمی خیزد
چه باید کرد با یاری که دیگر بر نمی خیزد
مریزید آب های بی حیا در این سرازیری
ز مشک آبرو داری که دیگر بر نمی خیزد
بیا و زخم های کهنه و نو را تماشا کن
کدامین زخم شد کاری که دیگر بر نمی خیزد
عمویی خواب رفت، از خواب افتادند چشمانی
مگو حرفی ز بیداری که دیگر بر نمی خیزد
خبر آمد تمام چشم ها باران شد و بارید
ببار ای گریه ی جاری که دیگر بر نمی خیزد
نگاه تشنه ی طفلی کنار خیمه می پرسد
میان گریه و زاری که دیگر بر نمی خیزد
کنار خیمه تا ده تا شمردی بارها اما
عزیزم از چه بشماری که دیگر بر نمی خیزد

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

ذات این قوم شرور است حواست باشد
کارشان کشتن نور است حواست باشد
زین همه حُسن و ملاحت لَجِشان می گیرد
چشم این طایفه شور است حواست باشد
بی نقاب و سپرت حمله نکن، این لشکر
رسمشان حمله ز دور است حواست باشد
تیرها و قمه ها نیزه و خنجرهاشان
همه در علقمه جور است حواست باشد
نگرانم نکند سوی تو باشد نوکش!
آخر این تیر قطور است حواست باشد
یا که این تیر به مشکت نخورد! مشک امروز
قیمتی تر ز بلور است حواست باشد
آب باید برسد تا به حرم هر طور است
و به هر زحمت و زور است حواست باشد

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

زیبا و با صفا شده ای احتیاط کن
مثل فرشته ها شده ای احتیاط کن
اوجی گرفته ای و به طوبی رسیده ای
هم قدِّ مرتضی شده ای احتیاط کن
مهتاب روی شانه ی تو آب زیر پات
یک دست تا خدا شده ای احتیاط کن
یک “ان یکاد” نذر خودت کن برادرم
خیلی گرانبها شده ای احتیاط کن
یک لشکر آمده که بگیرد تو را ز من
از بس که دلربا شده ای! احتیاط کن
دستت که قطع شد همشان جنگ جو شدند
حالا جداجدا شده ای احتیاط کن
ای وای حرمله سر زانو نشسته است
مقصود تیرها شده ای احتیاط کن
آهسته جابه جا شو و کم دست و پا بزن
دیبای نخ نما شده ای احتیاط کن
احساس می کنم پیِ طفلی ز روی نی
خیره به انتها شده ای احتیاط کن
ترسم بیفتی آخر عزیزم تکان نخور
بد روی نیزه جا شده ای احتیاط کن

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

دنیا به خود ندیده شبیه تو ماه را
اصلا تمام کرده پس از تو پناه را
لب های خشک و چهره معصوم کودکان
ناچیز کرده بود به چشمت سپاه را
با هیبتت مقابل روباه سیرتان
تصویر کرده بود خدا کوه و کاه را
گفتند بچه ها که عمو می رسد ولی
تیری گرفته بود مسیر نگاه را
خون لخته بسته بود و جهان سرخ سرخ سرخ
گم کرده بودی علقمه تا خیمه، راه را
کم کم صدای هلهله آمد حسین دید
از دست داده است دگر تکیه گاه را

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

بسته از خون دلم راه تماشا شده است
تشنگی لب تو حیرت دریا شده است
مادرت ام بنین نیست اگر بر سر تو
همه ی دشت پر از گریه ی زهرا شده است
داغ دست قلم و مشک و علم پیرم کرد
بی تو ناچار ترینم کمرم تا شده است
بین این لشگر سر مست غرور از بدنت
پاسخ گریه ی من خنده و هورا شده است
قسمتی از سر تو ریخته بر شانه ی من
وای بر من چقدر زخم سرت وا شده است
این تمام بدنت نیست علمدار رشید
چقدر فاصله در قدّ تو پیدا شده است
گرچه بد از روی زین نقش زمینت کردند
تکه های بدنت بر سر نی پا شده است
کاسه ی چشم کجا حجم سر تیر کجا
آه در چشم تو شمشیر سه پر جا شده است
میکشم تیر من از چشم تو برخیز ببین
چقدر چشم حرامی به حرم وا شده است
خیمه ی دختر من بی تو در امنیت نیست
سایه ی کعب نی حرمله پیدا شده است

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

خـداحافـظ امیـر باوفایـم
علـمـدار رشیـد بـاخـدایـم
یل نـام آور گلگـون لـوایـم
گل صـدپـارةخشکیده نایـم

خـداحافـظ یـل ببـریده دسـتـم
ببیـن در ماتـمِ رویـت شکستـم
خـدا دانـد  چه حالی شد نصیبـم
در آن وقتی که چشمان تو بستـم

گـل حیــدرنشـانِ مـهـربـانـم
امیـد سیـنـه هـای کـودکـانـم
در آغوشم سپردی جان به جانان
سـرِ نعشـت شنـو آه و فغـانـم

سپهدارم ، علمـدارم ، خداحافـظ امیرم
تقاصت را من از این دشمـن ملعون بگیرم
خـداحافـظ امیـر باوفایـم
خـداحافـظ گـلِ صـدپـارة مــن

قتـیـل دشـمـنِ مـکــارة مــن
به خیمـه اصغـرم لب تشنه مانده
امـان ازکـودکِ شیـرخوارة مــن
گـرفتـه بُغـضِ غـم راه گلـویـم

نمی دانـم سـر نعشت چه گویـم
چگونـه رو نمایـم سـوی خیـمـه
اگر پُرسَـد سکیـنـه کو عمویـم؟
سپهدارم ، علمـدارم ، خداحافـظ امیرم

تقاصت را من از این دشمـن ملعون بگیرم
خـداحافـظ امیـر باوفایـم
خـداحافـظ سپـه دار رشـیــدم
به ماننـدت به دنیا کس ندیــدم

تو را دیـدم شکستـه زیـر فولاد
منـم در زیـر ایـن ماتم خمیـدم
تـنـت آمــاج کیـن دیـدم دلاور
دو دستانـت جـدا از قـاب پیـکر

دم آخـر صدایـت  دلنشیـن بـود
چه شد خواندی مرا این دم بـرادر
سپهدارم ، علمـدارم ، خداحافـظ امیرم
تقاصت را من از این دشمـن ملعون بگیرم

خـداحافـظ امیـر باوفایـم
خـداحافـظ امیـر باوفایـم
علـمـدار رشیـد بـاخـدایـم
یل نـام آور گلگـون لـوایـم

گل صـدپـارةخشکیده نایـم
لب خشکیده ات آتش  به جان زد
عیـاری بـر وِلای عـاشـقـان زد
بـنـازم ای بــرادر بـر وفـایـت

که تأییدی به عشقی بی کران زد
دلم یکسو غم و یکسو نشاط است
غمم هجر و نشاطم در حیات است
که تا دنیـا به جا باشـد ابالفضـل

گل نامـت نگینـی بر فـرات است
سپهدارم ، علمـدارم ، خداحافـظ امیرم
تقاصت را من از این دشمـن ملعون بگیرم
خـداحافـظ امیـر باوفایـم

خـداحافـظ دلـم لبریز غـم شـد
گریبـانـم  فقـط آویـز غـم شـد
بهـار خیمـه هـایـم در فـراقـت
اسیـر پنـجـة  پـاییـز غـم شـد

سرایـم بـی تـو سامانـی نـدارد
عطـش درخیمـه درمانـی نـدارد
علی طفـل لب عطشـان صغیـرم
دگـر در پیـکـرش جانـی نـدارد

سپهدارم ، علمـدارم ، خداحافـظ امیرم
تقاصت را من از این دشمـن ملعون بگیرم
خـداحافـظ امیـر باوفایـم
خـداحافـظ کلامیسـت غمگنـانه

که اشـک از دیـده ام سازد روانه
ولـی جـانـا بـه دنبـال تـو آیـم
به زودی در نـبـردی عـاشـقـانه
ابـالـفـضــل ای عـلمـدار دلاور

یــل آزادة در خـــون شـنــاور
به حـقِّ اشـکِ مولا بر جبـیـنـت
شفاعـت سـروری کـن نـزد داور
سپهدارم ، علمـدارم ، خداحافـظ امیرم

تقاصت را من از این دشمـن ملعون بگیرم
خـداحافـظ امیـر باوفایـم
شاعر : محمدرضا سروری

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

یار وداع می‌کند، تاب وداع یار کو؟
وعده وصل می‌دهد، طاقت انتظار کو؟

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

از دیده دلم روز وداعش نگران شد
با قافله اشک در افتاد و روان شد

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

وداع کردی و چشمم روان شد از بر تو
کنون وداع دو چشم روان خویش کنم

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

سنگ را در ناله می‌آرد وداع دوستان
بیستون فریاد‌ها در ماتم فرهاد کرد

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

از آن به روز وداعت نهان شدم ز نظر
کز آب چشم روان فاش میشد اسرارم

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

هنگام وداع تو ز بس گریه که کردم
دور از رخ تو چشم مرا نور نماندست

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

تا آمدم که با تو خداحافظی کنم
بغضم امان نداد و خدا… در گلو شکست

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

دل را غم وداع تو در خون نشانده بود
حال خوشی نداشت‌که‌گویم چه حال داشت

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

ای بغض فرو خفته مرا مرد نگه دار
تا دست خداحافظی‌اش را بفشارم

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

زان پیش کز وداع تو جانم رود برون
مرگ آمده است و تنگ گرفتست در برم

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

یاد باد آنکه برون آمده بودی به وداع
وز سر کوی تو آهنگ سفر بود مرا

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

خداحافظ گل مریم گل مظلوم و پر دردم
نشد با این تن زخمی به آغوش تو بر گردم
نشد تا بغض چشمات رو به خواب قصه بسپارم
از این فصل سکوت و شرم غم بارون رو بردارم

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

خداحافظ برای تو چه آسان بود
ولی قلب من از این واژه لرزان بود
خداحافظ برای تو رهایی داشت
برای من غم تلخ جدایی داشت

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

این قصه هم رسیده به پایان خداحافظ
جان شما و خاطره‌هامان خداحافظ
من می‌روم بدون تو، اما دعایم کن
در اولین تراوش باران خداحافظ

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

خداحافظ گل مریم گل مظلوم و پر دردم
نشد با این تن زخمی به آغوش تو بر گردم
نشد تا بغض چشمات رو به خواب قصه بسپارم
از این فصل سکوت و شرم غم بارون رو بردارم

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

تو را از دور می‌بوسم به چشمی‌تر خداحافظ
مرا باور نکردی می‌روم دیگر خداحافظ
مرا لایق ندیدی تا بپرسی حال و روزم را
برو با دیگران‌ای بی وفا دلبر خداحافظ

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

چگونه بگذرم از عشق، از دلبستگی هایم؟
چگونه می‌روی با اینکه می‌دانی چه تنهایم؟
خداحافظ، بدون تو گمان کردی که می‌مانم
خداحافظ، بدون من یقین دارم که می‌مانم

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

برو‌ ای خوب من هم بغض دریا شو خداحافظ
برو با بی کسی هایت هم آوا شو خداحافظ
تو را با من نمی‌خواهم که ما معنا کنم دیگر
برو با یک من دیگر بمان ما شو خداحافظ

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

خدا لعنت کند بر واژه‌ها حتی خداحافظ!
که یعنی آتشی افتاده در من با خداحافظ!
سکوت افتاده مثل رعشه‌ای بر استخوانهایم
شبیه موج سرد ساحل دریا خداحافظ

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

دلم شاخه‌ای
که می‌خواهد با پرنده پرواز کند
دلم شاخه‌ای
که در وداع پرنده، تکان می‌خورد
پرنده‌ها از شاخه می‌پرند

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

سلام
خداحافظ!
چیز تازه‌ای اگر یافتید
بر این دو اضافه کنید
تا بل باز شود این در گم شده بر دیوار

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

فصل‌ها
رنگ به رنگ
در لباست جا به جا می‌شوند
از آستینت
جنگلی روییده است
و هزار باغ پنهان
در سینه داری
تا همیشه برای خداحافظی
از لباست
برف ببارد

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

بهار که پرستو‌ها می‌آیند من کوچ می‌کنم
مقصد من شهر آرزو‌های آبی‌ست
بهار که بیاید شکوفه‌ها ناخواسته می‌شکفند
و من با چمدانی پر از برف به سوی خورشید می‌روم
لحظه‌ی ناب دل کندن از نداشته هایم
و خداحافظ‌ ای داشته‌های من

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

شب روی شانه من خواب می‌بیند
و شب پره‌ها از من و شب
با تردید می‌گذرند
و او که بهترین آرزو‌ها را برایم داشت
هفده بار بیشتر از من
خداحافظی را آزموده است
و این فاصله‌ای نیست
که با دعا و دویدن پر شود
تسبیح مادربزرگ گم شده
و من عجیب خوابم می‌آید

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

روز وداع گریه نه در حد دیده بود
توفان اشک تا به گریبان رسیده بود
نزدیک بود کز غم من ناله برکشد
از دور هر که ناله زارم شنیده بود
دیدی که:، چون به خون دلم تیغ برکشید؟
آن کس که جان بخوش دلش پروریده بود
آن سست عهد سرکش بدمهر سنگدل
ما را به هیچ داد، که ارزان خریده بود.
چون مرغ وحشی از قفس تن رمیده شد
آن دل، که در پناه رخش آرمیده بود
زان دردمند شد تن مسکین، که مدتی
دل درد آن دو نرگس بیمار چیده بود
روز وداع دل بشد از دست و حیف نیست
کان روز اوحدی طمع از جان بریده بود
اوحدی

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

چابکسواری آمد و لعبی نمود و رفت
نی نی عقابی آمد و صیدی ربود و رفت
آن آفتاب کشور خوبی چو ماه نو
ظرف مرا به آن می‌تند آزمود و رفت
نقش دگر بتان که نمی‌رفت از نظر
آن به تن به نوک خنجر مژگان زدود و رفت
تیری که در کمان توقف کشیده داست
وقت وداع بر دل ریشم گشود و رفت
حرفی که در حجاب ز گفت و شنود بود
آخر به رمز گفت و به ایما شنود و رفت
از بهر پای بوس وداعی که رویداد
رویم هزار مرتبه بر خاک سود و رفت
افروخت آخر از نگه گرم آتشی
در محتشم نهفته برآورد دود و رفت
“محتشم کاشانی”

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

بگذار تا بگرییم، چون ابر در بهاران
کز سنگ ناله (گریه) خیزد روز وداع یاران
هر کو شراب فرقت روزی چشیده باشد
داند که سخت باشد قطع امیدواران
با ساربان بگویید احوال آب چشمم
تا بر شتر نبندد محمل به روز باران
بگذاشتند ما را در دیده آب حسرت
گریان چو در قیامت چشم گناهکاران‌
ای صبح شب نشینان جانم به طاقت آمد
از بس که دیر ماندی، چون شام روزه داران
چندین که برشمردم از ماجرای عشقت
اندوه دل نگفتم الا یک از هزاران
سعدی به روزگاران مهری نشسته در دل
بیرون نمی‌توان کرد الا به روزگاران
چندت کنم حکایت شرح این قدر کفایت
باقی نمی‌توان گفت الا به غمگساران

“سعدی”

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

به تودیع تو جان می‌خواهد از تن شد جدا حافظ
به جان کندن وداعت می‌کنم حافظ خداحافظ
ثنا خوان توام تا زنده‌ام، اما یقین دارم
که حق، چون تو استادی نخواهد شد ادا حافظ
من از اول که با خوناب اشک دل وضو کردم
نماز عشق را هم با تو کردم اقتدا حافظ
تو صاحب خرمنی و من گدایی خوشه چین،
اما به انعام تو شایستن نه حد هر گدا حافظ
بروی سنگ قبر تو نهادم سینه‌ای سنگین
دو دل با هم سخن گفتند بی صوت و صدا حافظ
در اینجا جامه شوقی قبا کردن نه درویشی است
تهی کن خرقه‌ام از تن که جان باید فدا حافظ
تو عشق پاکی و پیوند حسن جاودان داری
نه حسنت انتها دارد نه عشقت ابتدا حافظ
مگر دل می‌کنم از تو بیا مهمان به راه انداز
که با حسرت وداعت می‌کنم حافظ خداحافظ

“شهریار”

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

مثل بوسه‌ی پیش از خداحافظی
تکلیفت روشن نیست
من چقدر ساده ام
که هنوز فکر می‌کنم
روز‌های آخر پاییز
تمام طلسم‌ها باطل می‌شود
و تو مرا فتح خواهی کرد

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

به یاد تو هستم
کاش
خداحافظی نمی‌کردی و می‌رفتی
من عمری خداحافظی تو را
به یاد داشتم
پاییز پشت پنجره
استوار ایستاده است
مرا نظاره می‌کند
که چرا من
هنوز جهان را ترک نکرده‌ام
من که قلب فرسوده دارم
من که باید با قلب فرسوده
کم کم تو را فراموش کنم

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

هرگز نگو خداحافظ
خداحافظی با تو
سلام گفتن به در به دری‌هاست
و در آغوش کشیدن
تمام تنهایی‌ها.
ترس‌ها.
سرگشتگی‌ها…
هرگز نگو خداحافظ
خداحافظی با تو.
منجمد شدن قلب هجده ساله‌ای‌ست
که نام تو را آواز می‌داد
به تپیدن‌های خود…
در الوداع هر دیدار
پی واژه‌ای می‌گردم
به جای خداحافظ.
تا با آن بباورانم به خود
که دوباره دیدنت محال نیست!
حرفی شبیه می‌بینمت.
تا بعد.
به امید دیدار…
حرفی که نجاتم دهد
از هراس دوباره ندیدن تو!
به من که عمری
لبریز بوده‌ام از سلام‌های بی جواب
هرگز نگو خداحافظ …

متن نوحه پسر عمو خداحافظ

خداحافظ خداحافظ، عزیزِ مهربانِ من
تو‌ای تنها ستاره در تمامِ کهکشانِ من
خداحافظ خداحافظ سرآغازِ کتابِ من
تو‌ای مرموزِ راز آلود، سوالِ بی جوابِ من
خداحافظ خداحافظ،‌ای عشقِ جاوِدانِ من
همیشه همدم و همراز، تو ماهِ آسمانِ من
خداحافظ خداحافظ سیَه چشمِ سیه گیسو
تو که قلبِ مرا کردی به سحرِ چشمِ خود جادو
خداحافظ خداحافظ، تو‌ای زیباتر از رویا
خداحافظ خداحافظ، تو‌ای آبی‌تر از دریا
خداحافظ خداحافظ، تو‌ای جاری مثالِ رود
خداحافظ خداحافظ، همیشه تا ابد بدرود

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

خداحافظ همین حالا، همین حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطی که بفهمی،‌تر شده چشمام
خداحافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید
به یاد آسمونی که منو از چشم تو می‌دید
اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده است
نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده است
خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویا‌ها
بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا
خداحافظ… خداحافظ… همین حالا

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

وداع آخرم با تو
وداعم با نفس‌هامه
ببین نزدیکه ویرون شم
رفیقم قلب تنهامه
یه دریا تو چشام دارم
شبم سرریز بارونه
بدون تو کسی جز من
کنار من نمی‌مونه
نه همراهی که راهی شه
نه دستی که پناهی شه
نه فانوسی که پایانِ
هراس کوره راهی شه
چشام خیسن خداحافظ
عزیز من خداحافظ
دلم خونه خداحافظ
پشیمونه خداحافظ
تمومه عمر آوازم
دیگه خاموش خاموشم
نمیری هرگز از یادم
من از یادت فراموشم
شروع رفتنت بی من
شروع شعر اندوهه
بدون بعد از تو یاد تو
برام سنگین‌تر از کوهه
غزل سردرگمه بی تو
ترانه بوی غم داره
دیگه دستای لرزونم
تب دستاتُ کم داره
چشام خیسن خداحافظ
عزیز من خداحافظ
دلم خونه خداحافظ
پشیمونه خداحافظ

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

به خداحافظی تلخ تو سوگند، نشد
که تو رفتی و دلم ثانیه‌ای بند نشد
لب تو میوه‌ی ممنوع، ولی لب‌هایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند، نشد
بی قرار توام و در دل تنگم گله‌هاست
آه بی تاب شدن عادت کم حوصله‌هاست
با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند نشد
هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه خداوند نشد
خاطرات تو و دنیای مرا سوزاندند
تا فراموش شود یاد تو هر چند نشد
من دهان باز نکردم که نرنجی از من
مث زخمی که لبش باز به لبخند، نشد
بی قرار توام و در دل تنگم گله‌هاست
آه بی تاب شدن عادت کم حوصله‌هاست
“فاضل نظری”

متن نوحه بیا یکدم به بالینم پسر عمو خداحافظ

خداحافظ‌ ای چشمه روشنایی
خداحافظ‌ ای غربت و آشنایی
خداحافظ‌ ای قصه ناتمامم
خداحافظ‌ ای روح خواب و خیالم
خداحافظ‌ ای خواب شیرین مــن
خداحافظ‌ ای عشق دیرین من
خداحافظ‌ ای سربـــه سر زندگی
خداحافظ‌ ای دین و آیین مـــن
خداحافظ‌ ای شادی لحظه هایم
خداحافظ‌ ای مهربان خیالم
خداحافظ‌ ای راز پنهان قلبم
خداحافظ‌ ای شادمانی هر دم
خداحافظ‌ ای اشک جاری ز چشمم
خداحافظ‌ ای عشق پاک سرشتم
خداحافظ‌ ای ناله‌های شبانه
خداحافظ‌ ای عاشق بی بهانه
خداحافظ‌ ای شور عشق و جدایی
خداحافظ‌ ای لحظه‌ی آشنایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *