متن غمگین دایی کجایی

متن غمگین دایی کجایی

خانه بدون مادرخونمون خالیه از تو، رفتی تو واسه همیشهدست همیشه به معنای آغوش نیست !گاهی فقط امنیت است . . .مثل دست مادرکاش هیچ وقتدستانت را از من نمی گرفتیسال نو مبارک مادرم

متن غمگین دایی کجایی

متن غمگین دایی کجایی

دوباره به نبودنت می رسم !
و این ماجرا تا صبح ادامه دارد…انگار خواب دیدنت هم محال شدهعیدت مبارک بهترین مامانی دنیا

متن غمگین دایی کجایی

حسرت یعنیبعضی‌ها سعادت گفتن کلماتی را دارند کهبرخی حسرت گفتنش را دارند؛مثل عیدت مبارک مامان جون

متن غمگین دایی کجایی

بهار امسال بی تو برایم از پاییز غم انگیز تر استنوروز مبارک مادر عزیزم

متن غمگین دایی کجایی

بهار نمیشود بدون مادربهار می آیداماتو رفته اینه امسالنه صد سالزمستان منبدون توبهار نمیشوددرخت خشکیده عمر منبدون تو مادرمجوانه نمی زندخنده بر لبان منبی تو نمی آیدعیدت مبارک مامان جونم

متن غمگین دایی کجایی

روزی اگر خدا قدرت تکرار لحظه هارا به من میداد…در تمامش تو را برای خودمتکرار میکردم…عیدت مبارک مادرم

متن غمگین دایی کجایی

من به داغ تو جوان رفته ز دنیا چه کنمبهر هر درد دوائیست به جز داغ جوانمن به دردی که بر او نیست مداوا چه کنماولین عیدی که کنارم نیستیروحت شاد مادرمیاد مادریادت هرشب از سقف اتاقم چکه میکنددیوانه وار به یادتمعیدت مبارک مامانی خوبم

متن غمگین دایی کجایی

دست همیشه به معنای آغوش نیست !گاهی فقط امنیت است . . .مثل دست مادرکاش هیچ وقتدستانت را از من نمی گرفتیسال نو مبارک مادرم

متن غمگین دایی کجایی

کاش بودی سرم را روی شانه هایت می گذاشتم و می بوسیدمتوقتی بودی آن قدر بزرگ نبودموقتی هم که رفتی بزرگ نشدمدستهایم سرد استکاش بودی دستم را می‌گرفتیکجایی ؟مادر عزیزم کجای این آسمانی ؟عیدت مبارک عزیزم

متن غمگین دایی کجایی

نمیدونید چقدر تلخهبجای این که سفره هفت سین را توی خونه بچینیباید اون را روی سنگ قبر مادرت بچینییه سنگه سرد رو جای دستای گرم مامانت ببوسیقدر مامان هاتون رو بدونیدخیلی زود دیر میشه..دوست دارم مامانیی . . .عیدت مبارک مامانیی

متن غمگین دایی کجایی

روز ها آمدن و رفتنروز تمام شدشب همه جا رافرا گرفتاگر تو بودی باز هم خورشید طلوع میکردباز هم ستاره چشمک میزداما تو نیستینه دیگر روز روشن میشودنه دیگر بهار می آیدنه دیگر ماهی کوچولو میخنددنه دیگر سال تحویل میشودعیدت مبارک مادرم

متن غمگین دایی کجایی

مادرم شب که می شوددوباره به نبودنت می رسم !
و این ماجرا تا صبح ادامه دارد…انگار خواب دیدنت هم محال شدهعیدت مبارک بهترین مامانی دنیا

متن غمگین دایی کجایی

آب را گل نکنیممادرم در خاک استعید را جشن نگیریممادرم در خاک است

متن غمگین دایی کجایی

میدونی دلتنگی یعنی چی ؟
دلتنگی یعنی این کهبشینی به خاطراتت با مادرت فکر کنی ..
اونوقت یه لبخند بیاد رو لبت ..
ولی چند لحظه بعد …
شوری اشکهای لعنتیشیرینی اون خاطره ها رو از یادت ببرند

متن غمگین دایی کجایی

واسم خیلی سخته تحمل دوریتهیچوقت دوست ندارم رفتنت را باور کنمقهرمان زندگیم ، مادرم…

متن غمگین دایی کجایی

امسال اولین سالی است که نیستیجای خالی اتدر قلبم میکوبدبدون تونه امسالنه صد سال دیگراین زمستان بهار نمیشود..

متن غمگین دایی کجایی

نبودنِ تــو
فقط نبودنِ تو نیست
نبودنِ خیلی چیزهاست…
کلاه روی سَرمان نمی‌ایستد !
شعر نمی‌ چسبد…
پول در جیب‌مان دوام نمی‌آورد !
نمک از نان رفته !!!
خنکی از آب………….
ما بی‌تو فقیر شده‌ایمپــــــــدرم

متن غمگین دایی کجایی

مادر که نباشددر این دنیای سردبی تکیه‌گاه و تنهاییعیدت مبارک مادرم

متن غمگین دایی کجایی

سال تحویل شد و منتمام دلتنگی هایم رابه جای تودر آغوش می کشمچقدر جایت میان بازوانم خالیستنوروز مبارک مادرم

متن غمگین دایی کجایی

بی همگان به سر شودبی مادر به سر نمیشود..گر مادر نباشی یار منگشت خراب کار منمونس و غمگسار منبی‌ مادر به سر نمی‌شودبی مادر نه زندگی خوشمبی‌ مادر نه مردگی خوشمسر ز غم مادر چون کشمبی‌ مادر به سر نمی‌شودعیدت مبارک مادرم

متن غمگین دایی کجایی

امسال نیستی که موقع تحویل سال بهم لبخند بزنیاما قاب عکستروی دیوار داره نگاهم میکنهلبخند بی وقفتاز زیر شیشهقلبم رو از جا میکنهچه بی رحمانه نیستی مادر

متن غمگین دایی کجایی

بهار امسال بی تو برایم از پاییز غم انگیز تر استنوروز مبارک مادر عزیزم

متن غمگین دایی کجایی

چه عجیب است رسم روزگارتویی که بهترین بهارها را برایم رقم زدیامسال با رفتنت بد ترین عید را تجربه میکنمامید‏وارم هرچه زود ترتو را در آغوش بگیرم مامانی عزیزمعیدت مبارک مامانی عزیزم

متن غمگین دایی کجایی

سال من بدون تو تحویل نمیشودسالی که تو را از من گرفتهمان بهتر که تا سالیان سال بماندتحویل شود که چه ؟سالی که تو نیستی نباید تحویل شود

متن غمگین دایی کجایی

برای من معنی تولد اینه کهیک سال پیرتر شدم !همین ..

متن غمگین دایی کجایی

تولدم را با یک کیک تنهاییچند شمع اشکو یک کادو پیچیده به اندوهجشن میگیرم

متن غمگین دایی کجایی

تولدت مبارک … چه حرف خنده داری ،چه فایده داره وقتی ، تو گل برام نیاری !

متن غمگین دایی کجایی

در آستانه چند سالگی ام ؟با احتساب روز ها صد سال خسته امبا احتساب شب ها هزار سال منتظرمبا احتساب عشق چند سال است که مرده ام .

متن غمگین دایی کجایی

هیچ چیز دردناک تر از این تصویر نیستکنار کیک تولدت می نشینی همه دوستان ، خانواده و آشنایان کنارت هستندهمه شاد هستند و برای تو آرزوی خوشبختی و سلامتی و شادی دارنداما تو شاد نیستی ….در نگاه تو جای خالی تنها یک نفر حضور این همه مهمان را بی معنی بی فایده میکندهمان یک نفری که سال گذشته وقتی شمع تولدت را فوت میکردی در کنار تو بودو تو خود را در کنار او خوشبخت ترین آدم روی زمین می دیدیتولد غمگین تو … تنها از سر دلتنگی کسی است که دیگر کنارت نیستو تنها هدیه اش برای روز تولد تو انبوهی از خاطرات مشترکی است که هنگام رفتن جا گذاشته است . …هر چه جلو تر می رویم تنهایی آدم ها مثل علم و تکنولوژی و خیلی چیز های دیگر هر روز رشد میکند !تنهایی آدم ها رشد میکند و هی بزرگ و بزرگت می شود…اینطوری است که بعید نیست مدام این جمله را در روز تولد بشنویم …تولدت مبارک من …تولدم مبارک نیست …

متن غمگین دایی کجایی

امروز تولدم بود. نه صمیمی ترین دوستم، نه خانواده‌ام یادشان نبود. اشکالی ندارد، خودم به جای همه می‌گویم: خودم جان! تولدت مبارک

متن غمگین دایی کجایی

تاریخ‌های خاصی در زندگی همه ما وجود دارند که هرچقدر هم کارهای دنیا مشغول‌مان کرده باشد محال است فراموش‌شان کنیم؛ درست مثل امروز، تولدم مبارک

متن غمگین دایی کجایی

تولدت مبارک، چه حرف خنده داری
چه فایده داره وقتی تو گل برام نیاریعجب مانند امشب داره می‌سوزه چشمام
دورم شلوغه اما انگاری بینهایت تنهامواسه چی زنده باشم جشن چیو بگیرم
من امشبو نمی‌خوام دلم می‌خواد بمیرمتولدم مبارک نیست دلم گرفته غمگینم
هوای خونه دلگیره تو رو اینجا نمی‌بینمتولدم مبارک نیست شکسته قلب داغونم
تو نیستی و من از دوریت خودم رو مرده می‌دونمهیشکی خبر نداره چقد هواتو کردم
چقد دلم می‌خواد تو باشی دورت بگردمهیشکی خبر نداره دارم به زور می‌خندم
نمی‌دونن چرا من چشمامو هی می‌بندمچشمامو من می‌بندم تا منتظر بشینم
شاید تو این سیاهی بازم تو رو ببینمتولدم مبارک نیست دلم گرفته غمگینم
هوای خونه دلگیره تو رو اینجا نمیبینمتولدم مبارک نیست شکسته قلب داغونم
تو نیستی و من از دوریت خودم رو مرده می‌دونم

متن غمگین دایی کجایی

تولدم مبارکه تنها دو تا کلمه است بدون هیچ احساسی پشت اون
گفتند و تکرارش کردم
خودم که می‌دونم تولدم مبارک نیست
خودم که می‌دونم توی دلم چی می‌گذره

متن غمگین دایی کجایی

امروز تولدمه. منتظر بودم بهم تبریک بگی ولی انگار واقعا فراموشم کردی. تولدم مبارک

متن غمگین دایی کجایی

وقتی تو نیستی که تولدم را تبریک بگویی…
با یک قلب افسرده و غمگین و تنهامطمئن باش
تولدم مبارک نیست

متن غمگین دایی کجایی

من صادقانه روز تولدم بغض می‌کنم، وقتی می‌بینم تو این چنین کودکانه شاد و سرخوش هستی. باشد، قبول، تولدم مبارک

متن غمگین دایی کجایی

امشب شب تولد منه
اما من هیچی ندارم برای ترکوندن
بجز بغض
تولدم مبارک نیستامشب شب تولد منه
اما هیچ‌کس یادش نیست
بجز خودم
تولدم مبارک نیست

متن غمگین دایی کجایی

وقتی تو نیستی که تولدم را تبریک بگویی…
با یک قلب افسرده و غمگین و تنها
مطمئن باش
تولدم مبارک نیست

متن غمگین دایی کجایی

هر سال من به تو تولدت را تبریک می‌گویم اما خودم مجبورم به خودم بگویم: تولدم مبارک. تو کجایی پس؟

متن غمگین دایی کجایی

تولدم مبارک نیست چون دیگه حسی ندارم راجع به تولدم
اون آدمی که هرسال تولدش را تبریک می‌گفتید دیگه مُرده
تولد کی را تبریک می‌گید آخه؟

متن غمگین دایی کجایی

فردا تولد من است. امسال با هر سال فرق دارد چون خودم اول از همه به خودم گفتم: تولدم مبارک. دوست داری دومی تو باشی؟

متن غمگین دایی کجایی

امروز تولد منه و من توی این دنیا کسی را ندارم که بهم تبریک بگه جز خودم. تولدت مبارک من

متن غمگین دایی کجایی

تولدم مبارک نیست بی‌انصاف… وقتی تو تبریک نگویی…

متن غمگین دایی کجایی

تقویم ورق خورد تا رسید به امروز. روزی که هیچ‌کس حتی خودم را خوشحال نمی‌سازد. تولدم مبارک

متن غمگین دایی کجایی

تولدم مبارک نیست چون تو پیش من نیستی، این را بدان که تا ابد به یادت هستم و به جای تو… آه!

متن غمگین دایی کجایی

امروز دقیقا روز سالگرد غم های درونی دل سودای من است.روزی که من با غم و غصه به دنیا آمدمو سال ها و سال ها به همین منوال با غم روز و روزگار سپری کرده امو اینک در روز تولدم باز هم همان روزهایی را به یاد می آورمکه تکرار هر ساله من در روز تولدم می باشد.تکرار غم و غصه ها،سالگرد تمامی روزهای سیاهی که در دفتر زندگی من گذشته اند.روز تولد سیاه و غمگینم مبارک باد.

متن غمگین دایی کجایی

وقتی به در و دیوار اتاقم نگاه می کنمکه با هاله ای از غم و اندوه به هم دوخته شده اند،دلم باری دیگر برای خودم می سوزدکه نه تزیینی روی دیوارهاستو نه انتظار کسی را می کشمکه پشت این درب و پنجره ها چشم به انتظار آن باشم.

متن غمگین دایی کجایی

تولدم شد و یک ‌سال دیگه هم گذشت…اولش همه شبیه هم هستیم، کوچولو و کچل!حتی صداهامون هم شبیه به هم‌ دیگه‌ست.با اولین گریه بازی شروع می‌شه هی بزرگ می‌شیمبزرگ و بزرگ‌تر اون‌قدر بزرگ که یادمون می‌ره یه روز کوچولو بودیم!دیگه هیچ چیزی‌مون شبیه به هم نیست، حتی صداهامون.گاهی با هم می‌خندیم، گاهی به هم!گاهی دوست می‌داریم و گاهی متنفر می‌شیم.یک سال دیگه گذشت

متن غمگین دایی کجایی

وقتی تک و تنها در روز تولدم این روز ماندگار را می گذرانمتازه احساس می کنم که هیچ کس بهتر از خودمو بیشتر از خویشتن خودم من را دوست نداردو به یاد من نیست.تنها کسی که در تمام لحظات زندگی همراه من است،خود خودم هستمو من تولدم را به این فرد تنهای نشسته بر کنج دلم تبریک می گویم.تولدم مبارک

متن غمگین دایی کجایی

زندگی رانفسی ارزش غم خوردن نیست و دلم بس تنگ است،بیخیالی سپر هردرد است باز هم میخندیم، آنقدر میخندیم که غم از رو برود.

متن غمگین دایی کجایی

شلوار چهار سالگیت رو بپوش ! ببین چقدر تنگ شده براتاندازه همون دلم تنگ شده برات !

متن غمگین دایی کجایی

آنچه از من تا تو گسترده شده، فاصله نیست، دنیاییست پر از “دلتنگی”

متن غمگین دایی کجایی

دلم بهانه میکند طلوع دیدن تورا ، تا به کجا دلم کشد حسرت دیدار تورا.

متن غمگین دایی کجایی

بی تو این فاصله ها طاقت من را برده / ساعتم زنگ زده ، عقربه هایش مردهکاش باور کنی از دوری تو دلتنگم / این دل خسته ام از دوری تو پژمرده . . .

متن غمگین دایی کجایی

فریادها را همه میشنوند هنر واقعی شنیدن صدای سکوت است. بیصدا به یادتم..

متن غمگین دایی کجایی

هرچه دلدار بکرد با دل ما خوش باشد / خوش بسوزد دل ما گر دل او خوش باشد
ما که رفتیم ولی یاد دلش در دل ماست / خوش بمانم که اگر بی دل ما خوش باشد.

متن غمگین دایی کجایی

دلتنگم و دیدار تو درمان من است / بی رنگ رخت زمانه زندان من است
بر هیچ تنی مباد و بر هیچ دلی / آنچه از غم هجران تو بر جان من است

متن غمگین دایی کجایی

دیگه به نبودت عادت کرده بودم
خو دمو با خیالت راحت کرده بودم
دو باره زد به سرم شعر دلتنگی بگم
برای دل خو دم شعر غریبی رو بگم

متن غمگین دایی کجایی

زندگی قشنگه اگه با تو باشه… مرگ قشنگه اگه برای تو باشه… دلتنگی قشنگه اگه به
خاطر تو باشه… من قشنگم اگه با تو باشم اما تو هرجور که باشی قشنگی

متن غمگین دایی کجایی

نوازشگر خوبی نبودی
سفید شده !
تار مویی را که قسم خوردی با دنیا عوضش نمیکنی . . .

متن غمگین دایی کجایی

ﺩﺭﺩﯾﻌﻨـﯽ :
ﺍﻣﺸﺒــﻢ ﻣﺜــﻞ ﺷﺒــﺎﯼ ﺩﯾﮕـﻪ
ﺭﻭ ﺗﺨﺘﺖ ﺩﺭﺍﺯ ﺑﮑﺸـــﯽ
ﺁﻫﻨﮕــــ ﺑــﺰﺍﺭﯼ ﻭ ﺑـﺎﺯﻡ ﻓﮑــﺮ ﮐﻨــﯽ
ﺑـﻪ ﺣﺮﻓﺎﯾـــﯽ ﮐــﻪ ﺑﺎﻫــﻢ ﻣﯿﺰﺩﯾــم…
به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ خیلی همراهم بودی….
به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ حتی یه نگاهش برات یه دنیا ارزش داره…
به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ چقدر باهم دعوا کردیم و آشتی کردیم…
به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ کلی حرف توی دلت میمونه و نمیتونی بهش بگی…
ﺑﻪ ﺍﯾﻨـﮑـﻪ….
لعنت به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ ها….
ﻭ ﻣﺜـــﻞ ﻫﻤﯿﺸــﻪ ﭼﺸﻤــﺎﺕ بایــد ﺗﻘﺎﺻـــ ﭘﺲ ﺑـــﺪن…

متن غمگین دایی کجایی

از من ک گذشت…اما اگر باز درسرت هوای خداحافظی داشتی از همان ابتدا سلامی نکن…

متن غمگین دایی کجایی

دوستت دارمهایت ” را به بــــــــاد می سپارم
بگذار تمامی ِ کودکان جهان غرق شوند در
شادی ِ ترکاندن حبابهای ذهن نارنجی تو …. !

متن غمگین دایی کجایی

تجربه کافه رفتن دو نفره ندارم
اما تا دلت بخواهد، تنها قدم زده امتنها کافه رفته ام
تنها در باران چرخیده ام
تنها با مشکلات جنگیده ام
هیچ سلیقه مردانه ای
در خرید لباس هایم دخیل نبود
نمیدانم دو نفره شدنه این تجربه ها چقدر قشنگ استاما تا به امروز راضی بوده ام
و با تمام تنها بودنم
میتوانم از ته دلم بخندم
فقط خدا میداند تا کی قرار است
خودم حال خودم را خوب کنم…سیما_امیرخ

متن غمگین دایی کجایی

گذاشته ام همه خیآل کنند
از یآدت برده ام
پنهآنی دوست داشتنت
حآلی دارد که نپرس

متن غمگین دایی کجایی

و …
« چه حرفهایی »
که در میان حنجره‌ ام
دق می‌کند…

متن غمگین دایی کجایی

پی نبری به جان ما بس که مثال خنده ام
غم نرسد به چهره ام گرچه خراب عالمم

متن غمگین دایی کجایی

شنیده ام ز پنجره سراغ من گرفته‌ای
هنوز مثل قاصدک میان کوچه پرپرمحسین_منزوی

متن غمگین دایی کجایی

من مانده ام
اگر موهایت نبود
باد را چگونه نقاشی میکشیدم…

متن غمگین دایی کجایی

تمام زندگی ام پشت سرم است.
تمامش را می بینم
شکلش را و حرکات آرامش را که مرا تا اینجا کشانده اند می بینم.
مطلب کمی می شود درباره اش گفت: بازی باخته ای است، فقط همین.
ژان پل سارتر

متن غمگین دایی کجایی

پروردگارا !
تمامِ حرفهایی
که در سـرم هست
ده‌ هـــا کتــاب مـی شود،
امّـــا تمام چیزهایی که در دلـم هست،
در دو کلمه خلاصه میشود :
” شکرت و سپاس”

متن غمگین دایی کجایی

یکی میرود،ویکی هرروزاز خودش میپرسدمگر خودش
مرا انتخاب نکرده بود ..؟!آهای سنگ نزن
روی این شیشه دلی کنده شده سنگ نزن
فکر ِ تعویض خودت باش مرا رنگ نزن
دوست دارم نفسم با نفست باز شود
قدمی پیش بیا …..صحبت فرسنگ نزن
داده ام روی دلم عکس تو را گل بکشند
روی این شیشه دلی کنده شده سنگ نزن

متن غمگین دایی کجایی

تَمامِ دلتنگی هایَم را بَرایش نوشته ام؛
خَط به خَط…
روز به روز…
ساعَت به ساعَت…‌
‌امّا میترسَم!
میترسَم از اینکه بخوانَد وَ با پوزخَندی از کنارَش رَد شوَد!
میترسَم از اینکه بخوانَد وَ با یک “مرسی” گُفتَن،
تمامِ تَصوراتَم را خَراب کنَد!
میترسَم از اینکه یک نفَر قبل از مَن،
تمامِ اینها را برایَش گفته باشَد!
شُجاعتَم تا همین حَد بود؛
“بَرایَش نِوشتَن”
مَن جراتِ ارسالَش را ندارَم!

متن غمگین دایی کجایی

دلتنگی می دانی چیست؟!
غرق شدن در یادت،
فکر به صدایت،
و مرور هر شب خاطراتت…
دلتنگی ساده تر از همه معانی است
دلتنگی یعنی
“تو” نباشی
و
“من” تو را زندگی کنم

متن غمگین دایی کجایی

مگر چند بار تکرار میشود در زندگی ام کسی مثل تو… اصلا مگر تکرار میشود ؟
باید احمق باشم که از دستت بده ام ، احمق..

متن غمگین دایی کجایی

از سر دلتنگی
به صدای
اولین نمکی که از کوچه بگذرد
می فروشم دلم را
امیرعلی_قربانی

متن غمگین دایی کجایی

نمیدانستم دلتنگی،، دل نازکم میکند…
انقدر که به هر بهانه کوچکی چانه ام بلرزد و چشم هایم خیس اشک شود..!!
نمیدانستم دلتنگی،، ضعیفم میکند…
آنقدر که کوه استوار غرورم زیر بار ندیدنت کمر خم کند..!!
نمیدانستم دلتنگی،، کودکم میکند…
انقدر که در نبودنت ساعتها گوشه ای بنشینم و با همه
دنیا قهر کنم..!!
نمیدانستم………..!!

متن غمگین دایی کجایی

شب را به دوزخ سکوت
سر می کنم
و تاولهای دلتنگی
بر دلم سخت می جنبند
وعجیب آرامم میکند
ستاره ای که به نام تو
قرعه بر دلم افکندهمریم پورقلی

متن غمگین دایی کجایی

به حدی از سینگلی رسیدم
که دیشب خودم به خودم اس ام اس دادم : عزیزم رسیدی خبر بده
بعد یادم رفت خبر بدم تا صبح از نگرانی خوابم نبرد

متن غمگین دایی کجایی

چشم مستت
چه کند با منِ بیمار امشب
این دل تنگ من و
این دل تب دار امشبآخر ای اشک
دل سوخته ام را مددی
که به جز ناله
مـرا نیست پرستار امشب …

متن غمگین دایی کجایی

هیچ وقت از فاصلـہ ها نمے ترسیدم
فڪر مے ڪردم تا دلم برایت تنگ شد
خودم را سرگرم ڪارے مے ڪنم و حواسم از تو پرت مے شود
ڪتابـے بر مے دارم و مے خوانم
بـہ تماشاے تلویزیون مے نشینم و یڪ فنجان چاے را تمام مے ڪنم
خیلے ڪـہ تحمل خانـہ سخت باشد
مے روم پیادہ روے …
اما
حالا
بـہ قرآن ” دلتنگے ” دارد خفـہ ام مے ڪند …

متن غمگین دایی کجایی

تو می گذری…من می گذرم
تو از من – من از دل
تو می خندی…من می خندم
تو به من – من به روزگار
تو می گریزی…من می گریزم
تو از عشق – من از خاطره
تو می روی…من می روم
تو از اینجا – من ازاینجا
کاش می فهمیدی از اینجا ……. تا …… اینجا
چقدر فاصله است !

متن غمگین دایی کجایی

می نوشم …
نه چای نیست…
قهوه هم نیست…
حتی شوکران هم نیست
اما تلخ است…
تلخ تر از آنچه تصورش را کنی…
سالها قهوه ها را تلخ نوشیدم…
چای را هم…
من اینبار ثانیه های دور از او را می نوشم و نفس میکشم
و این تلخ… فرق دارد…
این تلخ جان فرساست…

متن غمگین دایی کجایی

قسمت این بود که من با تو معاصر باشم
تا در این قصه ی پر حادثه حاضر باشم
تو پری باشی و تا آن سوی دریا بروی
من به سودای تو یک مرغ مهاجر باشم

متن غمگین دایی کجایی

چه خوش خیال است
فاصله را میگویم
به خیالش تو را از من دور کرده نمیداند جای تو امن است
اینجا در میان دل من …

متن غمگین دایی کجایی

اگر چه از تو دور هستم اما تو را در قلب خویش حس میکنم
حتی نزدیکتر از آن دو عاشقی که در آغوش هم هستند …

متن غمگین دایی کجایی

زمانی “من و تو ” بودیم و “دیگران” در کنارمان
حال ” من و تو “هستیم اما “دیگران ” بین مان

متن غمگین دایی کجایی

می بینی ؟
حتی نرسیدن به تو هم
داستان پر از رویای خودش را دارد
یادت باشد
عاشق را نه شب تهدید می کند، نه مرگ
فقط فاصله

متن غمگین دایی کجایی

وحشت از عشق که نه،ترسم از فاصله هاست
وحشت از غصه که نه،ترسم از خاتمه هاست
ترس بیهوده ندارم،صحبت از خاطره هاست
صحبت از کشتن ناخواسته عاطفه هاست
کوله باری پر از هیچ،که بر شانه ماست

متن غمگین دایی کجایی

طب مدرن ، طب سنتی ، طب سوزنی ، همه را امتحان کرده ام
درد بی درمان است درد دوریت !

متن غمگین دایی کجایی

میدونی چرا ستاره ها به هم چشمک میزنند؟میخوان به ما بفهمونن تو سکوت فاصله ها هم میشه گفت دوست دارم

متن غمگین دایی کجایی

بــآ مـَن از بـودن بـگـــو …
گـوشــم را کــَـر کـرده….
هـیـآهـوـےِ نــَـبودنـتـــ ـــ ـ

متن غمگین دایی کجایی

هرگز سرود فاصله ها را
باور نمی کنم ویا
آمدنت راکه دیری است
پرکرده زمزمه های
شبانه ام را
بمن بگو آنک
آغاز این همه جنون
در کدام اقلیم خاک خفته بود؟
تمامی وجودم گویی
موج برمیدارد از خاطرات کهنه
و بغضم به تلنگری می شکند
در رخوت حسی آشنا

متن غمگین دایی کجایی

اونی که گفته :
دوری و دوستی !
یا طعم دوستی رو نچشیده ؛
یا درد دوری نکشیده …

متن غمگین دایی کجایی

نگران نباش ، حال من خوب است ، بزرگ شده ام
دیگر آنقدر کوچک نیستم که در دلتنگی هایم گم شوم
آموخته ام که این فاصله ی کوتاه بین لبخند و اشک نامش زندگیست
آموخته ام که دیگر دلم برای نبودنت تنگ نشود
راستی  بهتر از قبل دروغ می گویم
حال من خوب است

متن غمگین دایی کجایی

فاصله دورت نمی کند
در امن ترین جای جهان جای داری
جایی که دست هیچکس به تو نمی رسد
دلم

متن غمگین دایی کجایی

با یک عالمه فاصلـــه از خودم
انتظــــار دارم به تو برسم !
از اول هم آرزوهـــــایم محــــال بودند …

متن غمگین دایی کجایی

گفتی به عهد عشق خیانت نمیکنی
با یاد من به فاصله عادت نمیکنی
اما چه زود محو شدم از خیال تو
افسوس گشته حرمت دل پایمال تو
میریزد از درخت دلم ناله برگ برگ
من مانده ام درد غریبی و حس مرگ

متن غمگین دایی کجایی

روزگـار نبودنت را برایم دیـکـتـه می کند
و نـمـره ی من باز می شود صـفر !
هنوز نـبودنـت را یاد نگرفته ام …

متن غمگین دایی کجایی

فاصله ی ما خیلی زیاد است
چگونه عشقم را نشان دهم؟؟
تنها میتوانم به پرندگانی که
از سرزمین من به سرزمین تو
مهاجرت میکنند، آب و دانه بدهم
شاید یکی از آنها کنار پنجره اتاقت لانه ای بسازد

متن غمگین دایی کجایی

اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست
وفا آن است که اسمت را درون سینه ام دارم

متن غمگین دایی کجایی

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست

متن غمگین دایی کجایی

مگر بین منو تو چقدر فاصله است
که هر چقدر سکوت میکنم …
نمیشنوی ؟

متن غمگین دایی کجایی

بدون قافیه ماندم، دل غزل تنگ است
چقدر شاعر این روزها دلتنگ اســـت
مرا به خال لب دوست بازگردانـیــــــد
اگر چه بین من و او هزار فرسنگ است

متن غمگین دایی کجایی

فاصله خط با خطا خطی کوچک است

متن غمگین دایی کجایی

گـوش مـاهـی هـای سـاکـت
جـیـرجـیـرک هـای خـامـوش
کـلاغ هـای بـی خـبـر
هـمـه بـه احـتـرام نـبـودنـت سـکـوت کـرده انـد . . .

متن غمگین دایی کجایی

وقتی دو قلب برای یکدیگر بتپد
هیچ فاصله ای دور نیست
هیچ زمانی زیاد نیست
و هیچ عشق دیگری نمی تواند آن دو را از هم دور کند
محکم ترین برهان عشق  اعتماد است

متن غمگین دایی کجایی

آرامش یعنی لمس حضور تو از میان فاصله ها
صدای خوش آهنگه تو بین همه پیام ها
رویای حضور تو  توی این بیداری ها
یادتو  فکر تو سط این همهمه ها

متن غمگین دایی کجایی

چندان هم دور نیستی ؛
فقط به اندازه ی یک نمیدانم از من فاصله گرفته ای !
آری ، “نمیدانم” کجایی ؟

متن غمگین دایی کجایی

میان آن همه الف و ب و مشق دبستان …
آنچه در زندگی واقعیت داشت خط فاصله بود …

متن غمگین دایی کجایی

آدمها آنقد رزود عوض
می شوند
که توفرصت نمی کنی به ساعتت
نگاهی بیندازی وببینی چنددقیقه
بین دوستی ه تادشمنی ها فاصله افتاده است

متن غمگین دایی کجایی

فاصله هیچ معنایی ندارد وقتی یک نفر معنای همه چیز باشد

متن غمگین دایی کجایی

امتداد فاصله از اعتبار عاطفه نمی کاهد
همیشه هستی ، همین حوالی . . .

متن غمگین دایی کجایی

مثل این که این دل، آدم بشو نیست !
با لبخندت خر می شود و با دوریت سگ !

متن غمگین دایی کجایی

آنقـدر نیستـی
کــه گاهــی حـــس مـی کنـم
عشــق را نسیـه به مـن داده ای
بی تـابــم !
نقـــد می خــواهـمــت . . .

متن غمگین دایی کجایی

به لحظه های بی توبودن سلام میکنم به سینه ام دلی هست به نام میکنم
تمام میشود این فاصله ها بی گمان به لحظه های با تو بودن سلام میکنم

متن غمگین دایی کجایی

نه این نگاه
نه این بغض
نه این سکوت
نه این کلمات نه این فاصله
نه این پنجره نه این دست ها
نه این تپش ها
هیچ کدامشان جرات ندارند که به تو بفهمانند
چقدر دلم برایت تنگ شده

متن غمگین دایی کجایی

استخوان هایم را به دانشمندان بسپارید …
شاید بفهمند نه یخبندانی بود نه بیماری مهلکی !
من از دوری تو منقرض شدم …

متن غمگین دایی کجایی

میخواستم تصویر با تو بودن را نقاشی کنم،
دیدم فاصله بینمان در ورق جا نمی شود،
کمی نزدیکتر بیا
میخواهم با تو بودن را حس کنم …

متن غمگین دایی کجایی

یه دنیا فاصله است بین دنیای کسی که
شبا با قرص میخوابه
با کسی که با اس ام اس دوست دارم

متن غمگین دایی کجایی

گرچه از فاصله ی ماه به من دورتری
ولی انگار همین جا و همین دورو بری
ماه میتابد و انگار تویی میخندی
باد می آید و انگار تویی میگذری

متن غمگین دایی کجایی

هرگز از دوری این راه مگو!
و از این فاصله ها که میان من و توست
و هرگاه که دلت تنگ من است،
بهترین شعر مرا قاب بکن
به نگاهت بگذار!
تا که تنهایی ات از دیدن من جا بخورد!
و بداند که دل من با توست
و همین نزدیکی ست

متن غمگین دایی کجایی

رفتــه ای
و مــن هــر روز،
بــه مــوریــانــه هــایــی فکــر مــی کنــم
کــه آهستــه و آرام
گــوشه هــای خیــال ام را مــی جــونــد!
تــا بــی “خیــال” نشــده ام،
بــرگــرد . . .

متن غمگین دایی کجایی

در دوری لذتی است که در با هم بودن نیست
چون در با هم بودن ترس از فراق است و در دوری شوق دیدار . . .

متن غمگین دایی کجایی

بین
من و تو
مرگ نمی تواند جدایی بیندازد…
فاصله که دگر هیچ…

متن غمگین دایی کجایی

زمستان است
و من شنیده ام روزها کوتاه تر میشوند
ولی . . .
نمیدانم چرا دارند این روزها
هی بلندتر میشوند، بی تو !

متن غمگین دایی کجایی

دور که میشوم، نزدیکتر می آید…!
نزدیک که میشوم، دورتر میرود…!
انگار که این ” فاصله ”
همیشه باید به شکلی رعایت شود !

متن غمگین دایی کجایی

بازهم بساط روضه دلبر فراهم است
هر ماه من ز داغ تو ماه محرم است

متن غمگین دایی کجایی

عطری که از حوالی پرچم وزیده است
ما را به سمت مجلس آقا کشیده است
از صحن هر حسینیه تا صحن کربلا
صد کوچه بازکنید محرم رسیده است

متن غمگین دایی کجایی

با آب طلا نام حسین قاب کنید
با نام حسین یادی از آب کنید

متن غمگین دایی کجایی

تمام شد شب عید و نوای غم آید
که نم نمک غم عالم به روی هم آید**محرم نزدیک است برای استوری
دست بر سینه نهاده
همه تعظیم کنید
مادری دست به پهلو
کمری خم آمد

متن غمگین دایی کجایی

محرم نزدیک است برای تسلیت
اهل عالم
دارد از ره ماه ماتم می‌ رسد
هیئتی‌ ها
یا علی
دارد محرم می‌ رسد

متن غمگین دایی کجایی

راه را باز نمایید
محرم آمد
دم بگیرید که هنگامه ی ماتم آمد

متن غمگین دایی کجایی

صدای پای کاروان کربلا می آید
این خبر را برسانید به کنعانی ها
بوی پیراهن خونین کسی می آید

متن غمگین دایی کجایی

ماه اشک های بی اختیار
ماه غم بار اسیران
ماه فریادهای خونین و ماه طنین
مؤید صحرای عشق

متن غمگین دایی کجایی

عید (غدیر) گذشت و خبر از یار نیامد
بر زخم دل فاطمه، غم خوار نیامد
چند روز دگر مانده که با ناله بگوئیم
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد
سقای حسین، سید و سالار نیامد

متن غمگین دایی کجایی

نسیم روضه وزیده محرم آمده است
زمان گریه به ارباب عالم آمده است
دوباره بیرق و پرچم دوباره طبل و کتل
که ماه مرثیه و غصه و غم آمده است

متن غمگین دایی کجایی

لباس تیره به تن کن، ز داغ نوحه تو سر کن
که گشته ماه عزا و دوباره گشت محرم

متن غمگین دایی کجایی

دارند گوشه و کنار شهر تکیه می زنند
در غم بی تکیه گاهی زینب

متن غمگین دایی کجایی

متن دست ما را به مُحرّم برسانیدتنهای کشتگان همه در خاک و خون نگر
سرهای سروران همه بر نیزه ها ببین
فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد

متن غمگین دایی کجایی

محرم نزدیکه آقا
دمید روح غم اندر تن مه غم عالم
تو نوحه سر بده چون شد عزای اشرف آدم

متن غمگین دایی کجایی

دل بیقرار و بی سرو سامان شدم حسین
این سفره های روضه پر از رزق و برکت است
شکر خدا دو مرتبه مهمان شدم حسین

متن غمگین دایی کجایی

دارد می آید محرم
ماه حسین و علمدار
هیهات از هرچه ذلت
از زندگانی چو مردار

متن غمگین دایی کجایی

ماه خون ماه اشک ماه ماتم شد
بر دل فاطمه داغ عالم شد

متن غمگین دایی کجایی

دارد می آید محرم
ماه همیشه سیه پوش
ماهی که هر انقلابی
از یاد آن گشته پرجوش

متن غمگین دایی کجایی

دارد می آید محرم
ماه مساجد، تکایا
ماه غم و اشک و ماتم
بر غربت ابن زهرا

متن غمگین دایی کجایی

رخصت دهید شال محرم بیاورید
پیراهن عزای مرا هم بیاورید

متن غمگین دایی کجایی

ماه محرم آمد و گریان شدم حسین
تا که هلال ماه عزایت حلول کرد

متن غمگین دایی کجایی

یک کاروان دل به سویت
تو رهروی سوی فردا
دارد می آید محرم
ماه پر از یاد مولا

متن غمگین دایی کجایی

صدای قافله ی عشق میرسد بر گوش
که چند شب دگر آقا محرمت آید..!

متن غمگین دایی کجایی

هم عشق حسین، معنی زندگی است
هم گریه بر او کمال سازندگی است . . .

متن غمگین دایی کجایی

فریاد حسین را شنیدیم همه
از کوفه به سوی او دویدیم همه
رفتیم به کربلا ولی برگشتی
از شمر امان نامه خریدیم همه

متن غمگین دایی کجایی

با بوی محرم الحرام تو حسین
ایام عزا و غصه آغاز شود

متن غمگین دایی کجایی

خبر کن ای دل همین امشب تمام غم های عالم را
که غرق خون در افق دیدم حلال ماه محرم را

متن غمگین دایی کجایی

گودال که تشنه بود، خونش نوشید
از رگْ رگِ سنگ، باز خونش جوشید
تا خاطره اش ز یادهامان نرود
از درد، شفق، لباسی از خون پوشید

متن غمگین دایی کجایی

ای اشک کجایی که غم از راه رسید
اندوه عظیم و ماتم از راه رسید
یک سال گذشت و باز یک بار دگر
پلکی زدی و محرم از راه رسید

متن غمگین دایی کجایی

تـو خارج 18 سالت که شدخیلی کارا برات قانونی میشه،خوشحال میشیولی تـو ایران 18 سالت که شدمیگی خاک به سرم باید برم سربازی!یارو میره سربازیبر که میگردهباباش میگهبیا برات زن گرفتیم اینم بچه هاتقدیما میرفتی سربازی برمیگشتیبا کارت پایان خدمتت استخدام میشدیگواهینامه میگرفتی، خونه و ماشین بنام میزدیویزا و پاسپورت میگرفتی و میرفتی سفرالان بری سربازی اون کار پاره وقتت رو هم از دست میدیامروز رفتم کلانتری به یارو میگم شما سربازی؟میگه نه بی بی خشتممردم اعصاب ندارن به خدا

متن غمگین دایی کجایی

به دوست داشتنت مشغولمهمانند سربازی که سالهاستدر مقری متروکه بی خبر از اتمام جنگ نگهبانی می دهد …

متن غمگین دایی کجایی

امروز خورشید پر نورتر از از روزهای دیگه به نظر میرسه،شاید اونم مثل من ذوق کرده که قراره خدمت سربازیم تموم بشهو من یک زندگی فوق العاده رو شروع کنم.

متن غمگین دایی کجایی

سرباز بودلب مرز در پادگان تک تیرانداز بودصدای هقهقش برایش ساز و گیتار بود

متن غمگین دایی کجایی

دوران قبل از سربازیسلاحت ،دلت می شوداما در دوران سربازیسلاحت، غرورت می شود

متن غمگین دایی کجایی

سربازم و بالای برجکمشاعر شده ام از سر دلتنگیهمدم تفنگ و پوتین شده ام

متن غمگین دایی کجایی

فقط لحظه ای دلم گرفتکه عکس پروفایل داداشماین بود:سلام‌ سربازیروزهای اجباری

متن غمگین دایی کجایی

پسرش که سربازی رفتدل مادرش هم با او رفتبه گمانم دل مادرشدر کوله پشتی پسرش جا مانده بود

متن غمگین دایی کجایی

موهایش را تراشیدندبه او سرباز می گفتندلباس خاکی پوشیده بوداسمش را مدافع وطن گذاشته بودند

متن غمگین دایی کجایی

سرباز که می شویانگار مرد و تکیه گاه می شویاستوار مثل کوهپرصلابت مثل صخره

متن غمگین دایی کجایی

سربازی فقط دوسال استاما برای یک عاشقبه اندازه بیست سال است

متن غمگین دایی کجایی

داداشم سرباز شدیبا لباس خاکی چقدر ناز شدیخوش تیپ و چقدر خاص شدی

متن غمگین دایی کجایی

امروز خورشید پر نورتر از از روزهای دیگه به نظر میرسه،شاید اونم مثل من ذوق کرده که قراره خدمت سربازیم تموم بشه

متن غمگین دایی کجایی

داداشم سرباز شدی
با لباس خاکی چقدر ناز شدی
خوش تیپ و چقدر خاص شدی

متن غمگین دایی کجایی

ازدواج تنها جبهه ایستکه می توان شب ها با دشمن در یک سنگر خوابیدگاه سربازی شجاعیگاه شاهی نا امید!روز و شب چیزی به جز تکرار یک شطرنج نیست!

متن غمگین دایی کجایی

سرباز شدم بلکه بمانی…
موهامو تراشیدی و رفتی…
از این همه من هیچ ندانم
با چه رویی!! مرا بگذاشتی و رفتی!!

متن غمگین دایی کجایی

خسته ام مثل جوانی که پس از سربازیبشنود یک نفر از دختر مورد علاقه اش دل بردهخسته ام کاش کسی حال مرا میفهمیدخسته ام خستهمـن یادمه یکی دوبار با دختر همسایهسلام و احوال پرسی کرده بودمدختره رفت سربازی ابروهاشدر اومد تازه فهمیدم پسر بودپسرش که سربازی رفتدل مادرش هم با او رفتبه گمانم دل مادرشدر کوله پشتی پسرش جا مانده بودپسر عمم رفته سربازی افتاده راهنمایی رانندگی‌روز دوم گفتن بازداشت شده، گفتیم چرا؟گفتن به تشخیص خودش خیابون لاله زار رو دو طرفه کرده!

متن غمگین دایی کجایی

هر سربازی
در جیب هایش
در موهایش
و لای دکمه های یونیفورمش
زنی را به پادگان و خدمت می برد
آمار اعزامی ها
همیشه غلط بوده است
این دو سال
دو نفر را از پا درآورده
سرباز و زنی که
در میان قلبش بود…

متن غمگین دایی کجایی

فقط لحظه ای دلم گرفتکه عکس پروفایل داداشماین بود:سلام‌ سربازیروزهای اجباریکچل باشیبری بالای شهر میگن مد روزهبری مرکز شهر میگن سربازیبری پایین شهر میگن زندانی بودیاین همه ی ی تفاوت توی شعاع 20 کیلومتر

متن غمگین دایی کجایی

از آن روزی که سربازی به پا شدستم بر مـا نشد بر دختران شدبسوزد ان که سربازی به پا کردتمام دختران را چشم به راه کرد

متن غمگین دایی کجایی

همچین میگناگه پسرا برن سربازی مرد میشن ؛ آدم میشنانگار قبلش حیون درنده بودنابتدایی که بودیم مو هامونو تا ته میزدیمراهنمایی و دبیرستان هم همین جورسربازی هم رفتیم باز تا ته مو هامون رو زدیمو تا اومدیم موهامون رو درست کنیماز دست زن کچل شدیم..

متن غمگین دایی کجایی

بسوزد آنکه سربازی بنا کردتـو را از مـن مرا از تـو جدا کردگروهبانان مرا بیچاره کردندلباس شخصی ام را پاره کردندبه خط کردند تراشیدند سرم رالباس آش خوری کردند تنم را

متن غمگین دایی کجایی

خسته ام مثل جوانی که پس از سربازیبشنود یک نفر از دختر مورد علاقه اش دل بردهخسته ام کاش کسی حال مرا میفهمید

متن غمگین دایی کجایی

به سلامتی پسری که سرباز شدتابه خاطر نداشتن پایان خدمتسربار نشود…

متن غمگین دایی کجایی

سر پستم رسیدم خوابم آمدمحبت های مادر یادم آمدنوشتم نامه ای با برگ چاییکلاغ پر میروم مادر کجایینوشتم نامه ای با برگ انگورجدا گشتم دو سال از خانه ام دور

متن غمگین دایی کجایی

سلامتیه فیلنه به خاطر خرطوم درازشبه خاطر این که کف پاش صافهاز سربازی معافهفقط یه ایرانی میتونه دوسال بره سربازی30 سال تعریف کنهخداحافظ سربازیاین پسرایی که میگن با سربازی رفتن دو سال عمرمونو تلف میکنیمانگار تا قبل سربازی در کتابخانه کنگره کشور آمریکا مشغول پژوهش درباره انتگرال بودهوالا

متن غمگین دایی کجایی

ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﺮﻡ ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ ﺗﻮ ﺩﻓﺘﺮﭼﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡﺭﻧﮓ ﻣﻮ ﺧﺮﻣﺎﯾﯽ.ﯾﺎﺭﻭ ﺩﯾﺪ ﮔﻔﺖ ﺗﻮ ﮐﻪ ﻣﻮﻫﺎﺕ ﻣﺸﮑﯿﻪ.ﮔﻔﺘﻢ ﺁﺭﻩ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺧﺮﻣﺎ ﻣﺸﮑﯿﺎ. ^__^ﺩﻭ ﻣﺎﻩ ﺍﺿﺎفه خدمت خوردم ﻫﻤﻮﻥ ﺍﻭلبه تـو وابسته اممانند سربازی به سربندشتـو معروفی به دل بردن ؛ مونالیزا به لبحندش!چـه حالی داشتم با رفتنتسربسته می گویمشبیه حال مردی ؛ لحظه ی اعدام فرزندش…به حیف نون ميگن چرا ميري سربازي؟ميگه والا فقط به خاطر مرخصي هاشبند پوتینش راکه بستبغض خواهرش شکستپسرک رفت و در را پشت سرش بستبه سلامت سرباز عزیزمبه صف کردند تراشیدند سرم رالباس ارتشی کردند تنم راالهی خیر نبینی سر گروهبانکه امشب کردی تـو مرا نگهبانخداحافظ سرباز

متن غمگین دایی کجایی

سلامتی سربازی کهشبها تا صبح تو خلوت تنهای پست دادناشک میریزه و سختی میکشه!به امید این که ی روز به عشقش میرسه…ولی بی خبر از اینکه عشقش شبها زود میخوابهتا از قرار فرداش جا نمونه…

متن غمگین دایی کجایی

سین سربازتلخ ترین و گاهی شیرین ترینسین زندگی یک پسر است

متن غمگین دایی کجایی

تا قبل از این که برم سربازی فکر می‌کردم دو ساعت خیلی کمهاما وقتی رفتم رو برجک دو ساعت وایسادمفهمیدم دو ساعت هم خودش یه عمرهبه سلامتی همه ی ی سربازا …سر پستم رسیدم خوابم آمدمحبت های مادر یادم آمدنوشتم نامه ای با برگ چاییکلاغ پر می‌روم مادر کجایینوشتم نامه ای با برگ انگورجدا گشتم 2 سال از خانه ام دورسلامتی سربازی که لب مرز داشت عکس عشقشو نگاه میکرد!یهو دید عشقش داره قاچاقی از مرز رد میشههمونجا زد جنازش کردسربازیه شوخی نیس که غفلت کنی اضافه خدمت میخوریمورد داشتیم پسره میخواسته بره سربازیاز یه هفته قبل داشته جیب مخفی درست میکرده واسهرژ ؛ موچین ؛ بند ؛ سفید کننده و خط چشمش

متن غمگین دایی کجایی

بسوزد آنکه سربازی بنا کرد
تو را از من مرا از تو جدا کردگروهبانان مرا بیچاره کردند
لباس شخصی‌ام را پاره کردندبه خط کردند تراشیدند سرم را
لباس آش خوری کردند تنم را

متن غمگین دایی کجایی

سرباز
در حالی که سرمای بالای برجک
را به جان می‌خرد
یاد روز‌های تنهایی عشقش
را در ذهنش می‌آورد

متن غمگین دایی کجایی

به دوست داشتن تو مشغولم
همانند سربازی که سالهاست
در مقری متروکه
بی‌خبر از اتمام جنگ نگهبانی می‌دهد

متن غمگین دایی کجایی

آدمیزاد چیه؟
وقتی بچس می‌گه زود بزرگ بشم
بزرگ می‌شه
می‌گه کاش به دوران بچگی بر می‌گشتم
وقتی سربازی دعا دعا می‌کنی تموم بشه
تموم می‌شه
بیس سال خاطره تعریف می‌کنی با ذوق!

متن غمگین دایی کجایی

خدمت یعنی، بیای که آدم بشی
اگر آدمی، بیای که بهتر بشی

متن غمگین دایی کجایی

به سربازی روم با کوله پشتی
به دستم داده‌اند یک نان خشکی
به خط کردن تراشیدم سرم را
لباس ارتشی کردن تنم را
لباس ارتشی رنگ زمین است
سزای هر جوان آخر همین است

متن غمگین دایی کجایی

پدرعزیزم…
چندی است که دخترک همیشه شادت دیگر از ته دل نخندیده،
بابای مهربانم….
نبودنت را کم آورده ام،
غم فراق تو بهترینم به اندازه اواری سنگین است عید نوروزت مبارک

متن غمگین دایی کجایی

پدرم رفتی و دیگر زبان از بیان احساسمون بهت قاصره- باز هم آه و افسوس میکشم
عیدت مبارک مهربانم- خدایا تنهاش نذار

متن غمگین دایی کجایی

ای پدر مهربانم گرچه به کنارم نیستی اما وجود تو راهمیشه در کنارم حس میکنم ومیدانم همیشه مواظبم هستی …دوستت دارم و همیشه دل تنگت که فقط یک بار دیگه دستانت را بگیرم.

متن غمگین دایی کجایی

دلم برای روزهایی تنگ است که میدانم باز نخواهند گشت…برای پدرم که دیگر حضورش را احساس نخواهم کرد…به راستی که چه زود دیر میشود…

متن غمگین دایی کجایی

نیستی بابای خوبم در کنار هفت سینکاش بودی در کنارما ، خوب ما،بی تو غمگین ترین حالت ممکنم ،اشکمان از دوریت بر روی جاری مانده استحیف نیستی ، دستمان از مهر تو خالی مانده است

متن غمگین دایی کجایی

بابای خوبم…پشت و پناهم …شب سال نو شده و اولین سالیه که ما کنار هفت سین تنهاییمبرای روح پاکت صلوات میفرستم باباجوناینم عیدی من به توتوام مارو دعا کن پدر عزیزمهنوزم محتاج دعای خیرت هستم

متن غمگین دایی کجایی

عیدت مبارک بابای مهربون…بابا جونم چند ساله سفره هفت سین ما مهم ترین سین را نداره“سایه پدر “….کجایی بابا….

متن غمگین دایی کجایی

سلام بابا جونم…امروز خیلی دلم گرفته….دلم برات خیلی تنگ شده بابا…می‌خوام برگردم به روزایی کهبالاترین نقطه‌ى زمین،شونه‌هات بود..بابا دیگر هیچ بهاریقادر نخواهد بودیخ زمستانی دلم رابعد از تو آب کند …سال نو مبارکدلم برات تنگ شده بابا..امسال سال نو و عید نوروز نیستی کنارمون

متن غمگین دایی کجایی

عید نوروز بدون پدر و جای خالی او در کنار سفره هفت سین یکی از غمگین ترین صحنه برای فرزندان و همسرش است
و جای خالی پدر، تصور کتاب حافظ بدون اسکناس های تا نخورده عیدی پدر، تصور سال اینکه بجای بوسیدن روی ماهش سنگ بیجان و سیاه را در آغوش بگیری و ببوسی از تلخترترین روزهای سال است.

متن غمگین دایی کجایی

پدرم جای تو خالی
عیدت مبارک
بدان همیشه یادت در قلبم زنده خواهد ماند
پدر خوبم…. بابا جونم
گرچه جسم تو در کنارم نیست اما
همواره یاد و خاطرات تو را گرامی میدارم
روحت شاد و سال نو مبارک

متن غمگین دایی کجایی

عید نوروز به تمام پدرانی که اسیر خاک شدند و اکنون در جمع ما نیستند تبریک بگوییم
شادی روح تمامی پدران اسمانی

متن غمگین دایی کجایی

پدرم ﺳﻼﻡ
ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﭼﻪ ﺧﺒﺮ؟
ﻣﯿﻬﻤﺎﻧﯽ ﺧﺪﺍ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﺸﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﮔﺮﺩﯼ؟
پدر ﺭﻭﺯﺕ ﻣﺒﺎﺭﮎ
ﻣﺮﺍ ﺑﺒﺨﺶ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﺗﺎ ﺩﺳﺘﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺳﻢ ﺍﺩﺏ ﺑﺮ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ
ﻣﺮﺍ ﺑﺒﺨﺶ ﮐﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻡ
ﻣﺮﺍ ﺑﺒﺨﺶ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﻢ ﺳﻦ ﺗﻮ ﻣﯿﺸﻮﻡ
پدرم ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ ﺍﻣﻦ ﺗﺮﯾﻦ ﺟﺎﯼ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﻮﺩ
ﮐﻪ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﯼ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺍﺵ ﺁﺭﺯﻭ ﺷﺪ

متن غمگین دایی کجایی

ای کاش کنارم بودی همین یک شب را
شب عید نوروز و شب سال نو
شادی روح تمامی پدران رفته صلوات

متن غمگین دایی کجایی

دلم برای روزهایی تنگ است که میدانم باز نخواهند گشت…
برای پدرم که دیگر حضورش را احساس نخواهم کرد…
به راستی که چه زود دیر میشود..پدرم عید نوروز مبارک

متن غمگین دایی کجایی

حسرت را در چشم هایم ببین بابا….که در هوای نداشتنت بارانی اند….دستهایم را بگیرکه از دوری دست هایت یخ بسته اند…لبانم در آرزوی تکرار نامت وا مانده اند ….بدون تو بهارانم در زمستان مانده اند…حسرت را در من ببینکه ندارمت و اینگونه بی تابم….بدون تو هیچ عیدی را نمی خواهم

متن غمگین دایی کجایی

روز و شب دعای منبوده با خدای منکز کَرَم کند حاجتم رواآنچه مانده از عمر من به جاگیرد و پس دهد به من دمیمستی کودکانه مرا

متن غمگین دایی کجایی

باباپیشانی امچسبیدن به سینه ات را می خواهد…و چشمهایم خیس کردن پیراهنت را….عجب بغض پر توقعی دارم من امروز….بابا جونم دل دخترت عجیب گرفته اینروزا….اینروزا که هم خوشحالبه استقبال عید نوروز می روندو من ترا ندارم…

متن غمگین دایی کجایی

تحویل سال بدون پدرسال من بدون تو تحویل نمیشودسالی که تو را از من گرفتهمان بهتر که تا سالیان سال بماندتحویل شود که چه ؟سالی که تو نیستی نباید تحویل شود

متن غمگین دایی کجایی

انشا ا… اگه روزی پدر شدید“تا بچه تون کوچیکه دستشا بگیریدو با هم قدم بزنید،بزرگتر که شد دیگه اجازه نمیده”الان دست بچم را که میگیرمدلم برا دستای پدرم تنگ میشه.پدر عزیزم عیدت مبارک.

متن غمگین دایی کجایی

به پاس اولین بوسه ای که پدرمبه رسم مهر در اولین ساعات تولد به گونه ام زدو من نفهمیدم: و به یاد سوزنده ترین بوسه ی اخرکه من به رسم وداع به صورتش زدم و او نفهمید:یادش را گرامی میدارم نثار روح همه ی پدرانیکه دیگر بین ما نیستند فاتحه ای قرائت کنیم

متن غمگین دایی کجایی

پ مثل پناهپ مثل پدرهمان که نبودنش مرگ غرورمان را رقم زدو جای خالی اشاندوه بار بر سرمان هوار میکشدکاش ما هم پدر داشتیمتا بجای خیرات هدیه میخریدیمو بجای روزت مبارک نمیگفتیم : روحت شاد پدرپدرم روحت شادکه مسیر چگونه زیستن را به من آموختی

متن غمگین دایی کجایی

رمز من و عشق، نام زیبایت بود
جنت، فرشی به زیر پاهایت بود
روزی که تو را شناخت ناباوری ام
حیف که زندگی منهایت بود
مامن عزیزم باشی و نباشی دارمت
روزت مبارک

متن غمگین دایی کجایی

امروز دلم آتش گرفت ودوباره جای خالیت را حس کردم
می‌دانم جای تو خوب است
وفرشته های‌ آسمان امروز را برایت جشن می‌گیرند

متن غمگین دایی کجایی

نبودنِ تــو
فقط نبودنِ تو نیست
نبودنِ خیلی چیزهاست…
کلاه روی سَرمان نمی ایستد!
شعر نمی‌چسبد…
پول در جیب‌مان دوام نمی‌آورد!
نمک از نان رفته!!!
خنکی از آب………….
” ما بی‌تو فقیر شده‌ایم ” مادر….

متن غمگین دایی کجایی

کاش باشی و بتوان شامه پر کرد از بوی تو، ای شب بوی شبهای بی بوی من
کجایی ای منِ من؟
کجایی ای من تا جانی دوباره بخشی این من را؟
بی تو این من تهی است، هیچ است و پوچ
با تو این من، من است
آری با تو ای مادرم…

متن غمگین دایی کجایی

همی نالم که مادر در برم نیست
صفای سایه‌ او بر سرم نیست
مرا گر دولت عالم ببخشند
برابر با نگاه مادرم نیست آن هم در روز مادر

متن غمگین دایی کجایی

نبودن تو؛ فقط نبودن تو نیست
نبودنِ خیلی چیزهاست
کلاه روی سرمان نمی ایستد
شعر نمی‌ چسبد
پول در جیب‌ مان دوام نمی‌ آورد!
نمک از نان رفته
خنکی از آب …
ما بی‌ تو فقیر شده‌ ایم مادر
روزت مبارک

متن غمگین دایی کجایی

امروز با شاخه گلی سرخ و دستانی لرزان به دیدارت می‌آیم
این اشک های‌ من از سردلتنگی است
دلتنگی برای بوسه زدن بر دستهای مهربانت
کاش بودی…

متن غمگین دایی کجایی

مامان خودم خوب من ای مادر محبوب من ای پناه لحظه های سخت من ای تو مادر؛مادر زیبای من ای نگاهت نغمه ساز روح من بی تو تامرز جنون تنها شدم بی تو در دیوانگی ها گم شدم بی تو سخت است زندگی در این جهان کاش میشد باتو باشمدر جنان کاش میشد بازگردی پیش من گیریٍم بازهم در آغوش و تن دست برسرکشی نازم کنی اشک غم از گونه ها پاکم کنی مادر اینجا هرچه هست بدبختی است غم فقط یک گوشه از تنهایی است غم فقط یک سایه از بی مادریست غم فقط یک لحظه از بی مادریست

متن غمگین دایی کجایی

مادر امروز روز توست ، مادر امروز تمام گُل های عالم در مقابل گُل روی تو ، چه بی رنگ و بی بویند.
امروز ، هیچ گلی پیام و حرفی در وجودش نیست ، نه میخک معنای دوست داشتن دارد و نه شقایق معنای عاشقی.
در گل داوودی می شود از صدای لالایی تو لذت برد و در گل نسترن می شود مادریت را بر تمام عشق ها برتری داد.
مادر دلم می خواست نقاش بودم ، زمین را می کشیدم ، دریا را می کشیدم ، ستاره ها ، مهتاب را و خورشید را و آنوقت به همه آنها رنگ عشق و رنگ مادری می زدم.
دلم می خواست دست هایم را مثل نیلوفر ، چشم ها و نگاهم را مثل گل های آفتابگردان ، دلم را چون دریا نقاشی می کردم و آنها را زیر پایت فرش می کردم تامهربانی بر آنها نقش بندد.
مادر من هم بسان بسیار بی مادران عالم ، مادر ندارم ، ولی در نیمه هر ماه ، به هلال کامل ماه نگاه می کنم و خورشید وجودت را حس می کنم.
در بارش باران مهربانی هایت را ، در زلالی چشمه ساران اشک هایت را ، در تردی برگ های شمعدانی دلواپسی و دل نازکی هایت را ، در صدای آبشار و امواج دریا لالایی هایت را می بینم و می شنوم و آرام می گیرم.
مادر از آن روز که تو رفتی ، در فرهنگ لغات من ، عقده و زندگی معنای دیگر یافت ، عقده یعنی بی مادری و زندگی یعنی مادری
مادر ! من مادر ندارم ، ولی به اندازه تمام روزهای بی مادریم ، روز مادر را حس می کنم ، شاید بیش از آنان که مادر دارند.
آنان که مادر دارند ، شاید قدر مادری را به اندازه بی مادران ندانند ، پس من امروز به عشق تمام مادرداران عالم ، عاشقی می کنم و هر آنکه گلی در دست دارد ، هر آنکه خنده ای بر لب دارد ، هر آنکه امیدی در قلب دارد ، دوست دارم.
مادر من امروز در پهنای قلب تو، مهربانی ها را می بینم و آنها را دوست دارم، مادر من امروز، روزت را می بینم و با سرکوب عقده های بی مادریم ، همراه با آنانکه گل بدست ، خنده به لب به سوی تو می آیند ، بغض در گلو ، اشک در حدقه ، لرزش در گفته ، باز هم می گویم : مادر روزت مبارک.
مادر من امروز در پهنای قلب تو، مهربانی ها را می بینم و آنها را دوست دارم، مادر من امروز، روزت را می بینم و با سرکوب عقده های بی مادریم ، همراه با آنانکه گل بدسغم انگیز ترین متن روز مادر برای مادران فوت شده

متن غمگین دایی کجایی

امروز روز مادر هست و من غمگین مینویسم برای مادرمدلتنگ توام مادرهمیشه کنارم بودی مادرافسوس که دیگر نیستی مادر خوبمبچه ها لطفا برای شادی روح مامانم یه صلوات بفرستین…

متن غمگین دایی کجایی

بچه که بودم دلم به گرفتن گوشه چادر مادرم و رفتن به بیرون خوش بود
اکنون بزرگ شده ام مادرم را می‌خواهم , نه برای گرفتن گوشه چادرش
می خواهمش که با گوشه چادرش اشکهایم را پاک کنم.
نه این که دلم خوش شود که میدانم نمیشود !
شاید آرام بگیرد با بوی خوش چادر مادرم

متن غمگین دایی کجایی

دلم می خواست دست هایم را
مثل نیلوفر
چشم ها و نگاهم را
مثل گل های آفتابگردان
دلم را چون دریا نقاشی می کردم
و آنها را زیر پایت فرش می کردم
تا مهربانی بر آنها نقش بندد
اما افسوس که نیستی …
در روز حضرت فاطمه الزهرا روزت مبارک

متن غمگین دایی کجایی

تا وقتی بودی شمعدانی ها گل میدادند
خانه بوی عطر تو را داشت
و یاس به شوق حضورت
در و دیوار خانه را شکوفه باران میکرد
حالا نیستی و گل ها خشکیده اند
اما چشمه چشمانم از غم نبودنت
نمی خشکد مادرم
روزت مادر مبارک ای مادری که پیشم نیستی

متن غمگین دایی کجایی

یاد دارم کودکی بودم خرد
با صدای گرم مادر
هر صبحدمدر میان بستری نرم و تمیز
می گشودم چشم بر نور سفید
می گشودم دل بر نور امیدیاد دارم سفره خانه ما
بوی سنت می داد
داخل خانه ماجلوه ای زیبا داشت
از زن ایرانی
جلوه ای از یک شمعذره ذره می سوخت
و نداشت پرو ایی
که به آخر برسدکودکم هوش بدار
قبر مادر اینجاست
جای مادر خالیستدل من تنگ شده
مادرم دیگر نیست

متن غمگین دایی کجایی

آسوده بخواب مادر بیمارم
راحت شدی از اذیت و آزارمبا دسته گلی به دیدنت آمده ام
بر خاک تو از اشک ، چه ها می کارم
بعد از تو فقط بغض و خدا را دارم!

متن غمگین دایی کجایی

مادر دلم می خواست نقاش بودم ، زمین را می کشیدم ، دریا را می کشیدم ، ستاره ها ، مهتاب را و خورشید را و آنوقت به همه آنها رنگ عشق و رنگ مادری می زدم.

متن غمگین دایی کجایی

یکی می آید یکی می رود و این قانون بقای زندگیست
اما تو که رفتی هیچکس نیامد
انگار قانون بقا هم پوچ است وقتی تو نیستی.

متن غمگین دایی کجایی

نرفت از سرم هـــــر گز هوای تو مادرهنوز می تپد این دل برای تو مـــــــــادر
چســـــــان زبان بگشایم که خجلت آهنگمنکرده ام دل و جـــــــــان را فدای تو مادر
چه چـــــاره گر نبرم داغ هجر تو به عدمامید قلب حزینم لــــــــــــــقای تو مـــــــادر
چو شبنم است سرو برگ رنگ این گلشنمدام میشنوم من صــــــــــــــــدای تو مادر
درین چمن که حضور جفاست مضمونشچه نعمت است به عـــــــــالم وفای تو مادر
مــــــــــــقیم منزل عزت کسی توان گشتنکه بود حـــــــــاصل کارش رضای تو مادر
نشد ز کیف و کــــــم عمر چشم ما روشنحقیقت است به هــــــــر جا صفای تو مادر
رموز جـــــوهر تُست ( بایزید) و( بایقرا)به این مـــــــــــــقام رسیدن عطای تو مادر
نبود لایق این گنج و این کمــــــــا ل (رفیع)اگر نبود نصیبش دعــــــــــــــــــای تو مادر

متن غمگین دایی کجایی

چشم من بیا من رو یاری بکن
گونه‌ هام خشکیده شد کاری بکن
غیر گریه مگه کاری می‌ شه کرد
کاری از ما نمیاد زاری بکن
اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد
تا قیامت دل من گریه می‌ خواد
روزت مبارک مادر مهربونم که نیستی

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *