متن غروب اربعین

شعر غروب اربعین

بردم از کوفه تا شام غوغا         با خودم کربلای غمت راحملتُ معی من الکوفه حتى الشام رزیه کربلائکبس که خون گریه کردم ز داغت        لاله روییده صحرا به صحرا
بکیت من مصیبتک کثیرا حتى نامت زهره التولیب فی کل الصحراءآه، از چهل شب غربت / آه، از چهل شب حسرت / آه، از دل بی طاقت
آه من غربه أربعین لیله / آه من حسره أربعین لیله / آه من فؤاد لا یصبرآه یاحبیبی حسین…الضحایا تُحاکِی الضحایا: … صَوَّبتْ أُمنیاتی البلایاقربانیان اسارت همچون قربانیان قتل‌ و کشتار روز عاشورا هستند]و زبان حال زینب کبری سلام الله علیها چنین است]: تیر بلاها آرزوهایم را دریده است.وارْتَوتْ من شُحُوبِی الرَزایا… وأَغَمَّتْ حیاتی المنایاغم‌ها و مصیبت‌ها از دگرگونی رنگ چهره‌ام جان گرفتندو مرگ عزیزانم صفای زندگی‌ام را تیره کرده استهَدَّتْ قِوایَ السُّرَى … ألْهِمْ فؤادیْ صَبْرا …. وأنتَ فوقَ الثرى]ای حسین] راه رفتنم در شب توان مرا از بین بردهبه دل من صبر بدهدر حالی که تو خود بر روی خاک‌ افتاده‌ای(آهٍ … حبیبی حسین)آه ای حبیب من ای حسین (ع)کربلا شُعلهٌ لیسَ تُطفى …. لستُ أسطیعُ مولایَ وَصفاکربلا شعله‌ای است که خاموش نمی‌شود مولای من، نمی‌توانم آنچه بر ما گذشت را برایت وصف کنمعَصَفَ الموتُ بالسِبطِ عَصفا …. وهو نَبعُ الحیاهِ المُصَفَّىطوفان مرگ بر فرزند پیامبر هجوم آورد، در حالی که او خود چشمه زلال زندگی استیا مُفرَداً حَیرانا …یا من قضى عَطشانا … یا من بقى عُریاناای تنهایی که در کار خدا حیران مانده‌ای … ای کسی که تشنه کام لحظات می گذرانی … ای کسی که عریان بر روی خاک افتاده‌ایآهٍ…حبیبی حسین…آه ای حبیب من ای حسین (ع)أهطَلَ الدَمعَ غَیمُ العِتابِ …. حانَ للبَدرِ وقتَ الغِیابِسرزنش ها (و اندوه از دست دادن تو) اشک مرا جاری ساخت لحظه غروب مهتاب فرا رسیده استهَیَّجَت لَوعَتی و انتِحابی ….. أربعینٌ مَضَت بالعَذابچهل روزی که با عذاب و سختی سپری شدعشق درون و اشک سوزانم را به غلیان در آورده استنَحنُ الأُساری جِئنا …. من بَعدِ أن سُبِینا …. عُدنا فَقُم حَیِّیناما اسیران آمده ایم … پس از اینکه به اسارت درآمدیم اکنون بازگشته ایم پس برخیز و به ما خوش آمد بگو

متن غروب اربعین

شعر غروب اربعین

دارد می آید محرم
یک کاروان دل به سویت
تو رهروی سوی فردا
دارد می آید محرم
ماه پر از یاد مولادارد می آید محرم
ماه مساجد، تکایا
ماه غم و اشک و ماتم
بر غربت ابن زهرادارد می آید محرم
ماه همیشه سیه پوش
ماهی که هر انقلابی
از یاد آن گشته پرجوشدارد می آید محرم
ماه حسین و علمدار
هیهات از هرچه ذلت
از زندگانی چو مردارهیهات از هرچه بیعت
با هر یزید زمانه
از مسلک اهل کوفه
از اشک بی پشتوانهدارد می آید محرم
و کربلا کل دنیاست
شمر و اباالفضل و هانی
نقش من و تو همین هاستباید که خود را بیابیم
ما در کدامین سپاهیم؟
یا در عمل اهل حقیم
یا آنکه اهل تباهیم

متن غروب اربعین

یک کاروان دل به سویت
تو رهروی سوی فردا
دارد می آید محرم
ماه پر از یاد مولا
دارد می آید محرم
ماه مساجد، تکایا
ماه غم و اشک و ماتم
بر غربت ابن زهرا
دارد می آید محرم
ماه همیشه سیه پوش
ماهی که هر انقلابی
از یاد آن گشته پرجوش
دارد می آید محرم
ماه وفا قدر عباس
ماه شکوه و حماسه
و قله ی عقل و احساس
دارد می آید محرم
ماه حسین و علمدار
هیهات از هرچه ذلت
از زندگانی چو مردار
هیهات از هرچه بیعت
با هر یزید زمانه
از مسلک اهل کوفه
از اشک بی پشتوانه
دارد می آید محرم
و کربلا کل دنیاست
شمر و اباالفضل و هانی
نقش من و تو همین هاست
باید که خود را بیابیم
ما در کدامین سپاهیم؟
یا در عمل اهل حقیم
یا آنکه اهل تباهیم

متن غروب اربعین

با اشک و غم هم رازم و /  می سوزم و می سازم و /  می خوانمت شب تا سحریعلم الدمع و الحزن سرّی  /  یحترق وجودی و أنا أصبر علیه / و أنادیک طول اللیلدلتنگم ای کرب و بلا         در اربعین دیدار مایا کربلاء! لقد ضاق صدری     موعدنا فی یوم الأربعینباعاشقان روی حسین / با زائران کوی حسین  / می آیم آخر سوی حسینمع عشّاق الحسین / مع زائری مقام الحسین / سآتی إلی الحسین أخیرالبیک یا مولا یا حسین…شدَّ الهَوى حبلَ الجَوى و اجتاحَنی سَیلُ النَوىدلدادگی ریسمان عشق را محکم کرد و سیل دوری و فراق من را بَردلِلوَصلِ عَینی سَاهِرَهچشمانم به انتظار وصال (کربلا) بیدار استأَطْفَأَ شَمْعِی مَدْمَعِی … و دَکَّ نَوْحِی مَسْمَعِیاشکم شمع مرا خاموش کرد و مویه‌ها و نوحه ها در گوشم طنین انداز شدإیهٍ دُمُوعی، اشتَعِلی!هان! ای اشک‌های چشم من، بجوشیدنارُ اشتیاقی، کمْ تَصْطَلِی!ای آتش شوق من چقدر شعله‌وری!لیلُ انتِظاری، هَلْ یَنجَلی؟آیا شب انتظار مرا پایانی هست؟مولای مولای السلام…سلام ای مولای منهُنَا الأَسى کُلُّ الأَسى …هُنَا الصِغارُ و النِسَااینجا همان محل اندوه و غم است؛ همه غم ها اینجاست… اینجا جایی است که کودکان و زنان اهل بیت بودندهُنَا النُجومُ الزَاهِرَهْاینجا همانجایی است که ستارگان درخشان بودندمِنْ سَاجِیاتٍ صُرَّعِ … تَدعو إلى التَّفَجُّعِاین ستارگان همان اجساد ساکن و بر زمین افتاده اند …. و این اجساد به نوحه و عزا فرا می خوانندیا ودایَ الطَّفِّ ما جرى ؟ای سرزمین کربلا چه اتفاقی افتاده است؟فاقَ المُصابُ التَّصَوُرَااین مصیبت از تصور فراتر استهذا حسینٌ فَوقَ الثَرَىاین حسین علیه السلام است که بر خاک افتاده استعلیکَ مولای السلامْ …ای مولای من سلام بر توإلیکَ آتٍ سَیِّدی … الأربَعینُ مَوْعِدِیمولایم، به سوی تو رهسپارم….. میعاد ما اربعین استذِکراکَ أحلى خاطِرَهیاد تو شیرین‌ترین خاطره استجابرُ قدْ جاءَ معی … یَأخُذُنی للمَصرعِجابر با من آمده است…. و مرا به سوی قتلگاه تو می‌کشاندعندکَ یا مولایَ المُنىمولای من! آرزوهایم نزد توستظُلْمَهُ رُوحِی تَلقىْ السَّناتاریکی روحم به روشنی می گرایدکُلُّ وُجُودی لکَ انحَنىتمام وجودم برای تو تعظیم می‌کندمَوْلای مَوْلای السَلامْ…سلام ای مولای من

متن غروب اربعین

ناز این دلبر خوش چهره کشیدن دارد
نمک عشق اباالفضل چشیدن داردتیغ کافیست، ترنج از سر راهم بردار
مات یوسف شدن انگشت بریدن داردراضی ام! زلف بیفشان و زمین گیرم کن
صید تو ظرفیت درد کشیدن داردهروله سعی وصفا، یاد تو انداخت مرا
صحن بین الحرمین ست دویدن داردحق بده، دست به سوی کمرش بُرد حسین
داغ تو داغ بزرگی ست،خمیدن دارداضطراب حرم ازتشنگی مشک تو نیست
بی علمدارشدن، رنگ پریدن داردسربازار نباید به تو می خندیدند
جگر گریه گریبان دریدن دارداشکهایت سرنی حرف دل زینب بود
مگر این چادر پر وصله خریدن دارد

شعر غروب اربعین

از آن خوشم که شدم نوکر سرای حسین
منم غلام کسی که بود گدای حسیندو چشم داده خداوند تا که گریه کنم
یکی برای حسن آن یکی برای حسین
یقین که آتش دوزخ حرام گردیده
به جسم آنکه بود یار آشنای حسین
برای بخشش کوه گناه یک راه است
بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین
کبوتر دل عشاق هر شب جمعه
نشسته است روی گنبد طلای حسین
خدا کند که شبی زائر حرم گردیم
و جان دهیم همان شب به کربلای حسین
به گوش جان تو اگر بشنوی هنوز آید
ز زیر نیزه و تیغ و سنان صدای حسین

شعر غروب اربعین

وقتی علم میبینم یاد علمدار میکنموقتی که غم میبینم یاد غم یار میکنم
وقتی که آب میبینم یاد لب سقا میکنموقتی که گل میبینم یاد گل لیلا میکنم
آقا به عشق کربلا می کشی عاقبت مراخونم حلالت آقا خونم حلالت
به عشق بین الرحمین می کشی ام چرا حسین
جون ناقابلمو بگیر اما منو کربلا ببر
چیزی ازت کم نمیشه بیا و آبرو بخر
دوست دارم اون روزی که وا می شه راه کربلا
تن صد پاره من مونده باشه تو سنگرا
زیر آفتاب بسوزه پیکر بی مزار من
زائرای کربلا رد بشن از کنار من

متن غروب اربعین

پس از خدای مهربون عباس کس و کاره منهخوشم شب اول قبر اقام هوادار منهوقتی کارم گیر میکنه گره تو کار پیدا میشهیا ابل الفضل میگم و گره ز کارم وا میشهابل الفضل شه کربلایی،ابل الفضل تو گره گشاییابل الفضل یا ابوفاضل ۳هرکی ابل الفضلی باشه اقا باهاشه همیشهتوی تمومه زندگی هیچ موقعه تنها نمیشهعکس ابل الفضل توی قاب قلب خستمهذکر ابل الفضل مددی ذکر دل شکستمهابل الفضل شه کربلاییابل الفضل تو گره گشاییابل الفضل یا ابوفاضل۳منو نبرده کربلا خواسته که زائرش باشمیاکه لیاقت ندارم یا خواسته تنهاتر نشمیعنی میشه من یه روز برم تو بین الحرمیندست تو سینه سلام بدم یا کاشف الکرب الحسیناسم ابل الفضل رو لبم عزت و افتخارمهسینه زدن برای تو واسه افتخارمهابل الفضل شه کربلایی،ابل الفضل تو گره گشاییابل الفضل یا ابوفاضل۳

شعر غروب اربعین

اللهم ارزقنا کربلا
روز و شب دارم دعا آرزومه اي خدا ديدن شيش گوشه ي کرببلا
همه رفتن کربلا به ديار نينوا اسم من از قلم افتاده خدا
من و اين ديده ي تر من و قلب پرشرر من و يک عکس ضريح کربلا
حرم اربابم حسين صحن بين الحرمين شده فکر و ذکر و خواب هر شبم
همه سوز و ساز من اينه امتياز من که غلام و سينه چاک زينبم
ميرسه تو هيئتا به مشام جان ما بوي دلنواز ياس از علقمه
بَه! که چه غوغا ميشه محشري بر پا ميشه شب جمعه کربلا با فاطمه
چي ميشه روز جزا به سپاس گريه ها ما بشيم از همه آدما جدا
مست شاه نينوا جاي جنت خدا ما بشيم ساکن کوي کربلا

شعر غروب اربعین

من که مانند نى در نوایم              عاشقم عاشق کربلایم
روز و شب در غم و شور و شینم     عاشق کربلاى حسینم
خادم کوى آن نور عینم                   عبد درگاه آن مقتدایم
گر چه بگذشته دور جوانى               لیک در پیرى و ناتوانى
بلبل آسا کنم نغمه خوانى               تا که باشد طنین در صدایم
یا حسین جز تو شاهى ندارم           جز تو شاها پناهى ندارم
عاشقم من گناهى ندارم                 حق بود شاهد مدّعایم
یا حسین اى عزیز پیمبر                   زاده عصمتِ پاک داور
زیب عرش خدا پور حیدر                  با غم و عشق تو آشنایم
من چو مجنون صحرا نوردم               آشنا با غم و رنج و دردم
تا فداى وفاى تو گردم                       در رثایت سخن مى سرایم
گشته ام تا به مهر تو پاى بند             گر جدا گردَدَم بند از بند
نگسلم از تو یک لحظه پیوند                اى شهید سر از تن جدایم
یا حسین جان عالم فدایت                 جان به قربان مهر و وفایت
بین که (مردانى ) با وفایت                  اشک خون ریزد از دیده هایم
حق به محشر چو خواهد حسابم        در سؤ الش بود این جوابم
ذاکر زاده بو ترابم                               مرثیت خوان آل عبایم

شعر غروب اربعین

مرغ دل ما زند پر به هوایت حسینقبله عالم شده کرببلایت حسینمنم گدایت حسین منم گدایت حسینکن نظری از کرم به این گدایت حسینحسین حسین جان حسینچرا فتادی چنین به خاک صحرا حسینغرق بخون بی کفن به این گدایت حسینسوخته از تشنگی تمام جانت حسینتشنه چنین ندیده در لب دریا حسینحسین حسین جان حسینای پسر فاطمه چرا تو بی یاوریتو حجت کردگار وصی پیغمبریتو شاه بی نوایی خدا را مظهریدر ره حق داده ای هستی خود را حسینحسین حسین جانگریه به مظلومیت پیمبران کرده اندناله ز داغ غمت پیرو جوان کرده انداشک ز داغت ز دیده گان کرده اندجن و ملک از غمت در همه دنیا حسین

شعر غروب اربعین

شمیم عاطفه در کوچه ها رها شده است
دوباره هر شب من رنگ کربلا شده است
وزیده در همه جا عطر سیب حضرت عشق
قسم به ساحت گریه قسم به ساحت عشق
دوباره شوق حرم تا خدا دلم را برد
به عرش روشن کرب و بلا دلم را برد
دوباره ماه محرم، رسیده ماه عزا
غروب غربت جانکاه سیدالشهدا
صدا صدای قدیمی طبل و زنجیر است
فضا فضای صمیمی ولی چه دلگیر است
خروش ناله‌ی حیّ علی العزا در راه
دوباره قافله‌ی روضه های ثارالله
برات گریه دوباره به چشممان دادند
به ما حسینیه‌ی‌ گریه را نشان دادند
حسینیه است؟ نه، خیمه؟ نه، کربلا اینجاست
مزار خون خدا فی قلوب من والاست
محرم آمده آقا صدایمان کردی
برای عرض ارادت، جدایمان کردی
لیاقتی بده تا روضه خوان تو باشم
عنایتی که فقط در امان تو باشم
بگیر دست مرا وقت خسته حالی ها
پری بده به دلم در شکسته بالی ها
مرا به غربت بی انتهای خود بردی
شبی که گوشه‌ی‌ صحن و سرای خود بردی
هنوز ندبه‌ی غم در رواق تو جاری است
هنوز داغ عطش بین باغ تو جاری است
صدای مرثیه‌ی آب آب می آید
صدای گریه‌ی‌ طفل رباب می آید
هنوز علقمه لب تشنه‌ی لب سقاست
هنوز چشم حرم در مصیبتش دریاست
امید اهل حرم می رود به قربانگاه
و یا به سوی منا می رود ذبیح الله
شکسته قلب حرم، یا مجیب می گوید
نگاه خسته ای أین الحبیب می گوید
از آسمان و زمین تیر و دشنه می بارد
ز هر کرانه فقط تیغ تشنه می بارد
صدای ناله‌ی أمن یجیب می آید
صدای روضه‌ی‌ شیب الخضیب می آید
خمیده خواهری انگار می رود از حال
گمان کنم که رسیده حوالی گودال
میان هلهله‌ی بی امان چه می بیند؟
میان نیزه و تیر و سنان چه می بیند؟
نه سیدالشهدا بر جدال طاقت داشت
نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت
هوا ز باد مخالف چو قیرگون گردید
عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید
بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد
گر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد

متن غروب اربعین

روز و شب دارم دعا           آرزومه ای خدا        دیدن شیش گوشه ی کرببلاهمه رفتن کربلا              به دیار نینوا          اسم من از قلم افتاده خدامن و این دیده ی تر        من و قلب پرشرر     من و یک عکس ضریح کربلاحرم اربابم حسین       صحن بین الحرمین      شده فکر و ذکر و خواب هر شبمهمه سوز و ساز من         اینه امتیاز من       که غلام و سینه چاک زینبممیرسه تو هیئتا         به مشام جان ما      بوی دلنواز یاس از علقمهبَه! که چه غوغا میشه    محشری بر پا میشه    شب جمعه کربلا با فاطمهچی میشه روز جزا           به سپاس گریه ها          ما بشیم از همه آدما جدامست شاه نینوا            جای جنت خدا           ما بشیم ساکن کوی کربلا

متن غروب اربعین

ساربانا مهلتی دارم در این جا مشگلی
رفته از دستم گلی از وی نبردم حاصلیاندر این دشت بلا رفته زدستم نوگلی
من حسین باوفا آرام جان گم کرده امساربان بهر خدا یک ساعتی آهسته تر
اندر این دشت بلا گم گشته از من تاج سریعنی یک دنیا برادر از من خونین جگر
اندر این صحرا ززجور گوفیان گم کرده امساربانا مهلتی تا تابر سر نعش حسین
راز دل گویم ببارم خون دل از هردو عیندر عزایش عالمی را پکنم از شور و شین
من برادر در میان خاک و خون گم کرده اممهلتی تا جستجویی اندرین صحرا کنم
در میان قتلگه من کشته ام پیدا کنمبر سرنعش برادر دیده را دریا کنم
خاک بر فرقم که نور دیدگاه گم مرده ام

متن غروب اربعین

دو برادر دوبرادر دو شجاع بی نظیر         این علمدار سپاه او امیراین حسین اوابالفضل جوان                  این امام او امیر کائناناین یکی از نسل پیغمبر بود                   اون یکی نور دل حیدر بوداین یکی از سوی یمین او یسار       کرده جنگ با گروه نابکاردو برادر دو برادر دو ابر مرد  دلیر    در میان روبهان مانند شیرلشکر از هر سو به هم پیچیده شد      جنگجویان را به هر بگریز شدهرکه می امد به جنگ این دومرد      با نگ تکبیر ابالفضل رشیدروح در جان حسینش می دمید      گفت این فرزند پیغمبر منم       گفت ان از زاده حیدر منمگفت ان بابم علی مرتضاست    گفت این مادر مرا خیر النساستگفت این عباس نام اور منم    گفت ان از زاده حیدر منم              مظلوم حسین جان        سقا ابالفضل

متن غروب اربعین

من که مانند نی در نوایم              عاشقم عاشق کربلایم
روز و شب در غم و شور و شینم     عاشق کربلای حسینمخادم کوی آن نور عینم                   عبد درگاه آن مقتدایم
گر چه بگذشته دور جوانی               لیک در پیری و ناتوانیبلبل آسا کنم نغمه خوانی               تا که باشد طنین در صدایم
یا حسین جز تو شاهی ندارم           جز تو شاها پناهی ندارمعاشقم من گناهی ندارم                 حق بود شاهد مدّعایم
یا حسین ای عزیز پیمبر                   زاده عصمتِ پاک داورزیب عرش خدا پور حیدر                  با غم و عشق تو آشنایم
من چو مجنون صحرا نوردم               آشنا با غم و رنج و دردمتا فدای وفای تو گردم                       در رثایت سخن می سرایم
گشته ام تا به مهر تو پای بند             گر جدا گردَدَم بند از بندنگسلم از تو یک لحظه پیوند                ای شهید سر از تن جدایم
یا حسین جان عالم فدایت                 جان به قربان مهر و وفایتبین که (مردانی ) با وفایت                  اشک خون ریزد از دیده هایم
حق به محشر چو خواهد حسابم        در سؤ الش بود این جوابم
ذاکر زاده بو ترابم                               مرثیت خوان آل عبایم

شعر غروب اربعین

دلی كه سینه زن هر شب محرم شددلی كه سینه زن هر شب محرم شدصدای هر تپشش ذكر یا حسینَم شدبه یاد غربت یك لحظة تو این گونهبساط گریة هر روز من فرا هم شدشبی كه در دل من خیمه زد غم از هر سودلم حسینیة بغض و آه و ماتم شدفدای زلف پریشان تو كه بر نیزهبرای قافله سالاری تو پرچم شدفرشته مثل رقیه سیاه می پوشدحسین ! سایة تو از سر همه كم شدهمیشه هر شب جمعه امید دارم كهدوباره زائر شش گوشة تو خواهم شدقسم به عشق كه رنگ حسین می گیرددلی كه سینه زن هر شب محرم شد

متن غروب اربعین

فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)شش ماهه اصغر می دهد، هم عون و جعفر می دهدامشب حسین دلداری فرزندخواهر می دهد فردا سر و دست و بدن در راه داور می دهدفردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)امشب شه دنیا و دین،با قلب مجروح و غمین – گوید به زین العابدین باشد وداع آخرینای دل غمین حالم ببین از جور قوم مشرکین – فردا یقین شمر لعین آبم ز خنجر می دهدفردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)امشب کند لیلا فغان زینب بود بر سر زنان  این از غم سلطان دین آن از فراغ نوجواناین در صدای الحذر آن در نوای الامان   این با برادر در سخن آن دل به اکبر می دهدفردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)امشب حسین در کربلاگردد به دور خیمه ها – گاهی به بانگ یا نبی گاهی به صوت یا اخاگاهی به فکر کودکان گه در نماز و در دعا – فردا به راه امتحان سر را به کافر می دهدفردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)امشب همه اطفال او را تشنگی در گفتگو – غم در دل و خون در گلو بشکسته سر بگشاده موباشد برادر در سخن گه با پدر گه با عمو – فردا حسین این جمله را تسلیم خواهر می کندفردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)امشب سکینه از عطش بگرفته دامان پدر – هر دم زند بر سینه و گاهی به پهلو گه به سرگوید که ای جان پدرعزم سفر مگر داری – سید چو مجنون با قلم تشکیل دفتر می دهدفردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)

متن غروب اربعین

هنوزم یه عاشقی هست، حرم شما نرفته
دیگه روش نمیشه جایی، بگه کربلا نرفتهقبولم کن به پابوست بزار حرمتو ببینم
بزار برا یه بارم شده بیام پایین پات بشینمچشم دل من به گنبد طلاته
دست رقیه رو سر زائراته
حسین وااااایباز تو کوچه دم گرفته نفسای خیس بارون
گرد عشق و تو نگاهت داره مینویسه باروننرفتم کربلا اما بزرگ شده ی روضه هاتم
تو اوج روضه ها محو زیارت دارالشفاتموقتی میبینم علم و پرچمت رو
حس میکنم باز بوی محرمت روهنوزم یه عاشقی هست حرم شما نرفته
دیگه روش نمیشه جایی بگه کربلا نرفتهزیر آسمون کسی نیست خونه زاد تو نباشه
با همه دنیا غریبه هر کی یاد تو نباشهدارم با گریه میخونم قسم به غم غربت تو
میگه زهرا قبول باشه به سینه زن هیئت تولحظه به لحظه دلم با اِذن آقا
داره میخونه یا ساقی العطاشا

متن غروب اربعین

ســـلام مــن بــه مـحـرم، مـحـرم گــــل زهــرا
بـه لطـمه هـای ملائـک بـه مــاتـم گــل زهـراسـلام مـن بـه مـحـرم بـه تشنـگی عـجـیـبـش
بـه بـوی سیـب زمـینِ غـم و حـسین غریـبشسلام من بـه محـرم بـه غصـه و غــم مـهـدی
به چشم کاسه ی خون وبه شال ماتم مـهـدیسـلام من بــه مـحـرم بـه کـربـلا و جـلالــش
به لحظه های پـرازحزن غرق درد و ملامشسـلام مـن بـه مـحـرم بـه حـال خستـه زیـنـب
بـه بــی نـهــایــت داغ دل شـکــستــه زیـنـبسلام من به محرم به دست ومشک ابوالفضل
بـه نـا امیـدی سقـا بـه سـوز اشـک ابوالفضلسـلام مـن بـه مـحـرم بـه قــد و قـا مـت اکـبـر
بـه کـام خـشک اذان گـوی زیـر نـیزه و خنجرسلام من به محرم به دسـت و بـا زوی قـاسم
به شوق شهد شهادت حنـای گـیـسـوی قـاسمسـلام مـن بـه مـحـرم بـه گـاهـواره ی اصـغـر
به اشک خجلت شاه و گـلـوی پـاره ی اصـغـرسـلام مـن بـه مـحـرم به اضـطـراب سـکـیـنـه
بـه آن مـلـیـکـه، کـه رویش ندیده چشم مدینهسـلام مـن بـه مـحـرم بـه عـا شـقـی زهـیـرش
بـه بـاز گـشـتـن حُر و عروج خـتـم به خیرشسلام من بـه محرم بـه مسـلـم و به حـبـیـبش
به رو سپیدی جوُن و به بوی عطر عجیـبـشسلام من بـه محرم بـه زنگ مـحـمـل زیـنـب
بــه پـاره، پـاره تــن بــی سـر مـقـابـل زیـنـبسلام من به محـرم به شـور و حـال عیـانـش
سلام من به حسـیـن و به اشک سینه زنـانش

شعر غروب اربعین

از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟
یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام
بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟اشهد ان لا…شهادت اشهد ان لا …شهید
محشر الله الله است می دانی چرا؟یک بغل باران الله الصمد آورده ام
نوبهار قل هوالله است می دانی چرا؟راه عقل ازآن طرف راه جنون از این طرف
راه اگر راه است این راه است می دانی چرا؟از رگ گردن بیا بگذر که او نزدیک توست
فرصت دیدار کوتاه است می دانی چرا؟از کجا معلوم شاید ناگهانت برگزید
انتخاب عشق ناگاه است می دانی چرا؟از محرم دم به دم هر چند ماتم می چکد
باز اما بهترین ماه است می دانی چرا؟

شعر غروب اربعین

مـن آمدم کـه گریه کنم دست مـن بگیرترسم زمان رود شود این عرصه زود، دیرقسمت نشد اگر کـه جوانمرگ تـو شوملطفی نما شوم دراین خانه پیر پیرباشد مرا بـه نوکری خود مکن قبولمـن داد میزنم کـه شمائی بـه مـن امیرماه محرم اسـت خودم کـه نیامدمزهرا «س» مرا کشانده دوباره بـه این مسیرچونکه شفای تـو اشک اسـت فاطمه «س»بر گریه بر عزای تـو کرده مرا اجیرآخر شنیده ام بـه غمت خنده کرده اندبر خشکی لبان تـو در خشکی کویرمثل زنی کـه مرده جوانش شبانه روزمـن زار میزنم بـه تن رفته در حصیر

متن غروب اربعین

تیر از کمان رها شد          با حلقت آشنا شد         با تیر حرمله، آه            سر از تنت جدا شدقربان روی ماهت            آخر چه بُد گناهت            منگرچنین به بابا            می میرم از نگاهتپرپر زدی به دستم           دیدم، تنت، شکستم            حیران شدم عزیزم       گریان به تو نشستمطفل نخورده آبم              دل از عطش کبابم              بینم چوحنجرت را         ازغم به پیچ وتابماز جور کین هلاکی          مدفون به زیر خاکی              در خاک تیره اصغر     یک دُر تابناکیمظلوم شیر خوارم             جان کرده ای نثارم               از خون حنجر تو      گل گون شده عذارمای طفل شیر خواره           مقتول ماه پاره                   ای کا ش خنده ات را   بیند پدر دوبارهای گل نوشکفته             ای ازعطش نخفته                    بابا مصیبتت را        جز با خدا نگفتهتاب غمت ندارم               خون گشته قلب زارم             بابا ببین چگونه           آمد گره به کارمتا تیرکین روان شد            نا گه تو را نشان شد           خون گلویت اصغر         تقدیم آسمان شدداغت به دل نشسته        درخود مرا شکسته              جان می کَنم چوبینم       این دیدگان بسته
با مادرت چه گویم            با خواهرت چه گویم            با عمه غمین  و              دیده ترت چه گویمای شیرخواره اصغر           ای ماه پاره اصغر                بسته به روی من شد      هر راه چاره اصغر

شعر غروب اربعین

فهمیدم از دور و برم، آمد محرملبریز شد چشم ترم، آمد محرمدر کنج هیئت ها علم را تکیه دادندبا إذن شاه با کرم آمد محرممثل لهوف و مقتل ابن مقرمسر تا بپا شعله ورم، آمد محرمکنج حسینیه حسن «ع» سینه زد و گفتدیدی چـه آمد بر سرم، آمد محرمفطرس خبر آورده کـه امشب نوشتهجبریل بر بال و پرم…آمد محرمپیراهنم مشکی شدهچون هم زمان:با تعویض پرچم در حرم آمد محرممی‌خواست از مـن دور باشد شر شیطاندلواپسم شد مادرم آمد محرمجان می دهم در آیه هاي سورۀ کهفآتش گرفته حنجرم، آمد محرمرخت عزا پوشید زینب «س» گفت با اشکخون گریه کن اي معجرم! آمد محرم

متن غروب اربعین

عباسم و خون حسین در بدن دارم
صد باغ گل بر پیکر از زخم تن دارم
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستماگر شود نشان تیر چشم خونبارم
دست از حسین ابن علی برنمی‌دارم
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستمدریا ز خونِ دیده‌ام گشته گلباران
پیشانیم را بشکنید ای ستمکارانبا حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستمسقّایم و جاری بود خون ز کام من
در محضـر زهـرا بود این کلام من
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم در موج دریا بر تنم، التهاب افتاد
تصویر لبهای حسین روی آب افتاد
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم بر کام خشک تشنگان میکنم زاری
اشک سکینه گشته از چشم من جاری
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم با آنکه در دریای آب لب نکردم تر
خجلت ز اصغر می‌کشم تا صف محشر
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم

شعر غروب اربعین

ای حسین فاطمه این کینه هامان را ببین
قلب مجروح درون سینه هامان را ببین
یازده خورشید را کشتند و داغ تو فزون
تکه تکه زین ستم آیینه هامان را ببین
***
گرچه شد خورشید ما در پرده ی غیبت ولی
می رسد نورش ز ماه حضرت سید علی
باز هم هر روز عاشورا و هر جا کربلا
باز هم فتنه، اگرچه هست حجت ها جلی
***
ترس ما کشته شدن یا غارت این خانه نیست
بلکه دنیایی شدن با مسلک کوفی گری ست
گر که بگذاریم امام خویش را تنها به تشویق هوا
فرق ما با آن جنایت پیشگان سفله چیست؟
***
ای حسین فاطمه داغت درون قلب ماست
نهضتت رسواگر روی تمام فتنه هاست
شمر را در هر زمان نومید از قتلی کنیم
که پی خورشید و مه دشنه به دست و بی حیاست

شعر غروب اربعین

آب قحط و ابر قحط و آسمانت خشک شد
چشم براه عمو ماندی زبانت خشک شدجان باقیمانده ام شد یک تبسم تیر دید
آخرین لبخند هم روی لبانت خشک شدحرمله دست مرا هم دوخت بر قنداقه ات
بازویم می داد وقتی که تکانت خشک شدخواستی بابا بگویی حرمله مهلت نداد
تار های صوتی ات سرخ و دهانت خشک شدتیر نگذاشت که یک جمله به اخر برسد
هیچ کس حدس نمی زد که چنین سر برسدپدرش که چیز زیادی نمی خواست،فرات
یک دو قطره، ضرری داشت به اصغر برسدخوب شد عرش همه خون گلو رو برداشت
حیف خون نیست بر این خاک ستمگر برسد

متن غروب اربعین

با لب عطشان، خسته در میدان
هزار و یک غم داری
رأس تو بر نی، میکند ره طی
زگیسو پرچم داری
تویی تویی، ذکر لب جن و ملک
ثمره ی باغ فدک
یا لیتناکنامعک
حسین من آقام آقام آقام حسین مندارد از ایمان، باغ دلهامان، شکوفه های احساس
میرویم هرشب، با دل زینب، کنار کف العباس
ضریح تو، از باغ گل زیباتره
از عاشقا دل میبره
مهد دعای اصغره
حسین حسین حسین
عباس من آقام آقام آقام عباس مندرمناجاتی، باب حاجاتی، مگر به این شک داری
از چه ای سقا، با قد رعنا، تو قبر کوچک داری
دلم میخواد، به کربلایتو برم
بیام کنار اون حرم
تو سرداب تو جون بدم
اباالفضل، اباالفضل…تیغ تو خوش بود، حرمله کش بود، اگر به میدان بودی
چشم تو حالا، خفته در صحرا، امید طفلان بودی
برادرم در خاک و خون نشسته ای
پشت مرا شکسته ای، زخم سرت نبسته ای
حسین من آقام آقام آقام حسین مناز مزار تو از دیار تو، بوی خدا می آید
مرغ دل هر شب، بر لبش یا رب
به کربلا می آید
منم منم، فدایی سپاه تو
غلام روسیاه تو
امید من پناه تو

متن غروب اربعین

تشنگان حرم عشق همه گوش کنید     آب را از نظر خویش فراموش کنیدناله واعطشا را همه خاموش کنید    آب را از نظر خویش فراموش کنیدمی رسد دم به دم از علقمه فریاد حسین    کیست این لحظه کند روی به امداد حسینخیمه ها را همگی جمله سیه پوش کنید   آب را از نظر خویش فراموش کنیدجسم عباس علمدار زمین افتاده    با لب تشنه نگهبان حرم جان دادهمی ز جام غم و انده و الم نوش کنید  آب را از نظر خویش فراموش کنیدکیست مردانه چو عباس علم برگیرد    رمق از پیکره ظلم و ستم برگیردعلم اشک و عزا را همه بر دوش کنید    آب را از نظر خویش فراموش کنیدگل نثار تن صدپاره عباس کنید   با گل بوسه همه حرمت وی پاس کنیدجسم صدپاره عباس در آغوش کنید   آب را از نظر خویش فراموش کنید

متن غروب اربعین

خوشا از دل نم اشکی فشاندنبه آبی آتش دل را نشاندنخوشا زان عشقبازان یاد کردنزبان را زخمه فریاد کردنخوشا از نی خوشا از سر سرودنخوشا نی نامه ای دیگر سرودننوای نی نوایی آتشین استبگو از سر بگیرد، دلنشین استنوای نی نوای بی نوایی استهوای ناله هایش، نینوایی استنوای نی دوای هر دل تنگشفای خواب گُل، بیماری سنگقلم،تصویر جانکاهی است از نیعلم،تمثیل کوتاهی است از نیخدا چون دست بر لوح و قلم زدسر او را به خط نی رقم زددل نی ناله ها دارد از آن روزاز آن روز است نی را ناله پرسوزچه رفت آن روز در اندیشه نیکه اینسان شد پریشان بیشه نی؟سری سر مست شور و بی قراریچو مجنون در هوای نی سواریپر از عشق نیستان سینه اوغم غربت،غم دیرینه اوغم نی بند بند پیکر اوستهوای آن نیستان در سر اوستدلش را با غریبی، آشنایی استبه هم اعضای او وصل از جدایی استسرش برنی، تنش در قعر گودالادب را گه الف گردید، گه دالره نی پیچ و خم بسیار داردنوایش زیر و بم بسیار داردسری برنیزه ای منزل به منزلبه همراهش هزاران کاروان دلچگونه پا ز گل بردارد اشترکه با خود باری از سر دارد اشتر؟گران باری به محمل بود بر نینه از سر،باری از دل بود بر نیچو از جان پیش پای عشق سر دادسرش بر نی ، نوای عشق سر دادبه روی نیزه و شیرین زبانیعجب نبود ز نی شکر فشانیاگر نی پرده ای دیگر بخواندنیستان را به آتش می کشاندسزد گر چشمها در خون نشینندچو دریا را به روی نیزه بینندشگفتا بی سرو سامانی عشقبه روی نیزه سرگردانی عشقز دست عشق در عالم هیاهوستتمام فتنه ها زیر سر اوست

شعر غروب اربعین

آب می گوید حسین ، بی تاب می گوید حسین
از سر شب تا سحر مهتاب می گوید حسین
دیده می گوید حسین ، نادیده می گوید حسین
هر کجا باشد دلی غمدیده می گوید حسین
یار می گوید حسین ، دلدار می گوید حسین
روز و شب هر دیده بیدار می گوید حسین
ناس می گوید حسین ، احساس می گوید حسین
تا قیامت حضرت عباس می گوید حسین
نار می گوید حسین، بسیار می گوید حسین
این زبان تا لحظه دیدار می گوید حسین
نوح می گوید حسین، ذی روح می گوید حسین
زنده باشد هر دلی با روح می گوید حسین
شاد می گوید حسین ، ناشاد می گوید حسین
هر نسیم باد با فریاد می گوید حسین
کام می گوید حسین، ناکام می گوید حسین
فاطمه گریان به هر ایام می گوید حسین
کوه می گوید حسین بشکوه می گوید حسین
دم به دم هر شیعه نستوه می گوید حسین
جان جان گوید حسین ، هفت آسمان گوید حسین
ماه و خورشید و ستاره هر زمان گوید حسین

شعر غروب اربعین

 در دل مانده رویایت، بر لب نام زیبایت     اربابم حسین جان، می میرم برایت(۲)ای نام و نشان من، جان من جان من     می گیرم سراغت، می گریم ز داغتخونت جوهر هستی، شورت در سر هستی    آه ای راز عطشان، جانم را بسوزاندر دل مانده رویایت، بر لب نام زیبایت     اربابم حسین جان، می میرم برایتمصباح الهدایی تو، محبوب خدایی تو    روشن از تو راهم، محتاج نگاهمای عشق نخستینم، معیار دل و دینم     جانم را رها کن، نذر کربلا کندر دل مانده رویایت، بر لب نام زیبایت     اربابم حسین جان، می میرم برایتای خاکت بهشت من، زیبا سرنوشت من     ای حصن حصینم، باقی از تو دینمنامت محیی الاموات، مهرت قاضی الحاجات     جان عالمی تو، اسم اعظمی تودر دل مانده رویایت، بر لب نام زیبایت     اربابم حسین جان، می میرم برایتمن هستم گدای تو، اهل کربلای تو     اربابم حسین جان، می میرم برایتدست و در راه تو نشناسم من       پیرو مکتب عباسم منیک گل کنار علقمه فتاده         دستش شده ز تن جدا ابالفضلبر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا   بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلاتشنه آب فراتم ای اجل مهلت بده     تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا

متن غروب اربعین

ماه غم آقا- باز پرچم آقا- مشکی به تن عاشقا باز محرم شد
در دل نوای غم- باز خیمه ی ماتم – آواره ی عشق تو هر دو عالم شدشمیم عشقت به دل نشسته دوباره بازم – وای
با دم زیبات آقا تو قلبم حرم می سازم – وای
غریب مادر(3) وایبا نام تو آقا – بر سینه می کوبم – بازم به تن – رخت غم ای حسین جانم
بازم غزل خونم – مجنون و دیونم – بازم دم محتشم ای حسین جانمکتیبه های ماتمت آقا- رمز جنونه – وای
دوباره ذکرت- روی لب ما – کرده جوونه – وای
غریب مادر(3) وایزد خیمه ثاراله – با حسرت و با آه – با چشم خون روضه خون زینب کبری
دریای غم جاری- کار همه زاری – درقاب چشم حسین غربت زهرابوی جدایی- می وزد ازاین دیار ماتم-وای
می ترسم آخر – بشه نصیب – خواهر تو غم – وای
غریب مادر(3) وای

متن غروب اربعین

حالا براي خنده كه دير است گريه كن
بابا نخواب…موقع شير است…گريه كن…در مانده ام ميان دوراهي…كجا روم؟
چشمم كه رفته است سياهي…كجا روم؟جانِ رباب، من به همه رو زدم نشد
دنبال آب، من به همه رو زدم نشد…عمه تو را ز دور نشان ميدهد نخواب
هي شانه ي رباب تكان ميدهد نخوابشد وقت بازي ات كمرت را گرفته ام
با احتياط زير سرت را گرفته امقنداقه ات كه بست لبت باز شد علي؟
خنديد مادرت… چقدر ناز شد عليافسوس مادرت شب شادي ات نديد
چشم رباب حجله ي دامادي ات نديد…در خيمه گرم كرده خودش مجلست علي
جاي نفس بلند شده “خس خست ” عليتا پشتِ خيمه كار ِ پدر سر به زيري است
تازه زمان ديدن دندان شيري استهمبازي تو ساقه ي تير است گريه كن
بابا نخواب موقع شير است گريه كن

شعر غروب اربعین

اینجا که ذوالجناح زمین گیر می شود
در خون غروب واقعه تصویر می شودیا رب پناه می برم از کرب و البلا
خواب علی هر آینه تعبیر می شودروزی برای گفتن منزل مبارکی
این دشت پر ز نیزه و شمشیر می شوداینجا گلوی تشنه تیر سه شعبه هم
از جام چشم ساقی من سیراب می شود‏اینجا که حکم قحطی یک قطره شبنم است
همبازی گلوی گلم تیر می شود‏باران سنگ منتظر ابر کینه است
اینجا حسین فاطمه تکفیر می شوداینجا سر حقیقت الله و اکبری
بر روی نی به گفتن تکبیر می شود‏در این دیار غمزده کمتر ز نصف روز
از فرط غصه خواهر تو پیر می شود‏جز زیر سم اسب شکستن در این زمین
از نفس مطمئنه چه تفسیر می شودهرکس که زهره اش ز علمدار رفته است
اینجا سر سه ساله من شیر می شودزینب كه شرم می کند از رویش آفتاب
اینجا اسیر حلقله زنجیر می شود

شعر غروب اربعین

بخواب ای غنچه ‏ی پرپر، بخواب ای کودک مادرعلی اصغرم لالای، لایی مادرم لالای‏عزیزم از چه بی‏تابی چرا مادر نمی‏خوابی؟گمانم تشنه آبی، علی اصغرم لالای‏مزن آتش به جان من، مبر تاب و توان منببین اشک روان من، علی اصغرم لالای‏چرا مادر علی جانم نمی‏گیری تو پستانمچه می‏خواهی نمی‏دانم، علی اصغرم لالای‏عزیز من مکن غوغا بخواب ای کودک زیبامسوزان قلب مادر را، علی اصغرم لالای‏مزن آتش دل من را مسوزان حاصل من راعلی اصغرم لالای، لالایی مادرم لالای‏چه شور است این به سر داری، مگر میل سفر داری؟مکان و منزل من را علی اصغرم لالای‏نخوابم در کنار تو خزان گردد بهار توچنین مادر مکن زاری، علی اصغرم لالای‏

متن غروب اربعین

ز داغ تو دل حزین است    ‌ به یادت چله‌نشین استالقلب حزین من مصیبتک      ویبکی علیک أربعین یوماهمه آرام و قرار این دل     زیارت در اربعین استو کل أمنیاته أن یزورک فی أربعینیّتکسپردم دل را به جاده     میایم پای پیادهترکت قلبی فی طریقک      أسیر إلیک حافیاًره عشق است و ندارم باکی       اگر خاری در کمین استالطریق طریق العشق ولا أخاف من أن یکون مفروشا بالأشواکجان و جانان من/ عشق و ایمان من/ با تو پیمان من، حسین(۲)یا نفسی و عزیزی، یا عشقی و إیمانی، عهدی معک یا حسینألا یا حجَّ الحنینِ، سَقاکم زَمزمُ عَینیای حج عشق (کنایه از زیارت امام حسین) شوق زیارتت اشک از دیدگانم جاری ساختتُلبّیکُم سیّدی أشواقی بإحرامِ الأربعینِهوای شوقم با احرام اربعین به ندای شما لبیک می‌گویدو شوقاً یهفُو جَبینی، یُؤدّی لو سجدتینِپیشانیم مشتاق است تا در نماز عشقت برخاک بیفتدویَسعى بین الصفا و المروى لعباسٍ و الحسینِو بین صفا و مروه عباس و حسین سعی به جای‌ آوردلو قطّعوا کفّی، لو قطّعوا رِجلی، أمضی لکم زَحفاً، حسینای حسین! اگر دستم را جدا کنند، اگر پایم را قطع کنند سینه خیز به سویت می آیمیا سیدی خُذنی، قد فتَّنی حُزنی، أشتاقُکم حدَّ الحَنینمولایم مرا دریاب، غم تو ویرانم کرد، دلتنگ و مشتاق شما هستمیا سیدی خذنی، حسین…مولایم مرا دریابأتاکُم هُدهدُ قلبی جَناحاهُ نارُ حبّیهدهد قلبم به سوی شما آمده است و دو بال او آتش عشق من استأتاکِ یا کربلا مشتاقاً یُلبِّیکِ وآحسیناهو مشتاقانه، لبیک گویان و با ندای واحسیناه به سوی تو آمده استحَنیناً عرشُ هواکَ بِلمحِ الطّرفِ أتاکَهوای عشق والای تو بر قلبم نشسته است، و با چشم بر هم زدنی به سوی تو می‌آیدمَشى طیّاراً معَ الزُّوارِ بآهاتٍ وآحسیناهقلب من به همراه زائرانت، با ناله واحسیناه به سوی تو پرواز می‌کندتَحلُو بکَ الآهُ، لاعذّبَ اللهُ، قلباً بهِ حبُ الـ ـحسیندردها با تو شیرین می‌شود، خداوند عذاب نکند قلبی که محبت حسین در آن استیا سیدی خُذنی، قد فتَّنی حُزنی، أشتاقُکم حدَّ الحَنینمولایم مرا دریاب، غم تو سرگردانم کرد، دلتنگ شما هستمیا سیدی خذنی، حسین…مولایم مرا دریاب

شعر غروب اربعین

همچنین بخوانید:جملات تسلیت ماه محرماشعار کوتاه درباره امام حسینعکس پروفایل محرممتن کامل زیارت عاشورا همراه با ترجمه

متن غروب اربعین

Don’t forgetthat beautiful sunsetsneed cloudy skies.فراموش نکن،غروب های زیبانیازمند آسمان های ابری هستند.

شعر غروب اربعین

برایتدلتنگی عصر پاییز را می فرستممثل کلاغ های دم غروبهیچ جا نیستمفقط گاهییکی از پرهایم می افتد

متن غروب اربعین

دوستت ندارم بـه اندازه اقیانوس ؛ چون یه روز تموم می شه.دوستت ندارم بـه اندازه خورشید، چون غروب می کنه.دوستت دارم بـه اندازه روت کـه هیچ وقت کم نمی شه

متن غروب اربعین

هیچ خورشیدی نمی‌تواند از غروب جلوگیری کند اما دوباره برمی‌خیزد و طلوع می‌کند – مایا آنجلو

متن غروب اربعین

همین که بیدار شدی،لبخند بزن…جمعه ها را فقط اینگونه میشودغافلگیر کرد…کافیست غم به صورتت ببیند،تا غروب‍‍ش هزار بار جانَت را میگیردعلی قاضی نظام

شعر غروب اربعین

غروب ها گواه آنند کهپایان ها هم می توانند زیبا باشند …

متن غروب اربعین

طلوع یا غروب خورشید می‌تواند با درخشندگی شعله‌ور شود و تمام شور و اشتیاق را در روح بیننده برانگیزد – مری بالوگ

شعر غروب اربعین

حالا که تو رفته ای می فهممدست های تو بودکه به نان طعم می دادپنیر را به سفیدی برف می کردو روز می آمد و سر راهش با ما می نشستحالا که تو رفته ایملال غروب‍‍ی ، نان را قاچ می کندو برگ درختانبه بهانه ی پاییزناپدید می شوند …شمس لنگرودی

متن غروب اربعین

روزهایم هم چون برگهای پاییز غروب کـه میشود
میوفتد . . .
نمیدانم درخت زندگی ام چند برگ دارد. . . ؟
فقط میدانم پاییز اسـت

شعر غروب اربعین

زمانی که خورشید غروب می‌کند، هیچ شمعی نمی‌تواند جایگزین آن شود – جورج مارتین

شعر غروب اربعین

نگران نباش برو
من تنها نیستم
تنهایی هست، دلتنگی هم قول آمدن داده
غروب هم هست
من می میرم، تو برو نگران من نباش

متن غروب اربعین

همه ی در انتظار غروب خورشید آسمان من اند…
نمیدانند ناخدای بی نام بی تو راه را گم می‌کند
چون بـه چشمک ستاره ی قطبی دل نبسته اسـت

شعر غروب اربعین

من هیچ کس را آن سوی دیوارها نداشته باشم شاید
اما در این غروب کسالت بار
هیچ چیز به اندازه ی تلفنی از زندان
خوشحالم نمی کند
و مردی که اعتراف کند
گاهی
به جای آزادی
به من می اندیشد

متن غروب اربعین

خیال نکن اکر برای کسی تمام شدی..
امیدی هست…
خورشید…
از انجا کـه غروب می‌کند..
هیچگاه طلوع نمی‌کند

متن غروب اربعین

اگر من بزرگ نمی‌شدم، پدربزرگ هنوز زنده بود، مو های مادرم سفید نمیشدمادربزرگ در ایوان خانه باز میخندید،تنهایی معنایش همان تنها بودن در اتاقم بودغروب جمعه برایم دلگیر نبودچقدر گران به پایان رسید بزرگ شدن من

شعر غروب اربعین

دوستت دارم تمام و کمال
از شرق پیشانیت
تا غروب لبخندت
از جنوب چشمهایت
تا شمال نفس هایت
دوستت دارم تمام و کمال

متن غروب اربعین

روزهایم
هم چون برگ های‌ پاییز
غروب کـه میشود میوفتد …
نمیدانم درخت زندگیم چند برگ دارد…؟!
فقط می‌دانم پاییز اسـت

متن غروب اربعین

روزهایمهمچون برگ های پاییزغروب که می شود می افتدنمی دانم درخت زندگیم چند برگ داردفقط می دانم پاییز است

شعر غروب اربعین

اولین بار نیستکه این غروب لعنتی غمگین‌ات کرده استآخرین بار نیز نخواهد بود.به کوری چشمش اماخون هم اگر از دیده بباردبیش از این خانه‌نشین‌ماننخواهد کرد ..کفش و کلاه کردن از توخنده به لب آوردن‌ات از من

متن غروب اربعین

روزهای اول اردیبهشت استو تقویم دلگره خورده به غروب های بهاربه دلشوره های مزمن منبه چارفصل رنگ بازی چشم های تو

شعر غروب اربعین

عشقنام دیگر تو بودوقتی خواب شیرین داشتن ات رااز سر این فرهاد گرفتیحالا همه ی غروب های دنیاپشت این کوه تنهایی می افتد.

متن غروب اربعین

هنگامی که دستان مهربانشرا به دست می گیرمتنهایی غم انگیزش را در می یابماندوهش غروبی دلگیر استدر غربت و تنهاییهمچنان که شادیشطلوع همه آفتاب هاست

متن غروب اربعین

این زندگی نیست کـه می‌گذرد؛
این ما هستیم کـه رهگذریم…
” پس با هر طلوع و غروب لبخند بزن ”
“مهربان باش و محبت کن”
“حتی تاریک‌ترین شب نیز پایان خواهد یافت و
خورشید خواهد درخشید”
روزهای خوب خواهد آمد

شعر غروب اربعین

گفتی که چو خورشید زنم سوی تو پرچون ماه شبی می کشم از پنجره سراندوه که خورشید شدی تنگ غروبافسوس که مهتاب شدی وقت سحر

متن غروب اربعین

پیش چشمت خطاست شعر قشنگچشمت از شعر من قشنگ تر استمن چه گویم که در پسند آیددلم از این غروب تنگ تر است

شعر غروب اربعین

نم باران،
لب دریا
غم تو
تنگ غروب
دل من تنگ تو شد
کاش که پیدا بشوی

متن غروب اربعین

غروب پاییز یه غروب دیگس
غروب پاییز یه تصویری دیگس
غروب پاییز دریا، یه نقاشی خاص دیگس
قدم زدن دوعاشق ریختن برگا
غروب پاییز… یه حس حال دیگس

متن غروب اربعین

ڪشنده تر از
ساعت دوازده شب بہ بعد
اون غروب
لعنتیہ ڪه
یھو با تمام وجود
دلت بودنشو
مےخواد ولی ️نیست

شعر غروب اربعین

حالا که تو رفته ای می فهمم
دست های تو بود
که به نان طعم می داد
پنیر را به سفیدی برف می کرد
و روز می آمد و سر راهش با ما می نشست
حالا که تو رفته ای
ملال غروب‍‍ی، نان را قاچ می کند
و برگ درختان
به بهانه ی پاییز
ناپدید می شوندشمس لنگرودی

شعر غروب اربعین

عشق را در انتظار تلخ و بی پایان خود
در غروب جمعه‌ ای دلگیر پیدا می‌ کنیساناز رئوف

شعر غروب اربعین

تنها یک لحظه طول کشید
غروبی که مرا در خود گم کرد
و حسی که تا ابد نامم را فریاد کشید

شعر غروب اربعین

روزهایم
هم چون برگ های‌ پاییز
غروب کـه میشود میوفتد
نمیدانم درخت زندگیم چند برگ دارد..؟!
فقط میدانم پاییز اسـت

شعر غروب اربعین

همه در انتظار غروب خورشید آسمان من اند
نمی دانند ناخدای بی نام بی تو راه را گم می کند
چون به چشمک ستاره ی قطبی دل نبسته است

شعر غروب اربعین

وقتی که تنگه غروب
بارون به شیشه میزنه
همه غصه های دنیا توی سینه منه

متن غروب اربعین

دیروز غروب
پیاده روهای غمگین را قدم میزدم
عابران بی تفاوت از کنارم
سکوتم را لگد می کردند
زیر هجوم افکارم
تو را آرزو کردم
کاش یکی ازاین عابران بودی
هیچ نگاهی آشنا نبود
جز کودک فال فروشی که نگاه غمگینش بغض مرا به انفجار رساند

شعر غروب اربعین

درست همان لحظه
که غرق آرزوهایت هستی
ساحل، زیر پایت را خالی می کند
خوب غروب را نگاه کن
شاید
آه
و
بغض
مرا ببینی…

شعر غروب اربعین

متن های کوتاه مناسبتی و تبریک , تبریک تولد و عید و .. | تاو بیو

شعر غروب اربعین

من که با هر بند انگشتِ تو در دستانِ خود
ذکر میگویم پدر، تسبیح میخواهم چکار…؟
# ادبی # پدر

متن غروب اربعین

دختر یعنی موجی از شادی ❤️💖🌊
روز دختر مبارک باد 😍
# دختر # متفرقه

شعر غروب اربعین

بازدَم‌هاٰی‌ِتٌوشددَم‌هاٰی‌ِشوراَنگیزِمَن
باتواَم‌شیرین‌تَرین‌دِلدارِمَــن؛
⦇صٌبحت‌بِخِیر ⦈💭🖇💞
# دوستت دارم # صبح بخیر

متن غروب اربعین

♡•| صبحت رو با شادے شروع میڪنے°•♡

♡•| وقتے عشق زندگیت رو
ڪنارت دارے •°♡

صبح بخیر عشقم🥰🥰
♥️‎‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ # صبح بخیر

شعر غروب اربعین

سعےڪن‌هرروز‌ت‌به‌نیت‌یه‌شهید‌باشه

دیگه‌اینجورۍوقتےمیخاۍ

گناه‌ڪنیا،شرم‌میڪنے.. # امام حسین # ادبی

متن غروب اربعین

امروز مثل هیچ روز دیگری نیست، امروز روز تولد عزیزیست که وجودش سرشار از مهر و شوق زیستن است
خاله ی خوب و مهربان من امروز روز با شکوه به دنیا آمدن توست، و زیبا روزیست
# تولدت مبارک خاله عزیزم # تبریک تولد

متن غروب اربعین

به بعضیام باید گفت : 
حالا که دیگه داریم میریم تو سال نو، ذاتتم نو کن 🙂
# عید

شعر غروب اربعین

‌‌‌    ∩_∩ („• ֊ •„) •━━∪∪━━• # شکلک

شعر غروب اربعین

اين غزل ها به خدا مفت نمى ارزيدند
اگر اين دختر و اين عشوه و اين ناز نبود

• امیرحسین اثنی عشری 

روز دختر مبارک 🙂
# دختر

شعر غروب اربعین

آقازاده اونی نیست که پدر پولدار و پرنفوذ داره، آقازاده ما هستیم که پدری زحمتکش داریم # پدر

متن غروب اربعین

اگه میخواین یه زندگی شاد داشته
باشین زندگی تون رو به یه هدف
وصل کنین نه به اشخاص و اشیا…👌🏻
“صبح بخیر” 🌷💗

# ترکی # صبح بخیر

متن غروب اربعین

برای خودت هدفی تعیین کن که باعث بشه صبح ها با اشتیاق از تخت بپری بیرون! # انگیزشی # صبح بخیر

متن غروب اربعین

و امروز بهترین روز است
چون خداوند بهترین فرشته اش را آفرید تا اکنون مادر من باشد
زیباترین فرشته آسمانی من
خداوند تورا آفرید تا مادر من باشی
من به خود افتخار میکنم که چنین مادری دارم
مادری که هرچه بخواهم او را توصیف کنم کلامت یاریم نمیکند ..
تولدت مبارک مادر مهربانم # تبریک تولد # مادر

متن غروب اربعین

زندگی یه هدیه‌ست از خواب بیدار شو و این رو درک کن🌱

صبح بخیر 😘 # صبح بخیر

شعر غروب اربعین

هر سال عید تبریکمون به خاطر وارد شدن به سال جدید بود، امسال تبریکمون به خاطر سالم خارج شدن از اون سال نحس و کثافته…

*  سالم خارج شدنتون از 99 مبارک *
# عید

متن غروب اربعین

امشب
شانه هایت
مرا می خواند
کجایی
شاید شب بخیر هایت
آرامش خوابم شود.💚
# شب بخیر

شعر غروب اربعین

🍃🌺🍃
درسکوت شب نقش رویاهایت
رابه تصویر بکش،ایمان ‌داشته باش
به خدایی که نا امید نمیکند ورحتمش
بی پایان است…

شبتون در پناه خدا 💫💥
‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌ # شب بخیر

شعر غروب اربعین

امیدوارم زیبایی و شادمانی

با تو باشند

نه فقط در این روز استثنایی

بلکه در هر روز زندگیت❤️

🎉 تولدت مبارک 🎉

تبریک‌تولد # تبریک تولد

متن غروب اربعین

عید هرکس
آن مهی باشد 
که او قربان اوست…

*سال نو مبارک *

 مولانا 
# عید # مولانا

متن غروب اربعین

من از اونام كه خنده رو صورتَم ماسيده…🙂 # تتلو

متن غروب اربعین

🌸شب عفو است و محتاج دعایم
🌿ز عمق دل دعایی کن برایم

🌸اگر امشب به معشوقت رسیدی
🌿خدا را در میان اشک دیدی

🌸کمی هم نزد او یادی ز ما کن
🌿کمی هم جای ما او را صدا کن

شب قدر # ادبی # متفرقه

شعر غروب اربعین

مهتاب زیباست اما فقط یک ساعت می ماند
دوستی ما زیباتر است و برای همیشه جاودان می ماند
تولدت مبارک بهترین دوستم!
# تبریک تولد

شعر غروب اربعین

مدت‌هاست …
به هوایِ صبح بخیر گفتن‌هایت ،
سحر خیز شده‌ام …!
# صبح بخیر

متن غروب اربعین

مهم نیست
چقدر شب تاریڪ است

خورشید دوباره طلوع خواهد ڪرد

مهم نیست
چقدر اندوهت عمیق است

دلت ڪه به نور خدا روشن باشد
قلبت دوباره لبخند خواهد زد💞

💗شبتون بخیر و آرام💗 # شب بخیر

متن غروب اربعین

اگر عالی بودن یک جرم بود
تو در بالای لیست افراد تحت تعقیب قرار می گرفتی
تولدت مبارک داداشی!
# تولدت مبارک داداش # تبریک تولد

شعر غروب اربعین

حکایت اون سربازی نباشید که اونقدر نامه داد تا اینکه عشقش ، عاشق پستچی شد… هر چیزی اندازه‌ای داره حتی خوبی! # سرباز # عشق یک طرفه

متن غروب اربعین

سربازی دوران ساخته شدن برای تحمل سردی ها تلخی ها وزخم های روزگار است # سرباز # پسرانه

شعر غروب اربعین

نگیر از این دل دیوانه ابر و باران را
هوای تنگ غروب و شب خیابان را
تو نیستی غم پاییز را چه خواهم کرد
و بی پرندگی عصر‌های آبان را
اصغر معاذی

شعر غروب اربعین

دلبر ببین پاییز داره میاد
اگه نباشی و نمونی ، جاتو سیگارِ دمِ غروبم پر نمیکنه‌ها!…

متن غروب اربعین

دیروز غروب
پیاده روهای غمگین را قدم میزدم
عابران بی تفاوت از کنارم
سکوتم را لگد می کردند
زیر هجوم افکارم
تو را آرزو کردم
کاش یکی ازاین عابران بودی
هیچ نگاهی آشنا نبود
جز کودک فال فروشی که نگاه غمگینش بغض مرا به انفجار رساند

متن غروب اربعین

اگر من بزرگ نمی شدم، پدربزرگ هنوز زنده بود، موهای مادرم سفید نمیشد،
مادربزرگ در ایوان خانه باز می خندید،
تنهایی معنایش همان تنها بودن در اتاقم بود،
غروب جمعه برایم دلگیر نبود،
چقدر گران تمام شد بزرگ شدن من

شعر غروب اربعین

تنهایی
هیولا عجیبی ست ..
روزهای هفته رامی بلعد
غروب جمعه بالا میاورد …

شعر غروب اربعین

دیروز غروب
پیاده رو های غمگین را قدم میزدم
عابران بی تفاوت از کنارم
سکوتم را لگد می کردند
زیر هجوم افکارم
تو را آرزو کردم
کاش یکی از این عابران بودی
هیچ نگاهی آشنا نبود
جز کودک فال فروشی که نگاه غمگینش بغض مرا به انفجار رساند

متن غروب اربعین

نها باشی …
روز تعطیل باشه …
غروب باشد …
باران هم ببارد …
احساس میکنی
بلاتکلیف ترین آدم دنیا هستی

متن غروب اربعین

روز‌ها را در انتظار آدینه
یکی پس از دیگری سر میکنم
غروب جمعه
خیال تو‌ و جشن دلتنگی من
چه مراعات النظیر بی نظیری.

متن غروب اربعین

چقدر من
دیدنت را دوست دارم
در خواب
در غروب
در همیشه‌ی هر جا،
هر جایی که بتوان تو را دید،
صدا کرد و از انعکاس نامت کیف کرد
چه ‌قدر من دیدن تو را دوست دارم……

متن غروب اربعین

عشق را در انتظار تلخ و بی پایان خود
در غروب جمعه‌ای دلگیر پیدا می‌کنی
ساناز رئوف

متن غروب اربعین

دلت که گرفته باشد…
با صدای ترانه که هیچ…
با صدای دستفروش دوره گرد هم
گریه می‌کنی…
و این است شرح حال غروب جمعه های من

متن غروب اربعین

روزهایم همچون برگهای پاییز غروب که میشود
می افتد . . .
نمیدانم درخت زندگی ام چند برگ دارد. . . ؟
فقط میدانم پاییز است

متن غروب اربعین

همه در انتظار غروب خورشید آسمان من اند…
نمی دانند ناخدای بی نام بی تو راه را گم می کند
چون به چشمک ستاره ی قطبی دل نبسته است

متن غروب اربعین

غروب پاییز یه غروب دیگس
غروب پاییز یه تصویری دیگس
غروب پاییز دریا ،یه نقاشی خاص دیگس
قدم زدن دوعاشق ریختن برگا، غروب پاییز…یه حس حال دیگس

متن غروب اربعین

روزهایم همچون برگهای پاییز غروب که میشود
می افتد . . .
نمیدانم درخت زندگی ام چند برگ دارد. . . ؟
فقط میدانم پاییز است

شعر غروب اربعین

نم باران، لب دریا، غم تو، تنگ غروب
دل من تنگ تو شد، کاش که پیدا بشوی

متن غروب اربعین

دوستت ندارم به اندازه اقیانوس ، چون یه روز تموم می شه. دوستت ندارم به اندازه خورشید، چون غروب می کنه. دوستت دارم به اندازه روت که هیچوقت کم نمی شه

شعر غروب اربعین

پنجره را باز میکنم
طلوع را میبینم و غروب را فراموش میکنم.
از اینکه در قلبم هستی افتخار میکنم

متن غروب اربعین

این زندگی نیست که می‌گذرد؛
این ما هستیم که رهگذریم…
” پس با هر طلوع و غروب لبخند بزن ”
“مهربان باش و محبت کن”
“حتی تاریک‌ترین شب نیز پایان خواهد یافت و
خورشید خواهد درخشید”
روزهای خوب خواهد آمد

متن غروب اربعین

دلت که گرفته باشد…
با صدای ترانه که هیچ…
با صدای دست فروش دوره گرد هم
گریه می کنی…
و این است شرح حال غروب جمعه های من

متن غروب اربعین

روزهایم
همچون برگ های پاییز
غروب که می شود می افتد …
نمی دانم درخت زندگیم چند برگ دارد…؟!
فقط می دانم پاییز است

شعر غروب اربعین

بین ما چیزى نبود
که حالا
این پاییزى را که تنهاترم مى کند،
به تو نسبت بدهم!
به آبان که رسیدى،
یک نخ سیگار آتش بزن
و رو به پنجره،
براى خورشید دم غروب،
از دخترى با موهاى قرمزش بگو،
که هرگز نبود

شعر غروب اربعین

گفته بودی عجیب دلتنگی
دل من هم برای تو تنگ است
پیش من هم غروب زیبا نیست
پیش من هم طلوع کم رنگ است

متن غروب اربعین

ب سلامتى همه اونایى ک دلشون از یکى دیگه گرفته
ولى براى اینکه خودشون رو اروم کنند میگن:ب خاطره غروب پاییزه

متن غروب اربعین

I love you for the last sun set…
تاآخرین غروب دنیا دوستت دارم

شعر غروب اربعین

اشک را در چشم خود همواره پنهان کرده ام
بغض را مهر گلو گیر گریبان کرده ام
آشنا با لحظه های غربت و خاموشی ام
خلوتم را لا جرم شام غریبان کرده ام

متن غروب اربعین

بر خانه‌ها بر کوچه‌ها باریده نفرین سکوت
شام غریبان شد مگر کین سان خموش شد خانه‌ها
سر در گریبان هر کسی مبهوت و مات آنچه شد
دودی اگر آید برون از آه سینه سوز ما
از اضطراب حادثه امشب نمی‌خوابد کسی
ناباورانه زیر لب، فردا رود آن مقتدا؟شب شام غریبان حسینی بر شما تسلیت و تعزیت باد

شعر غروب اربعین

***

شعر غروب اربعین

در دل صحرا شهیدان بی کفن افتاده‌اند
عاشقان در کربلا خونین بدن افتاده‌اندلاله‌های فاطمه پرپر میان خاک و خون
در گلستان بلا چون یاسمن افتاده‌اندسر جدا قربانیان نهضت سرخ حسین
روی خاک نینوا دور از وطن افتاده‌اندتشنگان وادی آزادگی در بحر عشق
در کنار علقمه صد پاره تن افتاده‌اندکربلا بستان عشاق است و هفتاد و دو گل
سوی دیگر یادگاران حسن افتاده‌اندبر لب ماتم سرای» یاسر «این غم نقش بست
اشک‌ها خون گشته و از چشم من افتاده‌اند

متن غروب اربعین

خدایا امشب
به حق شام غریبان
به حق امام و سرهای بریده اصحابش
به اسیری عزیزانش
به تن تبدار بیمارش
به زینب علمدارش
درد بیماران شفا و
حاجت حاجتمندان روا بفرما…

متن غروب اربعین

خالی است هر سو بنگری از مرد و مردیطعنه به مردان می‏زند سودای دردیشام غريبان است و یارانم شکستندمی‏‌لرزد آوای دلم شاید ز سردی!

شعر غروب اربعین

اگر صبح قیامت را شبی است، آن شب است امشبطبیب از من ملول و جان ز حسرت بر لب است امشبصبا از من به زهرا(س) گو بیا، شام غریبان بینکه گریان دیده‌ی دشمن به حال زینب است امشب

متن غروب اربعین

بر خانه‌ها بر کوچه‌ها باریده نفرین سکوتشام غريبان شد مگر کین سان خموش شد خانه‌هاسر در گریبان هر کسی مبهوت و مات آنچه شددودی اگر آید برون از آه سينه سوز مااز اضطراب حادثه امشب نمی‌خوابد کسیناباورانه زیر لب، فردا رود آن مقتدا؟

متن غروب اربعین

خدایا این شام روز عزا یا غروب شب عید قربان استزمینِ صحرای کرب وبلا صحنه صحنه زخون لاله باران استناله کن ای دل تا سحر امشب

متن غروب اربعین

گردیـده جـدا از هم شمع و گل و پروانه
از گلبن وحی امشب گم گشته دو ریحانه
امشب شب هجران است یا شام غریبان است؟

شعر غروب اربعین

امشب خبر ای یاران از فاطمه می‌آید
گاهی به سوی گـودال، گه علقمه می‌آید
امشب شب هجران است یا شام غریبان است؟

شعر غروب اربعین

بنویسید که جز خون خبری نیست که نیستبه تن این همه سردار سری نیست که نیستبنویسید که خورشید به گودال افتادو پس از شام غریبان سحری نیست که نیستآتش از بال و پر سوخته جان می‌گیردزیر خاکستر ما بال و پری نیست که نیستشب شام غریبان حسینی بر شما تسلیت و تعزیت باد

شعر غروب اربعین

دل شعله عاشورا جان تاب و تبی دارد
در کرب و بلا زینب امشب چه شبی دارد
امشب شب هجران است یا شام غریبان است؟

متن غروب اربعین

پنهـان شده زیـر گل قرآن رباب امشب
خون گریه کند دریا از گریه آب امشب
امشب شب هجران است یا شام غریبان است؟

متن غروب اربعین

سایه‌ای بود و پناهی بود و نیست
شانه‌ام را تکیه گاهی بود و نیستبا حسرت و اندوه فراوان چهلمین روز عروج ملکوتی
همسری مهربان و پدری دلسوز، مرحوم مغفور شادروان زنده یاد

متن غروب اربعین

مادرم ناله شب‌گیر تو را می‌شنوم
شکوه از عالم تقدیر تو را می‌شنومتا سحر زمزمه کردی ز بیداد زمان
گریه از درد زمین‌گیر تو را می‌شنوم

شعر غروب اربعین

باور این همه ی صبوری‌مان نبود،
چهل بار چشم گشودن و ندیدن عزیز زندگی‌مان
چهل‌ها خواهد گذشت و یاد تو با ما خواهد بود

شعر غروب اربعین

ناباورانه روزها را گذراندیم،
بدون حضور او که باور داشتیم
وجود عزیزش نماد عینی شرف و مفهوم بخشایش بود
و هنوز با گذشت چهل روز، عکس او با چارچوب قاب بیگانه است
در اربعین هجرانش به زیارت مزار مطهرش می‌رویم
و با زبان اشک از اندوه روزهای فراق سخن می‌گوییم…

شعر غروب اربعین

برادرم چهل شب چشم من با گریه خو کرد
چه شب‌ها با تو بودن آرزو کرد
چهل شب تا سحر نقش خیالت
کنار من نشست و گفتگو کرد…

شعر غروب اربعین

چهل روز است که دل‌تنگی‌های غروب را با بودن در کنار مزارش سپری کردیم
و ناباورانه روزهایمان را به شب‌هایمان گره زدیم
و شب‌هایمان را به امید آن که هلال ماهگونش را یک بار دیگر در خواب به نظاره بنشینیم به صبح رساندیم.
طنین صدای دلنشینش همچنان در گوش ما، مهربانیش در قلب ما و زیبایی چهره‌اش همیشه در یاد ماست.

شعر غروب اربعین

چهل روز است که می‌سوزیم و تو را نمی یابیم
نگاه پاک و مهربانت راکه همیشه بی‌دریغ نثارمان میکردی، نمی بینیم
از گرمای وجودت بی‌بهره ماندیم،
تنها با این باور که تو هنوز هم سنگ صبور ما هستی،
با تو اي مهربان، درد دل می گوییم

متن غروب اربعین

چِلُمین روز است که خاموشی پدر
خاک گورت را غریبانه هم آغوشی پدر
گرچه اکنون در کنارم نیستی از حیث تن
نیست یادت را ز دل هرگز فراموشی پدر…

متن غروب اربعین

آن روز گدازه دلم را دیدم
خاکستر تازه دلم را دیدموقتی که به روی دوش مردم می‌رفت
تشییع جنازه دلم را دیدم

شعر غروب اربعین

چهل روز از غروب غم انگیز گذشت
پدری که وجودش افتخار و صفا و صداقت بود
صفای بارانی بود که با صداقت می‌بارید
و دلش دریای محبت و وجودش باران کرامت بود
بهمین مناسبت بر آنیم که در روز … از ساعت … در … واقع در … گرد هم آییم
تا با یاد خاطرات جان‌فزایش، مرهمی بر زخم‌هاي‌ کهنه‌مان بنهیم…

متن غروب اربعین

چهل بار چشم گشودن و ندیدن عزیز زندگی ام
چهل‌ ها خواهد گذشت و یاد تو با من خواهد بود…

شعر غروب اربعین

خواهرم دو روز دیگر
چهل روز از مرگت میگذرد و نمیدانیم چگونه تاب آوردیم چهل روز ندیدنت را….
به این امید زنده ایم که وقت مرگ بار دیگر تو را خواهیم دید
چقدر دیر میگذرند بی تو این روزها …..

متن غروب اربعین

روزها را چه غریبانه به شب رساندیم
فریاد را در سینه خفه کردیم
و اشک را خوراک روز و شب کردیم
چه سخت است در دل گریستن و به زبان هیچ نگفتن
و تکیه‌گاهی مطمئن را از دست دادن!

متن غروب اربعین

چهل غروب غمبار از پر کشیدنت به سوی ابدیت گذشت
و ما همچنان در بهت و حیرت لحظات خوب بودن با تو را مرور می‌کنیم
باور این همه صبوری‌مان نبود،
چهل بار چشم گشودن و ندیدن عزیز زندگی‌مان
چهل‌ها خواهد گذشت و یاد تو با ما خواهد بود

شعر غروب اربعین

چهل روزبه جاده‌های مسدود چشم دوختیم
تا شاید برگردی،
اما تو هرگز کوچه‌های خیس و گنگ حضورمان
را به ترنم صدایت مرور نخواهی کرد!

متن غروب اربعین

عرض تسلیت حقیر را بپذیریدتحمل سوگ فقدان مادر صبری الهی را می طلبدخداوند شما را اجر صابرین دهد که حضرتش فرمود :و بشر الصابرین الذین اذا اصابتهم مصیبه قالو انا لله و انا الیه راجعون

متن غروب اربعین

باور این همه صبوری‌مان نبود،
چهل بار چشم گشودن و ندیدن عزیز زندگی‌مان
چهل‌ها خواهد گذشت و یاد تو با ما خواهد بود

شعر غروب اربعین

چهل روزه صدای تو نمیاددلم کرده هواتو داد وبیدادتو نیستی خونۀ دل سوت و کورهدیوار بینِ مون این خاک گورهپدر ای مهربونم یاور منتو بودی عشق و ایمان باور منفراقت ای پدر سخته برامونمثِ جون کندنه سخته برامونبه راهی رفته ای که خیلی دورهمیون آسمون اون جا که نورهدلم تنگه دلم تنگه دلم تنگغم دوریت به جونم می زنه چنگچرا بی رحمه بابا این زمونهدلم کرده کباب اشکم روونهخدا صبرم بده طاقت بیارمکه جز تو یاوری دیگر ندارم

شعر غروب اربعین

هنوز باورمان نمی‌شود که چهل روز از رفتن ناگهانی‌اش گذشته است
هنوز سخت است بپذیریم آن لبخندها و مهربانی‌ها، همچون دانه‌ای در زیر خاک خفته است
اما یقین داریم یادش جوانه خواهد زد و نام و نشانش، درختی سبز و تناور خواهد شد

متن غروب اربعین

چهل روز می‌گذرد و می‌سوزیم و به هر جا می‌نگریم، خاطره‌ای از تو در خیال ما شکل می‌گیرد
مادرم چهل روز است که سنگ صبور خود را از دست داده‌ایم و نگاه پاکش را دیگر نمی‌یابیم!

شعر غروب اربعین

چهل شب چشم من (ما) با گریه خو کرد
چه شب‌ها با تو بودن آرزو کردچهل شب تا سحر نقش خیالت
کنار من (ما) نشست و گفتگو کرد

متن غروب اربعین

هنوز باورمان نمی‌شود که چهل روز از رفتن ناگهانی‌اش گذشته است
هنوز سخت است بپذیریم آن لبخندها و مهربانی‌ها، همچون دانه‌ای در زیر خاک خفته است
اما یقین داریم یادش جوانه خواهد زد و نام و نشانش، درختی سبز و تناور خواهد شد…

متن غروب اربعین

اربعین تو دگر باره برآییم همه
که سر تربت تو اشک نشانیم همهما چه گوییم که از سوگ تو بر ما چه گذشت
غرق در ماتم و اندوه و فغانیم همه

شعر غروب اربعین

چهل روز است روی خوبت را ندیدم مادرم
در فراقت شعر هجران می سرودم مادرم
کاش می مردم، نمی دیدم که رفتی زیر خاک
خاک بر سر شد مراَ زین غم که دیدم مادرم

شعر غروب اربعین

چهل روز است که دلتنگی‌های غروب را با بودن در کنار مزارش سپری میکنم و
ناباورانه روزهایم را به شب‌هایم گره زدم و شب‌هایم را به امید آن که هلال
ماهگونش را یک بار دیگر در خواب به نظاره بنشینم به صبح رساندم.
طنین صدای دلنشینش همچنان در گوشم، مهربانیش در قلبم و زیبایی چهره‌اش
همیشه در یادم است.

شعر غروب اربعین

روزگاری است که ما حال پریشان داریم
ز غم مرگ پدر، دیدة گریان داریمبود اخلاق خوشش ورد زبان همگان
اعتباری که به ما هست ز ایشان داریم

متن غروب اربعین

مرگ موهبتی است الهی،  که به قامت هر موجود زنده‌ای می‌نشیند
بشریت از این قاعده مستثنی نیست و ما نیز از آن غافل هستیم
چه سخت است باورش، تحملش، جدا شدنش و ندیدنش
ولی چه می‌شود کرد، باید در برابر مشیت الهی سر تسلیم فرود آورد
و فقط یاد و خاطرات او جاودانه در دل دوستدارانش باقی خواهد ماند
امید که در جوار رحمت پروردگار آسوده و آرام بیارامد و از آمرزش حضرت حق بهره‌مند شود

متن غروب اربعین

متن های کوتا امام حسین / متن کوتاه کربلا و اباعبدالله و حسین | تاو بیو

متن غروب اربعین

‏طالب جنت‌شدم نه محض ناز و نعمتش

آرزو دارم ببینم آب مینوشد حسین :)♥️

• التماس دعا # خدا # امام حسین

متن غروب اربعین

بی راه نرو ساده تَرین راه حسین است # امام حسین

شعر غروب اربعین

ای سومین خزانه دار عشق

بطلب که درد دلتنگی دلدادگانت را تنها

وصال ضریح طلایی‌ات درمان است! # امام حسین # ادبی

شعر غروب اربعین

حضرت رقیه وقتی داشتند

با امام حسین درد و دل میکردند گفتند :

نگران حجاب من نباش بابا!

چادرم سوخته ولی هنوز بر سرم هست…🖤 # امام حسین

شعر غروب اربعین

ما صف اول مدعیان بودیم🍃 شهدا را از آخر مجلس برچیدند💔 # امام حسین # ادبی

متن غروب اربعین

نسیم‌زُلفِ‌تو‌بخشد‌هزار‌جان‌ای‌دوست🌱

جسمم اینجاست ولی روح و روانم آنجا
چـقـدر فـاصله انـداختـه از من تـا من

#اربعین # امام حسین

شعر غروب اربعین

صلی الله علیک
یه سلام که میدم
رو به حرم
به حرم میرسه پای دلم..♥️

[السلام علیک یا اباعبدلله]
# امام حسین

شعر غروب اربعین

﴿یارقیه بنت الـحسین س﴾
زودتر تاج سرم را ز زمین بردارید
سر بابای مرا روی سرم بگذارید # امام حسین

متن غروب اربعین

امیدوارم به زودی از ته دل بخندی
و با خودت بگی

دیدی ❤ خدا ❤معجزه کرد
  # خدا # امام حسین # ادبی # زندگی # انگیزشی # شب # شاد # حقیقت

متن غروب اربعین

”گفتم محــرم کـه بشـه،واست قیامـت میکنیـم..🖤!” # امام حسین

متن غروب اربعین

یه شب که همه خوابن
تو نخواب

تو دل شب و تنهایی و تاریکی
شروع کن با خدا حرف زدن

بهت قول میدم حال دلت عوض میشه

شب به خیر رفیق # خدا # امام حسین # ادبی # زندگی # انگیزشی # آرامش # شب # شب بخیر

متن غروب اربعین

حسین دل از دنیا برید…..

و راهی جاده عشق شد 🖤🥀😔 # دلتنگی # خدا # زندگی # امام حسین # حقیقت # بامعرفت

متن غروب اربعین

سمت تو از تمامی مردم فراری ام!

ای با غريب های جهان آشنا، حسـین..🖤 # امام حسین

متن غروب اربعین

محرم آمد و ماه عزا شد
مه جانبازی خون خدا شد
جوانمردان عالم را بگویید
دوباره شور عاشوار به پا شد
# امام حسین

متن غروب اربعین

شب جمعه است هوایت نکنم میمیرم
# امام حسین # شب

شعر غروب اربعین

امسال اربعین همھ رفتند و ماندھ بود
شهری در انحصاࢪِ زیارت نرفتھ ها

در روزِ اربعین همھ مارا شناختند
با نام مستعارِ زیارت نࢪفتھ ها… # امام حسین

شعر غروب اربعین

‏از لحاظ روحی نیاز دارم یکی بخاطرم طبل پاره کنه.. # امام حسین

متن غروب اربعین

یاد گیسوی رقیه جگرم می‌سوزد

دست عباس کجا پنجه اغیار کجا # امام حسین

متن غروب اربعین

هم قدیماً
هم جدیداً
دوستت دارم

#حسین جانم♥️
ابوذر افرایی # امام حسین

متن غروب اربعین

به غروب کربلا قسم
به خودِ خودِ خدا قسم
تورو دوست دارم حسین..♥️ # امام حسین

شعر غروب اربعین

متن های کوتاه مناسبتی و تبریک , تبریک تولد و عید و .. | تاو بیو

شعر غروب اربعین

بی راه نرو ساده تَرین راه حسین است # امام حسین

شعر غروب اربعین

«خواب» لذت‌بخش‌ترین قسمت زندگی می‌شود، اگر بالشت من و تو یکی باشد …
# شب بخیر

شعر غروب اربعین

♥️ سـلام
🌻صبح قشنگ بهاریتون بخیر

♥️تنتون سالم
🌻دلتون خوش
♥️لحظه هاتون سرشار از آرامش
🌻خدای مهربون یارتون
♥️همیشه همراهتون # صبح بخیر

شعر غروب اربعین

صبح بخیر به قلبت که مرا با خیر و خوبی
در برگرفته!
# صبح بخیر

شعر غروب اربعین

صبح که میشود

قلبم را از نو

برای کنار تـــــو تپیدن کوک میکنم

این یعنی

خود خود زندگی…❤️ # دوستت دارم # صبح بخیر

شعر غروب اربعین

حال، دلتون، خوب،خوب،خوب

❣❣شبتون دلنشین ❣❣

          # شب بخیر

شعر غروب اربعین

نسیم‌زُلفِ‌تو‌بخشد‌هزار‌جان‌ای‌دوست🌱

جسمم اینجاست ولی روح و روانم آنجا
چـقـدر فـاصله انـداختـه از من تـا من

#اربعین # امام حسین

متن غروب اربعین

پاییز دارد می آید!

فصل فرمانروایی دختری قوی و زیبا!

دختر پاییزی با دامن قرمز و نارنجی خود با بوی نم باران؛گیسوان بلند خود را می بافد..چای تازه دم نوید خانه ای گرم و پر مهر است،مبادا با دلخوری پای گذاری داخل آن تا قلب پاک و مهربانش را سیاه و بی مهر کنی!

مراقب باش؛مراقب! # آرامش # دختر # طبیعت

متن غروب اربعین

با آرزوی اینکه روزی
با عشق و محبت♥️
شادی و خوشبختی و آرامش☺️
رو سپری کنین…👌🏻🌸
“صبح بخیر”😘

# ترکی # صبح بخیر

متن غروب اربعین

محبـوبم!
صدایت صبحِ من است…
# عربی # صبح بخیر

شعر غروب اربعین

راهی جز سقوط ندارد برگ پاییزی،

وقتی می‌داند درخت

عشقِ برگِ تازه‌ای در سر دارد…! # ادبی

متن غروب اربعین

کاش حتی به عنوان دروغ سیزده هم که شده بیای بهم بگی دوستم داری 🙃

سيزدهتون مبارك ❤️
# طبیعت

متن غروب اربعین

صلی الله علیک
یه سلام که میدم
رو به حرم
به حرم میرسه پای دلم..♥️

[السلام علیک یا اباعبدلله]
# امام حسین

شعر غروب اربعین

هموطنان عزیز، چند روز دیگه عید نوروزه نه عید قربان
بشینید خونه، فامیلاتون رو قربانی حماقتتون نکنید…
# عید

شعر غروب اربعین

اوقاتتون به وقت مهربانی
🤍لبخندتون بـه رنگ عشق

شبتون پر از آرامش
و در پناه خداوند مهربان

شب بخیر # شب بخیر

متن غروب اربعین

تو همیشه برام بهترین برادر بودی
تو بزرگ ترین موهبت دوران بچگیم بودی
تولدت مبارک قهرمان
با آرزوی بهترین ها در این روز!
# تبریک تولد برادر عزیزم # تبریک تولد

شعر غروب اربعین

تو شبیه کسی هستی که عاشقانه کنارم مانده و هست.

تو و محبت خواهرانه‌ات همیشه دلگرمم کرده،

عمرت جاوید و پایدار خواهر عزیز من …

# تولدت مبارک خواهر # تبریک تولد # خواهر

شعر غروب اربعین

‏نمیدونم چی تو این غروب سیزده بدر ریختن که حتی اگر تا یک ماه دیگه اش هم تعطیل باشه ادم بغض میکنه…
# طبیعت

متن غروب اربعین

بس که بد میگذرد زندگی اهل جهان
مَردم از عمر چو سالی گذرد ,عید کنند :)) 
# عید

شعر غروب اربعین

‏بابام از الان رفته کنار دست‌شویی چادر زده که فردا به آب و توالت نزدیک باشیم.
# طبیعت

متن غروب اربعین

بهار 
نرسیده تمام می شود 
وقتی ،
" نبودنت " 
نحسی ِسیزده است . 
# طبیعت

متن غروب اربعین

سبزه که هیچ
آسمان را
گره می زنم
به زمین
اگر امید وصال تو باشد
# طبیعت

شعر غروب اربعین

ولی به نظرم در اصل تولدِ کسی که دوستش داریم تولدِ ما حساب میشه
روزی که خدا اونا رو به این دنیا فرستاده حتما به ما فکر میکرده 
# تبریک تولد

شعر غروب اربعین

تو آن بایدی که شب 
به بهانه‌ات خیر است ‌…
# شب بخیر

متن غروب اربعین

”گفتم محــرم کـه بشـه،واست قیامـت میکنیـم..🖤!” # امام حسین

متن غروب اربعین

اگه جذابیت انسان بود میشد《تو》
اگه زیبایی انسان بود میشد《تو》
اگه لبخند انسان بود میشد《تو》
اگه خاص ترین فرد زندگیم تو نبودی پس کی بود…!؟هوم…!؟
تولدت مبآرک خآص من🥺♥️ # تبریک تولد

شعر غروب اربعین

#تبریک تولد برای هر شخصی
امروز خورشید..
شادمانه ترین طلوعش را خواهد کرد
و دنیا رنگ دیگری خواهد گرفت و قلب ها
به مناسبت آمدنت خوشامد خواهد گفت🎉
تولدت مبارک عزیزم 🍰❤️ # پدر # تبریک تولد # مادر # خواهر # همسر

متن غروب اربعین

السلام علیك یا اباعبداللهدیباچه عشق و عاشقی باز شود،دل ها همه آماده پرواز شود،با بوی محرم الحرام تو حسین،ایام عزا و غصه آغاز شود.

متن غروب اربعین

دلم هوای حرم کرده است میدانی

دلم هوای دورکعت نماز بالاسر

متن غروب اربعین

هنوز شوق تو بارانی از غزل داردنسیم یک سبد آیینه در بغل داردخوشا به حال خیالی که در حرم ماندهو هر چه خاطره دارد از آن محل داردبه یاد چایی شیرین کربلایی هالبم حلاوت «احلی من العسل» داردچه ساختار قشنگی شکسته است خدادرون قالب شش‌گوشه یک غزل داردبگو چه شد که من اینقدر دوستت دارم؟بگو محبت ما ریشه در ازل داردغلامتان به من آموخت در میانۀ خونکه روسیاهی ما نیز راه حل دارد

متن غروب اربعین

شب جمعست هوایت نکنم میمیرمیا اباعبدالله
مداوای ما تویی

شعر غروب اربعین

آه از دوری،آه از دوری
هر شب هستم…
حرمِ تو ولی می بینم،که دوباره خوابم انگار…
وای از تکرار…
من میترسم…
بمیرم،نبینم،حرمِ تو رو،از این غم می میرم
بی تو اما…
خواب می دیدم…
که به پای ضریحِ تو،اشکایِ نم نم بارون میشه…
من تو رؤیام…
می دیدم،که دلم،تویِ صحن تو آقا مهمون میشه
خواب می دیدم…
من و اشک و حرم تا سحر می مونیم تنهایِ تنها
من میگفتم،همه دردِ دلامو کنارِ ضریحت با تو آقا
آقام… آقام
دوسِت دارم،دوسِت دارم
کاری کردی…
تو با این دلِ خسته، که تا نفسی هست از داغِ تو
خون میبارم…تو رؤیاهام…
می بینم، که میامو رویِ قدمای تو آقاجون
سر میذارم….
من دلتنگم…
برا نیمه شبای حرم دمِ ایوون، باز بی تابم
هر شب آقا…
به امیدِ زیارتِ تو،توی رویاهام میخوابم…
من دلتنگم…
شب و روزمو فکرِ حرم میدونی پُر کرده آقا…
کاری کن تا…
دلِ عاشق و خسته ی من حرمت برگرده آقا….
آقام… آقام
عاشق هستم ،عاشق هستم
از روزی که…
اومدم تویِ دنیا آقا،دلمو دست تو دادم….
عشقت مهرِ، مادر زادم
شکرُ لِلَّه…
همه عمرمو پیش تو موندم وآقا رویِ پایِ
تو افتادم….
آغوشِ تو…
شده خونه ی اَمنی برایِ همه این بی تابی ها…
کاشکی می شد…
که یه شب شده حتّی تو خواب تو رو من ببینم،آقا
هر چی دارم…
به خدا همشو،به تو و به ابالفضلت‌ مدیونم…
تا جون دارم…
پایِ پرچم و هیات و عشقِ تو همیشه می مونم….
آقام… آقام…

شعر غروب اربعین

بـســم رب الحســـین علـیه الـسـلامحسین جان
دل آدمی مگر چقدر
تحمل دارد
ندیدنت را !ابکی من فراق الحسین…آنقدر پشتِ درِ خانه تو می ایستم
تاکه در باز شود بوسه زنم بر پایت

شعر غروب اربعین

کربلا بسته شد و نوکرِ آواره شدماربعین را چه کنم،سخت بهم ریخته‌ام

شعر غروب اربعین

کربلا نرفتن سخت است…کربلا رفتن سخت تر!تا نرفته ای شوق رفتن داری… تا رفتی شوق مردن!کربلا رفته ها می دانند، بعد از کربلا روضه ی حسین حکم زهر دارد برای دل اوراق شده ی زائر!آخر اینجا، دیگر عباس نیست تا آرام شوی در حریم امنش…کربلا دلتنگتم!

متن غروب اربعین

دوباره مرغ دلم میل کربلا دارد
همان حریم که یک بام و دو هوا دارد
یکی هوای اباالفضل یکی هوای حسین
چه با صفاست هوایی که کربلا دارد
حسین کرببلای تو کعبه عشق است
اگرچه مروه ندارد ولی صفا دارد
تویی تو قبله کعبه که کعبه در غم تو
تمام عمر به بر جامه عزا دارد
ز زائران تو و حاجیان در عرفات
خدا به زائر تو اول اعتنا دارد
((بهشت با همه سرسبزی و طراوت و حسن))
صفای کرببلای تو را کجا دارد
بهشت با همه وسعت بهای خون تو نیست
بهای خون ترا ذات کبریا دارد
ز بسکه محترم است زائر تو و حرمت
ز پر و بال ملک فرش زیر پا دارد
به افتخار غلام سیاه ترک تو حق
اگر که بگذرد از جرم خلق جا دارد

شعر غروب اربعین

دلـم یه کربـلا می‌خواهد…
بغض‌هایم را گذاشته‌ام بین الحرمین بشکنم…
درد و دل‌هایم را گذاشته‌ام برای امام حسین بگویم…
نگاهم را کنار گذاشته‌ام برای دیدن شش گوشه…
کم‌تر صحبت می‌کنم
می‌ترسم انجا برای حسین حسین گفتن
کم بیاورم…
من که ندیده‌ام…
من که نرفته‌ام…
می گویند بین الحرمین عجب
صفایی دارد…
می گویند هوایش عطر
بهشتی دارد…
می گویند… خسته‌ام از می گویند ها…
دلم یک نقل قول از خودم در وصف کربلا می‌خواهد…

متن غروب اربعین

عشق، یعنی به تو رسیدن…یعنی نفس کشیدن تو خاک سرزمینت…عشق، یعنی تموم سال و همیشه بی قرارم برای اربعینت!

متن غروب اربعین

هر که باشد در دلش حال و هوایت بیشتر
گریه خواهد کرد بین روضه‌هایت بیشتر
آرزوی مکه رفتن هم به جای خود ولی
آرزو دارم بـیـایم کـربـلایت بیشتر
حسرت کرب و بلایت می‌کشد آخر مرا
حسرت شش گوشه و صحن و سرایت بیشتر
کاش باشی وقت جان دادن تو بر بالین من
می‌شوم آن روز محتاج دعایت بیشتر…

متن غروب اربعین

از علقمه آمدی بگو یاس کجاست ؟گلواژه عشق و شور و احساس کجاست ؟دستت به کمر گرفته ای لب بگشابابا تو بگو عمویم عباس کجاست ؟سلام بر تو ای ساقی عطشان

متن غروب اربعین

دلتنگم برای دیدن حرم اربابدلتنگم برای خواندن زیارت عاشورا در حرم اربابدلتنگم برای اشک شوق از دیدن حرم اربابدلتنگم برای دیدن حرم سقادلتنگم برای  سرگردانی در بین الحرمیندلتنگم برای کف العباسدلتنگم برای تل زینبیه!

شعر غروب اربعین

محرم شد از غم نگاهم گرفتبه سوزانترین اشک، آهم گرفتشکست در گلو بغض سوزان منو عطر حسین روح و جانم گرفت

متن غروب اربعین

من یقین دارم یکی از همین روزها دست دلم را می گیری و  از باب الجوادت مرا وارد بهشت می کنی  و پنجره فولادت بهانه ای می شود  برای امضای تذکره ی کربلایی دیگر!اصلا کربلایی که براتش را شما امضا کرده باشید  طعم دیگری دارد،  آقای خوبم…و من همیشه کوله بار غم ها و غصه هایم را برایت آورده ام و تو با مهربانی ات مرهم شدی برای دردهای بیشمارم!و سوغات سفر یک تذکره ی کربلا به نامم نوشتی و فقط گفتی سلام ما را برسان…من یقین دارم باز هم مهربانی می کنی و پادر میانی  تا ارباب بار دیگر نوکرش را به پابوسی بپذیرد  و در نیمه های شب  وقتی دستانم دخیل پنجره های ضریح ارباب می شود…دلم هوایی شود تا کربلای شما و بگویم  امام رئوفم این سفر را از تو دارم  و از نغمه های دل من که برایت پر می کشد، تنها تو خبر داری و من… !

متن غروب اربعین

دلتنگ کربلا …خرج تو می کنم دلتنگی هایم را، به امید دیدار کربلای تو …من دلم نازک است و زود می گیرد… اما ایمانم اگر به چیزی بند کند، دیگر هیچ حرفی نمی تواند آن را سست کند؛ایمان دارم وقتی دلم عجیب برای تو تنگ می شود …وقتی عجیب دل هوای دیدارت دارد …وقتی عجیب جاذبه ی قلبم به سوی توست …آن لحظه نوشته می شود به پایم ثواب زیارتت و دلم قرص می شود که تو را از همین اتاقم و پشت پنجره ای نیمه باز زیارت کرده ام…وقتی که نسیم، موهایم را نوازش می کند…به خودم تلقین می کنم که تو صدایم را شنیده ای و قدری از هوای ملکوتی بین الحرمینت را برای دل خسته ام فرستاده ای…من به همین چیزها دل خوش کرده ام و گرنه که تا بحال از غم دوریت …دلم به حال خود می سوزد…دلم می سوزد که نمی توانم از نزدیک ببویمت….عطر سیب حرمت آرزوست …

شعر غروب اربعین

آقا جانم یه فکری به حال نوکرات بکنحالمون رو به راه نیستدلمون برا حرمت تنگ شدهبرا لحظه لحظه اربعینت.من حرم لازمم دلم تنگ است.

متن غروب اربعین

کربلا یعنی همان دلتنگی هر روز و شب….کربلا یعنی همان دلدادگی، صد آه شب…کربلا یعنی همان ماوای هر عشاق دلمی کند دل یاد آن جنت سرا، هر روز و شب..کربلا با من بگو، با من که دلتنگ توام!از همان زیبایی جای جای تو، این روز و شب…بارگاه جد من، اقای عالم، شاه حسینهم عمویم آن علمداری که او هم ماه شب….کربلا دلتنگیم، این روز و شب ها بس زیادبا من دلخسته غمگین بگو، یک روز و شب…..

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *