متن تسلیت حضرت رباب

متن نوحه شهادت حضرت رباب

وعده ای داده ای و راهی دریا شده ای
خوش به حال لب اصغر که تو سقا شده‌ایآب از هیبت عباسی تو می‌لرزد
بی عصا آمده‌ای حضرت موسی شده‌ایبه سجود آمده‌ای یا که عمودت زده ‌اند
یا خجالت زده‌ای وه که چه زیبا شده ‌اییا اخا گفتی و ناگه کمرم درد گرفت
کمر خم شده را غرق تماشا شده ‌ایمنم و داغ تو و این کمر بشکسته
توئی و ضربه‌ای و فرق ز هم وا شده‌ ایسعی بسیار مکن تا که ز جا برخیزی
کمی هم فکر خودت باش ببین تا شده ‌ایمانده‌ام با تن پاشیده‌ات آخر چه کنم؟
ای علمدار حرم مثل معما شده ‌ایمادرت آمده یا مادر من آمده است
با چنین حال به پای چه کسی پا شده ‌ایتو و آن قد رشیدی که پر از طوبی بود
در شگفتم که در این قبر چرا جا شده ‌ای(علی اکبر لطیفیان)

متن شهادت حضرت رباب

متن روضه شهادت حضرت رباب

نام سقا دیده ها را خوب گریان می کند
دیده ی پر اشک را سقا چراغان می کنداو بُود باب الحسین ذُخر الحسین عبد الحسین
عالمی را بر در ارباب مهمان می کندهر که می گوید حسین آغوش بگشاید بر او
بر دل سینه زنان لطف فراوان می کنددست داده تا بگیرد دست هر افتاده را
این اباالفضل است بر ما لطف و احسان می کند” خلق می دانند در بهدار ی قرب حسین
دردها را بیشتر عباس درمان می کند”مادرش ام البنبن هم ضامن عشاق اوست
در قیامت شیعیان را شاد و خندان می کنددست او بر دست زهرا روز محشر دیدنی ست
دست او مشکل گشایی از محبان می کندپیش او از معجر زینب سخن گفتن خطاست
این سخن عباس را زار و پریشان می کندسی شب ماه محرم باید از عباس گفت
گفتن از او لطف مهدی را نمایان می کند(جواد حیدری)

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

از خواهش لبهای او بی تاب شد آب
از شرم آن چشمان آبی آب شد آبوقتی که خم شد نخل‌ها یکباره دیدند
لبخند زد مَرد و پر از مهتاب شد آبآنقدر بر بانوی دریا سجده می‌کرد
تا در قنوت آخرش محراب شد آبزیباترین طرح خدا بر پرده‌ها رفت
وقتی میان دستهایش قاب شد آبیک لحظه با او بود اما تا همیشه
از چشمهای تشنه‌اش سیراب شد آبآن تیرها، شمشیرها بارید و بارید
توفان گرفت و گرد او گرداب شد آبتیر آمد و … از حسرت مشکی که می‌مرد
مرداب شد، مرداب شد، مرداب شد آب(قاسم صرافان)

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

به نام آب، به نام فرات نام شما
من آفریده شدم که کنم سلام شمانوشته‌اند به روی جبین ما دو نفر
شما غلام حسین و منم غلام شماخوشا به حال پرو بال این کبوترها
گهی به بام حسین و گهی به بام شماتو آن همیشه امامی و ما همان مأموم
به قامتی که گرفتیم با قیام شماتو ماه بودی و نزدیک آبها که شدی
تمام علقمه پا شد به احترام شماهزار باده، هزاران پیاله می روئید
همینکه تیر رسید و شکست جام شماهمینکه ناله‌ی ادراک اخایتان پیچید
شکست قامت طوبائی امام شمامسیر علقمه را بوی انکسار گرفت
چه حس بی رمقی بود در کلام شمابه حال و روز بلندای تو چه آوردند
تمام علقمه پر گشته از تمامِ شما(علی اکبر لطیفیان)

متن روضه شهادت حضرت رباب

چند آسمان ورای تمنای ابرها
فریاد میزنند که مولای ابرهابی تو قرار نیست ببارند غیر خون
این سرنوشت حتمی فردای ابرهاباران! که چون نرفتن تو غیر ممکن است
لختی بمان به روی حرم جای ابرهااطفال صف کشیده که بر شانه ات روند
چون دیدنیست دشت زبالای ابرهااز شرم آب شد بدنت تا بخار شد
از جسم توست تک تک اجزای ابرهااینگونه شد که راز فراوانی غمت
پیوند میخورد به معمای ابرهایک ماه گمشده! به تمنای آب نیست
منظور خواهرت ز تماشای ابرهادر امتداد آبی سیر نگاه تو
پا میگذاشت قافله جا پای ابرهابرخیز چون به علقمه مه گرفته ات
خیره شده خدای تو از لای ابرها(هادی جانفدا)

متن روضه شهادت حضرت رباب

در این غوغای بی آبی، که خشکیده همه گل ها
به اَمر تو شدم، سقّا، منم عبد و تویی مولاشود جانم به قربانت، به قربان تن و جانت
علمدارم چه غم دارم، که از دستم علم افتدمباد از دفتر عشقت، به نام من قلم افتد
شود جانم به قربانت، به قربان تن و جانتخدای کعبه جز رویت، نداده قبله ای یادم
نماز آخرم بود، و به سر بر سجده افتادمشود جانم به قربانت، به قربان تن و جانت
ببین از بادۀ عشقت، به میدان مستی افتادهمگر دامان تو گیرد، به راهت دستی افتاده
شود جانم به قربانت، به قربان تن و جانتامیر لشگرت بی دست، میان لشگری مانده
بیا بنگر ز پروانه، فقط خاکستری ماندهشود جانم به قربانت، به قربان تن و جانت
به تو شرط وفاداری اگر بر جا نیاوردمکمک کن تا که برخیزم، به دور مادرت گردم
شود جانم به قربانت، به قربان تن و جانتببین احسان یک بانو، سرم بگرفته بر زانو
به چشمِ پر ز خون دیدم، گرفته دست بر پهلوشود جانم به قربانت، به قربان تن و جانت
گل ام البنین عباس، به دریا تشنه لب پا زدبه دریا پا نهاد اما، لبش آتش به دریا زد
شود جانم به قربانت، به قربان تن و جانت(علی انسانی)

پیام تسلیت حضرت رباب

متن شهادت حضرت رباب

چو دید تشنه ی لب های خشک او دریاست
به آب خیره شد و ناله اش زدل برخواستکه آب! از چه نگر دیدی ازخجالت آب؟
تو موج می زنی و تشنه یوسف زهراستز یک طرف تو زنی نعره از جگر در بحر
ز یک طرف به حرم بانگ العطش بر پاستقسم به فاطمه هرگز تو را نمی نوشم
که در تو عکس لب خشک سید الشهداستز خون دیده ی من روی موج بنویسید
که از تمامی اطفال تشنه تر سقّاستخدا گواست که با چشم خویشتن دیدم
سکینه را که لبش خشک و دیده اش دریاستدرون بحر همه ماهیان به هم گویند
حسین تشنه و سیراب وحشی صحراستنوشته اند به لب­های خشک من ز ازل
که تشنه کام گذشتن ز بحر شیوه ی ماستز شیر خواره برایت پیام آوردم
پیام داده که: ای آب غیرت تو کجاست؟صدای نعره ی دریا به گوش جان بشنو
که موج آب هم این طرفه بیت را گویاستسلام خالق منّان سلام خیرالنّاس
سلام خیل شهیدان به حضرت عبّاس(غلام رضا سازگار)

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

اهل عالم هنر ار خصلت عباس من است
عشق در سایه شخصیت عباس من استمنم آن یار امین حامی دین ام بنین
هرچه دارم همه از دولت عباس من استهمسرم شیر خدا و پسرانم همه شیر
شیر مردان وله از صولت عباس من استدر شب چاردهم، ماه که پرنورتر است
عکسی از نیم رخ صورت عباس من استهنر آن نیست که لب تشنه بمیری به کویر
هنر آن است که در طینت عباس من استتشنه لب داخل دریا شد و عطشان برگشت
این همان قطره ای از همت عباس من استغیرت الله علی بی بدل است، اما گفت
بدل غیرت من غیرت عباس من استنه فقط یثرب و شامات و نه ایران و عراق
کرده کاری همه جا صخبت عباس من استهر کسی را نتوان باب الحوائج گفتن
به حقیقت قسم این شهرت عباس من استکوهها شد متحیر به ثبات قدمش
سروها در عجب از قامت عباس من استجثه اش گر چه ز شمشیر جفا کوچک شد
این بزرگی است، که از عزت عباس من استقدرت آن نیست به یک حمله سپاهی بکشی
قدرت لم یزلی قدرت عباس من استیا علی گفت و امان نامه ز دشمن نگرفت
دین فروشی بری از ساخت عباس من استهی نگویید چرا ام بنین پیر شده
سبب حالت من حالت عباس من استدستهای پسرم گشته قلم در لب آب
صفحه سینه پر از محنت عباس من استاین شنیدم زده فریاد، غریبم مولا
غصه قلب حسین غربت عباس من است(ولی الله کلامی زنجانی)

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

خوردی زمین و حیثیت لشکرم شکست
اصلی ترین ستون خیام حرم شکستفریاد های «انکسری» بی دلیل نیست
در اوج درد تکیه گه آخرم شکستاز ناله های «یا ولدی» در کنار تو
معلوم شد که باز دل مادرم شکستدرد مرا فقط پدرم درک می کند
دیدم چگونه بال و پر جعفرم شکستساق عمود در سر تو گیر کرده است
نعره زنم که وای سر حیدرم شکستتو در میان علقمه از پا نشستی و
در بین خیمه ها سپر خواهرم شکستوقتی عمود خیمه کشیدم سکینه گفت:
دیدی غرور ساقی آب آورم شکستآن شب که سوخته ها همه دور زینب اند
گوید عمو کجاست ببیند سرم شکستوقتی شتاب سیلی و مرکب یکی شدند
هر جفت گوشواره، زیر معجرم شکست(قاسم نعمتی)

متن روضه شهادت حضرت رباب

دستی افتاد ز تن، دست دگر یاری کن
گرچه بی تاب شدی خوب علمداری کنمشک! نومید مشو، تا به حرم راهی نیست
تو در این معرکه ی درد مرا یاری کنتیر! در چشم برو، لیک سوی مشک میا
به هوای سر زلفش تو هواداری کنتیر بر مشک نه، بر این جگر تشنه نشست
عشق! ساکت منشین با دل من زاری کنچشم! دیدی علم و مشک به خاک افتادند
قطره ی اشک تو در غربت من جاری کنبانوی تشنه لبان! دست روی سینه مَنِه
لااقل بهر من سوخته دل کاری کنآب را تا به در خیمۀ اصغر برسان
بعد آن بر من بی دست عزاداری کن(سید محمد جوادی)

متن نوحه شهادت حضرت رباب

دلی به وسعت پهنای عرش بالا داشت
لبی به وسعت مهریه ­های زهرا داشتکنار علقمه در سجده گاه چشمانش
نداشت هیچ کسی را فقط خدا را داشتاگر چه قطره آبی میان مشک نبود
ولی کرانه­ی چشمش هزار دریا داشتهدر نرفت ز پرتاب چله ها، تیری
امیر علقمه از بس که قدّ و بالا داشتهمین که در وسط گیر و دار، گیر افتاد
عمودی آمد و فرقش شکست تا جا داشتدرست وقت نزولش؛ همه نگاه شدند
رشید بود و زمین خوردنش تماشا داشتحسین بود و علی اصغر شهید شده
کنار علقمه اما هنوز سقا، داشت…(علی اکبر لطیفیان)

متن نوحه شهادت حضرت رباب

متن نوحه شهادت حضرت رباب

ای دست تو تلاطم امواج آب ها
ای سایه ات نبود همه اضراب ها“فهمیده اند جاذبه ی توست علّت”
نشکستن غرور زمین از شهاب هاپرواز می کنی و همه غبطه می خورند
پشت سرت تمامی حدّ نصاب هادر هرچه گفته اند نظر می کنم تویی
خارج از این شعور حساب و کتاب هامشک پر آب بر سر دستت گرفته ای
در انتظار آمدن تو رباب هاامّا چه زود صحنه به هم خورد و می شوند
شرمنده ی زلال نگاه تو … آب ها(علیرضا لک)

متن روضه شهادت حضرت رباب

دل داده ام به نغمه ی ادرک اخای تو
با من چه کرد شور برادر بیای توای مسجد وفا بدنت، روی خاک ها
گلدسته است یا که دو تا دست های تودست تو روی دست من و جبرییل هم
آورده است بال پریدن برای توبا تو چه کرد دیدن قد دوتای من
با من چه کرد دیدن فرق دوتای توهارون من چگونه شکافد در این دیار
دریای غصه های دلم بی عصای تودیگر بس است گفتن روحی لک الفدا
دیدی که مستجاب شد آخر دعای تودر پیش خیمه گفته ام” إرکب بنفسی انت”
یعنی که بی مبالغه جانم فدای تویک چشمه آب اگر که میان خیام بود
صد چشمه خون نبود کنون زیر پای تواز خنده ها بلند شده های های من
از گریه ام بلند شده های های تو(عطیه سادات حجتی)

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

خورشید پیر روضه هجر قمر گرفت
نزدیک ماه بود که درد کمر گرفتداغ برادری اثرش تار دیدن است
انقدر پا کشید ز جسمت خبر گرفتزخم عمود را که به فرق سر تو دید
دست کمر گرفته ی خود را به سر گرفتای کاش از تن تو عدو دست می کشید
حتی برای غارت تو جنگ در گرفتبهتر از این نمی شود این پاره پاره تن
وقتی که دور جسم تو را صدنفر گرفتبرخیز و گو چرا بدنت پر ز آهن است
برخیز و گو چرا بدنت شکل پر گرفتگفتم حرم لباس اسارت به تن کند
در غیبت تو دور حرم را خطر گرفتحالا حسین مانده و قد خمیده اش
خورشید پیر روضه هجر قمر گرفت(سید پوریا هاشمی)

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

ای لشکر حق را سر و سردار اباالفضل
وی دست علی در صف پیکار اباالفضلهم خون حسین بن علی در تن پاکت
هم روح تو در پیکر ایثار اباالفضلریحانۀ دو فاطمه، ماه سه خورشید
آرام دل حیدر کرار اباالفضلمانند تو در ارتش اسلام که دیده
فرمانده و سقا و علمدار اباالفضلتو ماه بنی هاشمی و ما شب تاریک
تو لالة عباسی و ما خار اباالفضلهم کاشف کرب پسر فاطمه  هستی
هم خیل بنی فاطمه را یار اباالفضلبر حاجت خود کرده صد و سی و سه نوبت
هر خسته دلی نام تو تکرار اباالفضلدر مصر ولایت شده بر یوسف زهرا
تو مشتری و علقمه بازار اباالفضلعشق و ادب و غیرت و ایثار و شهادت
کردند به آقایی ات اقرار اباالفضلتو رسته ای از خویش و گرفتار حسینی
خلقند به عشق تو گرفتار اباالفضلما بهر تو گریان و زند زخم تو خنده
پیوسته به شمشیر شرربار اباالفضلبرخیز سکینه به حرم منتظر توست
جامش به کف و اشک به رخسار اباالفضلاز سوز عطش آب شده طفل سه ساله
مگذار بگرید به حرم زار اباالفضلتا آن که ببینند به تن دست نداری
یک لحظه سر از علقمه بردار اباالفضلمگذار رود زینب کبری به اسیری
ای دست علی، دست برون آر اباالفضلتو چشم حسینی که زده تیر به چشمت
ای دور حرم چشم تو بیدار اباالفضلکی گفته تن پاک تو در علقمه تنهاست
گردیده تو را فاطمه زوار اباالفضلخون دل ما را که شده اشک عزایت
زهرا و حسین اند خریدار اباالفضلمگذار شود خشک دمی دیدة “میثم”
چشمی که بگریم به تو بسیار اباالفضل(غلامرضا سازگار)

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

تیری که از تجلّی تو پر درآوَرد
پس می‌رود ز پشت سرت سر درآوَردبا تکه تکه کردن جسم تو؛ کوفه خواست
از پا مرا ز داغ برادر درآورداو قصد آب داشت؛ وگرنه برادرم
با حمله‌ای دمار ز لشگر درآوَردتیری که خورده‌است به چشم تو عاقبت
سر از گلوی تشنه‌ی اصغر درآورداین هلهله ز کشتنت اصلاً عجیب نیست
لشگر جلوتر آمده؛ معجر درآوردزینب دوید قبل هجوم حرامیان
از پای بانوان؛ همه زیور درآوردپاشیده‌تر شوی چو بخواهد حسین؛ اگر
حتی همین که تیر ز پیکر درآورد(احسان محسنی فر)

متن نوحه شهادت حضرت رباب

پیام تسلیت حضرت رباب

وقتی که بغض کوفه بنای جفا گذاشت
آمد عمود و سر به سرت بی هوا گذاشتچون ابرویت شکافت دگر چاره ای نماند
امّا دوباره تیر به چشمت چرا گذاشتبی دست آمدی به زمین صورتت شکست
پس درد عشق بر لب تو اخا گذاشتچندین هزار تیر تنت را نشانه رفت
تیری نبود که هدفش را خطا گذاشتشرم تو و ارادۀ حق پیش پای یار
مشکت جدا دو دست تو را هم جدا گذاشتآن جلوۀ عبوسیِ رویت بهم که ریخت
دشمن تو را بحال خود آیا رها گذاشتقبل از حسین پیکر تو شقّه شقّه شد
اول عدو به جسم علمدار پا گذاشتدستی که بود بوسه گه پنج مصطفی
یک نانجیب خنده کنان زیر پا گذاشتوقتی که خصم حکم تهاجم به خیمه داد
این کار را به عهدۀ یک بی حیا گذاشتاهل خیام دست به معجر شده، حسین
تا بر زمین ستون خیام ترا گذاشت**ای بهترین ذخیرۀ اربابِ بی کفن
ذُخرُ الحسین! نام تو را هم خدا گذاشتدریا اگر به مشک تو سقا وفا نکرد
دریایی از وفای تو را عشق جا گذاشتیاد حسین، آب روی آب ریختی
وقتی فرات تشنه لبان را رها گذاشت(محمود ژولیده)

متن روضه شهادت حضرت رباب

در بین این شب ها شب تو فرق دارد
چون بین ما اصلا تب تو فرق دارداز پرچمی که روی دوشت فخر میکرد
معلوم شد که منصب تو فرق داردمثل علی مرد خدا مرد دعایی
در سجده یارب یارب تو فرق داردعباسیون را به بصیرت می شناسند
آقا اصول مکتب تو فرق داردتو پیر عشقی میر عشاق الحسینی
با کل عالم مذهب تو فرق داردبا دست دادن عشق را اثبات کردی
طرز بیان مطلب تو فرق داردوقتی که زانو میزنی در پای محمل
یعنی رکاب زینب تو فرق دارددر دست هایت آب بود اما نخوردی
از تشنگی زخم لب تو فرق داردوقتی به تو آقا به نفسی انت را گفت
در آسمان جبرئیل فورا مرحبا گفت(سید پوریا هاشمی)

متن نوحه شهادت حضرت رباب

«دست بر سینه رو به کرب و بلا
السلام علیک یا سقاقمر خانواده خورشید
صدقه دارد این قد و بالاپسر چهارمِ امیر حُنین
دست بر سینه بنی الزهراچشم و ابروی تو سپاه حسین
کاشف الکرب سید الشهداسیزده ساله فاتح صفین
سومین بچهْ شیرِ، شیرِ خداارمنی‌ها مُرید نام تواند
شاهدم سفره‌های تاسوعانامِ تو هم ردیف یا فَتّاح
چشمهایت مُفَرِّجُ الغَمّاءتو که هستی، حسین هم آخر
شد پناهنده بر تو عاشوراسایبانِ مُخَدّراتِ حرم
پشتْ گرمیِّ زینب کُبریإعطِنی یا کریم، انا سائل
مستجیرٌ بِکَ ابوفاضلدست گیرِ همه خدایِ ادب
دست پرورده امیر عربنسلْ در نسلْ خاک پایِ توایم
به تو دادیم دلْ نَسَبْ به نسبْسفره ات بهر سائلان پهن است
صورتت شیر و خالِ تو، چو رطب

می‌کند زنده یاد حیدر را
چین پیشانی ات به وقت غضباسدالله کربلا، عباس
بِنِشین با وقار بر مرکبقد کشیدی همینکه روی اسب
لشکر کوفیان کشید عقب

می‌شود روضه را تجسم کرد
با کمی فکر، رویِ این مطلبتا تو بودی سفر به خیر گذشت‌
ای نگهبان محمل زینبتا تو بودی رباب اصغر داشت
غرق بوسه سپیدی غب غبتا تو بودی ندید یک مادر
طفلش از تشنگی کند لب لبتا تو بودی رقیه معجر داشت
روی دوش تو خواب بود هر شبتا تو بودی کسی اجازه نداشت
بزند چوب خیزران بر لبرفتی بر غرور‌ها برخورد
دست نامحرمان به معجر خوردوای از لحظه‌ای که غوغا شد
رفتی و در خیام بلوا شددختری مشک آب دستت داد
بر دعا دست عمه بالا شدسایه ات بین نخل‌ها گم شد
پسر فاطمه چه تنها شدتا رسیدی کنار نهر فرات
علقمه در مقابلت پا شدتا قیامت خجل ز لبهایت
خنکی‌های آب دریا شدجانب خیمه راه افتادی
فکر و ذکرت لبان آقا شددر کمینت چهار هزار نفر
تیر‌ها در کمان مهیّا شدقدُّ و بالات کار دستت داد
چند صد تیر در تنت جا شدبی هوا دستِ راستت افتاد
دست چپ هم شکارِ اعدا شدحرمله در شکارِ چشم آمد
هدفش چشم‌های شهلا شدنوکِ تیر از سرِ تو بیرون زد
تا پرش بین دیده ات جا شدخواستی تیر را برون بکِشی
گردنت خم به سوی پا‌ها شداز سرِ تو کلاه خود افتاد
یک نفر با عمود پیدا شدآنچنان ضربه زد به فرقِ سرت
تا سر چینِ ابرویت وا شدوای بی دست بر زمین خوردی
سجده گاه تو خاکِ صحرا شدتیرهایِ کمی فرو رفته
خوب بر جسمِ اطهرت جا شدبعدِ سی سال یا اخا گفتی
عاقبت مادر تو زهرا شددورتر از تنت حسین افتاد
همه دیدند قامتش تا شدگفت: عباس خیز و کاری کن
رویِ لشگر به خواهرم وا شددَمِ خیمه زمان غارت‌ها
سرِ یک گوشواره دعوا شدسند ارث بُردن از زهرا
با کف پا به چادر امضا شدپاسخ اَیْنَ عمّیَ العباس
سیلی چند بی سر و پا شد…»«قاسم نعمتی»

متن نوحه شهادت حضرت رباب

«وقتی گدایی را پناهی نیست دیگر
جز کوچه‌ی چشم تو راهی نیست دیگرجز تو به حاجت‌ها الهی نیست دیگر
این جذبه‌ها خواهی نخواهی نیست دیگرتو شمعی و گرمای تو پروانه پرورمشکت به دوشت بود و اشکم را گرفتی
ماهی و از خورشید هم غم را گرفتیبی شک یداللهی که پرچم را گرفتی
دادی دو دستت را دو عالم را گرفتیتا که بریزی زیر پای شاه بی سرآمد سکینه از عمویش خواهشی داشت
اشکش شبیه دست گرمش لرزشی داشت‌ای مرد طوفانی نگاهت بارشی داشت
کم کم که موج سینه ات آرامشی داشتدر فکر دریا رفتی و لب‌های اصغرگفتی به آقایت که خون است آخر کار
لیلای من فصل جنون است آخر کارانا الیه راجعون است آخر کار
حالا که می‌دانم که، چون است آخر کاراول به دستم تیغ می‌دادی برادراز تشنگی گرچه نگاهت تیره می‌شد.
اما همین که سمت لشگر خیره می‌شدبا تار و مار تیر مژگان چیره می‌شد
این منزلت باید برایت سیره می‌شدتا که کسی چشمش نیفتد سوی خواهرشق القمر شد که سرت بر شانه افتاد
انگار از تاج اناری دانه افتاداز روی اسبت پیکرت مردانه افتاد
تیر سه پر در چشم پر پیمانه افتادبا صورتت افتاده‌ای بر پای مادر‌
ای کاش چشم درهمت درهم نمی‌شدپشت حسین و خواهر تو خم نمی‌شد
دیگر به معجر‌ها گره محکم نمی‌شدگیسوی سرخت روی نی پرچم نمی‌شد‌
می‌ماند اگر دست علم گیرت به پیکر…»«محمد امین سبکبار»

پیام تسلیت حضرت رباب

«ذکـرِ لاحـول ولا قـوه الا باالله‌
می‌کند بدرقه یِ راهت اباعبداللهتو امـیدِ حـرمِ فاطمـیـونی آری
همه یِ عشقِ منی باید عَلَم برداریمشک برداشته باذکرِ مدد فاطمه رفت
پسرِ صف شکنِ شیرِ خدا علقمه رفتصف به صف می‌شکند لشکرِ روباهان را
اسـدالله به چـَنگ آوَرَد این میـدان راقول داده به سکینه… به رقیه… به حسین
وَ نَدارد نشدی حرفِ علـمگیر حسینقبرِ خود کَنده اگر هر که بیاید طرفش
او رسید علقمـه یا علقمـه آمد طرفشآب می‌خواست خودش را به لبِ او بزند
مـَرهـَمی بر جگرِ داغ و تبِ او بزندجهشی کرد و کفِ دستِ اباالفضل نشست
دست‌ها شـُل شد و افتاد و دلِ ماه شکستیاد لبـهـایِ گلِ فاطـمه بی تابش کرد
یادِ آن غنچه که از تشنگی و غم غش کردبا خودش زمزمه می‌کرد و مناجات و دعا
دیگر این دست می‌آید به چه کارِ سقا؟!دستِ من خیس شده دستِ رقیه خشک است
بهتر این است که برگردم از اینجا بی دستیادش افتاد نـظـر کرده به آبِ دریا
گفت: جا دارد اگر من بدهم چشمم راذکرِ یاحـیدرِ او داغِ دلِ صحرا شد
گـُرز آمد سـرِ او مثلِ سرِ مولا شدسرِ عباس شبـیهِ سرِ بابا شده بود
فرقِ سر تا دمِ اَبرویِ عمو وا شده بودبسته شد دیده یِ ماه و کمرِ شاه شکست
چند باری پسرِ فاطـمه در راه نشست

می‌گذارد به رویِ چشمِ تَرَش قرآن را…
یا که بوسه زده با گـریه به دستِ سقاپسرِ فاطمه از زندگی اش سیر شده
شیر را روی زمین دیده زمین گیر شدهزینب آمـاده یِ دورانِ اسارت می‌شد
عمو افتاد و به ارباب جسارت می‌شدبه زمین خوردنِ ارباب کـرم خندیدند
عمو افتاده و می‌سوخت حرم… خندیدندنفسِ عمـّه یِ سادات شده تنگ چرا؟!
گوشواره بِبَر اما… بی حیا چنگ چرا؟!سرِ سـاقـیِ حـرم بر رویِ نِی پهلو زد
ندبه خوان عمه شد و به محملش اَبرو زد»«حسین ایمانی»

متن نوحه شهادت حضرت رباب

متن روضه شهادت حضرت رباب

آمد دوباره ماه ماتمماه پر از داغ محرمدل های ما در شور و شین استهر لحظه بین الحرمین استاین ماه غم ماه حسین استفرا رسیدن ایام سوگواری اباعبدالله الحسین(ع) تسلیت باد

متن روضه شهادت حضرت رباب

این بیرق و لوح و علمو عشقهاین کتیبه ها و پرچمو عشقهتو سیصد و شصت و پنج روز هر سالآقـا دهــه ی محرمــو عشقهفرا رسیدن ایام محرم تسلیت باد

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

پرسیدم از هلال ماه، چرا قامتت خم استآهی کشید و گفت که ماه محرم استگفتم که چیست محرم؟با ناله گفت ماه عزای اشرف اولاد آدم استفرا رسیدن ایام سوگواری اباعبدالله الحسین(ع) تسلیت باد

پیام تسلیت حضرت رباب

دوباره پیچید/ شمیمِ حسینسلام ما به تو ای کشته‌ی مظلومپناه منه/ حریمِ حسینتوی بزم محرم دل میشه آرومفرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن تسلیت عرض میکنم…

متن روضه شهادت حضرت رباب

دوباره ماه غم و غصه و عزا آمددوباره ماه شهیدان سر جدا آمددوباره عرش خدا هم سیاه تن کردهزمان اشک و عزاداری خدا آمدفرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

پیام تسلیت حضرت رباب

باز محرم شد و غرق عزا شد دلمگریه‌ی در محرم گشته همه حاصلمباز محرم شد و کرببلایی شدممیشود آخر خدا عشق حسین قاتلمفرا رسیدن ماه محرم تسلیت

متن شهادت حضرت رباب

در بهار گل ها شد خزان ماتمبـاران بـلا ریخـت از ابـر محــرمطــوفان بلا برخاستعـلم به عزا برخاستالسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ الحُسین‌‌ْفرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن تسلیت عرض میکنم…

پیام تسلیت حضرت رباب

یازده ماه از خدا این روزها را خواستمدیدۀ تر خواستم حال بکا را خواستماذن دق الباب این خانه برای ما بس استاستجابت پیشکش فیض دعا را خواستمفرا رسیدن ماه محرم تسلیت

متن نوحه شهادت حضرت رباب

خدایاتورابه ابروےزینببه بےقرارےرقیهبه غیرت عباسبه حرمت موی سفید اربابهردستے که در ماه محرم به سوےتوبلندشدخالےبرنگردانفرا رسیدن ماه محرم تسلیت…التماس دعا در این ایام

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

با آب طلا نام “حسین “قاب کنیدبا نام حسین یادی از آب کنیدخواهید مه سربلند و جاوید شویدتا آخر عمر تکیه بر ارباب کنیدفرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد

متن شهادت حضرت رباب

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

شب حُزنه شب درده شب پُرشورِ عاشوراستحرم غوغاست، غمین زهراست، پریشون زینب کبراستحسین جانمشب دلهاست شب نجواست شب پروازِ عاشق‌هاستشب عهد و شب میثاق، شهادت نامه‌ها امضاستحسین جانمهمه گِردِ امامِ خود دارن قولِ وفا میدنکه تا فردا سر و‌ جون در رهِ خونِ خدا میدنحسین جانمدلِ زینب پُر از شوره پُر از غصه پُر از دردهبا این حالِ پریشونش، به دورِ خیمه می‌گردهحسین جانمامامِ او عزیزِ او همش غرقِ مناجاتهغروبِ غربتِ فردا دیگه وقت ملاقاتهحسین جانمبا اینکه هست خودِ آقا امین و ناطق قرآنهمش قرآن می‌خونه با صدای ناله ای سوزانحسین جانمداره عباس با صد احساس به دورِ خیمه می‌گردهامان از این امان نامه که شمرِ کافر آوردهحسین جانمعدوی نانجیب بدجور دلِ عباسو آتیش زدبا اظهارِ امان نامه کوهِ احساسو آتیش زدحسین جانمابوفاضل از این نامه چشاش پُرخون دلش محزونالاٰ یا حضرت عباس به کوهِ غیرتت قربونحسین جانم

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللهِ وَعَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائِکَ ، عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَبَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُاَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنوَ عَلی عَلَیِ بْن الْحُسَینوَ عَلی اَوْلادِ الْحْسَیْنوَ عَلی اَصحابِ الْحُسَینفرا رسیدن ماه محرم و ایام شهادت سرور و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین( ع) و هفتاد و دو تن از یاران مخلص و جان بر کف آن حضرت را به ساحت مقدس حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا له الفدا و تمام عاشقان و مریدان آن حضرت تسلیت باد

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

چہ تركيب قشنگيستشہ و شہ زادہ و ششماهہ و شش گوشہالسلام علیک یااباعبداللہ الحسینفرا رسیدن ماه محرمبر شما دوستان تسلیت و تعزیت باد

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

با اشک‌های بی امانم گریه کردمبا چشم‌هایم با دهانم گریه کردمپرسیدی از من عاشقی یا زخم خورده؟چیزی نیامد بر زبانم، گریه کردمگم کرده‌ام چندیست آن چیزی که بودمپرسیدی از نام و نشانم، گریه کردم …گفتی بیا قدری برایم درد و دل کنمیخواستم روضه بخوانم، گریه کردممیخواستی مثل زمین دل سخت باشمدیدم شبیه آسمانم، گریه کردمهر کس برایت شکوه‌ای آورد امامن بیش از اینها ناتوانم، گریه کردم

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

محرم ماه آن عبد خدامحرم اسرار آن هستی فزامحرم ماهی که در آن ریختندمیان کربلا خون خداعرض تسلیت به مناسبت فرا رسیدن ایام محرم

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

متن شهادت حضرت رباب

دوباره ماه محرم دوباره ماه عزادوباره خون به رگ شیعه جوش می آیدبه پا شود همه جا هیئت ومحب حسینمیان هیئت او تیره پوش می آیدعرض تسلیت به مناسبت فرا رسیدن ایام محرم

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

سینه‌هاپر از شراره‌های ماتمهز ناله‌ی حزین فاطمهعزای سبط خاتمه ….روضه‌هاتو قلبمون به پا شدههمیشه عاشورا شدههمه جا کربلا شده ….ببین منو میون روضه‌هاتبا حال خسته می‌کنم صداتمیخوام بیام تو کشتی نجاتحسین عزیز فاطمه ….گرفته قلب زارم از همهمیگم بدون هیچ مقدمهآقا دوستت دارم یه عالمهحسین عزیز فاطمه ….امیری یا حسین امیریعاشقممنم غلام بی نوای تواسیر عشقم و گدای توتموم زندگیم فدای تو ….سائلمتو شاهی و کریمی ای امیرکرامت تو باشه بی نظیربیا و دست خالیمو بگیر ….گرفتی دستمو رها نکنمنو جدا ز روضه‌ها نکنبدم ولی منو سوا نکنحسین عزیز فاطمه ….بدون تو آخه چه کار کنمچه کار با این روزای تار کنممن عشقتو باید هوار کنمحسین عزیز فاطمه ….امیری یا حسین امیرییا حسیننگاه بکن به حال مضطرمبه اشک چشم و صورت ترممیخوام بیام زیارت حرم ….یا حسینحریم با صفاتو دوست دارمچقدر گنبد طلاتو دوست دارمغروب کربلاتو دوست دارم ….میون هروله به لب دعادارم که جونمو بگیر خداتو راه نهضتی که کرد به پاحسین عزیز فاطمه ….جدا ز ماجرای ذلتیمهمیشه در سپاه عزتیمسرباز پادگان هیئتیمحسین عزیز فاطمه ….امیری یا حسین امیری

متن شهادت حضرت رباب

آمد دوباره ماه ماتمماه پر از داغ محرمدل های ما در شور و شین استهر لحظه بین الحرمین استاین ماه غم ماه حسین استعزیز زهرا یا حسین جانبزم عزا گردیده برپاصاحب عزا حضرت زهرادل ها گرفته شور ماتماشک تمام اهل عالمریزد در این ماه محرمعزیز زهرا یا حسین جانعالم پر از شور و نوا شدهستی ز ماتم کربلا شدبرپا شده بزم عزاییدل ها شده کرب و بلاییاین مه حسین گردد فداییعزیز زهرا یا حسین جاندر کربلا با زینب آیدبا ذکر یا رب یا رب آیدآید که دین پاینده گردددین محمد زنده گردددشمن دین شرمنده گرددعزیز زهرا یا حسین جاناین مه گلان باغ حیدرجمله شوند از کینه پرپراکبر شود صد پاره پیکراصغر شود در خون شناوربی دست عباس دلاورعزیز زهرا یا حسین جاناین مه به پیش چشم خواهرحسین شود صد پاره پیکرگل ها شود از شاخه چیدهآن بر علی نور دو دیدهگردد ز کینه سر بریدهعزیز زهرا یا حسین جاننزدیک محرمست وباید کم کمدیوار دلم سیاه پوشان بشوداندوه مقدسی درونش آیدبا عشق حسین روبه سامان بشودفرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن تسلیت عرض میکنم…

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

ای مــاه، ای هـــلال محــرم، نشــان غموی قـلـه هــلالی ات آتـشفشـــان غـــمنـــور تـو شمـــع بـــزم غـم داغـدیـدگـــاننــام تــو می کشــد عَلــم کــــاروان غـمروی زمیــن ز اشـک ملــک پر ستاره شدوقتــی دمیــد روی تــــو در آسمـــان غـماز ماهِ هـم رکاب تو خورشید ملک عشقهــم میهمـان غـم شد و هـم میزبان غمیـــا رب بــه خیــر بــاد کـه سـالار کـــربلادعوت شده است با همه یاران به خوان غمکـم کـم حسیــن وارد دشــت بـلا شــودتـا در کـلاس عشــق دهـد امتحــان غـمدر ایـن سفـر مسـافر ســر بـر کف حجازجـانش نشـان داغ شـود، دل نشـان غمغم خُـرد می کند چـه اگـر استخوان مردزینب بـه صبـر می شکنـد استخـوان غـمدر کـربلا ز آتــش غـم، جــان اهـــل بیـتسوزد که کاش شعله بیفتد به جـان غمماه محرم آمد و با دست عشق زدبـر سینـۀ غمین “مؤید” نشـان غـم

پیام تسلیت حضرت رباب

وای خدا رحم کندوای خدا رحم کند، یک نفر و یک سپاه
یک تن لب تشنه با، یک سپه رو سیاه
آمده خون خدا، یک تنه در رزمگاه
روبروی لشکری، بی کس و بی تکیه گاهبعد وداع با حرم، آمده در کار و زار
سید و سالار دین، حجت پروردگار
شاه عطش نور حق، حضرت سلطان عشق
از علی و فاطمه، روی زمین یادگارمثل پدر حمله و، بر صف دون می‌شود
لشکر دشمن از این، حمله نگون می شود
خصم جفاپیشه را، روی زمین می‌زند
یک به یک کوفیان، غرق به خون می‌شودوای خدا رحم کند، یک نفر و یک سپاه
یکتنه با یک سپاه، گشته مقابل حسین
لرزه بیفکنده بر، خیمه باطل حسین
ضربت شمشیر او، از همه کوبنده‌تر
رعد شکافنده است، بر صف جاهل حسینرزم نفر با نفر، زنده نماند کسی
روبروی او رجز، نامه نخواند کسی
عبدودان در مصاف، کشته شوند یک به یک
جرات جنگیدنش، را نتواند کسیوای خدا رحم کند، یک نفر و یک سپاهگرد شه تشنه لب، حلقه زده لشکری
حمله ور از هر طرف، گشته جنایتگری
تیر و کمان، سنگ و چوب، نیزه و شمشیر و نی‌
می‌رسد از هر طرف، بر تن بی یاوریمانده غریبانه در، بین هزاران نفر
گر بکشد یا شود، کشته بیابد ظفر
آه و فغان و امان، از دل زینب که در
راه اسارت شود، با سر او همسفروای خدا رحم کند، یک نفر و یک سپاهعاقبت آن تشنه از، شدت زخم فزون
بی رمق افتاده در، دجله گودال خون
خنجر برا به کف، چکمه ظالم به پا
بین همه کوفیان، آمده شمر زبوناز غم تنهایی و، ماتم بی یاوری
شرح عزا در عزا، غصه بی لشکری
آه دل زینب و، اشک رخ فاطمه
نوحه غمناله شد، روی لب سروریوای خدا رحم کند، یک نفر و یک سپاه

متن نوحه شهادت حضرت رباب

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

به اذن حضرت مولا شدم کبوتر توکه بال و پر بزنم پای روضه‌ی سر توببخش با پر زخمی، به زحمت افتادهلباس نوکری‌ام را بریده مادر توچه طور خرج غمت جور شد؟ کسی می‌گفترسیده رزق حسینیه از برادر توشبیه حضرت زینب به سینه می‌کوبمکه مقتدای عزادارهاست خواهر توبه چشم من همه‌جا روضه‌ی شما بر پاستتمام عالم و آدم شدند مضطر تواگر کویر تَرَک روی هر تَرک داردکشیده خشکی لب‌های زخم پرپر توخزان و ریزش برگ از درخت در همه‌جاشد است در دل من روضه‌خوان ِ اکبر توطلوع، بردن بالای طفل شش‌ماهه استغروب، خون گلوی علی اصغر توزمان بارش باران همیشه می‌بارمبرای بارش تیر و امیر لشگر تومن از خرابه و شام و رقیه فهمیدمکه قول تو نرود گر رود ز تن سر توبیا و قول بده آخرین دمم برسیبه راه آمدن توست چشم نوکر تو

متن شهادت حضرت رباب

بگویم ز بالای این دار / میا کوفه ای نور عینممیا ای عزیز پیمبر / امیری امیری حسینممیا که تمامی کوفه / دل و جان آنها ز سنگ استمیان تمامی مردم / سخن از نبرد و ز جنگ استبه دستان هریک / بود تیر و خنجرببرند در آنجا / سر تو ز پیکرامیری یابن الزهرا یابن الزهرا یابن الزهرا(۲)شنیدم ز دشمن در اینجا/که تیر سه شعبه خریدندشنیدم که با تیر و نیزه/شتابان به سویت دویدندشنیدم که این نا نجیبان/همه حرفشان قطع آب استهمه بی قراریم اینجا/برای عزیز رباب استمیاور حسین جان/گل احمرت رابپوشان گلوی/علی اصغرت راامیری یابن الزهرا یابن الزهرا یابن الزهرا(۲)میاور عزیز دل من/به همراه خود کودکان رامیاور که با ضرب سیلی/نوازش کنند نوگلان رابگو خواهر تو چگونه/کند قتلتان را نظارهچگونه ببیند که اکبر/شده جسم او پاره پارهبرای رقیه/دلم بی قرار استدلم خون زدست/دل کینه دار استامیری یابن الزهرا یابن الزهرا یابن الزهرا(۲)الهی حریمت نباشد/بدون امیر و سپهدارالهی نسازند جدا آن/دو دستان پاک علمدارامان از دم بی حیایی/امان از شروع جسارتدم شعله ی خیمها و/زمان شروع جسارتبه مرکب بتازند/روی جسم اکبربه نیزه گذارند/سر پاک اصغرامیری یابن الزهرا یابن الزهرا یابن الزهرا(۲)

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

در بهار گل ها شد خزان ماتمبـاران بـلا ریخـت از ابـر محــرمطــوفان بلا برخاستعـلم به عزا برخاستیا ثاراللهماهیـان دریـا محـو کـربلاینـدلاله های صحرا داغ این عزایندمرغی که نواخوان استدر ذکــــر شهیــدان استیا ثاراللهیک قافله دل از کعبه جدا شدآهنگ فنـا کـرد جـویای بقـا شدهفتاد و دو قربانیمی برد به مهمانییا ثاراللهاینـان بـه دیــار نیــزه هــا بتــازنـدتــا کعبــه دل در کــــربلا بسـازندکعبـه ای کـه گلگــون استخشت و خاکش ازخون استیا ثاراللهاین قـافله را آب از دشنه خـون استشش ماهه اینان لب تشنه خون استدریـــای عطـش بـر لباز عشق خدا در شبیا ثاراللهایـن قافله را هست چاووش ابوالفضلدارد علـم عشـق بـر دوش ابوالفضلعشـق پای بست اوستچشم ها به دست اوستیا ثارالله

متن روضه شهادت حضرت رباب

سوگ جانسوز امیر شهدا می آیدبازهم شهر مهیای عزا می آیدباز هم هیئتیان رخت سیه می پوشندطبل اعلام محرم به صدا می آیدکودکان ملتمس مادر وچادر خواهندهیئت کوچکشان پر زصفا می آیدباز هم عطر حسینی به فضا می پیچدرونق نوکری خون خدا می آیدشاعران،روز، وشب، گرم سرودن باشندموسم عرض ادب بر شعرا می آیدذاکران از دل وجان مایه گذارند همهنوحه و روضه ی آنها به نوا می آیدبهر ارباب همه سینه وزنجیر زنندماه جبران شدن جرم وخطا می آیدهمه مدیون حسینیم ازل تا به ابددینمان را سبب و وقت ادا می آیدچند روزی دگر کرببلا دیدنی استکه به آن قافله ای جلوه نما می آیدکار بر قافله و زینب آن سخت شودروز عاشور که انواع بلا می آید

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاستسخن شناس نه‌ای جان من خطا این جاستدر اندرون من خسته دل ندانم کیستکه من خموشم و او در فغان و در غوغاست

پیام تسلیت حضرت رباب

متن نوحه شهادت حضرت رباب

مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست
تا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوستواله و شیداست دایم همچو بلبل در قفس
طوطی طبعم ز عشق شکر و بادام دوست

پیام تسلیت حضرت رباب

هر که شد محرم دل در حرم یار بماندوان که این کار ندانست در انکار بمانداگر از پرده برون شد دل من عیب مکنشکر ایزد که نه در پرده پندار بماندصوفیان واستدند از گرو می همه رختدلق ما بود که در خانه خمار بماندمحتسب شیخ شد و فسق خود از یاد ببردقصه ماست که در هر سر بازار بماندهر می لعل کز آن دست بلورین ستدیمآب حسرت شد و در چشم گهربار بماندجز دل من کز ازل تا به ابد عاشق رفتجاودان کس نشنیدیم که در کار بماندگشت بیمار که چون چشم تو گردد نرگسشیوه تو نشدش حاصل و بیمار بمانداز صدای سخن عشق ندیدم خوشتریادگاری که در این گنبد دوار بماندداشتم دلقی و صد عیب مرا می‌پوشیدخرقه رهن می و مطرب شد و زنار بماندبر جمال تو چنان صورت چین حیران شدکه حدیثش همه جا در در و دیوار بماند

متن نوحه شهادت حضرت رباب

در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمعشب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمعروز و شب خوابم نمی‌آید به چشم غم پرستبس که در بیماری هجر تو گریانم چو شمعرشته صبرم به مقراض غمت ببریده شدهمچنان در آتش مهر تو سوزانم چو شمعگر کمیت اشک گلگونم نبودی گرم روکی شدی روشن به گیتی راز پنهانم چو شمعدر میان آب و آتش همچنان سرگرم توستاین دل زار نزار اشک بارانم چو شمعدر شب هجران مرا پروانه وصلی فرستور نه از دردت جهانی را بسوزانم چو شمعبی جمال عالم آرای تو روزم چون شب استبا کمال عشق تو در عین نقصانم چو شمعکوه صبرم نرم شد چون موم در دست غمتتا در آب و آتش عشقت گدازانم چو شمعهمچو صبحم یک نفس باقیست با دیدار توچهره بنما دلبرا تا جان برافشانم چو شمعسرفرازم کن شبی از وصل خود ای نازنینتا منور گردد از دیدارت ایوانم چو شمعآتش مهر تو را حافظ عجب در سر گرفتآتش دل کی به آب دیده بنشانم چو شمع

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

حافظ از شوق رخ مهر فروغ تو بسوختکامگارا نظری کن سوی ناکامی چندسینه از آتش دل در غم جانانه بسوختآتشی بود در این خانه که کاشانه بسوختتنم از واسطه دوری دلبر بگداختجانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارشدلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند
خواجه آن است که باشد غم خدمتکارشجای آن است که خون موج زند در دل لعل
زین تغابن که خزف می‌شکند بازارشبلبل از فیض گل آموخت سخن ور نه نبود
این همه قول و غزل تعبیه در منقارشای که از کوچه معشوقه ما می‌گذری
بر حذر باش که سر می‌شکند دیوارشآن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارشصحبت عافیتت گر چه خوش افتاد ای دل
جانب عشق عزیز است فرومگذارشصوفی سرخوش از این دست که کج کرد کلاه
به دو جام دگر آشفته شود دستارشدل حافظ که به دیدار تو خوگر شده بود
نازپرورد وصال است مجو آزارش

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

پیام تسلیت حضرت رباب

چون چشم تو دل می‌برد از گوشه نشینان
همراه تو بودن گنه از جانب ما نیستروی تو مگر آینه لطف الهیست
حقا که چنین است و در این روی و ریا نیست

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

اشعار عاشقانه حافظ مرا می‌بینی و هر دم زیادت می‌کنی دردمتو را می‌بینم و میلم زیادت می‌شود هر دمبه سامانم نمی‌پرسی نمی‌دانم چه سر داریبه درمانم نمی‌کوشی نمی‌دانی مگر دردمنه راه است این که بگذاری مرا بر خاک و بگریزیگذاری آر و بازم پرس تا خاک رهت گردمندارم دستت از دامن به جز در خاک و آن دم همکه بر خاکم روان گردی بگیرد دامنت گردمفرو رفت از غم عشقت دمم دم می‌دهی تا کیدمار از من برآوردی نمی‌گویی برآوردمشبی دل را به تاریکی ز زلفت باز می‌جستمرخت می‌دیدم و جامی هلالی باز می‌خوردمکشیدم در برت ناگاه و شد در تاب گیسویتنهادم بر لبت لب را و جان و دل فدا کردمتو خوش می‌باش با حافظ برو گو خصم جان می‌دهچو گرمی از تو می‌بینم چه باک از خصم دم سردم

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
تا درخت دوستی کی بر دهد
حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم
گفت و گو آیین درویشی نبود
ورنه با تو ماجراها داشتیم
شیوه چشمت فریب جنگ داشت
ما خطا کردیم و صلح انگاشتیم

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

جز نقش تو در نظر نیامد ما راجز کوی تو رهگذر نیامد ما راخواب ارچه خوش آمد همه را در عهدتحقا که به چشم در نیامد ما را

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنمتا به کی در غم تو ناله شبگیر کنمدل دیوانه از آن شد که نصیحت شنودمگرش هم ز سر زلف تو زنجیر کنم

پیام تسلیت حضرت رباب

متن روضه شهادت حضرت رباب

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآیدگفتم که ماه من شو گفتا اگر برآیدگفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموزگفتا ز خوبرویان این کار کمتر آیدگفتم که بر خیالت راه نظر ببندمگفتا که شب رو است او از راه دیگر آیدگفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کردگفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آیدگفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزدگفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آیدگفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشتگفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آیدگفتم دل رحیمت کی عزم صلح داردگفتا مگوی با کس تا وقت آن درآیدگفتم زمان عشرت دیدی که چون سر آمدگفتا خموش حافظ کاین غصه هم سر آید حافظ

پیام تسلیت حضرت رباب

بسته‌ام در خم گیسوی تو امید دراز
آن مبادا که کند دست طلب کوتاهم

متن روضه شهادت حضرت رباب

به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینمبیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینمالا ای همنشین دل که یارانت برفت از یادمرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینمجهان پیر است و بی‌بنیاد از این فرهادکش فریادکه کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینمز تاب آتش دوری شدم غرق عرق چون گلبیار ای باد شبگیری نسیمی زان عرق چینمجهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقیکه سلطانی عالم را طفیل عشق می‌بینماگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوستحرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینمصباح الخیر زد بلبل کجایی ساقیا برخیزکه غوغا می‌کند در سر خیال خواب دوشینمشب رحلت هم از بستر روم در قصر حورالعیناگر در وقت جان دادن تو باشی شمع بالینمحدیث آرزومندی که در این نامه ثبت افتادهمانا بی‌غلط باشد که حافظ داد تلقینم

پیام تسلیت حضرت رباب

خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت
به قصد جان من زار ناتوان انداختنبود نقش دو عالم که رنگ الفت بود
زمانه طرح محبت نه این زمان انداخت

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

ما را که درد عشق و بلای خمار کشت
یا وصل دوست یا می صافی دوا کندجان رفت در سر می و حافظ به عشق سوخت
عیسی دمی کجاست که احیای ما کند

متن شهادت حضرت رباب

متن نوحه شهادت حضرت رباب

گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود
پیش پایی به چراغ تو ببینم چه شود

متن شهادت حضرت رباب

به تماشاگه زلفش دل حافظ روزیشد که باز آید و جاوید گرفتار بماند

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوستتا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوستواله و شیداست دایم همچو بلبل در قفسطوطی طبعم ز عشق شکر و بادام دوست

متن شهادت حضرت رباب

باز آی و دل تنگ مرا مونس جان باش
وین سوخته را محرم اسرار نهان باش

متن نوحه شهادت حضرت رباب

صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم
تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنمدل دیوانه از آن شد که نصیحت شنود
مگرش هم ز سر زلف تو زنجیر کنم

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

روز وصل دوستداران یاد باد
یاد باد آن روزگاران یاد بادگر چه یاران فارغند از یاد من
از من ایشان را هزاران یاد باد

متن نوحه شهادت حضرت رباب

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمیدل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی

پیام تسلیت حضرت رباب

چشم آسایش که دارد از سپهر تیزروساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمیزیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفتصعب روزی بوالعجب کاری پریشان عالمیسوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگلشاه ترکان فارغ است از حال ما کو رستمیدر طریق عشقبازی امن و آسایش بلاستریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمیاهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیسترهروی باید جهان سوزی نه خامی بی‌غمیآدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دستعالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمیخیز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهیمکز نسیمش بوی جوی مولیان آید همیگریه حافظ چه سنجد پیش استغنای عشقکاندر این دریا نماید هفت دریا شبنمی

متن شهادت حضرت رباب

در آرزوی بوس و کنارت مردم
وز حسرت لعل آبدارت مردمقصه نکنم دراز کوتاه کنم
بازآ بازآ کز انتظارت مردم

متن نوحه شهادت حضرت رباب

ای گدایان خرابات خدا یار شماستچشم انعام مدارید ز انعامی چندپیر میخانه چه خوش گفت به دردی کش خویشکه مگو حال دل سوخته با خامی چند

پیام تسلیت حضرت رباب

متن روضه شهادت حضرت رباب

صلاح کار کجا و من خراب کجاببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجادلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوسکجاست دیر مغان و شراب ناب کجاچه نسبت است به رندی صلاح و تقوا راسماع وعظ کجا نغمه رباب کجا

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

الا ای آهوی وحشی کجاییمرا با توست چندین آشنایی

پیام تسلیت حضرت رباب

اشعار عاشقانه حافظ 

متن روضه شهادت حضرت رباب

منم که دیده نیالوده‌ام به بد دیدنوفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیمکه در طریقت ما کافریست رنجیدنبه پیر میکده گفتم که چیست راه نجاتبخواست جام می و گفت عیب پوشیدنمراد دل ز تماشای باغ عالم چیستبه دست مردم چشم از رخ تو گل چیدنبه می پرستی از آن نقش خود زدم بر آبکه تا خراب کنم نقش خود پرستیدنبه رحمت سر زلف تو واثقم ور نهکشش چو نبود از آن سو چه سود کوشیدنعنان به میکده خواهیم تافت زین مجلسکه وعظ بی عملان واجب است نشنیدنز خط یار بیاموز مهر با رخ خوبکه گرد عارض خوبان خوش است گردیدنمبوس جز لب ساقی و جام می حافظکه دست زهدفروشان خطاست بوسیدن

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

دو تنها و دو سرگردان دو بیکسدد و دامت کمین از پیش و از پسبیا تا حال یکدیگر بدانیممراد هم بجوییم ار توانیم

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

ز تاب آتش سودای عشقشبه سان دیگ دایم میزنم جوشچو پیراهن شوم آسوده خاطرگرش همچون قبا گیرم در آغوشاگر پوسیده گردد استخوانمنگردد مهرت از جانم فراموشدل و دینم دل و دینم ببردستبرو دوشش بر و دوشش بر و دوش

متن روضه شهادت حضرت رباب

مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست
تا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوستواله و شیداست دایم همچو بلبل در قفس
طوطی طبعم ز عشق شکر و بادام دوستزلف او دام است و خالش دانه آن دام و من
بر امید دانه‌ای افتاده‌ام در دام دوستسر ز مستی برنگیرد تا به صبح روز حشر
هر که چون من در ازل یک جرعه خورد از جام دوستبس نگویم شمه‌ای از شرح شوق خود از آنک
دردسر باشد نمودن بیش از این ابرام دوستگر دهد دستم کشم در دیده همچون توتیا
خاک راهی کان مشرف گردد از اقدام دوستمیل من سوی وصال و قصد او سوی فراق
ترک کام خود گرفتم تا برآید کام دوستحافظ اندر درد او می‌سوز و بی‌درمان بساز
زان که درمانی ندارد درد بی‌آرام دوست

متن شهادت حضرت رباب

اگر به مذهب تو خون عاشق است مباحصلاح ما همان است کان تو راست صلاح

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

ما ز یاران چشم یاری داشتیمخود غلط بود آنچه می پنداشتیمتا درخت دوستی کی بر دهدحالیا رفتیم و تخمی کاشتیمگفت و گو آیین درویشی نبودورنه با تو ماجراها داشتیمشیوه چشمت فریب جنگ داشتما خطا کردیم و صلح انگاشتیم

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

اگر آنکه میرفت خاطره اش را میبردفرهاد سنگ نمی سفتمجنون اشفته نمی خفتحافظ شعر نمیگفت

متن نوحه شهادت حضرت رباب

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

من ملک بودم و فردوس برین جایم بودآدم آورد در این دیر خراب آبادمسایه طوبی و دلجویی حور و لب حوضبه هوای سر کوی تو برفت از یادمنیست بر لوح دلم جز الف قامت دوستچه کنم حرف دگر یاد نداد استادمکوکب بخت مرا هیچ منجم نشناختیا رب از مادر گیتی به چه طالع زادمتا شدم حلقه به گوش در میخانه عشقهر دم آید غمی از نو به مبارک بادممی‌خورد خون دلم مردمک دیده سزاستکه چرا دل به جگرگوشه مردم دادمپاک کن چهره حافظ به سر زلف ز اشکور نه این سیل دمادم ببرد بنیادم

متن شهادت حضرت رباب

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌هابه بوی نافه‌ای کاخر صبا زان طره بگشاید
ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل‌هامرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم
جرس فریاد می‌دارد که بربندید محمل‌هابه می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید
که سالک بی‌خبر نبود ز راه و رسم منزل‌هاشب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبک باران ساحل‌ هاهمه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر
نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفل‌ هاحضوری گر همی‌خواهی از او غایب مشو حافظ
متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آردنهال دشمنی برکن که رنج بی شمار آرد

متن نوحه شهادت حضرت رباب

پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بودمهرورزی تو با ما شهره آفاق بودیاد باد آن صحبت شب‌ها که با نوشین لبانبحث سر عشق و ذکر حلقه عشاق بودپیش از این کاین سقف سبز و طاق مینا برکشندمنظر چشم مرا ابروی جانان طاق بوداز دم صبح ازل تا آخر شام ابددوستی و مهر بر یک عهد و یک میثاق بودسایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شدما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بودحسن مه رویان مجلس گر چه دل می‌برد و دینبحث ما در لطف طبع و خوبی اخلاق بودبر در شاهم گدایی نکته‌ای در کار کردگفت بر هر خوان که بنشستم خدا رزاق بودرشته تسبیح اگر بگسست معذورم بداردستم اندر دامن ساقی سیمین ساق بوددر شب قدر ار صبوحی کرده‌ام عیبم مکنسرخوش آمد یار و جامی بر کنار طاق بودشعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلددفتر نسرین و گل را زینت اوراق بود

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

چو لعل شکرینت بوسه بخشد
مذاق جان من ز او پر شکر بادمرا از توست هر دم تازه عشقی
تو را هر ساعتی حسنی دگر بادو گر کنم طلب نیم بوسه صد افسوس
ز حقه دهنش چون شکر فرو ریزدمن آن فریب که در نرگس تو می‌بینم
بس آب روی که با خاک ره برآمیزدفراز و شیب بیابان عشق دام بلاست
کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکردیاد حریف شهر و رفیق سفر نکردیا بخت من طریق مروت فروگذاشتیا او به شاهراه طریقت گذر نکردگفتم مگر به گریه دلش مهربان کنمچون سخت بود در دل سنگش اثر نکردشوخی مکن که مرغ دل بی‌قرار منسودای دام عاشقی از سر به در نکردهر کس که دید روی تو بوسید چشم منکاری که کرد دیده من بی نظر نکردمن ایستاده تا کنمش جان فدا چو شمعاو خود گذر به ما چو نسیم سحر نکرد

متن نوحه شهادت حضرت رباب

یا رب اندر دل آن خسرو شیرین اندازکه به رحمت گذری بر سر فرهاد کند

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

دوش دیدم که ملایک در میخانه زدندگل آدم بسرشتند و به پیمانه زدندساکنان حرم ستر و عفاف ملکوتبا من راه نشین باده مستانه زدندآسمان بار امانت نتوانست کشیدقرعه کار به نام من دیوانه زدندجنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنهچون ندیدند حقیقت ره افسانه زدندشکر ایزد که میان من و او صلح افتادصوفیان رقص کنان ساغر شکرانه زدندآتش آن نیست که از شعله او خندد شمعآتش آن است که در خرمن پروانه زدندکس چو حافظ نگشاد از رخ اندیشه نقابتا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

بر سر آنم که گر ز دست برآیددست به کاری زنم که غصه سر آیدخلوت دل نیست جای صحبت اضداددیو چو بیرون رود فرشته درآید

پیام تسلیت حضرت رباب

مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوستتا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست

متن روضه شهادت حضرت رباب

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد
چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کردآه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت
آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرداشک من رنگ شفق یافت ز بی‌مهری یار
طالع بی‌شفقت بین که در این کار چه کردبرقی از منزل لیلی بدرخشید سحر
وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کردساقیا جام می‌ام ده که نگارنده غیب
نیست معلوم که در پرده اسرار چه کردآن که پرنقش زد این دایره مینایی
کس ندانست که در گردش پرگار چه کردفکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت
یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد

متن روضه شهادت حضرت رباب

دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرسکه چنان زو شده ام بی سرو سامان که مپرسکس به امید وفا ترک دل و دین مکنادکه چنانم من از این کرده پشیمان که مپرس

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

عاشقی را که چنین باده شبگیر دهند
کافر عشق بود گر نشود باده پرست

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

دلم را مشکن و در پا مینداز
که دارد در سر زلف تو مسکن

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنمتا به کی در غم تو ناله شبگیر کنمدل دیوانه از آن شد که نصیحت شنودمگرش هم ز سر زلف تو زنجیر کنم

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

جز نقش تو در نظر نیامد ما را
جز کوی تو رهگذر نیامد ما راخواب ارچه خوش آمد همه را در عهدت
حقا که به چشم در نیامد ما را

متن نوحه شهادت حضرت رباب

من حاصل عمر خود ندارم جز غم
در عشق ز نیک و بد ندارم جز غم
یک همدم باوفا ندیدم جز درد
یک مونس نامزد ندارم جز غم

متن شهادت حضرت رباب

اشعار عاشقانه حافظ هوا خواه توام جانا و می دانم که می دانی
که هم نادیده می دانی و هم ننوشته می خوانی

متن روضه شهادت حضرت رباب

گل بی رخ یار خوش نباشد
بی باده بهار خوش نباشد

پیام تسلیت حضرت رباب

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم
اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد
من و ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیم

متن روضه شهادت حضرت رباب

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

جانا تو را که گفت که احوال ما مپرس
بیگانه گرد و قصهٔ هیچ آشنا مپرسز آنجا که لطف شامل و خلق کریم توست
جرم نکرده عفو کن و ماجرا مپرس

متن نوحه شهادت حضرت رباب

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاستمنزل آن مه عاشق کش عیار کجاستشب تار است و ره وادی ایمن در پیشآتش طور کجا موعد دیدار کجاستهر که آمد به جهان نقش خرابی دارددر خرابات بگویید که هشیار کجاستآن کس است اهل بشارت که اشارت داندنکته‌ها هست بسی محرم اسرار کجاستهر سر موی مرا با تو هزاران کار استما کجاییم و ملامت گر بی‌کار کجاستبازپرسید ز گیسوی شکن در شکنشکاین دل غمزده سرگشته گرفتار کجاستعقل دیوانه شد آن سلسله مشکین کودل ز ما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاستساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولیعیش بی یار مهیا نشود یار کجاستحافظ از باد خزان در چمن دهر مرنجفکر معقول بفرما گل بی خار کجاست

متن روضه شهادت حضرت رباب

مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آیدکه ز انفاس خوشش بوی کسی می‌آیداز غم هجر مکن ناله و فریاد که منزده‌ام فالی و فریادرسی می‌آیدز آتش وادی ایمن نه منم خرم و بسهرکس آنجا به امید قبسی می‌آیدهیچ کس نیست که در کوی تواش کاری نیستهرکس آنجا به طریق هوسی می‌آیدکس ندانست که منزلگه معشوق کجاستاین قدر هست که بانگ جرسی می‌آیدجرعه‌ای ده که به میخانه ارباب کرمهر حریفی ز پی ملتمسی می‌آیددوست را گر سر پرسیدن بیمار غم استگو بیا خوش که هنوزش نفسی می‌آیدخبر بلبل این باغ بپرسید که منناله‌ای می‌شنوم کز قفسی می‌آیدیار دارد سر صید دل حافظ، یارانشاهبازی به شکار مگسی می‌آید

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

چشم گریان سویت از شام خراب آورده ام
خیز، ای لب تشنه از بهر تو آب آورده ام
گر بپرسی داغ تو با سینه خواهر چه کرد
قامت خم گشته یی بهر جواب آورده ام
اربعین حسینی تسلیت باد

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

آیینه شدی تا که خدا در تو درخشید
خورشیدترین حادثه ها در تو درخشید
بر دوست همان روز که با حنجره ی خون
گفتی تو «بلی» کرب و بلا در تو درخشید
اربعین حسینی تسلیت باد

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

متن نوحه شهادت حضرت رباب

سفر کردم به دنبال سر تو
سپر بودم برای دختر تو
چهل منزل کتک خوردم برادر
به جرم این که بودم خواهر تو
اربعین حسینی تسلیت باد

متن روضه شهادت حضرت رباب

بلبلان آمده گل ها همه پرپر گشتند
حرم الله دوباره به حرم برگشتند
زائر پیکر صد پارة بی سر گشتند
همگی دور مزار علی اکبر گشتند
اربعین حسینی تسلیت باد

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

دل ما در پی آن کاروان است
که از کرب و بلا، با غم روان است
چه زنجیری به دست و بازوان است
که گریان دیده روح الامین است
به یاد کربلا دل ها غمین است
دلا خون گریه کن چون اربعین است
اربعین حسینی تسلیت باد

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

عالم همه قطره و دریاست حسین ، خوبان همه بنده و مولاست حسین ، ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش ، از بس که کَرَم دارد و آقاست حسین

پیام تسلیت حضرت رباب

به یاد کربلا دل ها غمگین استدلا خون گریه کن چون اربعین استاربعین حسینی برشما تسلیت باد

متن نوحه شهادت حضرت رباب

متن شهادت حضرت رباب

سفر کردم به دنبال سر توسپر بودم برای دختر توچهل منزل کتک خوردم برادربه جرم این که بودم خواهر تو

پیام تسلیت حضرت رباب

اربعین یعنی چهل منزل عزا
اربعین یعنی شبی بی انتهااربعین یعنی غریبی ، بی کسی
اربعین یعنی همه دلواپسیاربعین یعنی چهل منزل سفر
اربعین یعنی همه خوف و خطر

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

بار بگشایید اینجا کربلاست
آب و خاکش با دل و جان آشناست
اربعین است اربعین کربلاست
هر طرف غوغایی از غم ها به پاست

متن شهادت حضرت رباب

اربعین است اربعین کربلاست
هر طرف غوغایی از غم ها به پاست
گویی از آن خیمه های نیم سوز
خود صدای العطش آید هنوز
اربعین حسینی تسلیت باد.

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

اربعین است و جهان یکسره هیأت شده است
حرم یار مهیای زیارت شده است
تو که حق به مددش کرده نصیب
یاد ما باش که دلم یکسره ویران شده است . . .

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

اربعین است اربعین کربلاست / هر طرف غوغایی از غم ها به پاست
گویی از آن خیمه های نیم سوز / خود صدای العطش آید هنوز
فرا رسیدن اربعین حسینی تسلیت باد

متن روضه شهادت حضرت رباب

بسوز ای دل که امروز اربعین استعزای پور ختم المرسلین استقیام کربلایش تا قیامتسراسر درس، بهر مسلمین استاربعین حسینی تسلیت باد

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

السلام ای وادی کربلاالسلام ای سرزمین پر بلاالسلام ای جلوه گاه ذوالمننالسلام ای کشته های بی کفناربعین حسینی برشما تسلیت باد

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

کربلا محشر کبراست بیا تا برویمتا ببینیم چه غوغاست بیا تا برویمدیده ی سیر و سلوک از همه آفاق بگیرکربلا منتظر ماست بیا تا برویم

پیام تسلیت حضرت رباب

به یاد کربلا دل ها غمگین است
دلا خون گریه کن چون اربعین است
اربعین حسینی برشما تسلیت باد

متن شهادت حضرت رباب

متن نوحه شهادت حضرت رباب

تا سایه سرت به سر محملم فتادبرخاست آتش غم و بر حاصلم فتادیک اربعین بود که ندیدم جمال تووین است شعله ای که بر آب و گلم فتاد

متن نوحه شهادت حضرت رباب

اربعین در راه است……حال و روزم بد بهم میریزد آقا مدتیست……نقل هر مجلس شده ویزای رفتن تا عراق…..چند روز دگر تا اربعین و حسرت به مانده فرات…….

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

تمام یاس هایت را به شام از کربلا بردم
چو برگشتم برایت یک چمن نیلوفر آوردم
مسافر از برای یار سوغات آورد اما
من از شام بلا داغ سه ساله دختر آوردم
اربعین حسینی تسلیت باد

متن روضه شهادت حضرت رباب

کاش بودیم آن زمان کاری کنیماز تو و طفلان تو یاری کنیمکاش ما هم کربلایی می شدیمدر رکاب تو فدایی می شدیم

پیام تسلیت حضرت رباب

بنازم آنکه دایم گفتگوی کربلا دارد
دلی چون جابر اندر جستجوی کربلا دارد
به یاد کاروان اربعینی با گریه می گوید
همی بوسم خاکی را که بوی کربلا دارد
اربعین حسینی تسلیت باد

متن نوحه شهادت حضرت رباب

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

کاش پای دل ما هم به نوایی برسداربعینی، حرمی، کرببلایی…. برسد

متن شهادت حضرت رباب

تا قیامت نرود نقش تو از لوح ضمیرحیرتم کشت، بگو این چه معماست حسین…السلام علیک یا اباعبدالله…اربعین حسینی تسلیت…

متن نوحه شهادت حضرت رباب

دلا کوی حسین عرش زمین است
مطاف و کعبه دل ها همین است
اگر خیل شهیدان حلقه باشند
حسین بن علی، آن را نگین است
اربعین حسینی تسلیت باد

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

دوباره وقت غم و وقت عزاستاربعینِ حضرت خون خداستپیرهنای مشکی رو در نیاریدقافله هنوز تو راه کربلاست

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

با اینکه به آرزو دیدن بین الحرمین رسیدم
اما حسرت پای پیاده و اربعین در دلم میماند….
بی شک بین الحرمین سرزمین عرفه و کربلا حج ما فقراست

پیام تسلیت حضرت رباب

متن شهادت حضرت رباب

السلام ای وادی کرببلاالسلام ای سرزمین پر بلاالسلام ای جلوه گاه ذوالمننالسلام ای کشته های بی کفن

متن شهادت حضرت رباب

امشب شب اربعین مصباح هداستدل یاد حسین بن علی شیر خداستپروانه به گرد شمع حق پر زد و سوختامشب شب یاد عشقیاء و شهداست

متن روضه شهادت حضرت رباب

اربعین وقف عزای زینبهبیقرار گریه های زینبهوقت روضه خوندن سر حسینتوی کربلا برای زینبه

متن شهادت حضرت رباب

جابر این جا حرم محترم خون خداست
هر طرف سیر کنی جلوه ی مصباح هداست
غسل از خون جگر کن که مزار شهداست
سر و دست است که از پیکر صد پاره جداست
اربعین حسینی تسلیت باد

متن نوحه شهادت حضرت رباب

دوستان با من و دل ناله و فریاد کنید / آه را با نفس از حبس دل آزاد کنید
اربعین آمده تا از شهدا یاد کنید / گریه بر زخم تن حضرت سجاد کنید . . .
اربعین حسینی تسلیت باد

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

متن روضه شهادت حضرت رباب

بنازم آنکه دایم گفتگوی کربلا دارد
دلی چون جابر اندر جستجوی کربلا دارد
به یاد کاروان اربعینی با گریه می گوید
همی بوسم خاکی را که بوی کربلا دارد
اربعین حسینی تسلیت باد

پیام تسلیت حضرت رباب

چهل، عدد “کمال” است ، و انسان ، کمال خویش را
از سرچشمه‌های جوشان و زلال عاشورا تا اربعین یافته است . . .
عزاداریتان مقبول حضرتش

پیام تسلیت حضرت رباب

نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روزدانش‌آموزان عالم را همه دانا کندابتدا قانون آزادی نویسد بر زمینبعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

امام صادق(ع)آسمان چهل روز در عزای حسین(ع) گریستاربعین حسینی برشما تسلیت باد

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

گوش کن بانگ جرس از دل صحرا آید
ناله ای سخت جگر سوز و غم افزا آید
پیشباز اسرا دختر زهرا آید
به گمانم ز سفر زینب کبرا آید
اربعین حسینی تسلیت باد

متن روضه شهادت حضرت رباب

متن شهادت حضرت رباب

السلام علیکم یااباصالح المهدى (عج)السلام علیک یاامین الله فى ارض وحجته على عباده(یاصاحب الزمان آجرک الله) اربعین حسینی بر شما وعاشقان حسین تسلیت عرض مینمایم)

متن شهادت حضرت رباب

مژدگانی بده عباس که خواهر آمدخاطر آسوده که با چادر و معجر آمد !قافله همره خود مشک پرآب آوردهجرعه جرعه غم و اندوه رباب آورده

متن نوحه شهادت حضرت رباب

کربلایت بار دیگر منزل زینب شده
در عزای اربعینت جان او بر لب شده
او که شمع محفل شمس و قمر، وان غنچه بود
بعد از این پروانه ی هجده گل و کوکب شده
اربعین حسینی تسلیت باد

متن روضه شهادت حضرت رباب

بــاز دگر بـاره رســیــد اربـعـیــن
جوش زند خـون حـسـیـن از زمیــن
شـد چـهـلـم روز عــزای حـسـیــن
جــان جــهــان بـــاد فدای حـسین

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

اربعین است و جهان دل به غمت می بندداشک محراب طواف حرمت می بندداربعین سید و سالار شهیدان حضرت امام حسین علیه السلام تسلیت باد.

پیام تسلیت حضرت رباب

متن روضه شهادت حضرت رباب

بردم از کوفه تا شام غوغا         با خودم کربلای غمت راحملتُ معی من الکوفه حتى الشام رزیه کربلائکبس که خون گریه کردم ز داغت        لاله روییده صحرا به صحرا
بکیت من مصیبتک کثیرا حتى نامت زهره التولیب فی کل الصحراءآه، از چهل شب غربت / آه، از چهل شب حسرت / آه، از دل بی طاقت
آه من غربه أربعین لیله / آه من حسره أربعین لیله / آه من فؤاد لا یصبرآه یاحبیبی حسین…الضحایا تُحاکِی الضحایا: … صَوَّبتْ أُمنیاتی البلایاقربانیان اسارت همچون قربانیان قتل‌ و کشتار روز عاشورا هستند]و زبان حال زینب کبری سلام الله علیها چنین است]: تیر بلاها آرزوهایم را دریده است.وارْتَوتْ من شُحُوبِی الرَزایا… وأَغَمَّتْ حیاتی المنایاغم‌ها و مصیبت‌ها از دگرگونی رنگ چهره‌ام جان گرفتندو مرگ عزیزانم صفای زندگی‌ام را تیره کرده استهَدَّتْ قِوایَ السُّرَى … ألْهِمْ فؤادیْ صَبْرا …. وأنتَ فوقَ الثرى]ای حسین] راه رفتنم در شب توان مرا از بین بردهبه دل من صبر بدهدر حالی که تو خود بر روی خاک‌ افتاده‌ای(آهٍ … حبیبی حسین)آه ای حبیب من ای حسین (ع)کربلا شُعلهٌ لیسَ تُطفى …. لستُ أسطیعُ مولایَ وَصفاکربلا شعله‌ای است که خاموش نمی‌شود مولای من، نمی‌توانم آنچه بر ما گذشت را برایت وصف کنمعَصَفَ الموتُ بالسِبطِ عَصفا …. وهو نَبعُ الحیاهِ المُصَفَّىطوفان مرگ بر فرزند پیامبر هجوم آورد، در حالی که او خود چشمه زلال زندگی استیا مُفرَداً حَیرانا …یا من قضى عَطشانا … یا من بقى عُریاناای تنهایی که در کار خدا حیران مانده‌ای … ای کسی که تشنه کام لحظات می گذرانی … ای کسی که عریان بر روی خاک افتاده‌ایآهٍ…حبیبی حسین…آه ای حبیب من ای حسین (ع)أهطَلَ الدَمعَ غَیمُ العِتابِ …. حانَ للبَدرِ وقتَ الغِیابِسرزنش ها (و اندوه از دست دادن تو) اشک مرا جاری ساخت لحظه غروب مهتاب فرا رسیده استهَیَّجَت لَوعَتی و انتِحابی ….. أربعینٌ مَضَت بالعَذابچهل روزی که با عذاب و سختی سپری شدعشق درون و اشک سوزانم را به غلیان در آورده استنَحنُ الأُساری جِئنا …. من بَعدِ أن سُبِینا …. عُدنا فَقُم حَیِّیناما اسیران آمده ایم … پس از اینکه به اسارت درآمدیم اکنون بازگشته ایم پس برخیز و به ما خوش آمد بگو

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

دارد می آید محرم
یک کاروان دل به سویت
تو رهروی سوی فردا
دارد می آید محرم
ماه پر از یاد مولادارد می آید محرم
ماه مساجد، تکایا
ماه غم و اشک و ماتم
بر غربت ابن زهرادارد می آید محرم
ماه همیشه سیه پوش
ماهی که هر انقلابی
از یاد آن گشته پرجوشدارد می آید محرم
ماه حسین و علمدار
هیهات از هرچه ذلت
از زندگانی چو مردارهیهات از هرچه بیعت
با هر یزید زمانه
از مسلک اهل کوفه
از اشک بی پشتوانهدارد می آید محرم
و کربلا کل دنیاست
شمر و اباالفضل و هانی
نقش من و تو همین هاستباید که خود را بیابیم
ما در کدامین سپاهیم؟
یا در عمل اهل حقیم
یا آنکه اهل تباهیم

پیام تسلیت حضرت رباب

یک کاروان دل به سویت
تو رهروی سوی فردا
دارد می آید محرم
ماه پر از یاد مولا
دارد می آید محرم
ماه مساجد، تکایا
ماه غم و اشک و ماتم
بر غربت ابن زهرا
دارد می آید محرم
ماه همیشه سیه پوش
ماهی که هر انقلابی
از یاد آن گشته پرجوش
دارد می آید محرم
ماه وفا قدر عباس
ماه شکوه و حماسه
و قله ی عقل و احساس
دارد می آید محرم
ماه حسین و علمدار
هیهات از هرچه ذلت
از زندگانی چو مردار
هیهات از هرچه بیعت
با هر یزید زمانه
از مسلک اهل کوفه
از اشک بی پشتوانه
دارد می آید محرم
و کربلا کل دنیاست
شمر و اباالفضل و هانی
نقش من و تو همین هاست
باید که خود را بیابیم
ما در کدامین سپاهیم؟
یا در عمل اهل حقیم
یا آنکه اهل تباهیم

متن شهادت حضرت رباب

با اشک و غم هم رازم و /  می سوزم و می سازم و /  می خوانمت شب تا سحریعلم الدمع و الحزن سرّی  /  یحترق وجودی و أنا أصبر علیه / و أنادیک طول اللیلدلتنگم ای کرب و بلا         در اربعین دیدار مایا کربلاء! لقد ضاق صدری     موعدنا فی یوم الأربعینباعاشقان روی حسین / با زائران کوی حسین  / می آیم آخر سوی حسینمع عشّاق الحسین / مع زائری مقام الحسین / سآتی إلی الحسین أخیرالبیک یا مولا یا حسین…شدَّ الهَوى حبلَ الجَوى و اجتاحَنی سَیلُ النَوىدلدادگی ریسمان عشق را محکم کرد و سیل دوری و فراق من را بَردلِلوَصلِ عَینی سَاهِرَهچشمانم به انتظار وصال (کربلا) بیدار استأَطْفَأَ شَمْعِی مَدْمَعِی … و دَکَّ نَوْحِی مَسْمَعِیاشکم شمع مرا خاموش کرد و مویه‌ها و نوحه ها در گوشم طنین انداز شدإیهٍ دُمُوعی، اشتَعِلی!هان! ای اشک‌های چشم من، بجوشیدنارُ اشتیاقی، کمْ تَصْطَلِی!ای آتش شوق من چقدر شعله‌وری!لیلُ انتِظاری، هَلْ یَنجَلی؟آیا شب انتظار مرا پایانی هست؟مولای مولای السلام…سلام ای مولای منهُنَا الأَسى کُلُّ الأَسى …هُنَا الصِغارُ و النِسَااینجا همان محل اندوه و غم است؛ همه غم ها اینجاست… اینجا جایی است که کودکان و زنان اهل بیت بودندهُنَا النُجومُ الزَاهِرَهْاینجا همانجایی است که ستارگان درخشان بودندمِنْ سَاجِیاتٍ صُرَّعِ … تَدعو إلى التَّفَجُّعِاین ستارگان همان اجساد ساکن و بر زمین افتاده اند …. و این اجساد به نوحه و عزا فرا می خوانندیا ودایَ الطَّفِّ ما جرى ؟ای سرزمین کربلا چه اتفاقی افتاده است؟فاقَ المُصابُ التَّصَوُرَااین مصیبت از تصور فراتر استهذا حسینٌ فَوقَ الثَرَىاین حسین علیه السلام است که بر خاک افتاده استعلیکَ مولای السلامْ …ای مولای من سلام بر توإلیکَ آتٍ سَیِّدی … الأربَعینُ مَوْعِدِیمولایم، به سوی تو رهسپارم….. میعاد ما اربعین استذِکراکَ أحلى خاطِرَهیاد تو شیرین‌ترین خاطره استجابرُ قدْ جاءَ معی … یَأخُذُنی للمَصرعِجابر با من آمده است…. و مرا به سوی قتلگاه تو می‌کشاندعندکَ یا مولایَ المُنىمولای من! آرزوهایم نزد توستظُلْمَهُ رُوحِی تَلقىْ السَّناتاریکی روحم به روشنی می گرایدکُلُّ وُجُودی لکَ انحَنىتمام وجودم برای تو تعظیم می‌کندمَوْلای مَوْلای السَلامْ…سلام ای مولای من

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

ناز این دلبر خوش چهره کشیدن دارد
نمک عشق اباالفضل چشیدن داردتیغ کافیست، ترنج از سر راهم بردار
مات یوسف شدن انگشت بریدن داردراضی ام! زلف بیفشان و زمین گیرم کن
صید تو ظرفیت درد کشیدن داردهروله سعی وصفا، یاد تو انداخت مرا
صحن بین الحرمین ست دویدن داردحق بده، دست به سوی کمرش بُرد حسین
داغ تو داغ بزرگی ست،خمیدن دارداضطراب حرم ازتشنگی مشک تو نیست
بی علمدارشدن، رنگ پریدن داردسربازار نباید به تو می خندیدند
جگر گریه گریبان دریدن دارداشکهایت سرنی حرف دل زینب بود
مگر این چادر پر وصله خریدن دارد

متن شهادت حضرت رباب

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

از آن خوشم که شدم نوکر سرای حسین
منم غلام کسی که بود گدای حسیندو چشم داده خداوند تا که گریه کنم
یکی برای حسن آن یکی برای حسین
یقین که آتش دوزخ حرام گردیده
به جسم آنکه بود یار آشنای حسین
برای بخشش کوه گناه یک راه است
بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین
کبوتر دل عشاق هر شب جمعه
نشسته است روی گنبد طلای حسین
خدا کند که شبی زائر حرم گردیم
و جان دهیم همان شب به کربلای حسین
به گوش جان تو اگر بشنوی هنوز آید
ز زیر نیزه و تیغ و سنان صدای حسین

پیام تسلیت حضرت رباب

وقتی علم میبینم یاد علمدار میکنموقتی که غم میبینم یاد غم یار میکنم
وقتی که آب میبینم یاد لب سقا میکنموقتی که گل میبینم یاد گل لیلا میکنم
آقا به عشق کربلا می کشی عاقبت مراخونم حلالت آقا خونم حلالت
به عشق بین الرحمین می کشی ام چرا حسین
جون ناقابلمو بگیر اما منو کربلا ببر
چیزی ازت کم نمیشه بیا و آبرو بخر
دوست دارم اون روزی که وا می شه راه کربلا
تن صد پاره من مونده باشه تو سنگرا
زیر آفتاب بسوزه پیکر بی مزار من
زائرای کربلا رد بشن از کنار من

متن نوحه شهادت حضرت رباب

پس از خدای مهربون عباس کس و کاره منهخوشم شب اول قبر اقام هوادار منهوقتی کارم گیر میکنه گره تو کار پیدا میشهیا ابل الفضل میگم و گره ز کارم وا میشهابل الفضل شه کربلایی،ابل الفضل تو گره گشاییابل الفضل یا ابوفاضل ۳هرکی ابل الفضلی باشه اقا باهاشه همیشهتوی تمومه زندگی هیچ موقعه تنها نمیشهعکس ابل الفضل توی قاب قلب خستمهذکر ابل الفضل مددی ذکر دل شکستمهابل الفضل شه کربلاییابل الفضل تو گره گشاییابل الفضل یا ابوفاضل۳منو نبرده کربلا خواسته که زائرش باشمیاکه لیاقت ندارم یا خواسته تنهاتر نشمیعنی میشه من یه روز برم تو بین الحرمیندست تو سینه سلام بدم یا کاشف الکرب الحسیناسم ابل الفضل رو لبم عزت و افتخارمهسینه زدن برای تو واسه افتخارمهابل الفضل شه کربلایی،ابل الفضل تو گره گشاییابل الفضل یا ابوفاضل۳

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

اللهم ارزقنا کربلا
روز و شب دارم دعا آرزومه اي خدا ديدن شيش گوشه ي کرببلا
همه رفتن کربلا به ديار نينوا اسم من از قلم افتاده خدا
من و اين ديده ي تر من و قلب پرشرر من و يک عکس ضريح کربلا
حرم اربابم حسين صحن بين الحرمين شده فکر و ذکر و خواب هر شبم
همه سوز و ساز من اينه امتياز من که غلام و سينه چاک زينبم
ميرسه تو هيئتا به مشام جان ما بوي دلنواز ياس از علقمه
بَه! که چه غوغا ميشه محشري بر پا ميشه شب جمعه کربلا با فاطمه
چي ميشه روز جزا به سپاس گريه ها ما بشيم از همه آدما جدا
مست شاه نينوا جاي جنت خدا ما بشيم ساکن کوي کربلا

متن روضه شهادت حضرت رباب

من که مانند نى در نوایم              عاشقم عاشق کربلایم
روز و شب در غم و شور و شینم     عاشق کربلاى حسینم
خادم کوى آن نور عینم                   عبد درگاه آن مقتدایم
گر چه بگذشته دور جوانى               لیک در پیرى و ناتوانى
بلبل آسا کنم نغمه خوانى               تا که باشد طنین در صدایم
یا حسین جز تو شاهى ندارم           جز تو شاها پناهى ندارم
عاشقم من گناهى ندارم                 حق بود شاهد مدّعایم
یا حسین اى عزیز پیمبر                   زاده عصمتِ پاک داور
زیب عرش خدا پور حیدر                  با غم و عشق تو آشنایم
من چو مجنون صحرا نوردم               آشنا با غم و رنج و دردم
تا فداى وفاى تو گردم                       در رثایت سخن مى سرایم
گشته ام تا به مهر تو پاى بند             گر جدا گردَدَم بند از بند
نگسلم از تو یک لحظه پیوند                اى شهید سر از تن جدایم
یا حسین جان عالم فدایت                 جان به قربان مهر و وفایت
بین که (مردانى ) با وفایت                  اشک خون ریزد از دیده هایم
حق به محشر چو خواهد حسابم        در سؤ الش بود این جوابم
ذاکر زاده بو ترابم                               مرثیت خوان آل عبایم

متن نوحه شهادت حضرت رباب

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

مرغ دل ما زند پر به هوایت حسینقبله عالم شده کرببلایت حسینمنم گدایت حسین منم گدایت حسینکن نظری از کرم به این گدایت حسینحسین حسین جان حسینچرا فتادی چنین به خاک صحرا حسینغرق بخون بی کفن به این گدایت حسینسوخته از تشنگی تمام جانت حسینتشنه چنین ندیده در لب دریا حسینحسین حسین جان حسینای پسر فاطمه چرا تو بی یاوریتو حجت کردگار وصی پیغمبریتو شاه بی نوایی خدا را مظهریدر ره حق داده ای هستی خود را حسینحسین حسین جانگریه به مظلومیت پیمبران کرده اندناله ز داغ غمت پیرو جوان کرده انداشک ز داغت ز دیده گان کرده اندجن و ملک از غمت در همه دنیا حسین

متن شهادت حضرت رباب

شمیم عاطفه در کوچه ها رها شده است
دوباره هر شب من رنگ کربلا شده است
وزیده در همه جا عطر سیب حضرت عشق
قسم به ساحت گریه قسم به ساحت عشق
دوباره شوق حرم تا خدا دلم را برد
به عرش روشن کرب و بلا دلم را برد
دوباره ماه محرم، رسیده ماه عزا
غروب غربت جانکاه سیدالشهدا
صدا صدای قدیمی طبل و زنجیر است
فضا فضای صمیمی ولی چه دلگیر است
خروش ناله‌ی حیّ علی العزا در راه
دوباره قافله‌ی روضه های ثارالله
برات گریه دوباره به چشممان دادند
به ما حسینیه‌ی‌ گریه را نشان دادند
حسینیه است؟ نه، خیمه؟ نه، کربلا اینجاست
مزار خون خدا فی قلوب من والاست
محرم آمده آقا صدایمان کردی
برای عرض ارادت، جدایمان کردی
لیاقتی بده تا روضه خوان تو باشم
عنایتی که فقط در امان تو باشم
بگیر دست مرا وقت خسته حالی ها
پری بده به دلم در شکسته بالی ها
مرا به غربت بی انتهای خود بردی
شبی که گوشه‌ی‌ صحن و سرای خود بردی
هنوز ندبه‌ی غم در رواق تو جاری است
هنوز داغ عطش بین باغ تو جاری است
صدای مرثیه‌ی آب آب می آید
صدای گریه‌ی‌ طفل رباب می آید
هنوز علقمه لب تشنه‌ی لب سقاست
هنوز چشم حرم در مصیبتش دریاست
امید اهل حرم می رود به قربانگاه
و یا به سوی منا می رود ذبیح الله
شکسته قلب حرم، یا مجیب می گوید
نگاه خسته ای أین الحبیب می گوید
از آسمان و زمین تیر و دشنه می بارد
ز هر کرانه فقط تیغ تشنه می بارد
صدای ناله‌ی أمن یجیب می آید
صدای روضه‌ی‌ شیب الخضیب می آید
خمیده خواهری انگار می رود از حال
گمان کنم که رسیده حوالی گودال
میان هلهله‌ی بی امان چه می بیند؟
میان نیزه و تیر و سنان چه می بیند؟
نه سیدالشهدا بر جدال طاقت داشت
نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت
هوا ز باد مخالف چو قیرگون گردید
عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید
بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد
گر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد

پیام تسلیت حضرت رباب

روز و شب دارم دعا           آرزومه ای خدا        دیدن شیش گوشه ی کرببلاهمه رفتن کربلا              به دیار نینوا          اسم من از قلم افتاده خدامن و این دیده ی تر        من و قلب پرشرر     من و یک عکس ضریح کربلاحرم اربابم حسین       صحن بین الحرمین      شده فکر و ذکر و خواب هر شبمهمه سوز و ساز من         اینه امتیاز من       که غلام و سینه چاک زینبممیرسه تو هیئتا         به مشام جان ما      بوی دلنواز یاس از علقمهبَه! که چه غوغا میشه    محشری بر پا میشه    شب جمعه کربلا با فاطمهچی میشه روز جزا           به سپاس گریه ها          ما بشیم از همه آدما جدامست شاه نینوا            جای جنت خدا           ما بشیم ساکن کوی کربلا

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

ساربانا مهلتی دارم در این جا مشگلی
رفته از دستم گلی از وی نبردم حاصلیاندر این دشت بلا رفته زدستم نوگلی
من حسین باوفا آرام جان گم کرده امساربان بهر خدا یک ساعتی آهسته تر
اندر این دشت بلا گم گشته از من تاج سریعنی یک دنیا برادر از من خونین جگر
اندر این صحرا ززجور گوفیان گم کرده امساربانا مهلتی تا تابر سر نعش حسین
راز دل گویم ببارم خون دل از هردو عیندر عزایش عالمی را پکنم از شور و شین
من برادر در میان خاک و خون گم کرده اممهلتی تا جستجویی اندرین صحرا کنم
در میان قتلگه من کشته ام پیدا کنمبر سرنعش برادر دیده را دریا کنم
خاک بر فرقم که نور دیدگاه گم مرده ام

متن نوحه شهادت حضرت رباب

دو برادر دوبرادر دو شجاع بی نظیر         این علمدار سپاه او امیراین حسین اوابالفضل جوان                  این امام او امیر کائناناین یکی از نسل پیغمبر بود                   اون یکی نور دل حیدر بوداین یکی از سوی یمین او یسار       کرده جنگ با گروه نابکاردو برادر دو برادر دو ابر مرد  دلیر    در میان روبهان مانند شیرلشکر از هر سو به هم پیچیده شد      جنگجویان را به هر بگریز شدهرکه می امد به جنگ این دومرد      با نگ تکبیر ابالفضل رشیدروح در جان حسینش می دمید      گفت این فرزند پیغمبر منم       گفت ان از زاده حیدر منمگفت ان بابم علی مرتضاست    گفت این مادر مرا خیر النساستگفت این عباس نام اور منم    گفت ان از زاده حیدر منم              مظلوم حسین جان        سقا ابالفضل

متن روضه شهادت حضرت رباب

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

من که مانند نی در نوایم              عاشقم عاشق کربلایم
روز و شب در غم و شور و شینم     عاشق کربلای حسینمخادم کوی آن نور عینم                   عبد درگاه آن مقتدایم
گر چه بگذشته دور جوانی               لیک در پیری و ناتوانیبلبل آسا کنم نغمه خوانی               تا که باشد طنین در صدایم
یا حسین جز تو شاهی ندارم           جز تو شاها پناهی ندارمعاشقم من گناهی ندارم                 حق بود شاهد مدّعایم
یا حسین ای عزیز پیمبر                   زاده عصمتِ پاک داورزیب عرش خدا پور حیدر                  با غم و عشق تو آشنایم
من چو مجنون صحرا نوردم               آشنا با غم و رنج و دردمتا فدای وفای تو گردم                       در رثایت سخن می سرایم
گشته ام تا به مهر تو پای بند             گر جدا گردَدَم بند از بندنگسلم از تو یک لحظه پیوند                ای شهید سر از تن جدایم
یا حسین جان عالم فدایت                 جان به قربان مهر و وفایتبین که (مردانی ) با وفایت                  اشک خون ریزد از دیده هایم
حق به محشر چو خواهد حسابم        در سؤ الش بود این جوابم
ذاکر زاده بو ترابم                               مرثیت خوان آل عبایم

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

دلی كه سینه زن هر شب محرم شددلی كه سینه زن هر شب محرم شدصدای هر تپشش ذكر یا حسینَم شدبه یاد غربت یك لحظة تو این گونهبساط گریة هر روز من فرا هم شدشبی كه در دل من خیمه زد غم از هر سودلم حسینیة بغض و آه و ماتم شدفدای زلف پریشان تو كه بر نیزهبرای قافله سالاری تو پرچم شدفرشته مثل رقیه سیاه می پوشدحسین ! سایة تو از سر همه كم شدهمیشه هر شب جمعه امید دارم كهدوباره زائر شش گوشة تو خواهم شدقسم به عشق كه رنگ حسین می گیرددلی كه سینه زن هر شب محرم شد

پیام تسلیت حضرت رباب

فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)شش ماهه اصغر می دهد، هم عون و جعفر می دهدامشب حسین دلداری فرزندخواهر می دهد فردا سر و دست و بدن در راه داور می دهدفردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)امشب شه دنیا و دین،با قلب مجروح و غمین – گوید به زین العابدین باشد وداع آخرینای دل غمین حالم ببین از جور قوم مشرکین – فردا یقین شمر لعین آبم ز خنجر می دهدفردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)امشب کند لیلا فغان زینب بود بر سر زنان  این از غم سلطان دین آن از فراغ نوجواناین در صدای الحذر آن در نوای الامان   این با برادر در سخن آن دل به اکبر می دهدفردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)امشب حسین در کربلاگردد به دور خیمه ها – گاهی به بانگ یا نبی گاهی به صوت یا اخاگاهی به فکر کودکان گه در نماز و در دعا – فردا به راه امتحان سر را به کافر می دهدفردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)امشب همه اطفال او را تشنگی در گفتگو – غم در دل و خون در گلو بشکسته سر بگشاده موباشد برادر در سخن گه با پدر گه با عمو – فردا حسین این جمله را تسلیم خواهر می کندفردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)امشب سکینه از عطش بگرفته دامان پدر – هر دم زند بر سینه و گاهی به پهلو گه به سرگوید که ای جان پدرعزم سفر مگر داری – سید چو مجنون با قلم تشکیل دفتر می دهدفردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)

متن شهادت حضرت رباب

هنوزم یه عاشقی هست، حرم شما نرفته
دیگه روش نمیشه جایی، بگه کربلا نرفتهقبولم کن به پابوست بزار حرمتو ببینم
بزار برا یه بارم شده بیام پایین پات بشینمچشم دل من به گنبد طلاته
دست رقیه رو سر زائراته
حسین وااااایباز تو کوچه دم گرفته نفسای خیس بارون
گرد عشق و تو نگاهت داره مینویسه باروننرفتم کربلا اما بزرگ شده ی روضه هاتم
تو اوج روضه ها محو زیارت دارالشفاتموقتی میبینم علم و پرچمت رو
حس میکنم باز بوی محرمت روهنوزم یه عاشقی هست حرم شما نرفته
دیگه روش نمیشه جایی بگه کربلا نرفتهزیر آسمون کسی نیست خونه زاد تو نباشه
با همه دنیا غریبه هر کی یاد تو نباشهدارم با گریه میخونم قسم به غم غربت تو
میگه زهرا قبول باشه به سینه زن هیئت تولحظه به لحظه دلم با اِذن آقا
داره میخونه یا ساقی العطاشا

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

ســـلام مــن بــه مـحـرم، مـحـرم گــــل زهــرا
بـه لطـمه هـای ملائـک بـه مــاتـم گــل زهـراسـلام مـن بـه مـحـرم بـه تشنـگی عـجـیـبـش
بـه بـوی سیـب زمـینِ غـم و حـسین غریـبشسلام من بـه محـرم بـه غصـه و غــم مـهـدی
به چشم کاسه ی خون وبه شال ماتم مـهـدیسـلام من بــه مـحـرم بـه کـربـلا و جـلالــش
به لحظه های پـرازحزن غرق درد و ملامشسـلام مـن بـه مـحـرم بـه حـال خستـه زیـنـب
بـه بــی نـهــایــت داغ دل شـکــستــه زیـنـبسلام من به محرم به دست ومشک ابوالفضل
بـه نـا امیـدی سقـا بـه سـوز اشـک ابوالفضلسـلام مـن بـه مـحـرم بـه قــد و قـا مـت اکـبـر
بـه کـام خـشک اذان گـوی زیـر نـیزه و خنجرسلام من به محرم به دسـت و بـا زوی قـاسم
به شوق شهد شهادت حنـای گـیـسـوی قـاسمسـلام مـن بـه مـحـرم بـه گـاهـواره ی اصـغـر
به اشک خجلت شاه و گـلـوی پـاره ی اصـغـرسـلام مـن بـه مـحـرم به اضـطـراب سـکـیـنـه
بـه آن مـلـیـکـه، کـه رویش ندیده چشم مدینهسـلام مـن بـه مـحـرم بـه عـا شـقـی زهـیـرش
بـه بـاز گـشـتـن حُر و عروج خـتـم به خیرشسلام من بـه محرم بـه مسـلـم و به حـبـیـبش
به رو سپیدی جوُن و به بوی عطر عجیـبـشسلام من بـه محرم بـه زنگ مـحـمـل زیـنـب
بــه پـاره، پـاره تــن بــی سـر مـقـابـل زیـنـبسلام من به محـرم به شـور و حـال عیـانـش
سلام من به حسـیـن و به اشک سینه زنـانش

متن نوحه شهادت حضرت رباب

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟
یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام
بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟اشهد ان لا…شهادت اشهد ان لا …شهید
محشر الله الله است می دانی چرا؟یک بغل باران الله الصمد آورده ام
نوبهار قل هوالله است می دانی چرا؟راه عقل ازآن طرف راه جنون از این طرف
راه اگر راه است این راه است می دانی چرا؟از رگ گردن بیا بگذر که او نزدیک توست
فرصت دیدار کوتاه است می دانی چرا؟از کجا معلوم شاید ناگهانت برگزید
انتخاب عشق ناگاه است می دانی چرا؟از محرم دم به دم هر چند ماتم می چکد
باز اما بهترین ماه است می دانی چرا؟

متن شهادت حضرت رباب

تیر از کمان رها شد          با حلقت آشنا شد         با تیر حرمله، آه            سر از تنت جدا شدقربان روی ماهت            آخر چه بُد گناهت            منگرچنین به بابا            می میرم از نگاهتپرپر زدی به دستم           دیدم، تنت، شکستم            حیران شدم عزیزم       گریان به تو نشستمطفل نخورده آبم              دل از عطش کبابم              بینم چوحنجرت را         ازغم به پیچ وتابماز جور کین هلاکی          مدفون به زیر خاکی              در خاک تیره اصغر     یک دُر تابناکیمظلوم شیر خوارم             جان کرده ای نثارم               از خون حنجر تو      گل گون شده عذارمای طفل شیر خواره           مقتول ماه پاره                   ای کا ش خنده ات را   بیند پدر دوبارهای گل نوشکفته             ای ازعطش نخفته                    بابا مصیبتت را        جز با خدا نگفتهتاب غمت ندارم               خون گشته قلب زارم             بابا ببین چگونه           آمد گره به کارمتا تیرکین روان شد            نا گه تو را نشان شد           خون گلویت اصغر         تقدیم آسمان شدداغت به دل نشسته        درخود مرا شکسته              جان می کَنم چوبینم       این دیدگان بسته
با مادرت چه گویم            با خواهرت چه گویم            با عمه غمین  و              دیده ترت چه گویمای شیرخواره اصغر           ای ماه پاره اصغر                بسته به روی من شد      هر راه چاره اصغر

متن نوحه شهادت حضرت رباب

عباسم و خون حسین در بدن دارم
صد باغ گل بر پیکر از زخم تن دارم
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستماگر شود نشان تیر چشم خونبارم
دست از حسین ابن علی برنمی‌دارم
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستمدریا ز خونِ دیده‌ام گشته گلباران
پیشانیم را بشکنید ای ستمکارانبا حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستمسقّایم و جاری بود خون ز کام من
در محضـر زهـرا بود این کلام من
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم در موج دریا بر تنم، التهاب افتاد
تصویر لبهای حسین روی آب افتاد
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم بر کام خشک تشنگان میکنم زاری
اشک سکینه گشته از چشم من جاری
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم با آنکه در دریای آب لب نکردم تر
خجلت ز اصغر می‌کشم تا صف محشر
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

ای حسین فاطمه این کینه هامان را ببین
قلب مجروح درون سینه هامان را ببین
یازده خورشید را کشتند و داغ تو فزون
تکه تکه زین ستم آیینه هامان را ببین
***
گرچه شد خورشید ما در پرده ی غیبت ولی
می رسد نورش ز ماه حضرت سید علی
باز هم هر روز عاشورا و هر جا کربلا
باز هم فتنه، اگرچه هست حجت ها جلی
***
ترس ما کشته شدن یا غارت این خانه نیست
بلکه دنیایی شدن با مسلک کوفی گری ست
گر که بگذاریم امام خویش را تنها به تشویق هوا
فرق ما با آن جنایت پیشگان سفله چیست؟
***
ای حسین فاطمه داغت درون قلب ماست
نهضتت رسواگر روی تمام فتنه هاست
شمر را در هر زمان نومید از قتلی کنیم
که پی خورشید و مه دشنه به دست و بی حیاست

متن شهادت حضرت رباب

آب قحط و ابر قحط و آسمانت خشک شد
چشم براه عمو ماندی زبانت خشک شدجان باقیمانده ام شد یک تبسم تیر دید
آخرین لبخند هم روی لبانت خشک شدحرمله دست مرا هم دوخت بر قنداقه ات
بازویم می داد وقتی که تکانت خشک شدخواستی بابا بگویی حرمله مهلت نداد
تار های صوتی ات سرخ و دهانت خشک شدتیر نگذاشت که یک جمله به اخر برسد
هیچ کس حدس نمی زد که چنین سر برسدپدرش که چیز زیادی نمی خواست،فرات
یک دو قطره، ضرری داشت به اصغر برسدخوب شد عرش همه خون گلو رو برداشت
حیف خون نیست بر این خاک ستمگر برسد

متن روضه شهادت حضرت رباب

با لب عطشان، خسته در میدان
هزار و یک غم داری
رأس تو بر نی، میکند ره طی
زگیسو پرچم داری
تویی تویی، ذکر لب جن و ملک
ثمره ی باغ فدک
یا لیتناکنامعک
حسین من آقام آقام آقام حسین مندارد از ایمان، باغ دلهامان، شکوفه های احساس
میرویم هرشب، با دل زینب، کنار کف العباس
ضریح تو، از باغ گل زیباتره
از عاشقا دل میبره
مهد دعای اصغره
حسین حسین حسین
عباس من آقام آقام آقام عباس مندرمناجاتی، باب حاجاتی، مگر به این شک داری
از چه ای سقا، با قد رعنا، تو قبر کوچک داری
دلم میخواد، به کربلایتو برم
بیام کنار اون حرم
تو سرداب تو جون بدم
اباالفضل، اباالفضل…تیغ تو خوش بود، حرمله کش بود، اگر به میدان بودی
چشم تو حالا، خفته در صحرا، امید طفلان بودی
برادرم در خاک و خون نشسته ای
پشت مرا شکسته ای، زخم سرت نبسته ای
حسین من آقام آقام آقام حسین مناز مزار تو از دیار تو، بوی خدا می آید
مرغ دل هر شب، بر لبش یا رب
به کربلا می آید
منم منم، فدایی سپاه تو
غلام روسیاه تو
امید من پناه تو

پیام تسلیت حضرت رباب

تشنگان حرم عشق همه گوش کنید     آب را از نظر خویش فراموش کنیدناله واعطشا را همه خاموش کنید    آب را از نظر خویش فراموش کنیدمی رسد دم به دم از علقمه فریاد حسین    کیست این لحظه کند روی به امداد حسینخیمه ها را همگی جمله سیه پوش کنید   آب را از نظر خویش فراموش کنیدجسم عباس علمدار زمین افتاده    با لب تشنه نگهبان حرم جان دادهمی ز جام غم و انده و الم نوش کنید  آب را از نظر خویش فراموش کنیدکیست مردانه چو عباس علم برگیرد    رمق از پیکره ظلم و ستم برگیردعلم اشک و عزا را همه بر دوش کنید    آب را از نظر خویش فراموش کنیدگل نثار تن صدپاره عباس کنید   با گل بوسه همه حرمت وی پاس کنیدجسم صدپاره عباس در آغوش کنید   آب را از نظر خویش فراموش کنید

متن نوحه شهادت حضرت رباب

خوشا از دل نم اشکی فشاندنبه آبی آتش دل را نشاندنخوشا زان عشقبازان یاد کردنزبان را زخمه فریاد کردنخوشا از نی خوشا از سر سرودنخوشا نی نامه ای دیگر سرودننوای نی نوایی آتشین استبگو از سر بگیرد، دلنشین استنوای نی نوای بی نوایی استهوای ناله هایش، نینوایی استنوای نی دوای هر دل تنگشفای خواب گُل، بیماری سنگقلم،تصویر جانکاهی است از نیعلم،تمثیل کوتاهی است از نیخدا چون دست بر لوح و قلم زدسر او را به خط نی رقم زددل نی ناله ها دارد از آن روزاز آن روز است نی را ناله پرسوزچه رفت آن روز در اندیشه نیکه اینسان شد پریشان بیشه نی؟سری سر مست شور و بی قراریچو مجنون در هوای نی سواریپر از عشق نیستان سینه اوغم غربت،غم دیرینه اوغم نی بند بند پیکر اوستهوای آن نیستان در سر اوستدلش را با غریبی، آشنایی استبه هم اعضای او وصل از جدایی استسرش برنی، تنش در قعر گودالادب را گه الف گردید، گه دالره نی پیچ و خم بسیار داردنوایش زیر و بم بسیار داردسری برنیزه ای منزل به منزلبه همراهش هزاران کاروان دلچگونه پا ز گل بردارد اشترکه با خود باری از سر دارد اشتر؟گران باری به محمل بود بر نینه از سر،باری از دل بود بر نیچو از جان پیش پای عشق سر دادسرش بر نی ، نوای عشق سر دادبه روی نیزه و شیرین زبانیعجب نبود ز نی شکر فشانیاگر نی پرده ای دیگر بخواندنیستان را به آتش می کشاندسزد گر چشمها در خون نشینندچو دریا را به روی نیزه بینندشگفتا بی سرو سامانی عشقبه روی نیزه سرگردانی عشقز دست عشق در عالم هیاهوستتمام فتنه ها زیر سر اوست

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

آب می گوید حسین ، بی تاب می گوید حسین
از سر شب تا سحر مهتاب می گوید حسین
دیده می گوید حسین ، نادیده می گوید حسین
هر کجا باشد دلی غمدیده می گوید حسین
یار می گوید حسین ، دلدار می گوید حسین
روز و شب هر دیده بیدار می گوید حسین
ناس می گوید حسین ، احساس می گوید حسین
تا قیامت حضرت عباس می گوید حسین
نار می گوید حسین، بسیار می گوید حسین
این زبان تا لحظه دیدار می گوید حسین
نوح می گوید حسین، ذی روح می گوید حسین
زنده باشد هر دلی با روح می گوید حسین
شاد می گوید حسین ، ناشاد می گوید حسین
هر نسیم باد با فریاد می گوید حسین
کام می گوید حسین، ناکام می گوید حسین
فاطمه گریان به هر ایام می گوید حسین
کوه می گوید حسین بشکوه می گوید حسین
دم به دم هر شیعه نستوه می گوید حسین
جان جان گوید حسین ، هفت آسمان گوید حسین
ماه و خورشید و ستاره هر زمان گوید حسین

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

 در دل مانده رویایت، بر لب نام زیبایت     اربابم حسین جان، می میرم برایت(۲)ای نام و نشان من، جان من جان من     می گیرم سراغت، می گریم ز داغتخونت جوهر هستی، شورت در سر هستی    آه ای راز عطشان، جانم را بسوزاندر دل مانده رویایت، بر لب نام زیبایت     اربابم حسین جان، می میرم برایتمصباح الهدایی تو، محبوب خدایی تو    روشن از تو راهم، محتاج نگاهمای عشق نخستینم، معیار دل و دینم     جانم را رها کن، نذر کربلا کندر دل مانده رویایت، بر لب نام زیبایت     اربابم حسین جان، می میرم برایتای خاکت بهشت من، زیبا سرنوشت من     ای حصن حصینم، باقی از تو دینمنامت محیی الاموات، مهرت قاضی الحاجات     جان عالمی تو، اسم اعظمی تودر دل مانده رویایت، بر لب نام زیبایت     اربابم حسین جان، می میرم برایتمن هستم گدای تو، اهل کربلای تو     اربابم حسین جان، می میرم برایتدست و در راه تو نشناسم من       پیرو مکتب عباسم منیک گل کنار علقمه فتاده         دستش شده ز تن جدا ابالفضلبر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا   بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلاتشنه آب فراتم ای اجل مهلت بده     تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا

متن نوحه شهادت حضرت رباب

ماه غم آقا- باز پرچم آقا- مشکی به تن عاشقا باز محرم شد
در دل نوای غم- باز خیمه ی ماتم – آواره ی عشق تو هر دو عالم شدشمیم عشقت به دل نشسته دوباره بازم – وای
با دم زیبات آقا تو قلبم حرم می سازم – وای
غریب مادر(3) وایبا نام تو آقا – بر سینه می کوبم – بازم به تن – رخت غم ای حسین جانم
بازم غزل خونم – مجنون و دیونم – بازم دم محتشم ای حسین جانمکتیبه های ماتمت آقا- رمز جنونه – وای
دوباره ذکرت- روی لب ما – کرده جوونه – وای
غریب مادر(3) وایزد خیمه ثاراله – با حسرت و با آه – با چشم خون روضه خون زینب کبری
دریای غم جاری- کار همه زاری – درقاب چشم حسین غربت زهرابوی جدایی- می وزد ازاین دیار ماتم-وای
می ترسم آخر – بشه نصیب – خواهر تو غم – وای
غریب مادر(3) وای

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

حالا براي خنده كه دير است گريه كن
بابا نخواب…موقع شير است…گريه كن…در مانده ام ميان دوراهي…كجا روم؟
چشمم كه رفته است سياهي…كجا روم؟جانِ رباب، من به همه رو زدم نشد
دنبال آب، من به همه رو زدم نشد…عمه تو را ز دور نشان ميدهد نخواب
هي شانه ي رباب تكان ميدهد نخوابشد وقت بازي ات كمرت را گرفته ام
با احتياط زير سرت را گرفته امقنداقه ات كه بست لبت باز شد علي؟
خنديد مادرت… چقدر ناز شد عليافسوس مادرت شب شادي ات نديد
چشم رباب حجله ي دامادي ات نديد…در خيمه گرم كرده خودش مجلست علي
جاي نفس بلند شده “خس خست ” عليتا پشتِ خيمه كار ِ پدر سر به زيري است
تازه زمان ديدن دندان شيري استهمبازي تو ساقه ي تير است گريه كن
بابا نخواب موقع شير است گريه كن

متن شهادت حضرت رباب

اینجا که ذوالجناح زمین گیر می شود
در خون غروب واقعه تصویر می شودیا رب پناه می برم از کرب و البلا
خواب علی هر آینه تعبیر می شودروزی برای گفتن منزل مبارکی
این دشت پر ز نیزه و شمشیر می شوداینجا گلوی تشنه تیر سه شعبه هم
از جام چشم ساقی من سیراب می شود‏اینجا که حکم قحطی یک قطره شبنم است
همبازی گلوی گلم تیر می شود‏باران سنگ منتظر ابر کینه است
اینجا حسین فاطمه تکفیر می شوداینجا سر حقیقت الله و اکبری
بر روی نی به گفتن تکبیر می شود‏در این دیار غمزده کمتر ز نصف روز
از فرط غصه خواهر تو پیر می شود‏جز زیر سم اسب شکستن در این زمین
از نفس مطمئنه چه تفسیر می شودهرکس که زهره اش ز علمدار رفته است
اینجا سر سه ساله من شیر می شودزینب كه شرم می کند از رویش آفتاب
اینجا اسیر حلقله زنجیر می شود

متن نوحه شهادت حضرت رباب

بخواب ای غنچه ‏ی پرپر، بخواب ای کودک مادرعلی اصغرم لالای، لایی مادرم لالای‏عزیزم از چه بی‏تابی چرا مادر نمی‏خوابی؟گمانم تشنه آبی، علی اصغرم لالای‏مزن آتش به جان من، مبر تاب و توان منببین اشک روان من، علی اصغرم لالای‏چرا مادر علی جانم نمی‏گیری تو پستانمچه می‏خواهی نمی‏دانم، علی اصغرم لالای‏عزیز من مکن غوغا بخواب ای کودک زیبامسوزان قلب مادر را، علی اصغرم لالای‏مزن آتش دل من را مسوزان حاصل من راعلی اصغرم لالای، لالایی مادرم لالای‏چه شور است این به سر داری، مگر میل سفر داری؟مکان و منزل من را علی اصغرم لالای‏نخوابم در کنار تو خزان گردد بهار توچنین مادر مکن زاری، علی اصغرم لالای‏

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

ز داغ تو دل حزین است    ‌ به یادت چله‌نشین استالقلب حزین من مصیبتک      ویبکی علیک أربعین یوماهمه آرام و قرار این دل     زیارت در اربعین استو کل أمنیاته أن یزورک فی أربعینیّتکسپردم دل را به جاده     میایم پای پیادهترکت قلبی فی طریقک      أسیر إلیک حافیاًره عشق است و ندارم باکی       اگر خاری در کمین استالطریق طریق العشق ولا أخاف من أن یکون مفروشا بالأشواکجان و جانان من/ عشق و ایمان من/ با تو پیمان من، حسین(۲)یا نفسی و عزیزی، یا عشقی و إیمانی، عهدی معک یا حسینألا یا حجَّ الحنینِ، سَقاکم زَمزمُ عَینیای حج عشق (کنایه از زیارت امام حسین) شوق زیارتت اشک از دیدگانم جاری ساختتُلبّیکُم سیّدی أشواقی بإحرامِ الأربعینِهوای شوقم با احرام اربعین به ندای شما لبیک می‌گویدو شوقاً یهفُو جَبینی، یُؤدّی لو سجدتینِپیشانیم مشتاق است تا در نماز عشقت برخاک بیفتدویَسعى بین الصفا و المروى لعباسٍ و الحسینِو بین صفا و مروه عباس و حسین سعی به جای‌ آوردلو قطّعوا کفّی، لو قطّعوا رِجلی، أمضی لکم زَحفاً، حسینای حسین! اگر دستم را جدا کنند، اگر پایم را قطع کنند سینه خیز به سویت می آیمیا سیدی خُذنی، قد فتَّنی حُزنی، أشتاقُکم حدَّ الحَنینمولایم مرا دریاب، غم تو ویرانم کرد، دلتنگ و مشتاق شما هستمیا سیدی خذنی، حسین…مولایم مرا دریابأتاکُم هُدهدُ قلبی جَناحاهُ نارُ حبّیهدهد قلبم به سوی شما آمده است و دو بال او آتش عشق من استأتاکِ یا کربلا مشتاقاً یُلبِّیکِ وآحسیناهو مشتاقانه، لبیک گویان و با ندای واحسیناه به سوی تو آمده استحَنیناً عرشُ هواکَ بِلمحِ الطّرفِ أتاکَهوای عشق والای تو بر قلبم نشسته است، و با چشم بر هم زدنی به سوی تو می‌آیدمَشى طیّاراً معَ الزُّوارِ بآهاتٍ وآحسیناهقلب من به همراه زائرانت، با ناله واحسیناه به سوی تو پرواز می‌کندتَحلُو بکَ الآهُ، لاعذّبَ اللهُ، قلباً بهِ حبُ الـ ـحسیندردها با تو شیرین می‌شود، خداوند عذاب نکند قلبی که محبت حسین در آن استیا سیدی خُذنی، قد فتَّنی حُزنی، أشتاقُکم حدَّ الحَنینمولایم مرا دریاب، غم تو سرگردانم کرد، دلتنگ شما هستمیا سیدی خذنی، حسین…مولایم مرا دریاب

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

همچنین بخوانید:جملات تسلیت ماه محرماشعار کوتاه درباره امام حسینعکس پروفایل محرممتن کامل زیارت عاشورا همراه با ترجمه

متن نوحه شهادت حضرت رباب

این که خود تشنه، ولی جرعه‌ای از آب نخورد
تا ابد در نظر عشق، معما آمد!
دست و مشک و علم افتاد، ولیکن سقا
سربلند است در آن لحظه که زهرا آمد …

پیام تسلیت حضرت رباب

بنال‌ای دل! بنال که اربعین شد
که لرزان از غمش عرش برین شد
بنال‌ای دل! نوای نینوا را
گلستان کرده زینب کربلا را
بـنال‌ای دل! نوای غم رسیده
فلک، چون زیـنب کـبری ندید

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

همگی ز مال دنیا تا ابد دل سیریمبه خدا به عشق ارباب همه می میریمای دلم غصه نخور خدا بزرگ است بلیعاقبت هردو برات کربلا می گیریم

متن روضه شهادت حضرت رباب

مـا از اول برتری بر خلق عالم داشتیمز آنکه با آل علی پیوند محکم داشتیمسجدة خیل ملک بر مـا شهادت می‌دهدکز صلای حق پیام خیر مقدم داشتیم

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

باز محرم رسید، این من و گریه‎هایم
رفع عطش می‎کند، فرات اشک‎هایم
باز محرم رسید، دلم چه ماتمزده
کسی میان این دل، خیمه ماتم زده

متن شهادت حضرت رباب

ای خفته در مزار سر از خاک کن بروناحوال چاکران تو بعد از تو در هم استاز دجله و فرات گذر کن به ملک پارسکاین‌جا برآن جناب رفاهی فراهم استبنشین به ذوالجناح و عنان بر عنان بیابا اکبرت که حاصل اولاد آدم استور خود نبود میل شریفت به ملک پارسهرجا کنی جلوس همان‌جا مکرم استلیکن نمان به ملک عراق و مکان نگیرجایی که دختران تو را غم روی غم استبر دیده رعیت مسکین قدم گذارکین رود بر فرات هماره مقدم استمقصود از این مکالمه عرض نیاز بودور نه همیشه رای تو بر قوم، اقدم استاما حدیث تنگدلی را کجا برمتا وصل رخ نماید، قتلم مسلم است«محمد سهرابی»

پیام تسلیت حضرت رباب

از علقمه آمدی بگو یاس کجاست ؟گلواژه عشق و شور و احساس کجاست ؟دستت به کمر گرفته ای لب بگشابابا تو بگو عمویم عباس کجاست ؟سلام بر تو ای ساقی عطشان

متن نوحه شهادت حضرت رباب

منزلگه عشاق دل آگاه حسین استبیراهه نرو ساده ترین راه حسین استاز مردم گمراه جهان راه مجوییدنزدیکترین راه به الله حسین است

متن روضه شهادت حضرت رباب

حسین بن علی را ظهر عاشورابه مقتل ذکر جانپرور نماز استبـــه زیرتیر باران بست قامتکـه از جان نیز بالاتر نماز است

متن نوحه شهادت حضرت رباب

به سینه هرکه تمنای کربلا دارد
همیشه در دل خود روضه‌ای به پا دارد
کسی که عشق تو دارد دگر چه کم دارد؟
بدون عشق تو عالم کجا بها دارد؟
حـــلال جمیع مشکلات است حسین
شـــویندۀ لوح سیئات است حسین
ای شیعه تو را چه غم ز طوفان بلا
جائی که سفینه النجاه است حسین

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

انگار به بال بوریا می شینیمهنگامی که صحن خوشگلش می بینیممکه گر رویم خانه حق می بینیمکربلا رویم خود خدا می بینیم

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

ای که جانت سوخت از لب تشنگیای فدای کام خشگت یا حسینآن قدر سوز عطش بالا گرفتتا که شد بی نور چشمت یا حسینتشنه ام تشنه ترم کن بر غمتیا بمیرم یا شهادت یا حسین

متن شهادت حضرت رباب

گل خوش رنگ و بوی من حسین استبهشت آرزوی من حسین استمزن دم پیش من از لاله رویانکه یار لاله روی من حسین استمن آن مداح مست سینه چاکمکه ممدوح نکوی من حسین استهمه در گفتگوی این و آنندولیکن گفتگوی من حسین استسخن بی پرده می گویم زمستیمی و جام و سبوی من حسین استچو مرغ حق که از حق میزند دمطنین های و هوی من حسین استاز آن بر تربتش سایم جبین راکه عز و آبروی من حسین استاحد گوئی از آن باشد شعارمکه پیر و نکته گوی من حسین است

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

او که مثل من هزاران دربه در دارد، رفیقاین محال است از یکی مان چشم بر دارد،رفیقآن زمانی که درون روضه می‌آئیم ماشخص او بر تک تک ماها نظر دارد رفیق

متن روضه شهادت حضرت رباب

سوز همیشه ی جگرم باش یا حسین
من سینه می زنم سپرم باش یا حسین
در طول عمر جز تو پناهی نداشتم
مثل گذشته ها پدرم باش یا حسین
هر روز مادرم سر سجاده گفته است
خیلی مراقب پسرم باش یا حسین
ای نام تو بهانه ی شیرین زندگی
شور محرم و صفرم باش یا حسین
پایین پات سر بگذارم تو هم بیا
بالای جسم محتضرم باش یا حسین
جان مرا بگیر حوالی قتلگاه
این گونه آخرین خبرم باش یا حسین
دستم به دامنت نرسید این جهان اگر
باب الحسین منتظرم باش یا حسین
باشد قرار بعدی ما اربعین حرم
مهر قبولی گذرم باش یا حسین
سربازهای لشکر یا زینب توایم
حرز مدافعان حرم باش یا حسین

متن روضه شهادت حضرت رباب

هم آیه و هم کتاب می گفت حسینهم لیلی و هم رباب می گفت حسیناعضاء و جوارح قتیل ره عشقدر خون خودش خضاب می گفت:حسین

متن نوحه شهادت حضرت رباب

اى که دل‌ها همه‌ی از داغ غمت غمگین است
وى که از خون تو صحراى بلا رنگین است
نرود یاد لب تشنه‌ات از خاطره‌ها
هر کـه را مى‌نگرم از غم تو غمگین است

متن روضه شهادت حضرت رباب

عاشق اگر شدم ، اثر چشمهای توست
اصلا تمام ، زیر سر چشمهای توست
دلهای سنگ را به نگاهی طلا کنی
این کیمیا‌گری هنر چشمهای توست

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

دلم دریاچه‌ی غم شد دوباره
قد آیینه‌ها خم شد دوباره
صدای سنج و دمام اومد از دور
بخون ای دل محرم شد دوباره

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین
روی دل با کاروان کربلا دارد حسیناز حریم کعبۀ جدّش به اشکی شست دست
مروه پشت سر نهاد امّا صفا دارد حسینمی برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم
بیش از اینها حرمت کوی منا دارد حسینپیش رو راه دیار نیستی کافیش نیست
اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسینبس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب
کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسینرخت و دیباج حرم چون گل به تاراجش برند
تا به جائی که کفن از بوریا دارد حسینبردن اهل حرم دستور بود و سرّ غیب
ورنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسینسروران ، پروانگان شمع رخسارش ولی
چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسینسر به قاچ زین نهاده راه پیمای عراق
می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسیناو وفای عهد را با سر کند سودا ولی
خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسیندشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا
با کدامین سرکند ، مشکل دو تا دارد حسینسیرت آل علی با سرنوشت کربلاست
هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسینآب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند
عزّت و آزادگی بین تا کجا دارد حسیندشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت
داوری بین با چه قومی بی حیا دارد حسینبعد از اینش صحنه ها و پرده ها اشک است و خون
دل تماشا کن چه رنگین سینما دارد حسینساز عشق است و به دل هر زخم پیکان زخمه ای
گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسیندست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز
با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسینشمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا
جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسیناشک خونین گو بیا بنشین به چشم “شهریار”
کاندرین گوشه عزائی بی ریا دارد حسین

پیام تسلیت حضرت رباب

سرم سودایی جام حسین استهمیشه بر لبم نام حسین استدلم گر چون کبوتر پر بگیرداقـــامتگاه او بام حسین استشعر های کوتاه درباره امام حسین و ماه محرماز ازل در طَلَبَت چشم ترم گفت حسینهرکجا بال زدم، بال و پرم گفت حسینمادرم داد به من درس محبت امامن حسینی شدم از بس پدرم گفت حسین

پیام تسلیت حضرت رباب

عطری که از حوالی پرچم وزیده است
ما را به سمت مجلس آقا کشیده است
از صحن هر حسینیه تا صحن کربلا
صد کوچه بازکنید محرم رسیده است

پیام تسلیت حضرت رباب

لبم لبریز از جام حسین استعروج نام من بام حسین استاگر جراح قلبم را شکافدبه روی لوح دل نام حسین است

متن شهادت حضرت رباب

در مکتب عشق شاهباز است حسینمرات دل اهل نیاز است حسین

پیام تسلیت حضرت رباب

لبم لبریز از جام حسین استعروج نام من بام حسین استاگر جراح قلبم را شکافدبه روی لوح دل نام حسین است

متن نوحه شهادت حضرت رباب

قیامت بی حسین غوغا نداردقیامت بی حسین غوغا نداردشفاعت بی حسین معنا نداردحسینی باش که در محشر نگویندچرا پرونده‌ات امضاء ندارد

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

آن روز ز دشت کربلا خون باریداز ابر سیاه نینوا خون باریدآن لحظه که شد شهید فرزند رسولاز زخم دل ستاره ها خون بارید

متن روضه شهادت حضرت رباب

عطری که از حوالی پرچم وزیده است
ما را به سمت مجلس آقا کشیده است
از صحن هر حسینیه تا صحن کربلا
صد کوچه بازکنید محرم رسیده است

متن نوحه شهادت حضرت رباب

ای حضور آسمان در جان خاک
یا حسین بن علی روحی فداک
موج ها هرچه تلاطم می کنند
پیش پایت خویش را گم می کنند
ای نماز عشق را تکبیر سرخ
آیت تطهیر را تفسیر سرخ
ای شکوه آفرینش، ای یقین
آبروی مکتب، ای سالار دین
ای امام لاله های نینوا
آفتابِ غرقِ خون در کربلا
ای جلال هر چه غیرت، هرچه مرد
قوّت بازوی قرآن در نبرد
قوس محرابم، خم ابروی توست
خط «انعمت علیهم» کوی توست
آب ها وقتی که توفان می کنند
یاد آن لب های عطشان می کنند
«حسین اسرافیلی»

متن نوحه شهادت حضرت رباب

پرسیدم:ازحلال ماه، چراقامتت خم است؟
آهی کشیدوگفت:که ماه محرم است
گفتم: که چیست محرم؟
باناله گفت:ماه عزای اشرف اولادآدم است

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

تا جان ز تن برادرت گشت جداانگار که جان ز پیکرت گشت جداشمشیر ز بودن خودش مانده خجلچون با لبه اش گل سرت گشت جدا

پیام تسلیت حضرت رباب

بگذار کـه رو بر روی خاک تـو گذارمبا هر دمم از چشمه خورشید دمد گلیک آه اگر در غمت از سینه برآرم

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

وقتی طبیعت فارغ از قال و مقالم بودبال ملائک در عزایت دستمالم بودپیش از شروعِ اشک عالم گریه می کردمیادم نمی آید دقیقا چند سالم بودمن خود درخت روشنی بودم در آن ایامچندان که این خورشید چون یک سیبِ کالم بوداندازه ی بال مگس تا گریه ام آمددیدم که سیمرغ بهشتی زیر بالم بودچندین هزاران سال پیش از خلقت انگورباده کشی و مِی خوری جزء کمالم بودمن قبل از این عالم تو را در نور می دیدملاهوت یا ناسوت شاید هم مثالم بود

متن روضه شهادت حضرت رباب

کوچه کوچه دلم پر از غوغاستهر طرف خیمه عزا برپاستماه خون و خروش و ماتم شدماه خون خدا محرم شد

متن شهادت حضرت رباب

من تشنه لبم آب حیاتم بدهیدراهی بــــــــــه سفینه النجاتم بدهیدمن تذکرۀ کرببلا می خواهمای آل محمد (ص) این براتم بدهیدشعر های کوتاه درباره امام حسین و ماه محرمحاجیان جمع اند دور هم همهپس کجا رفته حسـین فاطمهحاجـیان رفتند یکـسر درمناپس چرا اورفته سوی کربـلااو بجای موی سر ،سـر میدهدقاسـم و عـباس و اکبر میدهدسعی حـج او صفا باخنجر استمروه اش قبر علـی اصغر است

متن شهادت حضرت رباب

تا که پرسیدم ز قلبم عشق چیست
در جوابم این چنین گفت و گریست
لیلی و مجنون فقط افسانه‌اند
عشق در دست حسین بن علیست

متن روضه شهادت حضرت رباب

بر سینه‌ی من نوشته بین الحرمین
نصف قلبم با ابالفضل، نصف دیگر با حسین

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

یا حسین سرخی شهادت تو ناپیدا بودعشق تو امام کربلا زیبا بودتنها سبب زندگی دین قطعاً

متن شهادت حضرت رباب

او که مثل من هزاران دربه در دارد، رفیقاین محال است از یکی مان چشم بر دارد،رفیقآن زمانی که درون روضه می‌آئیم ماشخص او بر تک تک ماها نظر دارد رفیق

پیام تسلیت حضرت رباب

ما سینه زنان، رسم جنون باب نمودیمجان و سر خود هدیه به ارباب نمودیماز عمق درون ناله و فریاد نمودیمبا سینه زدن زلزله ایجاد نمودیم

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

تلفیق خدا و خون فقط پیکر توست
خورشید گلی از چمن حنجر توست
شب وقف مدار چشم هایت مولا
صبح، آینه‌ی دستِ بهارآور توست

پیام تسلیت حضرت رباب

آیینه شدی تا که خدا در تو درخشید
خورشیدترین حادثه ها در تو درخشیدبر دوست همان روز که با حنجره خون
گفتی تو «بلی» کرب و بلا در تو درخشیدشد کرب و بلا کعبه تو، حجّ تو مقبول
گفتی تو چو لبیّک، بلا در تو درخشیدای معجزه سرخ، به ایثار تو سوگند
تو خون خدایی، که خدا در تو درخشید
«رضا اسماعیلی»

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

مرغ دلم به عشق شما پر کشیده استتا آسمان کرببلاتان پریده استمن آمدم برای شما نوکری کنممن را خدا برای همین آفریده است

پیام تسلیت حضرت رباب

تلفیق خدا و خون فقط پیکر توست
خورشید گلی از چمن حنجر توستشب وقف مدار چشم هایت مولاصبح، آینه ی دستِ بهارآور توست

متن نوحه شهادت حضرت رباب

گودال قتلگاه … گل و بوی پیرهن
در جست وجوی یوسف زیبای بی کفن
پیداست آه … منظری از ماه چاک چاک
خورشید رنگ باخته و تکّه تکّه تن
گرگی نشسته بر تن خورشید و می درد
شال و عبا و پیرهن سرخ آن بدن
گفتند : رستخیز عظیمی است نی نوا …
نه … رستخیز گوشه ای از نی نوای زن
تاریک می شود همه جا … بی کس و غریب
سخت است هم علی شدن و هم حسن شدن
ای ماه سرخ! سر بزن از پشت نیزه ها
ای چاک چاک ماه! کجایی حسین من؟
قرآن بخوان که بشنوم آوای هفت بند
ای آیه مقطعه ، با آن لب و دهن
افتاده عکس ماه ، لب گودی و زنی
در جست وجوی یوسف زهرای بی کفن …

متن روضه شهادت حضرت رباب

تا که پرسیدم ز قلبم عشق چیست
در جوابم اینچنین گفت و گریست
لیلی و مجنون فقط افسانه‌اند
عشق در دست حسین بن علیست!

متن نوحه شهادت حضرت رباب

لبم لبریز از جام حسین استعروج نام من بام حسین استاگر جراح قلبم را شکافدبه روی لوح دل نام حسین است

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

وقتی برای گریه دلم تنگ می شودلب با دَم حسین هماهنگ می شودتنها نه دل به یاد تو می سوزد ای حسیناز روضه هایت آب، دل سنگ می شود

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

هرکه مرا به روضه تو راه داده استتاج محبت تو به فرقم نهاده استاز ابتدای خلقت حق در دو چشم ماتصویری از عزای محرم فتاده است

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

لبم لبریز از جام حسین استعروج نام من بام حسین استاگر جراح قلبم را شکافدبه روی لوح دل نام حسین است

پیام تسلیت حضرت رباب

تا جان ز تن برادرت گشت جدا
انگار که جان ز پیکرت گشت جدا
شمشیر ز بودن خودش مانده خجل
چون با لبه اش گل سرت گشت جدا

پیام تسلیت حضرت رباب

کوچه کوچه دلم پر از غوغاستهر طرف خیمه عزا برپاستماه خون و خروش و ماتم شدماه خون خدا محرم شد

متن نوحه شهادت حضرت رباب

تا که پرسیدم ز قلبم عشق چیست
در جوابم اینچنین گفت و گریست
لیلی و مجنون فقط افسانه‌اند
عشق در دست حسین بن علیست

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

در مکتب عشق شاهباز است حسینمرات دل اهل نیاز است حسینســـــــــرداد نــــداد تن به ذلت اریجــــاوید کنند نماز است حسین

پیام تسلیت حضرت رباب

او که مثل من هزاران دربه در دارد، رفیقاین محال است از یکی مان چشم بر دارد،رفیقآن زمانی که درون روضه می‌آئیم ماشخص او بر تک تک ماها نظر دارد رفیق

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

تلفیق خدا و خون فقط پیکر توست
خورشید گلی از چمن حنجر توستشب وقف مدار چشم هایت مولاصبح، آینه ی دستِ بهارآور توست

متن نوحه شهادت حضرت رباب

دلم دریاچه‌ی غم شد دوباره
قد آیینه‌ها خم شد دوباره
صدای سنج و دمام اومد از دور
بخون ای دل محرم شد دوباره

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

سوز همیشه ی جگرم باش یا حسین
من سینه می زنم سپرم باش یا حسین
در طول عمر جز تو پناهی نداشتم
مثل گذشته ها پدرم باش یا حسین
هر روز مادرم سر سجاده گفته است
خیلی مراقب پسرم باش یا حسین
ای نام تو بهانه ی شیرین زندگی
شور محرم و صفرم باش یا حسین
پایین پات سر بگذارم تو هم بیا
بالای جسم محتضرم باش یا حسین
جان مرا بگیر حوالی قتلگاه
این گونه اخرین خبرم باش یا حسین
دستم به دامنت نرسید این جهان اگر
باب الحسین منتظرم باش یا حسین
باشد قرار بعدی ما اربعین حرم
مهر قبولی گذرم باش یا حسین
سربازهای لشکر یا زینب توایم
حرز مدافعان حرم باش یا حسین

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

دل بی تـو باشد مرده اي بهتر کـه در گورش کنمچشمی کـه بیند جز تـو رابا خنجری کورش کنمافتاده زار و منفعل، در چنگ دیو نفس، دلدستی بده کاین دیو را از این حرم دورش کنمدل بحر خون در ماتمت جانِ تشنه اشک غمتباشد کـه در امواج غم، ازگریه مسرورش کنمذکرت کلام الله مـن عشقت کلیم الله مـنخواهم دلی تا هم نفس با آتش طورش کنمدر سینه دارم آتشی، هرگز ندارد خامشیپیوسته گرم سوختن با سوزعاشورش کنمدارم دل دیوانه اي در سیلِ خون ویرانه ايبا اشکم این ویرانه را چون بیت معمورش کنمدردا کـه دیو نفس دون جانم دریده از درونبا یک نگاهت میتوان این دیو را حورش کنممارهوس چون اژدها آورده برروزم چهابر آن شدم کاین مار را پامال چون مورش کنمگردیده از دود گنه، پرونده جرمم سیهبا مهرت این پرونده را آیینه نورش کنممـن میثم کویِ توام دائم ثناگوی توامهر حرف را در وصف تـو، صد در منثورش کنم

متن روضه شهادت حضرت رباب

مرغ دلم به عشق شما پر کشیده استتا آسمان کرببلاتان پریده استمن آمدم برای شما نوکری کنممن را خدا برای همین آفریده است

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

رنگ عالم شد سیاهدرجهان عاطفه پیراهن غم شد سیاهتکیه تکیه یاحسیندرغمت پیراهن این شهر کم کم شد سیاهچونکه بالاتر نداشتدرمیان ماه ها ماه محرم شد سیاهدر مِنا امسال آهعلقمه شد روسپید و روی زمزم شد سیاهجلد مانند لباسبر اَمالی و لهوف و بر مُقرّم شد سیاهپوست درسینه زنیسرخ شد، شد نیلگون و آخرش هم شد سیاهبین این رنگین کماندل سپید و چشم سرخ و رنگ پرچم شد سیاهبرتن مسلم هم آهرد تیر و تیغ ها قدر مُسلّم شد سیاه

متن نوحه شهادت حضرت رباب

حسین بن علی راظهر عاشورابه مقتل ذکر جانپرور نماز استبـــه زیر تیر باران بست قامتکـه از جان نیز بالاتر نماز است

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

هر کس که حسینی است حقیرش مشماردر رتبه کبیر است صغیرش مشمارعنوان گدائی درش آقائی استآقاست گدای او فقیرش مشمار

متن شهادت حضرت رباب

شعر رجب جعفری برای امام حسین(ع)
هم آیه و هم کتاب می گفت حسین
هم لیلی و هم رباب می گفت حسین
اعضاء و جوارح قتیل ره عشق
در خون خودش خضاب می گفت:حسین

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

گل خوش رنگ و بوی من حسین استبهشت آرزوی من حسین استمزن دم پیش من از لاله رویانکه یار لاله روی من حسین استمن آن مداح مست سینه چاکمکه ممدوح نکوی من حسین استهمه در گفتگوی این و آنندولیکن گفتگوی من حسین استسخن بی پرده می گویم زمستیمی و جام و سبوی من حسین استچو مرغ حق که از حق میزند دمطنین های و هوی من حسین استاز آن بر تربتش سایم جبین راکه عز و آبروی من حسین استاحد گوئی از آن باشد شعارمکه پیر و نکته گوی من حسین است

پیام تسلیت حضرت رباب

یارب دلم از غم حسین محزون کندر سیـــــنه ی ما محبتش افزون کنجز مهر حسین هر آنچه باشد به دلمخون ساز و ز راه دیده ام بیرون کن

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

عاشق اگر شدم ، اثر چشمهای توست
اصلا تمام ، زیر سر چشمهای توست
دلهای سنگ را به نگاهی طلا کنی
این کیمیا‌گری هنر چشمهای توست

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

فرمانده عشاق، دل آگاه حسین استبیراهه مرو! ساده‌ترین راه حسین است
از مردم گمراه جهان راه مجوییدنزدیک‌ترین راه به الله حسین است

پیام تسلیت حضرت رباب

من تشنه لبم آب حیاتم بدهیدراهی بــــــــــه سفینة النجاتم بدهیدمن تذکرۀ کرببلا می خواهمای آل محمد (ص) این براتم بدهید

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

دوست دارم تا تـو در خود محو و حیرانم کنیقطره ام واصل بـه دریایِ خروشانم کنیدوست دارم ذره باشم تا کـه در امواج نوردر بغل گیری و خورشید فروزانم کنیدوست دارم پای تا سر قطعه ابری شومتا بـه خاک لاله هاي خویش بارانم کنیدوست دارم تا دم رفتن بگریم در غمتکز کرامت خنده اي بر چشم گریانم کنیدوست دارم دور عباست بگردانی مرایا کـه هم چون طره اکبر پریشانم کنیدوست دارم تا شود قلبم چو جسمت چاک چاکدرکنار قتلگاهِ خویش، مهمانم کنیدوست دارم تا کـه با یاد لبِ عطشان خودسوزی و آبم کنی یک باره طوفانم کنیدوست دارم خار صحرا و بیابانت شومتا بـه رویم پاگذاری سرو بستانم کنیدوست دارم در منایِ عشق هم چون گوسفندپیش پای زائران خویش قربانم کنیدوست دارم میثم کویِ تـو باشم یا حسینتا فراز دار عشقِ خود، ثنا خوانم کنی

متن شهادت حضرت رباب

حاجیان جمع اند دور هم همهپس کجا رفته حسـین فاطمهحاجـیان رفتند یکـسر درمناپس چرا اورفته سوی کربـلااو بجای موی سر ،سـر میدهدقاسـم و عـباس و اکبر میدهدسعی حـج او صفا باخنجر استمروه اش قبر علـی اصغر است

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

در خلقت ما سوی سهیم است حسیندر نزد خدا ذبح عظیم است حسینای غــــــــرقِ گنه بگیر دامانش رازیـــــرا چو خدای خود کریم است

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

ای هم به علی هم به خدا دست اباالفضل ساقی ننوشیده ز می مست اباالفضل گفتم به دلم کیست گشاینده چنین گفت تا بوده علی بوده و تا هست اباالفضل

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

قیامت بی حسین غوغا نداردشفاعت بی حسین معنا نداردحسینی باش که در محشر نگویندچرا پرونده‌ات امضاء ندارد

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

ای دُرّ خــــــــوشاب یا ابا عبداللهای گــوهر ناب یا ابا عبداللهاز نوکر در ماندۀ خود دست بگیردر روز حساب یا ابا عبدالله

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

انگار تمام شهر تسخیر شدهبنگاه فروش غل و زنجیر شدهاز چارطرف حرمله‌ها آمده‌اندبازار پر از نیزه و شمشیر شده

پیام تسلیت حضرت رباب

بنال ای دل! بنال که اربـعین شـدکه لرزان از غمش عرش برین شـدبـــنـال ای دل! نـــوا نیـــنوا راگلـــستان کـرده زینب کـربلا رابــنـال ای دل ! نوای غــم رسیدهفــلک چون زیـنب کـبری نـدیده

متن شهادت حضرت رباب

به سینه هرکه تمنای کربلا دارد
همیشه در دل خود روضه‌ای به پا دارد
کسی که عشق تو دارد دگر چه کم دارد؟
بدون عشق تو عالم کجا بها دارد؟

پیام تسلیت حضرت رباب

عبد توام اگر زکرم باورم کنیپا بر سرم بنه کـه زعالم سرم کنییا همچو شمع سوخته کن قطره قطره آبیا شعله اي ببخش کـه خاکسترم کنیعمری بـه زخم هاي تنت گریه کرده امتا وقت مرگ خنده بـه چشم ترم کنیخار رهم مگر بـه نگاه تـو گل شومخاک در توام تـو مگر گوهرم کنییک عمر سائل دراین خانه بوده امحاشا کـه وقت مرگ جدا زین درم کنیتنها شرابِ روح مـن از جام چشم توستچشمی گشا کـه مست از این ساغرم کنییک عمر دوختم بـه نگاه تـو چشم خویشتا یک نگاه در نگه آخرم کنیاز ذره کمترم تـو توانی بـه یک نگاهبرتر زآفتابِ جهان پرورم کنیهرگز بجز در تـو دری را نمیزنماي وای اگر گدای در دیگرم کنیمـن میثمم امید کـه محشور از کرمبا میثم علی بـه صفِ محشرم کنی

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

حـــلال جمیع مشکلات است حسینشـــویندۀ لوح سیئات است حسینای شیعه تو را چه غم ز طوفان بلاجائی که سفینة النجاة است حسین

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

با عشق حسین هر که سر و کار نداردخشکیده نهالیست ، پر و بال ندارد
ما غرق گناهیم و ز آتش نهراسیمآتش به محبان حسین کار ندارد

متن نوحه شهادت حضرت رباب

گدای هر شب و روز حسینمپر از آتش پر از سوز حسینماگر خورشیدم و هستم منورز سیمای دل افروز حسینم

متن شهادت حضرت رباب

لبم لبریز از جام حسین استعــروج اوج من بام حسین استاگــــــر جراح قلبم را شکافدبه روح لوح دل نام حسین است

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

دوباره مـرغ روحم هوای کــربلا کرددل شکسته ام را اســـیر ومبــتلا کــرد زسر گذشته اشک به لب رســیده جـانمکه هـرچه کردبامن فراق کربــلا کــردشـودتمام هـــستی فــدای آن دودســـتیکه غرق بوسه بااشک علی مرتضی کردنگشت آنی آن دست جدا ازدامن دوستاگر چه تـیغ دـشمن زپـیکرش جـدا کرد جــز از برای داور دوتا نگــشت اکـــبرچه شد که خصـم کافر جبین او دو تا شدسزد هـمه جوانان حــنا زخــون ببــندندکه جا به حـجله خون یتـیم مـجتبی کردفدای لــب آن جــوانی که درنــماز ایثارزخون وضــو گرفت وبه اکبر اقتدا کردفدای شـیرخواری که وقــت جان نثاریدوچشم خود ببست ودولب به خنده واکرد فـــدای آن شـــهیدی که زیــر تـــیغ قاتلسرش بریده گشت وبه شیعیان دعا کردفدای جـــسم پاکی که قطعه قطعه گردیدزقطــره خونـــش حـــسین را صــدا کرد

متن نوحه شهادت حضرت رباب

ما شیعه‌زاده‌ایم و همین اعتبار ماستدر راه دوست، دادن جان، افتخار ماستهرگز به زیر بیرق دشمن نمی‌رویمتا پرچم عزای حسینی کنار ماست

متن نوحه شهادت حضرت رباب

سرم سودایی جام حسین استهمیشه بر لبم نام حسین استدلم گر چون کبوتر پر بگیرداقـــامتگاه او بام حسین است

پیام تسلیت حضرت رباب

اي همه بودو هست مـن، بسته بـه تار موی تـوزائر کعبه اي ولی کعبه کجا و روی تـو؟تـو بـه کنار کعبه اي گرم دعا برای مـنمـن دل شب بـه کوچه ها در پی جستجویِ تـوکوچه بـه کوچه هر قدم سعی صفا و مروه املحظه بـه لحظه ذکر مـن یکسرِه گفتگوی تـوحلق مـن ار بریده شد در ره عشق تـو چـه غم؟وای بحال مـن اگر تیغ برد گلوی تـوروی تـو غرق بوسۀ خاتم الانبیا شدهحیف بود کـه سنگ کین بوسه زند بـه روی تـوخصم سر تـو را برد تا کـه بـه هم گره خوردپنجه قاتل تـو و طره مشک بوی تـوزائر دست بسته ام رو بـه رویت نشسته امدر یم خون گشوده ام چشمِ دعا بـه سوی تـوگو بکشند هر طرف پیکر بی سر مراتا بزنم بـه زخم تن بوسه بـه خاک کوی تـوسر چـه بود کـه تا کنم نثار خاکِ مقدمت؟جان دو طفل کوچکم فدای تار موی تـوسوز درون میثمت وقف هماره غمت نخل همیشه سبز او آب خورد زجوی تـو

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

از ازل در طَلَبَت چشم ترم گفت حسینهرکجا بال زدم، بال و پرم گفت حسینمادرم داد به من درس محبت امامن حسینی شدم از بس پدرم گفت حسین

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

هرکه عاشق بر حسین شد منصبی دارداحترامی بس مقدس نزد اهل راز داردمکتب عشق حسینی بین که هفتاد و دو ملتدر شگفت از این که هفتاد و دو تن جانباز داردای بنازم بر چنین هنگی که پیشاهنگ لشکرهمچون اصغر کودک شش ماهه ای سرباز دارد

متن شهادت حضرت رباب

از داغ حسین اشـــــــــک روانی داریمو ز ماتم او سوز نمهنی داریمما گر چه بد هستیم و لیک چون حسینمـولای کریم و مهربانی داریم

متن روضه شهادت حضرت رباب

فریاد حسین را شنیدیم همهاز کوفه به سوی او دویدیم همهرفتیم به کربلا ولی برگشتیماز شمر امان‌نامه خریدیم همه

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

در حنجره‌ی زمانه تابید اصغر
هی گریه نکرد! هی ننالید اصغر
دیگر نگران نباش آرام بگیر
آسوده‌تر از همیشه خوابید اصغر

متن روضه شهادت حضرت رباب

به دلم آرزوی مرقد کربلا دارمدلخوشم یه ارباب کریم و باوفا دارمهر کی ام یا هر چی ام آقا فقط تو رو دارماین ی بار رو راست میگم، من بخدا دوستت دارمکاش می دونستی آقا که من چقدر دوستت دارمهمه شب به عشق تو سر به بیابون می ذارمدستت رو بذار رو قلبم تا که آروم بگیرماگه تو نیای حسین(ع) من بخدا زود می میرماسم تو هرجا بیاد همون جا کربلای ماستاینم از معجزه ارباب باوفای ماست

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

آئینۀ حق نما حسین است حسینجان و تن مصطفی حسین است حسینمصبـــاح هدایت بشر تا محشربـــــــــــــــی شبهه حسین است حسین

متن روضه شهادت حضرت رباب

بی‌وقفه بی‌مقدمه هیئت گرفتنی‌ست
هیئت گرفتنی‌ست سعادت گرفتنی‌ستاز موقع ورودیه تا آخر دعا
هر حاجتی در این دو سه ساعت گرفتنی‌ست

متن شهادت حضرت رباب

یگانه بانوی پرچم به دوش عاشورا
به نخل سبز ز ماتم تکیده می ماند
میان خیمه ی آتش گرفته، طفل دلم
به آهویی که ز مردم رمیده می ماند
شب است گوش یتیمان ز ضربت سیلی
به لاله های ز حنجر دریده می ماند
رقیه طفل سه ساله که حوری حرم است
به آن که رنج نود ساله دیده می ماند
امام صادق حق پشت ناقه ی عریان
به زیر یوغ چو ماه خمیده می ماند
شوم فدای شهیدی که در کنار فرات
به آفتاب به خون آرمیده می ماند
هلال یک شبه ی من، ز چیست خونینی؟
نگاه تو به دل داغ دیده می ماند
حکایت احد و اشک چشم خونینش
به اختران ز گردون چکیده می ماند

متن روضه شهادت حضرت رباب

از خرمن خوشه نچیدن سخت استبر کرب و بلایت نرسیدن سخت استیک عمر حسین گفتن و از درگه تویکـــــــبار جوابی نشنیدن سخت است

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

سعی کن حرص و طمع خانه خرابت نکندغافل از واقعه روز حسابت نکندای که دم می‌زنی از عشق حسین بن علیآنچنان باش که ارباب جوابت نکند

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

خالق عشق و محبت یا حسین
ای قتیل دشت غربت یا حسینای گل صحرا نبرد فاطمه
ای صفای آل عصمت یا حسینای که جانت سوخت از لب تشنگی
ای فدای کام خشگت یا حسینآن قدر سوز عطش بالا گرفت
تا که شد بی نور چشمت یا حسینتشنه ام تشنه ترم کن بر غمت
یا بمیرم یا شهادت یا حسینیکشبه راه مرا کوتاه کن
با نگاهی از محبت یا حسیندوست دارم پیشت آیم لحظه ای
تا نمایم با تو صحبت یا حسین

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

خیمــه ماه محرم، زده شد در دل مابـــــــاز نام تو شده زینت هر محفل ماجز غم عشق تو ما را نبود سودائیعشق سوزان تو آغشته به آب و گلِ ما

پیام تسلیت حضرت رباب

آبروی حسین به کهکشان می‌ارزدیک موی حسین بر دو جهان می‌ارزدگفتم که بگو بهشت را قیمت چیستگفتا که حسین بیش از آن می‌ارزد

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

می ‌آیم از راهی که خطرها در او گم استاز هفت منزلی که سفرها در او گم است
از لابه‌لای آتش و خون جمع کرده ‌اماوراق مقتلی که خبرها در او گم است
دردی کشیده‌ ام که دلم داغدار اوستداغی چشیده‌ ام که جگرها در او گم است
با تشنگان چشمه‌ ی «أحلی ‌من ‌العسل» نوشمز شربتی که شکرها در او گم است

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

عقیده‌ی همه یاران به اتفاق این است
که اشک شور بیاد حسین شیرین استکنار قتلگه او به گریه جان دادن
ز وعده‌ها که به خود داده‌ام یکی این است

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

ماه و خورشید سراسر به تماشا آمد
گوییا رایحه ی حضرت مولا آمد
آسمان فرش شد و زیر سم اسبش ریخت
عرشیان همهمه کردند که : سـقا آمد …!
«آب از هیبت عباسی او می لرزید »
که چرا در پی رودی ، خود دریا آمد ؟
چشم در چشم فرات است و دلش در خیمه
یاد آن دم که رقیه به تمنا آمد

متن نوحه شهادت حضرت رباب

هرگز نگذاشت تا ابد شب باشد
او ماند که در کنار زینب باشدسجّاد که سجّاده به او دل می‌بست
تدبیر خدا بود که در تب باشد

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

این که خود تشنه ولی جرعه ای از آب نخورد
تا ابد در نظر عشق ، معما آمد !
دست و مشک و علم افتاد ، ولیکن سقا
سربلند است در آن لحظه که زهـرا آمد …

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

در بند کسی باش که در بند حسین استگلواژه‌ی لبهاش شکرخند حسین استآنکس که گلت را به یکی «فاطمه» گفتنآدم بنموده است هنرمند حسین است

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

گودال قتلگاه … گل و بوی پیرهن
در جست وجوی یوسف زیبای بی کفن
پیداست آه … منظری از ماه چاک چاک
خورشید رنگ باخته و تکّه تکّه تن
گرگی نشسته بر تن خورشید و می درد
شال و عبا و پیرهن سرخ آن بدن
گفتند : رستخیز عظیمی است نی نوا …
نه … رستخیز گوشه ای از نی نوای زن
تاریک می شود همه جا … بی کس و غریب
سخت است هم علی شدن و هم حسن شدن
ای ماه سرخ! سر بزن از پشت نیزه ها
ای چاک چاک ماه! کجایی حسین من؟
قرآن بخوان که بشنوم آوای هفت بند
ای آیه مقطعه ، با آن لب و دهن
افتاده عکس ماه ، لب گودی و زنی
در جست وجوی یوسف زهرای بی کفن …

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

ما سینه زنان رسم جنون باب نمودیمجان و سر خود هدیه به ارباب نمودیماز عمق درون ناله و فریاد نمودیمبا سینه زدن زلزله ایجاد نمودیم

متن شهادت حضرت رباب

مردم این جا شیر و شربت می دهند
توی سینی با محبّت می دهند
کربلا اصلاً چنین صحبت نبود
صحبت این شیر و آن شربت نبود
حرمله ، آن جا به جای ظرف شیر
داشت در دستان خود صد شعله تیر
تا گلوی اصغر بی تاب سوخت
حرمله، بر آن گلو یک تیر دوخت
ای خدای من فغان و آه و درد
تیر خشم آمد گلو را پاره کرد
ای حسین! آقای خوبان تسلیت
دیده های زار و گریان! تسلیت

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

عالم همه قطره هست و دریاست حسینخوبان همه بنده‌اند و مولاست حسینترسم که شفاعت کند از قاتل خویشاز بس که کرم دارد و آقاست حسین

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

گفتند گلوی اصغرت را
شش ماهه رسیده نوبرت را
آنجا که شکوفه بود و طوفان
آن صحنه ی نابرابرت را
وقتی که به گوش خلق خواندی
آوای زلال کوثرت را
پرواز بلند تیر می دید
پرپر شدن کبوترت را
در سینه ی غنچه ها نشاندی
لبخند قشنگ آخرت را

متن نوحه شهادت حضرت رباب

آن نخل به خون طپیده را، می‌بوسیدآن مشک ز هم دریده را می‌بوسیدخورشید،کنار علقمه خم شده بوددستان ز تن بریده را می‌بوسید

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

رخصت بده از داغ شقایق بنویسم
از بغض گلوگیر دقایق بنویسم
میخواهم از آن ساقی عاشق بنویسم
نم نم به خروش آیم و هق هق بنویسمدل خون شد و از معرکه دلدار نیامد
“ای اهل حرم میر و علمدار نیامد”در هر قدمت هر نفست جلوه ی ذات است
وصف تو فراتر ز شعور کلمات است
در حسرت لبهای تو لبهای فرات است
عالم همه از این همه ایثار تو مات استاز علقمه با دیده ی خونبار نیامد
“ای اهل حرم میر و علمدار نیامد”سقا تویی و اهل حرم چشم به راهت
دل ها همه مست رجز گاه به گاهت
هر چند تو بودی و عطش بود و جراحت
دلواپس طفلان حرم بود نگاهتسقای ادب جلوه ی ایثار نیامد
“ای اهل حرم میر و علمدار نیامد”افتاد نگاه تو به مهتاب دلش ریخت
وقتی به دل آب زدی آب دلش ریخت
فرق تو شکوفا شد و ارباب دلش ریخت
با سجده ی خونین تو محراب دلش ریختصد حیف که آن یار وفادار نیامد
“ای اهل حرم میر و علمدار نیامد”انگار که در علقمه غوغا شده آری
خونبار ترین واقعه بر پا شده آری
در بزم جنون نوبت سقا شده آری
دیگر پسر فاطمه تنها شده آریاین قافله را قافله سالار نیامد
“ای اهل حرم میر و علمدار نیامد”ای علقمه از عطر تو لبریز، برادر
ای قصه دست تو غم انگیز، برادر
بعد از تو بهارم شده پاییز، برادر
برخیز! حسین آمده برخیز! برادرعباس ترین حیدر کرار نیامد
“ای اهل حرم میر و علمدار نیامد”

متن روضه شهادت حضرت رباب

مشک تشنه به روی دوشش بود
بی امان سوی علقمه می‌رفت
در نگاهش خروش دریا داشت
آسمان سوی علقمه می‌رفت
**
چشم ها محو شیوه‌ی رزمش
معرکه از صلابتش پُر بود
قلب سقای تشنه لب اما
از تب سرخ «العطش» پُر بود
**
خنکای شریعه را حس کرد
چشم خود را به خیمه ها می‌دوخت
لب او در نهایت ایثار
در کنار فرات هم می‌سوخت
**
مشک از شوق گریه پُر می‌شد
که تو لب تشنه ای و سیراب است
وَ تو از مشک خود پریشان تر
لب خشکت به یاد ارباب است
**
در هیاهوی موج های فرات
لحظه لحظه سراب می‌دیدی
لب خشک علی اصغر را
در زلالی آب می‌دیدی
**
جرعه جرعه وفا، محبت، عشق
مشک نه این سبوی ساقی بود
تو گمان می‌کنی که آب ولی
همه‌ی آبروی ساقی بود
**
پر گشودی دوباره سوی حرم
تیرها نیز پر درآوردند
تا که از راز تشنگیّ تو و
مشک لب تشنه سر درآوردند
**
ناگهان بغض مشک سر وا کرد
یک سه شعبه رسیده بود از راه
چشم های تو بوسه باران شد
در هجوم سه شعبه ها ناگاه
**
حاجت دست‌های پاک تو را
زودتر از خودت روا کردند
دست های گره گشای تو را
یک به یک از تنت جدا کردند
**
سنگ ها گرم استلام لبت
حج سرخت چه زود کامل شد
نیزه ها در طواف پیکر تو
بر سر تو عمود نازل شد
**
رمق از زانوان آقا رفت
بغض أدرک أخا که سر وا کرد
از روی اسب، پرپر و بی دست
سجده ات را که او تماشا کرد
**
تو به آغوش زخم ها رفتی
سایه ات از سر حرم کم شد
کمر کوه از غم تو شکست
قامت آسمان دگر خم شد
**
چشم ها در غروب تو می‌سوخت
دشت از داغ تو لبالب بود
تکیه گاه حرم! فراق تو
اول بی کسی زینب بود
**
بی‌پناهی خیمه ها، بی تو
هر دلی را پُر از محن می‌کرد
همه دیدند بعد تو ارباب
کهنه پیراهنی به تن می‌کرد

متن روضه شهادت حضرت رباب

بعد از اذان ظهر زمین پر غبار شد
چشمان خیس علقمه تاریک و تار شدوقتی عمود بوسه به پیشانی تو زد
قلبم شکست ، چشم قشنگت خمار شددستت که قطع شد همگی جنگجو شدند
فریاد میزدند ، چه شیری شکار شدتو روی خاک بودی و دور و بر حسین
تا چشم کار کرد پر از نیزه دار شدآن کودکی که جاش روی شانه ی تو بود
پایش به روی خاک پر از نیش خار شدعباس ! خوب شد ندیدی بدون تو
ناموس اهلبیت به صحرا چکار شدآه ای رکاب حضرت زینب بدون تو
یک کاروان به ناقه ی عریان سوار شدشمشیر سیدالشهدا تا شکستنت
از داغ تو خمیده قد ذوالفقار شددستت هنوز دور علم بود روی خاک
این خاطره برای ابد ماندگار شد

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

ای پهلوان من نخواب عدو شیر میشود
این مرد دل شکسته از غم تو پیر میشودای قطره های خون تو نمک کربلای من
میبینم این زمین چگونه نمک گیر میشودپیداست از نگاه زجر که ای تکیه حرم
کابوس دخترم بدون تو تعبیر میشودتو فکر رفتنی و بعد تو هل من معین من
با سنگها و چوب و هلهله تفسیر میشودتو فکر رفتنی و بعد تو من نیز میروم
این دستهای زینب است که زنجیر میشودعباس چشم دشمنان همه دنبال خیمه هاست
برخیز غیرت خدا به خدا دیر میشود

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

افتاده ای برای چه از پا ؟ بلند شو
خوردم زمین کنار تو، از جا بلند شولشکر به قامت خم من خنده می کند
شد علقمه محل تماشا ، بلند شولب تشنه اصغرم دگر از حال رفته است
گوید رباب : حضرت دریا بلند شومادر فتاد روی زمین گفت : یا علی
تو هم به اسم اعظم بابا بلند شو…یک جور می دهیم جواب سکینه را
باشد ، بیا به خیمه تو حالا ، بلند شومن قول می دهم که به رویت نیاورد
که خالی است مشک تو سقا ، بلند شواکنون که خوانده ای تو برادر حسین را
خواهر بگو به زینب کبری ، بلند شوام البنین نیامده زهرا که آمده
بی دست من به خاطر زهرا بلند شو

متن نوحه شهادت حضرت رباب

چشم کردند حسودان قمرم را، چه کنم؟
این بلایی که غم آورده سرم را، چه کنم؟تا شکستی همه جایِ تن ِ من تیر کشید
تو بگو پشت و پناهم کمرم را چه کنم؟نیمه ی جانِ من از داغ پسر رفت ز دست
نیمه جانیست و این مختصرم را چه کنم؟از خدا بی خبران تیر به مشکت زده اند
عطش اصغر خونین جگرم را چه کنم؟من چگونه بدنت را ببرم تا خیمه؟
خنده و هلهله ی دور و برم را چه کنم؟بعدِ تو فاتحه ی چادر و معجر خوانده ست
همه رفتند و تو رفتی و حرم را چه کنم؟

متن شهادت حضرت رباب

گل های خشک بی تو مسیحا ندیده اند
لب تشنه مانده اند که دریا ندیده اندبرخیز تا به خیمه مرا با خودت ببر
طفلان من شکستن بابا ندیده اندبرخیز تا که زود به سمت حرم رویم
نامحرمان هنوز حرم را ندیده اندچشمت به خون نشسته اگر چه هزار شکر
دیگر کبودی رخ زهرا ندیده انداین تیر را که خورده به چشمت حلال کن
این تیرها که چشم دل آرا ندیده اندحالا بگو که دخترکانم کجا روند
آن ها که غیر سایۀ سقا ندیده اند

متن نوحه شهادت حضرت رباب

برخیز ای ستون حرم وقت خواب نیست
با من بیا به خیمه نیازی به آب نیستاین مشک را بگیر و ببر خیمه و بگو
یک قطره هم نبود و دیگر رباب نیستشیرازه ات کجاست مفاتیح پاره ام
این برگ های پاره عزیزم کتاب نیستبازی عشق را توشروع کرده ای ولی
بازی نیمه کاره نه جانم حساب نیستوقت غروب بعد تو و قاسم و علی
دیگر برای ناقه ی زینب رکاب نیستآن لحظه لااقل تو زجا خیز وخود بگو
بی رحم جانشین النگو طناب نیستحرفی بزن عزیز دلم دق نده مرا
این مشک پاره پاره برایم جواب نیست

پیام تسلیت حضرت رباب

چند آسمان ورای تمنای ابرها
فریاد میزنند که مولای ابرهابی تو قرار نیست ببارند غیر خون
این سرنوشت حتمی فردای ابرهاباران ! که چون نرفتن تو غیر ممکن است
لختی بمان به روی حرم جای ابرهااطفال صف کشیده که بر شانه ات روند
چون دیدنیست دشت زبالای ابرهااز شرم آب شد بدنت تا بخار شد
از جسم توست تک تک اجزای ابرهااینگونه شد که راز فراوانی غمت
پیوند میخورد به معمای ابرهایک ماه گمشده ! به تمنای آب نیست
منظور خواهرت ز تماشای ابرهادر امتداد آبی سیر نگاه تو
پا میگذاشت قافله جا پای ابرهابرخیز چون به علقمه مه گرفته ات
خیره شده خدای تو از لای ابرها

متن شهادت حضرت رباب

هیچ دانی که امید همه عالم شده ای
در نفس های همه سینه زنان دم شده ایهمه دم ذکر تو بر روی منابر بر پاست
نه فقط شورش شب های محرم شده ایمن از این بوی گل علقمه هم دانستم
تو پسر خوانده نبوده که پسر هم شده ایبا نگاهی به تن زخمی این مشک پر آب
گوشه ی علقمه چون چشمه ی زمزم شده ایدشمنت چوب علم دید و به پیش همه گفت
تو فدایی سرافرازی پرچم شده ایزینب از چشم پر از خون حسینش پرسید:
نکند رفته برادر که چنین خم شده ایباورم نیست که این صحنه به تصویر کشم
بعد تو گردن طفلان غل و زنجیر کشم

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

عاقبت لشگری ازتیر گرفتارش کرد
به زمین خوردن درعلقمه وادارش کرداولین مرتبه اش بود نشد برخیزد
تن بی دست خجالت زده از یارش کرددستش افتاد و نیفتاد علم از دستش
رحم الله به شیری که علمدارش کردترک خشک لبش رو نمی انداخت به آب
غم چندین لب تاول زده ناچارش کردآبرو درخطر و مشک به دندانش بود
تیر نامرد به یک طفل بدهکارش کردگرچه خم شدکمرکوه ولی فایده داشت
سجده برهمت دریایی ایثارش کردسردرهم شده اش راسرنیزه بستند
زخمش انگشت نمای سربازارش کرد

متن نوحه شهادت حضرت رباب

سوار تشنه ای از سمت رود می آید
خدا به خیر کند دیر و زود می آیدکنار رود مگر اتفاقی افتاده
چقدر نیزه در آنجا فرود می آیدولی شما خبر بد به بچه ها ندهید
کسی به سمت عمو با عمود می آیدمغیره،قنفذ،ملجم و شمر و حرمله ها
گیاه هرزه چرا به وجود می آیدغروب، منتظر مادری در اینجا باش
نشان، که با سر و روی کبود می آیدخدا نکرده مگر خیمه ها در آتش سوخت
میان دشت چرا بوی دود می آید***اشعارشهادت حضرت عباس علیه السلام ـ یوسف رحیمیهرم عطش میان حرم پا گرفته بود
با مشک تشنه ای ره دریا گرفته بودمی رفت تا که زنده کند موج مرده را
روز نبرد هیبت سقا گرفته بودلبهای تشنه اش ز ادب لب نزد به آب
اوج وفا و عاطفه معنا گرفته بودباران سرخ نیزه و شمشیر و سنگ و تیر
کارش میان معرکه بالا گرفته بودمی آمد از شریعه و زخم سه شعبه ای
در چشمهای مشک و عمو جا گرفته بودآبی که ریخت قطره به قطره به روی خاک
از او تمام دلخوشیش را گرفته بوداو دست داده بود و به جایش در آن عروج
بالی به وسعت همه دنیا گرفته بوداما بپرس از همه نیزه دارها
بر روی نیزه ای سر او جا گرفته بود ؟گلدشت علقمه که پر از بوی یاس شد
آن روز عطر چادر زهرا گرفته بودمادر برای روز قیامت به روی دست
اسبابی از شفاعت فردا گرفته بودآه ای فرات روز عطش نوش حادثه
با من بگو دل تو هم آیا گرفته بود ؟

متن شهادت حضرت رباب

من و اشک و علمداری که دیگر بر نمی خیزد
چه باید کرد با یاری که دیگر بر نمی خیزدمریزید آب های بی حیا در این سرازیری
ز مشک آبرو داری که دیگر بر نمی خیزدبیا و زخم های کهنه و نو را تماشا کن
کدامین زخم شد کاری که دیگر بر نمی خیزدعمویی خواب رفت، از خواب افتادند چشمانی
مگو حرفی ز بیداری که دیگر بر نمی خیزدخبر آمد تمام چشم ها باران شد و بارید
ببار ای گریه ی جاری که دیگر بر نمی خیزدنگاه تشنه ی طفلی کنار خیمه می پرسد
میان گریه و زاری که دیگر بر نمی خیزدکنار خیمه تا ده تا شمردی بارها اما
عزیزم از چه بشماری که دیگر بر نمی خیزد

متن نوحه شهادت حضرت رباب

ذات این قوم شرور است حواست باشد
کارشان کشتن نور است حواست باشدزین همه حُسن و ملاحت لَجِشان می گیرد
چشم این طایفه شور است حواست باشدبی نقاب و سپرت حمله نکن، این لشکر
رسمشان حمله ز دور است حواست باشدتیرها و قمه ها نیزه و خنجرهاشان
همه در علقمه جور است حواست باشدنگرانم نکند سوی تو باشد نوکش!
آخر این تیر قطور است حواست باشدیا که این تیر به مشکت نخورد! مشک امروز
قیمتی تر ز بلور است حواست باشدآب باید برسد تا به حرم هر طور است
و به هر زحمت و زور است حواست باشد

متن نوحه شهادت حضرت رباب

زیبا و با صفا شده ای احتیاط کن
مثل فرشته ها شده ای احتیاط کناوجی گرفته ای و به طوبی رسیده ای
هم قدِّ مرتضی شده ای احتیاط کنمهتاب روی شانه ی تو آب زیر پات
یک دست تا خدا شده ای احتیاط کنیک “ان یکاد” نذر خودت کن برادرم
خیلی گرانبها شده ای احتیاط کنیک لشکر آمده که بگیرد تو را ز من
از بس که دلربا شده ای! احتیاط کندستت که قطع شد همشان جنگ جو شدند
حالا جداجدا شده ای احتیاط کنای وای حرمله سر زانو نشسته است
مقصود تیرها شده ای احتیاط کنآهسته جابه جا شو و کم دست و پا بزن
دیبای نخ نما شده ای احتیاط کناحساس می کنم پیِ طفلی ز روی نی
خیره به انتها شده ای احتیاط کنترسم بیفتی آخر عزیزم تکان نخور
بد روی نیزه جا شده ای احتیاط کن

متن روضه شهادت حضرت رباب

دنیا به خود ندیده شبیه تو ماه را
اصلا تمام کرده پس از تو پناه رالب های خشک و چهره معصوم کودکان
ناچیز کرده بود به چشمت سپاه رابا هیبتت مقابل روباه سیرتان
تصویر کرده بود خدا کوه و کاه راگفتند بچه ها که عمو می رسد ولی
تیری گرفته بود مسیر نگاه راخون لخته بسته بود و جهان سرخ سرخ سرخ
گم کرده بودی علقمه تا خیمه، راه راکم کم صدای هلهله آمد حسین دید
از دست داده است دگر تکیه گاه را

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

بسته از خون دلم راه تماشا شده است
تشنگی لب تو حیرت دریا شده استمادرت ام بنین نیست اگر بر سر تو
همه ی دشت پر از گریه ی زهرا شده استداغ دست قلم و مشک و علم پیرم کرد
بی تو ناچار ترینم کمرم تا شده استبین این لشگر سر مست غرور از بدنت
پاسخ گریه ی من خنده و هورا شده استقسمتی از سر تو ریخته بر شانه ی من
وای بر من چقدر زخم سرت وا شده استاین تمام بدنت نیست علمدار رشید
چقدر فاصله در قدّ تو پیدا شده استگرچه بد از روی زین نقش زمینت کردند
تکه های بدنت بر سر نی پا شده استکاسه ی چشم کجا حجم سر تیر کجا
آه در چشم تو شمشیر سه پر جا شده استمیکشم تیر من از چشم تو برخیز ببین
چقدر چشم حرامی به حرم وا شده استخیمه ی دختر من بی تو در امنیت نیست
سایه ی کعب نی حرمله پیدا شده است

پیام تسلیت حضرت رباب

تو کوه صبر باشی و من نگاهم به بی صبرانی باشد که ادعای اسوه بودن دارند ؟!
تو فرمانبردار امام خویش باشی و من غافل از امام حاضر و حیّ خود باشم ؟
یاری ام کن!
وفات حضرت زینب(س) تسلیت باد

پیام تسلیت حضرت رباب

سیاه پوش تواَم. نامت را می‌نویسم و بزرگی ات، تمام تنم را می‌لرزاند. نامت را می‌نویسم و صبرت را تاب نمی‌آورم. لابه لای روزهای خاکستری اندوهت، آنچنان فرو می‌شکنم که حتی خویش را فراموش می‌کنم. بانو! بیابان، دنبال گام‌های استوارت، سال‌هاست که از تاریخ، روبه روی صبر عظیمت به زانو درآمده است. کربلا، چراغ در دست راه افتاده است. بانو! تاریخ، بر جاده‌های تاریک خویش، همچنان می‌تازد و تو سربلند ایستاده ای با اندوهان سرشارت. بانو!ثانیه‌ها برایت قدم به قدم رنج آورده اند و تو، قدم به قدم صبر کرده ای. چشم‌های زمان، همچنان از خوابی سنگین می‌سوزد؛ رنجی که سال‌ها تو را تنها به صبوری شناخت. بر کتف‌های گسترده آسمان، ملائک، پیکرت را آرام آرام می‌برند. فریادهایی شکسته، دهان‌هایی عزادار، خاک در هم می‌پیچد، گلدسته‌های دمشق، چشم به راه کبوتران زایر تواند. شهر، در اندوه تناور خویش پیچیده است. نامت را می‌نویسم و انگشت‌هایم بوی بال‌های سوخته شاپرکان غریب می‌گیرد. نامت را می‌نویسم و چشم‌هایم می‌سوزند. نامت را می‌نویسم و می‌گریم. بانو!تو را با بزرگی ات، تو را با صبرت، تو را با اندوهی که سال‌ها در سینه داشتی و دم نزدی، تو را تنها با تمام وجودم ـ همین چشم‌های ناچیز ـ اشک می‌ریزم.

متن شهادت حضرت رباب

زینب یگانه است خدا هم به فاطمه
تا زینب است دختر دیگر نمی دهد
زینب همان کسی است که در را عفتش
عباس می دهد نخ معجر نمی دهد

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

زینبی که آن روی سکه عفت فاطمی است، پرده‌نشین خانه وحی است، پرورده غیرت‌هاست. همان خاتونی است که زنان کوفه صف اندر صف در انتظار دیدار اویند تا در درس تفسیرش بیاموزند که چنین بی‌مانند تفسیر قرآن بر سرنیزه خوانده شده را فریاد می‌کند، چنان‌که به قدرت قرآن، جان‌های بی‌وجدان اهل شهر نفاق را زنده کرد و حیات حسینی به رگ‌هامان تزریق کرد. آرى، به خدا که تاریخ در محضر زینب(س) از پا درآمده و خود را به دست باکفایتش داده تا تاریخ و شریعت محمدی، همه و همه را از نو بسازد.

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

مژده باد تو را، زینب! که دیگر فردایی نیست، این شام غریبان آخرینِ تو را که کوفیان، خاکستر بر سرت بریزند و بر اشک‌های جانسوز کودکان، نیشخند بزنند. مژده بادت که دیگر، زنان قبیله تاریکی، بر مظلومیتت کِل نمی‌کشند! خاتون! دیگر راحت شدی و غم فردا را نمی‌خوری که سر خورشید را بر نیزه‌ها ببینی و از سوز جگر، سر بر محمل بکوبی. خانم! نمی‌دانم که این دریای صبر را از کدامین آب حیات سر کشیده ای که صبر هم در مقابلت زانو زد. اما سرانجام بعد از پنجاه و چند سال، مقنعه مشکینی را از سرت برداشتی و با لباس سفید به خانه ابدی ات رفتی.

متن نوحه شهادت حضرت رباب

ای شکوه حماسه در سراپرده حیرت! ای زخم خورده نینوا! ای بانوی خورشید‌های دربند! ای زینب قهرمان! تو که خود، وسعتی به اندازه همه سوگ‌های آفرینش داشته ای، تو که خود دریای بی کران اشک را، ساحل بودی، چگونه باید بر تو سوگواری نمود که ما سوگواری را از تو یادگار داریم. تو که آواز سرخ کربلا را از حنجره بردباری ات، به گوش تاریخ رساندی و اگر این حنجره صبوری و آن نطق آتشین تو در کاخ یزیدیان نبود، داستان جان سوز آن ظهر عطشناک عاشورا در کوچه‌های تاریخ به دست فراموشی سپرده می‌شد.

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

زینب خدای عشق و جان عالمین است
ذکر طپش های دل زینب حسین است
چون طینت او از ازل شد نینوایی
روحش حسینی است و قلبش کربلایی

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

زینب! برخیز که هنوز، کاروان کربلا چشم به دستان نوازشگر تو دوخته است.
برخیز! که هنوز این خاک سوخته، خنکای نسیم نگاه تو را فریاد می‏زند … و این صحرای تشنه، محتاج شبنمی از چشمان‏ توست که به گل نشیند.
هنوز بر فراز بلندای نیزه‏ ها، نام مقدس تو، فریاد می‏شود و پیکرهای خون آلود، قیام تو را چشم انتظارند …
هنوز گهواره کودکان، تلنگر دستان تو را می‏طلبد و گلدسته‏ ها اذان یاد تو را زمزمه می‏کند.
هنوز پشت همه پندارهای سرخ، پشت همه زمان ‏های کبود، پشت همه پیشانی‏ های شکسته، پشت همه زخم ‏های شکوفا، خیال تو می‏وزد و هنوز زمین پس از سال ‏ها، معجزه‏ پیامبر گونه‏ ات را در شام فراموش نکرده است …

متن شهادت حضرت رباب

برای تو می‌نویسم، ای زینب! ای که فریاد با تو آغاز شد و بیداد با تو رسوا! ای آزاد اسیر! ای قامت سبز اعتراض! ای نهال بارور ایثار! ای جاری زلال متانت! ای آیه صراحت و عفت! ای آذرخش خشم! ای مظهر لطافت و رحمت! چگونه می‌توان تو را گفت، تو را نوشت. قلم در ابهامِ شناختت مانده است. انسان، در زیبایی کامل در تو متجلی است.

متن نوحه شهادت حضرت رباب

کمکم کن تا تو را الگوی زیستنم بدارم و بدانم
یاری ام کن تا چنان باشم که با امام خویش بودی
وفات حضرت زینب(س) تسلیت باد

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

آه از نماز شب نشسته و قامت ناگهان خمیده ! آه از موی سپید یک شبه !…آه از دل زینب !

متن نوحه شهادت حضرت رباب

ای زینب(س)
تو کوه صبر باشی و من نگاهم به بی صبرانی باشد که ادعای اسوه بودن دارند ؟!
تو فرمانبردار امام خویش باشی و من غافل از امام حاضر و حیّ خود باشم ؟
یاری ام کن!

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

زینب آخر این شبِ تاریک را سر می کند / یاد از یاس و شقایق، یا صنوبر می کند
این وداعِ آخر و جان دادنِ بانوی عشق / عاقبت وصل حسینش را میّسر می کند

متن شهادت حضرت رباب

صبر را معنا و مفهومی به نام زینب است / احترام عشق هم از احترام زینب است
داوری بنگر که در بیدادگاه شهر شام / با حسین همدست گشتن اتهام زینب است
مشت را کرده گره با هیبت و احساس گفت / این حسین فرمانده عالم، امام زینب است
گرچه بین بانوان زهرا مقام اول است / بعد زهرا رتبه ی برتر مقام زینب است . . .

پیام تسلیت حضرت رباب

چگونه باورمان شود؟چشم‌ها بی‌بهانه اشک می‌ریزند
بی بهانه، نه!
که رفتنت، بی‌درنگ‌ترین بهانه اشک‌های من است.
لحظه‌ها، داغدار غمی بزرگ‌اند
آب‌ها، در خروشند مصیبت عظمای خاک را
کلمات، مرثیه می‌شوند، غم غربت تو را
ای شرافت مدام
ای نجابت تمام
ای کهکشان صبر
ای زبان گویای علی علیه السلام
هرجا خاکی، آبی، خرابه‌ای می‌بینم
ناگاه، نامت، بر دروازه‌های اندیشه‌ام سبز می‌شود
هر جا قافله‌ای می‌بینم
عجیب دلم به یاد غربت لحظه‌هایت، می‌گیرد
بانو!
بر دیدگان مبهوت من
شوراب ناگزیری است
که هر روز، در فراغ تو، جاری می‌شود
چگونه باورمان شود بانو!
رفتنت؟
چگونه باورمان شود خاموشی فانوس مهربانی‌ات؟!
چگونه تو نیستی که هنوز، هُرم خطبه‌های آتشینت ریشه‌های ظلم و ستم را می‌سوزاند؟!
چگونه تو نیستی که هنوز، درختان از شنیدن داستان رنج‌هایت قد خم می‌کنند؟!
و باران بی‌وقفه، به یاد روزهای بی‌کسی‌ات
بی حسین!
بی عباس!
بی رقیه!
اشک می‌شود و از چشم‌ها باریدن آغاز می‌کند!؟
بانو!
چگونه باورمان شود که تو نیستی؟!
زینب مسرور

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

افسوس زمینو امروز، از زمین تیره و تار ظلم، قامتْ خمیده کربلا هجرت کرد تا در روشنایِ مطلقِ حق، آرام گیرد.
حسین علیه السلام، به دیدار کهکشان شکیبایی، عاشقانه می‌ایستد و در دیدگانِ زهراییِ زینب علیهاالسلام، تصویری دوباره از سیمایِ پرنور برادر نقش می‌بندد. زمین، بار دیگر مبتلای پشیمانی است و برای از دست دادن دردانه دیگری از آفرینش، به افسوس می‌نشیند.
زینب، در مهیب‌ترین برخورد اهل رذالت با خاندان نبوت، چنین بر سینه تاریخ ثبت می‌کند راز صبر بزرگ و جاودانگی نگاهش به حقیقت را؛ آن گاه که در عشرتکده باطل، مقابل تمسخر احمقانه یزیدیان فرمود: «جز زیبایی ندیدم.» چرا که معاشقه با معشوق ازلی، تماشایی‌ترین زیبایی زمین است؛ هرچند جولان ظلم و بیداد جهل، داغ عزیزان را بر دل او بگذارد. ازاین روست که زمین و زمان، داغدار کسی شدند که با چشمان ملکوتی، تمام بدی‌های آنها را زیبا دید و خم به ابرو نیاورد.
پس از آن ظهر شگفت و خون بار، زندگی بدون حسین علیه السلام، روی زمینی که بین روح و جسم او فاصله‌ای به ارتفاع زمین و آسمان انداخته و زینب علیهاالسلام را در برزخ فقدان حسین علیه السلام، تنها گذارد، چه تلخ می‌گذشت؛ تلخ‌تر از تمام آن مصائب عظیم!
برای زینب علیهاالسلام، زمین، بی وجود حسین علیه السلام، غربت آباد است و زمان بی حضور او، ملال انگیز! ولی ماند، تا فریاد گلویی بریده از حنجر او برخیزد و در میان عربده باطل، سکوت مظلومانه حقیقت را به بلاغت کلام روشنگر خویش، بشکند.
معصومه زارع

پیام تسلیت حضرت رباب

خداحافظ ای ام المصائبخداحافظ ای زخم‌های دلت یادگار نینوا! دیگر امشب به مرور خاطرات سرخ پرپر شدن کبوتران نخواهی پرداخت؛ که تو نیز کبوترانه کوچ خواهی کرد تا به کاروان آسمانی حسین بپیوندی.
زمین، چه عرصه تنگی برای پاره‌های دل فاطمه و علی بود! گرچه از همان روز که رأس حسین را بر نیزه‌ها بردند، بهانه‌های زندگی‌ات، به پایان رسیده بود.
مگر گل‌های چیده وجودت ای ام المصائب، چقدر می‌توانستند در آب دیدگانت، زندگی را ادامه دهند؟
از امشب، اشک‌های فراق یوسف تو، بر دامن پیراهن خونینش سرریز خواهد شد و زمینیان، داغدار جای خالی تو خواهند بود.
آن روز که هُرم خطبه‌هایت، شام را گرفته بود و دودِ آه از دلت برخاست، در میان خاک عطش، ریشه دواندی تا امروز، وقتی خاک، تو را در برمی گیرد، نام تو در جای جای خاطرات کربلا شکوفه کند.
هنوز شنیده می‌شود که چگونه قلب سنگ‌های خارا را آب کردی و شعله صبرت، بر همگان روشن کرد که چگونه بی برادر، یتیم می‌شوند.
ای دخترِ یتیم‌نوازترین مرد زمین! پاسخ «ما رأیت الّا جمیلا»ی تو، هنوز در گوش تاریخ می‌پیچد. بدرود، ای زیباترین تصویر صبر!
یا زینب! صبر آزموده تو در فرهنگ لغات عاشورا، قشنگ‌ترین واژه‌ها را بعد از حسین آفرید و حسین که بی طاقت از دوری تو بود، امشب، دعای تو را مستجاب کرد و این گونه بود که سفر، تو را برگزید تا بر پهلوی شکسته مادرت، مرهم شوی.
امشب، کوه به دریا می‌پیوندد تا منظره غروب حسرت را در قلبمان بیافریند. امشب، طناب اسارت جهان خاکی، از دست‌های زینب باز خواهد شد و فرشتگان صف بسته، نوای «ارجعی الی ربّک» را برای او خواهند سرود.
یا عقیله بنی‌هاشم! اگر روزی از عون و محمد خواستی تا برای پیوستنت به حسین علیه السلام دعا کنند، آیا می‌دانستی که چه زود، هنگامِ استجابت فرا خواهد رسید؟
امشب، تو را سبک‌تر از بال فرشتگان و روشن‌تر از روز و زیباتر از نخستین سپیده دم آفرینش، به سوی آسمانیان خواهند برد؛ چرا که نهایت آرزویت، پیوستن به حسین بود و هرکه به حسین نپیوندد، مرداب خواهد شد.
تشنه توایم یا زینب! دعا کن که قلب‌هایمان به لاهوت و ملکوت، گره بخورد و به راستی:
کی با فنای تن ز تو کس دور می‌شود
شمع از گداختن همگی نور می‌شود
رزیتا نعمتی

متن نوحه شهادت حضرت رباب

لطیف‌تر از گل‌های مریموقتی کودکی‌های در غربت گذشته‌ات را ترمیم می‌کنم، دخترکی نمودار می‌شود لطیف‌تر از گل‌های مریم، که خردسالی‌اش را توفان‌های متخاصم، به غارت برده‌اند؛ دخترکی که دنباله چادر نمازش، دردهای زمین را به افلاک می‌رساند.
وقتی خلوت متروک خانه‌تان، با زانوان در بغل گرفته پدرت می‌آمیزد، قلب آفرینش از تپش باز می‌ماند؛ اما تو با همه کودکی‌ات، باید بمانی و مهربانی دستانت را دور گردن پدر حلقه کنی و صبر بیاموزی.
مادرت سفارش برادرانت را حتی به آب کرده است و تو ـ آبروی آفرینش ـ خود را نذر هستی آنها می‌کنی.
زمان دیر یا زود می‌گذرد. جوانی‌ات در شهادت پدر خم می‌شود؛ اما باید سر پا بمانی تا دنیا شهادت زهرآلود برادرت را پلک بزند.
وقتی مدینه در تیرباران تابوت نواده پیامبر متمرکز می‌شود، نمی‌شود که نباشی.
تازه اینجاست که آغاز می‌شوی؛ تا به حال، مقدمه وجود خویش را گذرانده‌ای.
حادثه‌ای سترگ در راه است و تو باید به پیشوازش بروی. باید آن اتفاق سرخ را، آن شوکران دردهای مداوم را، جرعه جرعه سر بکشی.
تکیه‌گاهت، ستون زندگی‌ات به خاک می‌افتد. روحت از زخم‌های متراکم انباشته می‌شود و تو هنوز باید بمانی و به اسارت رفتنت را بر دوش خسته تاریخ، آوار کنی.
باید با همه شکستگی‌ات، ستون قامت امام زمانت بشوی تا حقیقت، در سنگ باران ممتد فرزندان جاهلیت، دفن نشود.
می‌ایستی؛ صبور می‌ایستی و روشنی را در تاریکی شام، جار می‌زنی.
وقتی شمعی سه ساله را در خرابه، روشن می‌گذاری و می‌روی، اطمینان داری که شهر از معجزه لبریز خواهد شد.
دوباره، وقتی بی‌کسی‌ات به شام تبعید می‌شود، همه فکر می‌کنند دیگر از تو چیزی نمانده است؛ اما هنوز هم بر آستانه معرفت ایستاده‌ای تا به تشنگان سرگردان، جام حقیقت تعارف کنی.
رقیه ندیری

متن شهادت حضرت رباب

قامتی مطابق با شکیباییاز دمشق تا کربلا، فاصله‌ای در دل نیست. فرقی نمی‌کند؛ زینب علیهاالسلام هرجا که باشد، فاتحانه بر بلندای هستی ایستاده است و از حسین علیه السلام می‌گوید.
روبروی زینب علیهاالسلام، هرچه که بوی قدرت بدهد، مرده است.
نام زینب علیهاالسلام که می‌آید، تکلیف انسان با خودش روشن می‌شود؛ می‌داند با آنچه که باید باشد، چقدر فاصله دارد؛ پی می‌برد چند جام عرفان لازم است تا «زیبا دیدن مصیبت‌ها.»
امروز، اگرچه از زینب علیهاالسلام می‌گوییم و از زینب علیهاالسلام می‌نویسیم و خود را زینبی می‌دانیم؛ اما تنها خود اوست که از رویارویی با گونه‌های مختلف داغ، سربلند آمده است.
دمشق، در بهت فرو رفته است، پیش روی این همه عفت و صلابت.
تاریخ، کجا زنی را سراغ دارد این چنین؟!
زینب علیهاالسلام، توان روشنی است که همه مردان روزگار، او را می‌ستایند.
یک زن، با آن همه رنج و کارهای فراوان دیگر بر دوش:
حمایت پررنگ از بازمانده ظهر عطش؛ پناه‌دِهیِ یتیمان عاشورا، بیان مفاهیم تیغ‌های کربلایی.
زینب علیهاالسلام، یعنی چکامه‌های روشن غم؛ بیانیه‌ای پر از سوز؛ اما همچنان استوار.
زینب علیهاالسلام، پیام صبر و رضا را از کربلا به دمشق و از آنجا، به همه جهان نشان داد.
عاشورا، ادامه دارد؛ حتی استقامتی بالاتر از نمازهای نشسته‌اش نیست. امتداد نینوا، نام زینب است که تبلوری است در همه دقایق.
محمدکاظم بدرالدین

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

وقت زیارتاز این چادر بپرس، تن هزار زخم خورده را چه باید کرد؟ دیگر گریه هم شفای بغض‌های به خون نشسته نیست! قد خمیده را به رکوع پی در پی نافله شبانه، بهانه دهی؛ زخم پیشانی شکسته را به نوازش کدام دست آشنا، آرام نمایی؟
بیا از اینجا برویم! کسی چه می‌پرسد حال تو را؟ این دیوارهای تبعید چه می‌دانند که عطر کوچه باغ‌های مدینه در سجاده به یادگار مانده از مادرت، محبوس مانده است؟
بگو خاطرات، دست از سرت بردارند! هر روز، چوب خیزران و لب خونین بر طاقچه نگاهت پرپر می‌زنند و شب نشده، سر بریده ماه را بر نیزه، به غنیمت می‌برند. خواب به چشمت نیامده؛ گاهواره می‌سوزانند و تازیانه می‌چرخانند…
اصلاً بگذار همه خلخال‌ها و گوشواره‌ها را به غارت ببرند این هروله شبانه‌ات، در پی سر بریده برادر، تا کی؟
بیا از اینجا برویم؛ خرابه نزدیک است. لااقل سه ساله را بهانه کن و برای بی سر و سامانی دلت سر به دیوار غربت بگذار.
راستی، با آن قنداقه خونین که رباب علیهاالسلام، در پی‌اش می‌گشت، چه کردی؟
مشک تیرخورده را در کدام پستوخانه دلت مخفی کردی تا سکینه نبیند؟
عبای هزار تکه شده علی اکبر علیه السلام را به کدام بازمانده از تبار مجنون بخشیدی، تا به دست لیلا نرسد؟
ام البنین علیهاالسلام را چه صدا کردی که یاد پسران پرپر شده‌اش نیفتد؟
در آن کربلای هزار بار گریسته تو، کسی نبود تا آن پیراهن کهنه خون‌آلود را از چشم مصیبت زده تو، دور نگه دارد؟
گریه کن، صبورترینِ عالم! آن تن عریانی که بر خاک و خار و خون غلتید، عزیز تو بود؛ عزیزتر از جانت!
همین که عکس سر بریده ماه، در پیاله آب افتد و باد، عطر غبار قبور کربلا را در هوای یادت بپراکند، وقت زیارت تو رسیده است؛ وقت آنکه کبوتران پرپر شده در قفس نگاهت، پرواز کنند و ستاره‌های غروب کرده در حنجره زخمی‌ات، آواز بخوانند؛ وقت آنکه دوباره عباس علیه‌السلام برایت رکاب بگیرد و علی اکبر علیه‌السلام زانو بزند و قاسم علیه‌السلام، مرکبت را آرام بنشاند و حسین علیه‌السلام، دست دراز کند، تا تو را همان طور که شایسته عقیله بنی‌هاشم است، سوار محمل نماید.
چشم‌هایت را باز کن. تمام شد خواب وحشتناک این روزها! اکنون، آغوش پیامبر صلی الله علیه و آله است و گریه‌های وقت تولدت!
نزهت بادی

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

دل شکسته، سرفراز و نستوهمی‌بینمت که بر تپه‌های سوخته، ثانیه‌های مصیبت را تاب می‌آوری و از خیمه‌های عطشان، شعله می‌تکانی.
می‌بینمت، سرفراز و نستوه. آغوشت، خون‌آلود حنجری بریده است و دلت، تکه تکه حادثه گودال.
تو همانی که بی‌هراس از ارتفاع شمشیرها، حقانیت عشق را به تفسیر نشستی و خواب راحت را از چشمان بی عدالت کفر، ربودی.
تو زینبی، او که روح اسطوره‌ای اش، عصیان بادها را به سخره می‌گیرد.
ریگزاران تشنه می‌شناسندت، وقتی که مرهم بال‌های زخمی پروانه‌ها می‌شوی. دستان جهان، افول زنجیرهایش را مدیون تو است.
نیزه‌های بیداد را از نفس انداختی. مگر چشمان حماسه را غروبی است که من سوگوار تو باشم؟
یا زینب! اتفاق تو را شن‌باد هیچ حادثه‌ای، دفن نمی‌تواند کرد. شکوه ایستادنت، تاریخ است. نگاهت، پنجره‌ای است گشوده بر دوردست آینه و عرفان.
جانت، پرندگی را هجا به هجا، آسمان می‌شود. با توام که تقویم حقیقت شیعه را به شهادت ایستادی تا قرن‌های پس از تو، زلال آفتاب را تجربه کنند. ایستادی؛ وقتی که از سر و روی شهر، دیوار نخوت می‌بارید و این چنین، نیزه‌های بیداد را از نفس انداختی.
حالا تو رفته‌ای و در دورهای مه آلود، پنهان شده‌ای. رفته‌ای؛ با کفش‌هایی از باران و ابریشم و مسیر عبورت را چراغ‌های شکوفه، روشن کرده‌اند.
می‌روی و پنجره‌های آسمان، به پیشوازت گشوده می‌شوند. می‌روی و ما، مچاله داغ سترگت، روزهای بی‌تو را می‌گرییم.
ببین چگونه شانه‌های بی‌پناهمان را توفان کوچت می‌لرزاند؛ چگونه خورشید بی قرار چشمان روشنت، بر کوه‌های زمین مویه می‌کند؟
ای بزرگ! اگرچه نیستی، اما باور حسینی ما را خللی نیست. می‌مانیم و در تقاطع آتش و خنجر، شکوه فاطمی‌ات را پاسداری می‌کنیم.

متن شهادت حضرت رباب

بعد از آن که عاشورا
شد تمام و طوفان شد
دشمن خدا در شام
شادمان و خندان شد
روبروی زینب(س) گفت:
آن یزید بد کردار
از شکنجه و تهدید
از خشونت و آزار
روبروی زینب(س) گفت:
دشمن غضب آلود
کشته ام حسینت را
چون که دشمن ما بود
روبروی زینب(س) گفت:
دیده ای چه ها کردم؟
من سر حسینت را
از بدن جدا کردم
دختر علی(ع) امّا
پیرو امامش بود
یاحسین(ع)و یا زهرا(س)
بین هر کلامش بود
او یزید ظالم را
توی کوفه رسوا کرد
دختر علی(ع)در شام
خطبه خواند و غوغا کرد
پاسخی به ظالم داد
بادلی جهان افروز
«جز شکوه و زیبایی
من ندیده ­ام آن روز
جمله های زیبایش
محکم و الهی بود
مثل پرتو نوری
در دل سیاهی بود
دختر علی(ع)آتش
بر حکومت او زد
هر کسی از آن گفتار
پنجه بر سر و رو زد
دختر علی(ع)نامش
زنده است و می­ماند
توی ذهن من انگار
هست و خطبه می خواند
اسم پاک و زیبایش
بوده روز و شب بر لب
قلب کوچکم داغ است
از مصیبت زینب(س)

پیام تسلیت حضرت رباب

شعر کوتاه برای شهادت حضرت زینب کودکانه
یک سال و نیم مانده غمت در گلوی من
هر روز و شب تویی همه جا روبه روی من
در زیر آفتابم و تشنه شبیه تو
دنیا کشیده خنجر غم بر گلوی من
تصویر قتلگاه تو یادم نمی‌رود
یک بوسه از تنت شده بود آرزوی من
از خاطرات آن شب مقتل کنار تو
مانده هنوز لاله سرخی به روی من
یک لحظه چوب محمل و پیشانی‌ام شکست
تا رفت روی نیزه سرت پیش روی من
قاری روی نیزه شدی تا نگاه‌ها
آید به سوی نیزه نیاید به سوی من
سنگین‌ترین غمم غم دفن سه ساله بود
او رفت و رفت پیش شما آبروی من
بشکن سفال عمر مرا تا نفس کشم
دیگر بس است باده غم در سبوی من

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

یادش به خیر روز و شبم با حسین بود
ذکر بی اختیار لبم یا حسین بود
پا تا سرِ عقیله سراپا حسین بود
وقتِ اذان اشهدِ من یا حسین بود
ما تار و پودِ رشته یِ پیراهن همیم
یعنی من و حسین، حسین و منِ همیم
دور از تو هست ولی دست از تو بر نداشت
خسته شده ست ولی دست از تو برنداشت
از پا نشست ولی دست از تو برنداشت
زینب شکست ولی دست از تو برنداشت
مانند من کسی به غم و رنج تن نداد
آه و غمی چنین به دلِ پنج تن نداد
یادش به خیر بال و پرش می شدم خودم
سایه به سایه همسفرش می شدم خودم
یک عمر مادر و پدرش می شدم خودم
جایِ همه فدایِ سرش می شدم خودم
نامِ حسین حکمِ قسم را گرفته بود
یک شب ندیدنش نفسم را گرفته بود
یادم می آید آینه رویِ حسین بود
اشکِ دو چشمم آبِ وضویِ حسین بود
هم پنجه هام شانه ی موی حسین بود
هم بوسه های زیرِ گلوی حسین بود
یادم نرفته نیمه شب از خواب می پرید
یادم نرفته تشنه لب از خواب می پرید
ماندند کربلا کس و کاری که داشتیم
آتش گرفت دار و نداری که داشتیم
بی سر شدند ایل و تباری که داشتیم
از ما گرفت کوفه قراری که داشتیم
یک روز خانه یِ پدرِ من شلوغ بود
یادش به خیر دور و برِ من شلوغ بود
جای سلام سنگ به من پرت کرده اند
از پشت بام سنگ به من پرت کرده اند
زن هایِ شام سنگ به من پرت کرده اند
شاگردهام سنگ به من پرت کرده اند
داغت نشست قلبِ صبور مرا شکست
زخمِ زبانِ شام غرور مرا شکست
حالا فقط به پیرُهنش فکر می کنم
می سوزم و به سوختنش فکر می کنم
دارم به دست و پا زدنش فکر می کنم
بسکه به نیزه و دهنش فکر می کنم …
با روضه ی برادرم از هوش می روم
با ضجه هایِ مادرم از هوش می روم
از هر که تازه آمده از راه نیزه خورد
گَهگاه سنگ، گاه لگد، گاه نیزه خورد
شد نوبت سنان، دهنِ شاه نیزه خورد
در کُل هزار و نهصد و پنجاه نیزه خورد
آنقدر سنگ خورد که آئینه اش شکست
در زیرِ نعل ها قفسِ سینه اش شکست
وای از محاسن تو و انگشت های شمر
وای از لب و دهان تو و جای پای شمر
مثل تن تو خورد به من چکمه های شمر…

متن شهادت حضرت رباب

پس از حسین چگونه حیات داشته باشد؟
چگونه در دل طوفان ثبات داشته باشد؟
کسی که کرببلا رو به چشم دیده و مانده
گمان نمی‌کنم اصلا وفات داشته باشد
به وقت مرگ نه، حقش نبود زینب کبری
کنار خویش دو شاخه نبات داشته باشد؟
چه غم از اینکه کسی هم حرم نداشته باشد
کسی که معجزه در کائنات داشته باشد
قسم به عمه سادات می‌دهد همگی را
کسی که کار مهم با ذوات داشته باشد
دمشق جمع پریشان کربلا و بقیع است
اگر چه فاصله با این نقاط داشته باشد
وزیده پرچم ارباب رو به سوی دمشقش
به خواهرش همه جا التفات داشته باشد
رقیه تا که نخواهد از عمه مشک عمو را
مباد سوریه رود فرات داشته باشد
قسم به اشک رباب و قسم به گوش سه ساله
زیارت تو دوتا احتیاط داشته باشد

متن نوحه شهادت حضرت رباب

لحظه ها لحظه های آخر بود
آخرین ناله های خواهر بود
خواهری که میان بستر بود
خنجری خشک و دیده ای تر بود
چقدر سینه اش مکدر بود
دستش رو به قبله تا کرده
روی خود را به کربلا کرده
مجلس روضه را بپا کرده
باز هم یاد درد ها کرده
یاد باغ گلی که پرپر بود
پلکهایش کمی تکان دارد
رعشه ای بین بازوان دارد
پوست نیروی استخوان دارد
یادگاری ز خیزران دارد
چشم از صبح خیره بر در بود
تا علی اکبرش اذان ندهد
سروِ قدش تا نشان ندهد
تا علمدار سایبان ندهد
تا حسینش ندیده جان ندهد
انتظارش چه گریه آور بود
زیر این آفتاب می سوزد
تنش از التهاب می سوزد
یاد عباس و آب می سوزد
مثل روی رباب می سوزد
یاد لبهای خشک اصغر بود
می زند شعله مرثیه خوانیش
زنده ماندن شده پشیمانیش
مانده زخمی به روی پیشانیش
آه از روز کوچه گردانیش
چقدر در مدینه بهتر بود
سه برادر گرفته هر سو را
و علی هم گرفته بازو را
دور تا دور قد بانو را
تا نبینند چادر او را
آه از آن دم که پیش اکبر بود
ناگهان یک سپاه خندیدند
بر زنی بی پناه خندیدند
او که شد تکیه گاه خدیدند
مردمی با نگاه خندیدند
بعد از آن نوبت برادر بود
آن همه ازدهام یادش هست
جمع کوفی و شام یادش هست
چشمهای حرام یادش هست
حال و روز امام یادش هست
چشمها روی چند دختر بود
یک طرف دختری که رفته از حال
یک طرف تل خاک در گودال
زیر پای جماعتی خوشحال
یک تن افتاده تا شود پامال
باز دعوا میان لشکر بود
جان او تا ز صدر زین افتاد
خیمه ای شعله ور زمین افتاد
نقش یک ضربه بر جبین افتاد
گیسویی دست آن و این افتاد
حرمله هم کمی جلوتر بود
یک نفر گوئیا سر آورده
زیر یک شال خنجر آورده
عرق شمر را در آورده
وای سر روی دست مادر بود

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

زینب طلوع بود ولی ابتدا نداشت
زینب غروب بود ولی انتها نداشت
زینب رسول بود ولی مصطفی نشد
شهر نزول بود اگر چه حرا نداشت
زینب اگر نبود کسی فاطمی نبود
زینب اگر نبود کسی مرتضی نداشت
زینب اگر نبود حسینی نمی‌شدیم
زینب اگر نبود زمین کربلا نداشت
زینب هر آن چه گفت تماماً حسین بود
اصلاً به غیر نام حسین اعتنا نداشت
زینب اگر نبود مسلمان نداشتیم
باور کنید ذکر حسین جان نداشتیم
جایی پریده است که پیدا نمی‌شود
حتی عروج این همه بالا نمی‌شود
دیدند صبح آمده اما در آسمان
خورشید شهر فاطمه پیدا نمی‌شود
یا ایها الرسول چرا آفتاب صبح
در آسمان شهر تماشا نمی‌شود
فرمود: زینب آینه روی دخترم
آن که مقام بی حدش املا نمی‌شود
چون بی نقاب آمده بیرون حجره اش
امروز آفتاب هویدا نمی‌شود
حقش نبود کعبه نیلوفرش کنند
حقش نبود سر زده بی معجرش کنند
لب‌هاش تشنه بود ولی رود نیل بود
بالش شکسته بود ولی جبرئیل بود
زینب، فرشته، آینه، حوریه، عاطفه
از جنس خانواده ای از این قبیل بود
گودال هم که رفت فقط سر به زیر بود
شرمنده بود از اینکه قتیلش قلیل بود
کوچه به کوچه لشگر کوفه شکست خورد
از دست خانمی که تماماً اصیل بود
ویرانه کرد کاخ بلند یزید را
زینب تبر نداشت ولیکن خلیل بود

پیام تسلیت حضرت رباب

در برت تقدیم جان می خواستم اما نشد
چون کبوتر آشیان می خواستم اما نشد
تا کنم گریه به یک زخم از سراپا زخم تو
روضه ای فوق زمان می خواستم اما نشد
زخم و خاک و آفتاب و خیمه ی غارت شده
من برایت سایبان می خواستم اما نشد
تا به جای تو لگد کوب سواران می شدم
من هزاران جان می خواستم اما نشد
دور تا از محمل زینب کند نامحرمان
غرش یک پهلوان می خواستم اما نشد
تا که شاید لحظه ی آخر به پایت دق کنم
مهلتی از ساربان می خواستم اما نشد
غسل و کفن و دفن و تشیع ات بماند آه من
بر سرت سنگ نشان می خواستم اما نشد
نه عمامه نه عبا خاتم نه در وقت سفر
از لب لعل لبت اذان می خواستم اما نشد
یک سال و نیم مانده غمت در گلوی من
هر روز و شب تویی همه جا روبه روی من
در زیر آفتابم و تشنه شبیه تو
دنیا کشیده خنجر غم بر گلوی من
تصویر قتلگاه تو یادم نمی رود
یک بوسه از تنت شده بود آرزوی من
از خاطرات آن شب مقتل کنار تو
مانده هنوز لاله سرخی به روی من
یک لحظه چوب محمل و پیشانی ام شکست
تا رفت روی نیزه سرت پیش روی من
قاری روی نیزه شدی تا نگاه ها
آید به سوی نیزه نیاید به سوی من
سنگین ترین غمم غم دفن سه ساله بود
او رفت و رفت پیش شما آبروی من
بشکن سفال عمر مرا تا نفس کشم
دیگر بس است باده غم در سبوی من

متن روضه شهادت حضرت رباب

يا كاشف الكرب عن وجه الحسين اكشف كربي به حق اخيك الحسين
ای برطرف کننده غم و اندوه از روی حسین بحق برادرت حسین ، اندوه و مشکل من را برطرف کن

پیام تسلیت حضرت رباب

ای ماه‌ بنی‌ هاشم‌، خورشید لقا عبّاس
‌ای نور دل‌ حیدر، شمع‌ شهدا عبّاس‌
از درد و غم‌ ایام‌ ما رو به‌ تو آوردیم
‌دست‌ من‌ مسكین‌ گیر از بهر خدا عباس‌

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

گرچه به ظاهر مادرت امّ البنین است.
اما به باطن مادرت زهراست عباس
پشت و پناه اهل بیتی یا اباالفضل
دلگرم نامت زینب کبراست عباس
یک رکن عاشورا اگر نام حسین است
نام تو هم یک رکن عاشوراست عباس
بر ارمنی‌ها هم کراماتت رسیده
لطف و کریمی تو یک دنیاست عباس
بابُ الحوائج منسبی شایسته‌ی توست
محشر دخیلت دست‌های ماست عباس
شرمنده‌ی لب‌های تو آب فرات است
کی مثل تو هم تشنه! هم سقّاست؟ عباس
اهل حرم در انتظار تو نشستند
دیدند که در علقمه غوغاست عباس
دیدند که با قدِّ خم برگشته مولا
داغ غم تو از رخش گویاست عباس
آمد حسین و خیمه ات را واژگون کرد
یعنی که افتاده دگر از پاست عباس
گفتا؛ از این پس من علمداری ندارم
بی تو حسین فاطمه تنهاست، عباس
گفتا به زینب؛ زیور از دستت دَرآور
شام غریبان بی تو واویلاست عباس
شش ماهه، لب تشنه، به آغوش رباب و
لبهاش مثل خشکی صحراست عباس
من با سکینه از تو و قولت چه گویم
حال تو را از من اگر که خواست؟ عباس…

پیام تسلیت حضرت رباب

به سمت آب زدی و زدی به آب سپس
کشید آب ز تصویر تو عذاب سپس
خجالت همه‌ی خیمه را کشیدی بعد
هزار بار شدی عاجز از رباب سپس
سوار اسب شدی راه زیر پایت رفت
زدی به چهره‌ی خود با عطش نقاب سپس
به سمت خیمه ولیکن تو خود نمی‌رفتی
نمود راه تو را اصغر انتخاب سپس
نخست راه تو را بست لشکری از تیر
کشید تیغ دو دم باد و آفتاب سپس
«هوا ز. جور مخالف چو قیر گون گردید»
به هیبت تو در آمد ابوتراب سپس
و تیغ دست تو را برد و تیر چشمت را
و گیر کرد دو پای تو در رکاب سپس
گلی به اسم اباالفضل شد اباال…فضل و
گرفت عمود ز. فرق عمو گلاب سپس
مورخان همه گفتند اگر عمو می‌ماند‌
نمی‌گرفت کسی مجلس شراب سپس

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

تو که هستی حسین هم آخر
شد پناهنده بر تو عاشورا
سایبانِ مخدرات حرم
پشت گرمی زینب کبری
ایتنی یا کریم انا سائل
مستجیر و بک ابوفاضل
دست گیرِ همه خدایِ ادب
دست پرورده‌ی امیرِ عرب
نسل در نسل خاکِ پای توایم
به تو دادیم دل نسب به نسب
سفره ات بهر سائلان پهن است
صورتت شیر و خال تو چو رطب
میکند زنده یاد حیدر را
چین پیشانی ات به وقت غضب
اسد الله کربلا عباس
بنشین با وقار بر مرکب
قد کشیدی همین که روی اسب
لشکر کوفیان کشید عقب
میشود روضه را تجسم کرد
با کمی فکر روی این مطلب
تا تو بودی سفر به خیر گذشت
ای نگهبانِ محمل زینب
تا تو بودی رباب اصغر داشت
غرق بوسه سپیدیِ غب غب
تا تو بودی رقیه معجر داشت
رویِ دوش تو خواب بود هرشب
تا تو بودی کسی اجازه نداشت
بزند چوب خیزران بر لب
رفتی و بر غرورها برخورد
دستِ نامحرمان ..

متن روضه شهادت حضرت رباب

تا علمدار افتاد
خنده از اشک رباب بر لب انظار افتاد
گریه مى کرد حسین
آنطرف بین حرم دخترکى زار افتاد
پیکرش درهم شد
گذر تیغ بر آن پیکر خون بار افتاد
سرش از هم پاشید
و حسین از غمش این بار به اجبار افتاد
تن او کم شده است
تکه هاى بدنش…واى…چه بسیار افتاد
لب او خونین است
روضه اى که زده آتش به ملائک این است
قامت او تا شد
چشم ارباب به آن سرو خمیده وا شد
اثر از خوودش نیست
فرق عباس چنان فرق سر مولا شد
تیر بر چشمش بود
چِقَدَر نیزه و شمشیر بر آن تن جا شد
از جگر آه کشید
تا حسین آه کشید هلهله اى بر پا شد
گفت: اى ماه جبین
خیز از جا که دگر قامت زینب تا شد
گره بر معجر زد
تا که افتاد زمین پیکر تو بر سر زد

متن روضه شهادت حضرت رباب

آب از دست تو سقا به خدا حیران است
مشک و تیر و علمت تا به ابد گریان است
تک یل حیدری و بر تو بنازد زینب
با نگه صف شکنی کین طرق شیران است
ادب از مکتب تو درس ادب را دیده
معرفت را زتو‌ای جان اخا، بنیان است
همه اهل حرم از بودن تو دلگرمند
هیبت حیدری ات دلخوشیه طفلان است
باورم نیست که اینگونه زمین گیر شوی‌
ای برادر به خدا داغ تو صد چندان است
دم آخر چه شده بانگ اخا سر دادی؟
رمقی نیست به پایم بدنم لرزان است‌
ای علمدار چه می‌بینمو باور نشدم…
دست تو گشته جدا تیر در این چشمان است
حال با غربت خود گو چه کنم عباسم
ز ازل بین من و تو به خدا پیمان است
پاسدار حرم و لشکر من بعد از تو
غارت خیمه و آتش زدنش آسان است
بشکستی کمرم داغ برادر سخت است
سخت‌تر اینکه عدو بر غم من خندان است

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

تیر بر مشک زدند و زجفا خندیدند
یک صدا در همه کرب و بلا خندیدند
تا بسوزد جگر فاطمه و ام بنین
پایکوبان همه با ساز و نوا خندیدند
تا که زیبایی چشم قمر از هم پاشید
همره حرمله اولاد زنا خندیدند
سر او خورد شد از ثقل عمود آهن
تا که دیدند سرش گشت دو تا خندیدند
تا شنیدند حسین انکسر ظهری گفت:
به زمین خوردن شاه شهدا خندیدند
ضمن تبریک به هم سوی حرم می‌رفتند
قوم محروم زشرم و زحیا خندیدند
وقت پاره شدن گوش یتیمان حرم
ناکسان بی خبر از قهر خدا خندیدند

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

چون‌ سال‌ هزار و سیصد و نه ‌از هجرت‌ ختم‌ انبیا شد
هنگام‌ زوال‌ روز عاشور كز غم‌  قد آسمان‌ دوتا شد
از بهر زیارتی‌ كه‌ آن‌ روزمخصوص‌ شهید كربلا شد
از شیعه‌ جماعتی‌ در اینجا مشغول‌ زیارت‌ و بكا شد
درحین‌ زیارت‌، ازهمین‌ كوه ‌اظهار كرامتی‌ به‌ ما شد
از وی‌ قطرات‌ خون‌ پدیداردر ماتم‌ سبط‌ مصطفی‌ شد
یك‌ قطره ‌ نه‌، بل‌ هزار قطره‌  یك‌ جا نه‌، بل‌ هزار جا شد
زین‌ كوه‌ گذشته‌ بود خونین‌هر سنگی‌ از این‌ زمین‌ جدا شد
شك‌ نیست‌ كه‌ در چنین‌ مقامی ‌گر از حق‌ اجابت‌ دعا شد
این‌ رتبه‌ چه‌ دیده‌ شد از این‌ كوه ‌در وی‌ بنیان‌ این‌ بنا شد
بگریست‌ چو خون‌ به‌ شاه‌ مظلوم ‌موسوم‌ به‌ وادی‌ البكا شد
این‌ واقعه‌ بر(شباب‌) و احباب ‌گر كشف‌ شد از ره‌ صفا شد

پیام تسلیت حضرت رباب

وعده‌ای داده‌ای و راهی دریا شده‌ای
خوش به حال لب اصغر که تو سقا شده‌ای
آب از هیبت عباسی تو می‌لرزد
بی عصا آمده‌ای حضرت موسی شده‌ای
به سجود آمده‌ای یا که عمودت زده اند
یا خجالت زده‌ای وه که چه زیبا شده‌ای
یا اخا گفتی و نا گه کمرم درد گرفت
کمر خم شده را غرق تماشا شده‌ای
منم و داغ تو و این کمر بشکسته
تویی و ضرب‌های و فرق ز هم وا شده‌ای
سعی بسیار مکن تا که ز جا برخیزی
کمی هم فکر خودت باش ببین تا شده‌ای
مانده ام با تن پاشیده ات آخر چه کنم؟‌
ای علمدار حرم مثل معما شده‌ای
مادرت آمده یا مادر من آمده است
با چنین حال به پای چه کسی پا شده‌ای
تو و آن قد رشیدی که پر از طوبی بود
در شگفتم که در این قبر چرا جا شده ای

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

بر لب آبم و از داغ لبت می‌میرم
هر دم از غصه‌ی جان سوز تو آتش گیرم
مادرم داد به من درس وفاداری را
عشق شیرین تو آمیخته شد با شیرم
گاه سردار علمدارم و گاهی سقا
گه به پاس حرمت گشت زنان، چون شیرم
بوته‌ی عشق تو کرده است مرا، چون زر ناب
دیگر این آتش غم‌ها ندهد تغییرم
گر مرا شور و جوانی و بهار عمر است
از خزان تو دگر‌ای گل زهرا پیرم
غیرتم گاه نهیبم زند از جا بر خیز
لیک فرمان مطاع تو شود پا گیرم
تا که مأمور شدم علقمه را فتح کنم
آیت قهر بیان شد، ز لب شمشیرم
سایه‌ی پرچم تو کرد سرافراز مرا
عشق تو کرد عطا دولت عالم گیرم
کربلا کعبه‌ی عشق است و من اندر احرام
شد در این قبله‌ی عشاق دو تا تقصیرم
دست من خورد به آبی که نصیب تو نشد
چشم من داد از آن آب روان تصویرم
باید این دیده و این دست دهم قربانی
تا که تکمیل شود حج من و تقصیرم
زین جهت دست به پای تو فشاندم بر خاک
تا کنم دیده فدا، چشم به راه تیرم‌
ای قد و قامت تو معنی «قدقامت» من‌
ای که الهام عبادت ز وجودت گیرم
وصل شد حال قیامم ز عمودی به سجود
بی رکوع است نماز من و این تکبیرم
جسدم را به سوی خیمه‌ی اصغر نبرید
که خجالت زده زان تشنه لب بی شیرم

پیام تسلیت حضرت رباب

سهم من از زندگی چیزی به غیر از غم نشد
هیچکس غیر از برادرهام غمخوارم نشد
بعد تو عباس، زینب ماند و این نامحرمان
بعد تو دیگر برایم هیچکس محرم نشد
زود رفتی ماه من از آسمان خواهرت
فرصت حتی وداع ما دوتا باهم نشد‌
ای برادر هیچ در فکر امان‌نامه نباش
ذره‌ای از اعتبارت نزد زینب کم نشد
داشتم می‌آمدم در علقمه بالا سرت
در میان اینهمه نامرد نامحرم نشد
غصه سنگین تو پشت حسینم را شکست
هیچ داغی پس به سنگینی این ماتم نشد
کاشف الکرب الحسینی و پس از تو هیچکس…
بر دل خون حسین بن علی مرهم نشد
شمر مو‌های برادرزاده‌هایت را کشید
معجر اطفال بعد از تو دگر محکم نشد
تیر‌ها اینگونه‌ات کردند‌ای خوش روی من
ورنه هرگز صورت زیبای تو درهم نشد
با چه دشواری سوار ناقه عریان شدم
زانوان هیچکس در پیش پایم خم نشد

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

آه؛ آبت کرد نام آب آور داشتن.
چون که محکوم است هرساقی به ساغر داشتن
العطش از عمق جان نیزه‌ها برخاست تا
کثرت زخم تو شد منجر به کوثر داشتن
در نزاع تیر‌ها؛ تیر سه شعبه برد کرد
بود دعوا بر سر سهم برابر داشتن
قامتم تاشد عبا هم نیست یاری ام کند
سخت شد جسم تورا از خاک‌ها برداشتن
در تقلایی که چندین دفعه پایم جان دهی
باز داری آرزوی جان دیگر داشتن
دخترانم را بیا زیر پر و بالت بگیر
نعمت خوبی است جای دست‌ها پر برداشتن
سخت شد گویا به روی نیزه منبر داشتن
روی نیزه در کنار محمل زینب بمان
تاکه باشد دلخوشی اش سایه‌ی سرداشتن

متن روضه شهادت حضرت رباب

لبخند علی (علیه‌السلام) رنگ می‌گیرد.
فرشتگان، تولد دستانی را جشن می‌گیرند که قرار است روزی چراغ حماسه را برافروزند.
پهلوانی به عالم چشم می‌گشاید که پهلوانان عالم به نامش اقتدا می‌کنند.
پهلوانی که فرزند مردی است که کوهِ رشادت و جوانمردی است،
فرزندِ شیر زنی است که به او شیر شهامت نوشاند.
کوه‌مردی که ذره‌ای از احترام برادرش حسین (علیه‌السلام) فرو نگزارد.
حسین (علیه‌السلام) امام بود و ابوالفضل، برادر امامت.
حسین (علیه‌السلام) ولی بود و ابوالفضل، هم‌ رکاب ولایت.
آری، نوزادی در گهواره خفته است که علمدار لشکر حسین (علیه‌السلام) خواهد بود.
سلام بر عباس، ای غیرت مجسم… ای قامتِ فتوت…
سلام ای چشم‌هایی که آب را شرمنده نجابت خود خواهی کرد…
سلام ای دست‌هایی که رودخانه‌های زمین، به جستجویشان سر گردانند…
سلام ای پیشانی بلندی که آیینه‌ی آسمان است…
السلام علیک یا اباالفضل العباس (ع)

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

جنت و رضوان و حور و کوثر، همگی آیت و نشانه‌ای از خوی وی است. او آبشاری است که از کوهی استوار چون على، در طبیعتی چون ام‌البنین جاری شد و در سرشاری از عطش سوخت. قهرمان نهر علقمه که شمس و قمر از نور جمالش خجل می‌شوند، افسانه و اساطیر نبود؛ مردی بود که مثل یک عَلَم هیچ وقت بر زمین نماند.
لقب «اَسَدُ الله الْغالِبْ» را چون علی بر او نهادند تا دوباره حمله‌های حیدری در میدان‌ها تکرار شوند و هنوز بعد از این همه سال، زیر نور مهتاب، چهره‌اش در زلالی آب می‌لرزد؛ گویی تنها بعد از خدا از آب می‌ترسد. مردی که افسانه نیست

متن شهادت حضرت رباب

ابوالفضل
السلام علیک یا ابالفضل العباس
یا ابوالفضل العباس علیه السلام :
آموخته ایم از تو وفاداری را
خون تو نوشت معنی یاری را
ای کاش که آب کربلا می آموخت
آن روز زچشمت آبرو داری را …

متن روضه شهادت حضرت رباب

علی یک دسته گل از یاس آورد
ز طوبی شاخه ی احساس آورد
میان باغی از گل های زهرا
خوشا ام البنین “عباس” آورد

متن شهادت حضرت رباب

افراشت به کوی عشق، پرچم، عباس
در عشق، فشرده پایِ محکم، عباس
بی آب، از او گلشنِ دین شد سیراب
بی دست، گرفت دستِ عالَم، عباس

متن روضه شهادت حضرت رباب

جانم فدای نام زیبایت، ابوالفضل
قربان زخم چشم بینایت، ابولفضل
گر من به جای القمه بودم
ز حسرت هر آن بخشکیدم برآن روزت ابولفضل

متن نوحه شهادت حضرت رباب

فرات از کام خشکت شرمناک است
ز داغت آتشی در جان خاک است
به یاد دست های با وفایت
گریبان دوبیتی چاک چاک است.
ابوالفضل

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

ما به پژمردن هر یاس ، بسی حساسیمبه خراشیدن احساس ، بسی حساسیمبه غریوانه ی نای و نفسِ نی انبانما به یک خاطره خاص ، بسی حساسیمبه دِلیری، به وفا ،عشق ،امید ، آزادیقبله های دل حساس ، بسی حساسیموقتی از کتف یقین تا به سرانگشت عملفوران می زند اخلاص ، بسی حساسیمما به یک کاسگی زور و زر و عقل و ریاشّرِ خَنّاسیِ وسواس ، بسی حساسیمبه ترازویِ پلشتی که ، زمینی مسلکبشود واحد مقیاس بسی حساسیمعنکبوتی که دمادم بزند ازکاخشگوشه و طعنه به الماس ، بسی حساسیمما به بال و پر ققنوس زمان سالاریمبه ندای ملک الناس، بسی حساسیمبه قمر راوی خورشید و به اخترهایشما به این وارث و میراث ، بسی حساسیمفرق یأس و دل تاول زده را می فهمیمبه چروک دل انفاس ، بسی حساسیمیوسُف و فوج برادر وَ حسین ، یک عباسبه همین شاخصِ اشخاص ، بسی حساسیمبه عطش ، یأس ،عمو، مشک ، وضو در بازوما به سر منشا احساس ، بسی حساسیمبگذارید که فریاد زنم بی هر قیدما به عباس به عباس ، بسی حساسیمفهیم بخشی

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

ناز این دلبر خوش چهره کشیدن دارد
نمک عشق اباالفضل چشیدن داردتیغ کافیست، ترنج از سر راهم بردار
مات یوسف شدن انگشت بریدن داردراضی ام! زلف بیفشان و زمین گیرم کن
صید تو ظرفیت درد کشیدن داردهروله سعی وصفا، یاد تو انداخت مرا
صحن بین الحرمین ست دویدن داردحق بده، دست به سوی کمرش بُرد حسین
داغ تو داغ بزرگی ست،خمیدن دارداضطراب حرم ازتشنگی مشک تو نیست
بی علمدارشدن، رنگ پریدن داردسربازار نباید به تو می خندیدند
جگر گریه گریبان دریدن دارداشکهایت سرنی حرف دل زینب بود
مگر این چادر پر وصله خریدن دارد

متن شهادت حضرت رباب

دلش شکستوقتی کنار علقمه سقا دلش شکستدیگر بهانه داشت که دریا دلش شکستدر خیمه دیده بود عطش موج می زندحس کرد تا کمی خنکا را دلش شکستدریا برای بوسه زلب هاش تشنه بودیک لحظه، یک امید،نه، دریا دلش شکستمشکش پر آب کرد و روان شد به خیمه هااما چه شد چه دیدخدایا دلش شکستاز بس که کرده بود تمنا ز مشک، تاتیری رسید،مشک هم آنجا دلش شکستناگه عمود آمد و بر فرق او نشستسقا سرش شکسته و زهرا دلش شکستچشم حسین بر ره و این صحنه را که دیدآیا قدش شکست خدا یا دلش شکستیک لحظه خوب زینب خود را نگاه کردیا یاد روزهای مبادا دلش شکست

متن شهادت حضرت رباب

نه آب آمده نه آبرو گذاشته اندحدود دین خدا را فرو گذاشته اندنماز خون خدا با تیمم و این قومچه قدر مشک برای وضو گذاشته اندعمو از این همه مشکی که آمده خیمهاز اصغر است همان را که رو گذاشته اندهنوز شانه به دست است دختری در دشتمردد است برای تو مو گذاشته اند؟چه قدر تیر که از جنگ با علی اکبرذخیره کرده برای عمو گذاشته اندچگونه داد زدی که برادرم دریابمگر برای تو اصلاً گلو گذاشته اند؟

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

راهی کربلا دل شیدا نمی شوداین نامه جز به دست تو امضا نمی شودمن با نسیم پرچم تو زنده ام حسیناین زندگی بدون تو آقا نمی شودبا تو همیشه آبرویم حفظ می شودهر کس که شد گدای تو رسوا نمی شودبی مزد از درِ تو گدا برنگشته استدیگر کسی شبیه تو پیدا نمی شودنعم الامیر دست مرا زودتر بگیرخورده زمین که بی تو ز جا پا نمی شودخیلی دلم گرفته شبیه غروب شهربی گریه بر غمت دل ما وا نمی شوداصلا خودت بگو که به دردی نمی خوردچشمی که در عزای تو دریا نمی شودتکیه زدی به نیزه غربت در آن مصافدیگر کسی شبیه تو تنها نمی شودحق داشتی که علقمه پیرت کند حسیندیگر شبیه تو کمری تا نمی شود

متن شهادت حضرت رباب

«آب از دست تو سقا به خدا حیران است
مشک و تیر و علمت تا به ابد گریان استتک یل حیدری و بر تو بنازد زینب
با نگه صف شکنی کین طرق شیران استادب از مکتب تو درس ادب را دیده
معرفت را زتو‌ای جان اخا، بنیان استهمه اهل حرم از بودن تو دلگرمند
هیبت حیدری ات دلخوشیه طفلان استباورم نیست که اینگونه زمین گیر شوی‌
ای برادر به خدا داغ تو صد چندان استدم آخر چه شده بانگ اخا سر دادی؟
رمقی نیست به پایم بدنم لرزان است‌ای علمدار چه می‌بینمو باور نشدم…
دست تو گشته جدا تیر در این چشمان استحال با غربت خود گو چه کنم عباسم
ز ازل بین من و تو به خدا پیمان استپاسدار حرم و لشکر من بعد از تو
غارت خیمه و آتش زدنش آسان استبشکستی کمرم داغ برادر سخت است
سخت‌تر اینکه عدو بر غم من خندان است»

متن شهادت حضرت رباب

تا علمدار افتاد
خنده از اشک رباب بر لب انظار افتادگریه مى کرد حسین
آنطرف بین حرم دخترکى زار افتادپیکرش درهم شد
گذر تیغ بر آن پیکر خون بار افتادسرش از هم پاشید
و حسین از غمش این بار به اجبار افتادتن او کم شده است
تکه هاى بدنش…واى…چه بسیار افتادلب او خونین است
روضه اى که زده آتش به ملائک این استقامت او تا شد
چشم ارباب به آن سرو خمیده وا شداثر از خوودش نیست
فرق عباس چنان فرق سر مولا شدتیر بر چشمش بود
چقدر نیزه و شمشیر بر آن تن جا شداز جگر آه کشید
تا حسین آه کشید هلهله اى بر پا شدگفت: اى ماه جبین
خیز از جا که دگر قامت زینب تا شدگره بر معجر زد
تا که افتاد زمین پیکر تو بر سر زد

پیام تسلیت حضرت رباب

رفتی و بی سر و پاها همگی شیر شدندبا من و عمه، سَرِ پوشیه درگیر شدندفاطمیاتِ حرم یک شبه تحقیر شدنددختران پایِ سر تو همگی پیر شدندنیزه از حنجرِ آشفته ی تو کار کشیدرفتی و کارِ عقیله سَرِ بازار کشید“زجر ول‌کن نبود؛ حرمله می‌زددخترک را بدونِ فاصله می‌زد”رفتی و خون به دلِ دخترِ زهرا کردنگره ی روسریِ دخترکان وا کردندَمِ دروازه عجب هلهله بر پا کردنمحملِ عمه ی سادات تماشا کردننوه ی فاطمه دنبالِ جواب است عموجایِ ما در وسطِ بزم شراب است عمو !؟حسین….

متن روضه شهادت حضرت رباب

”اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُم”“اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى صاحبِ الدَّعوَهِ النَّبویَّه،وَ الصَّولَهِ الحَیدریَّه، و العِصمَهِ الفاطِمیَّه، و الحِلمِ الحَسَنِیَّه،و الشّجاعَهِ الحُسَینِیَّه”از آسمانِ هفتم اگر سر بر آورماعلام می کنم که فقط خاک این درممِهر تو بود، شیره ی جان در وجودِ مناز لحظه ای که شیر به من داد مادرممن از دَرِ سرای تو جایی نمی رومحتی اگر جواب کنی باز نوکرمگیرم که خاکِ پایِ مرا کیمیا کنندخاک درت اگر نشوم خاک بر سرمگیرم که خاکِ پایِ مرا کیمیا کنندخاک درت اگر نشوم خاک بر سرم

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

شب تاسوعاست ، شب عباس استاشک عزا بریزید شام عزاست امشب
نام حسین و عباس مشکل گشاست امشبباب الحوائج عبّاس حاجت دهنده ماست
دارنده حوائج حاجت رواست امشبای دیده گریه ها کن، ای دل تو ناله ها کن
با سوز دل دعا کن وقت دعاست امشبای که دلت شکسته ، غم به دلت نشسته
ای دردمند خسته دردت دواست امشبباب الحوائج ما ، یا حضرت ابوالفضل
آن دل که از تو دور است دور از خداست امشبمَرضای مسلمین را مد نظر بگیر تا
این محفل از وجودش دارالشفاست امشبدلها همه پریشان ، هر دیده گشته گریان
هر گوشه ای از ایران ، چون کربلا ست امشبامشب خدای قهار در ماتم علمدار
جن و ملک عزادار ، شام عزاست امشب

متن نوحه شهادت حضرت رباب

کلید قفل  مشکل هاست عباس
به مردی شهره دنیاست عباسمروّت ریزه خور خوان لطفش
فتوّت صورت و معناست عباسحسین بن علی را عبد صالح
ولی بر ماسوی مولاست عباسبه دشت کربلا آرامش دل
برای زینب کبراست عباسبود بدر منیر هاشمیّون
که زیباتر ز هر زیباست عباسبرای حفظ آیین محمد
شکوه روز عاشورا ست عباسبه میدان شجاعت اشجع الناس
که غیرت قطره و دریاست عباسگذشت از آب و کسب آبرو کرد
اگر چه ساقی و سقاست عباساگر دستش جدا شد غم ندارد
که دست آویز ما فرداست عباسبزن بر دامنش دست توسل
که در جود و سخا آقاست عباس

پیام تسلیت حضرت رباب

رفتی بپاس حرمت کعبه به کربلا/شد کعبه حقیقی دل، کربلای تواجر هزار عمره و حج در طواف توست/ای مروه و صفا به فدای صفای توچهلمین روز شهادت سالار شهیدان تسلیت

متن روضه شهادت حضرت رباب

باز عاشوراییان پیدا شدند باز هم سوداییان شیدا شدنداربعین غصه هاي گل کجاست اربعین ناله بلبل کجاستاربعین عشق, عباست چه شد اربعین, فریاد احساست چه شد

متن روضه شهادت حضرت رباب

آبروی ما بود از آبرویت یا حسین/سرمه چشمان ما از خاک کویت یا حسین
در گلستان وفا در جست و جو سرگشته ایم/تا به وجد آییم ما یک دم ز بویت یا حسین
اربعین حسینی تسلیت باد

متن نوحه شهادت حضرت رباب

آیینه شدي تا که خدا در تو درخشید/ خورشیدترین پیشامد ها در تو درخشیدبر دوست همان روز که با حنجره ي خون/ گفتی تو «بلی» کرب و بلا در تو درخشیدیا حسین

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

آنچه در سوگ تو ای پاک تر از پاک گذشت نتوان گفت که هر لحظه، چه غمناک گذشت
چشم تاریخ در آن حادثه تلخ چه دید که زمان مویه کنان از گذر خاک گذشت
اربعین حسینی تسلیت باد

متن روضه شهادت حضرت رباب

رفقا با من و دل ناله و فریاد کنیدآه را با نفس از زندان دل آزاد کنیداربعین آمده تا از شهدا یاد کنیدگریه بر زخم تن حضرت سجاد کنیدفرا رسیدن اربعین حسینی بر شما تسلیت باد

متن روضه شهادت حضرت رباب

اربعین یعنی یگانه شدن با کربلا، و بیگانه شدن از هر آنچه کربلا ستیز و کربلا گریز است.
چهلمین روز شهادت الگوی حریت برای تمام بشریت، تسلیت و تعزیت

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

دیده خونبار دارد آسمان کربلاهست تا در انتظار کاروان کربلاروز و شب در انتظار مقدم آل علی ستتشنه کامی ها به دشت بیکران کربلاتعجیل در فرج منتقم خون ستمدیده کربلا, «صلوات»

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

اربعین، با بوى خون در مشام و آبله در پا، رسیده استتا بگوید همه اتفاقات سرخ، در راستاى شکیبایى زینب(علیهاالسلام) بود.اربعین حسینی تسلیت باد

پیام تسلیت حضرت رباب

اربعین هست و دل از سوگ شهیدان خون هستهر که را می‌نگرم غمزده و محزون هستزینب از شام بلا آمده یا آنکه ربابکز غم اصغر بی‌شیر, دلش پرخون هست

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

گـفـتـم از ایـنـجـا تـا کـــربـلا ، چـقـدر راه اسـت ؟گـفـت ، آنـقـدر کـه بـگـویـی ” الـسـلام و عـلـیـک یـا ابـاعـبـدالـلـه ”اربعین حسینی تسلیت بادالتماس دعا

پیام تسلیت حضرت رباب

بنازم آنکه دایم گفتگوی کربلا دارد / دلی چون جابر اندر جستجوی کربلا داردبه یاد کاروان اربعینی با گریه میگوید / همی بوسم خاکی راکه بوی کربلا دارد

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

یا اباعبداله…زودتر کاری بکن که اربعین نزدیک است…قصدم این نیست به کار تودخالت بکنم…حرف حرف تو…ولی راضی نشو آقاجان…به رفیقم که حرم رفته حسادت بکنم…

پیام تسلیت حضرت رباب

صد نوا خیزد ز نای نینوایت یا حسیننغمه‏ هاي عشق باشد در نوایت یا حسینمی‏زند آتش به قلب دوستانت دم به دمحکایت جانگداز کربلایت یا حسین

متن شهادت حضرت رباب

اربعین آمدوچشم هابازگریان می شودکربلا ماتم سرای اهل ایمـان می شودغصه های آل طه در مسیر کوفه و شامیاد شام تارشان در کنج ویران می شود

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

صد نوا خیزد ز نای نینوایت یا حسین نغمه هاي عشق باشد در نوایت یا حسینمیزند آتش به قلب دوستانت دم به دم حکایت جانگداز کربلایت یا حسینفرا رسیدن اربعین حسینی تسلیت باد

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

سلام بر حسین و اربعینش، سلام بر اربعین و زائرانش! و سلام بر اندوه های دل آنان که بهسوغات بر مزار کشتگان، عشق بردند و به مویه نشستند. به شوق زیارت صحن و سرای جانفزایت، اربعین شهادتت را به سوگ می نشینیم، یا حسین!

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

آبروی ما بود از آبرویت یا حسین سرمه چشمان ما از خاک کویت یا حسیندر گلستان وفا در جست و جو سرگشته ایم تا به وجد آییم ما یک دم ز بویت یا حسین

متن شهادت حضرت رباب

اربعین آمد دلم را غم گرفتبهر زینب(س) عالمی ماتم گرفتسوز اهل آسمان آید به گوشناله ی صاحب زمان آید به گوشیا حسین (التماس دعا)

متن نوحه شهادت حضرت رباب

اربعین یعنی یگانه‌شدن با کربلا, و اجنبی‌شدن از هر انچه کربلاستیز و کربلا گریز هست.چهلمین روز شهادت الگوی حریت برای تمام بشریت, تسلیت و تعزیت

پیام تسلیت حضرت رباب

بار بگشایید اینجا کربلاست / آب و خاکش با دل و جان آشناستاربعین است اربعین کربلاست / هر طرف غوغایی از غم ها به پاست…السلام علیک یابن الزهرایاحسین..

متن نوحه شهادت حضرت رباب

اربعین یعنی چهل روز بی کسیدل خوش سرها شدن از بی کسیاربعین حسینی بر همه ی عاشقان ابی عبدالله (ع) تسلیت باد.

متن شهادت حضرت رباب

اربعین کرب وبلا لذت دیگرداردچند روز دگرشهر چه دیدن داردکاروان، پای پیاده، حرم، بسم اللهذکرلبیک حسین به چه شنیدن دارد…

پیام تسلیت حضرت رباب

امشب شب اربعین مصباح هداستدل یاد حسین بن علی شیر خداستپروانه به گرد شمع حق پر زد و سوختامشب شب یاد عشقیاء و شهداستاربعین حسینی برعاشقان حسینی تسلیت باد

متن شهادت حضرت رباب

خواستم این اربعین را کربلا باشم ، نشداز نجف، پای پیاده… کربلا باشم ، نشدزائران بین نمازی در حرم یادم کنیدهر نمازی خواستم در کربلا باشم ، نشدفرا رسیدن اربعین حسینی تسلیت باد

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

خـبر از دل تنگـــم می دهـد..لرزش عکـس حرم در پیـش چشمانـم ♥️حــــسین♥️شال و لباس مشکی ما را بیاوریدحیّ علیَ العـزا که محرّم رسیده است

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

السلام علیک یا ابا عبداللهلذت عشق به این حس بلاتکلیفی استاربعین قسمتم آیا بشود یا نشود…

متن نوحه شهادت حضرت رباب

حسین میا به کوفه ، کوفه وفا ندارد …ای به دل بسته ، قدری آهستهکن مدارا با ، زینب خسته …یا حسین مظلوم …

متن روضه شهادت حضرت رباب

از بنـد نـفس و زنـجیرهـایش….هـرکس کـه زد زنـجیراز عـشق ابـاالفضل…یـا ابوالفضل العباس…

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

چہ ترکیب قشنگیستشہ و شہ زادہ و ششماهہ و شش گوشہالسلام علیک یااباعبداللہ الحسین

متن شهادت حضرت رباب

السلام ای وادی کرب بلاالسلام ای سرزمین پر بلاالسلام ای جلوه گاه ذوالمننالسلام ای کشته های بی کفن

پیام تسلیت حضرت رباب

جسم و روحم با حرَم گشته عَجینحال و روزم با غَمَت گشته غَمیناین سه جمله ، خوابِ شبهای من است:کربلا…پای پیاده…اربعین…ماه محرم تسلیت باد

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

حــال ِ من حــال ِ جوانی ست که یک مــاه تمـــامدر پی کسب جـواز حرمت پیــر شـــده ….اللهم الرزقنا زیارت الحسین علیه السلام

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

قیامت بی حسین غوغا ندارد”شفاعت بی حسین معنا ندارد”حسینی باش که در محشر نگویند”چرا پرونده ات امضاء ندارد…ایام محرم تسلیت باد

متن شهادت حضرت رباب

مرغ دل حسرت زده شیدای حسین است
سرمایه ی ما مشق الفبای حسین است
تاریخ بشر تا ابد الدهر مداوم
مدیون فداکاری و سودای حسین است
سروی که نشد خم به زر و زور ستمگر
آن سرو روان قامت رعنای حسین است
پایندگی پرچم اسلام در عالم
از غیرت و از همت والای حسین است

متن روضه شهادت حضرت رباب

السلام ای وادی کرببلا
السلام ای سرزمین پر بلا
السلام ای جلوه گاه ذوالمنن
السلام ای کشته های بی کفن

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

تنهاي كشتگان همه در خاك و خون نگر
سرهاي سروران همه بر نيزه ها ببين
فرارسيدن ماه محرم تسليت باد

متن نوحه شهادت حضرت رباب

به سینه هر که تمنای کربلا دارد!
همیشه در دل خود روضه ای به پا دارد!
کسی که عشق تو دارد دگر چه کم دارد!
بدون عشق تو عالم کجا بها دارد!
السلام علیک یا ثارالله

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

از غم بی کسی ات حوصله سر می آید
دست و پا میزنی و خون به جگر می آید
در قدوم تو سر انداختن و جان دادن
به خدا از من عاشق شده بر می آید

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

طفلی اگر بزرگ شود با کریم ها
یک روز میشود خودش از کریم ها
عبدلله حسین شدم از قدیم ها
دل میدهند دست عمو ها یتیم ها

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

شیعیان دیگر هوای کربلا دارد حسین
روی دل با کاروان کربلا دارد حسین
از حریم کعبه جدش به اشکی شست چشم
مروه پشت سر نهاد٬ اما صفا دارد حسین

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

یه جائیه تو دنیا همه براش می میرن
تموم حاجتا رو همه از می گیرن
بین دو نهر آبه ، یه سرزمین خشکه
شمیم باغ و لاله اش خوشبو ز عط مُشکه
شبای جمعه زهرا زائر این زمینه
سینه زن حسینه ، یل ام البنینه

پیام تسلیت حضرت رباب

چیست این ناله؟ عزا، بهرِ که؟ از آنِ حسین
جان و دل چون شود این ماه؟ به قربانِ حسین

متن شهادت حضرت رباب

سینه ام سوخت، دلم غم آمد
دیده ام اشک ز ماتم آمد
سببِ خون دلم پرسیدم
مادرم گفت محرم آمد

متن نوحه شهادت حضرت رباب

دل دمادم نینوایی می شود
بار دیگر کربلایی می شود
موسم ماه محرم می رسد
دل به یکباره هوایی می شود

پیام تسلیت حضرت رباب

از اوّل زندگی ام اسمت و فریاد می زنم
وقتی محرم می رسه گریه کنان داد می زنم
از اوّل زندگی ام عشق تو حاصلم شده
روضه ی دشت کربلا بدجوری قاتلم شده

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

ای هلال خون دوباره سر زدی
ای محرم بار دیگر آمدی
زخم دل با دیدنت کاری شده
خون به دامان افق جاری شده

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

محرم آمد و ماه عزا شد
مه جانبازی خون خدا شد
جوانمردان عالم را بگویید
دوباره شور عاشوار به پا شد

متن روضه شهادت حضرت رباب

خبر آمد ز مهی بوی خدا می آید
ماه داغ دل ما غرق نوا می آید
دل ببازید عزیزان که زمان الم است
ماه اشک و الم و کرب و بلا می آید

متن شهادت حضرت رباب

بین اشک این چشمای منببین بغض این شبهای من
پشیمونم که گفتم  آقابیا کوفه ای مولای من
ذکر وداع من امشب میا حسینارباب صدای قدمت می آید
هنگامه اوج ماتمت می آید
ما در تب داغ و غم تو میسوزیم
یک روز درگر محرمت می آید.
صلی الله علی الباکین

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

شـــــال مــاتَـمِــت آبـرو بـه مـن داد/مــوج پــرچمت دل رو داده بر بـاد
قـــــصه غــــــمت دریــــــای نـــگـاهـم/اســــم اعــظــمـت از لــــبــم نـیـفـتـاد
تــــویی کـه جـلوه تـا بـیکرونه داری/بـین دلای عــاشـق یـه خــونه داری
قـــــــدر تـــــموم عــــــالم دیــــوونـــه داری …

متن نوحه شهادت حضرت رباب

حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود,
خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود,
ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه,
گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود…

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

عید (غدیر) گذشت و خبر از یار نیامد
بر زخم دل فاطمه، غمخوار نیامد
چند روز دگر مانده که با ناله بگوئیم
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد
سقای حسین، سید و سالار نیامد

متن نوحه شهادت حضرت رباب

تا قیامت ز قیام تو قیامت برپاست
از قیام تو پیام تو عیان است هنوز
همه ماه است محرم ، همه جا کرب و بلاست
در جهان موج جهاد تو روان است هنوز . . .
آغاز محرم و ایام سوگواری حسینی تسلیت باد

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

خیمه ماه محرم زده شد بر دل ما / باز نام تو شده زینت هر محفل ما
جز غم عشق تو ما را نبود سودایی / عشق سوزان تو آغشته به آب و گل ما . . .

متن نوحه شهادت حضرت رباب

دلم مست و لبم مست و سرم مست
بخون ای دل که صبرم رفته از دست
بخون ای دل محرم اومد از راه
بخون اجر تو با عباس بی دست . . .

متن شهادت حضرت رباب

فدای صداقت اون بی سوادی که وقتی ازش پرسیدند عشق چند حرفه؟
گفت:چهار حرفه!
همه بهش خندیدن
اما زیر لب زمزمه میکرد:
حسین…

پیام تسلیت حضرت رباب

صدای دسته ی زنجیرزن، غمی در من
و شعله می کشد اکنون جهنمی در من
شب است و از همه سو خیمه می زند اندوه
که تا بنا شود از نو محرّمی در من

متن روضه شهادت حضرت رباب

دل من گرفته باز محرمه محرمه
فصل گريه ها و فصل ماتمه محرمه
خيمه ي عزا رو توي دلها بر پا بكنيم
معجر سوخته ي عمه پرچمه محرمه

متن روضه شهادت حضرت رباب

دلی كه سینه زن هر شب محرم شد
صدای هر تپشش ذكر یا حسینَم شد
به یاد غربت یك لحظة تو این گونه
بساط گریه هر روز من فرا هم شد

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

ماه عشق و عاشقی آمد ز راه
صاحب دلهای پر غم ، ماه من
در تمام سال، از داغ حسین
روی چشمت هست  شبنم ، ماه من

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

اگر چه مثل محّرم نمی شوم هرگز
جدا ز روضه و ماتم نمی شوم هرگز
مرا ببخش مرا چون که خوب می دانم
که توبه کردم و آدم نمی شوم هرگز

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

ماه خون، ماه اشک، ماه ماتم شد / بر دل فاطمه، داغ عالم شد
محرم آمد و ماه عزا شد / زمین کربلا ماتم سرا شد
فرا رسیدن ایام عزای حسینی تسلیت باد…

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

اي تـير، خـطا كـن! هـدفــت قــلب ربـاب اسـت
يـا حـنـجره سـوخـتـه تـشنـه آب ؟
كـوتـاه بـيا تـير سـه شـعـبه، كـمي آرام . .
ای قـوم ظـالم حـداقـل کـم کـنـید هـلـهـله هـا را. .
کـشـتن شـش مـاهـه کـه هـوار نـدارد

متن شهادت حضرت رباب

مدتی هست که زخم دل من خورده نمک
از کس و ناکس و بیگانه شنیدم متلک
رَحمةُ الّٰله عَلَی الحُبَّ حُسینِ بنِ عَلی
سر ارباب سلامت،حرف مردم به درک
باز هم چشم به راهم که مُحرّم برسد..
بوی اسپند عزایش به مشامم برسد…
کاش امسال، مُحرّم به دعای زهرا (س)
خبرآمدن منجی عالم برسد…

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

سلام ما به محرم، به غصه و غم مهدی
به چشم کاسه خون و به شال ماتم مهدی
سلام ما به محرم، به شور و حال و عیانش
سلام ما به حسین و به اشک سینه زنانش…

متن روضه شهادت حضرت رباب

مامور قبض روح خدا، دور ما نگرد
ما کربلا ندیده به تو جان نمی دهیم

متن نوحه شهادت حضرت رباب

مادَرِ آب کجایی پسرت آب نَخورد
پِدَرِ خاک کجایی پسرت خاک نشد…
السّلامُ عَلَیکَ یا أباعَبدِال‍ّلهِ الحُسَین

پیام تسلیت حضرت رباب

در خــیمه صدای آب آب افتاد
در سینه زینـب اضطراب افتاد
یک دســت میان راه آب افتاد
یک دسـت به عشـــق آفتاب افتاد
یــا بــاب الحوائـــج…

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

پرسیدم:ازحلال ماه، چراقامتت خم است؟ آهی كشیدوگفت:كه ماه محرم است.گفتم: كه چیست محرم؟باناله گفت:ماه عزای اشرف اولادآدم است

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

دست من و تو نیست اگر نوکرش شدیم
خیلی حسین زحمت ما را کشیده است

متن نوحه شهادت حضرت رباب

ای وجودت عشق را معنای حسین عالمی یك قطره تو دریا حسین فرا رسیدن ماه محرم را به تمامی مسلمانان جهان تسلیت می گم

متن شهادت حضرت رباب

آبرویم را بگیر و آب رویم را نگیر
گریه ام وقتی نمیگیرد خجالت میکشم…
“روسیاهم یا سیدالشهدا

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

محرم آمد و ماه عزا شد
مه جانبازی خون خدا شد
جوانمردان عالم را بگویید
دوباره شور عاشوار به پا شد

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

حسین میا به کوفه ، کوفه وفا ندارد …
ای به دل بسته ، قدری آهسته
کن مدارا با ، زینب خسته …
یا حسین مظلوم …

متن شهادت حضرت رباب

عالم همه قطره و دریاست حسین ، خوبان همه بنده و مولاست حسین ، ترسم كه شفاعت كند از قاتل خویش ، از بس كه كَرَم دارد و آقاست حسین

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

یه جائیه تو دنیا همه براش می میرن
تموم حاجتا رو همه از می گیرن
بین دو نهر آبه ، یه سرزمین خشکه
شمیم باغ و لاله اش خوشبو ز عط مُشکه
شبای جمعه زهرا زائر این زمینه
سینه زن حسینه ، یل ام البنینه

پیام تسلیت حضرت رباب

السلام علیكم یااباصالح المهدى (عج)السلام علیك یاامین الله فى ارض وحجته على عباده(یاصاحب الزمان آجرک الله)ماه محرم بر شما وعاشقان حسین تسلیت عرض مینمایم)

پیام تسلیت حضرت رباب

دوست دارم هر چی دارم بدم به راه تو حسین
تا که سینه خیز بیام میون بین الحرمین

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

قلبها برای آرامش
دستها برای حک کردن عشق بر روی سینه
عقل در انتظار جنون
نفس ها به شماره افتاده
آری “محرم” آمده…

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

ماه خون ماه اشك ماه ماتم شد ، بر دل فاطمه داغ عالم شد . فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن راستینش تسلیت عرض میكنم

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

آنان که به گوش دل شنیدند تو را
رفتند و به پای دل رسیدند تو را
آن کوردلان که بر دلت تیر زدند
دیدند تو را، ولی ندیدند تو را

متن شهادت حضرت رباب

چـه خـستـگی ای بـهتر از خـستـگیه بـعد از داربـست و سیـاهی زدن ؟
چـه دردی بـهتر از درد سر شونـه هــا بــعد از زنــجـیر زدن ؟
نــوکـری شغل شریـفیست، گـر تـو اربـاب بـاشی …

پیام تسلیت حضرت رباب

پرسیدم:ازحلال ماه، چراقامتت خم است؟ آهی كشیدوگفت:كه ماه محرم است.گفتم: كه چیست محرم؟باناله گفت:ماه عزای اشرف اولادآدم استصد بار خوانده ای و دوباره بخوان، کم است
دنیا اگر تمام شود روضه خوان، کم است
دیدار ما قیامتیان، هیئتِ بهشت
اینجا برای سینه زدن، جایمان کم است…

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

ماه خون ماه اشك ماه ماتم شد ، بر دل فاطمه داغ عالم شد . فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن راستینش تسلیت عرض میكنم

متن تسلیت شهادت حضرت رباب

ای وجودت عشق را معنای حسین عالمی یك قطره تو دریا حسین فرا رسیدن ماه محرم را به تمامی مسلمانان جهان تسلیت می گم

پیام تسلیت حضرت رباب

پرسیدم:ازحلال ماه، چراقامتت خم است؟ آهی كشیدوگفت:كه ماه محرم است.گفتم: كه چیست محرم؟باناله گفت:ماه عزای اشرف اولادآدم است

متن نوحه شهادت حضرت رباب

ای وجودت عشق را معنای حسین عالمی یك قطره تو دریا حسین فرا رسیدن ماه محرم را به تمامی مسلمانان جهان تسلیت می گم

پیام تسلیت حضرت رباب

السلام علیكم یااباصالح المهدى (عج)السلام علیك یاامین الله فى ارض وحجته على عباده(یاصاحب الزمان آجرک الله)ماه محرم بر شما وعاشقان حسین تسلیت عرض مینمایم)

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

عالم همه قطره و دریاست حسین ، خوبان همه بنده و مولاست حسین ، ترسم كه شفاعت كند از قاتل خویش ، از بس كه كَرَم دارد و آقاست حسین

پیام تسلیت شهادت حضرت رباب

عالم همه محو گل رخسار حسین است ، ذرات جهان درعجب از كار حسین است . دانی كه چرا خانه ی حق گشته سیه پوش ، یعنی كه خدای تو عزادار حسین است

متن نوحه شهادت حضرت رباب

آبروی حسین به كهكشان می ارزد ، یك موی حسین بر دو جهان می ارزد ، گفتم كه بگو بهشت را قیمت چیست ، گفتا كه حسین بیش از آن می ارزد

پیام تسلیت وفات حضرت رباب

همچنین ببینید: عکس پروفایل محرم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *