متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

متن کوتاه در مورد اموات مرده و مردگان فوت شدگان رفتگان [ گلچین شده] | تاو بیو

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

༺ دنیـا دیـد من دقیـقا چـہ چیـزایـے رو دوست دارم،همونا رو ازم گرفـت ༻ # دلتنگی # اموات

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

‏مهربون باشید زندگی پر از خداحافظی های غیر منتظره ست… # دلتنگی # اموات

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

🥀🖤جوان نازنین در خاک رفتی🖤🥀
🥀🖤 از این دنیای غم غمناک رفتی🖤🥀
🥀🖤زدی آتش به جان دوستدارن🥀🖤
🥀🖤چوگل پاک آمدی و پاک رفتی🥀🖤
# اموات

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

« خاطِرات میمانَند..! » # اموات # خاطره

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

سخته فراموش کردن کسی که ..!
فراموش نشدنی های زیادی بجا گذاشته ..:) # عشق یک طرفه # اموات # خاطره

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

لالالالالالا
بخواب دنیا خصیصه
واسه،کمتر کسی خوب می‌نویسه
یکی لباش همیشه غرق خندس
یکی پلکاش تو خوابم خیسه،
یکی داره هزار و یک ستاره
یکی جز یاد تو هیچی نداره!:) # دلتنگی # اموات

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

⟪ تمومِ روزهامو با فکـرِ طُ میگذرونَم..! ⟫ # عشق یک طرفه # دلتنگی # اموات

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

خدایا، دردی که دادی با صبری که بهم دادی یکی نیست🖤 # اموات

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

 

🖇- گویا که جهان بعد تو زیبا شدنی نیست 🖤✋

  # عشق یک طرفه # اموات

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

من صبورم اما
آه این بغض گران
صبر چه میداند چیست !
# ادبی # دلتنگی # اموات

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

فراموش کردنش یه آلزایمر قوی میخواد(: # عشق یک طرفه # اموات

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

ماه من رفت ماهت بمیرد آسمان # اموات # دلتنگی

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

‹ ای آنکه دوست دارَمَت اما ندارَمَت…
جایت همیشه در دِل مَن دَرد می‌کند🌱› # عشق یک طرفه # دلتنگی # اموات

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

بعد پرپر شدنت ای گل زیبا چه کنم
من به داغ تو جوان رفته زه دنیا چه کنم
بهر هر درد دوائیست به جز داغ جوان
من به دردی که بر او نیست مداوا چه کنم
# فوت شده مرحوم # اموات

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

« جايِ خالیت شده تو دلم یه لخته يِ خون! » # عشق یک طرفه # دلتنگی # اموات

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

کاش مث بچگیا میشد کفشاتو قایم کرد که نری :)💔 # دلتنگی # اموات

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

بُـــــغـــــض یـــــعــــنـــی: اَِوَِنَِیَِ کَِہَِ بَِہ خَِاَِطَِرَِشَِ زَِنَِدَِگَِیَِ مَِیَِکَِرَِدَِےَِ رَِفَِتَِ…

 

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

بهترین ها زودتر ميميرند… # دلتنگی # زندگی # اموات

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

رفتی و بی تو هر شبم ، شام غریبانه
دل یاد جانانه ،غمگین و نالانه …🥀🖤
# دلتنگی # اموات

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

رفیق دوران سختی من مرا تنها گذاشتی و ی دنیا خاطره کنارم تنها ماند خوشا حال تورا که هرشبم را باحال تو سر میکنم خوشا مستی ان شب تو که هرشبم را بامستی تو سر میکنم خوشا عشق تورا که هرشبم را با عشق تو به سر میکنم میخواهم گویی مانند تو شوم نگذارم تنها بمانی و بی معرفتی نمیکنم مانند تو که انقدر سریع رفتی که تمام دنیای ما شد ی پلک زدن حال من مانده ام با یک دنیا غم با یک دنیا خاطره خاطراتی که حتی خنده هایش از صدتا گریه تلخ تر است # اموات

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

یک سال از غروب … عزیز گذشت، دست تقدیر او را از باغ زندگی جدا کرد و جز مشتی خاک بر ما باقی نگذاشت. یک سال از پرواز معصومانه‌اش گذشت،این یک سال را با یاد و بی حضورش، چه تلخ و مبهوت به پایان بردیم و در فراقش چه خون‌ها که از دل چکید و چه اشک‌ها که بر رخ دوید، هنوز به یادش اشک می‌ریزیم تا شاید آرام گیریم و با حضور یاران رفتنش را باور کنیم.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

خداوند اجر بی‌پایان به شما عطا فرمایدکه یک سال است پدر عزیزتان را به آغوش خاک سپرده و صبورانه در سوگش نشستید. تسلیت ابزار روح آدمی برای ابراز رنج و اندوه است، تسلیت ما را پذیرا باشید.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

می‌دانم حتی اگر یک سال یا چند سال هم بگذرد، داغ درگذشت … فراموش نمی‌شود و عظمت هیچ صبری از وسعت غم نزدیکترین عزیزان نمی‌کاهد، فقط کنار می‌آییم و یاد می‌گیریم به تلخی‌ها نیندیشیم. روحش شاد.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

یک سال از درگذشت پدرتان سپری شده و ما هنوز یاد روزهای بودنش را عزیز می‌داریم و لحظه‌های سنگینی هجرانش را به سوگ می‌نشینیم باشد که در نظرت افتد.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

گذشته سالی و رویت ندیدیم
گلی از گلشن رویت نچیدیمرسیده سالگرد تو ولی ما
به قدر سال‌ها محنت کشیدیم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

یک سال از وداع ناباورانه‌اش گذشت !سالی که با تحمل هجرت تو مبدل به قرنی شد و چشمان خسته ما به امید بازگشت تو مانند دو شمع سوخته جان، همچنان به راه است. اندوه رفتن تو بسیار گران و درد فراقت طاقت فرساست و ما تنها با خاطره خوبیها و محبتهایت آن را تحمل می‌کنیم. باشد که ما نیز ذره ای از آن همه محبت و انسان دوستی و مردم داری را در وجود خود پرورش دهیم.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

روزها رفت و گذشت و در اندیشه باز آمدنت،لحظه ها طی شد و مرد!و نگاهم هر روز، باز هم با همه شوق، کوچه ها را پایید.مثل آن روز که می آمدی از دور … دریغ!دل من در غم هجران تو ای خوبترین، چه بگویم، چه کشید …آه یک سال گذشت

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

یاس‌ها عطرشان را از بوی تن تو به عاریت می‌گیرند
شبنم گل واژه اشک‌های توست
ای شقایق دشتستان صبوری
ای هم آغوش پروانه‌ها
ای صفای گل سرخ
ای نرگس عشق
تو از همه گل‌ها زیباتر و از همه آن‌ها خوشبوتری
در سالروز یاد تو عطر همه گل‌های شکفته را نثار وجودت می‌کنیم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

یک سال است که طنین صدای گرمت در فضای خانه نمی پیچد و ناباورانه جای خالی ات را نگاه می‌کنیم و به آستانه در چشم دوخته ایم اما افسوس دیگر سعادت دیدار تو را نخواهیم داشت. ای کاش می‌توانستیم احساسمان را بیان کنیم. اگر دریاها جوهر و درختان جملگی قلم گردند، باز هم نمی‌توانیم بزرگواری، فداکاری و ایثارت را بر صفحه کاغذ بنگاریم!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

یکسال است که دلتنگی های غروب را با بودن در کنار مزارش، سپری می کنیمو در نهایت ناباوری، باورمان شده که او دیگر نیست، دیگر نمی آیدو دیگر نباید منتظرش باشیم، دیگر آن شمع فروزان را نمی بینیمولی طنین صدای دلنشینش همچنان در گوش ماو مهربانیش در قلب ما و زیبایی چهره اش در یاد ماست

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

یک سال از غروب ناباورانه عزیزمان گذشت،
دست تقدیر او را از باغ زندگی جدا کرد
و جز مشتی خاک بر ما باقی نگذاشت.
یک سال از پرواز معصومانه اش گذشت،
این یک سال را با یاد و بی حضورش
چه تلخ و مبهوت به پایان بردیم
و در فراقش چه خونها که از دل چکید
و چه اشکها که بر رخ دوید،
هنوز به یادش اشک می ریزیم
تا شاید آرام گیریم
و با حضور یاران رفتنش را باور کنیم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

یک سال می‌گذرد و می‌سوزیم و به هر جا می‌نگریم، خاطره‌ای از تو در خیال ما شکل می‌گیرد؛ یک سالی است که سنگ صبور خود را از دست داده‌ایم و نگاه پاکش را دیگر نمی‌یابیم. چه سخت است فراق کسی که یاد و روحش همیشه در کنار ماست و او خود نیست.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

یک سال است که شما … عزیزتان را از دست داده‌اید. وقتی ما عزیزی را در این دنیا از دست می‌دهیم، فرشته‌ای در بهشت نصیبمان می‌شود که همیشه مراقب ماست. آرام خاطر باشید در اینکه فرشته‌ای دارید که الان برشما نظاره گرست. سالگرد درگذشت … را تسلیت عرض می‌کنم.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

یک سال از عروج ناباورانه … گذشت
این یک سال به ما بی تو یک قرن گذشت
دست تقدیر او را از باغ زندگی جدا کرده، و جز مشتی خاک بر ما باقی نگذاشت
یک سال از پرواز معصومانه اش گذشتاین یک سال را با یاد و بی حضورش
چه تلخ و مبهوت به پایان بردیم
و در فراقش چه خونها که از دل چکید
و چه اشکها که بر رخ دوید
هنوز به یادش اشک می ریزیم
تا شاید آرام گیریم
و با حضور یاران رفتنش را باور کنیم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

یک سال از وفات پدرتان / مادرتان / …تان گذشت؛ او که دانشش، خانه‌ها را استوار و راه‌ها را هموار می‌ساخت؛ او که مهربانی را گسترده می‌خواست و انسانیت را ستایش می‌کرد؛ هیچکس چون او سرود زیبای یاری رساندن بر قله‌های رفیع عشق را بی هیچ ادعا و بی‌هیچ چشمداشتی فریاد نمی‌کرد و آنگاه که باید یاری می‌شد، هیچکس را یارای یاری رساندن به او نبود. سالگرد درگذشتش تسلیت باد.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

یک سال می‌گذرد و می‌سوزیم و به هر جا می‌نگریم، خاطره‌ای از تو در خیال ما شکل می‌گیرد؛ یک سالی است که سنگ صبور خود را از دست داده‌ایم و نگاه پاکش را دیگر نمی‌یابیم. چه سخت است فراق کسی که یاد و روحش همیشه در کنار ماست و او خود نیست

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

در این یک سال روزها را چه غریبانه به شب رساندیم، فریاد را در سینه خفه کردیم و اشک را خوراک روز و شب کردیم. چه سخت است در دل گریستن و به زبان هیچ نگفتن و تکیه‌گاهی مطمئن را از دست دادن! سالگرد درگذشت … گرامیتان را تسلیت عرض می‌کنم.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

یک سال که هیچ، قرن‌ها می‌گذرد و یاد … عزیزتان در تک تک اجزای جانمان می‌ماند. جز آن که مرا مرگ، به یغما ببرد. سالگرد وفات ایشان را تسلیت عرض می‌کنم.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

چه آرام و بی صدا ما را تنها گذاشتی و ما چه بی قرار و ناباورانه دلمان تا ابد همیشه هوای آغوش گرم و پر مهرت را خواهد کرد و دلتنگ لحظه‌های با تو بودن خواهیم بود. سالگرد پرواز … عزیز را تسلیت می‌گوییم.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

یکسال است که دلتنگی‌های غروب را با بودن در کنار مزارش، سپری می‌کنیم و در نهایت ناباوری، باورمان شده که او دیگر نیست، دیگر نمی‌آید و دیگر نباید منتظرش باشیم، دیگر آن شمع فگردان را نمی‌بینیم ولی طنین صدای دلنشینش همچنان در گوش ما و مهربانیش در قلب ما و زیبایی چهره‌اش در یاد ماست. سالگرد وفات … را تسلیت عرض می‌کنم.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

سالی گذشت و باغ دلم برگ و بر نداشتمن ماندم و شبی که هوای سحر نداشت

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مرگ موهبتی است الهی،  که به قامت هر موجود زنده ای می‌نشیند
بشریت از این قاعده مستثنی نیست و ما نیز از آن غافل هستیم
چه سخت است باورش، تحملش، جدا شدنش و ندیدنش
ولی چه می‌شود کرد، باید در برابر مشیت الهی سر تسلیم فرود آورد
و فقط یاد و خاطرات او جاودانه در دل دوستدارانش باقی خواهد ماند
امید که در جوار رحمت پروردگار آسوده و آرام بیارامد و از آمرزش حضرت حق بهره‌مند شود

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

ای کاش رفتن … عزیزتان را بازگشتی و فراق ایشان را صبری و دریای دردمان را مرهمی بود. یک / دو / … سال پیش به صفای وجودش و امگرد به اعتبار نام نیکش می‌بالیم. اولین / دومین / …مین سالگرد هجرت ابدی مرحوم … را تسلیت می‌گویم. روحش شاد و یادش گرامی

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

سالی گذشت و ما همه محزون آن شبیمکز داغ جانگداز فراقت به سر زدیمپدر به وسعت بیکران دریای مهر تودر خون نشسته و در غم شناوریم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

در سالگرد درگذشت … گرامی‌تان سجده شکر به درگاه پروردگار فرود می‌آوریم که توفیق صبر بر مصیبت را به شما ارزانی داشتی. همواره به یاد انسانی هستیم که زیباترین‌های زندگی را در ذهنمان جاودانه ساخت.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

آدم ها آنقدر زود عوض می شوند
آنقدر زود که تو فرصت نمی کنی به ساعتت نگاهی بیندازی
و ببینی چند دقیقه بین دوستی ها تا دشمنی ها فاصله افتاده است…

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

باغی که در آن آب هوا روشن نیستهرگز گل یکرنگ در آن گلشن نیستهر دوست که راستگوی و یکرو نبوددر عالم دوستی کم از دشمن نیست

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

بنام دوگل بهشتیکی عشق و دیگری سرنوشتبه قلم گفتم بنویس ؟هرچه دلش خواست نوشتما را خاک پای دوست ،دوست را تاج سر ما نوشت . . .

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

در میان این همه شلوغیاگر یک رفیق باشدیک نفر تو را بفهمدبس است …

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

آنان که دوستی و محبت رابه زندگی خود راه نمی‌دهند،به آن می مانندکه طلوع خورشید را مانع شوند.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

اون که بلندت می کنه، وقتی افتادیدنبالت می گرده، وقتی گم شدیبیدارت کنه، وقتی خوابینزدیکت بباشه ، وقتی بهش احتیاج داریباهات بخنده، گریه کنه، آرزو کنه،بجنگه و در عوض هیچی نخواد به غیر از خود تو …بهش می گن دوست؛… یک تیکه از زندگی…

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

دوستی به حرف و شعار نیست
خیلی از شما به هنگام سختی طوری پشت آدم را خالی می کنید
که انگار به کاه تکیه داده بودی

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

من اگه می فهمیدم آدما موندنی نیستن
هیچ وقت سعی نمیکردم اونا رو از خودم راضی نگهدارم
و به همه شون میگفتم
گور باباتون…

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

یه عده آدم هستن که میفهمن که نفهمن اما نمی فهمن که میفهمیم نفهمن!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

هرگز لذت های خوش زندگی خود را صرف آدم های بی لیاقت نکنید
زندگی قانون لیاقت هاست
بعضی ها انقد بد شده اند که اسم دوستی را هم خراب کرده اند…

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

با هر رنگی رفاقت کن
اما رفاقت را رنگ نکن

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

نیاز نیست اطرافمون پر از آدم باشد
همون چند نفری که هستند آدم باشند کافیه!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

به بعضیام باید گفت
نمیخواد ریشاتو درست کنی،
ریشتو درست کن..

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

دوستی با هر که کردم،
جز نامردی ندیدم
در حیرتم آیا اصلا دوستی به معنای واقعی
وجود خارجی دارد؟!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

رفیق مثل کفش و رفاقت مثل جاده
چقد سخته وسط جاده بفهمی پا عریانی..

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

پشت سر بعضیا نباید اب ریخت
باید سیفونو کشید..!!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مردم این روزها قیمت هر چیزی رو میدونن
ولی ارزش هیچی رو نمیدونن..!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

شاید خدا به عشقی که ما به پدربزرگ مان داشتیم غبطه میخورد برای همین او را از ما گرفت تا فقط عشق محض را نسبت به او داشته باشیم و فقط قلب مان را به او گره بزنیم. پدربزرگم با مهربانی هایش کاری کرد که ما او را خدای دومی بدانیم که وجودمان وصل است به وجودش و قلب مان گره خورده به قلبش.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

پدربزرگ جانم، خدانگهدارت باشد. تو با کوله باری از تجربه از میان ما برای همیشه رفتی و این رفتنت چقدر سخت تمام می شود. هنوز مانده بود تا به ما درس زندگی را کامل بیاموزی، هنوز مانده بود تا به ما نصیحت هایت را به اتمام برسانی و مسیر واقعی و درست را که بر اساس تجربه ات شناخته بودی بشناسانی اما چه حیف که دنیا فرصت را بر تو تمام شده دید و تو را پیش خدا برد.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

دلتنگتم، آقاجان، میشه برگردی؟ دلتنگ تموم مهربونی ها و حرفای قشنگتم، دلتنگ تموم نصیحت هایی که به من میکردی، دلتنگ تموم خاطره هایی که برام از گذشته تعریف میکردی. چرا منو تنها گذاشتی؟ تو مگه بهترین دوستم نبودی؟ مگه بهترین رفیقم توی زندگی نبودی؟ حالا با رفتنت رفاقتت رو ثابت کردی! نمی تونم باور کنم که ندارمت و دیگه نمیتونم صدات رو بشنوم. بابابزرگ، کاش می بودی و من میفهمیدم که تموم این اتفاقاتی که تجربه کردم همشون یه کابوس بوده، یه کابوس وحشتناک که در اون فوت پدربزرگم رو میدیدم.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مرگ پدربزرگ
تاریک شد هوا و تو رفتی به شهر نور
بی درد و ترس کردی از این زندگی عبوراز آن زمان که فاصله افتاد بین ما
هر شب به یاد قبل تو را می‌کنم مروریک چهره داشتی پر از احساس‌های ناب
یک قلب مطمئن پر از ایمان و عشق و شوردستی که از لطافت بسیار پینه داشت
عمری پر از شرافت و از کینه‌ها به دوررفتی اگر چه از نظر چشم ما ولی
از یاد ما نمی‌رود آن چشمه صبورگفتی نمی‌دهد به کسی مهلتی اجل
خوابیده این شتر در هر خانه‌ای به زور

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

جناب آقای … / سرکار خانم …
درگذشت پدربزرگ گرانقدر جنابعالی را که سراسر عمر پر برکتش را در راه نیک‌کرداری و اخلاق انسانی سپری کرد، تسلیت می‌گوییم و از خداوند تعالی برای آن مرحوم علو درجات و برای بیت مکرم‌شان صبر و اجر مسئلت می‌کنم
با تقدیم احترام، از طرف …

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

کردار انسانی پدربزرگ مرحومت و مهربانی‌های او فراموش نخواهد شد. زندگی گذرگاهی است که آدمی زاده برای کمال بخشیدن به خویشتن خویش در آن فرود آمده است. اگر در سوگ پدربزرگتان بی‌قراری نکنید همه خصال نیکوی او را باور خواهند کرد که نوه شایسته‌ای چون شما زیبنده آن مرحوم خواهد بود.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

کوچ پدربزرگ به دیار باقی یکی از غم انگیزترین کوچ‌هاست
او که می‌رود انگار تمام شهر خالی می‌شود
درگذشت پدربزرگ بزرگوارت را تسلیت عرض نموده
و از خداوند منان رحمت واسعه برای ایشان
و صبر و سلامتی برای تو را خواهانم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

درگذشت پدربزرگت مرا اندوهگین کرد. خدا ایشان را بیامرزد و پدر و مادرت را برایت نگه دارد. همیشه استوار و برقرار باشید.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

غم از دست دادن پدربزرگت را به تو و خانواده‌ات تسلیت می‌گویم. برای روح آن بزرگوار آمرزش و برای تو و پدر و مادرت آرامش و شکیبایی از خدا می‌خواهم.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

تنها به سوی خداوند بازگشت که بالاترین آرامش روح آدمیست
اگرچه اندوه بزرگی بر قلب ما سنگینی می‌کند
از خدا می‌خواهیم او را در سایه رحمت جاویدانش قرار دهد
و ما را برای دیدن جای خالی آن عزیز شکیب سازد

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

رفتی ز دیده و داغت بـه دل ماست هنوزهر کجا می‌نگرم روی تو پیداست هنوزآن قدر مهر و وفا بر همگان کردی تونام نیکت همه ی جا ورد زبان‌هاست هنوز

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

پدربزرگم رفت…همین…رفیقم رفت…مرد بودو مردیش همیشه هست

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

سبک‌بالان به سهولت پرواز می‌کنند و پدربزرگ پاک شما این‌گونه بود که پروانه روحش به اعلی علیین پرواز کرد
پرواز ملکوتی پدربزرگ بزرگوارتان سیر در راه خداست و این باور اندکی از غم شما خواهد کاست

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

همسرم می دانی که عاشقتمپدربزرگتان آزادمردی سبک‌بال بود که در سیر الی الله صعود کرد چرا که روح‌های پاک به آسانی از خاک دل می‌کنند تا به افلاک برسند. رفتار انسانی پدربزرگتان او را به اعلی علیین برده است. جای روح پاک صفاکیش پدربزرگتان در آستان جانان باد.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

همسر عزیزمپدربزرگتان که جان پاکش بر بال نسیم صبا، اسب راهوار خویش را به فردوس برده است تا با کردار انسانی‌اش در محضر دوست بیارامد. چرا که آن کسانی که از فیض رحمت الهی بهره برده‌اند و دست سبز سیادت بر تارک دارند جز بر خوان نعیم دوست مهمان نخواهند بود.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

خبردار شدیم که پدربزرگتان به رحمت خدا پیوستآرزو می کنیم که وسعت صبر خانواده ی این دوستان عزیز به اندازه ی دریای غمشان باشدبا هم دعا کنیم تا خداوند بزرگ روح عزیز از دست رفته را قرین رحمت کند و خوب از این میهمان جدید پذیرایی کند.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

درگذشت پدر بزرگ فرهیخته و عزیزت
را به شما و خانواده گرامی تسلیت می‌گویم
اندوه جانسوز ما در برابر این مصیبت بزرگ
در واژه‌ها نمی‌گنجد
برای آن مرحوم از خداوند منان رحمت و مغفرت خواستارم
روحشان با بزرگان محشور باد

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

زندگی رانفسی ارزش غم خوردن نیست و دلم بس تنگ است،بیخیالی سپر هردرد است باز هم میخندیم، آنقدر میخندیم که غم از رو برود.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

شلوار چهار سالگیت رو بپوش ! ببین چقدر تنگ شده براتاندازه همون دلم تنگ شده برات !

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

آنچه از من تا تو گسترده شده، فاصله نیست، دنیاییست پر از “دلتنگی”

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

دلم بهانه میکند طلوع دیدن تورا ، تا به کجا دلم کشد حسرت دیدار تورا.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

بی تو این فاصله ها طاقت من را برده / ساعتم زنگ زده ، عقربه هایش مردهکاش باور کنی از دوری تو دلتنگم / این دل خسته ام از دوری تو پژمرده . . .

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

فریادها را همه میشنوند هنر واقعی شنیدن صدای سکوت است. بیصدا به یادتم..

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

هرچه دلدار بکرد با دل ما خوش باشد / خوش بسوزد دل ما گر دل او خوش باشد
ما که رفتیم ولی یاد دلش در دل ماست / خوش بمانم که اگر بی دل ما خوش باشد.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

دلتنگم و دیدار تو درمان من است / بی رنگ رخت زمانه زندان من است
بر هیچ تنی مباد و بر هیچ دلی / آنچه از غم هجران تو بر جان من است

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

دیگه به نبودت عادت کرده بودم
خو دمو با خیالت راحت کرده بودم
دو باره زد به سرم شعر دلتنگی بگم
برای دل خو دم شعر غریبی رو بگم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

زندگی قشنگه اگه با تو باشه… مرگ قشنگه اگه برای تو باشه… دلتنگی قشنگه اگه به
خاطر تو باشه… من قشنگم اگه با تو باشم اما تو هرجور که باشی قشنگی

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

نوازشگر خوبی نبودی
سفید شده !
تار مویی را که قسم خوردی با دنیا عوضش نمیکنی . . .

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

ﺩﺭﺩﯾﻌﻨـﯽ :
ﺍﻣﺸﺒــﻢ ﻣﺜــﻞ ﺷﺒــﺎﯼ ﺩﯾﮕـﻪ
ﺭﻭ ﺗﺨﺘﺖ ﺩﺭﺍﺯ ﺑﮑﺸـــﯽ
ﺁﻫﻨﮕــــ ﺑــﺰﺍﺭﯼ ﻭ ﺑـﺎﺯﻡ ﻓﮑــﺮ ﮐﻨــﯽ
ﺑـﻪ ﺣﺮﻓﺎﯾـــﯽ ﮐــﻪ ﺑﺎﻫــﻢ ﻣﯿﺰﺩﯾــم…
به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ خیلی همراهم بودی….
به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ حتی یه نگاهش برات یه دنیا ارزش داره…
به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ چقدر باهم دعوا کردیم و آشتی کردیم…
به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ کلی حرف توی دلت میمونه و نمیتونی بهش بگی…
ﺑﻪ ﺍﯾﻨـﮑـﻪ….
لعنت به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ ها….
ﻭ ﻣﺜـــﻞ ﻫﻤﯿﺸــﻪ ﭼﺸﻤــﺎﺕ بایــد ﺗﻘﺎﺻـــ ﭘﺲ ﺑـــﺪن…

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

از من ک گذشت…اما اگر باز درسرت هوای خداحافظی داشتی از همان ابتدا سلامی نکن…

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

دوستت دارمهایت ” را به بــــــــاد می سپارم
بگذار تمامی ِ کودکان جهان غرق شوند در
شادی ِ ترکاندن حبابهای ذهن نارنجی تو …. !

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

تجربه کافه رفتن دو نفره ندارم
اما تا دلت بخواهد، تنها قدم زده امتنها کافه رفته ام
تنها در باران چرخیده ام
تنها با مشکلات جنگیده ام
هیچ سلیقه مردانه ای
در خرید لباس هایم دخیل نبود
نمیدانم دو نفره شدنه این تجربه ها چقدر قشنگ استاما تا به امروز راضی بوده ام
و با تمام تنها بودنم
میتوانم از ته دلم بخندم
فقط خدا میداند تا کی قرار است
خودم حال خودم را خوب کنم…سیما_امیرخ

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

گذاشته ام همه خیآل کنند
از یآدت برده ام
پنهآنی دوست داشتنت
حآلی دارد که نپرس

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

و …
« چه حرفهایی »
که در میان حنجره‌ ام
دق می‌کند…

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

پی نبری به جان ما بس که مثال خنده ام
غم نرسد به چهره ام گرچه خراب عالمم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

شنیده ام ز پنجره سراغ من گرفته‌ای
هنوز مثل قاصدک میان کوچه پرپرمحسین_منزوی

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

من مانده ام
اگر موهایت نبود
باد را چگونه نقاشی میکشیدم…

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

تمام زندگی ام پشت سرم است.
تمامش را می بینم
شکلش را و حرکات آرامش را که مرا تا اینجا کشانده اند می بینم.
مطلب کمی می شود درباره اش گفت: بازی باخته ای است، فقط همین.
ژان پل سارتر

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

پروردگارا !
تمامِ حرفهایی
که در سـرم هست
ده‌ هـــا کتــاب مـی شود،
امّـــا تمام چیزهایی که در دلـم هست،
در دو کلمه خلاصه میشود :
” شکرت و سپاس”

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

یکی میرود،ویکی هرروزاز خودش میپرسدمگر خودش
مرا انتخاب نکرده بود ..؟!آهای سنگ نزن
روی این شیشه دلی کنده شده سنگ نزن
فکر ِ تعویض خودت باش مرا رنگ نزن
دوست دارم نفسم با نفست باز شود
قدمی پیش بیا …..صحبت فرسنگ نزن
داده ام روی دلم عکس تو را گل بکشند
روی این شیشه دلی کنده شده سنگ نزن

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

تَمامِ دلتنگی هایَم را بَرایش نوشته ام؛
خَط به خَط…
روز به روز…
ساعَت به ساعَت…‌
‌امّا میترسَم!
میترسَم از اینکه بخوانَد وَ با پوزخَندی از کنارَش رَد شوَد!
میترسَم از اینکه بخوانَد وَ با یک “مرسی” گُفتَن،
تمامِ تَصوراتَم را خَراب کنَد!
میترسَم از اینکه یک نفَر قبل از مَن،
تمامِ اینها را برایَش گفته باشَد!
شُجاعتَم تا همین حَد بود؛
“بَرایَش نِوشتَن”
مَن جراتِ ارسالَش را ندارَم!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

دلتنگی می دانی چیست؟!
غرق شدن در یادت،
فکر به صدایت،
و مرور هر شب خاطراتت…
دلتنگی ساده تر از همه معانی است
دلتنگی یعنی
“تو” نباشی
و
“من” تو را زندگی کنم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مگر چند بار تکرار میشود در زندگی ام کسی مثل تو… اصلا مگر تکرار میشود ؟
باید احمق باشم که از دستت بده ام ، احمق..

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

از سر دلتنگی
به صدای
اولین نمکی که از کوچه بگذرد
می فروشم دلم را
امیرعلی_قربانی

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

نمیدانستم دلتنگی،، دل نازکم میکند…
انقدر که به هر بهانه کوچکی چانه ام بلرزد و چشم هایم خیس اشک شود..!!
نمیدانستم دلتنگی،، ضعیفم میکند…
آنقدر که کوه استوار غرورم زیر بار ندیدنت کمر خم کند..!!
نمیدانستم دلتنگی،، کودکم میکند…
انقدر که در نبودنت ساعتها گوشه ای بنشینم و با همه
دنیا قهر کنم..!!
نمیدانستم………..!!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

شب را به دوزخ سکوت
سر می کنم
و تاولهای دلتنگی
بر دلم سخت می جنبند
وعجیب آرامم میکند
ستاره ای که به نام تو
قرعه بر دلم افکندهمریم پورقلی

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

به حدی از سینگلی رسیدم
که دیشب خودم به خودم اس ام اس دادم : عزیزم رسیدی خبر بده
بعد یادم رفت خبر بدم تا صبح از نگرانی خوابم نبرد

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

چشم مستت
چه کند با منِ بیمار امشب
این دل تنگ من و
این دل تب دار امشبآخر ای اشک
دل سوخته ام را مددی
که به جز ناله
مـرا نیست پرستار امشب …

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

هیچ وقت از فاصلـہ ها نمے ترسیدم
فڪر مے ڪردم تا دلم برایت تنگ شد
خودم را سرگرم ڪارے مے ڪنم و حواسم از تو پرت مے شود
ڪتابـے بر مے دارم و مے خوانم
بـہ تماشاے تلویزیون مے نشینم و یڪ فنجان چاے را تمام مے ڪنم
خیلے ڪـہ تحمل خانـہ سخت باشد
مے روم پیادہ روے …
اما
حالا
بـہ قرآن ” دلتنگے ” دارد خفـہ ام مے ڪند …

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

ان قدر وسوسه دارم بنویسم که نگو تو کجایی پدرم؟
ان قدر حسرت دیدار تو دارم که نگو، بس که دلتنگ تو ام از سر شب تا حالا
انقدر بوسه به تصویر تو دادم که نگو، جان من حرف بزن امر بفرما پدرم
ان قدر گوش به فرمان تو هستم که نگو، کوچه پس کوچۀ این شهر پر از تنهاییست
ان قدر بی‌تو در این شهر غریبم که نگو، پدر ای یاد تو آرامش من، امشب از کوچۀ دلتنگی من میگذری؟
جان من زود بیا بغلم کن پدرم
ان قدر حسرت آغوش تو دارم که نگو
به خدا دلتنگم، رو به رویم بنشینی کافیست
همه دنیا به کنار، اگر چه از دور ولی من تو را میبوسم
ان قدر خاک کف پای تو هستم که نگو
یادت گرامی روحت شاد!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

کاش خدا یه فرصت دیگه بهم میداد
تا با پدرم بودن را بیشتر احساس می‌ کردم
کاش می‌ شد دوباره تو آغوشش برم
و بهش بگم دوستش دارم
بهش بگم بابا زندگی بی‌ تو معنا نداره
کاش می‌ شد فرصت های از دست رفته رو جبران کرد
بابا خیلی دوست دارم دلم برات تنگ شده
خدایا مواظب بهترینم باش…!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

پدر مرا ببخش
مرا ببخش که هرگز برای نبودت جلوی دیگران اشک نریختم که نکند دلشان بگیرد
مرا ببخش که عشقت به تو را پنهان کردم تا نخواهند دیگران ناراحت شوند
مرا ببخش که دلتنگیهایم برایت را پنهان کردم تا دیگران نفهمند و غم و غصه بخورند
مرا ببخش
اما من دوستت دارم
روزت مبارک فرشته قلب من
ای کاش کنارم بودی همین یک شب را
شادی روح تمامی پدران رفته صلوات

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

احتیاجی به تسبیح نیست …
دستانت را که به من بدهی …
با انگشتانت ذکر دوست داشتن میگویم …
پدرم ، دستانت ، چشمانت وصدایت را عاشقانه دوست دارم …
بیاد همه ی *پدرانی*که امسال و سال های قبل بین ما نبود این روز تبریک میگم وروحشون شاد. پدر عزیزم جات خیلی خالیه روزت مبارک پدر جانم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

پدرم ﺳﻼﻡ
ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﭼﻪ ﺧﺒﺮ؟
ﻣﯿﻬﻤﺎﻧﯽ ﺧﺪﺍ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﺸﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﮔﺮﺩﯼ؟
پدر ﺭﻭﺯﺕ ﻣﺒﺎﺭﮎ
ﻣﺮﺍ ﺑﺒﺨﺶ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﺗﺎ ﺩﺳﺘﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺳﻢ ﺍﺩﺏ ﺑﺮ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ
ﻣﺮﺍ ﺑﺒﺨﺶ ﮐﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻡ
ﻣﺮﺍ ﺑﺒﺨﺶ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﻢ ﺳﻦ ﺗﻮ ﻣﯿﺸﻮﻡ
پدرم ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ ﺍﻣﻦ ﺗﺮﯾﻦ ﺟﺎﯼ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﻮﺩ
ﮐﻪ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﯼ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺍﺵ ﺁﺭﺯﻭ ﺷﺪ
جا داره روز پدر رو به تمام پدرانی که اسیر خاک شدند و اکنون در جمع ما نیستند تبریک بگوییم
شادی روح تمامی پدران اسمانی

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

ای پدر ای با دل من همنشین
ای صمیمی، ای بر انگشتر نگین
در صداقت برتر از ایینه ایی
در رفاقت با دل بی کینه ایی
بابا ی عزیزم هنوزم تو رفاقتت حساب میکنم بیا تو خوابم که خیلیییییییی دلتنگتم
روح همه پدرای آسمانی شاد

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

به پاس اولين بوسه اي كه پدرم به رسم مهر در اولين ساعات تولد به گونه ام زد و من نفهميدم:
و به ياد سوزنده ترين بوسه ي اخر كه من به رسم وداع به صورتش زدم و او نفهميد:
يادش را گرامي ميدارم
نثار روح همه ي پدراني كه ديگر بين ما نيستند فاتحه اي قرائت كنيم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

پدر عزیزتر از جانم! قاب عکست از آن بالا به من لبخند میزند. می گویم: خدا جان! اجازه بده که فقط یکبار دیگر صدایش را بشنوم و یک بار دیگر او را در آغوش بگیرم. فیلم‌هایی که از تو ضبط کرده‌ام را می گذارم. اشک می‌ریزم و صفحه نمایش را در آغوش می‌گیرم. می‌ترسم کسی سر برسد و بگوید که دیوانه شده‌ام اما من فقط دلتنگم. دلتنگ کسی که پشت و پناهم بود.
دلتنگم برای او که تا بود، نمیدانستم امنیت و بخشش و مردانگی همه ی ي با او معنا میشود. کاش می ‌شد فرصت‌های رفته را جبران کرد، کاش می‌آمدی و من میگفتم که دیگر قدر تو را میدانم. حالا که جسم تو اینجا نیست، سعی می کنم خاطراتت را زنده کنم؛ غرور و نجابت، پاکی و صفای قدم، سنگینی سکوت و نگاه‌های نافذ تو را به خاطر می‌آورم.
ریز ریز مثل بارانهای طولانی و بی‌شتاب ساعت‌ها اشک می‌ریزم. اگر کسی اشک‌هایم را دید، به من می گوید که باید صبر کنم. چه می‌گویند؟ در مرگ تو صبر؟ این تو بودی که به من صبر را یاد می‌دادی، حالا که تو نیستی، چه کسی به من از صبر بگوید تا حرفش را باور کنم؟ نیشخند می‌زنم. خون از چهارگوشه جگرم می‌چکد اما در ظاهر صبر می کنم و اشک‌هایم را از دیگران پنهان می‌دارم.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

پدر مرا ببخش
مرا ببخش که هرگز برای نبودت
جلوی دیگران اشک نریختم
که نکند دلشان بگیرد
مرا ببخش که عشق به تو را پنهان کردم
تا نخواهند دیگران ناراحت شوند
مرا ببخش که دلتنگی‌هایم برایت را پنهان کردم
تا دیگران نفهمند و غم و غصّه بخورند
مرا ببخش امّا من دوستت دارم
روزت مبارک فرشته قلب من

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

ای کاش کنارم بودی همین یک شب را
ای پدر مهربانم اگر چه به کنارم نیستی امّا
وجود تو را همیشه در کنارم حس میکنم
و می دانم همیشه مواظبم هستی
دوستت دارم و همیشه دل تنگم
که فقط یکبار دیگه دستانت را بگیرم
و بگویم روزت مبارک بابای عزیزم…

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

برای گفتن  کلمه “بابا” دلم پر می کشه
برای گفتن این کلمه این جا بهترین جاست
این جا کـه دور از چشم خیلی هاست
بی دغدغه از عزیزترین گفتن چقدر لذت داره
دلم بینهایت براش تنگ شده
خیلی سخته
ولی بازم مجبورم برای دلخوشی مامان
لبخند بزنم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

حسرت هایی هست
که هیچ گاه از دل بیرون نمیروند
نبودن هایی هست که با هیچ بودنی
جایشان پر نمیشود …
مثل حسرت نداشتن پدر
مثل جای خالی پدر

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

چه سخت است در دل گريستن
و سخنی بر زبان نراندن
چه سخت است بدون او زيستن
و چهره پرمهر خندان، باصفا
و صميمي او را در خاک جستن
چه سخت است …

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

سلامت می کنم بابا
جوابم میدهی یا نه؟
غریب افتاده ام بابا
تو یادم می کنی یا نه؟
دعا در حق من کردی
هنوزم میکنی یا نه؟
اگر بد کرده ام بابا
جوانی بود و نادانی
نمیدونم که آیا تو
حلالم کرده ای یا نه ؟

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

پدرم تاج سرم چشم به راهت بودم
همه دم عاشق لبخند نگاهت بودم
ای فلک از چه زدی آتش غم بر جگرم
کاش جای پدرم من سر راهت بودم
ای سفر کرده به معراج به یادت هستیم
ای پدر ما همگی چشم به راهت هستیم
تو سفر کردی و آسوده شدی از دوران
همه ماتم زده هر لحظه به یادت هستیم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

این گوهر گم گشته به دنیا پدرم بود
محبوب همه یار همه تاج سرم بود
هرجا که زمن نام و نشانی طلبیدند
آوازه همه نامش سند معتبرم بود

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

از فراقت با غم محنت، هم آغوشم پدر
رفتی و از مرگ جان ‌سوزت سیه پوشم پدر
خنده و مهر و وفا و مهربانی ‌های تو
در جهان هرگز نمی ‌گردد فراموشم پدر

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

پدرم تاج سرم چشم به راهت بودم
همه دم عاشق لبخند نگاهت بودم
ای فلک از چه زدی آتش غم بر جگرم
کاش جای پدرم من سر راهت بودم
ای سفر کرده به معراج به یادت هستیم
ای پدر ما همگی چشم به راهت هستیم
تو سفر کردی و آسوده شدی از دوران
همه ماتم زده هر لحظه به یادت هستیم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

باورم نیست پدر رفتی وخاموش شدی
ترک ما کردی و با خاک هم آغوش شدی
خانه را نوری اگر بود ز رخسار تو بود
ای چراغ دل ما از چه تو خاموش شدی

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

روشنی بخش دل هر با هنر باشد پدر
بهترین سرمایه از بهر پسر باشد پدر
کس نمی ‌داند مقامش را بجز یزدان پاک
آسمان زندگانی را قمر باشد، پدر

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

پدر سنگ مزارت را به آه و ناله می ‌بوسم
به عشق و زحمت چندین و چندین ساله می‌ بوسم
اگر دنیا شود گلشن گلی جز تو نمی‌یابم
ز چشمم ژاله می ‌ریزد تو را چون لاله می ‌بوسم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

بابا غم مرگ تو زد آتش جگرم را
بشکست پدر بار فراقت کمرم را
تنها نه قدم از غم مرگ تو شکسته
داغ تو شکسته کمر و بال و پرم را
غمهای دلم قاتل جانم بود آخر
آماده اجل ساخته بار سفرم را
از جور عدو رفت ز کف عز و جلالم
چون برد فلک سایه لطف پدرم را

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

روح پاکت با امیرالمومنین محشور باد
خانه قبرت ز الطاف خدا پر نور باد
ای چراغ زندگانی، ای پدر یادت بخیر
خاطرت در باغ فردوس برین مسرور باد

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مادر عزیزم، تو همیشه در ذهن من هستی. دوستت دارم.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

نبودن هایى هست که هیچ بودنى جبرانشان نمی‌کند و آدمهایی هستند که هرگز تکرار نمی‌شوند و تو آنگونه اي مـــــــــــــــادر

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مادر عزیزم، امیدوارم که از هر کجا که هستی، مرا نگاه کنی. هر روز دلم برایت تنگ می‌شود.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مادر عزیزم، هیچ‌کس تاکنون مرا مثل تو دوست نداشته است. اکنون بدون تو احساس تنهایی می‌کنم. امیدوارم روحت قرین رحمت شود.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مهم نیست چند وقت است که تو را از دست داده‌ام. الان هم فقدان تو باعث درد و رنج من می‌شود. دلم برایت تنگ شده است.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

خیلی خوش‌شانسم که فرزند تو بوده‌ام. من همیشه تو را به خاطر می‌آورم. روحت قرین رحمت باشد.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

امروز با شاخه گلی سرخ ودستانی لرزان به دیدارت می‌آیم
این اشک هاي‌ من از سردلتنگی است
دلتنگی برای بوسه زدن بر دستهای مهربانت
کاش بودی…

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

یکی می آید یکی می رود و این قانون بقای زندگیست
اما تو که رفتی هیچکس نیامد
انگار قانون بقا هم پوچ است وقتی تو نیستی.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مامان عزیزم، از این که وقتی کنارم بودی، کمتر جمله‌ی دوستت دارم را به زبان آوردم، پشیمان هستم.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مادرخوبم غبار زمان
ناتوان‌تر از آن است
که چهره زیبایت، صدای دلنوازت و
لبخند‌های دلنشین ات را برایمان کمرنگ کند…
همیشه به یادت هستیم.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

خانه بدون تو خالی است. چرا اینقدر زود از پیش ما رفتی. دلم برایت تنگ شده است.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

هیچ چیز بدون تو مثل سابف نیست، مامان! هر دقیقه دلم برایت تنگ می‌شود. خاطرات تو تمام ذهن مرا تسخیر کرده است. اکنون در هر لحظه از زندگیم، فقط به تو فکر می‌کنم.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مامان! اگر شانس دیدن دوباره‌ی تو نصیبم می‌شد، می‌خواستم که مرا محکم در آغوش بگیری. دلم خیلی برایت تنگ شده است.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مامان چرا اینقدر زود مرا ترک کردی؟ تازه زندگی جدیدی را با تو آغاز کرده بودم. اما مرگ تو را خیلی زود از من گرفت. دوستت دارم و دلم برایت تنگ شده است.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

امروز دلم آتش گرفت ودوباره جای خالیت را حس کردم
می‌دانم جای تو خوب است
وفرشته هاي‌ آسمان امروز را برایت جشن می‌گیرند

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

دلم برایت تنگ شده است! هر ثانیه به سختی برایم سپری می‌شود. دلم می‌خواهد تو را در آغوش بگیرم. لطفاً برای یک بار دیگر برگرد.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مادر عزیزم، می‌دانم که بیماری جدی داشتی اما هیچ‌گاه فکر نمی‌کردم که این بیماری تو را برای همیشه از من می‌گیرد. دوستت دارم و دلم برایت تنگ شده است.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

راضی بودم که زندگی خودم را برای دیدن دوباره‌ی تو بدهم. دلم برای چهره‌ی زیبای تو تنگ شده است.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

اگرچه، دیگر در کنارم نیستی اما همیشه قهرمان من می‌مانی! هر وقت که راهنمایی‌هایت دنبال می‌کنم، موفق می‌شوم. دلم خیلی برایت تنگ شده است.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مهم نیست چند سال است که از پیش من رفته‌ای، همیشه دعا می‌کنم که یک بار دیگر صورتت را ببینم. دلم برایت تنگ شده است!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

هیچ‌کس نمی‌تواند جای تو را بگیرد. تو همسر فوق‌العاده‌ای برای پدرم، مادر دلسوزی برای من و مادربزرگ عالی برای فرزندانم بوده‌ای. همگی ما دوستت داریم و دلمان برایت تنگ شده است.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

اگر می‌دانستم که اینقدر زود از پیش ما می‌روی، زمان بیشتری را با تو سپری می‌کردم. دلم برای تمام عشق و علاقه‌ای که به من داشتی، تنگ شده است.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

از دست دادن مادر در این جهان بی‌رحم برای هر دختری دشوار است. هیچ‌کس مثل تو مراقب من نبود. دلم برایت تنگ شده است.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

بعد از رفتنت متوجه شدم که فرصت گفتن این که چقدر دوستت دارم را از دست داده‌ام. هر لحظه بیشتر از قبل دلم برایت تنگ می‌شود.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

روزی وجود ندارد که دلم برایت تنگ نشود. دوستت دارم و به تو فکر می‌کنم. هنوز در ذهنم با تو صحبت می‌کنم. دلم برایت تنگ شده است!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مامان عزیزم! نمی‌توانم بدون تو بمانم. پس از رفتنت، هر کاری برای فراموشی غم از دست دادنت انجام دادم. اما هر کاری که می‌کنم، نمی‌توانم این فکر را از سرم بیرون کنم که دیگر امکان بغل کردنت وجود ندارد. دلم برایت تنگ شده است.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مرگ فکر می‌کند که می‌تواند تو را برای همیشه از من بگیرد اما چیزی که نمی‌داند این است که تو همیشه در ذهنم هستی. چگونه می‌تواند تو را از ذهنم پاک کند؟ دلم هر لحظه برایت تنگ می‌شود!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مامان، زندگی بدون تو مثل سابق نیست. اکنون که دیگر با من نیستی، همه چیز به نظر سخت می‌آید.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مادر عزیزم، تا حالا نتوانسته‌ام لبخندت را فراموش کنم. تو همیشه در قلب من هستی. دلم برایت خیلی تنگ شده است!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

تو تنها مادر من نبوده‌ای بلکه بهترین دوستم هم بودی. همیشه از من محافظت کردی. هر روز دلم بیشتر از قبل برایت تنگ می‌شود.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

خاطرات زیبایی که با هم داشتیم، حتی پس از گذشت این همه سال باعث شادی من می‌شود. اما بعداً غم از دست دادنت را به من یادآور می‌شوند و این موضوع موجب می‌شود تا دوباره احساس تنهایی کنم. دلم برایت تنگ شده است!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

امروز متوجه شدم که چرا به من می‌گفتی قوی باشم. تو می‌دانستی که روزی می‌رسد که باید غم از دست دادنت را تحمل کنم. دلم برایت تنگ شده است.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

اکثر افراد رویای دیدن فرشته‌ای را دارند اما من خوش‌شانس هستم که توانستم زمان زیادی را با یک فرشته سپری کنم، مادر عزیزم، دلم برایت تنگ شده است.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مامان، عکس‌های بسیار زیادی از تو در اتاقم دارم. اما همچنان، دلم برایت تنگ می‌شود. دلم برای در آغوش گرفتنت تنگ می‌شود. مرگ تو، هر روز مرا می‌کشد.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مامان، من احمق بودم. باعث نارحتی تو شدم. امیدوارم که پسر احمقت را ببخشی. همیشه قدردان تو هستم. دلم برایت تنگ شده است.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مامان چرا مرا تنها گذاشتی؟ دلم هر لحظه برایت تنگ می‌شود. در گوشه و کنار خانه می‌توانم حضورت را احساس کنم. چرا مرا تنها گذاشتی؟ غم از دست دادنت مرا آزار می‌دهد.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

وقتی با من بودی، با تو دعوا می‌کردم اما الان تنها هستم. هیچ کس مانند تو با من صحبت نمی‌کند! پسرت خیلی تنها شده است. دلم برایت تنگ شده است، مامان عزیزم!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مادر عزیزم، تو همیشه لبخند را بر لبانم می‌آوردی، اشک‌هایم را پاک می‌کردی، در زمان خطر کمکم می‌کردی و خیلی دوستم داشتی. الان کجا هستی تا مرا تسکین دهی؟ خیلی ناراحت هستم و هیچ‌کس نیست که اشک‌هایم را پاک کند. دلم برایت تنگ شده است!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مادر عزیزم، تو همیشه نیازهای مرا برآورده کرده‌ای. تو بهترین مادر دنیا بودی. دلم برایت تنگ شده است.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مادر عزیزم، پس از مرگت، روزی نیست که به یاد تو نباشم. می‌توانم حضورت را در گوشه و کنار خانه احساس کنم. امیدوارم اکنون در جای خوبی باشی.
مادر عزیزم، خاطرات تو برای همیشه در قلب من نقش بسته است. همیشه با یادت خواهم بود. دوستت دارم.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

خانه بدون تو مثل همیشه نیست. هیچ‌کس نمی‌تواند جای تو را برای من بگیرد. دلم برایت تنگ شده است. ای کاش خداوند، زندگی دیگری به تو اعطا کند و تو را دوباره پیش من برگرداند.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مرگ تو را به جای زیبایی برده است که به آن بهشت می‌گویند. اما زندگی مرا غمگین و به جهنم تبدیل کرده است. دلم برایت تنگ شده است. تو همه چیز زندگی من هستی.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

دنیا تو را به عنوان فردی می‌داند که فوت کرده است. اما می‌دانم که تو نمی‌توانی بمیری و مرا اینجا تنها بگذاری. ای کاش روزی برسد که از خواب بیدار شوم و صدای زیبایت را بشنوم. دل پسرت خیلی تنگ شده است.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

روز به روز آسمان زیباتر می‌شود. آیا دلیل آن را می دانی؟ چون اکنون مادر من در آنجا زندگی می‌کند. مادر عزیزم اکنون یک فرشته‌ی زیبا در آسمان است. دلم برایت تنگ شده است!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مادر عزیزم، تازه قلبم از غم و اندوه پس از مرگ تو التیام یافته است. زندگی ادامه دارد و من دوباره در این مبارزه با دعای خیر تو قرار دارم. ای کاش، هنوز کنارم بودی.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

زندگی مانند یک سفر است. مردم می‌آیند و می‌روند. اما جای خالی تو در زندگی ما غیرقابل‌تحمل است. ما واقعاً دلمان برایت تنگ شده است.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مادر عزیزم، سال‌هاست که رفته‌ای. هنوز هم شجاعت دیدن عکس‌هایت را ندارم. هنوز هم دلم به شدت برایت تنگ می‌شود.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مادر دوست‌داشتنی من، سال گذشته، درس‌های زیادی را یاد گرفیتم. بدون تو، هیچ چیز آسان نیست. من نبود تو را در زندگی احساس می‌کنم. چرا ما را اینقدر زود ترک کردی؟

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مادر عزیزم، تو نه تنها یک مادر خوب بلکه انسان فوق‌العاده‌ای هم بوده‌ای. ممنون بابت چیزهای زیادی که به من آموختی. من با دعای خیر تو حالم خوب است. دوستت دارک و همیشه دلم برایت تنگ شده است.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

سایه‌ای بود و پناهی بود و نیست
شانه‌ام را تکیه گاهی بود و نیست

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

چهلمین روز است که خاموشی پدر
خاک گورت را غریبانه هم آغوشی پدر
گرچه اکنون در کنارم نیستی از حیث تن
نیست یادت را ز دل هرگز فراموشی پدر…

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

چهل روز از غروب غم انگیز گذشت
پدری که وجودش افتخار و صفا و صداقت بود
صفای بارانی بود که با صداقت می‌بارید
و دلش دریای محبت و وجودش باران کرامت بود
بهمین مناسبت بر آنیم که در روز … از ساعت … در … واقع در … گرد هم آییم
تا با یاد خاطرات جان‌فزایش، مرهمی بر زخم‌هاي‌ کهنه‌مان بنهیم…

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

روزها را چه غریبانه به شب رساندیم
فریاد را در سینه خفه کردیم
و اشک را خوراک روز و شب کردیم
چه سخت است در دل گریستن و به زبان هیچ نگفتن
و تکیه‌گاهی مطمئن را از دست دادن!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

چهل روزه صدای تو نمیاد
دلم کرده هواتو داد وبیداد
تو نیستی خونۀ دل سوت و کوره
دیوار بینِ مون این خاک گوره
پدر ای مهربونم یاور من
تو بودی عشق و ایمان باور من
فراقت ای پدر سخته برامون
مثِ جون کندنه سخته برامون
به راهی رفته ای که خیلی دوره
میون آسمون اون جا که نوره
دلم تنگه دلم تنگه دلم تنگ
غم دوریت به جونم می زنه چنگ
چرا بی رحمه بابا این زمونه
دلم کرده کباب اشکم روونه
خدا صبرم بده طاقت بیارم
که جز تو یاوری دیگر ندارم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مادرم ناله شب‌گیر تو را می‌شنوم
شکوه از عالم تقدیر تو را می‌شنوم
تا سحر زمزمه کردی ز بیداد زمان
گریه از درد زمین‌گیر تو را می‌شنوم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

چهل روز است روی خوبت را ندیدم مادرم
در فراقت شعر هجران می سرودم مادرم
کاش می مردم، نمی دیدم که رفتی زیر خاک
خاک بر سر شد مراَ زین غم که دیدم مادرم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مادرم هجر تو اندوه و غم ماست هنوز
شد چهل روز فراق غصه به دل‌هاست هنوز
دست مهرت ز سرم کوته و بیچاره شدم
آرزوی رخ زیبای تو رؤیاست هنوز

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

چهل روز است که دل‌تنگی‌های غروب را با بودن در کنار مزارش سپری کردیم
و ناباورانه روزهایمان را به شب‌هایمان گره زدیم
و شب‌هایمان را به امید آن که هلال ماهگونش را یک بار دیگر در خواب به نظاره بنشینیم به صبح رساندیم.
طنین صدای دلنشینش همچنان در گوش ما، مهربانیش در قلب ما و زیبایی چهره‌اش همیشه در یاد ماست.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

چهل روز می‌گذرد و می‌سوزیم و به هر جا می‌نگریم، خاطره‌ای از تو در خیال ما شکل می‌گیرد
مادرم چهل روز است که سنگ صبور خود را از دست داده‌ایم و نگاه پاکش را دیگر نمی‌یابیم!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

چهل روز است که می‌سوزیم و تو را نمی یابیم
نگاه پاک و مهربانت راکه همیشه بی‌دریغ نثارمان میکردی، نمی بینیم
از گرمای وجودت بی‌بهره ماندیم،
تنها با این باور که تو هنوز هم سنگ صبور ما هستی،
با تو اي مهربان، درد دل می گوییم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

خواهر عزیزم، داشتنت یکی از بزرگترین نعمت‌های این دنیا بود، اگرچه امروز در کنارمان نیستی، اما بدان که در طول این زمان سنگین و سخت نبودنت، لحظه‌ای بدون یادت نگذشت… به یاد عزیز سفرکرده و خواهر عزیزم
در چهلمین روز رفتن خواهر عزیزم، از کسی سخن می‌گویم که دوست داشتنش اندازه نداشت،
وقتی تمام کشور وجودم، سرزمین حکمرانی اش بود…

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

خواهرم دو روز دیگر
چهل روز از مرگت میگذرد و نمیدانیم چگونه تاب آوردیم چهل روز ندیدنت را….
به این امید زنده ایم که وقت مرگ بار دیگر تو را خواهیم دید
چقدر دیر میگذرند بی تو این روزها …..

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

خواهر جان
چگونه باور کنم نبودنت را…
نامت را بر کتیبه‌ای از جنس عاطفه حک خواهم کرد…
تا ابد…
تا جایی که دست زمان به آن نمی‌رسد.
تا گواهی باشد بر معصومیت و قلب پاکت…

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

هنوز باورمان نمی‌شود که چهل روز از رفتن ناگهانی‌اش گذشته است
هنوز سخت است بپذیریم آن لبخندها و مهربانی‌ها، همچون دانه‌ای در زیر خاک خفته است
اما یقین داریم یادش جوانه خواهد زد و نام و نشانش، درختی سبز و تناور خواهد شد

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

دلم تنگ است برای برادری که
پشت حرف هایش…
پشت نوازش هایش…
پشت سرزنش هایش…
پشت تمام نگاه‌های معنی دارش …
پشت لبخند‌های پراز رازش …
و حتی پشت سکوتش…
عشقی بود پنهان‌تر از تمام محبت‌ های دنیا
به یاد تمام برادران آسمانی، سالروز عروج ناباورانه برادر عزیزم را به سوگ می‌نشینم…

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

برادرم چهل شب چشم من با گریه خو کرد
چه شب‌ها با تو بودن آرزو کرد
چهل شب تا سحر نقش خیالت
کنار من نشست و گفتگو کرد…

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

برادر عزیزم چهل روز از رفتنت می گذرد، دلم برایت تنگ شده است..
تنگ که می‌گویم، نه مثل تنگی پیراهن…
دلتنگی من، شبیه حال نهنگی است که به جای اقیانوس او را در تنگ ماهی انداخته‌اند…
دلم برایت تنگ شده است…
این یعنی ریه‌های من، دم و بازدم نفس‌های تو را کم آورده‌اند…

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

ناباورانه روزها را گذراندیم،
بدون حضور او که باور داشتیم
وجود عزیزش نماد عینی شرف و مفهوم بخشایش بود
و هنوز با گذشت چهل روز، عکس او با چارچوب قاب بیگانه است
در اربعین هجرانش به زیارت مزار مطهرش می‌رویم
و با زبان اشک از اندوه روزهای فراق سخن می‌گوییم…

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

برادر جان
نامت را بر کتیبه ای از جنس عاطفه حک خواهم کرد
تا گواهی بر معصومیت تو باشد
عکست را در گلدانی از جنس عشق خواهم گذارد
تا بر بام باغ ملکوت غنچه دهد
آخرین سخنت را با برگی از لاله در کتابی از عطوفت خواهم نوشت
و شب هنگام یاد تو را به میهمانی خیال خواهم خواند

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

چهل غروب غمبار از پر کشیدنت به سوی ابدیت گذشت
و ما همچنان در بهت و حیرت لحظات خوب بودن با تو را مرور می‌کنیم
باور این همه صبوری‌مان نبود،
چهل بار چشم گشودن و ندیدن عزیز زندگی‌مان
چهل‌ها خواهد گذشت و یاد تو با ما خواهد بود

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

شد فصل بهار و شدم از غصه هلاک
دارم جگری کباب و چشمی نمناک
گل‌ها همه سر زه خاک برون آوردند
الا گل من که سر فرو برده به خاک
فرزند عزیزم نمی‌دانم که این چهل روز را چگونه بی تو دوام آورده ام، این چهل روز برایم چهل سال گذشت.‌ای پاره جگرم چه وقت رفتنت بود.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

چهل روز است که دلتنگی‌های غروب را با بودن در کنار مزارش سپری میکنم و
ناباورانه روزهایم را به شب‌هایم گره زدم و شب‌هایم را به امید آن که هلال
ماهگونش را یک بار دیگر در خواب به نظاره بنشینم به صبح رساندم.
طنین صدای دلنشینش همچنان در گوشم، مهربانیش در قلبم و زیبایی چهره‌اش
همیشه در یادم است.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

ای دل چه میدانی از او‌
ای دل چه می‌خواهی از او‌
ای دل چرا نالان شدی
از رفتنش گریان شدی
یادش همیشه زنده است
مهرش همیشه در دل است
رفتن به سوی حق صفاست
چهل روز است که او پیش خداست.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

چهل روز به جاده‌های مسدود چشم دوختیم
تا شاید برگردی،
اما تو هرگز کوچه‌های خیس و گنگ حضورمان
را به ترنم صدایت مرور نخواهی کرد!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

چهل غروب غمبار از پر کشیدنت به سوی ابدیت گذشت
و ما همان‌ گونه در بهت و حیرت لحظات خوب بودن با تو را مرور می کنیم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

گر چه چهل روز گذشت از سفرت، ای گل ما
آتش داغ (عشق) تو خاموش نشد، در دل ما
گر چه چهل روز تو خاموشی و از ما دوری
روشنی نیست دگر در دل و در محفل ما

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

ای سفر کرده به معراج به یادت هستیم
ای گل پرپر ما چشم به راهت هستیم
تو سفر کردی و آسوده شدی از دوران
ما، ماتم زده هر لحظه به یادت هستیم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

خدایا هر چی با خودم کلنجار میرم نمیتونم باور کنم این خبر تلخ حقیقت داره ، دوست عزیز تر از جانم میتونم که قلبت از این داغ سوخته ولی بدون من همیشه کنارتم ، از خدا برای آرامش دل داغدارت یک معجزه میخوام …

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

در این لحظات سخت برای تو آرزوی صبر و بردباری دارم. تسلیت عمیق من را بپذیر.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

کوچولوی شیرین ، تو از خاطر من نخواهی رفت. یاد او همیشه در قلب من خواهد بود. خداوند او را بیامرزد.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

تو و خانواده در این لحظات سخت در فکر من هستید. تسلیت من را بپذیر.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

این خبر به شدت من را غمگین کرده است. امیدوارم که با قدرت از پس این غم بر بیایی.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

در این لحظات غمگین هیچ کلمه ای نمی توان بیان کرد که خداوند روح فرزندش را قرین رحمت کند.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

بسیار از شنیدن خبر از دست دادن فرزند گلت ناراحت هستم. فکر من هر لحظه پیش توست عزیزم.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

بلبل نغمه خوان من پروازت به کدامین دیار بود،که فریاد بغضم را شکست و سکوت بی تو بودن را در گسسته ترین خط پرواز بر بال نهاد،وفراغت، زخمی بر قلب جریحه دارم فرو نشاند که تا انتهای لحظه بی تو بودن ماتم را به مهمانی آورد

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

بانهایت تاسفدر گذشت پسر گرامیتان را تسلیت عرض نموده واز خداوند متعال برای آن مرحوم رحمت وغفران وبرای شما طول عمر مسئلت دارم.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

پسرم دست اجل زود ترا پر پر کردمادرت گریه کنان خاک عزا بر سر کرددوستانت همگی از غم تو مایوسنداشک چشم همگان خاک مزارت تر کرد

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

خبردار شدیم که فرزند به رحمت خدا رفتآرزو میکنیم که وسعت صبر خانواده ی این دوستان عزیز به اندازه ی دریای غمشان باشدبا هم دعا کنیم تا خداوند بزرگ روح عزیز از دست رفته را قرین رحمت کندو خوب از این میهمان جدید پذیرایی کند

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مرگ هرموجود زنده بجزخالق یکتا و فنای دنیاخاموش شدن این شمع نورانی خدمت خانواده محترم ایشان تسلیت عرض می کنمازخداوند یکتا رفع درجات آن بزرگوار دربهشت أعلا و مزید فضل ورحمت پروردگاربی همتا برایشانوطول عمر بازمانگان آن مرحوم همراه با سلامتی و حسن عاقبت شان خواهانم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

این مصیبت را به ایشان و خانواده محترمشان تسلیت عرض می نماییمو از خداوند متعال برای متوفی طلب مغفرت و برای خانواده محترمشان صبر جمیل مسئلت می نماییم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

دلتنگی عین شکستگی رو شیشه عینکه،، هرجارو نگاه کنی می بینیش…

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

تا نیاید…تا نباشد…هیچ چیز درست نمی‌شود…

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

گاهی حجم دلتنگیهایمآنقدر زیاد میشود کهدنیا باتمام وسعتشبرایم تنگ میشود

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

“جمعه” هابه هر “نامی”که”تو”را میخوانمفقط”دلتنگی”“جوابم”را میدهد…بعد از تو …بعد از تو …بعد از تو …مگر بعد از تو قرار استاتفاقی هم بیافتد ؟؟مگر زندگی بعد از تو تعطیل نیست؟؟؟

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

تو حواس من بودی !!!از وقتی که رفتیهمه سراغت را میگیرند
هی می‌پرسند:حواســــت کجاســـــت ؟؟!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

صبح‌ها که از خواب برمیخاستم چهره زیبای تو با آن لبخند دلربا پیش چشمانم بود.حالا ولی، خانه بدون تو خالیست و دل من برایت تنگ است.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

ساعت : هزارِ نیمه شب…آنها که درد دارند ،، میدانند ،، تاصبحهزار ساعت دیگر مانده ؛) !

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

نمی شود که نمی شودبه تو فکر نکردکفر است امامثل خدا میمانی برایمهمه جا هستی تو

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

آخ که چقد دلتنگت شده امهر جا میروم هرجایی که تو نیستیانگار برایم جهنم استاین روزها بیشتر از هرکسی به بودن تو نیاز دارمای کاش بودی و مرحم زخم هایم میشدیخیلی به تو نیاز دارم خیلیکاش بودی!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

همه ی سهم من از خودمدلی ست که هر لحظهبرایت بیقرار استو هرشب بغض گلویم رادر تابوت سیاهی کهبرای آرزوهایم ساخته ام… گریستمو تو هرگز ندانستی که خاطره هایتزخم‌های مکررم بودندو نبودنتکابوس روزگارم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

نه دلگیر استنه غمگینو نه بی حوصلهگاهی فقط خستسفقط خستهخسته ازمیان فراموشی و خاطراتبودنمیان گریه و بغضبودنمیان غم و بی حوصلگیبودنمیان رفتن ها و ماندن هابودنواقعا زندگی چه واژه سنگینی ستوقتی انسان می داند تنها باید حملش کند…

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

ای آنکه دوست دارمت اما ندارمتجایت همیشه در دل من درد میکند

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

عزیز از دست رفته ام
نه توان بدسا آوردنت را دارم
نه توان فراموش کردنت را
سهم من از تو فقط دلتنگیست

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

آنچه سرنوشتدرمن جا گذاشتباقی مانده های‌ دریاستدلتنگی برای آبو توبه وسعتِ یک آهطولانی تر از خیابان های‌ تنهائیدرمن ممتد میشوی…

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

با چشم هایت حرف دارم…!می خواهم ناگفته های بسیاری رابرایت بگویماز شهریور ،از بغض های نبودنت،از نامه های چشمانمکه همیشه بی جواب ماندباور نمی کنی؟!تمام این روزهابا لبخندت آفتابی بود…امادلتنگی آغوشت… رهایم نمی کند،به راستی…عشق بزرگترین آرامش جهان است!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

میگفت عشقمثل یک بیماری میمونهکه تو هر آدمی یجور بروز میکنه،یکی بدبین میشه،یکی مهربون میشه،یکی غمگین میشه،یه سری هم از ترسِ واگیردار بودن رها میکنن میرن!من تنها حسی که دارم دلتنگیه

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

از قوی بودن خسته ام ؛دلم یک شانه می خواهدتکیه دهم به آنو بی خیال همه دنیادلتنگی هایم را ببارم …

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

زهردری هم که حرف بزنمدلتنگی تو از یادم نمیرود…گاهی غمی به وسعتِ یک عمر طول میکشد…..!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

در نگاه منیک خروار دلتنگی ستهای…! این بود مزد عشق…

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

شبکه دلتنگی نداردوقتی که از خیال…به تو نزدیک‌تر شوم…

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

ساعت دلتنگی امکوک نبودن توست…با من بگوکجاییرد نگاهت را از کدام ستاره بگیرموقتی…عطر مویت را هیچ گلی نداردو لبخندت راحتی ماه نمی داند“ تو‌ “خاص ترینشعر خدایی و من…

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

کاش دفتر خاطراتمچراغ جادو بودتا هر وقت از سرِ دلتنگیبه رویش دست میکشیدمتو از درونشبا آرزوی من بیرون می آمدی!
دلتنگی شب از جایی آغاز میشودکه باور می کنی هیچ‌کسرا نداری برای همراهی بی‌خوابی هایت.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

دلبستگی قصه دردناک آدمی ستتنها آدم است که می تواند حتیبه حضور علفی دلخوش بشود !دلبستگی هم خانواده ی اصیلی ست…برای درد ،برای دلتنگی ،برای اسارت و برای انتظار…دلبستگی بیماری خطرناکی ستکه تنها درمانش مرگ ستدلبستگی وابستگی می آوردو وابستگی یعنی برباد رفتن

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

ترجیحمیدهمتمامِ آشوب هاے دلم راکنارِ گوشَت نجوا کنمبودنٺ را لازم دارم،براے چند دقیقہ ابرازِ دلتنگی

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

پدرچه غم انگیز است گذراندن دقایق بدون حضور توبغض نبودنت هیج جا خالی نخواهد شد

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

پدر عزیزم سلام…از آسمان چه خبر؟….
مهمانی آسمان تمام نشد که برگردی…
دلتنگتم پدر آسمانیم….
کاش میشد که برگردی…

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

پدرم به چه مشغول کنم دیده و دل را که هنوز…. دل تو را می‌خواهد… دیده تو را می جوید

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو…تو کجایی پدرم…؟!آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو…بسکه دلتنگ تو ام ،از سر شب تا حالا…آنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم که نگو…جانِ من حرف بزن!امر بفرما پدرم.آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو…کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییستآنقَدَر بی تو در این شهر غریبم که نگو…پدر ای یاد تو آرامش من…!امشب از کوچه ی دلتنگیِ من میگُذری؟!جانِ من زود بیابغلم کن پدرم…!آنقَدَر حسرت آغوش تو دارم که نگو…به خدا دلتنگم!رو به رویم بِنِشینی کافیستهمه دنیا به کنار…گرچه از دور ولی، من تو را میبوسمآنقَدر خاک کف پای تو هستم که نگو …یادت گرامی ، روحت شاد

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

پدر به خواب هایم…یه شب بخیر بدهکاری!!
به گونه هایمیک بوسه!!
به شانه هایمیک آغوش!!
سرجمع حسابمان میشود««بودنت»»…کاش بودی

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

اشکها کلماتی هستند که قلب نمیتواند بگوید …
چقدر گریه کنم تا بدانی چقدر دلتنگت هستم
پدر…

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

پدر جان… دلم برایت تنگ شده !می خواهم آنقدر اشک بریزمتا غبار فاصله از قلبم تمیـــز شود .ولی می ترسم …

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

بابای خوبم!!!اجازه بده،اشک هایم را پنهان نکنم تا گواه دل شکسته ام باشد.این روزها پرنده دلم را تاب قفس دلتنگی ات نیست.می آیم به منزلت تا برایت بگویم…بابای مهربونم!نیستی تا ببینی روزگار چنان سیلی محکمی به اقبال سرنوشتم زد که تا همیشه جای سرخ بی پدری برگونه ی زندگی ام باقی بماند!بابای نازنینم!دو ساله زبانم نام تورا خطاب نکرده!چه روزها که یک به یک غروب شد و چه بغض ها که یکی یکی رسوب شد اما!!!!تو نیامدی

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

بنشینید رو به رویِ پدرتان ،دستانش را در دست بگیرید ،تا می توانید در چَشمانَش غرق شوید ..بشمارید دانه دانه خط ها و چروک هایِ زیرِ چَشمهایَش را ..دست بکشید رویِ صورتش ،ریشَش را لمس کنید ..ببوسیدَش تا زِبریِ تَه ریشَش را رویِ لبهایتان حس کنید ..مُدام با او عکس بگیرید ،حتی اگر گلایه کند که از عکس گرِفتَنِتان خسته شده ،هرچه میتوانید عکس بگیرید تا از تمامِ لحظه هایِ بودنش خاطره بسازید..خودتان را در آغوشَش بیاندازیدو نفس بکشید لحظه لحظه یحُضورَش در زندگیتان را ..و بعد دستانتان را رو به خدا بلند کنیدو شُکر کنید تمامِ لحظه ها و روزهایِ بودنَش را ..ماهایی که پدر از دست داده ایم ،خیلی خوب میفهمیم حسرتِ یک لحظه کنارِ پدر نشستن و غرق در چشمانَش شدن را ..حسرتِ یک بار هم شده بوسیدنِدست هایِ زحمتکشَش را ..حسرتِ شنیدنِ صدایِ مردانه اش را ،دیدنِ کفش هایِ مَردانه اشدر ورودیِ خانه ،شنیدنِ یک بار صدایِ کلید اَنداختنِ پدر بر قُفلِ در ..قدر بدانید بودنِشان را ،جشن بگیرید حُضورشان را ،همین روزها ،بدون هیچ بهانه ای،بلند شوید و بروید و بوسه بارانَش کنید و قُربان صدقه اش بروید ،به شانه هایِ مردانه اش تکیه دهید ،و برایِ تمامِ نفس هایش خدا را هزار بار شکر کنید … ——-روحت شاد پدرم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

سهم من از تودلتنگی بی پایانیستکه روزها دیوانه ام می کند شبها شاعر

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

دلم را هاله ی مهتاب کردمصدای لحظه ها را خواب کردمبه یاد چشمهایت ای پدر جانتمام آسمان را قاب کردم …

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

بعضی غم هاهمیشگی وتموم نشدنین سفری ابدی توونبودنت ازاون غم هاست پدرم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

هیچ غروبی
غمگین تر از غروب پدر نیست
الهی سهم همیشگی نشه این غروب غمگین….

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

به پاس اولین بوسه ایکه پدرم به رسم مهردر اوّلین ساعات تولد به گونه ام زدبه یاد سوزنده ترین بوسۀ آخرکه من به رسم وداع به صورتش زدمیادش را گرامی میدارمنثار روح همه ی پدرانیکه دیگر بین ما نیستند.فاتحه ای بخوانیم.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

پدر جان… هر صبح بیدار شدن با دانستن این که دیگر در کنارم نیستی، بسیار دشوار است. دنیای من بدون تو ناقص است. دلم برایت تنگ شده!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

دلتنگینامدیگرپاییز استوقتی باران هایشمدام نبودنت رادر کوچه ها می بارندتو نیستی وهمه ی ابر های دنیادر چشم های منزندگی می کنند پدر….!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

پدر… وقتی نباشی جمعه می‌ بارد
عصرِ وخیمی در دلش دارد
آنقدر می‌ بارد که داغش را
بر واژه‌ های شعر بگذارد !

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

بابای خوبم! دیشب توی خواب گریه کردم. بیدار که شدم، گفتند اسم تو را صدا می‌زدم. دلم می‌خواهد پیش من باشی و مرا در پناه خودت بگیری. وقتی می‌خوابم تو را می‌بینم. چقدر خوابیدن را دوست دارم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

دلتنگ شده ام..نمیدانم !شاید براۍ تو پدریا شاید براۍ دیروزهایی ڪه باتوگذشت.من از ایـنجا..صدایت میـڪنم !تو از آنــــــجا بغلم ڪن!دلــــم خیلی واست تنگ شده

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

دستان مادرتان راببوسیدقبل از آنکهسنگ سردی راببوسیدمادرتان را در آغوش بگیریدقبل از آنکهعکسش را در آغوش بگیریدهیچ چیز در دنیاارزش ” مادر”را ندارد…

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مادرم هیچوقت بمن نگفت دوستم دارد
وقت نداشت…..دستش همیشه بند بود
بند بستن بند کفشهای منکه گره زدن بلد نبودم
دستش بند دکمه ی روپوش خواهرم بود
بند مشقهای برادرم
من اما دوست داشتنش رازنگ های تفریحدر سیب قرمزی که ته کیفم گذاشته بودگاز می زدم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مادرماز دلتنگیَت کجا فَرار کنم؟کجا بروم که صدایِ آمدنت را بشنوَم؟کجا بایستَم که راه رفتنَت را ببینم؟کجا بخوابم که صدایِ نفس‌هات بیایَد؟کجا بچرخَم که در آغوشِ تو پیدا شوم؟کجا چشم باز کنم که در منظرَم قاب شوی؟کجایی؟مادرمکجایی که هیچ چیزی قشنگ‌تَر از تماشایِ تو نیست؟کجا بمیرَم،که با بوسه‌هایِ تو چشم باز کنم؟کجایی؟مادردلتنگتم مادرروحت شاد مادر

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

بدون تو، هیچ چیز مثل سابق نیست. سعی می‌کنم که بدون تو به زندگی نرمال خود برگردم اما خیلی سخت است مادر

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

وقتی بجای کلاغ در آن بازی کودکانه گفتم: مامان پـر؛ خندیدی و گفتی: من که پر ندارم!!!بزرگ تر که شدم فهمیدم، تو هم پر داشتی…

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

دلتنگتم مادر
این پاییز تو را کم دارد مادربرای قدم زدنوگرنه من آدم خانه نشینی نیستم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

تو را به خاک ندادم ،به آسمان دادمتو را به دست خداوند مهربان دادمزمین که جای قشنگی برای گلها نیستتو را به رسم امانت به آسمان دادمدلیل بارش چشمان ابری ام مادر…!همیشه لحظه باران تورا نشان دادمپس از تو زنده نماندم،پس از تو هی مُردمسر مزار تو هر روز سال جان دادمچه پشت ابر چه پیدا،همیشه پر نور استکسی که جای ستاره به کهکشان دادم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

نیستی
و دلتنگی
خیابانی‌ ست بی انتها…
که از هیچ سمتی
قرار نیست به تو ختم بشود!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

یادُ خاطرات تُ ﺷﺐ ﻫﺎ ،ﺧﻮﺍﺏ ﺍﺯ ﭼﺸﻢ ﺧﯿﺲ ﻣﻦ ﻣﯿﺪﺯﺩﺩ و بهانه ی تو را میگیردﺑﻬﺎﻧﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺻﺒﺮﯾﺴﺖﮐﻪ ﺑﻪ ﻟﺒﺎﻧﻢ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﯽ ﺩﻫﺪﺗﺎ ﮔﻼﯾﻪ ﺍﯼ ﻧﮑﻨﻢ ﺍﺯ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ …

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مادربزرگم همیشه می‌گفت:
قلبت که بی‌نظم زد، بدون که عاشقی …
اشکت که بی‌اختیار سرازیر شد، بدون که دلتنگی …
شبت که بی‌خواب گذشت، بدون که نگرانی …
روزت که بی‌شوق آغاز شد، بدون که نا امیدی …
سینه‌ات که بی‌جا آه کشید، بدون که پُرحسرتی …
دلت که بی‌دلیل گرفت، بدون که تنهائی …
امروز تو نیستی مادربزرگ، امّا …،
اما من به همهٔ اون حرفات رسیدم!
ای کاش قبل از رفتنت، چارهٔ این وقتایی که برام پیش‌بینی کردی رو هم می‌گفتی …!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

کوچه‌ خاطرات من پر از عطر اقاقی‌هاست
پر است از زمزمه دعا‌های مادربزرگ
پر است از گرمی کرسی در دل سرد زمستان
و قصه‌های شیرین و بی‌کینه مادربزرگ
و پر است از صدای خنده‌های شاد و کودکانه‌ی ما

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مادربزرگ دوست داشتنی من
بوسه بر دستان خسته تو جانم را زنده می‌کند
و دیدار تو، عشق را در دلم به ارمغان می‌آورد
خدایا کمکم کن قلب رئوف و قشنگ این فرشته زمینی‌ ات را
هرگز نلرزانم و آسمان آرزوهایش را خراب نکنم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

جمعه‌ها را بایدقاب گرفت!
درست مثل همان عکس‌های قدیمی و
خاک گرفته‌ روی دیوار
انگار جمعه‌ها ماندگارترین روز‌های آفرینش‌اند
تلخی‌ها و شیرینی‌هایش، قاب می‌شود
و می‌ چسبد به دیوار خانه دلت
مثل لبخند‌های مادربزرگ در آن عکس‌های قدیمی

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مادربزرگ عزیزم
تو گلی خوشبو از بهشت خدایی که گلخانه دلم از عطرتو سرشار است،
از تبار فاطمه‌ای و گویی وجود تو را با مهر فاطمه سرشته‌اند،
پس همیشه دعایم کن، چرا که دعایت سرمایه فردای من است.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

طاقت این روز‌های من
مدیون خاطراتی است که بوی قصه‌های شیرین مادربزرگ را می‌دهد …
این حس آشنا مرا با خود تا دور دست‌ها می‌برد …
به آغوش گرم مادربزرگ
به یاد تمام مادربزرگان آسمانی

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

اتفاق‌هایی هست که حسرت آن تا همیشه باقی می‌مانند
مثل حسرت یک بار دیگر بوسیدن دستان مادربزرگ

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

خانه‌ مادربزرگ الماس دارد
قصه‌هایش مزه ریواس دارد
در حیاط خانه‌اش احساس دارد
بر در و دیوارهایش یاس دارد
جانمازش رنگی از اخلاص دارد
سجده‌هایش رنگ و بویی خاص دارد

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

تک تک قصه‌های مادر بزرگ به حقیقت پیوست
او راست می‌گفت:
همیشه «یکی بود، یکی نبود»
گاهی «رسیدن به هم قسمت نیست»
«بالا رفتیم ماست بود»
«بودنمان راست بود»
«پائین آمدیم دوغ بود»
«عشق همش دروغ بود.»‌
نمی‌دانم این روز‌ها را از کجا دیده بودی مادربزرگ خوبم؟

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مادربزرگ عزیزم
دنیای کودکی‌ام سرشار از طنین دل‌انگیز توست،
تمام خاطرات کودکی‌ام را خط به خط با نام تو نوشته‌ام.
ای فرشته‌ زمینی همیشه تو را می‌ستایم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

گذر زمان چه بی‌رحمانه بر صورتش چنگ کشیده …
اما کلامش هنوز هم شیرین و گواراست …
او مادر بزرگ من است …
آرام و صمیمی مثل همیشه

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

یاد خانه‌ مادربزرگ بخیر،آب تنی هندوانه در حوض فیروزه‌ای، بوی نم کاهگل،ایوان و صدای غل غل سماور و تسبیح مادربزرگ …فهمیده‌ام مادربزرگ‌ها گوهری تکرار نشدنی هستند.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

صاحب قشنگ‌ترین قصه‌های دنیا
مهم نیست چقدر تار موهات سفید‌تر شده، تو برام بهترینی
دوستت دارم مادر بزرگ خوبم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

خونه‌ تو همون جاییه که من می‌تونم تمام اضطراب‌ها و خستگی‌هام رو از یاد ببرم
و دنیای قصه‌های تو برای من تکرار نشدنیه
مدیون مهربونی تو هستم مادر بزرگ عزیزم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مادر بزرگ عزیز و دوست داشتنی من
بودن آدم‌هایی مثل تو یعنی دنیا هنوز جای قشنگیه برای زندگی و بودن
دستاتو می‌بوسم و برات آرزوی سلامتی دارم.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مادر بزرگ یعنی عشق، یعنی مهربونی،
یعنی شیرینی زندگی، یعنی خنده‌های بی‌صدا،
یعنی نگاه‌های پر صدا، یعنی حرف‌های نگفته،
یعنی همه کودکی …
تو خورشید ما هستی،
بتاب و زندگی ما را گرم کن،
تمام خوشی‌ها را مدیون تو هستیم …

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مادربزرگ عزیزم
به تو سلام می‌کنم، تا خانه عروجم با دعای تو بنا شود
و دلم در آسمان آبی مهرت رها شود
لبانت پر ز خنده و دلت شاداب و سایه‌ات از سرمان کم مباد.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مادر بزرگ خوبم
تو مفهوم خرد، تجسم صبر، دریای دانش و اقیانوس تجربه هستی
از تو باید همیشه آموخت …
عمرت دراز و پربرکت باد.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

نبودن‌هایى هست که هیچ بودنى جبرانشان نمی‌کند
و آدم‌هایی هستند که هرگز تکرار نمی‌شوند
و تو آنگونه‌ای مادربزرگ …

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مادربزرگ عزیزم
تویی که در تبار معصومانه‌ نگاهت،
چشمان خسته‌ من ستاره می‌چیند.
خوش‌آهنگ‌ترین نغمه‌های هستی نثار قلب خسته و صبورت.
دوستت دارم …

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

از تمام دلتنگی‌ها، از اشک‌ها و شکایت‌ها که بگذریم، باید اعتراف کنم مادربزرگم که می‌خندد خوشبختم!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

پشت تو را انبوه تجربه ها خمیده است
و پای تو از سنگینی عبرت ها می لغزد.
تو معلّم خانواده و الگوی جامعه ای.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

جوانی شمع ره کردم که یابم زندگانی را
نجستم زندگانی را، و گم کردم جوانی را
کنون با بار پیری، آرزومندم که برگردم
به دنبال جوانی، کوره راه زندگانی را

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

پیری رسید و فصل جوانی گذشت
دیدی دلا که عمر چه سان بی خبر گذشت
ما را دگر چه چشم امّیدی به پیری است
کز پیش من جوانی با چشم تر گذشت
گر بعد من کسی نکند هیچ یاد من
این خرد و این خیال نَیَرزَد به سرگذشت
یاد از گذشته می کنم و آه می کشم
گر چه گذشته نیز به آه و شَرر گذشت

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

ما بر قامت به رکوع رفته تو سجده احترام می گزاریم
و بر دستان پینه بسته ات، بوسه مهر می زنیم
و در کلاس آموزه های زندگی تو، زانوی ادب، بغل می گیریم
و خود را وامدار مهر و محبت و صفای تو می دانیم.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

سالمندی، نشان دهنده کمال آدمی است.
آدمی پس از عمری تلاش و بندگی خداوند، قدم در مرحله ای می نهد که می تواند از فرصت و موقعیت جدیدش در راه تکمیل و تکامل و درست اندیشیدن استفاده کند و موقعیت خود را در جامعه و خانواده محکم تر سازد.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

سالخوردگی تا حدودی شبیه سفر به سرزمینی دیگر است.
اگر پیش از سفر به این سرزمین خود را آماده کرده باشید
در آن جا نیز به شما خوش خواهد گذشت …

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

پیر در پنهان هر رخداد؛
نکته ها می بیند که دیده دیگران به دیدن ان نابیناست
ما با احترام به کهن سالان؛
در حقیقت به فردای خود احترام می‌ گذاریم.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

سالمند عزیز!
نشان لیاقت خدا چند خط ساده است که بر پیشانی ات می کشد.
دست خط خدا بر هر صفحه ای که بنشیند زیبایش می کند.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

سالمندان، فکر و اندیشه ای خاص دارند که ناشی از دیده ها، شنیده ها و تجربه هایی است که در طول مدت زندگی به دست آورده اند.
برخی این اندیشه را در خود می پرورانند که به پختگی و کمال رسیده اند، اندیشمند و صاحب رأی اند و می توانند الگوی دیگران باشند.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

پیران که تجربه و مهارت دارند و پستی و بلندی روزگار را دیده اند و گرم و سرد آن را چشیده اند
الگوی مناسبی برای نسل جوان هستند.
سالمندان گنجینه های زندگی ما هستند.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

در کهنسالی، انسان عاقل و فرزانه می شود و تجربه هاي‌ خود را به نسل هاي‌ بعد انتقال می دهد.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

تو هم روزی مادربزرگ و پدربزرگ می شوی.
چشم به در می دوزی که شاید کسی بیاید و تمام لحظات تنهایی ات را پر کند.
مادر بزرگ ها و پدربزرگ های تنها را دیده ای؟
دیده ای که چطور تنهایی شان را بین عکس های سال های قبل تقسیم می کنند؟
ساعت ها می نشینند و با تنها عکسی که از عزیزی به یادگار دارند حرف می زنند و ظرف احساسشان را آرام خالی می کنند.
وقتی که حرف هایشان تمام می شود، اندوهی بزرگ در دل هایشان لانه می کند و اشک آهسته بر روی صورتشان جاری می شود.
بیایید نگذاریم پدربزرگ ها و مادربزرگ ها، اشک تنهایی بریزند.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

سالمندان، دنیایی از تجربه ها و آگاهی ها را به همراه دارند و می توان گفت تاریخی متحرک هستند.
اینان در تصمیم گیری ها و حل مسائل و دشواری ها، ورزیده و با تجربه شده اند و روز به روز بر تجربه هاشان افزوده شده و آن ها را پربارتر و کامل تر ساخته است.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

اي سالمند،
مو هاي سپید و کمر خمیده ات، حکایت از پیری وجودت دارد،
ولی دلت زنده است و امیدوار از پیمودن موفقیت آمیز راه هاي‌ پرپیچ و خم زندگی، از داشتن فرزندانی با آینده درخشان،
از این‌ که می تواني با اندوخته هاي‌ ارزشمندت، جویندگان راه را از افتادن در بیراهه ها، نجات بخشی، و دلت شاداب است و خوشحال،
از این‌ که امید بخش جوانان در زندگی هستی و مایه پشت گرمی و آرامش خاطر آنان.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

موی سپید تو، کتاب پر بهای تجربه هاست و سینه ات مالامال از آلام زندگی.
تو از غصه‌ها، قصه هاي‌ بسیار شنیده اي.
تو گنج رنج هاي‌ روزگاری و تقویم نانوشته عبرت ها.
گفته هاي‌ تو روشنی بخش راه زیستنمان و چشمان کم سوی تو، ستاره هاي‌ شبستانِ زندگی ماست.
دست هاي‌ پینه بسته ات جغرافیای دردهای زمین است و چین هاي‌ پیشانی ات تاریخ مرارت هاي‌ روزگار.
پشت تو را انبوه تجربه ها خمیده است و پای تو از سنگینی عبرت ها می لغزد.
تو معلم خانواده و الگوی جامعه اي.
ما بر قامت به رکوع رفته تو سجده احترام می گزاریم و بر دستان پینه بسته ات، بوسه مهر می زنیم و در کلاس آموزه هاي‌ زندگی تو، زانوی ادب، بغل می گیریم و خود را وامدار مهر و محبت و صفای تو می دانیم.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

سالمندی و پیر شدن و با روزگار ضعف، هم‌ آغوش گردیدن، یک جریان طبیعی و عمومی در نظام آفرینش است.
انسان نیز خواه ناخواه، زندگی را از دوران کودکی و ناتوانی آغاز کرده، مرحله جوانی و قدرتمندی را پشت سر میگذارد و بتدریج با سختی‌هاي‌ روزگار پیری و سالمندی، دست به گریبان می شود.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

قرآن کریم، مراحل سه‌گانه حیات انسان را این گونه بیان فرموده است:
«این خدای بزرگ است که، شما را از نطفه ضعیف آفرید ودر شرایط ضعف و ناتوانی پرورش داد. بعد دوران قدرت و جوانی بشما بخشید و سپس روزگار ضعف و پیری را برای شما مقرر داشت.»
بنابراین، دوران سالمندی، مانند دوران کودکی و جوانی، یک سیر طبیعی جهان خلقت انسان ودر واقع، مرحله پندپذیری، عبرت آموزی و به‌کارگیری تجربیات دوران‌ هاي‌ گذشته است.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

سرای سالمندان
در آن آیینه ی پیرشکسته
نگاهش پر ز حسرت روح خسته
خودم را دیدم و فردای خود را
غمی از حسرتش بر دل نشسته
ز دل آهی کشید از درد دنیا
از آن دلگیر جا ی تنگ و بسته
مگر این غیر فردا های من بود؟
به او گفتم بگوید از گذشته
اما جز آه او چیزی  ندیدم
در دل را به روی غیر بسته
سکوتش سخت سنگین بود و گویا
به عکس قاب کهنه خیره گشته
چروک دست و پیشانیش میگفت
امید از زنده بودن هم گسسته
خداوندا چگونه زیست باید؟
که در پایان نباشم دل شکسته
عبور ما چه سان باشد از این راه؟
رها از بند غم باشیم و رسته…

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

پشت پنچره
درخت سرو پیری
سال هاست مهمان خانه تنهایی مان
چمدان هایی پر از بودن و کفش هایی بدون برگشت دیده است
سنگ فرش این خانه با چشم هایی منتظری چیده شده است
و من خسته از انتظار بر روی نیمکتی می نشینم
که درد دل ها شنیده است

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

بی تاب بوی ناب حرم هستم ،دستم دخیل پنجره فولاد استمادربزرگ نیستی اما باز ،دلتنگی ام به یاد تو افتاده ست

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

در باز شدحیاط خانه مادربزرگآب تنی هندوانهدر حوض فیروزه ایبوی نم کاهگل ایوانو غُل غُل سماوربر تخت چوبی روی حوضدراز میکشممست بوی رزی سرخدهانم پر از طعم گس آسمانمادربزرگ لاغر تر از همیشهخوابیده بر تختیکه بوی درد میدهد

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مادربزرگ مادر بزرگ کجایینگو که توی خواب قصه هاییچشمای ما به راه تو نشستهتو این هزارو یک شب جدایی

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

زمين باير دل را نهال عشق مي كارم
به پايش هر شب و هرروز سيل اشک مي بارم
ازآن سرمست يک روزي درختي مي شود سرسبز
كه بر آن حک كنم مادر هميشه دوستت دارم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

میدونی دلتنگی یعنی چی؟
دلتنگی یعنی این که بشینی به خاطراتت با مادرت فکر کنی
اونوقت یه لبخند بیاد رو لبت ولی چند لحظه بعد…
شوری اشک های لعنتی، شیرینی اون خاطره ها رو از یادت ببرند.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مــــادر که بود، همه ی بودند
بند رخت پر بود از پوست زندگی

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

تنها بهانه ام برای روزهای زرد و خیس
نگاه خدا و دست هاي‌ تو بود

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

ﺩﻟﻢ ﻣﺎﺩﺭ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ و ﺑﻮﯼ ﮔﻞﻫﺎﯼ ﭼﺎﺩﺭ ﻧﻤﺎﺯﺵ ﻭ ﺻﺪﺍﯼ ﭼﺮﺧﺶ ﭼﺮﺥ ﺧﯿﺎﻃﯽ ﺍﺵ ﮐﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﻣﯽ ﺩﻭﺧﺖ
ﺩﻟﻢ ﻣﺎﺩﺭ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺗﺎ ﻋﻄﺮ ﯾﺎﺱ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﯾﻮﺍﻥ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﯿﻬﻤﺎﻥ ﮐﻨﺪ
ﺩﻟﻢ ﻣﺎﺩﺭ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﻪ ﻻﻻﯾﯽ ﻫﺎﯾﺶ ﺧﻮﺍﺏ ﻏﻔﻠﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺳﺮ ﻣﯽ ﭘﺮﺍﻧﺪ
ﺩﻟﻢ ﻫﻤﺎﻥ ﺯﻥ ﺭﺍﺳﺖ ﻗﺎﻣﺖ ﻋﺎﺷﻖ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ
ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﮐﻮﺩﮐﯿﻢ ﺑﺨﻨﺪﻧﺪ
ﺩﻟﻢ ﻣﺎﺩﺭ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ “ﮐﻢ ﮐﻢ” ﺍﺗﻔﺎﻕ میفته ﭘﺲ ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﮐﻪ “ﯾﻬﻮ” ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﺸﯽ ﮐﻪ خیلی ﺩﯾﺮ شده واسه دوست داشتن مادرت.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

رمز من و عشق، نام زیبایت بود
جنت، فرشی به زیر پاهایت بود
روزی که تو را شناخت ناباوری ام
حيف که زندگی منهایت بود

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

لمس دوباره دستانت آرزوست…کاش بودی سرم را روی شانه هایت می گذاشتم و می بوسیدمت
وقتی بودی آن قدر بزرگ نبودم
وقتی هم که رفتی بزرگ نشدم
دستهایم سرد است
کاش بودی دستم را می گرفتی
کجایی؟
شنیدم بهشت هم برایت کم است
خوش به حالت
کاش من را هم میبردی
دلم برایت تنگ است
همیشه عاشقت هستم
شب ها به خوابم بیا مثل هر شب
دوستت دارم مادر

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

یکی می‌آید یکی می‌رود و این قانون بقای زندگیست
اما تو که رفتی هیچ کس نیامد
انگار قانون بقا هم پوچ است وقتی تو نیستی.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

کاش باشی و بتوان شامه پر کرد از بوی تو، اي شب بوی شبهای بی بوی من
کجایی اي منِ من؟
کجایی اي من تا جانی دوباره بخشی این من را؟
بی تو این من تهی است، هیچ است و پوچ
با تو این من، من است
آری با تو اي مادرم…

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

کودک که بودم وقتی زمین میخوردم مادرم مرا میبوسید و تمام دردهایم از یادم میرفت
دیروز زمین خوردم ولی دردم نیامد اما به جایش تمام بوسه هاي‌ مادرم یادم آمد.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

یه روزی میاد که بعدش دیگه مهم نیست فردایی در کار هست یا نه
اون روز روزیه که مادرت پیشت نیست.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

نبودن هایى هست که هیچ بودنى جبرانشان نمی‌کند و آدمهایی هستند که هرگز تکرار نمی‌شوند و تو آنگونه اي مـــــــــــــــادر

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

وقتی بجای کلاغ در آن بازی کودکانه گفتم: مامان پـر؛ خندیدی و گفتی: من که پر ندارم!!!
بزرگ‌تر که شدم فهمیدم، تو هم پر داشتی…

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

زمين باير دل را نهال عشق مي كارم
به پايش هر شب و هرروز سيل اشک مي بارم
ازآن سرمست يک روزي درختي مي شود سرسبز
كه بر آن حک كنم مادر هميشه دوستت دارم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

اتفاقهایی هست که حسرت آن تا همیشه باقی می مانند مثل حسرت یک‌بار دیگر بوسیدن دستان مادر

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

میدونی دلتنگی یعنی چی؟
دلتنگی یعنی این که بشینی به خاطراتت با مادرت فکر کنی
اونوقت یه لبخند بیاد رو لبت ولی چند لحظه بعد…
شوری اشک های لعنتی، شیرینی اون خاطره ها رو از یادت ببرند.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

تنها بهانه ام برای روزهای زرد و خیس
نگاه خدا و دست هاي‌ تو بود

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

ﺩﻟﻢ ﻣﺎﺩﺭ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ و ﺑﻮﯼ ﮔﻞﻫﺎﯼ ﭼﺎﺩﺭ ﻧﻤﺎﺯﺵ ﻭ ﺻﺪﺍﯼ ﭼﺮﺧﺶ ﭼﺮﺥ ﺧﯿﺎﻃﯽ ﺍﺵ ﮐﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﻣﯽ ﺩﻭﺧﺖ
ﺩﻟﻢ ﻣﺎﺩﺭ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺗﺎ ﻋﻄﺮ ﯾﺎﺱ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﯾﻮﺍﻥ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﯿﻬﻤﺎﻥ ﮐﻨﺪ
ﺩﻟﻢ ﻣﺎﺩﺭ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﻪ ﻻﻻﯾﯽ ﻫﺎﯾﺶ ﺧﻮﺍﺏ ﻏﻔﻠﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺳﺮ ﻣﯽ ﭘﺮﺍﻧﺪ
ﺩﻟﻢ ﻫﻤﺎﻥ ﺯﻥ ﺭﺍﺳﺖ ﻗﺎﻣﺖ ﻋﺎﺷﻖ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ
ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﮐﻮﺩﮐﯿﻢ ﺑﺨﻨﺪﻧﺪ
ﺩﻟﻢ ﻣﺎﺩﺭ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ “ﮐﻢ ﮐﻢ” ﺍﺗﻔﺎﻕ میفته ﭘﺲ ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﮐﻪ “ﯾﻬﻮ” ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﺸﯽ ﮐﻪ خیلی ﺩﯾﺮ شده واسه دوست داشتن مادرت.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

رمز من و عشق، نام زیبایت بود
جنت، فرشی به زیر پاهایت بود
روزی که تو را شناخت ناباوری ام
حيف که زندگی منهایت بود

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

میدونی دلتنگی یعنی چی؟
دلتنگی یعنی این که: بشینی به خاطراتت با مادرت فکر کنی ..
اونوقت یه لبخند بیاد رو لبت ..
ولی چند لحظه بعد …
شوری اشک های لعنتی ، شیرینی اون خاطره ها رو از یادت ببرند

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

آخر میدانم که بهشت زیر پای توست….
کاش فقط امروز نگاهت را داشتم
خدایا کاش فقط یک‌بار دیگر
آغوشش را داشتم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

امروز دلم آتش گرفت ودوباره جای خالیت را حس کردم
می‌دانم جای تو خوب است
وفرشته هاي‌ آسمان امروز را برایت جشن می‌گیرند

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

امروز با شاخه گلی سرخ ودستانی لرزان به دیدارت می‌آیم
این اشک هاي‌ من از سردلتنگی است
دلتنگی برای بوسه زدن بر دستهای مهربانت
کاش بودی…

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مادر، دستی بر گهواره دارد و دستی در دست خدا.
آن‌گاه که مادر، گهواره را تکان میدهد ، عرش خدا به لرزه درمی‌آید.
و همه ی‌ي فرشتگان سکوت میکنند تا زیباترین سمفونیِ هستی را بشنوند:
لالایی مادر

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

دغدغهء روزمره ام ، بودن توست !
نفس کشیدنت ..
ایستادنت ..
خندیدنت ..
“مــــــــــادرم”
تو باشی و خدا
دنیا برایم بس است …

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

پنجشنبه ای دیگر …
مُردن آن نیست که در خاک سیاه دفن شوم
مُردن آن است که از خاطر تو، با همه خاطره ها محو شوم
در گذشتگان رو از یاد نبریم …
نثار روح عزیزان از دست رفته، فاتحه و صلوات

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

‎به آرامستان گذر کردم صباحی
‎شنیدم ناله و افغان اهی
‎شنیدم کله ای با خاک می گفت…
‎که این دنیا نمی ارزد به کاهی…
‎نثار روح گذشتگان صلوات و فاتحه ای بخوانیم.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

پنجشنبه ها طاقتش کم است
دل ندارد که بماند
مقدمه ای می سازد
خاطرات را کنار هم می چیند
ثانیه ها و دقایق را سنگین می کند تا جمعه و غروبش فرا برسد
شادی روح رفتگان، فاتحه و صلوات!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

يكی از جان كندن‌ هايی كه آدم‌ ها دچارش می‌ شوند
همين پنجشنبه‌ هاست
اصلاً اسم پنجشنبه كه می‌ آيد، ياد رفتگان می‌ افتيم ناخودآگاه
چه آن ها كه از دنيایمان رفته‌ اند و چه آن ها كه از زندگیمان رفته‌ اند
اما يادشان بی‌ خيال‌ مان نمی‌ شود
فقط بايد فاتحه‌ شان را خواند و بس …

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

ﻋﺰﯾﺰﺍﻥ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﮎ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﻡ می کند
ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ ﻭ ﺑﻮﯼ ﺣﻠﻮﺍﯼ ﺧﯿﺮﺍﺕ …
ﯾﺍﺩ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼ ﺭﻓﺘﻪ …
ﻃﻌﻢ ﺗﻠﺦ ﯾﮏ ﻓﻨﺠﺎﻥ ﻗﻬﻮﻩ ﻓﻮﺭﯼ …
ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻻﮐﺮﺩﺍﺭ …
ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ ﻭ ﭘﺮﺳﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﯽ ﻫﺪﻑ …
ﻏﺮﺑﺖ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎﯼ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﻭ ﺣﻠﻖ ﺁﻭﯾﺰ ﮐﺮﺩﻥ ﯾﮏ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻭ ﻧﻔﺮﻩ ﺍﺯ ﺗﯿﺮ ﭼﺮﺍﻍ ﺑﺮﻕ …
ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ ﻭ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ …
ﺍﻧﺪﻭﻩ ﻣﺮﺩﻩ ﻫﺎ …
ﮔِﺰﮔِﺰ ﮐﺮﺩﻥ ﺯﺧﻢ ﺣﻤﺎﻗﺖ ﻫﺎ …
ﺷﻮﺭﯼ ﺍﺷﮏ ﻫﺎ …
ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ ﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻫﺎﯼ ﺯﯾﺎﺩ ﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ ﻫﺎﯼ ﺯﯾﺎﺩ ﻭ ﭘﺎ ﺩﺭ ﻫﻮﺍ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻣﯿﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺧﺎﻃﺮﻩ …
ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ …
ﺛﺎﻧﯿﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺑﻮﯼ ﺩﻟﮕﺮﻓﺘﮕﯽ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ …
ﭼﻪ ﻣﻬﻤﺎﻧﺎﻥ ﺑﻰ ﺩﺭﺩﺳﺮﻯ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺭﻓﺘﮕﺎﻥ !
ﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﻰ ﻇﺮﻓﻰ ﺭﺍ ﺁﻟﻮﺩﻩ ﻣﻴ ﮑﻨﻨﺪ، ﻭ ﻧﻪ ﺑﻪ ﺣﺮﻓﻰ ﺩﻟﻰ ﺭﺍ ﺁﺯﺭﺩﻩ !
ﺗﻨﻬﺎﺑﻪ ﻓﺎﺗﺤﻪ ﺍﻯ ﻗﺎﻧﻌﻨﺪ!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

می دانم تحمل داغی که بر دلت نشسته بی نهایت سخت است…
می دانم چه دردیست که صبح چشمانت باز شود
و آرزو کنی که کاش فقط کابوس بود …!
اما…..
او تنها به سوی خداوند بازگشت که بالاترین آرامش روح آدمیست،
اگرچه اندوه بزرگی بر قلب ما سنگینی می کند…
از خدا می خواهیم او را در سایه رحمت جاویدانش قرار دهد
و ما را برای دیدن جای خالی آن عزیز شکیب سازد…
با ارزوی ارامش و غفران الهی برای امواتمان!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

پنجشنبه است
روز شاد کردن دلِ آن هايي که در زير خاک در انتظارنــد
روز لمس کردن خاطره ای که در ذهن داريم
که با خود مي گوييم چقدردلم برايت تنگ شده
برای شادی روح اموات صلوات!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

پنجشنبه؛
یادآور نداشته هاست
آدم هایی که نیستند!
خاطراتی که جایشان هنوز درد می کند،
و آرزوهایی که محقق نخواهند شد
پنجشنبه گاهی خیلی سرد می شود حتی اگر بهار باشد !
شادی روح درگذشتگان بخوانیم فاتحه و صلوات!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

پنجشبه است و دل پر از بی تابی فرزند
دیده به سویت نگرانست هنوز
غم نادیده تو بار گران است هنوز
رفتی و دیده و داغت به دل ماست هنوز
هر کجا می نگرم روی تو پیداست هنوز
بعد از تو به کدام کوه تکیه کنم
پنجشنبه بیاد همه مسافران بهشتی
انان که روزی عزیز دل کسی بودند
و امروز عکسی هستند در قاب
خاطره ای در ذهن و حسرتی بر دل
شادی روح رفتگان فاتحه و صلوات!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

پنج شنبه است روز درگذشتگان
روز خیرات….
روز هدیه….
روز خواندن قران….
روز فاتحه و صلوات….
خــــــدایـا…..
مسافران بهشتی ما را مورد رحمتت قرار ده
پنجشنبه است
همان روزی که اموات می ایند به سمت نزدیکانشان
دستشان ازدنیا کوتاه است ومحتاج یاد کردن ما هستند
بافاتحه و صلوات روحشون را شاد کنیم!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

پنجشنبه های بی تو
چشم برهم نهادیم گردش دوران گذشت
بر یکی سخت و بر دیگری آسان گذشت
روزگاری خواهد امد با خود نجوا کنی…
یک شمع خاموش می شود
یک ستاره می میرد
یک جای خالی هرگز پر نمی شود
پنجشنبه و یاد درگذشتگان!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

محبوب من
دلتنگی بخشی از من نه بلکه تمام من است..
بعد از شناختن عشق، دلم برای همه چیز و همه کس تنگ می شود
بیشتر برای تو
دلتنگی اصلا خوب نیست!
این حس لعنتی صورت های مختلف دارد، گاه بصورت کودکی بدعنق ظاهر می شود که با هیچکس نمی سازد
گاه به شکل نوجوانی پر غرور و سرکش که همه ی قوانین جهان را زیر پا می گذارد
گاه هم به شکل قطره اشکی از گوشه چشم می لغزد و با شوری اش لب ها را نوازشی می دهد و غمش می ماند
غمی که یک کنج دنج برای خود در دل آدمیزاد پیدا می کند و همان گوشه کز می کند
دلتنگی، این تلخِ عصیانگر
اما، حرف تو که میان باشد به شکل ماتمی شیرین ظاهر می شود
ماتمی که هیچ گاه تمامی ندارد
دلتنگی فقط با تو درمان می شود
با یاد درگذشتگان بخوانید فاتحه در آخرین پنجشنبه سال!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

ميگن خواب مرگ كوتاهه،
ولى چه فرق عجيبى است بين”مرگ” و “خواب” وقتى؛
“عزيزى”خوابيده دلت میخواد حتى هيچ پرنده اى پر نزنه تا بيدار نشه و وقتى “مرده”،
دوست دارى با بلند ترين صداى دنيا بيدارش كنى ولى افسوس…
امروز پنج شنبه و شب جمعه است،
يادى از عزيزان به خواب رفته ى ابدى كنيم..
بياييم با يك فاتحه آرامش خواب را به روحشان هديه دهيم…

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

چشم برهم نهادیم گردش دوران گذشت
بر یکی سخت و بر دیگری آسان گذشت
روزگاری خواهد آمد با خودت نجوا کنی
یاد باد آن روزگارانی که با یاران گذشت
پنجشنبه‌ ها هدیه مسافرای آسمونی رو فراموش نکنیم، با ذکر فاتحه و صلوات

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

پنجشنبه و یاد آدم هاي‌ رفته…
پنجشنبه و عکس هاي‌ یادگاری، دلتنگی هاي‌ اجباری…
پنجشنبه و دوست داشتن هاي‌ زیاد…
پنج شنبه و فاتحه و صلوات!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

ما هم گذشتگان فردا هستيم
امروز كه هستيم با فاتحه و صلوات يادي كنيم از گذشتگان;
تا فردا نيز يادي كنند از ما…

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

پنجشنبه است …
ثانیه هایمان، سخت بوی دلتنگی می دهد …
و عده ای آن طرف، چشم به راه هدیه‌ ای تا آرام گیرند
با فاتحه و صلواتی هوایشان را داشته باشیم!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

پنجشنبه است
آنهایی که مهلت دنیایشان تمام شدہ در آن سوی مرزهای مرگ منتظر فاتحہ ای از طرف من و تو هستند…
دریغ نکنیم آن را از تمام اموات، مخصوصا آنهایی که حق به گردن ما دارند!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

پنجشنبه اول ماه است
فاتحه و صلواتی بفرستیم برای تمام آن هایی که در بین ما نیستند ولی دعاهایشان هنوز کارگشاست و یادشان همیشه با ماست.
پنجشنبه فاتحه برای اموات روح شان شاد و یادشان گرامی باد.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

پنجشنبه‌ ها، دلمان گرم است به خاطره عزیزانی که دوست شان داشتیم اما دیگر نیستند،
دوستانی که از این دنیا رفته اند،
آن عشق های سفر کرده؛
به یاد دوستان و عزیزان آسمانی، بخوانیم فاتحه و صلوات!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

پنجشنبه است و ياد درگذشتگان
و پنجشنبه می آید که یادمان بیاورد کسی بود که فکرش را نمی‌ کردیم یک روز نباشد…
روحشون شاد و‌ قرین رحمت الهی!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

باز هم پنجشنبه و اشک هایی را که از برای دلتنگی و نبودن عزیزی میلغزد بر گونه ها
با ذکر فاتحه و صلوات یادی کنیم از عزیزان سفر کرده
خدا بیامرزدشان!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

سایه‌ای بود و پناهی بود و نیست
شانه‌ام را تکیه گاهی بود و نیستبا حسرت و اندوه فراوان چهلمین روز عروج ملکوتی
همسری مهربان و پدری دلسوز، مرحوم مغفور شادروان زنده یاد

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مادرم ناله شب‌گیر تو را می‌شنوم
شکوه از عالم تقدیر تو را می‌شنومتا سحر زمزمه کردی ز بیداد زمان
گریه از درد زمین‌گیر تو را می‌شنوم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

باور این همه ی صبوری‌مان نبود،
چهل بار چشم گشودن و ندیدن عزیز زندگی‌مان
چهل‌ها خواهد گذشت و یاد تو با ما خواهد بود

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

ناباورانه روزها را گذراندیم،
بدون حضور او که باور داشتیم
وجود عزیزش نماد عینی شرف و مفهوم بخشایش بود
و هنوز با گذشت چهل روز، عکس او با چارچوب قاب بیگانه است
در اربعین هجرانش به زیارت مزار مطهرش می‌رویم
و با زبان اشک از اندوه روزهای فراق سخن می‌گوییم…

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

برادرم چهل شب چشم من با گریه خو کرد
چه شب‌ها با تو بودن آرزو کرد
چهل شب تا سحر نقش خیالت
کنار من نشست و گفتگو کرد…

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

چهل روز است که دل‌تنگی‌های غروب را با بودن در کنار مزارش سپری کردیم
و ناباورانه روزهایمان را به شب‌هایمان گره زدیم
و شب‌هایمان را به امید آن که هلال ماهگونش را یک بار دیگر در خواب به نظاره بنشینیم به صبح رساندیم.
طنین صدای دلنشینش همچنان در گوش ما، مهربانیش در قلب ما و زیبایی چهره‌اش همیشه در یاد ماست.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

چهل روز است که می‌سوزیم و تو را نمی یابیم
نگاه پاک و مهربانت راکه همیشه بی‌دریغ نثارمان میکردی، نمی بینیم
از گرمای وجودت بی‌بهره ماندیم،
تنها با این باور که تو هنوز هم سنگ صبور ما هستی،
با تو اي مهربان، درد دل می گوییم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

چِلُمین روز است که خاموشی پدر
خاک گورت را غریبانه هم آغوشی پدر
گرچه اکنون در کنارم نیستی از حیث تن
نیست یادت را ز دل هرگز فراموشی پدر…

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

آن روز گدازه دلم را دیدم
خاکستر تازه دلم را دیدموقتی که به روی دوش مردم می‌رفت
تشییع جنازه دلم را دیدم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

چهل روز از غروب غم انگیز گذشت
پدری که وجودش افتخار و صفا و صداقت بود
صفای بارانی بود که با صداقت می‌بارید
و دلش دریای محبت و وجودش باران کرامت بود
بهمین مناسبت بر آنیم که در روز … از ساعت … در … واقع در … گرد هم آییم
تا با یاد خاطرات جان‌فزایش، مرهمی بر زخم‌هاي‌ کهنه‌مان بنهیم…

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

چهل بار چشم گشودن و ندیدن عزیز زندگی ام
چهل‌ ها خواهد گذشت و یاد تو با من خواهد بود…

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

خواهرم دو روز دیگر
چهل روز از مرگت میگذرد و نمیدانیم چگونه تاب آوردیم چهل روز ندیدنت را….
به این امید زنده ایم که وقت مرگ بار دیگر تو را خواهیم دید
چقدر دیر میگذرند بی تو این روزها …..

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

روزها را چه غریبانه به شب رساندیم
فریاد را در سینه خفه کردیم
و اشک را خوراک روز و شب کردیم
چه سخت است در دل گریستن و به زبان هیچ نگفتن
و تکیه‌گاهی مطمئن را از دست دادن!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

چهل غروب غمبار از پر کشیدنت به سوی ابدیت گذشت
و ما همچنان در بهت و حیرت لحظات خوب بودن با تو را مرور می‌کنیم
باور این همه صبوری‌مان نبود،
چهل بار چشم گشودن و ندیدن عزیز زندگی‌مان
چهل‌ها خواهد گذشت و یاد تو با ما خواهد بود

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

چهل روزبه جاده‌های مسدود چشم دوختیم
تا شاید برگردی،
اما تو هرگز کوچه‌های خیس و گنگ حضورمان
را به ترنم صدایت مرور نخواهی کرد!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

عرض تسلیت حقیر را بپذیریدتحمل سوگ فقدان مادر صبری الهی را می طلبدخداوند شما را اجر صابرین دهد که حضرتش فرمود :و بشر الصابرین الذین اذا اصابتهم مصیبه قالو انا لله و انا الیه راجعون

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

باور این همه صبوری‌مان نبود،
چهل بار چشم گشودن و ندیدن عزیز زندگی‌مان
چهل‌ها خواهد گذشت و یاد تو با ما خواهد بود

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

چهل روزه صدای تو نمیاددلم کرده هواتو داد وبیدادتو نیستی خونۀ دل سوت و کورهدیوار بینِ مون این خاک گورهپدر ای مهربونم یاور منتو بودی عشق و ایمان باور منفراقت ای پدر سخته برامونمثِ جون کندنه سخته برامونبه راهی رفته ای که خیلی دورهمیون آسمون اون جا که نورهدلم تنگه دلم تنگه دلم تنگغم دوریت به جونم می زنه چنگچرا بی رحمه بابا این زمونهدلم کرده کباب اشکم روونهخدا صبرم بده طاقت بیارمکه جز تو یاوری دیگر ندارم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

هنوز باورمان نمی‌شود که چهل روز از رفتن ناگهانی‌اش گذشته است
هنوز سخت است بپذیریم آن لبخندها و مهربانی‌ها، همچون دانه‌ای در زیر خاک خفته است
اما یقین داریم یادش جوانه خواهد زد و نام و نشانش، درختی سبز و تناور خواهد شد

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

چهل روز می‌گذرد و می‌سوزیم و به هر جا می‌نگریم، خاطره‌ای از تو در خیال ما شکل می‌گیرد
مادرم چهل روز است که سنگ صبور خود را از دست داده‌ایم و نگاه پاکش را دیگر نمی‌یابیم!

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

چهل شب چشم من (ما) با گریه خو کرد
چه شب‌ها با تو بودن آرزو کردچهل شب تا سحر نقش خیالت
کنار من (ما) نشست و گفتگو کرد

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

هنوز باورمان نمی‌شود که چهل روز از رفتن ناگهانی‌اش گذشته است
هنوز سخت است بپذیریم آن لبخندها و مهربانی‌ها، همچون دانه‌ای در زیر خاک خفته است
اما یقین داریم یادش جوانه خواهد زد و نام و نشانش، درختی سبز و تناور خواهد شد…

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

اربعین تو دگر باره برآییم همه
که سر تربت تو اشک نشانیم همهما چه گوییم که از سوگ تو بر ما چه گذشت
غرق در ماتم و اندوه و فغانیم همه

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

چهل روز است روی خوبت را ندیدم مادرم
در فراقت شعر هجران می سرودم مادرم
کاش می مردم، نمی دیدم که رفتی زیر خاک
خاک بر سر شد مراَ زین غم که دیدم مادرم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

چهل روز است که دلتنگی‌های غروب را با بودن در کنار مزارش سپری میکنم و
ناباورانه روزهایم را به شب‌هایم گره زدم و شب‌هایم را به امید آن که هلال
ماهگونش را یک بار دیگر در خواب به نظاره بنشینم به صبح رساندم.
طنین صدای دلنشینش همچنان در گوشم، مهربانیش در قلبم و زیبایی چهره‌اش
همیشه در یادم است.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

روزگاری است که ما حال پریشان داریم
ز غم مرگ پدر، دیدة گریان داریمبود اخلاق خوشش ورد زبان همگان
اعتباری که به ما هست ز ایشان داریم

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مرگ موهبتی است الهی،  که به قامت هر موجود زنده‌ای می‌نشیند
بشریت از این قاعده مستثنی نیست و ما نیز از آن غافل هستیم
چه سخت است باورش، تحملش، جدا شدنش و ندیدنش
ولی چه می‌شود کرد، باید در برابر مشیت الهی سر تسلیم فرود آورد
و فقط یاد و خاطرات او جاودانه در دل دوستدارانش باقی خواهد ماند
امید که در جوار رحمت پروردگار آسوده و آرام بیارامد و از آمرزش حضرت حق بهره‌مند شود

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مادر بزرگ قسم به تو که تویی نور کردگار
یزدان تو را ز نور وفا آفریده است
نازم به آن شکوه و به آن عزت و مقام
جنت به زیر پای تو خوش آرمیده است

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مادر بزرگ یعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو، صبوری!مادربزرگ یعنی به تعداد همه روزهای آینده تو ،دلواپسی!مادربزرگ یعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بیداری!مادربزرگ یعنی بهانه بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای بالیدن تو چروک شد!مادربزرگ یعنی بهانه در آغوش کشیدن زنی که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود!مادربزرگ یعنی باز هم بهانه مادر گرفتن….

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

قند خون مادر بزرگ بالاستدلش اما همیشه  شور می زند برای مااشک‌های مادر بزرگ, مروارید شده است در صدف چشمانشدکترها اسمش را گذاشته‌اند آب مرواریدحرف‌ها دارد چشمان مادر بزرگ گویی زیرنویس فارسی دارددستانش را نوازش می کنم داستانی دارد دستانش

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

نبودن هایى هست که هیچ بودنى جبرانشان نمیکند و آدمهایی هستند که هرگز تکرار نمیشوند و تو آنگونه ای مـــــــــــــــادربزرگ …

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مادربزرگ مثل مدادیست که هر روز تراشیده شدن و کوچک شدنشو میبینیم و حس میکنیم تا وقتی که تموم بشه و پدر مثل خودکاریست که هرچقدر هم که باهاش بنویسیم تغییری در ظاهرش احساس نمیشه چون از درون خالی میشه ، فقط یه روز باخبر میشیم که دیگه نمینویسه …

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

بشریت ، پیشرفت اخلاقی و انسانی خود را مدیون کهنسالان است
در کهنسالی ، انسان عاقل و فرزانه می شود و
تجربه های خود را به نسل های بعد انتقال می دهد
بدون کهنسالی ، بشریت راکد می ماند

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

 موی سپید و کمر خمیده ات
حکایت از پیری وجودت دارد
ولی دلت زنده است و امیدوار از پیمودن موفقیت آمیز راه های پرپیچ و خم زندگی

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

بخوانید: شعر مادر + مجموعه زیبای اشعار عاشقانه و احساسی برای مادران عزیز

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

اگر چه بود او مادربزرگم. درون سینه قلب کوچکی داشت. زمانی که برایم قصه می گفت. نگاهش رنگ و بوی کودکی داشت.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

کفش های کهنه مادربزرگ یادگار سال های خستگی است یادگار لحظه های پرصداست یادگار پیچ و تاب زندگی است.

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

مادر  بزرگ مهربانم  که از کودکی با داستان هایت خو گرفته ام  و بزرگسالی ام را با نقاشی هایت جهت داده امچه شیرین است، اختلاط عینیت و ذهنیت در پس نقاشی و قصه هایت.زیبایم دوستت دارم.  و می توانم در  لایه لایه  چروک های صورتت  زیبایی را ببینم.
جملات زیبا در مورد مادربزرگکنار پنجره ی ایوان ، روی طاقچه گلدان بود
درخت سیب ، بهار که میشد صدایم میکرد
سایه اش را می گویم
همان جایی که استکان و قوری برای چای خوردن بود
مادربزرگ یادت هست ؟
دلم همیشه برای قصه های شیرینت تنگ میشد
حالِ تو هم بد می شد اگر حالِ دلم بد می شد
بهار که می آمد ، حوضِ ماهی ها چه خوش رنگ میشد
اصلا تمام خوشبختی ها درونِ خانه ی تو جمع میشد
مادربزرگ یادت هست ؟
با خندیدنت چینیِ شکسته ی دلم بند میشد
دستِ خودم نبود ؛ می مردم اگر یک مو از سرت کم میشد
بهار که می آمد می گفتی : دختری زیبا درونِ کوچه ها قدم می زند
بهار را می گفتی …
وقتی تمامِ درختان به شوقِ دیدنش شکوفه می دهند !
یادت هست ؟

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

کاش هیچوقت بزرگ نمیشدم تا برای همیشه در آغوش مادربزرگم جا می گرفتم !آدما تا وقتی کوچیکن دوست دارن برای مادربزرگشون هدیه بخرن اما پول ندارنوقتی بزرگتر میشن ، پول دارن اما وقت ندارنوقتی هم که پیر میشن ، پول دارن وقت هم دارن اما . . . مادر بزرگ ندارن!به سلامتی همه مادربزرگای دنیا

متن درباره پدربزرگ و مادربزرگ از دست رفته

از تمام دلتنگی ها، از اشک ها و شکایت ها که بگذریم
باید اعتراف کنم مادربزرگم که میخندد خوشبختم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *