متن ظلم پدر به فرزند

متن ظلم پدر به فرزند

عدل چِه‌بود، وضع اندر موضعش
ظلم چِه‌بود، وضع در ناموضعشعدل چِه‌بود، آب ده اشجار را
ظلم چِه‌بود، آب دادن خار را
مولانا

متن ظلم پدر به فرزند

متن ظلم پدر به فرزند

عدل کن، عدل که گفتند حکیمان جهان
مملکت بی‌مدد عدل نماند بر جای
ملک الشعرای بهار

متن ظلم پدر به فرزند

شاه را بِه بود از طاعت صد ساله و زهد
قدر یک ساعته عمری که در او داد کند
حافظ شیرازی

متن ظلم پدر به فرزند

عدالت کن که در عدل آن‌چه یک ساعت به دست آید
میسَر نیست در هفتاد سال اهل عبادت را
صائب

متن ظلم پدر به فرزند

دل‌ها گرفته، آسمان ابریست
آسمان می‌نالد، می‌گیرد. دل‌ها را می‌بیند.
اما …. وای از این نامردمان، به ظاهر انسان، وای از این اشرف مخلوقات!
کیست که فریاد را دهد پاسخ؟؟
سعید حسین زاده

متن ظلم پدر به فرزند

آشیان من بیچاره اگر سوخت چه باک / فکر ویران شدن خانه صیاد کنید
شمع اگر کشته شد از یاد مدارید عجب / یاد پروانه هستی شده بر باد کنید
بیستون بر سر راه است مباد از شیرین / خبری گفته و غمگین دل فرهاد کنید
جور و بیداد کند عمر جوانان کوتاه / ای بزرگان وطن بهر خدا داد کنید
ملک الشعرای بهار

متن ظلم پدر به فرزند

به راستی؛ ای کاش جنون‌شان را حقیقت نام بود یا وفاداری و یا عدالت؛ اما دریغ که فضیلت‌شان در خدمت دراز زیستن و آسودگی نکبت‌بار است.
فریدریش نیچه (فیلسوف، شاعر و آهنگساز)

متن ظلم پدر به فرزند

زیانی که از بیان حقی متوجه من گردد، به مراتب مرا گوارا و دلپذیرتر است تا آن که پنهان کردن مطلبی، ضرری به حقی برساند.
لودویگ فان بتهوون (موسیقی دان)

متن ظلم پدر به فرزند

هیچ چیز ترسناک‌‌تر و شرم‌آورتر از این نیست كه چوپان برای پاس داشتن گله‌، سگ‌های بی‌تربیتی نگاه دارد كه به سبب نابسامانی یا گرسنگی یا هرزگی، آماده‌ی آزار گوسفندان باشند و به جای صفت سگ، صفت گرگ از خود نشان دهند.افلاطون (فیلسوف)

متن ظلم پدر به فرزند

بدی کردن خواه با دوست و خواه با دیگران، کار آدم دادگر نیست؛ بلکه کار شخص ستمگر است.
افلاطون (فیلسوف)

متن ظلم پدر به فرزند

باید انسان بودن، پاک بودن، مسئول بودن و در اندیشه سرنوشت دیگران بودن، وظیفه باشد.
بالاتر از آن صفت آدمی باشد، باز هم بالاتر، وجود آدمی باشد.
دکتر علی شریعتی

متن ظلم پدر به فرزند

عدالت و قدرت باید در کنار یکدیگر باشند تا هر چیزی که عادلانه است قدرتمند باشد و هر چیزی که قدرتمند است، عادلانه باشد.
بلز پاسکال (ریاضی‌دان و فیزیکدان)

متن ظلم پدر به فرزند

من طرح حقیقت هستم، مهم نیست چه کسی آن را می‌گوید. من طرف عدالت هستم، مهم نیست برای چه کسی یا علیه چه کسی است.
مالکوم ایکس (فعال سیاه پوستان)

متن ظلم پدر به فرزند

هیچ چیز در دنیا به اندازه بی‌عدالتی، به وضوح احساس و درک نمی‌شود.
چارلز دیکنز (نویسنده)

متن ظلم پدر به فرزند

جنگ چنان بی عدالتی است که همه آن هایی که آن را به راه می اندازند، می بایست صدای وجدان را در درون خود خفه کرده باشند.
لئو تولستوی (نویسنده)

متن ظلم پدر به فرزند

تا زمانی که توده مردم برای بهبود حال یکدیگر احساس مسئولیت نکنند، عدالت اجتماعی تحقق نمی یابد.
هلن کلر (نویسنده)

متن ظلم پدر به فرزند

انسانی که با اجتماع تکامل پیدا کرده باشد، از همه جانوران بهتر است و اگر بدون قانون و عدالت زندگی کند، خطرناک‌ترین جانور است.
ارسطو (فیلسوف)

متن ظلم پدر به فرزند

وقتی انسان ببری را بکشد، نامش را تمرین مردانگی می‌گذارند. ولی وقتی ببری انسان را بدرد، نام این کار را توحش و آدمخواری می‌نهند؛
تفاوت جنایت و عدالت هم در قاموس بشر از این بیشتر نیست.
جرج برنارد شاو (نمایش نامه‌نویس و منتقد ادبی)

متن ظلم پدر به فرزند

عدالت قابل تربیت نیست. هر کاری که انجام دهیم، نتیجه آن را می‌بینیم و خطاهایی که از ما سر می‌زند، تازیانه‌ای را به وجود می‌آورد که با آن مجازات می‌شویم.
ویلیام شکسپیر (نمایشنامه‌نویس)

متن ظلم پدر به فرزند

نام عدل هم نمی‌دانستند، اگر این بی‌عدالتی‌ها نمی‌بود.
هراکلیتوس(فیلسوف)

متن ظلم پدر به فرزند

اگر راستی را پیش آهنگ بپنداریم، قابل تصور نیست که کاروانی از ستم و تبهکاری در پی آن روان یابیم.
افلاطون (فیلسوف)

متن ظلم پدر به فرزند

کامل‌ترین نوع بی‌عدالتی آن است که عادل به نظر برسیم، در حالی که عادل نیستیم.
افلاطون (فیلسوف)

متن ظلم پدر به فرزند

تا زمانی که توده مردم برای بهبود حال یکدیگر احساس مسئولیت نکنند، عدالت اجتماعی تحقق نمی‌یابد.
هلن کلر (نویسنده)

متن ظلم پدر به فرزند

فراموشی، در عین حال بی عدالتی مطلق و آسایش مطلق است.میلان کوندرا

متن ظلم پدر به فرزند

عدالت انتظار پاداش ندارد، بلکه خود عمل دارای زیبایی و سرور است.موریس مترلینک

متن ظلم پدر به فرزند

وقتی انسان ببری را بکشد، نامش را تمرین مردانگی می گذارند. ولی وقتی ببری انسان را بدرد، نام این کار را توحش و آدمخواری می نهند؛ تفاوت جنایت و عدالت هم در قاموس بشر از این بیشتر نیست.جرج برنارد شاو

متن ظلم پدر به فرزند

باید آزادی را همراه عدالت انتخاب کرد؛ یکی بدون دیگری بی معناست. اگر کسی نان شما را بگیرد آزادی شما را هم گرفته است و اگر کسی آزادی شما را برباید مطمئن باشید که که نان شما نیز در معرض تهدید است.آلبر کامو

متن ظلم پدر به فرزند

براستی؛ ای کاش جنون شان را حقیقت نام بود، یا وفاداری و یا عدالت؛ اما دریغ که فضیلت شان در خدمت دراز زیستن و آسودگی نکبت بار است.فریدریش نیچه

متن ظلم پدر به فرزند

کامل ترین نوع بی عدالتی آن است که عادل به نظر برسیم، در حالی که عادل نیستیم.افلاطون

متن ظلم پدر به فرزند

جنبش تساوی خواهی زنان موجب می گردد که زن از زنانه ترین غرایز خود دور شود.فریدریش نیچه

متن ظلم پدر به فرزند

انسانی که با اجتماع تکامل پیدا کرده باشد، از همه جانوران بهتر است و اگر بدون قانون و عدالت زندگی کند، خطرناکترین جانور است.ارسطو

متن ظلم پدر به فرزند

من اغلب نادانسته به همه چیز شک می کنم، اغلب در جست و جوی خط مستقیمی هستم که با هستی من برابری کند و آن را مستقیم در اندیشه و آرمانم درک کنم، فاصله های کمتر کوتاه میان دو نقطه.فرناندو پسوآ

متن ظلم پدر به فرزند

اجحاف نکردن و آسیب نرساندن به دیگران برای رسیدن به برابری، ریشه و بنیاد جامعه است، اما این خواست نفی زندگی است؛ چون زندگی بهره کشیدن از دیگران است که ناتوان ترند.فریدریش نیچه

متن ظلم پدر به فرزند

تا زمانی که توده مردم برای بهبود حال یکدیگر احساس مسئولیت نکنند، عدالت اجتماعی تحقق نمی یابد.هلن کلر

متن ظلم پدر به فرزند

در جهان ذهن، ما ارواحی جدا از جسم و آزاد از قانون و عسرت و اضطراب هستیم. بنابراین در زمین مسرتی وجود ندارد که با آنچه ذهنی والا و پرثمر در لحظه ای فرخنده در خود می یابد برابری کند.آرتور شوپنهاور

متن ظلم پدر به فرزند

یک فرد هر چقدر هم که باهوش باشد، مشکل است که به تنهایی بتواند با تمام استعدادهای یک گروه کارآمد برابری کند.آنتونی رابینز

متن ظلم پدر به فرزند

از قمار دوری کن؛ زیرا قمار بازی کار شیطان، کودک حرص و آز، برادر بی عدالتی و بالاخره پدر فرومایگی است.جرج واشنگتن

متن ظلم پدر به فرزند

جنگ چنان بی عدالتی ای است که همه ی آنهایی که آن را به راه می اندازند، می بایست صدای وجدان را در درون خود خفه کرده باشند.لئو تولستوی

متن ظلم پدر به فرزند

چون مردم کمتر متوجه سعادت هستند، بدبختی ها بیشتر نمایان است. [ آنها ] ستم و ستمگری را عادی فرض می کنند و سعادت و عدالت را جزء اتفاقات می پندارند.موریس مترلینک

متن ظلم پدر به فرزند

اگر انسان، کسی را جز به عمد بکُشد، این خطا کوچکتر از آن است که او را در جستار زیبایی و نیکی و دادگری و قانون فریب دهد.افلاطون

متن ظلم پدر به فرزند

مادر! تو جانانه جام بلای ما را نوشیدی و لباس رنج و محنت ما را پوشیدی.اینک، حریر محبت فرزندانت را بپوش و شربت شهد عشق آنان را بنوش.مادرم، در گرامیداشت روزت زیباترین ستاره سپاس را به پاس پاسداری بی کرانت از ما، بر آسمان پرمهرت می آویزیم.

متن ظلم پدر به فرزند

از تمام دلتنگی ها ، از اشک ها و شکایت ها که بگذریمباید اعتراف کنم مادرم که میخندد خوشبختم !و چه تاثیر دلنشینی دارد” غصه نخور ، درست میشود ” گفتن های مادر ،اثرش را هزار قرص آرامبخش قوی ندارد

متن ظلم پدر به فرزند

بر قبلہ گاه دستان زنی سجده میکنم کہ چشمه های باورم به تقدس راستینش ایمان آوردند.از روزی کہ بهشت فرش قدمهایش شد و نامش بر عرش کبریایی مادر نام گرفت….

متن ظلم پدر به فرزند

وقتی مادر باشی باید مثل شیر قوی باشی…محکم باشی…مواظب بچه هات باشی…و تنهایی بچه رو به دندون بگیری و ازش محافظت کنی…از اونجایی که خیلی از کارها رو باید به تنهایی انجام بدم…و خودمم همیشه شخصیت مستقلی دارم…و از وابستگی به دیگری …چه آشنا چه غریبه…تو انجام هر کاری…فراری ام…(هر چند گاهی هم کم میارم)…تماما حس ماده شیری رو دارم که تو یه مرتع وحشی…هم باید هوای خودش رو داشته باشه هم حواسش به بچه هاش باشه…

متن ظلم پدر به فرزند

همینطور که مادرمون تک و تنها توی هال نشسته
و رنجور از بی توجهیه،
ما از اتاق واسه دوستامون تایپ میکنیم
“روزت مبارک شمع زندگی من، مادر”

متن ظلم پدر به فرزند

شناسنامه رو بی خیال!
محلِ تولد من، آغوش گرم و پر محبت توئه مـــــادر …

متن ظلم پدر به فرزند

مادر است چشم و چـــــراغ زندگی مادر است سرچشــــــمه آزادگیمادر است تصویر عشق و عاشقان مادر است نقـــــــــش بلند جاودانمادر است مقصــود هست و بود ما مادر است بالاترین موجــــــــودِ مامادر است آمـــــــــــــوزگار معرفت مادر است یک عالمـــی از موهبتمادر است در مهــــــربانی بی مثل مادر است مهــر و وفایش یک بغل

متن ظلم پدر به فرزند

بعضی وقتا دروغ خوبه!
به مادر کم طاقت باید دروغ گفت:
باید بهش بگی حالم خوبه
غذا خوبه
هوا خوبه
دلمون خوشه
وقتی مادر خوب باشه یعنی همه چیز خوبه …

متن ظلم پدر به فرزند

مادری دارم برایش بی امان تب میکنم
خانه را بی وقفه از عشقش مرتب میکنم
تا شود روزی نصیبش یک داماد خوش تراش
نیمه شب ها بر سر سجاده ”یا رب” میکنم

متن ظلم پدر به فرزند

مادر، بوسه بر دستان خسته تو جانم را زنده می کندو دیدار تو عشق را در دلم به ارمغان می آورد.

متن ظلم پدر به فرزند

زیباترین کلمه برلب های بشریت کلمه«مادر» وزیبا ترین آوا،
آوای«مادرم» است.این کلمه آکنده از عشق و امید است،
کلمه شیرین و مهر انگیز که از اعماق قلب بر می خیزد
وزیبائی است.مادر همه چیز ماست
مادر آن روح جاودانی است که
لبریز از عشق و
زیبائی است

متن ظلم پدر به فرزند

سرم را نه ظلم خم میکند و نه ترس!
سرم فقط برای بوسیدن دست های تو خم میشود مادر…

متن ظلم پدر به فرزند

میون ترانه هام نوشتم نامت را
نوشتم نامت را با بغض با گریه های دور نوشتمت ،نوشتمت ترانه خوان شعر هایم
نوشتمت با کلماتم نام زیبایت را
و بر هر شاخه ی گل یاس بازمی نویسم
دوستت دارم

متن ظلم پدر به فرزند

میدونی دلتنگی یعنی چی؟
دلتنگی یعنی اینکه بشینی به خاطراتت با مادرت فکر کنی
اونوقت یه لبخند بیاد رو لبت ولی چند لحظه بعد…
شوری اشکهای لعنتی، شیرینی اون خاطره ها رو از یادت ببرند.

متن ظلم پدر به فرزند

تنها بهانه ام برای روزهای زرد و خیس
نگاه خدا و دست های تو بود

متن ظلم پدر به فرزند

رمز من و عشق، نام زیبایت بود
جنت، فرشی به زیر پاهایت بود
روزی که تو را شناخت ناباوری ام
افسوس که زندگی منهایت بود

متن ظلم پدر به فرزند

 نبودنِ تــو
فقط نبودنِ تو نیست
نبودنِ خیلی چیزهاست…
کلاه روی سَرمان نمی‌ایستد!
شعر نمی‌چسبد…
پول در جیب‌مان دوام نمی‌آورد!
نمک از نان رفته!!!
خنکی از آب………….
” ما بی‌تو فقیر شده‌ایم ” مادر….

متن ظلم پدر به فرزند

مهم نیست در چه سنی باشم ،
هر زمان چیز جدید یاد میگیرم دلم میخواهد فریاد بزنم :
مامان بیا نگاه کن !

متن ظلم پدر به فرزند

چشم من بیا من رو یاری بکن
گونه‌هام خشکیده شد کاری بکن
غیر گریه مگه کاری می‌شه کرد
کاری از ما نمیاد زاری بکن
اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد
تا قیامت دل من گریه می‌خواد

متن ظلم پدر به فرزند

آسمانی پر از ستاره، دشتی پر از گل،
تقدیم به آنی که بهشت زیر پایش جا دارد
به مادرم…
که مهرش تا ابد در دلم جای دارد.

متن ظلم پدر به فرزند

 امروز با شاخه گلی سرخ ودستانی لرزان به دیدارت می آیم
این اشک های من از سردلتنگی است
دلتنگی برای بوسه زدن بر دستهای مهربانت
کاش بودی…امروز دلم آتش گرفت ودوباره جای خالیت را حس کردم
می دانم جای تو خوب است
وفرشته های آسمان امروز را برایت جشن می گیرندآخر میدانم که بهشت زیر پای توست….
کاش فقط امروز نگاهت را داشتم
خدایا کاش فقط یک بار دیگر
آغوشش را داشتم

متن ظلم پدر به فرزند

ادعای عشق میکنیم و فراموش کرده ایم رنگ چشم های مــــــــــــادرمان را . . .
به سلامتیشون …

متن ظلم پدر به فرزند

مادر ای لطیف ترین گل بوستان هستی
تو شگفتی خلقتی
تو لبریز عظمتی
تو را دوست دارم و می ستایمت!

متن ظلم پدر به فرزند

من به عشق در یک نگاه اعتقاد دارم
چون در اولین نگاه زندگیم مادرم رو دیدم !

متن ظلم پدر به فرزند

در رحم مادر خداوند بچه را در آبی بسیار شور قرار داده تا جسمش تمیز بماند و مادر سنگینی بچه را کمتر احساس کند و خداوند روزی جنین را از طریق بند ناف که به مادر وصل است به او میرساند…، پس اگر مادر در غذا خوردن کوتاهی کند… از غذای جنین چیزی کم نمیشود…. بخاطر وجود غده هایی که با گرفتن مواد لازم از دندانها و استخوان مادر غذای جنین را تأمین میکند و به همین دلیل است که مادران با پیشروی در سن، دندان و پا و زانو درد میگیرند، و در آخر میگویند: زن زودتر از مرد پیر میشود…!اگه آدما بدونن که مادرشون بخاطر اونا استخونش آب میشده واقعا میمونن که چجوری قدردانی کنن!!! خداوندا از تو بهشتی میخواهم برای کسی که مرا به دنیا آورد…

متن ظلم پدر به فرزند

زن عشق زايد وتو برايش نام انتخاب ميكنی!!او درد ميكشد وتو نگران از اينكه بچه دختر نباشد!!!او بيخوابی ميكشد وتو خواب حوريان بهشت ميبينی!او مادر ميشود وهمه جا ميپرسند نام پدر!…

متن ظلم پدر به فرزند

مادرم…مادرم مدرک پزشکی ندارد؛ ولی دستهایش کاری میکنند که هزار قرص و دوا نمیکند…شماره نظام مهندسی ندارد؛ ولی از منِ ویرانه با حرف هایش یک آدم نو می سازد…نقاش نیست؛ ولی با یک کلام لبخندی روی لبهایم میکشد که هزار نقاش از پسش بر نمی آیند…ندیده ام توی استدیو ضبط صدا وقت بگذراند، ولی آهنگِ صدایش از هر موسیقی گوش نواز تر است…مادرم سر آشپز و رستوران دار نیست؛ ولی عطرِ و طعم غذاهایش هوش از سر میپراند…بهشت را زیر پایش ندیدم، ولی شک ندارم بهشت زیر پایش نیست…بهشت نعمتِ وجودش است…

متن ظلم پدر به فرزند

نفرین و آرزوی مرگ برای دیگران داشتنبذر سیاه نا آرامی و آشفتگی را در وجودمان پرورش میدهدو آسودگی را برایمان بی رنگ میکندما به دعای هم محتاجیم،نه به نفرین و لعن

متن ظلم پدر به فرزند

به سلامتی خودم که وقتی یتیم شدمتو مدرسه نذاشتم کسی بفهمه چون از ترحم متنفر بودم و هستم

متن ظلم پدر به فرزند

هر کس مرا میبیند…تو را نفرین میکند!

متن ظلم پدر به فرزند

تو متفاوت بودی و متنفر از تکرارتقصیر از من بود که مدام دوستت داشتم

متن ظلم پدر به فرزند

اشکم را که دیدی گفتی:خدا نفسش را بگیرد که اشکت را درآوردهمن با آن دل شکستهدلم نیامد نفریـن کنم !تو چطور خودت را نفرین کردی؟

متن ظلم پدر به فرزند

بعضیا باهات کاری میکنن که وقتی یادت میاد چه لطفایی در حقشون کردیاز خودت و همه کارات متنفر میشی

متن ظلم پدر به فرزند

از هر دستی بِدیمی گیری از همون دستاین نِفرین مَن نیستبازئ زمونه ستاگه به دستت دلی شکستبه دست یسی دلت خواهد شکست

متن ظلم پدر به فرزند

وقتی کسی رو دوست داری هیچ وقت تنهاش نمیذاریحتی اگر ازش متنفر باشی

متن ظلم پدر به فرزند

خیالت راحتنفرین هایم نمی گیردنفرین باید از ته دل باشددل شکسته که ته ندارد

متن ظلم پدر به فرزند

دلم میخواهد تنها باشمو در تنهایی خودم آنقدر بخوانم که تمام شومآنقدر در جمع بوده ام که دیگر متنفر شده اممن و تنهاییم بدون تن ها راحتیم

متن ظلم پدر به فرزند

نفرین به وفاداریتای دوست که با من ؛پیمان سر پیمان شکنیبستی و رفتی …..

متن ظلم پدر به فرزند

تو باعث شدی که از همه متنفر بشم اما خودتهمچنان عشقم هستی

متن ظلم پدر به فرزند

عشق یعنیجای نفرین با دعا یادش کنیخانه اش آباد!دلداری که یارش را فروخت

متن ظلم پدر به فرزند

گربه با نگاه کردن به ماهی داخل آب به خود می گویدای کاش از آب متنفر نبودم

متن ظلم پدر به فرزند

امیدوارم هر جا که میروی،یه نفر مثل خودت سر راهت باشهبنگر که برای تو دعاستبا نفرین!

متن ظلم پدر به فرزند

تنها دلیل که باعث میشود یک نفر از تو متنفر باشداین است که می خواهد دقیقاً مثل تو باشد

متن ظلم پدر به فرزند

خدایا نفرین نمیکنمولی هر کی هر کاری با من وزندگیم کردتو همین دنیا تو با اون و زندگیشبکن …..!

متن ظلم پدر به فرزند

شکسته شدم از روزی که تو را نداشتممجنون تر شدم که مرا میخواستیپریشان تر شدم که عاشقت بوداز خودم متنفر شدم که به تو نگفتم و تو رفته بودی

متن ظلم پدر به فرزند

شادی را هدیه کن به کسانی که آن را از تو گرفتند
عشق بورز به آنها که دلت را شکستند
دعا کن برای آنها که نفرینت کردند
درخت باش بر غم تبرها
بهار شو بخند که خدا هنوز آن بالا با ماست

متن ظلم پدر به فرزند

تاریکی اتاقم شکسته می شود با نوری ضعیفلرزشی روی میز کنار تختم میفتداز این صدا متنفر بودم اما چشم هایم را میمالم تا لود شودآرزو می کنم کاش تو باشیسکوت می کنم ، آرزوی بی جایی بود

متن ظلم پدر به فرزند

اگر خواستی یکی رو خورد کنیازش متنفر نباشنسبت بهش بی تفاوت باش

متن ظلم پدر به فرزند

کمتر بترسید بیشتر امیدوار باشیدکمتر بخورید بیشتر بجویدکمتر آه بکشید بیشتر نفس بکشیدکمتر متنفر باشید بیشتر عشق بورزیدو بعد خواهید دید که همه چیزهای خوب از آن شما خواهد شد

متن ظلم پدر به فرزند

به همه کس عشق بورزبه تعداد کمی اعتماد کن و از هیچ کس متنفر نباش

متن ظلم پدر به فرزند

متنفر از گذر زمانی رو که بهت میگن دردت یادت میرهاین زمان فقط لالت میکنهبفهم لعنتی لال میشیی نه اینکه فراموش کردی

متن ظلم پدر به فرزند

یکی را دوست داشتم که فکر میکردم دوستم ندارهازش دوری میکردم وقتی فهمیدم دوستم داشتهدیگه دیر شده بود چون دیگه دوستم نداشت ازم متنفر بود

متن ظلم پدر به فرزند

عاشق عاشق شدن باش و دوست داشتن را دوست بداراز تنفر متنفر باش به مهربانی مهر بورزبا آشتی آشتی کن و از جدایی جدا باش

متن ظلم پدر به فرزند

من برای متنفر بودن از کسانی که از من متنفرند وقتی ندارمزیرا گرفتار دوست داشتن کسانی هستم که مرا دوست دارند

متن ظلم پدر به فرزند

بهتر است دیگران از ما بخاطر آنچه هستیم متنفر باشندتا بخاطر آنچه که نیستیم دوستمان داشته باشند

متن ظلم پدر به فرزند

پدرم، امیدوارم بزرگ شدنم ارزش پینه های دست و چروکهای پیشانیت را داشته باشد…
کاش بتوانم کمی جبران کنم، حرفی که مدتهاست در دلم مانده… “دوستت دارم”
امروز عشق را دیدم، نه در کنار کسی، نه در چشمان کسی،
عشق را در دستان ترک خورده پدرم دیدم.

متن ظلم پدر به فرزند

با تو هر روز بهارم
وقتی هستی
لبخند می‌زنی
مرا چه حاجت به انتظار فصل‌ها
هر شب ستاره بارون
پُر از عطر بهار نارنج
تو
حس زیبای بهارگونه‌ای برایم
همان‌قدر لطیف، مهربان
پر اُمید و سرزنده

متن ظلم پدر به فرزند

پدر همانند سوره ای  از ” قرآن ” است  که هیچ کس نمیتواند مانندش را برایت بیاورد.

متن ظلم پدر به فرزند

پدرم به یمن لطف تو بختم بلند خواهد شد
سرم به خاک رهت ارجمند خواهد شد
لبی که زمزمه درد می کند شب و روز
به یمن روی تو پر نوشخند خواهد شد
روزت مبارک

متن ظلم پدر به فرزند

به سلامتی پدرم که هر بار عصبانیش می‌کنم می‌گه این دفعه، آخرین باریه که می‌بخشمت!

متن ظلم پدر به فرزند

کوه یعنی یک مرد.. عشق یعنی همسر… مهر یعنی پدر… صبر یعنی برادر…. هرچه که هستی کوه یا عشق.. مهر یا صبر روزت مبارک…

متن ظلم پدر به فرزند

همه میپندارند،
که عکس پدرم را ؛
به دیوار خانه ام آویخته‌ام!
اما نمی‌دانند
که دیوار خانه‌ام را ،
به عکس پدرم تکیه داده‌ام….پدرم روزت مبارک

متن ظلم پدر به فرزند

تقدیم به پدر حقیقی مان، امام زمان:ای سفر کرده موعود بیا
که دلم در پی تو در به در استجان ناقابل این چشم به راه
برگ سبزی به تو، روز پدر است

متن ظلم پدر به فرزند

قدر آئینه بدانید چو هست
نه در آنوقت که افتاد و شکست
روز پدر مبارک

متن ظلم پدر به فرزند

می‌دونی بهشت کجاست؟
یه فضـای چند وجب در چند وجب بین بازوهای کسی که بدون هیچ ادعایی به تو می‌گوید:
فرزندم

متن ظلم پدر به فرزند

تمام دنیا را بگردی
هیچکس جز پدر
غصه دار غمهایت نیست
پس دنیا را به پایشان بریز

متن ظلم پدر به فرزند

ای پدر بوی شقایق می‌دهی
عاشقی را یاد عاشق می دهیبا تو سبزم، من بهارم، ای پدر
هر چه دارم از تو دارم ای پدر

متن ظلم پدر به فرزند

علی پا به این دنیا گذاشت و قلب عاشقان را محسور کرد و همگان را با انسانی آشنا کرد که پدر تمامی آفریدگان پروردگارش لقب گرفت
روز پدر مبارک

متن ظلم پدر به فرزند

مرد یعنی یار هستی در وجود
مرد یعنی یک فرشته در سجودمرد یعنی یک بغل آسودگی
مرد یعنی پاکی از آلودگیمرد یعنی هدیه ی زن از خدا
مرد یعنی همدم و یک هم صدامرد یعنی عشق و هستی، زندگی
مرد یعنی یک جهان پایندگیمرد یعنی اردیبهشت، فصل بهار
مرد یعنی زندگی در لاله‌زارمرد یعنی عاشقی، دلدادگی
مرد یعنی راستی و سادگیمرد یعنی عاطفه، مهر و وفا
مرد یعنی معدن نور و صفا

متن ظلم پدر به فرزند

پدر عزیزمبه خاطر تمام خوبی‌هایی که در حق من کردی و به من بال و پر دادی و مرا بالنده کردی و با سوختن خود عشق و شور را در وجودم روشن کردی،
با تمام وجودم و با تک تک سلولهایم دوستت دارم.

متن ظلم پدر به فرزند

حتی اگر صد سال
جغرافیا را تجدید شوم
و تا آخرعمر
از این مدرسه بیرون نیایم
بازهم در جواب این سؤال
که بلندترین کوه دنیا کدام است؟
بی‌تردید خواهم نوشت: “پدر”پیشاپیش روز پدر مبارک

متن ظلم پدر به فرزند

پشتم به تو گرم است. نمی‏دانم اگر تو نبودی، زبانم چطور می‏چرخید، صدایت نزنم!
راستش را بخواهی، گاهی، حتی وقتی با تو کاری ندارم، برای دل خودم صدایت می‏زنم؛ بابا!
آن‏قدر با دست‏هایت انس گرفته‏ام که گاهی دلم لک می‏زند، دستانم را بگیری.
هر بار دستانم را می‏گیری، خیالم راحت می‏شود؛ می‏دانم که هوایم را داری و من میان ازدحام غریبی، گم نمی‏شوم و تو هیچ وقت دستم را رها نمی‏کنی…

متن ظلم پدر به فرزند

جوراب لایق یک مرد نیست
برایت کفشهایی از جنس طلا
هدیه می‌دهمکه لایق مهربانی‌هایت باشد
تا بپوشی و مردانه قدم برداری چون
نان‌آور خانه تو هستیتویی که تکیه‌گاهى ستون هر خانه‌ای
با وجود توست که پا بر جاست
تا تو نباشی پای هر زنی لنگ است
زندگی با وجود تو قشنگ استتقدیم به همه پدران عزیز کشورم

متن ظلم پدر به فرزند

آغوش «او» امنیتی محکم برای من است
و منظور من از او همان دنیای من باباست.
روز پدر مبارک.

متن ظلم پدر به فرزند

همسرعزیزم
یک باغ گل‌های یاس و میخک
یک دریا عشق و اشتیاق و پولک
یک حس پاک و یک قلب بی قرار و کوچک فقط می‌خواهد بگوید عزیزم روزت مبارک.

متن ظلم پدر به فرزند

همسر عزیزم، از وقتی شریک زندگی‌ام شده‌ای، هر روز بیشتر از دیرروز دوستت دارم،
وجود نازنینت بهترین تکیه گاه و مهربانی‌هایت بزرگترین دلیل برای زنده بودن من است.

متن ظلم پدر به فرزند

گفت: با پدر یک جمله بساز
گفتم: من با پدر جمله نمی‌سازم، دنیایم را می‌سازم…
روزت مبارک پدر.

متن ظلم پدر به فرزند

اگر صدبار دیگر به دنیا آمدم
قول بده باز تو پدرم باشی.
بدون تو این زندگی هیچ رنگی ندارد.
پدر عزیزم روزت مبارک.

متن ظلم پدر به فرزند

وقتی پشت سر پدرت از پله ها پایین می‌روی
و می‌بینی چقدر آهسته می‌رود
تازه می‌فهمی چقدر پیر شده !

متن ظلم پدر به فرزند

درسته بهشت زیر پای مادراس ولی آرامش بهشت تو آغوش پدراس…!
پیشاپیش روز پدر مبارک

متن ظلم پدر به فرزند

شاعر دنیا من اگه بودم آغاز شعرم با کلام پدرم بود
تشنه تو صحرا من اگه بودم آب حیاتم توی دست پدرم بود
پدرم پیشاپیش روزت مبارک. عاشقتم

متن ظلم پدر به فرزند

دست همیشه به معنای آغوش نیست
گاهی فقط امنیت است
فقط مثل «دست پـــــــــــدر»

متن ظلم پدر به فرزند

پدر شاید پشتش پر نباشه ولی پشت و پناه خیلی‌هاست!
درود بر همه پدرها

متن ظلم پدر به فرزند

شعف بی‌بهانه‌ام، پدر! تو نجیبی مثل گل سرخ، پاکی مثل گل مریم، لطیفی مثل گل یاس، بهاری مثل گل همیشه بهار؛ دوستت دارم ای بزرگ باغبان انسانیت ای پدر. روزت مبارک.

متن ظلم پدر به فرزند

ای ستیغ سبز صداقت، پدر! درود بر تو که بی‌دریغ خوبی
سپاس بر تو که بی‌مضایقه مهربانی، سلام بر تو که بی‌بدیل عاشقی، تهنیت بر تو که بی‌بهانه دوستمان داری و تذکر بر ما که بی‌دلیل به اندازه تو عاشق نیستیم و
با همه وجود دوستت داریم پدر.

متن ظلم پدر به فرزند

بهانه سبز هستی‌ام، پدر! زلال پاکیزه‌ام، رحمت مستمرم، تکرار باطراوتم… تو همیشه در چشمانم جاری هستی تا آغاز سرود صور اسرافیل… روزت مبارک

متن ظلم پدر به فرزند

صنوبر صادقم پدر! اینک ما بهارانی هستیم وام گرفته از هستی تو که به تماشای زمستان عمر تو نشسته‌ایم… اینک ای معبودم! تو نیک بدان که برایمان همیشه ترنم سبز بهاری. دوستت داریم پدر. روزت مبارک.

متن ظلم پدر به فرزند

پدر مهربان و خوبم از زحماتی که در این سال‌ها برای من کشیدی سپاسگزار
و از خدا می‌خواهم سایه مهربانی‌ات تا ابد بر سرمان بماند.
روز پدر مبارک.

متن ظلم پدر به فرزند

دریای پایداری، پدر! بهار از پیشانی سبز تو رویید؛ تابستان از پیشانی سبز تو رویید؛ تابستان از داغ غم هجران تو گُر گرفت؛ پاییز از اشک‌های ندیده‌ات رنگ باخت
زمستان، از غربت تو بر خود لرزید و تو ای پدر! همیشه در ذره ذره وجودم جای داری. همیشه دوستت دارم پدر.

متن ظلم پدر به فرزند

ای نغمه زیبای زیستن پدر! اینک در روز پدر قلب مهربان، چشمان نجیب، لبان ذاکر، پیشانی سبز و دستان پاک تو را می‌بوسم. همیشه دوستت دارم پدر.

متن ظلم پدر به فرزند

ای یگانه ترانه‌سرای هستی‌ام، پدر! تو شعف‌انگیزی مثل دف، دردآشنایی مثل تار و شوق‌انگیزی مثل تنبور. تو شورانگیزترین غزل کتاب شعر حضرت دوست هستی
پدر همیشه برایم بسُرای. روزت مبارک.

متن ظلم پدر به فرزند

پدر ای شریف محجوبم! تو بلند همتی مثل عقاب، وفاداری مثل کبوتر، بزرگی مثل سیمرغ… تو چکاوک درخت سبز خلقت حضرت دوست هستی. همیشه برایم بمان.

متن ظلم پدر به فرزند

همیشه مادر را به مداد تشبیه می‌کردم که با هر بار تراشیده شدن کوچک و کوچک‌تر می‌شود
ولی پدر یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ می‌کند، خم به ابرو نمی‌آورد و خیلی سخت‌تر از این حرف‌هاست؛ فقط هیچکس نمی‌بیند و نمی‌داند که چقدر دیگر می‌تواند بنویسد
بیایید قدردان باشیم
به سلامتی پدر و مادرها

متن ظلم پدر به فرزند

پدرم تنها کسی است که باعث می‌شود بدون شک باور کنم که فرشته‌ها هم می‌توانند مرد باشند. روزت مبارک بابا.

متن ظلم پدر به فرزند

پشت‏گرمی من، پدر خوبم!
نمی‏‌دانم اگر تو نبودی، زبانم چطور می‏‌چرخید، صدایت نزنم!
راستش را بخواهی، گاهی، حتی وقتی با تو کاری ندارم، برای دل خودم صدایت می‏‌زنم؛ بابا!
آن‏قدر با دست‌‏هایت انس گرفته‌‏ام که گاهی دلم لک می‌زند، دستانم را بگیری.
هر بار دستانم را می‌‏گیری، خیالم راحت می‏‌شود؛ می‏‌دانم که هوایم را داری و من میان ازدحام غریبی، گم نمی‏‌شوم و تو هیچ وقت دستم را رها نمی‏‌کنی…

متن ظلم پدر به فرزند

پیشانی حاجی شهر پینه بسته، دستان پدرم نیز همینطور!
بزرگتر که شدم تازه فهمیدم پدرم با دستانش نماز می‌خواند!
به سلامتی همه پدرها

متن ظلم پدر به فرزند

پدرها؛ یگانه حامی و قهرمان داستان زندگی شماها هستند. آنها را دوست بدارید، که دوست داشتن، خالصانه‌ترین هنر پدرهاست. روز پدر مبارک

متن ظلم پدر به فرزند

پدر قربون خستگی‌هات، فدای شونه‌های مردونه‌ات. روزت مبارک.

متن ظلم پدر به فرزند

ای تکیه گاه محکم من، ای پدر جان
ای ابر بارنده مهر و لطف و احسانای نام زیبایت همیشه اعتبارم
خدمت به تو در همه حال، هست افتخارمپدرم روزت مبارک

متن ظلم پدر به فرزند

بارها می شد که کنارم باشد و دلم با او نباشد
اما
پدر هر جا که باشد، دور و نزدیک، شک ندارم که دلش هر لحظه با من است

متن ظلم پدر به فرزند

اسطوره درد و ایمان پدر! ای وهم لطیف عشق، تجسم عینی ایمان و تبلور عینی اخلاص. ای تمامیت عینی گذشت، ای همه ایثار، ای که به پیکر نادیده‌ام دیدار بخشیدی؛ دستان پرنورت را می‌بوسم و دوستت دارم.

متن ظلم پدر به فرزند

پدر ای که از تو جاری
خون زندگی تو رگهامای که از نور دو چشمت
نور زندگی به چشمامپدرم روزت مبارک

متن ظلم پدر به فرزند

پدر بشنو این حرف فرزند خویش
عزیز و گرامی و دلبند خویشتویی مایه بود و پیدایش‌ام
کنارت به ناز و به آسایشم

متن ظلم پدر به فرزند

پدر دست‌های تو گهواره من
دو چشم تو چراغ خونه منبه جز تو از همه دنیا بریدم
که عاشق تر ز تو هرگز ندیدمببوسم پینه دستان پاکت
ببوسم صورت چون قرص ماهتپدر ای قبله راه سعادت
ندارم ذره ای از تو شکایتتو رو هم چون نفسها دوست دارم
که جون من تویی تا بی نهایت

متن ظلم پدر به فرزند

پدر ای وجودم از تو
قدرت و توان گرفتهای که از دم نفسهات
هستی من جان گرفتهپدرم روزت مبارک

متن ظلم پدر به فرزند

پدرم گفته است از جانت دست بردار، از زخمت اما نه
زیرا اگر زخمی نباشد دردی نیست و اگر دردی نباشد در پی نوشدارو نخواهی بود
و اگر در پی نوشدارو نباشی عاشق نخواهی شد
و عاشق اگر نباشی خدایی نخواهی داشت

متن ظلم پدر به فرزند

پدر همه را به یک چشم می‌دید
پا توی یک کفش می‌کرد و عوض خُر خُر، خِس خِس می‌کردجنگ که تمام شد از پدر چیزی حدود سی درصد باقی مانده بود
حالا که دیپلم گرفته ام می‌فهمم:
ما صد درصد به پدر مدیونیم، نه هفتاد درصد!!!

متن ظلم پدر به فرزند

پدر دستات برام گهواره بودن
چشات مثل چراغ خــونه منبه جز تو از همـــه دنیا بریدم
کسی رو مثل تو عاشق ندیدمپدرم روزت مبارک

متن ظلم پدر به فرزند

توی این روز عزیز، توی این لحظه‌های قشنگ
زیباترین کلمه‌ای که میشه گفت یک دوستت دارم
به همراه یک آسمان عشق و تمنا
تقدیم به پدر عزیزمروزت مبارک

متن ظلم پدر به فرزند

پدر ای سراج راهم! چشمان تو چلچراغ شب‌های تاریک تنهایی من است و دستان تو آمیزه‌ای از عشق و رنج؛ لبان تو رحمت است و قلب تو چشمه‌سار محبت. باری نهال قامتم برگرفته از تن خسته توست؛ در لحظه لحظه بودنم همیشه جاری هستی. همیشه دوستت دارم پدر. روز پدر مبارک.

متن ظلم پدر به فرزند

اگر نباشی پدر دلم که هیچ، دنیا هم تنگ می‌شود.
روزت مبارک.

متن ظلم پدر به فرزند

سرم را نه ظلم می‌تواند خم کند، نه مرگ، نه ترس…
سرم فقط برای بوسیدن دست‌های تو خم می‌شود
پدرم؛ روزت مبارک.

متن ظلم پدر به فرزند

باتو… بی تو…
با تو، باران بهاری‏ام را پایانی نیست و بی‏تو، پرنده‏ای آشیان گم‏کرده در جاده‏های پاییزم.
تو که هستی، پنجره، با بال‏هایی گشوده از آفتاب، باغچه را مرور می‏کند. با تو، نفس‏های مادرانه، تیررس اضطراب و تشویش را مجال نمی‏دهند.
آجر به آجر، ساخته می‏شوم؛ وقتی پناه دست‏های امنت، موسیقی مهربان عشق را به ترنم می‏آیند.
بی‏تو، بن‏بستی می‏شوم در هزار توی رنج‏های خویش.
بی‏تو، شکوه جهان، ویرانه‏ای است مسکوت و بی‏هیاهو.
می‏ستایمت که رونق کوچه‏ های سردسیر وجودم هستی؛ آن‏چنان که آفتاب، رگ‏های سپید قطب را.

متن ظلم پدر به فرزند

ـ پدرم! تو تپش قلب خانه ‏ای؛ وقتی هر صبح، با تلنگر عشق، از خانه بیرون می‏روی و با کشش عشق، دوباره باز می‏گردی. دهلیزهای قلبم، تقدیم مهربانی تو باد!
ـ علی آموخت هر جا که جای مهر پدر خالی است، می‏توان پدر بود تا جامعه را از یتیمی بی‏ مهری، رهایی بخشید؛ آن وقت است که می‏توان خیبر دل‏ها را فتح کرد.

متن ظلم پدر به فرزند

ظـاهـــرش جـــدیست…
امـا دلـــی دارد کـه مــهربـانـی‌اش بـه وسعـت یک اقــیـانــوس است!
بــد قـول نــیـست…
امـــا گرفتار است، با او راه بیا
خــستـه کـه بــاشـد، تــنهـایش بــگــذار،
تودار است
اما صبر کن خودش بعد، حرف‌هایش را می‌گوید!
او تمام دنیای من است.پدر روزت مبارک

متن ظلم پدر به فرزند

ﻳﻮﺍﺵ‌ﺗﺮﺧﻮﺷﺤﺎلی ﻛﻨﻴﺪ!
ﺷﺎﻳﺪﻛسی ﭘﺪﺭ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ…
ﺍﻳﻨﻘﺪﺭ ﺍﻳﻦ ﻃﻼی ﺑﺎ ﺍﺭﺯﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺥ ﻧﻜﺸﻴﺪ …
ﻗﺪﺭﺵ ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻧﻴﺪ …
ﺍﺯ ﻛﻨﺎﺭﺵ ﺑﻮﺩﻥ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﻳﺪ،
ﺩﺳﺘﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﺑﺒﻮﺳﻴﺪ،
ﺳﺎعت‌ها ﻧﮕﺎﻫﺶ ﻛﻨﻴﺪ، ﭘﺪﺭﻫﺪﻳﻪ نمی‌خوﺍﻫﺪ…ﭘﺪﺭﺧﻮﺩﺵ ﻫﺪﻳﻪ ﺍﺳﺖ،
ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺶ ﻧﺪﻫﻴﺪ، ﺑﺮﺍﻳﺶ ﻭﻗﺖ ﺑﮕﺬﺍﺭﻳﺪ.
ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺑﺎﺵ ﺍﻭ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺗﻮﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺯﻣﻴﻦ ﺁﻣﺪﻩ…
ﺗﺎ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﻛﻨﺪ… ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺑﺎﺵ ﺩﻝ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺭﺍ ﻧﺸﻜنی…
ﻓﻘﻂ ﻳک ﻛﻢ ﻳﻮﺍﺷﺘﺮ!
ﺷﺎﻳﺪ کسی ﺩﻟﺶ ﺑﺮﺍی ﭘﺪﺭﺵ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ باشد…

متن ظلم پدر به فرزند

وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره..
میفهمی پیر شده…!وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه..
میفهمی پیر شده…!وقتی بعد از غذا یه مشت دارو میخوره..
میفهمی چقدر درد داره…!و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های توستدلت میخواد….
به نظرت دلت میخواد چیکار کنی…؟

متن ظلم پدر به فرزند

با پدرم جدول حل می‌کردم که گفتم: پدر نوشته دوست، عشق، محبت و چهار حرفیه…
اتفاقا دو حرف اولشم در اومده بود؛ یعنی ب و الف
یه دفعه پدرم گفت فهمیدم عزیزم میشه بابا
با اینکه می‌دونستم بابا میشه ولی بهش گفتم نه اشتباهه
گفت ببین اگه بنویسی بابا عمودیشم در میاد …
… تو چشام اشک جمع شده بود و گفتم میدونم میشه بابا ولی …
اینجا نوشته چهار حرفی، ولی تو که حرف نداری …

متن ظلم پدر به فرزند

در سایه آفتاب پدر
پدر! گرچه خانه ما از آینه نبود؛ اما خسته‏ ترین مهربانی عالم، در آینه چشمان مردانه‏ات، کودکی‏هایم را بدرقه کرد، تا امروز به معنای تو برسم.
می‏خواهم بگویم، ببخش اگر پای تک درخت حیاطمان، پنهانی، غصه‏هایی را خوردی که مال تو نبودند!
ببخش اگر ناخن‏های ضرب‏ دیده ‏ات را ندیدم که لای درهای بسته روزگار، مانده بود و ببخش اگر همیشه، پیش از رسیدن تو، خواب بودم؛ اما امروز، بیدارتر از همیشه، آمده‏ام تا به جای آویختن بر شانه تو، بوسه بر بلندای پیشانی‏ات بزنم. سایه‏ات کم مباد ای پدرم!
آن روزها، سایه‏ات آن‏قدر بزرگ بود که وقتی می‏ایستادی، همه چیز را فرا می‏گرفت؛ اما امروز، ضلع شرقی نیمکت‏های غروب، لرزش دستانت را در امتداد عصایی چوبی می‏ریزد.
دلم می‏خواهد به یک‏باره، تمام بغض تو را فریاد کنم. ساعت جیبی‏ات را که نگاه می‏کنی، یادم می‏آید که وقت غنچه‏ها تنگ شده؛ درست مثل دل من برای تو.
این، تصادف قشنگی است که امروز در تقویم، کلمات هم‏معنی، کنار هم چیده شده‏اند. یعنی در دائرة المعارف عشق، پدر، ترجمه علی علیه ‏السلام است.

متن ظلم پدر به فرزند

پناهگاه امن خانه
شانه‏ هایت، ستون محکمی است پناهگاه امن خانه را.
دست در دستانم که می‏گذاری، خون گرم آرامش، در کوچه رگ‏هایم می‏دود.
در برابر توفان‏های بی‏رحم زندگی می‏ایستی؛ آن‏چنان‏که گویی هر روز از گفت‏وگوی کوهستان‏ها باز می‏آیی.
لبخند پدرانه‏ات، تارهای اندوه را از هم می‏دراند.
تویی که صبوری‏ات، دل‏های ناامید را سپیده‏دم امیدواری است. مرامنامه دریا را روح وسیعت به تحریر می‏آید؛ آن هنگام که ابرهای دلتنگی، پنجره‏های خانه را باران می‏پاشند.
آسمان همواره بوسه بر پیشانی بلندت را آرزومند است.

متن ظلم پدر به فرزند

کودکی، دخترکی، موقع خواب
سخت پاپیچ پدر بود و از او می‌پرسید:
زندگی چیست؟
پدرش از سر بی‌صبری گفت:
زندگی یعنی عشق
دخترک با سر پرشوری گفت:
عشق را معنی کن!پدرش داد جواب:
بوسه گرم تو بر گونه من
دخترک خنده برآورد ز شوق
گونه‌های پدرش را بوسیدزان سپس گفت:
پدرم عشق اگر بوسه بود
بوسه‌هایم همه تقدیم تو باد!

متن ظلم پدر به فرزند

به زمان کودکی‌مان برگردیم …
اولین بابا گفتن او را به عرش عالی می‌برد و حالا پدر بابا بود ….
وقتی دستان کوچکت را درمیان دستان بزرگش قرارمی‌دادی برایت قویترین و بهترین حامی بود
براستی جای بوسه بردستانش چه کردی؟
و حالا تو محکم و سنگین قدم برمی‌داری، آیا از روزاول اینگونه قدم برمی‌داشتی؟
انگار باد یاد آن روزها را با خود برده است!
آری امروز و هرروز، روز پدر است و او همیشه پدر است
اما تو دیگر مسخ دستان خودت هستی، دستان او هنوز بزرگ است و هرروز محکم و خسته چرخ زندگی را می‌گرداند.
اما پدر از تو نه دستان بزرگت را می‌خواهد نه گام‌های استوارت را!
حالا تو تمام آرزویش هستی و دلخوشی روزهای سختی‌اش، او از تو لبخند محبت آمیزی به پاس همه آن روزها وشب‌ها می‌خواهد.
پس لبخندت را ازاودریغ مدار!
و بدان دستانت هنوز کوچک است وتجربه‌ای ندارد، امید و اعتبارت به اعتبار اوست.
آرزومند باشید که اعتبارتان بماند تاهمیشه امیدتان ناامید نشود، فرصت را ازدست ندهید…
پدر عزیزم برای خوشبختی و موفقیتم دعاکن
ای چراغ روشن شب‌های تارم روزت مبارک

متن ظلم پدر به فرزند

پشت‏گرمی من
پشتم به تو گرم است. نمی‏دانم اگر تو نبودی، زبانم چطور می‏چرخید، صدایت نزنم!
راستش را بخواهی، گاهی، حتی وقتی با تو کاری ندارم، برای دل خودم صدایت می‏زنم؛ بابا!
آن‏قدر با دست‏هایت انس گرفته‏ام که گاهی دلم لک می‏زند، دستانم را بگیری.
هر بار دستانم را می‏گیری، خیالم راحت می‏شود؛ می‏دانم که هوایم را داری و من میان ازدحام غریبی، گم نمی‏شوم و تو هیچ وقت دستم را رها نمی‏کنی… .

متن ظلم پدر به فرزند

پدر؛ ترجمه علی علیه‏السلام
پدر! می‏خواستم درباره‏ات بنویسم؛ گفتم: یداللّهی؛ دیدم، علی است. گفتم نان‏ آور شبانه کوچه‏ های دلم هستی؛ دیدم علی است. خلوص تو در عشق ورزیدن را نوشتم و روح تو را از هر طرف پیمودم، به علی رسیدم.
آن‏گاه، دریافتم که تو، نور جدا شده‏ ای از آفتاب علی هستی، تا از پنجره هر خانه‏ ای، هستی را گرما ببخشی ؛ و این‏گونه بود که علی علیه‏السلام ، نماینده خدا و نبی شد و پدر، نماینده علی علیه‏السلام .
تو را به من هدیه دادند و من امروز، تمامی خود را به تو هدیه خواهم کرد؛ اگر بپذیری.

متن ظلم پدر به فرزند

ببخش که گاهی آنقدر هستی که نمی‌بینمت،
ببخش تمام نادانی‌ها و نفهمی‌ها و کج فهمی‌هایم را،
اعتراض‌ها و درشتی‌هایم را و هر آنچه را که آزارت داد.
دستانت را می‌بوسم و پیشانیت را، که چراغ راه زندگیم بودی و هستی و خواهی بود،
خاک پایت هستم تا هست و نیست هست.
به حرمت شرافتت می‌ایستم و تعظیم می‌کنم.

متن ظلم پدر به فرزند

در طول تاریخ، حاکمان کمی برای برپایی عدل و صلح تلاش نموده اند و در خیلی از دورانها بیشتر شاهد ظلم و ستم حاکمان بر مردم مظلوم بوده ایم. شعر ظلم و ستم در تمام قرنها از موضوعات ناب برای شاعرات مختلف در تمام جهان بوده است.

متن ظلم پدر به فرزند

آن‌گاه که غرور کسی را له می‌کنی، آن‌گاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می‌کنی، آن‌گاه که شمع امید کسی را خاموش می‌کنی، آن‌گاه که بنده‌ایرا نادیده می‌انگاری، آن‌گاه که حتی گوشت را می‌بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آن‌گاه که خدا را می‌بینی و بنده خدا را نادیدهمیگیری، می‌خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می‌کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟بسوی کدام قبله نماز می‌گزاری که دیگران نگزارده‌اند؟طریقت بجز خدمت خلق نیستبه تسبیح و سجاده و دلق نیست

متن ظلم پدر به فرزند

دست های کوچکشبه زور به شیشه‌های ماشین شاسی بلند حاجی می‌رسدالتماس می کند : آقا… آقا “دعا ” می‌خری؟و حاجی بی‌اعتنا تسبیح دانه درشتش را می‌گرداندو برای فرج آقا “دعا ” می‌کند!!!!!

متن ظلم پدر به فرزند

‏اگه کسی رو که بدتون میاد ازش تحمل کنیدT فقط در حق خودتون ظلم کردین!

متن ظلم پدر به فرزند

 انسانی که با سکوت دمخور نشود
نمی‌تواند که با عشقِ من حرفی بزند
کسی که با چشمش “باد” را نبیند
چگونه می‌تواند کوچم را درک کند؟!
کسی که به صدایِ سنگ گوش نسپارد
نمی‌تواند صدایم را بشنود..
کسی که در ظلمت نزیسته
چگونه به تنهاییِ من ایمان می‌آورد؟!!

متن ظلم پدر به فرزند

و غم مخور،
که چون ظلمتِ فراقِ آن روشنی
دراز شد،
نور نیز دراز شد:
ظلمتِ کوتاه، روشنیِ کوتاه؛ ظلمتِ دراز، روشنیِ دراز…“شمس تبریزی”

متن ظلم پدر به فرزند

می‌شود دندان ظلم ازکندگشتن تیزتر
اره بی‌دانه چون‌گردد ببرد سنگ رابیدل دهلوی

متن ظلم پدر به فرزند

ظلمت شب را
شانه‌‌ی دلدار می‌‌باید
که نیست …!

متن ظلم پدر به فرزند

ماه من
امشب بتابان نور خود برجان من
کز تمام ظلمت و تاریکی شب
خسته ام …“هما کشتگر”

متن ظلم پدر به فرزند

خدایا
در این دنیاے غم زده ما را
مَجراے عشق خود بگردان
ومَجراے نور و روح خود
تا نور تو را بر زندگے
کسانےکه اسیرظلمت
افسردگے و ناامیدےاند، بتابانیم

متن ظلم پدر به فرزند

دور فلکی یکسره بر مَنهَج عدل است
خوش باش که ظالم نَبرد بار به منزل

متن ظلم پدر به فرزند

شعر مولانا در مورد ظلم و ستمپشه آمد از حدیقه وز گیاهوز سلیمان گشت پشه دادخواهکای سلیمان معدلت می‌گستریبر شیاطین و آدمی‌زاد و پریمرغ و ماهی در پناه عدل تستکیست آن گم‌گشته کش فضلت نجستداد ده ما را که بس زاریم مابی‌نصیب از باغ و گلزاریم مامشکلات هر ضعیفی از تو حلپشه باشد در ضعیفی خود مثلشهره ما در ضعف و اشکسته‌پریشهره تو در لطف و مسکین‌پروریای تو در اطباق قدرت منتهیمنتهی ما در کمی و بی‌رهیداد ده ما را ازین غم کن جدادست گیر ای دست تو دست خداپس سلیمان گفت ای انصاف‌جوداد و انصاف از که میخواهی بگوکیست آن کالم که از باد و بروتظلم کردست و خراشیدست روتای عجب در عهد ما ظالم کجاستکو نه اندر حبس و در زنجیر ماستچونک ما زادیم ظلم آن روز مردپس بعهد ما کی ظلمی پیش بردچون بر آمد نور ظلمت نیست شدظلم را ظلمت بود اصل و عضدنک شیاطین کسب و خدمت می‌کننددیگران بسته باصفادند و بنداصل ظلم ظالمان از دیو بوددیو در بندست استم چون نمودملک زان دادست ما را کن فکانتا ننالد خلق سوی آسمانتا به بالا بر نیاید دودهاتا نگردد مضطرب چرخ و سهاتا نلرزد عرش از ناله یتیمتا نگردد از ستم جانی سقیمزان نهادیم از ممالک مذهبیتا نیاید بر فلکها یا ربیمنگر ای مظلوم سوی آسمانکاسمانی شاه داری در زمانگفت پشه داد من از دست بادکو دو دست ظلم بر ما بر گشادما ز ظلم او به تنگی اندریمبا لب بسته ازو خون می‌خوریم

متن ظلم پدر به فرزند

در تمام شب چراغی نیست.
در تمام شهر
نیست یک فریاد.ای خداوندان خوف انگیز شب پیمان ظلمت دوست!
تا نه من فانوس شیطان را بیاویزم
در رواق هر شکنجه گاه پنهانی این فردوس ظلم آئین،
تا نه این شب های بی پایان جاویدان افسوس پایه تان را من
به فروغ صد هزاران آفتاب جاودانی تر کنم نفرین،
ظلمت آباد بهشت گندتان را، در به روی من باز نگشائید!در تمام شب چراغی نیست
در تمام روز
نیست یک فریاد.چون شبان بی ستاره قلب من تنهاست.
تا ندانند از چه می سوزم من، از نخوت زبانم در دهان بسته ست.
راه من پیداست
پای من خسته ست.پهلوانی خسته را مانم که می گوید سرود کهنه فتحی
قدیمی را.
با تن بشکسته اش،
تنها
زخم پر دردی به جا مانده ست از شمشیر و، دردی جانگزای از خشم:اشک، می جوشاندش در چشم خونین داستان درد:
خشم خونین، اشک می خشکاندش در چشم.
در شب بی صبح خود تنهاست.
از درون بر خود خمیده، در بیابانی که بر هر سوی آن خوفی نهاده دام دردناک و خشمناک از رنج زخم و نخوت خود، می زند فریاد:« در تمام شب چراغی نیست
در تمام دشت
نیست یک فریاد . . .ای خداوندان ظلمت شاد!
از بهشت گندتان، ما را
جاودانه بی نصیبی باد!باد تا فانوس شیطان را برآویزم
در رواق هر شکنجه گاه این فردوس ظلم آئین!باد تا شب های افسون مایه تان را، من
به فروغ صد هزاران آفتاب جاودانی تر کنم نفرین! »

متن ظلم پدر به فرزند

عقل چه بود آب ده اشجار را
ظلم چه بود، آب دادن خار راموضعی رخ شه نهی ویرانی است
موضع شه اسب هم نادانی است

متن ظلم پدر به فرزند

خبرداری از خسروان عجمکه کردند بر زیردستان ستم؟نه آن شوکت و پادشایی بماندنه آن ظلم بر روستایی بماندخطابین که بر دست ظالم برفتجهان ماند و او با مظالم برفتخنک روز محشر تن دادگرکه در سایه عرش دارد مقربه قومی که نیکی پسندد خدایدهد خسروی عادل و نیک رایچو خواهد که ویران شود عالمیکند ملک در پنجه ظالمیسگالند از او نیکمردان حذرکه خشم خدایست بیدادگربزرگی از او دان و منت شناسکه زایل شود نعمت ناسپاساگر شکر کردی بر این ملک و مالبه مالی و ملکی رسی بی زوالوگر جور در پادشایی کنیپس از پادشاهی گدایی کنیحرام است بر پادشه خواب خوشچو باشد ضعیف از قوی بارکشمیازار عامی به یک خردلهکه سلطان شبان است و عامی گلهچو پرخاش بینند و بیداد از اوشبان نیست، گرگ است، فریاد از اوبد انجام رفت و بد اندیشه کردکه با زیردستان جفا، پیشه کردبسستی و سختی بر این بگذردبماند بر او سال‌ها نام بدنخواهی که نفرین کنند از پستنکوباش تا بد نگوید کست“سعدی”

متن ظلم پدر به فرزند

عدل باشد پاسبان کام ها
نی به شب چوبک زنان بر بام هاعدل شه را دید در ضبط حشم
که نیارد کرد کس بر کس ستمچاره دفع بلا نبود ستم
چاره، احسان باشد و عفو کرم

متن ظلم پدر به فرزند

روزى گُذشت پادشهى از گُذرگهىفریاد شوق بَر سَر هر کوى و بام خاست‏پرسید زان میانه یکى کودک یتیمکاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست‏آن یک جواب داد چه دانیم ما که چیستپیداست آنقدَر که مَتاعى گران‌بهاست‏نزدیک رفت پیرزنى کوژپشت و گفتاین اشگ دیده من و خون دل شماست‏ما را به رخت و چوب شبانى فریفته استاین گرگ سال‌هاست که با گله آشناست‏آن پارسا که دِه خَرَد و مِلْک، رهزن استآن پادشا که مال رعیت خورد گداست‏بر قطره سرشگ یتیمان نَظاره کنتا بنگرى که روشنى گُوهر از کجاست‏پروین به کجروان سخن از راستى چه سودکو آنچنان کسى که نرنجد ز حرف راست“پروین اعتصامی”

متن ظلم پدر به فرزند

چه گفت آن سخن گوی با ترس و هوش
چو خسرو شدی بندگی را بکوشبه یزدان هر آن کس که شد نا سپاس
به دلش اندر آید زهر سو هراساگر داد دادن بود کار تو
بیفزاید ای شاه مقدار توچو خسرو به بیداد کارد درخت
بگردد از او پادشاهی و بختمگر نا نیاری به بیداد دست
نگردانی ایوان آباد پستچنین گفت نوشیروان قباد
که چون شاه را سر بپیچد زدادکند چرخ منشور او را سیاه
ستاره نخواند و را نیز شاهستم، نامه عزل شاهان بود
چو درد دل بیگناهان بود

متن ظلم پدر به فرزند

مکن بد که بینی به فرجام بد
ز بد گردد اندر جهان نام بدنگیرد ترا دست جز نیکویی
گر از مرد دانا سخن بشنویهر آن‌کس که اندیشه‌ای بد کند
به فرجام بد با تن خود کندوگر بد کنی جز بدی ندروی
شبی در جهان شادمان نغنویجهان را نباید سپردن به بد
که بر بدکنش بی‌گمان بد رسد

متن ظلم پدر به فرزند

عدل چِه‌بود، وضع اندر موضعش
ظلم چِه‌بود، وضع در ناموضعشعدل چِه‌بود، آب ده اشجار را
ظلم چِه‌بود، آب دادن خار را

متن ظلم پدر به فرزند

ز کژی گریزان شود راستی
پدید آید از هر سوی کاستیبه دشت اندرون گرگ آدم خورد
خردمند بگریزد از بی‌خردمکن شهریارا گنه تا توان
به ویژه کزو شرم دارد روانبی آزاری و سودمندی گزین
که این است فرهنگ و آیین و دین

متن ظلم پدر به فرزند

سرود درد و فریاد کبوتر سر نمی‌آیددر آن ظلمت خزان بی بر و حاصلکه عابرها خبر از حال یکدیگر نمی‌گیرند!و  وحشت‌های پی در پیمیان ظلمت و اندوهکه بر دستان پینه بسته‌یدهقان بی یاورخراش ظلم می‌گیردو دریای ستم گوییبه ساحل آتشین کوبدکه خواب روشن مهتابتعبیری دگر بیندصدای غرش رخشی نمی‌آیدکه رستم‌هاعنانش را به کف گیرندو یا حتی عبور ذهن فریادیمیان خط قرمزهای این زندانکه شاید عاقبت روزیعنان کاویان بیندسرود و شعر امروزمنه حرف منکه حرف مردم غم دیده‌ی دنیاستکه شاید عاقبت روزی سرودی تازه‌تر گویم

متن ظلم پدر به فرزند

آنقدر از زندگی سیرمکه دیگر آرزویی برای برآورده شدن ندارمچه کاری مانده که نکرده باشمچه ظلمی که هنوز به حد شقاوتش نرسیده باشمدیگر بس استمظلوم ماندنو ظالم شدن، به یک اندازهگناه بزرگیست برای زیستن وآدم بودنچقدر دورم از تمام آرزوهای حقیقی و اصیلو چقدر برای رسیدن به آرزوهای واقعی وقت هدر دادمواقعیتی که دایره آرزوها رابا گذشت زمان فقط بزرگ‌تر می‌کندامادنیا رابا همه چیزش، دیگر نمی‌خواهمکاش می‌شد انتخاب کرد برای بودن یا نبودنکاش ظلم نبود، ترک دنیاییکه رو به پوچی بیشتر بزرگ می‌شودتنها یک چیز وادارم می‌کند تا،چشمان بسته‌ام را به دیدن مجبورتنها یک چیز مجبورم می‌کنداین همه ظلم را ببینم و بشنومو باز هم بخندمتنها یک چیزتوکه نه ظالمی و نه می‌توانی باشیتنها بودن تو خستگی کوه‌های عظیم ظلمت راچنان از تنم می‌زدایدکه انگار صبرم می‌دهیاما صبر تا به کی، تا به کجارهایم کناز این تن خسته وروح در بند

متن ظلم پدر به فرزند

همان شاه بیدادگر در جهاننکوهیده باشد به نزد مهانبه گیتی بماند از او نام بدهمان پیش یزدان سرانجام بد

متن ظلم پدر به فرزند

ای زبردست زیر دست آزارگرم تاکی بماند این بازاربه چه کار آیدت جهان داریمردنت به که مردم آزاری

متن ظلم پدر به فرزند

گر بر سر نفس خود امیری مردیبر کور و کر ار نکته نگیری مردیمردی نبود فتاده را پای زدنگر دست فتاده‌یی بگیری مردی

متن ظلم پدر به فرزند

اگردلی را به ناله آری ز برق آهش امان نداریبلا درافتد به هرچه داری که چوب یزدان صدا نداردچو آه مظلوم کند کمانه سرای ظالم شود نشانهچو برق بگریز از این میانه که تیر آهش خطا ندارد“مهدی سهیلی”

متن ظلم پدر به فرزند

تا کی بشینم کنج غم عادت کنم به تیرگیخود معدن غم باشم و هر روز غمخواری کنمسنگ صبور بودم ولی با این همه بی مهریاعادت شده چون بوف کور از شب پرستاری کنمشبگرد دنیای غمم در سال های بی بهارهرگز نشد این اشک را بر شانه ای جاری کنمبعد هزاران دست رد این سرنوشت بر دل نوشتحالا که گل در خانه نیست از غم نگهداری کنمخوابم شده کابوس مرگ تنهای تنهایم خدادستی بکش تو بر سرم احساس بیداری کنم

متن ظلم پدر به فرزند

دیدن روی تو ظلم است و ندیدن مشکل استچیدن این گل گناه است و نچیدن مشکل استهر چه جز معشوق باشد پرده‌ی بیگانگی استبوی یوسف را ز پیراهن شنیدن مشکل است

متن ظلم پدر به فرزند

مجموعه اشعار ظلم و ستمعدل باشد پاسبان کام‌هانی به شب چوبک زنان بر بام‌هاعدل شه را دید در ضبط حشمکه نیارد کرد کس بر کس ستمچاره دفع بلا نبود ستمچاره، احسان باشد و عفو کرم

متن ظلم پدر به فرزند

ظلم یعنی دست گرمی پرفریبوعده‌هایی بی اساس و بس عجیبظلم یعنی طعم لب‌های عسلآتش اندازد به جانم مثل سیبظلم یعنی عهدهای سرسریعشق بازی در دیار دیگریسیرتی از جنس شیطان پلیدصورتی ناز و قشنگ و گلپری

متن ظلم پدر به فرزند

به قومی که نیکی پسندد خدای
دهد خسرو عادل و نیک رایچو خواهد که ویران شود عالمی
کند ملک در پنجه ظالمیسگالند از او نیک مردان حذر
که خشم خدای است بیدادگرمکن تا توانی دل خلق ریش
وگر می کنی می کنی بیخ خویشمروت نباشد بدی با کسی
کزو نیکویی دیده باشی بسی

متن ظلم پدر به فرزند

شما داد جویید و پیمان کنید
زبان را به پیمان گروگان کنیدمکن ای برادر به بیداد رای
که بیداد را نیست با داد پایبه هرکار فرمان مکن جز به داد
که از داد باشد روان تو شاد

متن ظلم پدر به فرزند

چه گفت آن سخن گوی با ترس و هوشچو خسرو شدی بندگی را بکوشبه یزدان هر آن کس که شد نا سپاسبه دلش اندر آید زهر سو هراساگر داد دادن بود کار توبیفزاید ای شاه مقدار توچو خسرو به بیداد کارد درختبگردد از او پادشاهی و بختمگر نا نیاری به بیداد دستنگردانی ایوان آباد پستچنین گفت نوشیروان قبادکه چون شاه را سر بپیچد زدادکند چرخ منشور او را سیاهستاره نخواند و را نیز شاهستم، نامه عزل شاهان بودچو درد دل بیگناهان بود

متن ظلم پدر به فرزند

چون تیغ به دست آری مردم نتوان کشتنزدیک خداوند بدی نیست فرامشتاین تیغ نه از بهر ستم کاران کردندانگور نه از بهر نبید است به چرخشتعیسی به رهی دید یکی کشته فتادهحیران شد و بگرفت به دندان سر انگشتگفتا که کی را کشتی تا کشته شدی زارتا باز کجا کشته شود آن که ترا کشتانگشت مکن رنجه به در کوفتن خویشتا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت“رودکی”

متن ظلم پدر به فرزند

وقتی بزرگ می شوی قدت کوتاه می شود آسمان بالا می رود و تو دیگر دستت به ابرها نمی رسد و برایت مهم نیست که توی کوچه پس کوچه های پشت ابرها ستاره ها چگونه بازی می کنند آنها آنقدر دورند که تو حتی لبخندشان را هم نمی بینی و ماه ، همبازی قدیم تو آنقدر کمرنگ می شود که اگر تمام شب را هم دنبالش بگردی پیدایش نمی کنی.

متن ظلم پدر به فرزند

پسرم
روشنی نور دوچشمان منی دوست دارم
بهترین هدیه ای از جانب یزدان منی دوستت دارم
پسرم تاج سرم ای که تویی مونس تنهایی بابا
روح من جان من و شادی دوران منی دوستت دارم
پسرم لحظه میلاد تو هرگز نرود از یادم
غنچه نورس من باغ گلستان منی دوستت دارم…

متن ظلم پدر به فرزند

پسرم، عزیزترینم، به خود می‌بالم که فرزندی چون تو دارم.و از خدای خویش بیش از همیشه سپاسگزار وجود نازنینت هستم.همیشه باش.همینقدر نزدیک.همینطور مهربان.همین‌اندازه ستودنی…

متن ظلم پدر به فرزند

پسر نازنینم عشقم نسبت به تو ابدی و آغوشم تا همیشه پناهگاه امن تو خواهد بودامیدوارم در گذر از پیچ و خم‌های مسیر زندگی‌ات همواره بهترین و با برکت ‌ترین راه ‌ها را برگزینیدوستدار همیشگی تو مامان / بابا

متن ظلم پدر به فرزند

یک نفر باشد..
که وقتی نکاهش میکنی..
نه اینکه غصه هایت یادت برود ..
نه..
ولی یادت بیاورد ..
دلیل بزرگتری برای خوشحال شدن داری..
وتو پسرم..
بزرگترین دلیلی
عزیزترینم❤❤

متن ظلم پدر به فرزند

پسرم عطر نفس‌ های تو طعم عسلهتپش نبض تو آیینه شعر و غزلهپسرم فدات بشم لحظه خندیدن توجانم از شوق پره، روی تو ماه ازله

متن ظلم پدر به فرزند

پسرم روشنی نور دو چشمان منی دوست دارمبهترین هدیه ای از جانب یزدان منی دوستت دارمپسرم تاج سرم ای که تویی مونس تنهایی باباروح من جان من و شادی دوران منی دوستت دارم

متن ظلم پدر به فرزند

به خاطر تو هم شده همیشه آبی می مانمبه خاطر تو هم شده تمام روزهای بعد از این مهربانتر خواهم شددلم میخواهد زودتر دستهایت را بگیرمزودتر روی دستهایم تکانت دهم بخوابیزودتر برایت با زبان کودکانه قصه بگویمبهانه بگیری و من کلافه شومبریزیبپاشیو من حرص هایم را سر بیخیالی خالی کنم

متن ظلم پدر به فرزند

میخواهم به خورشید بفهمانمتو پر نورتریتو زیبا تریبه دنیا بفهمانم تو برای مناز هر چیز دیگر مهم تری

متن ظلم پدر به فرزند

  جان منی از این عزیزتر نمی شودجان منی و خوش به حالت که مادرتتو را مثل گوش ماهی هایی که خودش کنار دریا کشف کرده دوست داردبرایت یک مشت بوسه میفرستمباز هم هستاز این بوسه های عاشقانه برایت زیاد کنار گذاشته ام

متن ظلم پدر به فرزند

پسرم ، عزیزترینمبا تو بودن احساس قشنگی در من بوجود می‌آورد که به هیچ عنوان قادر به توصیفش نیستم.شنیدن صدای دلنشینت گرمایی را در وجودم بیدار می‌کند که هرچه درد و غم هست را از من دور می‌‌کند.دیدن چشمان زیبا، شیطون و مهربانت در من شور زندگی بوجود می‌آورد.دستان کوچک و کودکانه‌ات وقتی که به دور گردنم حلقه می‌زنند مرا با خود به دنیایی می برند که هیچ چیز را با آن معاوضه نخواهم کرد.حرف زدن و درددل کردن با تو آرامشی دارد که همه‌ی چیزهای دیگر را از یادم می‌برد.عزیزترینم، از صمیم قلبم دوستت دارم و بهترینها را برایت آرزومندم.

متن ظلم پدر به فرزند

پسر عزیزم هر نفست برایم نبض زندگیست که دلم را پر امید و خانه ‌ام را روشن می‌کندبرایت عمری دراز و با برکت همراه با سلامتی آرزو می ‌کنمیگانه مروارید دریای هستی ام.لبخندت را، شیطنتهای کودکانه ات راو شیرین زبانی هایت را با تمام دنیا عوض نمیکنم

متن ظلم پدر به فرزند

  در بنفشه زار چشم تومن زبهترین بهشت ها گذشته اممن به بهترین بهار ها رسیده امتو همزبان بهترین دقایق حیات منلحظه های هستی من از تو پرشده ست

متن ظلم پدر به فرزند

پسر داشتن حس شیرینیه ….دنیای معصوم وکودکانه اش به من که یک زن هستم حس آرامش عجیبی میده…. وقتی که از همه مرد های زندگیم نا امید میشم و به یه گوشه پناه میبرم، یه مرد کوچولو میاد پیشم که نه شوهرمه ، نه پدرمه، ونه برادرم .
اون تنها عشق زندگی منه که بادستای کوچولوی مردونه اش موهام رو نوازش میکنه و برای اینکه غصه هام رو فراموش کنم، با صدای قشنگش توی گوشم میگه : مامان، امروز موهات چقدر قشنگ شده ……
وتوی اون ثانیه هاست که من اوج میگیرم وبا عشق زندگیم از ته دل میخندم….
آره ….. عشق زندگی من اون چشمای قشنگ مردونه ست که با نگاهش فریاد میزنه :مامان عاشقتم……..ومن با تمام پوست و گوشت و خونم عشقش رو احساس میکنم…..

متن ظلم پدر به فرزند

دنیا بزرگه ولی تویه دل بزرگتر از دنیا داریعزیزم با این چشای مهربونتو دل هر کی که خوبه جا داری

متن ظلم پدر به فرزند

پسر یعنی یه اتاق پر از توپ و تفنگ و ماشیناتاقی پر از رنگهای آبی و سبز و قهوه ایپسر یعنی کله گفتن و سر زدن به هم و گفتن آخ هم زمانپسر داشتن یعنی کلاه و کفش های اسپرت کوچک یعنی کروات و پاپیون و کت ها و کفش های چرم مردونه سایز کوچک

متن ظلم پدر به فرزند

  وقتی در کنارم نیستیگویی گمشده‌ای دارم که چون سرگردانان پیاپی در جستجویش هستمگمشده‌ای عزیز و دوست داشتنیدلخوشی همیشگی روزهای سختمشادی بخش قلب خسته‌امتو بهترین هدیه خداوند به من هستی عزیزدلم

متن ظلم پدر به فرزند

پسرمیک بهار، یک تابستان، یک پاییز و یک زمستان رادیدیاز این پس همه چیز تکراریستجز مهربانی

متن ظلم پدر به فرزند

  کوچک رویایی مندنیا اگر خودش را بکشد نمیتوانبه عشق من به تو شک کندتمام بودنت را حس می کنم

متن ظلم پدر به فرزند

وقتی در کنارم نیستیگویی گمشده‌ای دارم که چون سرگردانان پیاپی در جستجویش هستمگمشده‌ای عزیز و دوست داشتنیدلخوشی همیشگی روزهای سختمشادی بخش قلب خسته‌امتو بهترین هدیه خداوند به من هستی عزیزدلم

متن ظلم پدر به فرزند

پسرمیک بهار، یک تابستان، یک پاییز و یک زمستان رادیدیاز این پس همه چیز تکراریستجز مهربانی

متن ظلم پدر به فرزند

پسر عزیزمدعا می‌کنم که آسمان قلبت همیشه آفتابی و درخشان باشددعا می‌کنم که لبخند همیشه همراه چهره زیبا و با صفایت باشدو دعا می‌کنم که خدای مهربان در لحظه لحظه‌ی زندگی‌ات همواره راه درست را به تو عزیزترینم نشان دهددوستت دارم

متن ظلم پدر به فرزند

جان منی از این عزیزتر نمی شودجان منی و خوش به حالت که مادرتتو را مثل گوش ماهی هایی که خودش کنار دریا کشف کرده دوست داردبرایت یک مشت بوسه میفرستمباز هم هستاز این بوسه های عاشقانه برایت زیاد کنار گذاشته ام

متن ظلم پدر به فرزند

میخواهم به خورشید بفهمانمتو پر نورتریتو زیبا تریبه دنیا بفهمانم تو برای مناز هر چیز دیگر مهم تری

متن ظلم پدر به فرزند

در بنفشه زار چشم تومن زبهترین بهشت ها گذشته اممن به بهترین بهار ها رسیده امتو همزبان بهترین دقایق حیات منلحظه های هستی من از تو پرشده ست

متن ظلم پدر به فرزند

پسرم ! وقتی که به تو نگاه میکنمنمیتونم وجود خدا رو منکر بشمآخه فقط خدا میتونستهموجودی رو به زیبایی و حیرت انگیزی تو خلق کرده باشه

متن ظلم پدر به فرزند

به خاطر تو هم شده همیشه آبی می مانمبه خاطر تو هم شده تمام روزهای بعد از این مهربانتر خواهم شددلم میخواهد زودتر دستهایت را بگیرمزودتر روی دستهایم تکانت دهم بخوابیزودتر برایت با زبان کودکانه قصه بگویمبهانه بگیری و من کلافه شومبریزیبپاشیو من حرص هایم را سر بیخیالی خالی کنم

متن ظلم پدر به فرزند

پسرم عشق منپسر یعنی یه اتاق پر از توپ و تفنگ و ماشیناتاقی پر از رنگهای آبی و سبز و قهوه ایپسر یعنی کله گفتن و سر زدن به هم و گفتن آخ هم زمانپسر داشتن یعنی کلاه و کفش های اسپرت کوچک یعنی کروات و پاپیون و کت ها و کفش های چرم مردونه سایز کوچکپسر یعنی عاشق موزیک و موسیقی بودن یعنی پسرونه رقصیدن و گفتن آهههه بیا اوه و کلی صداهای پسرونه ی دیگه موقع شنیدن آهنگ و سر و گردن چرخوندنپسر یعنی رقص هلکوپتری و رپی یعنی عاشق آهنگ های ریتمیک خارجی بودنپسر یعنی یه کمد پر از لباسهای پسرونه و شلوارک و شلوارهای بگی و رپی و لباسهای طرح بن تن و بت من و انگلی برد و باب اسفنجیپسر داشتن یعنی دست نوازش کشیدن محکم رو صورت مادر و گفتن نازززززززززززززززیپسر یعنی محبت کردن به زبان خشن یعنی کتک زدن و گاز گرفتن مادر بجای  گفتن دوستت دارم مادرمپسر یعنی تند تند بزنه رو شونه مامان و یک ریز بگه ماما ماما بعد که نگاش کنی بگه بوسسسسسسس و لبای خیسشو به لبات بچسبونه بعدش بگه بغلللللل و تو محکم بغلش کنیپسر یعنی انرژی مضاعف مضاعف، یعنی تحرک و بازی زیادپسر یعنی دوچرخه سواری بدون ترسپسر یعنی شجاعت تکیه گاه مادر بودنپسر یعنی حس امنیت که کسی هست بتو نیاز داشته باشه تو آغوشت بخوابه بدون هیچ ترسی که یعنی امن ترین جای دنیا آغوش پر مهر و گرم مادرهپسر داشتن از دیدگاه من و توی شرایط من یعنی سایز کوچک بابا بودن یعنی بازی با ناخنهایت که یادت بیاورد پسر همسرت است.پسر یعنی نفس یعنی عشق مادررررررررررر یعنی خون و جان و همه ی وجودم

متن ظلم پدر به فرزند

نازنین پسرمهمین که تو را دارم، بهترین هدیه ی دنیا را دارم،دیگر در بین ستاره ها به دنبال درخشان ترین ستاره نیستمدر میان گلها به دنبال زیباترین گل نیستمتو کهکشانی هستی از پر نور ترین ستاره هاکودک من…..روز به روز بزرگتر میشوی و من عاشق ترپسرک من….ممنونم که به دنیای من آمدی و زندگی را برایم زیباتر از همیشه کردیدوستت دارم….بیشتر از دیروز….کمتر از فردا….

متن ظلم پدر به فرزند

پسرم ! وقتی که به تو نگاه میکنمنمیتونم وجود خدا رو منکر بشمآخه فقط خدا میتونستهموجودی رو به زیبایی و حیرت انگیزی تو خلق کرده باشه

متن ظلم پدر به فرزند

پسر داشتن حس شیرینیه ….دنیای معصوم وکودکانه اش به من که یک زن هستم حس آرامش عجیبی میده…. وقتی که از همه مرد های زندگیم نا امید میشم و به یه گوشه پناه میبرم، یه مرد کوچولو میاد پیشم که نه شوهرمه ، نه پدرمه، ونه برادرم .
اون تنها عشق زندگی منه که بادستای کوچولوی مردونه اش موهام رو نوازش میکنه و برای اینکه غصه هام رو فراموش کنم، با صدای قشنگش توی گوشم میگه : مامان، امروز موهات چقدر قشنگ شده ……
وتوی اون ثانیه هاست که من اوج میگیرم وبا عشق زندگیم از ته دل میخندم….
آره ….. عشق زندگی من اون چشمای قشنگ مردونه ست که با نگاهش فریاد میزنه :مامان عاشقتم……..ومن با تمام پوست و گوشت و خونم عشقش رو احساس میکنم…..

متن ظلم پدر به فرزند

سیرم به خدا از همه ی کس، گل پسرم کو؟گیرم همه ی عالم بُوَدَم، تاج سرم کو؟اي شیر و شکر، قند و عسل، ماه زمینیاز ورطه اندوه تو پای گذرم کو؟تو بال و پرم بودی و ناگاه شکستیبعد از تو قفس باز شود، بال و پرم کو؟بعد از تو دراین باغ سر گشت ندارمان گل که به او باز بیفتد نظرم کو؟گیرم که کمر راست کنم در گذر بادان سایه آرامش بر روی سرم کو؟تن بی تو به جان آمد و فریاد بر آورداي بخت، دلم کو؟ نفسم کو؟ جگرم کو؟تلخ است پدر باشی و این داغ ببینیتلخ است پدر باشی و پرسی پسرم کو؟احسان اکابری

متن ظلم پدر به فرزند

زمانهایی هست که نمی‌خواهی عقربه‌های ساعت حرکت کنند!!نمی‌خواهی روزها به سرعت بگذرند!!و دلت می‌خواهد زمان در لحظه متوقف شود!این است حال و روز این روزهای من…بله، این هفته دلبندم هر روز و هر لحظه با من است.و این عطر وجودش است که مرا لبریز می‌کند.لبریز از بودن و ماندن،ماندنی با عشق و امید،امیدی زیبا به همراه ترسیم رویایی نه‌ چندان دور از دسترس.این امید را دوست دارم،که باعث زنده ماندنم می‌شود.پسرم، عزیزترینم، به خود می‌بالم که فرزندی چون تو دارم.و از خدای خویش بیش از همیشه سپاسگزار وجود نازنینت هستم.همیشه باش.همینقدر نزدیک.همینطور مهربان.همین‌اندازه ستودنی…

متن ظلم پدر به فرزند

برای پسرمتا عشق آمد دردم راحت شد، خدا را شکر
مادر شدم او پاره جان شد، خدا را شکرشوق شنیدن ریخت حتی گریه‌اش درمن
لبخند زد جانم غزلخوان شد، خدا را شکرمن باغبان تازه‌کاری بودم اما او
یک غنچه زیبا و خندان شد، خدا را شکراو آمد و باران رحمت با خودش آورد
گلخانه ما هم گلستان شد، خدا را شکرسنگ صبورم، نور چشمم، میوه قلبم
شب را ورق زد، ماه تابان شد، خدا را شکرمادر شدن یک امتحان سخت وشیرین است
دلواپسی‌هایم دو چندان شد، خدا را شکر

متن ظلم پدر به فرزند

پسر دلبندم، باز شبی دیگر و بی‌تابی دیگر مرا فراگرفته است.هر روز بیشتر از روز قبل می‌فهمم که چه لذت توأم با دردی دارد این مادر شدن.این حس مادرانه هیچ منطق و زبانی سرش نمی‌شود.وقتی طغیان می‌کند دیگر نمی‌توان آن را آرام نمود.هیچ قدرتی یارای مقابله با آن را ندارد.هیچ دارویی تسکین‌دهنده آن نمی‌باشد.امشب نازنینم را دربرندارم…و این امر که چند روز دیگر صبر کن را، نمی‌فهمم…نمی‌خواهم بفهمم…فقط او را می‌خواهم…با چشمان زیبا و محبت وصف‌ناپذیرش…بدون تأخیر،در همین لحظه می‌خواهم؛و صدای محزون تو از آتش درونم نیز سوزاننده‌تر بود.مادر نبیند اینچنین باشد صدایت،حتی اگر دلیل آن من باشمپسر داشتن یعنی ، متن در مورد پسرمو باز امشب دلم تنگ است…دلم پرمی‌کشد برایت نازنینم…هوای شنیدن صدای پرمهرت ضربان قلبم را به شماره انداخته…دیدن روی چو ماهت در این نیمه شب آرزویم گشته…به یک باره آنچنان تمنای بودنت را می‌کنم که از خودبی‌خود می‌شوم…هیچ می‌دانی این روزها چقدر به تو افتخار می‌کنم؟حالا می‌فهمم وقتی که فرزندی بزرگ و عاقل می‌شود، چه لذتی دارد بالیدن به او…آن روز که تعاریف مختلف را در مورد تو شنیدم (که البته خود به آن واقف بودم)، دلم می‌خواست فریاد بکشم:” بله، این پسر من است”.به واقع هیچ چیز نمی‌توانست مرا تا این حد به وجد بیاورد.و من از خداوند می‌خواهم که در لحظه لحظه‌ی زندگی‌ات راه درست را به تو عزیزترینم نشان دهد

متن ظلم پدر به فرزند

پسری تاج سری چون شکری
داشتم، مُرد و ازو نی اثریپیش از آنی که مرا غم بخورد
کاش آید که مرا هم ببردپسرم… ‌ها پسرم… وا پسرم
گل پژمرده‌ام اي تاج سرمعباس خوش عمل کاشانی

متن ظلم پدر به فرزند

پسرم
به خاطر تو هم که شده همیشه آبی میمانم
به خاطر تو هم شده تمام روزهای بعد از این
مهربان‌تر خواهم شد
دلم می خواهد زودتر
دست‌هایت را بگیرمزودتر روی دست‌هایم تکانت دهم بخوابی
زودتر برایت با زبان کودکانه
قصه بگویم
بهانه بگیری و من کلافه شوم
بریزی
بپاشی
و من حرص‌هایم را سر بی‌خیالی خالی کنم
تا بهار چیزی نمانده…دعا میکنم برف‌ها زودتر آب شوند
درخت‌ها زودتر شکوفه دهند
و تو زودتر بزرگ شوی
و خرداد زودتر بیاید
میخواهم به خورشید بفهمانم
تو پر نورتری
تو زیباتری
به تمام دنیا بفهمانم تو برای من
از هر چیز دیگر مهم‌تری

متن ظلم پدر به فرزند

پسرم، عزیزترینموقتی در کنارم نیستی گویی گمشده‌ای دارم که چون سرگردانان پیاپی در جستجویش هستمگمشده‌ای عزیز و دوست داشتنیدلخوشی همیشگی روزهای سختمشادی بخش قلب خسته‌امتو بهترین هدیه خداوند به من هستی عزیزدلمو من هیچگاه نمی‌دانم چطور می‌توانم بخاطر وجود نازنینت شکرگزار خداوند مهربانم باشمدلبرم، می‌خواهمت…می‌خواهم در آغوش بکشمت و عطر وجودت را استشمام نمایممی‌خواهم آنچنان در آغوش بگیرمت که خیالم راحت باشد نمی‌توانی جایی برویمی‌خواهمت، با ذره ذره وجودمتمنای بودنت خواسته همیشگی‌ام استو این روزهای هفته است که بی‌رحمانه خودنمایی می‌کنند، که هنوز زود است باید صبر کنیو این صبر چقدر دردآور و سخت استدلم هوایت را کرده و پر می‌کشد برای لحظه لحظه‌ی با تو بودنو تنها ای کاش است که برایم می‌ماندای کاش‌هایی که همه در زندگیشان دارنداما این ای کاش از نوع دیگریستای کاشی مادرانه برای عزیزترینشو اکنون تیک و تاک ساعت را به نظاره نشسته‌ام…

متن ظلم پدر به فرزند

پسرم رفته رفته تو در کنارم پاگرفتی
و برخلاف آنچه گفته میشد
که تو به من محتاج هستی
من به تو محتاج شدم
و بر تو مشتاق
و تو شدي همه ی نیازم
همه ی تلاشم
و همه ی انگیزه‌ام برای تغییر
برای تحمل هر سختی و برای تلاشی جاوید
تا بتوانم در روز موعود در مقابلت سرافراز باشم
و بگویم هر آنچه در توان داشتم برایت نهادم
و این تو، این هم زندگی

متن ظلم پدر به فرزند

هیچ‌‌وقت فکر نمی‌کردم توی زندگی‌ام انقدر چهارشنبه‌ها را دوست داشته‌باشماین روز باارزشترین، قشنگترین و امیدبخش‌ترین روز هفته‌هایم استتمام هفته را چشم‌انتظارش می‌نشینمتا عزیز دلم با همه انرژی و مهربانی‌اش به سویم آغوش بگشایدو بعد از آن چه شیرین لحظاتی را دارم وقتی عزیزترینم در کنارم استچه شبها و روزهای آرامش‌بخشی را تجربه می‌کنمپسر نازنینماما امشب چهارشنبه‌ام با همیشه متفاوت استجای خالی‌ات را همه جا احساس می‌کنمعطر نفسهای زندگی‌بخشت به مشامم نمی‌رسدگرچه خوشحالم که تو در سفر هستی و اوقات خوشی را سپری می‌کنیاما چه می‌شود کرد دیگرخوب من مادرم عزیزممی‌خواهمتگویی گم کرده‌ای دارمبی‌قرارم، یک بی‌قراره آرامآرام چون وقتی صدایت را شنیدم شادی در آن موج می‌زدو البته می‌دانم که تو نیز امشب دلت اینجاستعزیز دلم خانه‌مان امشب بدون نفسهای تو دلگیر استو فردا صبح دیگه نیستی که بگی مامان کی بیدار شدی؟!قربونت بشمخیلی دوستت دارمو منتظر دیدن روی ماهت هستم

متن ظلم پدر به فرزند

سلام دلبندمنمی دانم این روزها را چگونه طی کردم و چطور شد که گذر زمان را احساس نکردم.عزیزکم خوشحالم که تو نیز از کنار من بودن حس خوبی داری؛خوشحالم که توانستیم روزهای قشنگی را در کنار هم سپری کنیم.ولی امروز وقتی با اشکهایت گفتی که نمی خواهی بروی، گویی قلبم را از سینه درآورده‌اند. نمی دانستم که چه بگویم و چطور آرامت کنم، زیرا یکی می بایست خودم را آرام می‌کرد؛ یکی می‌بایست مرا مجاب می‌کرد که چرا نمی‌توانیم همیشه در کنار یکدیگر باشیم.خود نیز با آن مشکل دارم،حال چطور می‌توانم تو را دلداری دهم عزیزم؟!!از همین الان نگران و دلواپس زمان رفتنت هستم ماه منولی به آن فکر نمی‌کنم بعدا به آن فکر می‌کنم اکنون می‌خواهم لذتم را ببرم

متن ظلم پدر به فرزند

سلام پسر دلبندمسلام نازنینمسلام عزیزدلمامشب خواب بر چشمانم حرام است و اشک مهمان آن…گلم خیلی دلتنگتم…خیلی …با تمام وجودم تمنای بودنت را می کنم و این عکس توست که مرا تنها نمی‌گذارد.ای کاش بودی …ای کاش در کنارم بودی …فکرم متمرکز نمی‌شود و این حسم است که دارد برایت می‌نویسد.می‌نویسد تا بتواند به تپیدن ادامه دهد.بغض راه گلویم را بسته است؛نفسم برای استشمام بوی تنت به شماره افتاده؛عزیزکم می خواهمت …دوستت دارم …هیچ وقت این دوری برایم عادی نمی‌شود،هیچ گاه نمی‌توانم با نبودنت کنار بیایم،دلبندم می‌خواهم در آغوشم بفشارمت و به چشمان مهربان و زیبایت چشم بدوزم تا شاید بتوانم ذره‌ای از دلتنگی‌ام را بکاهم،تا شاید کمی از احساسم را بفهمی،شاید کمی حس کنی که چقدر دوستت دارم،نمی دانم تا فردا را چگونه باید تاب بیاورم …نمی‌دانم …خدایا درد دوریه این مادر دلتنگ را درمان نما.جگرگوشه ام تولدت مبارک.

متن ظلم پدر به فرزند

پسرم, عزیزترینموقتی که می روی، یک چیزهایی را جا می گذاری که من نمی دانم با آنها چه کنمبوی تنت همه جا را فراگرفته و من به دنبال صاحب آن می گردملباسهایت را که برای شستن می گذارموسایلت را که یادت رفته سرجایشان بگذاریآثار شیطنتهایت راجای نشستن و خوابیدنت راحرفهای دلنشین ات رامهربانی هایت راو منو من نمی دانم با همه ی اینها چه کنم تا هفته ی دیگر …

متن ظلم پدر به فرزند

پسرم ، عزیزترینمبا تو بودن احساس قشنگی در من بوجود می‌آورد که به هیچ عنوان قادر به توصیفش نیستم.شنیدن صدای دلنشینت گرمایی را در وجودم بیدار می‌کند که هرچه درد و غم هست را از من دور می‌‌کند.دیدن چشمان زیبا، شیطون و مهربانت در من شور زندگی بوجود می‌آورد.دستان کوچک و کودکانه‌ات وقتی که به دور گردنم حلقه می‌زنند مرا با خود به دنیایی می برند که هیچ چیز را با آن معاوضه نخواهم کرد.حرف زدن و درددل کردن با تو آرامشی دارد که همه‌ی چیزهای دیگر را از یادم می‌برد.عزیزترینم، از صمیم قلبم دوستت دارم و بهترینها را برایت آرزومندم.تنها چیزی که در نبودت برایم می‌ماند درد دوری از تو جگرگوشه‌ام است که هیچ التیامی برایش نیافته‌ام

متن ظلم پدر به فرزند

می‌دانم امروز بارها و بارها تولدت را تبریک گفته اندشاید واژه هاي تبریک آن ها زیباتر بوده انداما با عشق مادرانه اي که من به همراه تبریکم روانه قلب مهربانت می‌کنمقابل قیاس نیست روز میلاد تو روز شکفتن غنچه هاي مهربانیستبا همه وجود دوستت دارمتولدت مبارک پسرم

متن ظلم پدر به فرزند

و چـه زیباست رسـیدن دوباره بـه روز زیبای آفـرینش …
و چـه اندازه عجیب است روز ابـتدای بودن …
و چه اندازه شیرین است امروز ،
روز میلادت ، روزی که تو شروع شدي …
میلادت مبارک

متن ظلم پدر به فرزند

هدیه اي از آسمان برای؛
روز تولدت رسید.
و دیدم هیچ چیز
گلم را
جز عشق
لایق نیست.
تولدت مبارک

متن ظلم پدر به فرزند

پسرم بزرگ شدي لالایی‌هام یادت نره
چقدر برات قصه بگم دوباره خوابت ببرهچقدر نوازشت کنم تا تو به باور برسی
این دو تا دستای منه تو اون روزای بی کسیوقتی بابای قصه‌هات خم شده پیش روی تو
اگه چروک صورتم می‌بره آبروی تولالایی‌هام یادت نره لالایی‌هام یادت نره
بذار برات قصه بگم دوباره خوابت ببرهاز اون روزا که مشت من با دست تو وا نمی‌شد
تو خواب و بیداری تو هیچ کسی بابا نمی‌شداون که تو اوج خستگیش خنده رو لباش بودی
شب که به خونه می رسید سوار شونه‌هاش بودیلالایی‌هام یادت نره لالایی‌هام یادت نره
بذار برات قصه بگم دوباره خوابت ببرهلالا لالا گلکم لالایی کن دلبرکم
خواب پریشون نبینی اي غنچه بانمکملالا لالا گلکم لالایی کن پسرکم
چشماتو گریون نبینم گریه نکن دردونکملالایی‌هام یادت نره لالایی‌هام یادت نره
بذار برات قصه بگم دوباره خوابت ببرهبابا اگه دلش پره از دست دنیا دلخوره
امون زندگیش تویی وقتی که غصه میخوره
بخواب بابا جون

متن ظلم پدر به فرزند

گوهر از خاک برآرند و عزیزش دارند
بخت بد بین که فلک گوهر ما برده به خاک

متن ظلم پدر به فرزند

گلچین روزگار عجب خوش سلیقه است
می‌چیند آن گلی که به عالم نمونه است

متن ظلم پدر به فرزند

جوان نازنین در خاک رفتی
از این دنیای غم، غمناک رفتیزدی آتش به جان دوستداران
چو گل پاک آمدی و پاک رفتی

متن ظلم پدر به فرزند

ای گل نشکفته‌ام بابا چرا پژمان شدی؟
میوه قلبم چرا از دیده‌ام پنهان شدی؟از برم رفتی نگفتی بار دیگر یک سخن
همچو شمع از درد و غم سوزان شدی

متن ظلم پدر به فرزند

ما که باغ بهارمان پژمرد
ما که پای امیدمان فرسود
بی تو از سوز عشق با که نالیم
بی تو درمان درد از که جوییم؟
بی تو رسم محبت از که آموزیم؟
و بی تو یاس و شمعدانی خانه ات را
به کدامین بهار بشارت دهیم؟

متن ظلم پدر به فرزند

خوابیدی بدون لالایی و قصه
حالا آسوده بخواب بی درد و غصهدیگه کابوس زمستون نمی‌بینی
توی خواب گلای حسرت نمی‌چینی

متن ظلم پدر به فرزند

قصه مرگ تو را ناگه شنیدن زود بود
در عزایت جامه اندر تن دریدن زود بودآخر ای دختر من ای مظهر لطف و وفا
در ديار جاودان منزل گزیدن زود بود

متن ظلم پدر به فرزند

کجا رفتی عزیز من
زمین معرفت خیز محبت جوش
عزیزم جان من همدرد گرم آغوشهمیشه خاطرم جاریست
مجبت از تو در دل یادگاریستدرودت باد ای فرزند من بدرود
وجود تو سرود زندگانی بود

متن ظلم پدر به فرزند

نو گلی پرورده بودم خاک از دستم ربود
آنچنان در بر گرفت انگار در عالم نبودسال‌ها زحمت کشیدم تا گلم پرورده شد
ناگهان پیک اجل آن غنچه از دستم ربود

متن ظلم پدر به فرزند

پسرم دست اجل زود تو را پرپر کرد
مادرت گریه کنان خاک عزا بر سر کرددوستانت همگی از غم تو مأیوسند
اشک چشم همگان خاک مزارت تر کرد

متن ظلم پدر به فرزند

دلا دیدی که آن فرزانه فرزند
چه دید اندر خم این طاق رنگینبه جای لوح سیمین در کنارش
فلک بر سر نهادش لوح سنگین

متن ظلم پدر به فرزند

باغ زندگی از لحن شیرین هزاردستان خانواده شما … (نام فرزند) تهی شد و دیگر صوت خوش او شنیده نمی‌شود. گرچه پرواز روح بلند نغمه‌پرداز گلشن آرزوهایتان ما را نیز که از آشنایان شما و ایشان بودیم به قدر شما تکیده کرد، اما چون او را ساکن شهر عشق و از طایقه عاشقان می‌دانیم، یاد سلوک انسانی‌اش را تسلی‌بخش جان می‌کنیم. شما نیز اندوهگین نباشید که مسیر خلد برین برای همه رهروان طریق دوست، روشن و نورانی است.

متن ظلم پدر به فرزند

مرگ فرزندتان اگرچه شاخه پرشکوفه درخت جانتان را از بوی گل تهی کرد اما از آنجا که گرمای عشق همیشه به ملکوت میل می‌کند، پرواز رایحه روح پاکش را به عالم قدس از اثر پاکی و تنزه او می‌دانم. امید است صبوری کنید تا اندوه از زندگی شما کوچ کند.

متن ظلم پدر به فرزند

از اینکه … (نام فرزند) جان، این گوهر ارزشمند شما از گلگشت خاک میل افلاک نمود، بسیار اندوهگین هستم. درست است که دیگر جسم پاک او در مرعی و منظر شما نیست، لیکن صبوری کنید که عروج گل‌های پاک همیشه میل تمکین بهشت می‌کنند و والدین خویش، این باغبان‌های پرتحمل را به دنبال می‌کشند.

متن ظلم پدر به فرزند

مرگ پایان زندگی نیست. آغازی است بر پرواز مرغ جان بر گستره آسمان حق و رجعتی به محضر حضرت دوست؛ به ویژه مرگ آنان که در دوران کوتاه عمر قدم‌های بلندی برداشته‌اند. روان فرزند تازه درگذشته خیراندیش شما با اجداد طاهرینش محشور باد.

متن ظلم پدر به فرزند

درگذشت غمبار فرزندتان ما را به شدت اندوهگین ساخت. او چونان دسته گلی خوشبو، پاک و بی‌آلایش بود که گلچین روزگار برای چیدنش لحظه‌شماری می‌کرد. اما شما را نوید باد که در آخرت پاداشی دو چندان دریافت خواهید کرد که گل دسته‌ای منزه و با ایمان را از خاک به افلاک فرستادید.

متن ظلم پدر به فرزند

خورشید تابان زندگیتان سر در دامن غروب برد که دیگر به ظاهر از آن طلوعی نمی‌توان انتظار داشت. صبر و آرامش در انتظارتان باد که گلی که از باغ هستی در بستر گسترده ملکوت جای می‌گیرد، باغبان خویش را فراموش نمی‌کند.

متن ظلم پدر به فرزند

فرزند میوه شیرین باغ زندگی است و چشم بستن بر سرو قامت او کاری دشوار و عظیم است اما از آنجا که مردان حق همواره در برابر مشیت پروردگار سر تسلیم می‌سایند، رجای واثق دارم که سینه جنابعالی که از عشق حضرت دوست پر است، از شهد تسلیم لبالب خواهد شد.

متن ظلم پدر به فرزند

می‌دانم آتشی که بر جان پدر و مادر از درگذشتن فرزند می‌افتد، به این زودی‌ها خاموشی نمی‌پذیرد. با این حال تسلیت مرا به عنوان قطره‌ای آب بر دریای آتش غمت بپذیر؛ باشد که با یاری خدا و صبر و شکیبایی شما این آتش اندک اندک سرد شود.

متن ظلم پدر به فرزند

غم از دست دادن فرزند سخت است و بی شک با توسل به حضرت حق، صبوری برای شما و غفران الهی برای آن عزیز خواهانیم.

متن ظلم پدر به فرزند

خبردرگذشت فرزند چنان سنگین و جانسوز است که به دشواری به باور می‌نشیند، ولی در برابر تقدیر پروردگار چاره‌ای جز تسلیم و رضا نیست خداوند قرین رحمتش فرماید. ما را هم در غم عزیز از دست رفته‌تان شریک بدانید.

متن ظلم پدر به فرزند

سوگ فرزند مصیبت بسیار بزرگی است و زبان از بیان هر حرفی در این باره ناتوان است. امیدوارم خدای بزرگ صبری بسیار بزرگ‌تر از غمتان به شما بدهد. برای تو و خانواده گرامی‌ات صبر ،صبر، صبر و آرامش قلبی در برابر این غم آرزو می‌کنم.

متن ظلم پدر به فرزند

از صمیم قلب درگذشت فرزند کوچک و عزیزتان را تسلیت می‌گویم و از خداوند برایتان صبر و شکیبایی آرزومندم.

متن ظلم پدر به فرزند

از شنیدن مصیبت بزرگ درگذشت فرزندتان که خانواده شما را سوگوار نموده، بسیار متأثر شدم. ان شاء الله که روح آن مرحوم قرین رحمت و آرامش الهی گردد.

متن ظلم پدر به فرزند

فراق فرزند دلبندت آنقدر ناباورانه بود که مرا در بهتی عظیم فرو برد. درگذشتش را تسلیت می‌گویم. امیدوارم در برابر این غم محکم و استوار باشید.

متن ظلم پدر به فرزند

تحمل سوگ فقدان فرزند صبری الهی را می‌طلبد. این ضایعه تلخ را به شما و همسر گرامی‌تان تسلیت گفته و از خدا می‌خواهم به شما صبر و بردباری عطا کند.

متن ظلم پدر به فرزند

درگذشت فرزندت که در عمر کوتاهش بجز نیک‌کرداری از او ندیدیم، مایه حزن و اندوهمان شد. این ضایعه جبران ناپذیر را به شما و خانواده‌تان تسلیت عرض می‌کنم.

متن ظلم پدر به فرزند

کلمات قادر نیستند میزان اندوه و دردمندی مرا از شنیدن خبر مرگ فرزندتان بیان کنند. مرا در اندوه خودتان شریک و سهیم بدانید.

متن ظلم پدر به فرزند

همکار محترم؛ جناب آقای…./ سرکار خانم…
مصیبت درگذشت فرزند بزرگوارتان را تسلیت عرض نموده، برای جنابعالی و خانواده محترم صبر جمیل و اجر جزیل از درگاه ایزد منان مسئلت می‌نماییم.
از طرف…

متن ظلم پدر به فرزند

جناب آقای… / سرکار خانم…
همدردی ما را در فقدان فرزند عزیزتان بپذیرید. امید که فرزند درگذشته جنابعالی در سایه رحمت الهی در آرامش و آسایش از رنج‌های دنیوی باشند.
از طرف…

متن ظلم پدر به فرزند

جناب آقای… / سرکار خانم…
خاموش شدن فرزندتان…. این شمع نورانی و نهال نو رسته را خدمت جنابعالی و خانواده محترم ایشان تسلیت عرض می‌نماییم. از خداوند یکتا رفع درجات آن بزرگوار در بهشت أعلا و مزید فضل و رحمت پروردگار بی همتا برایشان و طول عمر بازمانگان آن مرحوم همراه با سلامتی و حسن عاقبت‌شان خواهانیم.
با تقدیم احترام
از طرف…

متن ظلم پدر به فرزند

همکار عزیز جناب آقای…/ سرکارخانم…
ضایعه اسفناک در گذشت فرزند بزرگوار حضرتعالی موجب اندوه فراوان شد. شرکت… این مصیبت بزرگ را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض نموده و از درگاه خداوند متعال برای آن مرحوم مغفرت و برای بازماندگان، صبر و شکیبایی مسئلت دارد.
از طرف کارکنان…

متن ظلم پدر به فرزند

جناب آقای…/ سرکارخانم…
خبر درگذشت فرزند ارزشمندتان… این ایام را برای همه همکاران غم‌انگیز کرد و تأسف و تأثر بسیار زیاد ما را به همراه داشت. فقدان آن مرحوم را به جنابعالی و خانواده محترم تسلیت می‌گوییم و از خداوند متعال برای روح بلندش، غفران و رحمت واسعه و برای بازماندگان، صبر خواهانیم.
از طرف…

متن ظلم پدر به فرزند

جناب آقای…/ سرکار خانم…
درگذشت فرزند برومندتان… را به  شما و خانواده محترم تسلیت گفته، برای آن مرحوم رحمت و غفران الهی و برای بازماندگان صبر و شکیبایی از درگاه خداوند مسئلت می‌کنیم.
از طرف…

متن ظلم پدر به فرزند

جناب آقای… / سرکار خانم…
در غم از دست دادن عزیزان به سوگ نشستن صبری عظیم می‌خواهد. برای شما و خانواده محترمتان صبر و شکیبایی و برای آن عزیز درگذشته غفران و رحمت از خداوند خواستارم.
با احترام
از طرف…

متن ظلم پدر به فرزند

همکار عزیز…
درگذشت فرزند دلبندتان موجب تأسف و تاثر شد. این مصیبت را به جنابعالی تسلیت می‌گویم .برای آن عزیز سفر کرده رحمت و مغفرت و برای شما و خانواده محترمتان صبر و شکیبایی از خداوند تبارک و تعالی مسئلت دارم.
از طرف…

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *