متن عمو عباس نوحه

متن نوحه عمو عباس بی تو

بردم از کوفه تا شام غوغا         با خودم کربلای غمت راحملتُ معی من الکوفه حتى الشام رزیه کربلائکبس که خون گریه کردم ز داغت        لاله روییده صحرا به صحرا
بکیت من مصیبتک کثیرا حتى نامت زهره التولیب فی کل الصحراءآه، از چهل شب غربت / آه، از چهل شب حسرت / آه، از دل بی طاقت
آه من غربه أربعین لیله / آه من حسره أربعین لیله / آه من فؤاد لا یصبرآه یاحبیبی حسین…الضحایا تُحاکِی الضحایا: … صَوَّبتْ أُمنیاتی البلایاقربانیان اسارت همچون قربانیان قتل‌ و کشتار روز عاشورا هستند]و زبان حال زینب کبری سلام الله علیها چنین است]: تیر بلاها آرزوهایم را دریده است.وارْتَوتْ من شُحُوبِی الرَزایا… وأَغَمَّتْ حیاتی المنایاغم‌ها و مصیبت‌ها از دگرگونی رنگ چهره‌ام جان گرفتندو مرگ عزیزانم صفای زندگی‌ام را تیره کرده استهَدَّتْ قِوایَ السُّرَى … ألْهِمْ فؤادیْ صَبْرا …. وأنتَ فوقَ الثرى]ای حسین] راه رفتنم در شب توان مرا از بین بردهبه دل من صبر بدهدر حالی که تو خود بر روی خاک‌ افتاده‌ای(آهٍ … حبیبی حسین)آه ای حبیب من ای حسین (ع)کربلا شُعلهٌ لیسَ تُطفى …. لستُ أسطیعُ مولایَ وَصفاکربلا شعله‌ای است که خاموش نمی‌شود مولای من، نمی‌توانم آنچه بر ما گذشت را برایت وصف کنمعَصَفَ الموتُ بالسِبطِ عَصفا …. وهو نَبعُ الحیاهِ المُصَفَّىطوفان مرگ بر فرزند پیامبر هجوم آورد، در حالی که او خود چشمه زلال زندگی استیا مُفرَداً حَیرانا …یا من قضى عَطشانا … یا من بقى عُریاناای تنهایی که در کار خدا حیران مانده‌ای … ای کسی که تشنه کام لحظات می گذرانی … ای کسی که عریان بر روی خاک افتاده‌ایآهٍ…حبیبی حسین…آه ای حبیب من ای حسین (ع)أهطَلَ الدَمعَ غَیمُ العِتابِ …. حانَ للبَدرِ وقتَ الغِیابِسرزنش ها (و اندوه از دست دادن تو) اشک مرا جاری ساخت لحظه غروب مهتاب فرا رسیده استهَیَّجَت لَوعَتی و انتِحابی ….. أربعینٌ مَضَت بالعَذابچهل روزی که با عذاب و سختی سپری شدعشق درون و اشک سوزانم را به غلیان در آورده استنَحنُ الأُساری جِئنا …. من بَعدِ أن سُبِینا …. عُدنا فَقُم حَیِّیناما اسیران آمده ایم … پس از اینکه به اسارت درآمدیم اکنون بازگشته ایم پس برخیز و به ما خوش آمد بگو

متن نوحه عمو عباس بی تو

متن نوحه عمو عباس بنی فاطمه

دارد می آید محرم
یک کاروان دل به سویت
تو رهروی سوی فردا
دارد می آید محرم
ماه پر از یاد مولادارد می آید محرم
ماه مساجد، تکایا
ماه غم و اشک و ماتم
بر غربت ابن زهرادارد می آید محرم
ماه همیشه سیه پوش
ماهی که هر انقلابی
از یاد آن گشته پرجوشدارد می آید محرم
ماه حسین و علمدار
هیهات از هرچه ذلت
از زندگانی چو مردارهیهات از هرچه بیعت
با هر یزید زمانه
از مسلک اهل کوفه
از اشک بی پشتوانهدارد می آید محرم
و کربلا کل دنیاست
شمر و اباالفضل و هانی
نقش من و تو همین هاستباید که خود را بیابیم
ما در کدامین سپاهیم؟
یا در عمل اهل حقیم
یا آنکه اهل تباهیم

متن نوحه عمو عباس بی تو

یک کاروان دل به سویت
تو رهروی سوی فردا
دارد می آید محرم
ماه پر از یاد مولا
دارد می آید محرم
ماه مساجد، تکایا
ماه غم و اشک و ماتم
بر غربت ابن زهرا
دارد می آید محرم
ماه همیشه سیه پوش
ماهی که هر انقلابی
از یاد آن گشته پرجوش
دارد می آید محرم
ماه وفا قدر عباس
ماه شکوه و حماسه
و قله ی عقل و احساس
دارد می آید محرم
ماه حسین و علمدار
هیهات از هرچه ذلت
از زندگانی چو مردار
هیهات از هرچه بیعت
با هر یزید زمانه
از مسلک اهل کوفه
از اشک بی پشتوانه
دارد می آید محرم
و کربلا کل دنیاست
شمر و اباالفضل و هانی
نقش من و تو همین هاست
باید که خود را بیابیم
ما در کدامین سپاهیم؟
یا در عمل اهل حقیم
یا آنکه اهل تباهیم

متن نوحه عمو عباس از علی عبدالمالکی

با اشک و غم هم رازم و /  می سوزم و می سازم و /  می خوانمت شب تا سحریعلم الدمع و الحزن سرّی  /  یحترق وجودی و أنا أصبر علیه / و أنادیک طول اللیلدلتنگم ای کرب و بلا         در اربعین دیدار مایا کربلاء! لقد ضاق صدری     موعدنا فی یوم الأربعینباعاشقان روی حسین / با زائران کوی حسین  / می آیم آخر سوی حسینمع عشّاق الحسین / مع زائری مقام الحسین / سآتی إلی الحسین أخیرالبیک یا مولا یا حسین…شدَّ الهَوى حبلَ الجَوى و اجتاحَنی سَیلُ النَوىدلدادگی ریسمان عشق را محکم کرد و سیل دوری و فراق من را بَردلِلوَصلِ عَینی سَاهِرَهچشمانم به انتظار وصال (کربلا) بیدار استأَطْفَأَ شَمْعِی مَدْمَعِی … و دَکَّ نَوْحِی مَسْمَعِیاشکم شمع مرا خاموش کرد و مویه‌ها و نوحه ها در گوشم طنین انداز شدإیهٍ دُمُوعی، اشتَعِلی!هان! ای اشک‌های چشم من، بجوشیدنارُ اشتیاقی، کمْ تَصْطَلِی!ای آتش شوق من چقدر شعله‌وری!لیلُ انتِظاری، هَلْ یَنجَلی؟آیا شب انتظار مرا پایانی هست؟مولای مولای السلام…سلام ای مولای منهُنَا الأَسى کُلُّ الأَسى …هُنَا الصِغارُ و النِسَااینجا همان محل اندوه و غم است؛ همه غم ها اینجاست… اینجا جایی است که کودکان و زنان اهل بیت بودندهُنَا النُجومُ الزَاهِرَهْاینجا همانجایی است که ستارگان درخشان بودندمِنْ سَاجِیاتٍ صُرَّعِ … تَدعو إلى التَّفَجُّعِاین ستارگان همان اجساد ساکن و بر زمین افتاده اند …. و این اجساد به نوحه و عزا فرا می خوانندیا ودایَ الطَّفِّ ما جرى ؟ای سرزمین کربلا چه اتفاقی افتاده است؟فاقَ المُصابُ التَّصَوُرَااین مصیبت از تصور فراتر استهذا حسینٌ فَوقَ الثَرَىاین حسین علیه السلام است که بر خاک افتاده استعلیکَ مولای السلامْ …ای مولای من سلام بر توإلیکَ آتٍ سَیِّدی … الأربَعینُ مَوْعِدِیمولایم، به سوی تو رهسپارم….. میعاد ما اربعین استذِکراکَ أحلى خاطِرَهیاد تو شیرین‌ترین خاطره استجابرُ قدْ جاءَ معی … یَأخُذُنی للمَصرعِجابر با من آمده است…. و مرا به سوی قتلگاه تو می‌کشاندعندکَ یا مولایَ المُنىمولای من! آرزوهایم نزد توستظُلْمَهُ رُوحِی تَلقىْ السَّناتاریکی روحم به روشنی می گرایدکُلُّ وُجُودی لکَ انحَنىتمام وجودم برای تو تعظیم می‌کندمَوْلای مَوْلای السَلامْ…سلام ای مولای من

متن نوحه فقط عموعباس نبینه

ناز این دلبر خوش چهره کشیدن دارد
نمک عشق اباالفضل چشیدن داردتیغ کافیست، ترنج از سر راهم بردار
مات یوسف شدن انگشت بریدن داردراضی ام! زلف بیفشان و زمین گیرم کن
صید تو ظرفیت درد کشیدن داردهروله سعی وصفا، یاد تو انداخت مرا
صحن بین الحرمین ست دویدن داردحق بده، دست به سوی کمرش بُرد حسین
داغ تو داغ بزرگی ست،خمیدن دارداضطراب حرم ازتشنگی مشک تو نیست
بی علمدارشدن، رنگ پریدن داردسربازار نباید به تو می خندیدند
جگر گریه گریبان دریدن دارداشکهایت سرنی حرف دل زینب بود
مگر این چادر پر وصله خریدن دارد

متن عمو عباس نوحه

از آن خوشم که شدم نوکر سرای حسین
منم غلام کسی که بود گدای حسیندو چشم داده خداوند تا که گریه کنم
یکی برای حسن آن یکی برای حسین
یقین که آتش دوزخ حرام گردیده
به جسم آنکه بود یار آشنای حسین
برای بخشش کوه گناه یک راه است
بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین
کبوتر دل عشاق هر شب جمعه
نشسته است روی گنبد طلای حسین
خدا کند که شبی زائر حرم گردیم
و جان دهیم همان شب به کربلای حسین
به گوش جان تو اگر بشنوی هنوز آید
ز زیر نیزه و تیغ و سنان صدای حسین

متن نوحه فقط عموعباس نبینه

وقتی علم میبینم یاد علمدار میکنموقتی که غم میبینم یاد غم یار میکنم
وقتی که آب میبینم یاد لب سقا میکنموقتی که گل میبینم یاد گل لیلا میکنم
آقا به عشق کربلا می کشی عاقبت مراخونم حلالت آقا خونم حلالت
به عشق بین الرحمین می کشی ام چرا حسین
جون ناقابلمو بگیر اما منو کربلا ببر
چیزی ازت کم نمیشه بیا و آبرو بخر
دوست دارم اون روزی که وا می شه راه کربلا
تن صد پاره من مونده باشه تو سنگرا
زیر آفتاب بسوزه پیکر بی مزار من
زائرای کربلا رد بشن از کنار من

متن عمو عباس نوحه

پس از خدای مهربون عباس کس و کاره منهخوشم شب اول قبر اقام هوادار منهوقتی کارم گیر میکنه گره تو کار پیدا میشهیا ابل الفضل میگم و گره ز کارم وا میشهابل الفضل شه کربلایی،ابل الفضل تو گره گشاییابل الفضل یا ابوفاضل ۳هرکی ابل الفضلی باشه اقا باهاشه همیشهتوی تمومه زندگی هیچ موقعه تنها نمیشهعکس ابل الفضل توی قاب قلب خستمهذکر ابل الفضل مددی ذکر دل شکستمهابل الفضل شه کربلاییابل الفضل تو گره گشاییابل الفضل یا ابوفاضل۳منو نبرده کربلا خواسته که زائرش باشمیاکه لیاقت ندارم یا خواسته تنهاتر نشمیعنی میشه من یه روز برم تو بین الحرمیندست تو سینه سلام بدم یا کاشف الکرب الحسیناسم ابل الفضل رو لبم عزت و افتخارمهسینه زدن برای تو واسه افتخارمهابل الفضل شه کربلایی،ابل الفضل تو گره گشاییابل الفضل یا ابوفاضل۳

متن نوحه عمو عباس بنی فاطمه

اللهم ارزقنا کربلا
روز و شب دارم دعا آرزومه اي خدا ديدن شيش گوشه ي کرببلا
همه رفتن کربلا به ديار نينوا اسم من از قلم افتاده خدا
من و اين ديده ي تر من و قلب پرشرر من و يک عکس ضريح کربلا
حرم اربابم حسين صحن بين الحرمين شده فکر و ذکر و خواب هر شبم
همه سوز و ساز من اينه امتياز من که غلام و سينه چاک زينبم
ميرسه تو هيئتا به مشام جان ما بوي دلنواز ياس از علقمه
بَه! که چه غوغا ميشه محشري بر پا ميشه شب جمعه کربلا با فاطمه
چي ميشه روز جزا به سپاس گريه ها ما بشيم از همه آدما جدا
مست شاه نينوا جاي جنت خدا ما بشيم ساکن کوي کربلا

متن نوحه عباس عمو جان

من که مانند نى در نوایم              عاشقم عاشق کربلایم
روز و شب در غم و شور و شینم     عاشق کربلاى حسینم
خادم کوى آن نور عینم                   عبد درگاه آن مقتدایم
گر چه بگذشته دور جوانى               لیک در پیرى و ناتوانى
بلبل آسا کنم نغمه خوانى               تا که باشد طنین در صدایم
یا حسین جز تو شاهى ندارم           جز تو شاها پناهى ندارم
عاشقم من گناهى ندارم                 حق بود شاهد مدّعایم
یا حسین اى عزیز پیمبر                   زاده عصمتِ پاک داور
زیب عرش خدا پور حیدر                  با غم و عشق تو آشنایم
من چو مجنون صحرا نوردم               آشنا با غم و رنج و دردم
تا فداى وفاى تو گردم                       در رثایت سخن مى سرایم
گشته ام تا به مهر تو پاى بند             گر جدا گردَدَم بند از بند
نگسلم از تو یک لحظه پیوند                اى شهید سر از تن جدایم
یا حسین جان عالم فدایت                 جان به قربان مهر و وفایت
بین که (مردانى ) با وفایت                  اشک خون ریزد از دیده هایم
حق به محشر چو خواهد حسابم        در سؤ الش بود این جوابم
ذاکر زاده بو ترابم                               مرثیت خوان آل عبایم

متن نوحه عمو عباس بی تو

مرغ دل ما زند پر به هوایت حسینقبله عالم شده کرببلایت حسینمنم گدایت حسین منم گدایت حسینکن نظری از کرم به این گدایت حسینحسین حسین جان حسینچرا فتادی چنین به خاک صحرا حسینغرق بخون بی کفن به این گدایت حسینسوخته از تشنگی تمام جانت حسینتشنه چنین ندیده در لب دریا حسینحسین حسین جان حسینای پسر فاطمه چرا تو بی یاوریتو حجت کردگار وصی پیغمبریتو شاه بی نوایی خدا را مظهریدر ره حق داده ای هستی خود را حسینحسین حسین جانگریه به مظلومیت پیمبران کرده اندناله ز داغ غمت پیرو جوان کرده انداشک ز داغت ز دیده گان کرده اندجن و ملک از غمت در همه دنیا حسین

متن نوحه عمو عباس بنی فاطمه

شمیم عاطفه در کوچه ها رها شده است
دوباره هر شب من رنگ کربلا شده است
وزیده در همه جا عطر سیب حضرت عشق
قسم به ساحت گریه قسم به ساحت عشق
دوباره شوق حرم تا خدا دلم را برد
به عرش روشن کرب و بلا دلم را برد
دوباره ماه محرم، رسیده ماه عزا
غروب غربت جانکاه سیدالشهدا
صدا صدای قدیمی طبل و زنجیر است
فضا فضای صمیمی ولی چه دلگیر است
خروش ناله‌ی حیّ علی العزا در راه
دوباره قافله‌ی روضه های ثارالله
برات گریه دوباره به چشممان دادند
به ما حسینیه‌ی‌ گریه را نشان دادند
حسینیه است؟ نه، خیمه؟ نه، کربلا اینجاست
مزار خون خدا فی قلوب من والاست
محرم آمده آقا صدایمان کردی
برای عرض ارادت، جدایمان کردی
لیاقتی بده تا روضه خوان تو باشم
عنایتی که فقط در امان تو باشم
بگیر دست مرا وقت خسته حالی ها
پری بده به دلم در شکسته بالی ها
مرا به غربت بی انتهای خود بردی
شبی که گوشه‌ی‌ صحن و سرای خود بردی
هنوز ندبه‌ی غم در رواق تو جاری است
هنوز داغ عطش بین باغ تو جاری است
صدای مرثیه‌ی آب آب می آید
صدای گریه‌ی‌ طفل رباب می آید
هنوز علقمه لب تشنه‌ی لب سقاست
هنوز چشم حرم در مصیبتش دریاست
امید اهل حرم می رود به قربانگاه
و یا به سوی منا می رود ذبیح الله
شکسته قلب حرم، یا مجیب می گوید
نگاه خسته ای أین الحبیب می گوید
از آسمان و زمین تیر و دشنه می بارد
ز هر کرانه فقط تیغ تشنه می بارد
صدای ناله‌ی أمن یجیب می آید
صدای روضه‌ی‌ شیب الخضیب می آید
خمیده خواهری انگار می رود از حال
گمان کنم که رسیده حوالی گودال
میان هلهله‌ی بی امان چه می بیند؟
میان نیزه و تیر و سنان چه می بیند؟
نه سیدالشهدا بر جدال طاقت داشت
نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت
هوا ز باد مخالف چو قیرگون گردید
عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید
بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد
گر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد

متن کامل نوحه عمو عباس

روز و شب دارم دعا           آرزومه ای خدا        دیدن شیش گوشه ی کرببلاهمه رفتن کربلا              به دیار نینوا          اسم من از قلم افتاده خدامن و این دیده ی تر        من و قلب پرشرر     من و یک عکس ضریح کربلاحرم اربابم حسین       صحن بین الحرمین      شده فکر و ذکر و خواب هر شبمهمه سوز و ساز من         اینه امتیاز من       که غلام و سینه چاک زینبممیرسه تو هیئتا         به مشام جان ما      بوی دلنواز یاس از علقمهبَه! که چه غوغا میشه    محشری بر پا میشه    شب جمعه کربلا با فاطمهچی میشه روز جزا           به سپاس گریه ها          ما بشیم از همه آدما جدامست شاه نینوا            جای جنت خدا           ما بشیم ساکن کوی کربلا

متن نوحه عمو عمو عباس عموی خوبم

ساربانا مهلتی دارم در این جا مشگلی
رفته از دستم گلی از وی نبردم حاصلیاندر این دشت بلا رفته زدستم نوگلی
من حسین باوفا آرام جان گم کرده امساربان بهر خدا یک ساعتی آهسته تر
اندر این دشت بلا گم گشته از من تاج سریعنی یک دنیا برادر از من خونین جگر
اندر این صحرا ززجور گوفیان گم کرده امساربانا مهلتی تا تابر سر نعش حسین
راز دل گویم ببارم خون دل از هردو عیندر عزایش عالمی را پکنم از شور و شین
من برادر در میان خاک و خون گم کرده اممهلتی تا جستجویی اندرین صحرا کنم
در میان قتلگه من کشته ام پیدا کنمبر سرنعش برادر دیده را دریا کنم
خاک بر فرقم که نور دیدگاه گم مرده ام

متن نوحه عمو عباس بنی فاطمه

دو برادر دوبرادر دو شجاع بی نظیر         این علمدار سپاه او امیراین حسین اوابالفضل جوان                  این امام او امیر کائناناین یکی از نسل پیغمبر بود                   اون یکی نور دل حیدر بوداین یکی از سوی یمین او یسار       کرده جنگ با گروه نابکاردو برادر دو برادر دو ابر مرد  دلیر    در میان روبهان مانند شیرلشکر از هر سو به هم پیچیده شد      جنگجویان را به هر بگریز شدهرکه می امد به جنگ این دومرد      با نگ تکبیر ابالفضل رشیدروح در جان حسینش می دمید      گفت این فرزند پیغمبر منم       گفت ان از زاده حیدر منمگفت ان بابم علی مرتضاست    گفت این مادر مرا خیر النساستگفت این عباس نام اور منم    گفت ان از زاده حیدر منم              مظلوم حسین جان        سقا ابالفضل

متن نوحه عباس عمو جانم من آب نمیخوام

من که مانند نی در نوایم              عاشقم عاشق کربلایم
روز و شب در غم و شور و شینم     عاشق کربلای حسینمخادم کوی آن نور عینم                   عبد درگاه آن مقتدایم
گر چه بگذشته دور جوانی               لیک در پیری و ناتوانیبلبل آسا کنم نغمه خوانی               تا که باشد طنین در صدایم
یا حسین جز تو شاهی ندارم           جز تو شاها پناهی ندارمعاشقم من گناهی ندارم                 حق بود شاهد مدّعایم
یا حسین ای عزیز پیمبر                   زاده عصمتِ پاک داورزیب عرش خدا پور حیدر                  با غم و عشق تو آشنایم
من چو مجنون صحرا نوردم               آشنا با غم و رنج و دردمتا فدای وفای تو گردم                       در رثایت سخن می سرایم
گشته ام تا به مهر تو پای بند             گر جدا گردَدَم بند از بندنگسلم از تو یک لحظه پیوند                ای شهید سر از تن جدایم
یا حسین جان عالم فدایت                 جان به قربان مهر و وفایتبین که (مردانی ) با وفایت                  اشک خون ریزد از دیده هایم
حق به محشر چو خواهد حسابم        در سؤ الش بود این جوابم
ذاکر زاده بو ترابم                               مرثیت خوان آل عبایم

متن نوحه عباس عمو جان

دلی كه سینه زن هر شب محرم شددلی كه سینه زن هر شب محرم شدصدای هر تپشش ذكر یا حسینَم شدبه یاد غربت یك لحظة تو این گونهبساط گریة هر روز من فرا هم شدشبی كه در دل من خیمه زد غم از هر سودلم حسینیة بغض و آه و ماتم شدفدای زلف پریشان تو كه بر نیزهبرای قافله سالاری تو پرچم شدفرشته مثل رقیه سیاه می پوشدحسین ! سایة تو از سر همه كم شدهمیشه هر شب جمعه امید دارم كهدوباره زائر شش گوشة تو خواهم شدقسم به عشق كه رنگ حسین می گیرددلی كه سینه زن هر شب محرم شد

متن کامل نوحه عمو عباس

فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)شش ماهه اصغر می دهد، هم عون و جعفر می دهدامشب حسین دلداری فرزندخواهر می دهد فردا سر و دست و بدن در راه داور می دهدفردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)امشب شه دنیا و دین،با قلب مجروح و غمین – گوید به زین العابدین باشد وداع آخرینای دل غمین حالم ببین از جور قوم مشرکین – فردا یقین شمر لعین آبم ز خنجر می دهدفردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)امشب کند لیلا فغان زینب بود بر سر زنان  این از غم سلطان دین آن از فراغ نوجواناین در صدای الحذر آن در نوای الامان   این با برادر در سخن آن دل به اکبر می دهدفردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)امشب حسین در کربلاگردد به دور خیمه ها – گاهی به بانگ یا نبی گاهی به صوت یا اخاگاهی به فکر کودکان گه در نماز و در دعا – فردا به راه امتحان سر را به کافر می دهدفردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)امشب همه اطفال او را تشنگی در گفتگو – غم در دل و خون در گلو بشکسته سر بگشاده موباشد برادر در سخن گه با پدر گه با عمو – فردا حسین این جمله را تسلیم خواهر می کندفردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)امشب سکینه از عطش بگرفته دامان پدر – هر دم زند بر سینه و گاهی به پهلو گه به سرگوید که ای جان پدرعزم سفر مگر داری – سید چو مجنون با قلم تشکیل دفتر می دهدفردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)

متن نوحه فقط عموعباس نبینه

هنوزم یه عاشقی هست، حرم شما نرفته
دیگه روش نمیشه جایی، بگه کربلا نرفتهقبولم کن به پابوست بزار حرمتو ببینم
بزار برا یه بارم شده بیام پایین پات بشینمچشم دل من به گنبد طلاته
دست رقیه رو سر زائراته
حسین وااااایباز تو کوچه دم گرفته نفسای خیس بارون
گرد عشق و تو نگاهت داره مینویسه باروننرفتم کربلا اما بزرگ شده ی روضه هاتم
تو اوج روضه ها محو زیارت دارالشفاتموقتی میبینم علم و پرچمت رو
حس میکنم باز بوی محرمت روهنوزم یه عاشقی هست حرم شما نرفته
دیگه روش نمیشه جایی بگه کربلا نرفتهزیر آسمون کسی نیست خونه زاد تو نباشه
با همه دنیا غریبه هر کی یاد تو نباشهدارم با گریه میخونم قسم به غم غربت تو
میگه زهرا قبول باشه به سینه زن هیئت تولحظه به لحظه دلم با اِذن آقا
داره میخونه یا ساقی العطاشا

متن نوحه عمو عباس بی تو

ســـلام مــن بــه مـحـرم، مـحـرم گــــل زهــرا
بـه لطـمه هـای ملائـک بـه مــاتـم گــل زهـراسـلام مـن بـه مـحـرم بـه تشنـگی عـجـیـبـش
بـه بـوی سیـب زمـینِ غـم و حـسین غریـبشسلام من بـه محـرم بـه غصـه و غــم مـهـدی
به چشم کاسه ی خون وبه شال ماتم مـهـدیسـلام من بــه مـحـرم بـه کـربـلا و جـلالــش
به لحظه های پـرازحزن غرق درد و ملامشسـلام مـن بـه مـحـرم بـه حـال خستـه زیـنـب
بـه بــی نـهــایــت داغ دل شـکــستــه زیـنـبسلام من به محرم به دست ومشک ابوالفضل
بـه نـا امیـدی سقـا بـه سـوز اشـک ابوالفضلسـلام مـن بـه مـحـرم بـه قــد و قـا مـت اکـبـر
بـه کـام خـشک اذان گـوی زیـر نـیزه و خنجرسلام من به محرم به دسـت و بـا زوی قـاسم
به شوق شهد شهادت حنـای گـیـسـوی قـاسمسـلام مـن بـه مـحـرم بـه گـاهـواره ی اصـغـر
به اشک خجلت شاه و گـلـوی پـاره ی اصـغـرسـلام مـن بـه مـحـرم به اضـطـراب سـکـیـنـه
بـه آن مـلـیـکـه، کـه رویش ندیده چشم مدینهسـلام مـن بـه مـحـرم بـه عـا شـقـی زهـیـرش
بـه بـاز گـشـتـن حُر و عروج خـتـم به خیرشسلام من بـه محرم بـه مسـلـم و به حـبـیـبش
به رو سپیدی جوُن و به بوی عطر عجیـبـشسلام من بـه محرم بـه زنگ مـحـمـل زیـنـب
بــه پـاره، پـاره تــن بــی سـر مـقـابـل زیـنـبسلام من به محـرم به شـور و حـال عیـانـش
سلام من به حسـیـن و به اشک سینه زنـانش

متن عمو عباس نوحه

از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟
یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام
بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟اشهد ان لا…شهادت اشهد ان لا …شهید
محشر الله الله است می دانی چرا؟یک بغل باران الله الصمد آورده ام
نوبهار قل هوالله است می دانی چرا؟راه عقل ازآن طرف راه جنون از این طرف
راه اگر راه است این راه است می دانی چرا؟از رگ گردن بیا بگذر که او نزدیک توست
فرصت دیدار کوتاه است می دانی چرا؟از کجا معلوم شاید ناگهانت برگزید
انتخاب عشق ناگاه است می دانی چرا؟از محرم دم به دم هر چند ماتم می چکد
باز اما بهترین ماه است می دانی چرا؟

متن نوحه عمو عمو عباس عموی خوبم

مـن آمدم کـه گریه کنم دست مـن بگیرترسم زمان رود شود این عرصه زود، دیرقسمت نشد اگر کـه جوانمرگ تـو شوملطفی نما شوم دراین خانه پیر پیرباشد مرا بـه نوکری خود مکن قبولمـن داد میزنم کـه شمائی بـه مـن امیرماه محرم اسـت خودم کـه نیامدمزهرا «س» مرا کشانده دوباره بـه این مسیرچونکه شفای تـو اشک اسـت فاطمه «س»بر گریه بر عزای تـو کرده مرا اجیرآخر شنیده ام بـه غمت خنده کرده اندبر خشکی لبان تـو در خشکی کویرمثل زنی کـه مرده جوانش شبانه روزمـن زار میزنم بـه تن رفته در حصیر

متن نوحه عمو عباس از علی عبدالمالکی

تیر از کمان رها شد          با حلقت آشنا شد         با تیر حرمله، آه            سر از تنت جدا شدقربان روی ماهت            آخر چه بُد گناهت            منگرچنین به بابا            می میرم از نگاهتپرپر زدی به دستم           دیدم، تنت، شکستم            حیران شدم عزیزم       گریان به تو نشستمطفل نخورده آبم              دل از عطش کبابم              بینم چوحنجرت را         ازغم به پیچ وتابماز جور کین هلاکی          مدفون به زیر خاکی              در خاک تیره اصغر     یک دُر تابناکیمظلوم شیر خوارم             جان کرده ای نثارم               از خون حنجر تو      گل گون شده عذارمای طفل شیر خواره           مقتول ماه پاره                   ای کا ش خنده ات را   بیند پدر دوبارهای گل نوشکفته             ای ازعطش نخفته                    بابا مصیبتت را        جز با خدا نگفتهتاب غمت ندارم               خون گشته قلب زارم             بابا ببین چگونه           آمد گره به کارمتا تیرکین روان شد            نا گه تو را نشان شد           خون گلویت اصغر         تقدیم آسمان شدداغت به دل نشسته        درخود مرا شکسته              جان می کَنم چوبینم       این دیدگان بسته
با مادرت چه گویم            با خواهرت چه گویم            با عمه غمین  و              دیده ترت چه گویمای شیرخواره اصغر           ای ماه پاره اصغر                بسته به روی من شد      هر راه چاره اصغر

متن نوحه عباس عمو جانم من آب نمیخوام

فهمیدم از دور و برم، آمد محرملبریز شد چشم ترم، آمد محرمدر کنج هیئت ها علم را تکیه دادندبا إذن شاه با کرم آمد محرممثل لهوف و مقتل ابن مقرمسر تا بپا شعله ورم، آمد محرمکنج حسینیه حسن «ع» سینه زد و گفتدیدی چـه آمد بر سرم، آمد محرمفطرس خبر آورده کـه امشب نوشتهجبریل بر بال و پرم…آمد محرمپیراهنم مشکی شدهچون هم زمان:با تعویض پرچم در حرم آمد محرممی‌خواست از مـن دور باشد شر شیطاندلواپسم شد مادرم آمد محرمجان می دهم در آیه هاي سورۀ کهفآتش گرفته حنجرم، آمد محرمرخت عزا پوشید زینب «س» گفت با اشکخون گریه کن اي معجرم! آمد محرم

متن نوحه فقط عموعباس نبینه

عباسم و خون حسین در بدن دارم
صد باغ گل بر پیکر از زخم تن دارم
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستماگر شود نشان تیر چشم خونبارم
دست از حسین ابن علی برنمی‌دارم
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستمدریا ز خونِ دیده‌ام گشته گلباران
پیشانیم را بشکنید ای ستمکارانبا حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستمسقّایم و جاری بود خون ز کام من
در محضـر زهـرا بود این کلام من
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم در موج دریا بر تنم، التهاب افتاد
تصویر لبهای حسین روی آب افتاد
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم بر کام خشک تشنگان میکنم زاری
اشک سکینه گشته از چشم من جاری
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم با آنکه در دریای آب لب نکردم تر
خجلت ز اصغر می‌کشم تا صف محشر
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم

متن نوحه عمو عباس بنی فاطمه

ای حسین فاطمه این کینه هامان را ببین
قلب مجروح درون سینه هامان را ببین
یازده خورشید را کشتند و داغ تو فزون
تکه تکه زین ستم آیینه هامان را ببین
***
گرچه شد خورشید ما در پرده ی غیبت ولی
می رسد نورش ز ماه حضرت سید علی
باز هم هر روز عاشورا و هر جا کربلا
باز هم فتنه، اگرچه هست حجت ها جلی
***
ترس ما کشته شدن یا غارت این خانه نیست
بلکه دنیایی شدن با مسلک کوفی گری ست
گر که بگذاریم امام خویش را تنها به تشویق هوا
فرق ما با آن جنایت پیشگان سفله چیست؟
***
ای حسین فاطمه داغت درون قلب ماست
نهضتت رسواگر روی تمام فتنه هاست
شمر را در هر زمان نومید از قتلی کنیم
که پی خورشید و مه دشنه به دست و بی حیاست

متن نوحه عمو عباس بنی فاطمه

آب قحط و ابر قحط و آسمانت خشک شد
چشم براه عمو ماندی زبانت خشک شدجان باقیمانده ام شد یک تبسم تیر دید
آخرین لبخند هم روی لبانت خشک شدحرمله دست مرا هم دوخت بر قنداقه ات
بازویم می داد وقتی که تکانت خشک شدخواستی بابا بگویی حرمله مهلت نداد
تار های صوتی ات سرخ و دهانت خشک شدتیر نگذاشت که یک جمله به اخر برسد
هیچ کس حدس نمی زد که چنین سر برسدپدرش که چیز زیادی نمی خواست،فرات
یک دو قطره، ضرری داشت به اصغر برسدخوب شد عرش همه خون گلو رو برداشت
حیف خون نیست بر این خاک ستمگر برسد

متن نوحه عمو عباس بی تو

با لب عطشان، خسته در میدان
هزار و یک غم داری
رأس تو بر نی، میکند ره طی
زگیسو پرچم داری
تویی تویی، ذکر لب جن و ملک
ثمره ی باغ فدک
یا لیتناکنامعک
حسین من آقام آقام آقام حسین مندارد از ایمان، باغ دلهامان، شکوفه های احساس
میرویم هرشب، با دل زینب، کنار کف العباس
ضریح تو، از باغ گل زیباتره
از عاشقا دل میبره
مهد دعای اصغره
حسین حسین حسین
عباس من آقام آقام آقام عباس مندرمناجاتی، باب حاجاتی، مگر به این شک داری
از چه ای سقا، با قد رعنا، تو قبر کوچک داری
دلم میخواد، به کربلایتو برم
بیام کنار اون حرم
تو سرداب تو جون بدم
اباالفضل، اباالفضل…تیغ تو خوش بود، حرمله کش بود، اگر به میدان بودی
چشم تو حالا، خفته در صحرا، امید طفلان بودی
برادرم در خاک و خون نشسته ای
پشت مرا شکسته ای، زخم سرت نبسته ای
حسین من آقام آقام آقام حسین مناز مزار تو از دیار تو، بوی خدا می آید
مرغ دل هر شب، بر لبش یا رب
به کربلا می آید
منم منم، فدایی سپاه تو
غلام روسیاه تو
امید من پناه تو

متن کامل نوحه عمو عباس

تشنگان حرم عشق همه گوش کنید     آب را از نظر خویش فراموش کنیدناله واعطشا را همه خاموش کنید    آب را از نظر خویش فراموش کنیدمی رسد دم به دم از علقمه فریاد حسین    کیست این لحظه کند روی به امداد حسینخیمه ها را همگی جمله سیه پوش کنید   آب را از نظر خویش فراموش کنیدجسم عباس علمدار زمین افتاده    با لب تشنه نگهبان حرم جان دادهمی ز جام غم و انده و الم نوش کنید  آب را از نظر خویش فراموش کنیدکیست مردانه چو عباس علم برگیرد    رمق از پیکره ظلم و ستم برگیردعلم اشک و عزا را همه بر دوش کنید    آب را از نظر خویش فراموش کنیدگل نثار تن صدپاره عباس کنید   با گل بوسه همه حرمت وی پاس کنیدجسم صدپاره عباس در آغوش کنید   آب را از نظر خویش فراموش کنید

متن نوحه عمو عباس بنی فاطمه

خوشا از دل نم اشکی فشاندنبه آبی آتش دل را نشاندنخوشا زان عشقبازان یاد کردنزبان را زخمه فریاد کردنخوشا از نی خوشا از سر سرودنخوشا نی نامه ای دیگر سرودننوای نی نوایی آتشین استبگو از سر بگیرد، دلنشین استنوای نی نوای بی نوایی استهوای ناله هایش، نینوایی استنوای نی دوای هر دل تنگشفای خواب گُل، بیماری سنگقلم،تصویر جانکاهی است از نیعلم،تمثیل کوتاهی است از نیخدا چون دست بر لوح و قلم زدسر او را به خط نی رقم زددل نی ناله ها دارد از آن روزاز آن روز است نی را ناله پرسوزچه رفت آن روز در اندیشه نیکه اینسان شد پریشان بیشه نی؟سری سر مست شور و بی قراریچو مجنون در هوای نی سواریپر از عشق نیستان سینه اوغم غربت،غم دیرینه اوغم نی بند بند پیکر اوستهوای آن نیستان در سر اوستدلش را با غریبی، آشنایی استبه هم اعضای او وصل از جدایی استسرش برنی، تنش در قعر گودالادب را گه الف گردید، گه دالره نی پیچ و خم بسیار داردنوایش زیر و بم بسیار داردسری برنیزه ای منزل به منزلبه همراهش هزاران کاروان دلچگونه پا ز گل بردارد اشترکه با خود باری از سر دارد اشتر؟گران باری به محمل بود بر نینه از سر،باری از دل بود بر نیچو از جان پیش پای عشق سر دادسرش بر نی ، نوای عشق سر دادبه روی نیزه و شیرین زبانیعجب نبود ز نی شکر فشانیاگر نی پرده ای دیگر بخواندنیستان را به آتش می کشاندسزد گر چشمها در خون نشینندچو دریا را به روی نیزه بینندشگفتا بی سرو سامانی عشقبه روی نیزه سرگردانی عشقز دست عشق در عالم هیاهوستتمام فتنه ها زیر سر اوست

متن کامل نوحه عمو عباس

آب می گوید حسین ، بی تاب می گوید حسین
از سر شب تا سحر مهتاب می گوید حسین
دیده می گوید حسین ، نادیده می گوید حسین
هر کجا باشد دلی غمدیده می گوید حسین
یار می گوید حسین ، دلدار می گوید حسین
روز و شب هر دیده بیدار می گوید حسین
ناس می گوید حسین ، احساس می گوید حسین
تا قیامت حضرت عباس می گوید حسین
نار می گوید حسین، بسیار می گوید حسین
این زبان تا لحظه دیدار می گوید حسین
نوح می گوید حسین، ذی روح می گوید حسین
زنده باشد هر دلی با روح می گوید حسین
شاد می گوید حسین ، ناشاد می گوید حسین
هر نسیم باد با فریاد می گوید حسین
کام می گوید حسین، ناکام می گوید حسین
فاطمه گریان به هر ایام می گوید حسین
کوه می گوید حسین بشکوه می گوید حسین
دم به دم هر شیعه نستوه می گوید حسین
جان جان گوید حسین ، هفت آسمان گوید حسین
ماه و خورشید و ستاره هر زمان گوید حسین

متن نوحه عمو عباس بی تو

 در دل مانده رویایت، بر لب نام زیبایت     اربابم حسین جان، می میرم برایت(۲)ای نام و نشان من، جان من جان من     می گیرم سراغت، می گریم ز داغتخونت جوهر هستی، شورت در سر هستی    آه ای راز عطشان، جانم را بسوزاندر دل مانده رویایت، بر لب نام زیبایت     اربابم حسین جان، می میرم برایتمصباح الهدایی تو، محبوب خدایی تو    روشن از تو راهم، محتاج نگاهمای عشق نخستینم، معیار دل و دینم     جانم را رها کن، نذر کربلا کندر دل مانده رویایت، بر لب نام زیبایت     اربابم حسین جان، می میرم برایتای خاکت بهشت من، زیبا سرنوشت من     ای حصن حصینم، باقی از تو دینمنامت محیی الاموات، مهرت قاضی الحاجات     جان عالمی تو، اسم اعظمی تودر دل مانده رویایت، بر لب نام زیبایت     اربابم حسین جان، می میرم برایتمن هستم گدای تو، اهل کربلای تو     اربابم حسین جان، می میرم برایتدست و در راه تو نشناسم من       پیرو مکتب عباسم منیک گل کنار علقمه فتاده         دستش شده ز تن جدا ابالفضلبر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا   بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلاتشنه آب فراتم ای اجل مهلت بده     تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا

متن کامل نوحه عمو عباس

ماه غم آقا- باز پرچم آقا- مشکی به تن عاشقا باز محرم شد
در دل نوای غم- باز خیمه ی ماتم – آواره ی عشق تو هر دو عالم شدشمیم عشقت به دل نشسته دوباره بازم – وای
با دم زیبات آقا تو قلبم حرم می سازم – وای
غریب مادر(3) وایبا نام تو آقا – بر سینه می کوبم – بازم به تن – رخت غم ای حسین جانم
بازم غزل خونم – مجنون و دیونم – بازم دم محتشم ای حسین جانمکتیبه های ماتمت آقا- رمز جنونه – وای
دوباره ذکرت- روی لب ما – کرده جوونه – وای
غریب مادر(3) وایزد خیمه ثاراله – با حسرت و با آه – با چشم خون روضه خون زینب کبری
دریای غم جاری- کار همه زاری – درقاب چشم حسین غربت زهرابوی جدایی- می وزد ازاین دیار ماتم-وای
می ترسم آخر – بشه نصیب – خواهر تو غم – وای
غریب مادر(3) وای

متن نوحه عباس عمو جانم من آب نمیخوام

حالا براي خنده كه دير است گريه كن
بابا نخواب…موقع شير است…گريه كن…در مانده ام ميان دوراهي…كجا روم؟
چشمم كه رفته است سياهي…كجا روم؟جانِ رباب، من به همه رو زدم نشد
دنبال آب، من به همه رو زدم نشد…عمه تو را ز دور نشان ميدهد نخواب
هي شانه ي رباب تكان ميدهد نخوابشد وقت بازي ات كمرت را گرفته ام
با احتياط زير سرت را گرفته امقنداقه ات كه بست لبت باز شد علي؟
خنديد مادرت… چقدر ناز شد عليافسوس مادرت شب شادي ات نديد
چشم رباب حجله ي دامادي ات نديد…در خيمه گرم كرده خودش مجلست علي
جاي نفس بلند شده “خس خست ” عليتا پشتِ خيمه كار ِ پدر سر به زيري است
تازه زمان ديدن دندان شيري استهمبازي تو ساقه ي تير است گريه كن
بابا نخواب موقع شير است گريه كن

متن نوحه عمو عمو عباس عموی خوبم

اینجا که ذوالجناح زمین گیر می شود
در خون غروب واقعه تصویر می شودیا رب پناه می برم از کرب و البلا
خواب علی هر آینه تعبیر می شودروزی برای گفتن منزل مبارکی
این دشت پر ز نیزه و شمشیر می شوداینجا گلوی تشنه تیر سه شعبه هم
از جام چشم ساقی من سیراب می شود‏اینجا که حکم قحطی یک قطره شبنم است
همبازی گلوی گلم تیر می شود‏باران سنگ منتظر ابر کینه است
اینجا حسین فاطمه تکفیر می شوداینجا سر حقیقت الله و اکبری
بر روی نی به گفتن تکبیر می شود‏در این دیار غمزده کمتر ز نصف روز
از فرط غصه خواهر تو پیر می شود‏جز زیر سم اسب شکستن در این زمین
از نفس مطمئنه چه تفسیر می شودهرکس که زهره اش ز علمدار رفته است
اینجا سر سه ساله من شیر می شودزینب كه شرم می کند از رویش آفتاب
اینجا اسیر حلقله زنجیر می شود

متن نوحه فقط عموعباس نبینه

بخواب ای غنچه ‏ی پرپر، بخواب ای کودک مادرعلی اصغرم لالای، لایی مادرم لالای‏عزیزم از چه بی‏تابی چرا مادر نمی‏خوابی؟گمانم تشنه آبی، علی اصغرم لالای‏مزن آتش به جان من، مبر تاب و توان منببین اشک روان من، علی اصغرم لالای‏چرا مادر علی جانم نمی‏گیری تو پستانمچه می‏خواهی نمی‏دانم، علی اصغرم لالای‏عزیز من مکن غوغا بخواب ای کودک زیبامسوزان قلب مادر را، علی اصغرم لالای‏مزن آتش دل من را مسوزان حاصل من راعلی اصغرم لالای، لالایی مادرم لالای‏چه شور است این به سر داری، مگر میل سفر داری؟مکان و منزل من را علی اصغرم لالای‏نخوابم در کنار تو خزان گردد بهار توچنین مادر مکن زاری، علی اصغرم لالای‏

متن نوحه عباس عمو جان

ز داغ تو دل حزین است    ‌ به یادت چله‌نشین استالقلب حزین من مصیبتک      ویبکی علیک أربعین یوماهمه آرام و قرار این دل     زیارت در اربعین استو کل أمنیاته أن یزورک فی أربعینیّتکسپردم دل را به جاده     میایم پای پیادهترکت قلبی فی طریقک      أسیر إلیک حافیاًره عشق است و ندارم باکی       اگر خاری در کمین استالطریق طریق العشق ولا أخاف من أن یکون مفروشا بالأشواکجان و جانان من/ عشق و ایمان من/ با تو پیمان من، حسین(۲)یا نفسی و عزیزی، یا عشقی و إیمانی، عهدی معک یا حسینألا یا حجَّ الحنینِ، سَقاکم زَمزمُ عَینیای حج عشق (کنایه از زیارت امام حسین) شوق زیارتت اشک از دیدگانم جاری ساختتُلبّیکُم سیّدی أشواقی بإحرامِ الأربعینِهوای شوقم با احرام اربعین به ندای شما لبیک می‌گویدو شوقاً یهفُو جَبینی، یُؤدّی لو سجدتینِپیشانیم مشتاق است تا در نماز عشقت برخاک بیفتدویَسعى بین الصفا و المروى لعباسٍ و الحسینِو بین صفا و مروه عباس و حسین سعی به جای‌ آوردلو قطّعوا کفّی، لو قطّعوا رِجلی، أمضی لکم زَحفاً، حسینای حسین! اگر دستم را جدا کنند، اگر پایم را قطع کنند سینه خیز به سویت می آیمیا سیدی خُذنی، قد فتَّنی حُزنی، أشتاقُکم حدَّ الحَنینمولایم مرا دریاب، غم تو ویرانم کرد، دلتنگ و مشتاق شما هستمیا سیدی خذنی، حسین…مولایم مرا دریابأتاکُم هُدهدُ قلبی جَناحاهُ نارُ حبّیهدهد قلبم به سوی شما آمده است و دو بال او آتش عشق من استأتاکِ یا کربلا مشتاقاً یُلبِّیکِ وآحسیناهو مشتاقانه، لبیک گویان و با ندای واحسیناه به سوی تو آمده استحَنیناً عرشُ هواکَ بِلمحِ الطّرفِ أتاکَهوای عشق والای تو بر قلبم نشسته است، و با چشم بر هم زدنی به سوی تو می‌آیدمَشى طیّاراً معَ الزُّوارِ بآهاتٍ وآحسیناهقلب من به همراه زائرانت، با ناله واحسیناه به سوی تو پرواز می‌کندتَحلُو بکَ الآهُ، لاعذّبَ اللهُ، قلباً بهِ حبُ الـ ـحسیندردها با تو شیرین می‌شود، خداوند عذاب نکند قلبی که محبت حسین در آن استیا سیدی خُذنی، قد فتَّنی حُزنی، أشتاقُکم حدَّ الحَنینمولایم مرا دریاب، غم تو سرگردانم کرد، دلتنگ شما هستمیا سیدی خذنی، حسین…مولایم مرا دریاب

متن نوحه عباس عمو جانم من آب نمیخوام

همچنین بخوانید:جملات تسلیت ماه محرماشعار کوتاه درباره امام حسینعکس پروفایل محرممتن کامل زیارت عاشورا همراه با ترجمه

متن نوحه عباس عمو جانم من آب نمیخوام

وعده ای داده ای و راهی دریا شده ای
خوش به حال لب اصغر که تو سقا شده‌ایآب از هیبت عباسی تو می‌لرزد
بی عصا آمده‌ای حضرت موسی شده‌ایبه سجود آمده‌ای یا که عمودت زده ‌اند
یا خجالت زده‌ای وه که چه زیبا شده ‌اییا اخا گفتی و ناگه کمرم درد گرفت
کمر خم شده را غرق تماشا شده ‌ایمنم و داغ تو و این کمر بشکسته
توئی و ضربه‌ای و فرق ز هم وا شده‌ ایسعی بسیار مکن تا که ز جا برخیزی
کمی هم فکر خودت باش ببین تا شده ‌ایمانده‌ام با تن پاشیده‌ات آخر چه کنم؟
ای علمدار حرم مثل معما شده ‌ایمادرت آمده یا مادر من آمده است
با چنین حال به پای چه کسی پا شده ‌ایتو و آن قد رشیدی که پر از طوبی بود
در شگفتم که در این قبر چرا جا شده ‌ای(علی اکبر لطیفیان)

متن نوحه عباس عمو جان

نام سقا دیده ها را خوب گریان می کند
دیده ی پر اشک را سقا چراغان می کنداو بُود باب الحسین ذُخر الحسین عبد الحسین
عالمی را بر در ارباب مهمان می کندهر که می گوید حسین آغوش بگشاید بر او
بر دل سینه زنان لطف فراوان می کنددست داده تا بگیرد دست هر افتاده را
این اباالفضل است بر ما لطف و احسان می کند” خلق می دانند در بهدار ی قرب حسین
دردها را بیشتر عباس درمان می کند”مادرش ام البنبن هم ضامن عشاق اوست
در قیامت شیعیان را شاد و خندان می کنددست او بر دست زهرا روز محشر دیدنی ست
دست او مشکل گشایی از محبان می کندپیش او از معجر زینب سخن گفتن خطاست
این سخن عباس را زار و پریشان می کندسی شب ماه محرم باید از عباس گفت
گفتن از او لطف مهدی را نمایان می کند(جواد حیدری)

متن نوحه عمو عباس از علی عبدالمالکی

از خواهش لبهای او بی تاب شد آب
از شرم آن چشمان آبی آب شد آبوقتی که خم شد نخل‌ها یکباره دیدند
لبخند زد مَرد و پر از مهتاب شد آبآنقدر بر بانوی دریا سجده می‌کرد
تا در قنوت آخرش محراب شد آبزیباترین طرح خدا بر پرده‌ها رفت
وقتی میان دستهایش قاب شد آبیک لحظه با او بود اما تا همیشه
از چشمهای تشنه‌اش سیراب شد آبآن تیرها، شمشیرها بارید و بارید
توفان گرفت و گرد او گرداب شد آبتیر آمد و … از حسرت مشکی که می‌مرد
مرداب شد، مرداب شد، مرداب شد آب(قاسم صرافان)

متن نوحه عمو عباس بنی فاطمه

به نام آب، به نام فرات نام شما
من آفریده شدم که کنم سلام شمانوشته‌اند به روی جبین ما دو نفر
شما غلام حسین و منم غلام شماخوشا به حال پرو بال این کبوترها
گهی به بام حسین و گهی به بام شماتو آن همیشه امامی و ما همان مأموم
به قامتی که گرفتیم با قیام شماتو ماه بودی و نزدیک آبها که شدی
تمام علقمه پا شد به احترام شماهزار باده، هزاران پیاله می روئید
همینکه تیر رسید و شکست جام شماهمینکه ناله‌ی ادراک اخایتان پیچید
شکست قامت طوبائی امام شمامسیر علقمه را بوی انکسار گرفت
چه حس بی رمقی بود در کلام شمابه حال و روز بلندای تو چه آوردند
تمام علقمه پر گشته از تمامِ شما(علی اکبر لطیفیان)

متن نوحه عباس عمو جانم من آب نمیخوام

چند آسمان ورای تمنای ابرها
فریاد میزنند که مولای ابرهابی تو قرار نیست ببارند غیر خون
این سرنوشت حتمی فردای ابرهاباران! که چون نرفتن تو غیر ممکن است
لختی بمان به روی حرم جای ابرهااطفال صف کشیده که بر شانه ات روند
چون دیدنیست دشت زبالای ابرهااز شرم آب شد بدنت تا بخار شد
از جسم توست تک تک اجزای ابرهااینگونه شد که راز فراوانی غمت
پیوند میخورد به معمای ابرهایک ماه گمشده! به تمنای آب نیست
منظور خواهرت ز تماشای ابرهادر امتداد آبی سیر نگاه تو
پا میگذاشت قافله جا پای ابرهابرخیز چون به علقمه مه گرفته ات
خیره شده خدای تو از لای ابرها(هادی جانفدا)

متن نوحه عمو عمو عباس عموی خوبم

در این غوغای بی آبی، که خشکیده همه گل ها
به اَمر تو شدم، سقّا، منم عبد و تویی مولاشود جانم به قربانت، به قربان تن و جانت
علمدارم چه غم دارم، که از دستم علم افتدمباد از دفتر عشقت، به نام من قلم افتد
شود جانم به قربانت، به قربان تن و جانتخدای کعبه جز رویت، نداده قبله ای یادم
نماز آخرم بود، و به سر بر سجده افتادمشود جانم به قربانت، به قربان تن و جانت
ببین از بادۀ عشقت، به میدان مستی افتادهمگر دامان تو گیرد، به راهت دستی افتاده
شود جانم به قربانت، به قربان تن و جانتامیر لشگرت بی دست، میان لشگری مانده
بیا بنگر ز پروانه، فقط خاکستری ماندهشود جانم به قربانت، به قربان تن و جانت
به تو شرط وفاداری اگر بر جا نیاوردمکمک کن تا که برخیزم، به دور مادرت گردم
شود جانم به قربانت، به قربان تن و جانتببین احسان یک بانو، سرم بگرفته بر زانو
به چشمِ پر ز خون دیدم، گرفته دست بر پهلوشود جانم به قربانت، به قربان تن و جانت
گل ام البنین عباس، به دریا تشنه لب پا زدبه دریا پا نهاد اما، لبش آتش به دریا زد
شود جانم به قربانت، به قربان تن و جانت(علی انسانی)

متن کامل نوحه عمو عباس

چو دید تشنه ی لب های خشک او دریاست
به آب خیره شد و ناله اش زدل برخواستکه آب! از چه نگر دیدی ازخجالت آب؟
تو موج می زنی و تشنه یوسف زهراستز یک طرف تو زنی نعره از جگر در بحر
ز یک طرف به حرم بانگ العطش بر پاستقسم به فاطمه هرگز تو را نمی نوشم
که در تو عکس لب خشک سید الشهداستز خون دیده ی من روی موج بنویسید
که از تمامی اطفال تشنه تر سقّاستخدا گواست که با چشم خویشتن دیدم
سکینه را که لبش خشک و دیده اش دریاستدرون بحر همه ماهیان به هم گویند
حسین تشنه و سیراب وحشی صحراستنوشته اند به لب­های خشک من ز ازل
که تشنه کام گذشتن ز بحر شیوه ی ماستز شیر خواره برایت پیام آوردم
پیام داده که: ای آب غیرت تو کجاست؟صدای نعره ی دریا به گوش جان بشنو
که موج آب هم این طرفه بیت را گویاستسلام خالق منّان سلام خیرالنّاس
سلام خیل شهیدان به حضرت عبّاس(غلام رضا سازگار)

متن کامل نوحه عمو عباس

اهل عالم هنر ار خصلت عباس من است
عشق در سایه شخصیت عباس من استمنم آن یار امین حامی دین ام بنین
هرچه دارم همه از دولت عباس من استهمسرم شیر خدا و پسرانم همه شیر
شیر مردان وله از صولت عباس من استدر شب چاردهم، ماه که پرنورتر است
عکسی از نیم رخ صورت عباس من استهنر آن نیست که لب تشنه بمیری به کویر
هنر آن است که در طینت عباس من استتشنه لب داخل دریا شد و عطشان برگشت
این همان قطره ای از همت عباس من استغیرت الله علی بی بدل است، اما گفت
بدل غیرت من غیرت عباس من استنه فقط یثرب و شامات و نه ایران و عراق
کرده کاری همه جا صخبت عباس من استهر کسی را نتوان باب الحوائج گفتن
به حقیقت قسم این شهرت عباس من استکوهها شد متحیر به ثبات قدمش
سروها در عجب از قامت عباس من استجثه اش گر چه ز شمشیر جفا کوچک شد
این بزرگی است، که از عزت عباس من استقدرت آن نیست به یک حمله سپاهی بکشی
قدرت لم یزلی قدرت عباس من استیا علی گفت و امان نامه ز دشمن نگرفت
دین فروشی بری از ساخت عباس من استهی نگویید چرا ام بنین پیر شده
سبب حالت من حالت عباس من استدستهای پسرم گشته قلم در لب آب
صفحه سینه پر از محنت عباس من استاین شنیدم زده فریاد، غریبم مولا
غصه قلب حسین غربت عباس من است(ولی الله کلامی زنجانی)

متن نوحه فقط عموعباس نبینه

خوردی زمین و حیثیت لشکرم شکست
اصلی ترین ستون خیام حرم شکستفریاد های «انکسری» بی دلیل نیست
در اوج درد تکیه گه آخرم شکستاز ناله های «یا ولدی» در کنار تو
معلوم شد که باز دل مادرم شکستدرد مرا فقط پدرم درک می کند
دیدم چگونه بال و پر جعفرم شکستساق عمود در سر تو گیر کرده است
نعره زنم که وای سر حیدرم شکستتو در میان علقمه از پا نشستی و
در بین خیمه ها سپر خواهرم شکستوقتی عمود خیمه کشیدم سکینه گفت:
دیدی غرور ساقی آب آورم شکستآن شب که سوخته ها همه دور زینب اند
گوید عمو کجاست ببیند سرم شکستوقتی شتاب سیلی و مرکب یکی شدند
هر جفت گوشواره، زیر معجرم شکست(قاسم نعمتی)

متن نوحه عمو عباس بنی فاطمه

دستی افتاد ز تن، دست دگر یاری کن
گرچه بی تاب شدی خوب علمداری کنمشک! نومید مشو، تا به حرم راهی نیست
تو در این معرکه ی درد مرا یاری کنتیر! در چشم برو، لیک سوی مشک میا
به هوای سر زلفش تو هواداری کنتیر بر مشک نه، بر این جگر تشنه نشست
عشق! ساکت منشین با دل من زاری کنچشم! دیدی علم و مشک به خاک افتادند
قطره ی اشک تو در غربت من جاری کنبانوی تشنه لبان! دست روی سینه مَنِه
لااقل بهر من سوخته دل کاری کنآب را تا به در خیمۀ اصغر برسان
بعد آن بر من بی دست عزاداری کن(سید محمد جوادی)

متن نوحه عمو عباس بی تو

دلی به وسعت پهنای عرش بالا داشت
لبی به وسعت مهریه ­های زهرا داشتکنار علقمه در سجده گاه چشمانش
نداشت هیچ کسی را فقط خدا را داشتاگر چه قطره آبی میان مشک نبود
ولی کرانه­ی چشمش هزار دریا داشتهدر نرفت ز پرتاب چله ها، تیری
امیر علقمه از بس که قدّ و بالا داشتهمین که در وسط گیر و دار، گیر افتاد
عمودی آمد و فرقش شکست تا جا داشتدرست وقت نزولش؛ همه نگاه شدند
رشید بود و زمین خوردنش تماشا داشتحسین بود و علی اصغر شهید شده
کنار علقمه اما هنوز سقا، داشت…(علی اکبر لطیفیان)

متن نوحه عباس عمو جان

ای دست تو تلاطم امواج آب ها
ای سایه ات نبود همه اضراب ها“فهمیده اند جاذبه ی توست علّت”
نشکستن غرور زمین از شهاب هاپرواز می کنی و همه غبطه می خورند
پشت سرت تمامی حدّ نصاب هادر هرچه گفته اند نظر می کنم تویی
خارج از این شعور حساب و کتاب هامشک پر آب بر سر دستت گرفته ای
در انتظار آمدن تو رباب هاامّا چه زود صحنه به هم خورد و می شوند
شرمنده ی زلال نگاه تو … آب ها(علیرضا لک)

متن نوحه عمو عباس بنی فاطمه

دل داده ام به نغمه ی ادرک اخای تو
با من چه کرد شور برادر بیای توای مسجد وفا بدنت، روی خاک ها
گلدسته است یا که دو تا دست های تودست تو روی دست من و جبرییل هم
آورده است بال پریدن برای توبا تو چه کرد دیدن قد دوتای من
با من چه کرد دیدن فرق دوتای توهارون من چگونه شکافد در این دیار
دریای غصه های دلم بی عصای تودیگر بس است گفتن روحی لک الفدا
دیدی که مستجاب شد آخر دعای تودر پیش خیمه گفته ام” إرکب بنفسی انت”
یعنی که بی مبالغه جانم فدای تویک چشمه آب اگر که میان خیام بود
صد چشمه خون نبود کنون زیر پای تواز خنده ها بلند شده های های من
از گریه ام بلند شده های های تو(عطیه سادات حجتی)

متن عمو عباس نوحه

خورشید پیر روضه هجر قمر گرفت
نزدیک ماه بود که درد کمر گرفتداغ برادری اثرش تار دیدن است
انقدر پا کشید ز جسمت خبر گرفتزخم عمود را که به فرق سر تو دید
دست کمر گرفته ی خود را به سر گرفتای کاش از تن تو عدو دست می کشید
حتی برای غارت تو جنگ در گرفتبهتر از این نمی شود این پاره پاره تن
وقتی که دور جسم تو را صدنفر گرفتبرخیز و گو چرا بدنت پر ز آهن است
برخیز و گو چرا بدنت شکل پر گرفتگفتم حرم لباس اسارت به تن کند
در غیبت تو دور حرم را خطر گرفتحالا حسین مانده و قد خمیده اش
خورشید پیر روضه هجر قمر گرفت(سید پوریا هاشمی)

متن نوحه عمو عباس بنی فاطمه

ای لشکر حق را سر و سردار اباالفضل
وی دست علی در صف پیکار اباالفضلهم خون حسین بن علی در تن پاکت
هم روح تو در پیکر ایثار اباالفضلریحانۀ دو فاطمه، ماه سه خورشید
آرام دل حیدر کرار اباالفضلمانند تو در ارتش اسلام که دیده
فرمانده و سقا و علمدار اباالفضلتو ماه بنی هاشمی و ما شب تاریک
تو لالة عباسی و ما خار اباالفضلهم کاشف کرب پسر فاطمه  هستی
هم خیل بنی فاطمه را یار اباالفضلبر حاجت خود کرده صد و سی و سه نوبت
هر خسته دلی نام تو تکرار اباالفضلدر مصر ولایت شده بر یوسف زهرا
تو مشتری و علقمه بازار اباالفضلعشق و ادب و غیرت و ایثار و شهادت
کردند به آقایی ات اقرار اباالفضلتو رسته ای از خویش و گرفتار حسینی
خلقند به عشق تو گرفتار اباالفضلما بهر تو گریان و زند زخم تو خنده
پیوسته به شمشیر شرربار اباالفضلبرخیز سکینه به حرم منتظر توست
جامش به کف و اشک به رخسار اباالفضلاز سوز عطش آب شده طفل سه ساله
مگذار بگرید به حرم زار اباالفضلتا آن که ببینند به تن دست نداری
یک لحظه سر از علقمه بردار اباالفضلمگذار رود زینب کبری به اسیری
ای دست علی، دست برون آر اباالفضلتو چشم حسینی که زده تیر به چشمت
ای دور حرم چشم تو بیدار اباالفضلکی گفته تن پاک تو در علقمه تنهاست
گردیده تو را فاطمه زوار اباالفضلخون دل ما را که شده اشک عزایت
زهرا و حسین اند خریدار اباالفضلمگذار شود خشک دمی دیدة “میثم”
چشمی که بگریم به تو بسیار اباالفضل(غلامرضا سازگار)

متن نوحه عمو عباس از علی عبدالمالکی

تیری که از تجلّی تو پر درآوَرد
پس می‌رود ز پشت سرت سر درآوَردبا تکه تکه کردن جسم تو؛ کوفه خواست
از پا مرا ز داغ برادر درآورداو قصد آب داشت؛ وگرنه برادرم
با حمله‌ای دمار ز لشگر درآوَردتیری که خورده‌است به چشم تو عاقبت
سر از گلوی تشنه‌ی اصغر درآورداین هلهله ز کشتنت اصلاً عجیب نیست
لشگر جلوتر آمده؛ معجر درآوردزینب دوید قبل هجوم حرامیان
از پای بانوان؛ همه زیور درآوردپاشیده‌تر شوی چو بخواهد حسین؛ اگر
حتی همین که تیر ز پیکر درآورد(احسان محسنی فر)

متن عمو عباس نوحه

وقتی که بغض کوفه بنای جفا گذاشت
آمد عمود و سر به سرت بی هوا گذاشتچون ابرویت شکافت دگر چاره ای نماند
امّا دوباره تیر به چشمت چرا گذاشتبی دست آمدی به زمین صورتت شکست
پس درد عشق بر لب تو اخا گذاشتچندین هزار تیر تنت را نشانه رفت
تیری نبود که هدفش را خطا گذاشتشرم تو و ارادۀ حق پیش پای یار
مشکت جدا دو دست تو را هم جدا گذاشتآن جلوۀ عبوسیِ رویت بهم که ریخت
دشمن تو را بحال خود آیا رها گذاشتقبل از حسین پیکر تو شقّه شقّه شد
اول عدو به جسم علمدار پا گذاشتدستی که بود بوسه گه پنج مصطفی
یک نانجیب خنده کنان زیر پا گذاشتوقتی که خصم حکم تهاجم به خیمه داد
این کار را به عهدۀ یک بی حیا گذاشتاهل خیام دست به معجر شده، حسین
تا بر زمین ستون خیام ترا گذاشت**ای بهترین ذخیرۀ اربابِ بی کفن
ذُخرُ الحسین! نام تو را هم خدا گذاشتدریا اگر به مشک تو سقا وفا نکرد
دریایی از وفای تو را عشق جا گذاشتیاد حسین، آب روی آب ریختی
وقتی فرات تشنه لبان را رها گذاشت(محمود ژولیده)

متن نوحه عمو عباس بنی فاطمه

در بین این شب ها شب تو فرق دارد
چون بین ما اصلا تب تو فرق دارداز پرچمی که روی دوشت فخر میکرد
معلوم شد که منصب تو فرق داردمثل علی مرد خدا مرد دعایی
در سجده یارب یارب تو فرق داردعباسیون را به بصیرت می شناسند
آقا اصول مکتب تو فرق داردتو پیر عشقی میر عشاق الحسینی
با کل عالم مذهب تو فرق داردبا دست دادن عشق را اثبات کردی
طرز بیان مطلب تو فرق داردوقتی که زانو میزنی در پای محمل
یعنی رکاب زینب تو فرق دارددر دست هایت آب بود اما نخوردی
از تشنگی زخم لب تو فرق داردوقتی به تو آقا به نفسی انت را گفت
در آسمان جبرئیل فورا مرحبا گفت(سید پوریا هاشمی)

متن نوحه عباس عمو جانم من آب نمیخوام

«دست بر سینه رو به کرب و بلا
السلام علیک یا سقاقمر خانواده خورشید
صدقه دارد این قد و بالاپسر چهارمِ امیر حُنین
دست بر سینه بنی الزهراچشم و ابروی تو سپاه حسین
کاشف الکرب سید الشهداسیزده ساله فاتح صفین
سومین بچهْ شیرِ، شیرِ خداارمنی‌ها مُرید نام تواند
شاهدم سفره‌های تاسوعانامِ تو هم ردیف یا فَتّاح
چشمهایت مُفَرِّجُ الغَمّاءتو که هستی، حسین هم آخر
شد پناهنده بر تو عاشوراسایبانِ مُخَدّراتِ حرم
پشتْ گرمیِّ زینب کُبریإعطِنی یا کریم، انا سائل
مستجیرٌ بِکَ ابوفاضلدست گیرِ همه خدایِ ادب
دست پرورده امیر عربنسلْ در نسلْ خاک پایِ توایم
به تو دادیم دلْ نَسَبْ به نسبْسفره ات بهر سائلان پهن است
صورتت شیر و خالِ تو، چو رطب

می‌کند زنده یاد حیدر را
چین پیشانی ات به وقت غضباسدالله کربلا، عباس
بِنِشین با وقار بر مرکبقد کشیدی همینکه روی اسب
لشکر کوفیان کشید عقب

می‌شود روضه را تجسم کرد
با کمی فکر، رویِ این مطلبتا تو بودی سفر به خیر گذشت‌
ای نگهبان محمل زینبتا تو بودی رباب اصغر داشت
غرق بوسه سپیدی غب غبتا تو بودی ندید یک مادر
طفلش از تشنگی کند لب لبتا تو بودی رقیه معجر داشت
روی دوش تو خواب بود هر شبتا تو بودی کسی اجازه نداشت
بزند چوب خیزران بر لبرفتی بر غرور‌ها برخورد
دست نامحرمان به معجر خوردوای از لحظه‌ای که غوغا شد
رفتی و در خیام بلوا شددختری مشک آب دستت داد
بر دعا دست عمه بالا شدسایه ات بین نخل‌ها گم شد
پسر فاطمه چه تنها شدتا رسیدی کنار نهر فرات
علقمه در مقابلت پا شدتا قیامت خجل ز لبهایت
خنکی‌های آب دریا شدجانب خیمه راه افتادی
فکر و ذکرت لبان آقا شددر کمینت چهار هزار نفر
تیر‌ها در کمان مهیّا شدقدُّ و بالات کار دستت داد
چند صد تیر در تنت جا شدبی هوا دستِ راستت افتاد
دست چپ هم شکارِ اعدا شدحرمله در شکارِ چشم آمد
هدفش چشم‌های شهلا شدنوکِ تیر از سرِ تو بیرون زد
تا پرش بین دیده ات جا شدخواستی تیر را برون بکِشی
گردنت خم به سوی پا‌ها شداز سرِ تو کلاه خود افتاد
یک نفر با عمود پیدا شدآنچنان ضربه زد به فرقِ سرت
تا سر چینِ ابرویت وا شدوای بی دست بر زمین خوردی
سجده گاه تو خاکِ صحرا شدتیرهایِ کمی فرو رفته
خوب بر جسمِ اطهرت جا شدبعدِ سی سال یا اخا گفتی
عاقبت مادر تو زهرا شددورتر از تنت حسین افتاد
همه دیدند قامتش تا شدگفت: عباس خیز و کاری کن
رویِ لشگر به خواهرم وا شددَمِ خیمه زمان غارت‌ها
سرِ یک گوشواره دعوا شدسند ارث بُردن از زهرا
با کف پا به چادر امضا شدپاسخ اَیْنَ عمّیَ العباس
سیلی چند بی سر و پا شد…»«قاسم نعمتی»

متن نوحه عباس عمو جانم من آب نمیخوام

«وقتی گدایی را پناهی نیست دیگر
جز کوچه‌ی چشم تو راهی نیست دیگرجز تو به حاجت‌ها الهی نیست دیگر
این جذبه‌ها خواهی نخواهی نیست دیگرتو شمعی و گرمای تو پروانه پرورمشکت به دوشت بود و اشکم را گرفتی
ماهی و از خورشید هم غم را گرفتیبی شک یداللهی که پرچم را گرفتی
دادی دو دستت را دو عالم را گرفتیتا که بریزی زیر پای شاه بی سرآمد سکینه از عمویش خواهشی داشت
اشکش شبیه دست گرمش لرزشی داشت‌ای مرد طوفانی نگاهت بارشی داشت
کم کم که موج سینه ات آرامشی داشتدر فکر دریا رفتی و لب‌های اصغرگفتی به آقایت که خون است آخر کار
لیلای من فصل جنون است آخر کارانا الیه راجعون است آخر کار
حالا که می‌دانم که، چون است آخر کاراول به دستم تیغ می‌دادی برادراز تشنگی گرچه نگاهت تیره می‌شد.
اما همین که سمت لشگر خیره می‌شدبا تار و مار تیر مژگان چیره می‌شد
این منزلت باید برایت سیره می‌شدتا که کسی چشمش نیفتد سوی خواهرشق القمر شد که سرت بر شانه افتاد
انگار از تاج اناری دانه افتاداز روی اسبت پیکرت مردانه افتاد
تیر سه پر در چشم پر پیمانه افتادبا صورتت افتاده‌ای بر پای مادر‌
ای کاش چشم درهمت درهم نمی‌شدپشت حسین و خواهر تو خم نمی‌شد
دیگر به معجر‌ها گره محکم نمی‌شدگیسوی سرخت روی نی پرچم نمی‌شد‌
می‌ماند اگر دست علم گیرت به پیکر…»«محمد امین سبکبار»

متن نوحه عباس عمو جان

«ذکـرِ لاحـول ولا قـوه الا باالله‌
می‌کند بدرقه یِ راهت اباعبداللهتو امـیدِ حـرمِ فاطمـیـونی آری
همه یِ عشقِ منی باید عَلَم برداریمشک برداشته باذکرِ مدد فاطمه رفت
پسرِ صف شکنِ شیرِ خدا علقمه رفتصف به صف می‌شکند لشکرِ روباهان را
اسـدالله به چـَنگ آوَرَد این میـدان راقول داده به سکینه… به رقیه… به حسین
وَ نَدارد نشدی حرفِ علـمگیر حسینقبرِ خود کَنده اگر هر که بیاید طرفش
او رسید علقمـه یا علقمـه آمد طرفشآب می‌خواست خودش را به لبِ او بزند
مـَرهـَمی بر جگرِ داغ و تبِ او بزندجهشی کرد و کفِ دستِ اباالفضل نشست
دست‌ها شـُل شد و افتاد و دلِ ماه شکستیاد لبـهـایِ گلِ فاطـمه بی تابش کرد
یادِ آن غنچه که از تشنگی و غم غش کردبا خودش زمزمه می‌کرد و مناجات و دعا
دیگر این دست می‌آید به چه کارِ سقا؟!دستِ من خیس شده دستِ رقیه خشک است
بهتر این است که برگردم از اینجا بی دستیادش افتاد نـظـر کرده به آبِ دریا
گفت: جا دارد اگر من بدهم چشمم راذکرِ یاحـیدرِ او داغِ دلِ صحرا شد
گـُرز آمد سـرِ او مثلِ سرِ مولا شدسرِ عباس شبـیهِ سرِ بابا شده بود
فرقِ سر تا دمِ اَبرویِ عمو وا شده بودبسته شد دیده یِ ماه و کمرِ شاه شکست
چند باری پسرِ فاطـمه در راه نشست

می‌گذارد به رویِ چشمِ تَرَش قرآن را…
یا که بوسه زده با گـریه به دستِ سقاپسرِ فاطمه از زندگی اش سیر شده
شیر را روی زمین دیده زمین گیر شدهزینب آمـاده یِ دورانِ اسارت می‌شد
عمو افتاد و به ارباب جسارت می‌شدبه زمین خوردنِ ارباب کـرم خندیدند
عمو افتاده و می‌سوخت حرم… خندیدندنفسِ عمـّه یِ سادات شده تنگ چرا؟!
گوشواره بِبَر اما… بی حیا چنگ چرا؟!سرِ سـاقـیِ حـرم بر رویِ نِی پهلو زد
ندبه خوان عمه شد و به محملش اَبرو زد»«حسین ایمانی»

متن نوحه عمو عمو عباس عموی خوبم

بیایدبریم زیارت حرم سقای تشنه لب
شوربگیریم همه زیر علم سقای تشنه لب
فیض بگیریم ازحرم و کرم سقای تشنه لبدوباره ابالفضل پای روضه های تو دم میگیرم
دوباره باذکر ابوفاضل شوروماتم میگیرم
ذکرلب اهل حرم عموووو
آب به خیمه نرسید به فدای سرتبیاید بریم کرببلا حرم تک یل ام البنین
توی حرم گریه کنیم به یاد تک یل ام البنین
میخوام بخونم براتون روضه تک یل ام البنینبمیرم برای پسر حیدرامیرالمومنین
آقام ازروی اسب باصورت افتاده برروی زمین
رقیه توخیمه میگه عمووووو
آب به خیمه نرسید….بیایدبریم کرببلا حس کنیم عطرگل یاس و
بیاید بریم کرببلا حس کنیم ؛شور واحساس و
بیایدبریم کرببلا ببینیم، کف العباس ومیخواست آب بیاره نانجیبادستاشو بریدن
مشکو پر زآب کرد اما گرگا مشکشو دریدن
سکینه باگریه میگه عموووو
آب به خیمه نرسید…..بیایدعزاداری کنیم کربلا قحطی آبه
اونیکه خونجگرتره ازهمه بی بی رُ بابه
آخه روی دست پدراصغرش خیلی بیتابهغریبی ِ ارباب دل اهل حرم و کباب کرد
باتیرسه شعبه حرمله اصغرش و سیراب کرد
صدای گریه علی عموووو
آب به خیمه نرسید…..

متن کامل نوحه عمو عباس

سبزی بیار سیر بیار
سیب و سماق گیر بیارسنجد و سرکه پیدا کن
در وسط سفره گذاروقتی که گوید آن عمو
آی سمنو آی سمنوصداش بزن بیاد جلو
کاسه بده بخر از اوماهی و آرد و آب و شیر
سبزه و گل نون و پنیرشمع و گلاب خوب بیار
هر چه که لازمه بیارسفره بینداز به زمین
تمام چیز هفت سینظرف به ظرف پیش هم
درست و پاکیزه بچینتا به خوشی سال دگر
به شادی و بی‌دردسرآسوده زندگی کنی
از غم و غصه بی‌خبرسروده‌ی عباس یمینی‌شریف

متن عمو عباس نوحه

کودک من، بهارمن
مایه‌ی افتخار من،
عیدت مبارک
کودک مهربان من،
بلبل خوش‌زبان من،
عیدت مبارک
ای گل خوب‌روی من،
طوطی قصه‌گوی من،
عیدت مبارک
کودک من، امید من،
بخت خوش سفید من،
عیدت مبارکسروده‌ی محمود کیانوش

متن نوحه عمو عمو عباس عموی خوبم

بر شاخه شکوفه
خوش چشم باز کرده،
گنجشک در کنارش
آواز ساز کرده:
فصل بهار این است
او دایه‌ی زمین است
خورشید رنگ و بویی
دیگر به باغ داده،‌
از گل به دست شاخه
صد چلچراغ داده:
فصل بهار این است،
او دایه‌ی زمین است.
تا آن هوای وحشی
آرام و نرم گشته،
قلب زمین دوباره
پر شور و گرم گشته:
فصل بهار این است،
او دایه‌ی زمین است.
آورده از سر کوه
باد ابر و ابر باران،
داده عجب صفایی
باران به کشتزاران
فصل بهار این است،
او دایه‌ی زمین است.
خاموشی و سیاهی
از خاک و آب رفته؛آواز و روشنایی
تا آفتاب رفته:
فصل بهار این است،
او دایه‌ی زمین است.سروده‌ی محمود کیانوش

متن عمو عباس نوحه

بهار و عید نوروزکلاغه روی دیوارصدا میکرد قار و قارمی گفت خبر خبرداراومده فصل بهارهوا شده پاک پاکسبزه در اومد از خاکبرفها دیگه آب شدنچشمه ها پر آب شدنبهار و عید نوروزآمده اند از امروزبا سبدای پرگلبا لاله و با سنبلدر این بهار زیبادنیا شده با صفا

متن نوحه عمو عباس بی تو

لباس نو می‌پوشیم
می‌ریم به دید و بازدید
مگر خبر نداری
دوباره عید شده، عید
دلخوری‌ها، غصه‌ها
پر می‌کشن، دود می‌شن
اخم‌ها و دشمنی‌ها
با بوسه نابود می‌شن
خنده و ماچ و عیدی
بهتر از این نمی‌شه
کاش نره عید نوروز
این‌جا باشه همیشهمصطفی رحماندوست

متن نوحه عمو عمو عباس عموی خوبم

عید نوروز با مامان و بابااز توی یک مغازه ، بابا ، بازم قرارهبرای هفت سینِ عید ، شیرینی بیارهمامانِ مهربونم ، امسال بازم دوبارهبرای عیدِ نوروز ، سفره می ذارهسنجد و سیب و سرکه ، کنارِ سیر و سبزهبا سمنو و سماق ، به یادِ ما میارهبعد از گذشتِ یک سال ، بازم بهارهتعطیلاتِ نوروزی کنارِ مامان ، بابا ، چه کیفی داره

متن کامل نوحه عمو عباس

سبزه بیار سیر بیارسیب و سماق گیر بیارسنجد و سرکه پیدا کندر وسط سفره گذاروقتی که گوید آن عموآی سمنو آی سمنوصداش بزن بیاد جلوکاسه بده بخر ازوماهی و آردو آب وشیرسبزه و گل، نان و پنیرشمع و گلاب، خوب بیارهرچیزی لازمه بیارسفره بینداز به زمینتمام سین ها رو بچینکاسه به کاسه ظرف به ظرفدرست و پاکیزه بچینتا با خوشی سال دگربا شادی و بی دردسرآسوده زندگی کنیاز غم و غصه بی خبر

متن نوحه عمو عمو عباس عموی خوبم

شمعشمع هستم و پر نورمبا شادی ها پرنورممن میشینم کنارتونتا روشن بشه دلاتونعید شما مبارک(۲)

متن نوحه فقط عموعباس نبینه

ماهیتو تنگ کوچک خودمن ماهی رنگی امبالا و پایین میرمبا پولکهای قشنگعید شما مبارک(۲)

متن نوحه عباس عمو جان

سیباسم شریف من سیبخوشمزه بی رقیبای آقای زمستونمن اومدم به میدوننزدیک عید نوروزبا طبل حاجی فیروزعید شما مبارک

متن نوحه عباس عمو جان

سیرمن سیر مو لذیذمیک کمی تند وتیزمنزدیک عید نوروزبا طبل حاجی فیروزعید شما مبارک

متن نوحه عمو عباس بی تو

سکه:من سکه ام چه زیبازینت جیب بابابا افتخار نوروزمی شم فراری یک روزنزدیک عید نوروزبا طبل حاجی فیروزعید شما مبارک(۲)

متن نوحه عمو عمو عباس عموی خوبم

نوروزلباس نو می پوشیممی ریم به دید و بازدیدمگر خبر نداریدوباره عید شده ، عیددلخوری ها ، غصه هاپر می کشن ، دود می شناخم ها و دشمنی هابا بوسه نابود می شنخنده و ماچ و عیدیبهتر از این نمی شهکاش نره عید نوروزاین جا باشه همیشهمصطفی رحماندوست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *