متن برای ظالم

متن برای ظالمان

We all have big changes in our lives that are more or less a second chance.

همه ما تغییرات بزرگی در زندگی ما داریم که شانس دوم یا بیشتر را دارند.

متن برای آدم ظالم

متن برای ظالم

The wheel of change moves on, and those who were down go up and those who were up go down.

چرخ تغییر در حرکت است، و کسانی که در حال بالا رفتن هستند و کسانی که بالا می روند پایین می آیند.

متن برای آدم های ظالم

وقتی تصمیم یک نفر در شب با تصمیم وی در خصوص همان مسئله در فردای آن روز تغییرپذیر است، باید از آن فرد ترسید. چرا که به آن کسی است که ثبات رفتاری ندارد؛ به هیچ عنوان نمی توان تکیه کرد و برای همیشه فردی بی اعتبار است که کسی نمی تواند به وی اعتماد کند.

متن ظالم

آدم باشید و آدم بمانید. گاهی با خود فکر می کنم که چطور می شود فردی بتواند انقدر کثیف و رذیل باشد که بتواند تمامی آن همه محبت ها را فراموش کرده و جواب خوبی های ما را این گونه بدهد. حتی تصور آن هم برای من غیر قابل هضم است و در ذهن من نمی گنجد که چنین فردی بتواند دست به این کار بزند و روان همه ما را پریشان سازد. آری آدم ها گاهی فراموش می کنند که آدم هستند و لقب اشرف مخلوقات را با خود یدک می کشند.

متن ظالم

درس گرفتن از تجربه های دیگران می تواند بزرگترین نعمتی باشد که بدون پرداخت هیچ هزینه ای می توانید از افراد بزرگتر از خود بیاموزید. یکی از این درس های رایگان این مسئله است که هرگز اجازه ندهید آدم ها پای خود را از گلیم شان فراتر بگذارند و وارد مسائل شخصی و راز های نهفته زندگی شما شوند. آدم ها خیلی زود رنگ عوض می کنند. بوی پول که به مشام آن ها برسد، دوست و رفیق و آشنا نمی شناسند. آنقدر ضربه ای به شما می زنند که هرگز تا ابد آن را فراموش نکنید.

متن برای آدم های ظالم

عدم اختلاط با آدم ها خود یکی از شیوه های زندگی است که اجازه دخل و تصرف در امور شخصی و زندگی خود را به هیچ شخصی نمی دهید. با آدم ها فقط در حد سلام و احوال پرسی و نه بیشتر از این رفتار کنید تا مبادا این اختلاط و صمیمیت بیش از حد گِره بزرگی به زندگی شما بزند که به سادگی نتوان آن را باز کرد.

متن ظالم

متن برای آدم های ظالم

از نیمه پنهان درونی آدم ها بترسید و این را بدانید که زیر این پوسته آدم ها یک هسته پنهانی است که هیچ کس جزء خود آن ها از آن آگاه نیست. گاهی چنان این هسته پنهانی آدم ها در قالب فردی پلید و به دور از شأن و شخصیت خود را بروز می کند که دیگر نمی توان به هیچ کسی اعتماد ورزید.

متن برای حکومت ظالم

You must welcome change as the rule but not as your ruler.

شما باید تغییر را به عنوان حکومت تحسین کنید، اما نه به عنوان حاکم شما.

متن برای ظالم

He who rejects change is the architect of decay. The only human institution which rejects progress is the cemetery.

کسی که تغییر را رد کند، معمار فاسد است. تنها نهاد انسانی که پیشرفت را رد می کند، گورستان است.

متن برای آدم ظالم

Things change. And friends leave. Life doesn’t stop for anybody.

اوضاع عوض میشود. و دوستان ترک زندگی برای کسی متوقف نمی شود

متن ظالم

زندگی درس های زیادی به انسان ها می آموزد تا بلکه بتوانند از آن ها بهره لازم را ببرند. گاهی انسان ها این درس ها را جدی نمی گیرند و وقتی که در دام آن ها گرفتار آمدند، آنگاه است که قدر پدربزرگ و افراد دیگر دور و بر خود را می دانند که همیشه در گوش آن ها زمزمه می کردند که مواظب رفتارت با دیگران باش تا مبادا روزی فریفته آن ها گردی و با رنگ عوض کردن آدم ها، رنگ و بوی زندگی شیرینت به طور کلی از بین برود.

متن برای پدر ظالم

متن ظالم معین

از وقتی آن ضربه هولناک و وحشتناک را از عزیزترین فرد زندگیم خوردم؛ به همه افراد نزدیک خود می گویم که هیچ گاه آنقدر به آدم ها نزدیک نشوید که روزی تمام زندگی خود را به آن ها ببازید. کاش لااقل شما به حرف من گوش کنید و در ورطه این مصیبت بزرگ گرفتار نشوید.

متن برای انسان ظالم

نسل به نسل باید این درس بزرگ را به دیگران آموخت که آدم ها گاهی رنگ عوض می کنند و حتی نزدیک ترین و صمیمی ترین افراد زندگیتان هم به شما ضربه می زنند. کسانی که حتی در فکر و خیال خود هم تصور نمی کردید روزی چنین بلایی سر شما بیاورند.

متن برای ظالم

عمر دو روزه آدم ها مجال آن را نمی دهد که وابسته آدم ها شد و به آن ها دل بست. آنقدر نارو از صمیمی ترین دوست و رفیق خود دیده ام که دیگر حتی به برادر خود هم اعتماد ندارم.

متن برای حکومت ظالم

The winds of heaven change suddenly; so do human fortunes.

باد های آسمان به ناگهان تغییر می کنند؛ پس بخت انسان بساز

متن برای آدم ظالم

The leopard does not change his spots.

لئوپارد لکه هایش را تغییر نمی دهد.

متن ظالم معین

متن برای آدم های ظالم

Persist as resolutely as you persist in eating.

ادامه درست مانند شما در غذا خوردن باقی بماند.

متن برای آدم های ظالم

We all have big changes in our lives that are more or less a second chance.

همه ما تغییرات بزرگی در زندگی ما داریم که شانس دوم یا بیشتر را دارند.

متن ظالم

The wheel of change moves on, and those who were down go up and those who were up go down.

چرخ تغییر در حرکت است، و کسانی که در حال بالا رفتن هستند و کسانی که بالا می روند پایین می آیند.

متن برای ظالمان

وقتی تصمیم یک نفر در شب با تصمیم وی در خصوص همان مسئله در فردای آن روز تغییرپذیر است، باید از آن فرد ترسید. چرا که به آن کسی است که ثبات رفتاری ندارد؛ به هیچ عنوان نمی توان تکیه کرد و برای همیشه فردی بی اعتبار است که کسی نمی تواند به وی اعتماد کند.

متن ظالم

آدم باشید و آدم بمانید. گاهی با خود فکر می کنم که چطور می شود فردی بتواند انقدر کثیف و رذیل باشد که بتواند تمامی آن همه محبت ها را فراموش کرده و جواب خوبی های ما را این گونه بدهد. حتی تصور آن هم برای من غیر قابل هضم است و در ذهن من نمی گنجد که چنین فردی بتواند دست به این کار بزند و روان همه ما را پریشان سازد. آری آدم ها گاهی فراموش می کنند که آدم هستند و لقب اشرف مخلوقات را با خود یدک می کشند.

متن ظالم معین

متن برای ظالم

درس گرفتن از تجربه های دیگران می تواند بزرگترین نعمتی باشد که بدون پرداخت هیچ هزینه ای می توانید از افراد بزرگتر از خود بیاموزید. یکی از این درس های رایگان این مسئله است که هرگز اجازه ندهید آدم ها پای خود را از گلیم شان فراتر بگذارند و وارد مسائل شخصی و راز های نهفته زندگی شما شوند. آدم ها خیلی زود رنگ عوض می کنند. بوی پول که به مشام آن ها برسد، دوست و رفیق و آشنا نمی شناسند. آنقدر ضربه ای به شما می زنند که هرگز تا ابد آن را فراموش نکنید.

متن برای ظالم

عدم اختلاط با آدم ها خود یکی از شیوه های زندگی است که اجازه دخل و تصرف در امور شخصی و زندگی خود را به هیچ شخصی نمی دهید. با آدم ها فقط در حد سلام و احوال پرسی و نه بیشتر از این رفتار کنید تا مبادا این اختلاط و صمیمیت بیش از حد گِره بزرگی به زندگی شما بزند که به سادگی نتوان آن را باز کرد.

متن برای آدم ظالم

از نیمه پنهان درونی آدم ها بترسید و این را بدانید که زیر این پوسته آدم ها یک هسته پنهانی است که هیچ کس جزء خود آن ها از آن آگاه نیست. گاهی چنان این هسته پنهانی آدم ها در قالب فردی پلید و به دور از شأن و شخصیت خود را بروز می کند که دیگر نمی توان به هیچ کسی اعتماد ورزید.

متن ظالم معین

You must welcome change as the rule but not as your ruler.

شما باید تغییر را به عنوان حکومت تحسین کنید، اما نه به عنوان حاکم شما.

متن برای آدم ظالم

He who rejects change is the architect of decay. The only human institution which rejects progress is the cemetery.

کسی که تغییر را رد کند، معمار فاسد است. تنها نهاد انسانی که پیشرفت را رد می کند، گورستان است.

متن ظالم

متن برای ظالمان

Things change. And friends leave. Life doesn’t stop for anybody.

اوضاع عوض میشود. و دوستان ترک زندگی برای کسی متوقف نمی شود

متن برای ظالم

زندگی درس های زیادی به انسان ها می آموزد تا بلکه بتوانند از آن ها بهره لازم را ببرند. گاهی انسان ها این درس ها را جدی نمی گیرند و وقتی که در دام آن ها گرفتار آمدند، آنگاه است که قدر پدربزرگ و افراد دیگر دور و بر خود را می دانند که همیشه در گوش آن ها زمزمه می کردند که مواظب رفتارت با دیگران باش تا مبادا روزی فریفته آن ها گردی و با رنگ عوض کردن آدم ها، رنگ و بوی زندگی شیرینت به طور کلی از بین برود.

متن برای ظالم

از وقتی آن ضربه هولناک و وحشتناک را از عزیزترین فرد زندگیم خوردم؛ به همه افراد نزدیک خود می گویم که هیچ گاه آنقدر به آدم ها نزدیک نشوید که روزی تمام زندگی خود را به آن ها ببازید. کاش لااقل شما به حرف من گوش کنید و در ورطه این مصیبت بزرگ گرفتار نشوید.

متن برای ظالمان

نسل به نسل باید این درس بزرگ را به دیگران آموخت که آدم ها گاهی رنگ عوض می کنند و حتی نزدیک ترین و صمیمی ترین افراد زندگیتان هم به شما ضربه می زنند. کسانی که حتی در فکر و خیال خود هم تصور نمی کردید روزی چنین بلایی سر شما بیاورند.

متن برای آدم های ظالم

عمر دو روزه آدم ها مجال آن را نمی دهد که وابسته آدم ها شد و به آن ها دل بست. آنقدر نارو از صمیمی ترین دوست و رفیق خود دیده ام که دیگر حتی به برادر خود هم اعتماد ندارم.

متن برای آدم های ظالم

متن برای آدم های ظالم

The winds of heaven change suddenly; so do human fortunes.

باد های آسمان به ناگهان تغییر می کنند؛ پس بخت انسان بساز

متن ظالم

The leopard does not change his spots.

لئوپارد لکه هایش را تغییر نمی دهد.

متن ظالم

Persist as resolutely as you persist in eating.

ادامه درست مانند شما در غذا خوردن باقی بماند.

متن ظالم معین

از آسمون دوباره
بارون گل می باره

تو این هوای برفی
تولد بهاره

بادکنکای رنگی
نقل و گل و شیرینی

شروع جشن فجره
لاله ها رو می بینی

متن برای ظالم

بهمن به بهاره
باغ سبزه زاره
بخند بچه ایران
فردا روزگار
بهمن که میشه
ایران پر از گل
تو دستهای مردم
گل و سنبل
تقدیم می کنن به خاک ایران
به سرزمین پاک ایران

متن برای آدم های ظالم

متن برای پدر ظالم

شب بود و ز تنهایی
جان بر لب ما آمد
در آن دل تاریکی
یک باره صدا آمد
ما خسته شدیم از شب
ما منتظر ماهیم
ای روح خدا برگرد
ما شاه نمی‌خواهیم
پرسید چه می‌خواهید
شاه از سر ناکامی
مردم همگی گفتند:
«جمهوری اسلامی»​

متن ظالم

یک پله یک پله

وقتی هواپیما

از دور پیدا شد

آغوش یک ملت

بر روی او وا شد

یک پله یک پله

می آمد او پایین

با چهره ای پُر نور

با خنده ای شیرین

آرام می آمد

دل، بی قرارش بود

دریایی از مردم

در انتظارش بود…

متن ظالم معین

ماه سرور و شادی
ماه قشنگ و زیبا
ماه پیروزی ما
ماه بهمن ماه ما
آذین و نور و لبخند
شور و شادی و شعف
در هر کجای ایران
در قلب پیر و جوان
هر کوچه و خیابان
که پا نهاد بر آن
خمینی بت شکن
با قلبی از محبت
روشن شد و درخشید
دوباره چون ستاره
جانی گرفت بچه ها
دوباره دوباره

متن برای آدم ظالم

آسمان آبی شد
مژده ای تازه رسید

گل من در گلدان
نفسی تازه کشید

شهر ما شد خوشبو
از گل روی امام

یاسمن، سوسن، یاس
ریخت از هر در و بام

باز شد گلباران
خاک ما سرتاسر

ما همه شاد شدیم
تا که آمد رهبر

مثل یک پروانه
رهبر آمد به وطن

شادی و خنده شکفت
مثل گل بر لب من

متن برای پدر ظالم

انقلاب یعنی گل
در کنار پروانه

نور و گرمی و شادی
در میان هر خانه

انقلاب یعنی جشن
جشن سبزه در صحرا

انقلاب لبخندی است
بر لبان شاد ما

متن ظالم معین

متن برای ظالمان

چه زیبا بود فریاد من و تو
میان کوچه ها در زیر رگبار
صدای خشم بی اندازمان بود
تمام حرف های روی دیوار
چه زیبا بود بند وحدت ما
که با آن دست شب را بسته بودیم
به فکر پر زدن بودیم و رفتن
اگر چه مثل مرغی خسته بودیم
چه زیبا بود شب هایی که لب ها
پر از بوی گل ِ تکبیر می داد
شبی که مشت های بسته ی ما
به تنهایی حریف تیر بودند
چه زیبا بود شب را خواب کردن
تمام برف ها را آب کردن
چه زیبا بود در تاریکی شب
نگاهی بر گل مهتاب کردن
چه زیبا بود و زیباتر از آن ها
که یک امروز زیبا را بسازیم
همه با یاد آن هایی که رفتند
بهار سبز فردا را بسازیم

متن برای آدم ظالم

آی دسته دسته دسته
قفل قفس شکسته
مرگ به شاه ظالم
گفتیم دسته دسته
آی خنده خنده خنده
روی هوا پرنده
شاه فراری شده
آمده وقت خنده
آی غنچه غنچه غنچه
سینی و نقل و غنچه
از سفر آمده ام
وا شد دهان غنچه
آی باغچه باغچه باغچه
خورشید روی تاقچه
پیروز شد انقلاب
گل داد باغ و باغچه

متن برای ظالم

مثل غنچه بود آن روز غنچه ای که روییده
در هوای بهمن ماه بر درخت خشکیده

مثل آب بود آن روز آب چشمه ای شیرین
چشمه ای که می بیند مرد تشنه ای غمگین

گرچه در زمستان بود چون بهار بود آن روز
سرزمین ما ایران لاله زار بود آن روز

روز خنده ی ما بود روز گریه ی دشمن
روز خوب پیروزی بیست و دوم بهمن بیست و دوم بهمن

مثل غنچه بود آن روز غنچه ای که روییده
در هوای بهمن ماه بر درخت خشکیده

مثل آب بود آن روز آب چشمه ای شیرین
چشمه ای که می بیند مرد تشنه ای غمگین

گرچه در زمستان بود چون بهار بود آن روز
سرزمین ما ایران لاله زار بود آن روز

روز خنده ی ما بود روز گریه ی دشمن
روز خوب پیروزی بیست و دوم بهمن

متن برای پدر ظالم

این دهه فجر است گویی نوبهار

وین همه مهراست از او یادگار

غصه ها رفتند و افسانه شدند

ناله ها فریاد مستانه شدند

دردهه فجرامتش پیروزشد

ماه بهمن ماه جان افروزشد

فجرگویی نوبهارزندگی

چون چراغی در ره سازندگی

ماهمه دلداده ی رهبرشدیم

تا ابد او یار و ما یاورشدیم

گفته بودم قصه دارم با شما

قصه ای از ماه بهمن بچه ها

آنچه بشنیدید برآیندگان

بازگویید تا بماند همچنان

از نهضت قاطعانه ی روح الله

شد دست ستمگران ز ایران کوتاه

با دست تهی و این همه پیروزی

لا حول و لا قوت الا بالله

دهه فجر مبارکباد.

متن برای ظالمان

وقتی که تو آمدی دوباره

از هر طرفی سپیده سر زد

در باغ، شکوفه شد شکوفا

پروانه به سوی غنچه پر زد

در خانه و کوچه و خیابان

گل های قشنگ خنده رویید

از شادی دیدن تو آن روز

هم غنچه و هم جوانه خندید

گیسوی قشنگ سبزه آن روز

با دست نسیم شانه می شد

باغ دل ما ز دیدن تو

سر سبز و پر از ترانه می شد

متن ظالم معین

متن ظالم

می‌ خواستم شعری بگویم
شعری برای انقلابم

دیدم که او دریاست و من
یک قطره ناچیز آبم

دیدم که باید ابر باشم
از صبح تا شب هی ببارم

تا شاید اشک مادران را
در بیتی از شعرم بیارم

دیدم که باید رعد باشم
غرنده و پر شور و غوغا

آن‌وقت در شعرم بگویم
تکبیرها، فریادها را

دیدم که باید دشت باشم
دشتی پر از لاله، شقایق

تا از شهادت‌ ها بگویم
از قلب‌ های گرم و عاشق

متن برای پدر ظالم

رسیده جشن بهمن
جشن بزرگ میهن
کلاس ما دوباره
شده پر از ستاره
پر از گل و قاصدک
شکوفه و شاپرک
شده پر از پرنده
پر از صدای خنده
نقل و نبات و لبخند
گلاب و عود و اسفند
میهن ما شاد شاد
از غم و غصه آزاد

متن برای آدم ظالم

دهه فجر اومده
دهه فجر اومده
شور و غوغا اومده
امام خوب ماها
به وطن باز اومده
شاه بد جنس بلا
اون که بود مثل خلا
پا گذاشت به فرار
تا بره از این دیار
آره ای شاه برو
ای امام ما بیا
بعد از این همه بلا
تا بیاد شور و صفا

متن برای آدم ظالم

وقتی که تو آمدی دوباره
از هر طرفی سپیده سر زد

در باغ، شکوفه شد شکوفا
پروانه به سوی غنچه پر زد

در خانه و کوچه و خیابان
گل های قشنگ خنده رویید

از شادی دیدن تو آن روز
هم غنچه و هم جوانه خندید

گیسوی قشنگ سبزه آن روز
با دست نسیم شانه می شد

باغ دل ما ز دیدن تو
سر سبز و پر از ترانه می شد

متن ظالم

دهه فجر اومده
شور و غوغا اومده
امام خوب ماها
به وطن باز اومده
شاه بد جنس بلا
اون که بود مثل خلا
پا گذاشت به فرار
تا بره از این دیار
آره ای شاه برو
ای امام ما بیا
بعد از این همه بلا
تا بیاد شور و صفا​

متن ظالم معین

متن برای حکومت ظالم

انقلاب یعنی….
انقلاب یعنی گل
در کنار پروانه
نور و گرمی و شادی
در میان هر خانه
انقلاب یعنی جشن
جشن سبزه در صحرا
انقلاب لبخندی است
بر لبان شاد ما

متن برای پدر ظالم

از خون سرخ بهمن سرسبز شد بهاران

اندیشه باور شد، در امتداد باران

بر صخره‏های همّت جوشیده خون غیرت

بانگ سرود و وحدت آید زچشمه ساران

و الفجر بهمن آمد، فصل شکفتن آمد

بر پهندشت باور، خالی است جای یاران

دهه فجر مبارک

متن برای آدم ظالم

یه روز تو ماه بهمن
خنده نشست رو لب ها

چون که اومد به میهن
امام و رهبر ما

میون کوچه هامون
گلدون گل گذاشتیم

پر می زدیم زشادی
درد و غمی نداشتیم

بیا با هم بخونیم؛
بازم مثل همیشه

شعار اون شهیدان؛
که رو دیوار نوشته

تا خون در رگ ماست؛
خمینی رهبر ماست

تا خون در رگ ماست؛
ایران میهن ماست

متن ظالم

چه زیبا بود فریاد من و تو
میان کوچه ها در زیر رگبار

صدای خشم بی اندازمان بود
تمام حرف های روی دیوار

چه زیبا بود بند وحدت ما
که با آن دست شب را بسته بودیم

به فکر پر زدن بودیم و رفتن
اگر چه مثل مرغی خسته بودیم

چه زیبا بود شب هایی که لب ها
پر از بوی گل ِ تکبیر می داد

شبی که مشت های بسته ی ما
به تنهایی حریف تیر بودند

چه زیبا بود شب را خواب کردن
تمام برف ها را آب کردن

چه زیبا بود در تاریکی شب
نگاهی بر گل مهتاب کردن

چه زیبا بود و زیباتر از آن ها
که یک امروز زیبا را بسازیم

همه با یاد آن هایی که رفتند
بهار سبز فردا را بسازیم

متن ظالم معین

خاک سرسبز دلیران
مثل مادر مهربانی
مثل بابا استواری
تو امید رنگی را
در دل من می گذاری
بی کران مثل کویری
گرم مثل آفتابی
مثل جنگل سبز سبزی
مثل اقیانوس آبی
قله ی مرد آفرینی
خاک سر سبز دلیران
در جهان هم می درخشد
نام زیبای تو ایران

متن برای آدم های ظالم

متن برای حکومت ظالم

سلام به لاله
سلام به لاله هایی
که انقلاب کردند
ژاله رو غرق نور و
عطر گلاب کردند
سلام به روح خدا
سلام به ماه بهمن
سلام به انقلاب و
به بچه های میهن
سلام به پرچمی که
نشان ایمان ماست
سبز و سفید و قرمز
پرچم ایران ماست

متن برای ظالم

برخیز، که فجر انقلاب است امروز
بیگانه صفت، خانه خراب است امروز
هر توطئه و نقشه که دشمن بکشد
از لطف خدا، نقش بر آب است امروز
فجر است و سپیده حلقه بر در زده است
روز آمده، تاج لاله بر سر زده است
با آمدن امام در کشور ما
خورشید حقیقت از افق سرزده است
«والفجر» که سوگند خدای ازلی است
روشنگر حقی است که با «آل‌علی» است
این سوره به گفته امام صادق
مشهور به سوره «حسین‌بن‌علی» است
شب رفت و سرود فجر، آهنگین است
از خون شهید، فجر ما رنگین است
این ملت قهرمان و آگاه و رشید
ثابت قدم است و قاطع و سنگین است
شب طی شد و روز روشن از راه رسید
خورشید امید شرق، از غرب دمید
عیسای زمان، راز زمین، «روح خدا»
در کالبد مرده، دمی تازه دمید
این نهضت حق، که خلق ما برپا کرد
نه شرقی‌و غربی است، نه سرخ است و نه زرد
در وسعت و عمق و شور و یک‌پارچگی
زیباتر از این نمی توان پیدا کرد
جان‌های جهانیان به لب آمده است
جان در پی حق، داوطلب آمده است
جمهوری اسلامی ما در این قرن
فجری است که در ظلمت شب آمده است
بر ملت تازه رَسته از دام و کمند
آن بردگی گذشته، یارب مپسند
این در که به‌روی ما گشودی از مهر
بار دگر از قهر، خدایا تو مبند

متن ظالم

رهبر آمد به وطن

آسمان شد آبی

مژده ای تازه رسید

گل من در گلدان

نفسی تازه کشید

شهر ما شد خوشبو

از گل روی امام

یاسمن، سوسن، یاس

ریخت از هر در و بام

باز شد گلباران

خاک ما سرتاسر

ما همه شاد شدیم

تا که آمد رهبر

مثل یک پروانه

رهبر آمد به وطن

شادی و خنده شکفت

مثل گل بر لب من

متن برای حکومت ظالم

از آسمون دوباره
بارون گل می باره

تو این هوای برفی
تولد بهاره

بادکنکای رنگی
نقل و گل و شیرینی

شروع جشن فجره
لاله ها رو می بینی

متن ظالم معین

بهمن به بهاره
باغ سبزه زاره
بخند بچه ایران
فردا روزگار
بهمن که میشه
ایران پر از گل
تو دستهای مردم
گل و سنبل
تقدیم می کنن به خاک ایران
به سرزمین پاک ایران

متن برای آدم ظالم

متن برای ظالمان

شب بود و ز تنهایی
جان بر لب ما آمد
در آن دل تاریکی
یک باره صدا آمد
ما خسته شدیم از شب
ما منتظر ماهیم
ای روح خدا برگرد
ما شاه نمی‌خواهیم
پرسید چه می‌خواهید
شاه از سر ناکامی
مردم همگی گفتند:
«جمهوری اسلامی»​

متن ظالم

یک پله یک پله

وقتی هواپیما

از دور پیدا شد

آغوش یک ملت

بر روی او وا شد

یک پله یک پله

می آمد او پایین

با چهره ای پُر نور

با خنده ای شیرین

آرام می آمد

دل، بی قرارش بود

دریایی از مردم

در انتظارش بود…

متن برای انسان ظالم

ماه سرور و شادی
ماه قشنگ و زیبا
ماه پیروزی ما
ماه بهمن ماه ما
آذین و نور و لبخند
شور و شادی و شعف
در هر کجای ایران
در قلب پیر و جوان
هر کوچه و خیابان
که پا نهاد بر آن
خمینی بت شکن
با قلبی از محبت
روشن شد و درخشید
دوباره چون ستاره
جانی گرفت بچه ها
دوباره دوباره

متن ظالم

آسمان آبی شد
مژده ای تازه رسید

گل من در گلدان
نفسی تازه کشید

شهر ما شد خوشبو
از گل روی امام

یاسمن، سوسن، یاس
ریخت از هر در و بام

باز شد گلباران
خاک ما سرتاسر

ما همه شاد شدیم
تا که آمد رهبر

مثل یک پروانه
رهبر آمد به وطن

شادی و خنده شکفت
مثل گل بر لب من

متن برای انسان ظالم

انقلاب یعنی گل
در کنار پروانه

نور و گرمی و شادی
در میان هر خانه

انقلاب یعنی جشن
جشن سبزه در صحرا

انقلاب لبخندی است
بر لبان شاد ما

متن ظالمانه

متن برای ظالم

چه زیبا بود فریاد من و تو
میان کوچه ها در زیر رگبار
صدای خشم بی اندازمان بود
تمام حرف های روی دیوار
چه زیبا بود بند وحدت ما
که با آن دست شب را بسته بودیم
به فکر پر زدن بودیم و رفتن
اگر چه مثل مرغی خسته بودیم
چه زیبا بود شب هایی که لب ها
پر از بوی گل ِ تکبیر می داد
شبی که مشت های بسته ی ما
به تنهایی حریف تیر بودند
چه زیبا بود شب را خواب کردن
تمام برف ها را آب کردن
چه زیبا بود در تاریکی شب
نگاهی بر گل مهتاب کردن
چه زیبا بود و زیباتر از آن ها
که یک امروز زیبا را بسازیم
همه با یاد آن هایی که رفتند
بهار سبز فردا را بسازیم

متن برای ظالمان

آی دسته دسته دسته
قفل قفس شکسته
مرگ به شاه ظالم
گفتیم دسته دسته
آی خنده خنده خنده
روی هوا پرنده
شاه فراری شده
آمده وقت خنده
آی غنچه غنچه غنچه
سینی و نقل و غنچه
از سفر آمده ام
وا شد دهان غنچه
آی باغچه باغچه باغچه
خورشید روی تاقچه
پیروز شد انقلاب
گل داد باغ و باغچه

متن برای ظالمان

مثل غنچه بود آن روز غنچه ای که روییده
در هوای بهمن ماه بر درخت خشکیده

مثل آب بود آن روز آب چشمه ای شیرین
چشمه ای که می بیند مرد تشنه ای غمگین

گرچه در زمستان بود چون بهار بود آن روز
سرزمین ما ایران لاله زار بود آن روز

روز خنده ی ما بود روز گریه ی دشمن
روز خوب پیروزی بیست و دوم بهمن بیست و دوم بهمن

مثل غنچه بود آن روز غنچه ای که روییده
در هوای بهمن ماه بر درخت خشکیده

مثل آب بود آن روز آب چشمه ای شیرین
چشمه ای که می بیند مرد تشنه ای غمگین

گرچه در زمستان بود چون بهار بود آن روز
سرزمین ما ایران لاله زار بود آن روز

روز خنده ی ما بود روز گریه ی دشمن
روز خوب پیروزی بیست و دوم بهمن

متن برای انسان ظالم

این دهه فجر است گویی نوبهار

وین همه مهراست از او یادگار

غصه ها رفتند و افسانه شدند

ناله ها فریاد مستانه شدند

دردهه فجرامتش پیروزشد

ماه بهمن ماه جان افروزشد

فجرگویی نوبهارزندگی

چون چراغی در ره سازندگی

ماهمه دلداده ی رهبرشدیم

تا ابد او یار و ما یاورشدیم

گفته بودم قصه دارم با شما

قصه ای از ماه بهمن بچه ها

آنچه بشنیدید برآیندگان

بازگویید تا بماند همچنان

از نهضت قاطعانه ی روح الله

شد دست ستمگران ز ایران کوتاه

با دست تهی و این همه پیروزی

لا حول و لا قوت الا بالله

دهه فجر مبارکباد.

متن برای حکومت ظالم

وقتی که تو آمدی دوباره

از هر طرفی سپیده سر زد

در باغ، شکوفه شد شکوفا

پروانه به سوی غنچه پر زد

در خانه و کوچه و خیابان

گل های قشنگ خنده رویید

از شادی دیدن تو آن روز

هم غنچه و هم جوانه خندید

گیسوی قشنگ سبزه آن روز

با دست نسیم شانه می شد

باغ دل ما ز دیدن تو

سر سبز و پر از ترانه می شد

متن برای ظالمان

متن ظالم معین

می‌ خواستم شعری بگویم
شعری برای انقلابم

دیدم که او دریاست و من
یک قطره ناچیز آبم

دیدم که باید ابر باشم
از صبح تا شب هی ببارم

تا شاید اشک مادران را
در بیتی از شعرم بیارم

دیدم که باید رعد باشم
غرنده و پر شور و غوغا

آن‌وقت در شعرم بگویم
تکبیرها، فریادها را

دیدم که باید دشت باشم
دشتی پر از لاله، شقایق

تا از شهادت‌ ها بگویم
از قلب‌ های گرم و عاشق

متن برای آدم ظالم

رسیده جشن بهمن
جشن بزرگ میهن
کلاس ما دوباره
شده پر از ستاره
پر از گل و قاصدک
شکوفه و شاپرک
شده پر از پرنده
پر از صدای خنده
نقل و نبات و لبخند
گلاب و عود و اسفند
میهن ما شاد شاد
از غم و غصه آزاد

متن برای ظالم

دهه فجر اومده
دهه فجر اومده
شور و غوغا اومده
امام خوب ماها
به وطن باز اومده
شاه بد جنس بلا
اون که بود مثل خلا
پا گذاشت به فرار
تا بره از این دیار
آره ای شاه برو
ای امام ما بیا
بعد از این همه بلا
تا بیاد شور و صفا

متن برای ظالم

وقتی که تو آمدی دوباره
از هر طرفی سپیده سر زد

در باغ، شکوفه شد شکوفا
پروانه به سوی غنچه پر زد

در خانه و کوچه و خیابان
گل های قشنگ خنده رویید

از شادی دیدن تو آن روز
هم غنچه و هم جوانه خندید

گیسوی قشنگ سبزه آن روز
با دست نسیم شانه می شد

باغ دل ما ز دیدن تو
سر سبز و پر از ترانه می شد

متن ظالم معین

دهه فجر اومده
شور و غوغا اومده
امام خوب ماها
به وطن باز اومده
شاه بد جنس بلا
اون که بود مثل خلا
پا گذاشت به فرار
تا بره از این دیار
آره ای شاه برو
ای امام ما بیا
بعد از این همه بلا
تا بیاد شور و صفا​

متن برای حکومت ظالم

متن برای آدم ظالم

انقلاب یعنی….
انقلاب یعنی گل
در کنار پروانه
نور و گرمی و شادی
در میان هر خانه
انقلاب یعنی جشن
جشن سبزه در صحرا
انقلاب لبخندی است
بر لبان شاد ما

متن برای آدم های ظالم

از خون سرخ بهمن سرسبز شد بهاران

اندیشه باور شد، در امتداد باران

بر صخره‏های همّت جوشیده خون غیرت

بانگ سرود و وحدت آید زچشمه ساران

و الفجر بهمن آمد، فصل شکفتن آمد

بر پهندشت باور، خالی است جای یاران

دهه فجر مبارک

متن برای ظالم

یه روز تو ماه بهمن
خنده نشست رو لب ها

چون که اومد به میهن
امام و رهبر ما

میون کوچه هامون
گلدون گل گذاشتیم

پر می زدیم زشادی
درد و غمی نداشتیم

بیا با هم بخونیم؛
بازم مثل همیشه

شعار اون شهیدان؛
که رو دیوار نوشته

تا خون در رگ ماست؛
خمینی رهبر ماست

تا خون در رگ ماست؛
ایران میهن ماست

متن برای پدر ظالم

چه زیبا بود فریاد من و تو
میان کوچه ها در زیر رگبار

صدای خشم بی اندازمان بود
تمام حرف های روی دیوار

چه زیبا بود بند وحدت ما
که با آن دست شب را بسته بودیم

به فکر پر زدن بودیم و رفتن
اگر چه مثل مرغی خسته بودیم

چه زیبا بود شب هایی که لب ها
پر از بوی گل ِ تکبیر می داد

شبی که مشت های بسته ی ما
به تنهایی حریف تیر بودند

چه زیبا بود شب را خواب کردن
تمام برف ها را آب کردن

چه زیبا بود در تاریکی شب
نگاهی بر گل مهتاب کردن

چه زیبا بود و زیباتر از آن ها
که یک امروز زیبا را بسازیم

همه با یاد آن هایی که رفتند
بهار سبز فردا را بسازیم

متن برای پدر ظالم

خاک سرسبز دلیران
مثل مادر مهربانی
مثل بابا استواری
تو امید رنگی را
در دل من می گذاری
بی کران مثل کویری
گرم مثل آفتابی
مثل جنگل سبز سبزی
مثل اقیانوس آبی
قله ی مرد آفرینی
خاک سر سبز دلیران
در جهان هم می درخشد
نام زیبای تو ایران

متن برای آدم های ظالم

متن برای آدم های ظالم

سلام به لاله
سلام به لاله هایی
که انقلاب کردند
ژاله رو غرق نور و
عطر گلاب کردند
سلام به روح خدا
سلام به ماه بهمن
سلام به انقلاب و
به بچه های میهن
سلام به پرچمی که
نشان ایمان ماست
سبز و سفید و قرمز
پرچم ایران ماست

متن ظالم

برخیز، که فجر انقلاب است امروز
بیگانه صفت، خانه خراب است امروز
هر توطئه و نقشه که دشمن بکشد
از لطف خدا، نقش بر آب است امروز
فجر است و سپیده حلقه بر در زده است
روز آمده، تاج لاله بر سر زده است
با آمدن امام در کشور ما
خورشید حقیقت از افق سرزده است
«والفجر» که سوگند خدای ازلی است
روشنگر حقی است که با «آل‌علی» است
این سوره به گفته امام صادق
مشهور به سوره «حسین‌بن‌علی» است
شب رفت و سرود فجر، آهنگین است
از خون شهید، فجر ما رنگین است
این ملت قهرمان و آگاه و رشید
ثابت قدم است و قاطع و سنگین است
شب طی شد و روز روشن از راه رسید
خورشید امید شرق، از غرب دمید
عیسای زمان، راز زمین، «روح خدا»
در کالبد مرده، دمی تازه دمید
این نهضت حق، که خلق ما برپا کرد
نه شرقی‌و غربی است، نه سرخ است و نه زرد
در وسعت و عمق و شور و یک‌پارچگی
زیباتر از این نمی توان پیدا کرد
جان‌های جهانیان به لب آمده است
جان در پی حق، داوطلب آمده است
جمهوری اسلامی ما در این قرن
فجری است که در ظلمت شب آمده است
بر ملت تازه رَسته از دام و کمند
آن بردگی گذشته، یارب مپسند
این در که به‌روی ما گشودی از مهر
بار دگر از قهر، خدایا تو مبند

متن برای آدم ظالم

رهبر آمد به وطن

آسمان شد آبی

مژده ای تازه رسید

گل من در گلدان

نفسی تازه کشید

شهر ما شد خوشبو

از گل روی امام

یاسمن، سوسن، یاس

ریخت از هر در و بام

باز شد گلباران

خاک ما سرتاسر

ما همه شاد شدیم

تا که آمد رهبر

مثل یک پروانه

رهبر آمد به وطن

شادی و خنده شکفت

مثل گل بر لب من

متن ظالم

هی رفیق
بدون چتر کنارم قدم نزن، خیس دلتنگی هایم میشوی
دنیای من ابری تر از آن است که فکرش را میکنی

متن برای پدر ظالم

چه بگویم درباره تو؟
از زمانی که تو وارد زندگی ام شدی

هر چیزی برایم تازگی دارد
و تو دلیل شادی من در زندگی هستی

من کلمات زیادی برای نشان دادن احساسم به تو ندارم
مگر آن که بگویم ممنونم!

متن برای آدم ظالم

متن برای حکومت ظالم

مشترک گرامی
تاریخ شارژ ارادت ما به شما تا وقتی نفس باقی است اعتباردارد !
“همراه آخر”

متن برای ظالم

تو همیشه باعث لبخند من می شوی
حتی زمانی که کیلومترها با من فاصله داری

تو همیشه در قلبم خواهی ماند
و هیچ چیز ما را جدا نخواهد کرد

دوست کسی مانند تو است، همان قدر شیرین و حقیقی

متن برای پدر ظالم

نفس شروع زندگیست
عشق قسمتی از زندگیست
اما دوست خوب قلب زندگیست . .

متن برای انسان ظالم

در رفاقت رسم ما جان دادن است

هر قدم را صد قدم پس دادن است

هرکه بر ما تب کند جان می دهیم

ناز او را هرچه باشد می خریم

متن برای آدم های ظالم

من
از میان واژه‌های زلال
« دوستی » را برگزیده‌ام،
آن‌ جا که
برف‌ های تنهایی
آب می‌ شوند
در صدای تابستانی یک دوست…

متن برای انسان ظالم

متن برای حکومت ظالم

سلامتی اون رفیقـی که مجازیه

اما یه جوری برات سنگ صبوره

که هیچکدوم از رفیقای واقعیت

به گرد پاش هم نمی رسن . . .

متن ظالم معین

دو چیز هیچ وقت از یاد آدما نمیره:
دوستای خوب و روزهای خوب
یه چیز هم هیچ وقت از دل آدم نمیره
روزهای خوبی که با دوستای خوب گذشت

متن برای انسان ظالم

Best friends stick together till the end
They are like a straight line that will not bend

بهترین دوستان تا پایان در کنار هم هستند
آن ها مانند خط مستقیمی هستند که منحرف نمی شوند

They trust each other forever
No matter if you’re apart or together

آن ها تا ابد به هم اعتماد می کنند
مهم نیست که از هم دور باشید یا در کنار هم

They help you up when you fall
Your true friends are best of all

زمانی که می افتی کمک می کنند تا بلند شوی
دوستان واقعی تو بهترین ها هستند

متن ظالم معین

رفــــیــــق…
مـبـادا “گـرفـتـه” بـاشـی;
کــه شـهـری را بـه نـمـاز آیـــات وا مــیــدارم . . .

متن برای آدم های ظالم

به سلامتی اون رفیقی که

خدا هیچی بهش نداده

به جز مرام و معرفت . . .

متن برای ظالمان

متن برای پدر ظالم

رفیق صمیمی من!

از چهار راه قلبم عبور کردی و هیچ به چراغ قلبم توجه نکردی
اما بدان پلیس قلبم تو را تعقیب خواهد کرد
و برگه ی دوستت دارم مرا ،
زیر برف پاکن های دلت خواهد گذاشت . . !

متن برای آدم ظالم

آرزو میڪنم
بهترین معـمارِ
زندگیتـ بـاشی
سـتونِ خانـه ات همـه
ازعشق و برڪت
ســقفِ خـانـه اتـ بلـوری و شـفاف
فـضای خـانـه ات
همیشـه پـُراز مـهر بـاد

متن برای آدم ظالم

حکایت رفاقت حکایت سنگهای کنار ساحله …
اول یکی یکی جمع شون میکنی تو بغلت بعدش یکی یکی پرت شون میکنی تو آب ؛
اما بعضی وقتها یک سنگهای قیمتی گیرت میاد که هیچ وقت نمی تونی پرت شون کنی …

متن ظالم معین

دوستی مثل متکا میمونه
وقتی خسته ای بهش تکیه میکنی
وقتی خوشحالی بهش تکیه میکنی
وقتی غصه داری روش گریه میکنی
وقتی شوخیت میگیره پرتش میکنی
وقتی سرت شلوغ از جلو دست و پا برش میداری
اما دیر یا زود باز هم بهش احتیاج پیدا میکنی
به سلامتی همه دوستای با معرفت…

متن برای آدم های ظالم

بسیار در دل آمد از اندیشه‌ ها و رفت
نقشی که آن نمی رود از دل نشان توست
با من هزار نوبت اگر دشمنی کنی
ای دوست همچنان دل من مهربان توست

متن ظالم معین

متن ظالم

با تمـام مـداد رنگـی هـای دنـیا
بـه هـر زبـانی که بـدانی یـا نـدانی !
خـالی از هـر تشبیه و استعـاره و ایهـام …
تنهـا یکــ جملـه برایـت خـواهـم نوشت :
دوستت دارم بهترین دوست دنیا

متن برای پدر ظالم

سلامتی رفیقی که تو رفاقت کم نزاشت ولی کم برداشت تا رفیقش کم نیاره

متن برای آدم های ظالم

دوست مشمار آن که در نعمت زند
لاف یاری و برادر خواندگی
دوست آن دانم که گیرد دست دوست
در پریشان حالی و درماندگی

سعدی

متن برای آدم ظالم

فراموش کردن رفیقان بی احترامی به قانون خاطره هاست
ارادت مرا هر روز در سر رسیدت تیک بزن . . .

متن ظالم

برای این‌ که دوست پیدا کنی باید خود را لایق و آماده دوستی بار بیاوری.
“آندره موروا”

متن برای انسان ظالم

متن برای آدم های ظالم

می نویسم که بمونه روی قلبم این حقیقت
که به جز تو من ندارم یه رفیق با محبت

متن برای پدر ظالم

داروها و دوستی ها هر دو مشکلات را حل میکنند
با این تفاوت ک دوستی ها هیچ وقت تاریخ انقضا ، بها و اندازه ندارند . . .

متن برای آدم های ظالم

دلت آبی تر از دریا رفیقم
به کامت شادی دنیا رفیقم
الهی دائما چون گل بخندی
شب و روزت خوش و زیبا رفیقم

متن برای پدر ظالم

پرسید دوست رو چون دوستش داری بهش نیاز داری یا که چون بهش نیاز داری دوستش داری؟
گفتم چون دارمش بی نیازم…

متن برای ظالم

من دلم می‌خواهد
خانه‌ای داشته باشم پر دوست
کنج هر دیوارش
دوستانم بنشینند آرام
گل بگو، گل بشنو

هر کسی می‌خواهد
داخل خانه پر مهر و صفا مان گردد
یک سبد بوی گل سرخ به ما هدیه کند
شرط وارد گشتن
شستشوی دل ها
شرط آن
داشتن یک دل بی رنگ و ریاست

به درش برگ گلی می‌کوبم
روی آن با قلم سبز بهار
می‌نویسم:

ای یار
خانه دوستی ما اینجاست
تا که سهراب نپرسد دیگر
خانه دوست کجاست

نیلوفر عاکفیان

متن برای انسان ظالم

متن برای ظالم

سلامتیه دوست نازنینی که گفت:

قبر منو خیلی بزرگ بسازین…. چون یه دنیا ارزو با خودم به گور میبرم !

متن برای حکومت ظالم

رسم رفاقـــــــــــت اینه که
با رفیـــــق پیر شــــــــــــى
نه اینکه وســـــــــــط راه از رفیـــــق سیر شـــــــــــــى

متن برای آدم های ظالم

سلامتی رفیقایی که روز قیامت فقط زمین از دستشون شاکیه !

اونم به خاطر سنگینیه مرامشون . . .

متن برای ظالم

یک دوست کسی است که …

کسی که لبخند به لب هایت می نشاند
کسی که باعث خنده ات می شود

کسی که به حرف های تو گوش خواهد داد
کسی که در لحظه های خوب و بد زندگی در کنارت است

کسی که به تو زمانی که به یک نفر نیاز داری یک آغوش هدیه می دهد
کسی که حواسش به تو هست و دوستت دارد

متن برای انسان ظالم

به سلامتی اونی که باخت تا رفیقش برنده باشه . . .

متن برای ظالمان

متن ظالم معین

دستمال خیس آرزوهایم را فشردم همین ۴ قطره چکید

زنده

باد

رفیق

با معرفت !

متن برای حکومت ظالم

معجزه ای وجود دارد که دوستی نامیده می شود
و در میان دل اقامت دارد
شما نمی دانید که چگونه بوجود می آید و چگونه آغاز می شود
اما شادمانی که برایتان به ارمغان می آورد همیشه موهبتی خاص می بخشد
و شما متوجه می شوید که دوستی ارزشمندترین نعمت خداوند است!

متن برای انسان ظالم

چشمی دارم همه پر از صورت دوست
با دیده مرا خوش ست چون دوست در اوست

از دیده دوست فرق کردن نه نکوست
یا دوست به جای دیده یا دیده خود اوست

متن برای ظالمان

به سلامتی رفیقایی که سر قرار گوشی هاشون رو سایلنت نمیکنن !

متن برای ظالم

سلامتی هرچی خوبه که بدش ماییم
سلامتی هرچی بزرگه که کوچیکش ماییم
سلامتی هرچی رفیقه که اگه قابل بدونن خاک زیر پاش ماییم

متن برای پدر ظالم

متن برای آدم های ظالم

رفـاقت را جـای عشـق در دلـم سپـردم تـا بـا یـاد دوسـت
از درد هیــچ عشـقی نسـوزم
بـه سلامتـی هـر چـی رفیـق بـامرام

متن برای آدم ظالم

رفاقت رو از دست فروش بازار نخریدم
بلکه تو کوچه های خاکی محله مون یاد گرفتم
پس خوب می دونم برای کدوم رفیق زمین بخورم که از زمین خوردنم شاد نشه
بلکه دست خاکیم رو بگیره و منو از زمین بلند کنه . . .
به سلامتی رفیقای با عشق و با مرام و معرفت

متن ظالم

به سلامتی رفیقی که میاد سر خاکم ، شرمنده نمیتونم برات پاشم ولی بدون خاک پاتم !!!

متن ظالم معین

پشت دریا شهریست که یک دوست در آن جا دارد
هر کجا هست، به هر فکر، به هر کار، به هر حال
عزیز است خدایا تو نگهدارش باش

متن برای ظالم

دوستی مثل اسناد کهنه است، قدمت تاریخ آن را قیمتی می کند.

متن برای ظالم

متن برای ظالمان

اگر می‌خواهيد در زندگی دوستان وفادار و ياران غمخوار داشته‌باشيد، کم و خيلی دير با مردم دوست شويد.

متن برای ظالم

به سلامتی کسی که وقتی بردم گفت :

اون رفیق منه

وقتی باختم گفت :

من رفیقتم  . . .

متن برای ظالمان

دوستی مثل یک کتابه، چند ثانیه طول می کشه که آتیش بگیره ولی سالها طول می کشه تا نوشته بشه…

متن برای حکومت ظالم

قلب، مهمانخانه نيست که آدم‌ ها بيايند دو سه ساعت يا دو سه روز توی آن بمانند و بعد بروند.
قلب، لانه‌ ی گنجشک نيست که در بهار ساخته بشود و در پاييز باد آن را با خودش ببرد.
قلب، راستش نمی دانم چيست؟
اما اين را می دانم
که فقط جای آدمهای خيلی خيلی خوب است!
برای همیشه…

متن برای آدم های ظالم

زندگی با همه تلخیاش یه درس خوب بهم داد
اونم اینه که رفیق اونی نیست که باهاش خوشی،
رفیق اونیه که بدون اون داغونی !

متن ظالم

متن برای ظالمان

خیالم راحته که اگه زمستون هرچقدرم سرد باشه،
رفقایی مثل شما دارم که دمشون خیلی گرمه . . .

متن ظالم معین

تقدیم به تو که نمیدانم در خاطرت میمانم یا یرایت خاطره میشم دوستت دارم

نه به خاطره انکه دوستم بداری به خاطره انکه لایق دوست داشتنی

متن ظالم معین

خیلی حس قشنگیه وقتی یه دوست فاب داشته باشی
که همیشه حواسش بهت باشه ،
به یادت باشه ، نگرانت بشه و دوست داشته باشه …
مرســـی که هستی دوستِ من …

متن ظالم

به سلامتی رفیقی که زرنگه, وجودش قشنگه, قلبش یه رنگه, عشقش پر رنگه, شرابش خوش رنگه, آخرش دلم واسش تنگه

متن برای حکومت ظالم

تنها چیزی که یارانه ای نشد “رفاقت” بود چون نتونستن روش قیمت بزارن !
مخلص همه رفقای با معرفت که قیمت ندارن …

متن ظالم

متن ظالم

لحظه ای در گذر از خاطره ها
ناخود آگاه دلم یاد تو کرد
خنده آمد به لبم شاد شدم
گویی از قید غم آزاد شدم
هر کجا هستی دوست، دست حق همراهت…

متن برای پدر ظالم

به سلامتی پرچم ایران که سه رنگه ، تخم مرغ که دو رنگه ، رفیق که یه رنگه !

متن ظالم معین

سلامتی اون رفیقـی که مجازیهــ
امــّــــا
یه جوری برات سنگ صبوره
که هیچکدوم از رفیقای واقــعیـتـــ
به گرد پاش هم نمی رسن …!

متن برای آدم ظالم

آنان که دوستی و محبت را به زندگی خود راه نمی‌دهند، به آن می مانند که طلوع خورشید را مانع شوند.

متن برای حکومت ظالم

بنام دوگل بهشت
یکی عشق و دیگری سرنوشت
به قلم گفتم بنویس ؟ هرچه دلش خواست نوشت
ما را خاک پای دوست ، دوست را تاج سر ما نوشت . . .

متن برای ظالم

متن برای پدر ظالم

سلامتی رفیق بی معرفتی که اسم ما گوشه موبایلش خاک میخوره

متن ظالم معین

قلب، مهمانخانه نیست که آدم‌ ها بیایند دو سه ساعت یا دو سه روز توی آن بمانند و بعد بروند.
قلب، لانه‌ ی گنجشک نیست که در بهار ساخته بشود و در پاییز باد آن را با خودش ببرد.
قلب، راستش نمی دانم چیست؟
اما این را می دانم
که فقط جای آدمهای خیلی خیلی خوب است!
برای همیشه…

متن برای ظالمان

اون که بلندت می کنه، وقتی افتادی
دنبالت می گرده، وقتی گم شدی
بیدارت کنه، وقتی خوابی
نزدیکت بباشه ، وقتی بهش احتیاج داری
باهات بخنده، گریه کنه، آرزو کنه، بجنگه و در عوض هیچی نخواد به غیر از خود تو …
بهش می گن دوست؛
… یک تیکه از زندگی…

متن برای پدر ظالم

سلامتی رفقایی که میخ نگاهشون ، لاستیک دلمون رو پنچر کرده تا ما بی زاپاس تو جاده رفاقت بمونیم !!!

متن برای آدم های ظالم

به سلامتی مهره های تخته نرد که تا وقتی رفیقشون تو حبس حریف به احترامش بازی نمی کنن

متن ظالمانه

متن ظالم

از سلامتی خود مواظبت می‌کنیم، برای روز مبادا پول ذخیره می‌کنیم، سقف خانه را تعمیر می‌کنیم و لباس کافی می‌پوشیم، ولی کیست که در بند آن باشد که بهترین دارایی یعنی دوست را به صورتی عاقلانه برای خود فراهم کند؟

“رالف والدو امرسن”

متن ظالم معین

وقتی تنهائیم دنبال دوست میگردیم، وقتی پیدایش کردیم دنبال عیبهایش میگردیم،
وقتی از دستش دادیم دنبال خاطره هایش میگردیم.
و باز هم تنهائیم

متن برای پدر ظالم

سلامتی رفیقی که پیشمون نیست ولی توی قلبمونه!
به یادمون نیست ولی تو یادمونه!
بی خیالمونه ولی همیشه تو خیالمونه…

متن برای آدم های ظالم

هی رفیق
بدون چتر کنارم قدم نزن، خیس دلتنگی هایم میشوی
دنیای من ابری تر از آن است که فکرش را میکنی

متن ظالم معین

چه بگویم درباره تو؟
از زمانی که تو وارد زندگی ام شدی

هر چیزی برایم تازگی دارد
و تو دلیل شادی من در زندگی هستی

من کلمات زیادی برای نشان دادن احساسم به تو ندارم
مگر آن که بگویم ممنونم!

متن برای انسان ظالم

متن برای پدر ظالم

مشترک گرامی
تاریخ شارژ ارادت ما به شما تا وقتی نفس باقی است اعتباردارد !
“همراه آخر”

متن برای انسان ظالم

تو همیشه باعث لبخند من می شوی
حتی زمانی که کیلومترها با من فاصله داری

تو همیشه در قلبم خواهی ماند
و هیچ چیز ما را جدا نخواهد کرد

دوست کسی مانند تو است، همان قدر شیرین و حقیقی

متن برای حکومت ظالم

نفس شروع زندگیست
عشق قسمتی از زندگیست
اما دوست خوب قلب زندگیست . .

متن برای پدر ظالم

در رفاقت رسم ما جان دادن است

هر قدم را صد قدم پس دادن است

هرکه بر ما تب کند جان می دهیم

ناز او را هرچه باشد می خریم

متن برای حکومت ظالم

من
از میان واژه‌های زلال
« دوستی » را برگزیده‌ام،
آن‌ جا که
برف‌ های تنهایی
آب می‌ شوند
در صدای تابستانی یک دوست…

متن ظالم

متن برای آدم ظالم

سلامتی اون رفیقـی که مجازیه

اما یه جوری برات سنگ صبوره

که هیچکدوم از رفیقای واقعیت

به گرد پاش هم نمی رسن . . .

متن برای آدم های ظالم

دو چیز هیچ وقت از یاد آدما نمیره:
دوستای خوب و روزهای خوب
یه چیز هم هیچ وقت از دل آدم نمیره
روزهای خوبی که با دوستای خوب گذشت

متن ظالم

Best friends stick together till the end
They are like a straight line that will not bend

بهترین دوستان تا پایان در کنار هم هستند
آن ها مانند خط مستقیمی هستند که منحرف نمی شوند

They trust each other forever
No matter if you’re apart or together

آن ها تا ابد به هم اعتماد می کنند
مهم نیست که از هم دور باشید یا در کنار هم

They help you up when you fall
Your true friends are best of all

زمانی که می افتی کمک می کنند تا بلند شوی
دوستان واقعی تو بهترین ها هستند

متن برای انسان ظالم

رفــــیــــق…
مـبـادا “گـرفـتـه” بـاشـی;
کــه شـهـری را بـه نـمـاز آیـــات وا مــیــدارم . . .

متن برای پدر ظالم

به سلامتی اون رفیقی که

خدا هیچی بهش نداده

به جز مرام و معرفت . . .

متن برای حکومت ظالم

متن برای آدم های ظالم

رفیق صمیمی من!

از چهار راه قلبم عبور کردی و هیچ به چراغ قلبم توجه نکردی
اما بدان پلیس قلبم تو را تعقیب خواهد کرد
و برگه ی دوستت دارم مرا ،
زیر برف پاکن های دلت خواهد گذاشت . . !

متن برای حکومت ظالم

آرزو میڪنم
بهترین معـمارِ
زندگیتـ بـاشی
سـتونِ خانـه ات همـه
ازعشق و برڪت
ســقفِ خـانـه اتـ بلـوری و شـفاف
فـضای خـانـه ات
همیشـه پـُراز مـهر بـاد

متن برای آدم های ظالم

حکایت رفاقت حکایت سنگهای کنار ساحله …
اول یکی یکی جمع شون میکنی تو بغلت بعدش یکی یکی پرت شون میکنی تو آب ؛
اما بعضی وقتها یک سنگهای قیمتی گیرت میاد که هیچ وقت نمی تونی پرت شون کنی …

متن برای پدر ظالم

دوستی مثل متکا میمونه
وقتی خسته ای بهش تکیه میکنی
وقتی خوشحالی بهش تکیه میکنی
وقتی غصه داری روش گریه میکنی
وقتی شوخیت میگیره پرتش میکنی
وقتی سرت شلوغ از جلو دست و پا برش میداری
اما دیر یا زود باز هم بهش احتیاج پیدا میکنی
به سلامتی همه دوستای با معرفت…

متن برای ظالم

بسیار در دل آمد از اندیشه‌ ها و رفت
نقشی که آن نمی رود از دل نشان توست
با من هزار نوبت اگر دشمنی کنی
ای دوست همچنان دل من مهربان توست

متن برای ظالمان

متن برای آدم ظالم

با تمـام مـداد رنگـی هـای دنـیا
بـه هـر زبـانی که بـدانی یـا نـدانی !
خـالی از هـر تشبیه و استعـاره و ایهـام …
تنهـا یکــ جملـه برایـت خـواهـم نوشت :
دوستت دارم بهترین دوست دنیا

متن برای ظالم

سلامتی رفیقی که تو رفاقت کم نزاشت ولی کم برداشت تا رفیقش کم نیاره

متن برای آدم ظالم

دوست مشمار آن که در نعمت زند
لاف یاری و برادر خواندگی
دوست آن دانم که گیرد دست دوست
در پریشان حالی و درماندگی

سعدی

متن برای انسان ظالم

فراموش کردن رفیقان بی احترامی به قانون خاطره هاست
ارادت مرا هر روز در سر رسیدت تیک بزن . . .

متن برای آدم ظالم

برای این‌ که دوست پیدا کنی باید خود را لایق و آماده دوستی بار بیاوری.
“آندره موروا”

متن برای پدر ظالم

متن برای پدر ظالم

می نویسم که بمونه روی قلبم این حقیقت
که به جز تو من ندارم یه رفیق با محبت

متن برای حکومت ظالم

داروها و دوستی ها هر دو مشکلات را حل میکنند
با این تفاوت ک دوستی ها هیچ وقت تاریخ انقضا ، بها و اندازه ندارند . . .

متن برای پدر ظالم

دلت آبی تر از دریا رفیقم
به کامت شادی دنیا رفیقم
الهی دائما چون گل بخندی
شب و روزت خوش و زیبا رفیقم

متن برای انسان ظالم

پرسید دوست رو چون دوستش داری بهش نیاز داری یا که چون بهش نیاز داری دوستش داری؟
گفتم چون دارمش بی نیازم…

متن برای حکومت ظالم

من دلم می‌خواهد
خانه‌ای داشته باشم پر دوست
کنج هر دیوارش
دوستانم بنشینند آرام
گل بگو، گل بشنو

هر کسی می‌خواهد
داخل خانه پر مهر و صفا مان گردد
یک سبد بوی گل سرخ به ما هدیه کند
شرط وارد گشتن
شستشوی دل ها
شرط آن
داشتن یک دل بی رنگ و ریاست

به درش برگ گلی می‌کوبم
روی آن با قلم سبز بهار
می‌نویسم:

ای یار
خانه دوستی ما اینجاست
تا که سهراب نپرسد دیگر
خانه دوست کجاست

نیلوفر عاکفیان

متن برای پدر ظالم

متن برای حکومت ظالم

سلامتیه دوست نازنینی که گفت:

قبر منو خیلی بزرگ بسازین…. چون یه دنیا ارزو با خودم به گور میبرم !

متن برای حکومت ظالم

رسم رفاقـــــــــــت اینه که
با رفیـــــق پیر شــــــــــــى
نه اینکه وســـــــــــط راه از رفیـــــق سیر شـــــــــــــى

متن برای پدر ظالم

سلامتی رفیقایی که روز قیامت فقط زمین از دستشون شاکیه !

اونم به خاطر سنگینیه مرامشون . . .

متن ظالم

یک دوست کسی است که …

کسی که لبخند به لب هایت می نشاند
کسی که باعث خنده ات می شود

کسی که به حرف های تو گوش خواهد داد
کسی که در لحظه های خوب و بد زندگی در کنارت است

کسی که به تو زمانی که به یک نفر نیاز داری یک آغوش هدیه می دهد
کسی که حواسش به تو هست و دوستت دارد

متن برای پدر ظالم

به سلامتی اونی که باخت تا رفیقش برنده باشه . . .

متن برای آدم های ظالم

متن برای پدر ظالم

دستمال خیس آرزوهایم را فشردم همین ۴ قطره چکید

زنده

باد

رفیق

با معرفت !

متن برای آدم ظالم

معجزه ای وجود دارد که دوستی نامیده می شود
و در میان دل اقامت دارد
شما نمی دانید که چگونه بوجود می آید و چگونه آغاز می شود
اما شادمانی که برایتان به ارمغان می آورد همیشه موهبتی خاص می بخشد
و شما متوجه می شوید که دوستی ارزشمندترین نعمت خداوند است!

متن ظالم معین

چشمی دارم همه پر از صورت دوست
با دیده مرا خوش ست چون دوست در اوست

از دیده دوست فرق کردن نه نکوست
یا دوست به جای دیده یا دیده خود اوست

متن برای ظالم

به سلامتی رفیقایی که سر قرار گوشی هاشون رو سایلنت نمیکنن !

متن برای ظالم

سلامتی هرچی خوبه که بدش ماییم
سلامتی هرچی بزرگه که کوچیکش ماییم
سلامتی هرچی رفیقه که اگه قابل بدونن خاک زیر پاش ماییم

متن ظالم معین

رفـاقت را جـای عشـق در دلـم سپـردم تـا بـا یـاد دوسـت
از درد هیــچ عشـقی نسـوزم
بـه سلامتـی هـر چـی رفیـق بـامرام

متن برای پدر ظالم

رفاقت رو از دست فروش بازار نخریدم
بلکه تو کوچه های خاکی محله مون یاد گرفتم
پس خوب می دونم برای کدوم رفیق زمین بخورم که از زمین خوردنم شاد نشه
بلکه دست خاکیم رو بگیره و منو از زمین بلند کنه . . .
به سلامتی رفیقای با عشق و با مرام و معرفت

متن ظالم معین

به سلامتی رفیقی که میاد سر خاکم ، شرمنده نمیتونم برات پاشم ولی بدون خاک پاتم !!!

متن برای پدر ظالم

پشت دریا شهریست که یک دوست در آن جا دارد
هر کجا هست، به هر فکر، به هر کار، به هر حال
عزیز است خدایا تو نگهدارش باش

متن برای ظالم

دوستی مثل اسناد کهنه است، قدمت تاریخ آن را قیمتی می کند.

متن ظالم

اگر می‌خواهيد در زندگی دوستان وفادار و ياران غمخوار داشته‌باشيد، کم و خيلی دير با مردم دوست شويد.

متن برای انسان ظالم

به سلامتی کسی که وقتی بردم گفت :

اون رفیق منه

وقتی باختم گفت :

من رفیقتم  . . .

متن برای انسان ظالم

دوستی مثل یک کتابه، چند ثانیه طول می کشه که آتیش بگیره ولی سالها طول می کشه تا نوشته بشه…

متن برای حکومت ظالم

قلب، مهمانخانه نيست که آدم‌ ها بيايند دو سه ساعت يا دو سه روز توی آن بمانند و بعد بروند.
قلب، لانه‌ ی گنجشک نيست که در بهار ساخته بشود و در پاييز باد آن را با خودش ببرد.
قلب، راستش نمی دانم چيست؟
اما اين را می دانم
که فقط جای آدمهای خيلی خيلی خوب است!
برای همیشه…

متن برای انسان ظالم

زندگی با همه تلخیاش یه درس خوب بهم داد
اونم اینه که رفیق اونی نیست که باهاش خوشی،
رفیق اونیه که بدون اون داغونی !

متن برای پدر ظالم

خیالم راحته که اگه زمستون هرچقدرم سرد باشه،
رفقایی مثل شما دارم که دمشون خیلی گرمه . . .

متن برای ظالمان

تقدیم به تو که نمیدانم در خاطرت میمانم یا یرایت خاطره میشم دوستت دارم

نه به خاطره انکه دوستم بداری به خاطره انکه لایق دوست داشتنی

متن ظالم

خیلی حس قشنگیه وقتی یه دوست فاب داشته باشی
که همیشه حواسش بهت باشه ،
به یادت باشه ، نگرانت بشه و دوست داشته باشه …
مرســـی که هستی دوستِ من …

متن برای ظالم

به سلامتی رفیقی که زرنگه, وجودش قشنگه, قلبش یه رنگه, عشقش پر رنگه, شرابش خوش رنگه, آخرش دلم واسش تنگه

متن برای ظالمان

تنها چیزی که یارانه ای نشد “رفاقت” بود چون نتونستن روش قیمت بزارن !
مخلص همه رفقای با معرفت که قیمت ندارن …

متن برای آدم های ظالم

لحظه ای در گذر از خاطره ها
ناخود آگاه دلم یاد تو کرد
خنده آمد به لبم شاد شدم
گویی از قید غم آزاد شدم
هر کجا هستی دوست، دست حق همراهت…

متن برای ظالمان

به سلامتی پرچم ایران که سه رنگه ، تخم مرغ که دو رنگه ، رفیق که یه رنگه !

متن برای ظالم

سلامتی اون رفیقـی که مجازیهــ
امــّــــا
یه جوری برات سنگ صبوره
که هیچکدوم از رفیقای واقــعیـتـــ
به گرد پاش هم نمی رسن …!

متن برای پدر ظالم

آنان که دوستی و محبت را به زندگی خود راه نمی‌دهند، به آن می مانند که طلوع خورشید را مانع شوند.

متن برای پدر ظالم

بنام دوگل بهشت
یکی عشق و دیگری سرنوشت
به قلم گفتم بنویس ؟ هرچه دلش خواست نوشت
ما را خاک پای دوست ، دوست را تاج سر ما نوشت . . .

متن ظالم معین

سلامتی رفیق بی معرفتی که اسم ما گوشه موبایلش خاک میخوره

متن برای آدم های ظالم

قلب، مهمانخانه نیست که آدم‌ ها بیایند دو سه ساعت یا دو سه روز توی آن بمانند و بعد بروند.
قلب، لانه‌ ی گنجشک نیست که در بهار ساخته بشود و در پاییز باد آن را با خودش ببرد.
قلب، راستش نمی دانم چیست؟
اما این را می دانم
که فقط جای آدمهای خیلی خیلی خوب است!
برای همیشه…

متن برای پدر ظالم

اون که بلندت می کنه، وقتی افتادی
دنبالت می گرده، وقتی گم شدی
بیدارت کنه، وقتی خوابی
نزدیکت بباشه ، وقتی بهش احتیاج داری
باهات بخنده، گریه کنه، آرزو کنه، بجنگه و در عوض هیچی نخواد به غیر از خود تو …
بهش می گن دوست؛
… یک تیکه از زندگی…

متن ظالم معین

سلامتی رفقایی که میخ نگاهشون ، لاستیک دلمون رو پنچر کرده تا ما بی زاپاس تو جاده رفاقت بمونیم !!!

متن برای حکومت ظالم

به سلامتی مهره های تخته نرد که تا وقتی رفیقشون تو حبس حریف به احترامش بازی نمی کنن

متن برای حکومت ظالم

از سلامتی خود مواظبت می‌کنیم، برای روز مبادا پول ذخیره می‌کنیم، سقف خانه را تعمیر می‌کنیم و لباس کافی می‌پوشیم، ولی کیست که در بند آن باشد که بهترین دارایی یعنی دوست را به صورتی عاقلانه برای خود فراهم کند؟

“رالف والدو امرسن”

متن ظالم معین

وقتی تنهائیم دنبال دوست میگردیم، وقتی پیدایش کردیم دنبال عیبهایش میگردیم،
وقتی از دستش دادیم دنبال خاطره هایش میگردیم.
و باز هم تنهائیم

متن برای آدم ظالم

سلامتی رفیقی که پیشمون نیست ولی توی قلبمونه!
به یادمون نیست ولی تو یادمونه!
بی خیالمونه ولی همیشه تو خیالمونه…

متن برای پدر ظالم

وقتی از دوست داشتن کسی

مطمئن نیستی

حق نداری دستاشو بگیری

که به دستات عادتش بدی…

متن ظالم معین

خود چه دارند کسی را که ز خود بی‌خبرست

خود خود را تو چنین کاسد و بی‌خصم مدان

که جهان طالب زر و خود تو کان زرست

که رسول حق الناس معادن گفته‌ست

متن برای پدر ظالم

اگر خاموش شد شمع وجودم با هوایی

مرا شمعی پر از اشک و پر از آهم بدانید

الا یا ایها الناس پر ازمنطق منم دیوانه و بی دل

بجزدیوانه ومجنون،به هیچ اسمی مرا بر لب مرانید

متن برای پدر ظالم

سنگینی حق الناس با قرآن سبک نمیشه…

حلالیت بطلب این شبها

از اونی که آزردیش….

متن برای آدم های ظالم

الهی….

از آه بی گناه ِ سر بدارمی تر سم

از آه جوانِ ناکامِ بی مزارمی ترسم

الهی…………………………….

از حقِّ حقّ الناس، ولی بیمارمی ترسم

از ناله های قرآن در کنارمی ترسمِ

الهی………………

متن برای ظالمان

امام محمدباقر(علیه‌السلام):
اوَّلُ قطرةٍ مِنَ الشَّهیدِ كفّارَةٌ لِذُنوبِهِ اِلاّ الدَّین فَاِنَّ كفّارَتَه قَضاءُه.
اوّلین قطرة خون شهید کفارة گناهان او است مگر قرض و بدهکاری او که کفاره‌اش ادا کردن آن است (بدهی و حق‌الناس شهید را وارثان باید ادا كنند).

(وسائل، ج ١٣، ص ٨٥)

متن برای آدم های ظالم

معنای حق الناس را

باور نمی کردم که

روز ماهی ببینم بر زمین

آیا تو را باور کنم

یا حلقه ی این داس را؟

متن برای آدم های ظالم

پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم:
لاخیرَ فی صُحبةِ مَن لایَری لَكَ مِنَ الحَقِّ مِثلَ الّذی تَری لَه.
رفاقت و دوستی با کسی که به اندازة حقّی که برای او قائل هستی برای تو قائل نباشد هیچ ارزشی ندارد.

(مواعظ عددیه، ص ١٤)

متن برای حکومت ظالم

امام جعفرصادق (علیه‌السلام):
لَیسَ بِوَلِیٍّ لی مَن أَكَلَ مالَ مؤمنٍ حَراماً.
هر کس مال مؤمنی را به ناحق بخورد پیرو من نیست.

(وسائل، ج ١٢، ص ٥٣)

متن برای ظالمان

مولا امیرالمؤمنین علیه‌السلام:
أعظمُ الخطایا اِقتِطاعُ مالِ امرِیءٍ مُسلِمٍ بِغَیر حَقٍّ.
عظیم‌ترین گناهان، خوردنِ به ناحق و تجاوز به مال یک مسلمان است.

(تحف‌العقول، ص ٢١٧)

متن برای حکومت ظالم

درون حسن روی نیکوان چیست؟

نه آن حسن است تنها، گوی آن چیست ؟

جز از حق می نیـــــــاید دلربایی

که شــرکت نیــست کــس را در خدایی

کجـــا شهـــوت دل مردم ربــــاید

که حق ، گه گه ز باطـــــــــل می نماید

موثــر حق شــناس اندر همه حال

ز حـد خویشــــــتن ، بیــــرون منه پای

حق اندرکسوت حق ،دین حق دان

حق انـــدر باطـــل آمــد کار شیـــــطان

متن برای پدر ظالم

مردان خدا پرده پندار دریدند

یعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند

فریاد که در رهگذر آدم خاکی

بس دانه فشاندند و بسی دام تنیدند

همت طلب از باطن پیران سحرخیز

زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند

زنهار مزن دست به دامان گروهی

کز حق ببریدند و به باطل گرویدند

متن برای آدم های ظالم

گر نبودی در جهان نقدی روان

قلبها را خرج کردن کی توان

تا نباشد راست کی باشد دروغ

آن دروغ از راست می گیرد فروغ

متن برای ظالم

عبادت از سر وحشت، واسه عاشق عبادت نیست

پرستش راه تسکینه، پرستیدن تجارت نیست

سر آزادگی مُردن، تَهِ دلدادگی میشه

یه وقتایی تمام دین همین آزادگی میشه

کنار سفره ی خالی، یه دنیا آرزو چیدن

بفهمن آدمی یک عمر بهت گندم نشون می دن

نذار بازی کنن بازم برامون با همین نقشه

خدا هرگز کسایی رو که حق خوردن نمی بخشه

کسایی که به هر راهی دارن روزیتو می گیرن

گمونم یادشون رفته همه یک روز می میرن

جهان بدجور کوچیکه همه درگیر این دردیم

همه یک روز می فهمن چه جوری زندگی کردیم

متن ظالم

باغبان کربلا هر چه گل خوشرنگ داشت

از برای دین حق اندر سریر حق نگاشت

از علی اکبر که بودی اشبه الناس نبی

تا علی اصغر که جان بر مردم بی دین گذاشت

متن ظالم

میگفت: باید زرنگ باشی تو این زمونه مث گرگ

باید با زرنگی گرفت و برد و خورد

بدون تو این زمونه که زندگی کردن به قیمت خونه ‏

نون درآوردن به هر قیمت دور از عقل و مث جنونه ‏

یک یا علی بگو و به حقت قانع باش برادر ‏

خدارو اگه قبول داری، بدون خدا روزی رسونه ‏

توی سفره ی دنیا تو فقط یک تکه نون خشک هم برداری ‏

لااقل خیالت راحته حق الناس بر گردنت نمی مونه‎

متن برای آدم های ظالم

هشت از دست آدم رفت،

از اون روزی که گندم خورد

ببین چی میشه اون کس

که یه جو از حق مردم خورد

کسایی که تو این دنیا

متن برای انسان ظالم

سنگینی حق الناس با قرآن سبک نمیشه…

حلالیت بطلب این شبها

از اونی که آزردیش….

متن ظالم

معنای حق الناس را

باور نمی کردم که

روز ماهی ببینم بر زمین

آیا تو را باور کنم

یا حلقه ی این داس را؟

متن ظالم

سهم من بود “تو”

وقتی رفتی

حق الناس را

رعایت نکردی.

متن برای انسان ظالم

یکی از مهترین پیامهای فراموش شده ی عاشورا

خیلی جالبه شب عاشورا امام حسین به یارانش فرمود:

هر کس از شما حق الناسی به گردن دارد برود…

او به جهانیان فهماند که حتی کشته شدن در کربلا هم

متن برای ظالمان

حق الناس فقط

پول نیستا رفیق من!

مواظب دل هایی

که وابستشون کردیم باشیم!

تاوانش بدتر از پوله…

متن برای آدم های ظالم

این که برای گرفتن حقی که حق مسلم شماست باید خودتان شخصا وارد میدان شوید و به اصطلاح دست به کار شوید، به منزله آن است که عدالت و انصاف را به خوبی در روابط اجتماعی ما تقسیم نکرده اند. پس نباید منتظر برقراری عدالت و رعایت انصاف در روابط بود؛ بلکه تنها چیزی که باید به آن اندیشید، گرفتنی حقی است که برای باید آن را از چنگال طرف مقابل خویش ربود.

متن برای انسان ظالم

جنگیدن تنها در میدان جبهه و جنگ و نبرد حق علیه باطل نیست؛ گاهی اوقات باید برای گرفتن حق خود، آستین همت را بالا زد. برای بازستاندن حق خویش باید به مبارزه روی آورد و خود را برای آزمونی سخت مهیا ساخت.

متن ظالم معین

مسلما جامعه ای که در آن باید برای گرفتن حق خود رفت و به زور آن را از چنگال دیگران زدود، خوب نیست ولی بدتر از آن هم حالتی است که برای گرفتن حق خود به پا خیزی و نتوانی آن را به طور کامل بگیری. ولی همیشه باید به خاطر داشت که حق را باید گرفت. گاهی با یک حرف حسابی، گاهی با اعمال کمی زور، گاهی هم با سرنیزه و توپ و مسلسل باید حق خویش را به هر نحو ممکن از چنگال طرف مقابل خویش ستاند.

متن ظالم معین

سه چیز تحملش خیلی سخته
حق با تو باشه
ولی بهت زور بگن!
بدونی دارن بهت دروغ میگن
نتونی ثابت کنی!
تتونی حرف دلتو بزنی
و مجبور باشی سکوت کنی!

متن برای حکومت ظالم

هرگاه تلاش کردم حقم را بگیرم، یاری خداوند را به وضوح در پیچو تاب بی کسی هایم نظاره کردم،و نوازشهای باران رحمت الهی،بر روی گونه هایم بال پرواز من شد
«ناهید بهزاد»

متن برای آدم های ظالم

وقتی از دوست داشتن کسی

مطمئن نیستی

حق نداری دستاشو بگیری

که به دستات عادتش بدی…

متن برای انسان ظالم

خود چه دارند کسی را که ز خود بی‌خبرست

خود خود را تو چنین کاسد و بی‌خصم مدان

که جهان طالب زر و خود تو کان زرست

که رسول حق الناس معادن گفته‌ست

متن ظالم

اگر خاموش شد شمع وجودم با هوایی

مرا شمعی پر از اشک و پر از آهم بدانید

الا یا ایها الناس پر ازمنطق منم دیوانه و بی دل

بجزدیوانه ومجنون،به هیچ اسمی مرا بر لب مرانید

متن برای ظالم

سنگینی حق الناس با قرآن سبک نمیشه…

حلالیت بطلب این شبها

از اونی که آزردیش….

متن برای انسان ظالم

الهی….

از آه بی گناه ِ سر بدارمی تر سم

از آه جوانِ ناکامِ بی مزارمی ترسم

الهی…………………………….

از حقِّ حقّ الناس، ولی بیمارمی ترسم

از ناله های قرآن در کنارمی ترسمِ

الهی………………

متن برای ظالم

امام محمدباقر(علیه‌السلام):
اوَّلُ قطرةٍ مِنَ الشَّهیدِ كفّارَةٌ لِذُنوبِهِ اِلاّ الدَّین فَاِنَّ كفّارَتَه قَضاءُه.
اوّلین قطرة خون شهید کفارة گناهان او است مگر قرض و بدهکاری او که کفاره‌اش ادا کردن آن است (بدهی و حق‌الناس شهید را وارثان باید ادا كنند).

(وسائل، ج ١٣، ص ٨٥)

متن برای آدم های ظالم

معنای حق الناس را

باور نمی کردم که

روز ماهی ببینم بر زمین

آیا تو را باور کنم

یا حلقه ی این داس را؟

متن برای آدم های ظالم

پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم:
لاخیرَ فی صُحبةِ مَن لایَری لَكَ مِنَ الحَقِّ مِثلَ الّذی تَری لَه.
رفاقت و دوستی با کسی که به اندازة حقّی که برای او قائل هستی برای تو قائل نباشد هیچ ارزشی ندارد.

(مواعظ عددیه، ص ١٤)

متن برای آدم ظالم

امام جعفرصادق (علیه‌السلام):
لَیسَ بِوَلِیٍّ لی مَن أَكَلَ مالَ مؤمنٍ حَراماً.
هر کس مال مؤمنی را به ناحق بخورد پیرو من نیست.

(وسائل، ج ١٢، ص ٥٣)

متن برای ظالم

مولا امیرالمؤمنین علیه‌السلام:
أعظمُ الخطایا اِقتِطاعُ مالِ امرِیءٍ مُسلِمٍ بِغَیر حَقٍّ.
عظیم‌ترین گناهان، خوردنِ به ناحق و تجاوز به مال یک مسلمان است.

(تحف‌العقول، ص ٢١٧)

متن برای حکومت ظالم

درون حسن روی نیکوان چیست؟

نه آن حسن است تنها، گوی آن چیست ؟

جز از حق می نیـــــــاید دلربایی

که شــرکت نیــست کــس را در خدایی

کجـــا شهـــوت دل مردم ربــــاید

که حق ، گه گه ز باطـــــــــل می نماید

موثــر حق شــناس اندر همه حال

ز حـد خویشــــــتن ، بیــــرون منه پای

حق اندرکسوت حق ،دین حق دان

حق انـــدر باطـــل آمــد کار شیـــــطان

متن برای حکومت ظالم

مردان خدا پرده پندار دریدند

یعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند

فریاد که در رهگذر آدم خاکی

بس دانه فشاندند و بسی دام تنیدند

همت طلب از باطن پیران سحرخیز

زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند

زنهار مزن دست به دامان گروهی

کز حق ببریدند و به باطل گرویدند

متن ظالم معین

گر نبودی در جهان نقدی روان

قلبها را خرج کردن کی توان

تا نباشد راست کی باشد دروغ

آن دروغ از راست می گیرد فروغ

متن ظالم معین

عبادت از سر وحشت، واسه عاشق عبادت نیست

پرستش راه تسکینه، پرستیدن تجارت نیست

سر آزادگی مُردن، تَهِ دلدادگی میشه

یه وقتایی تمام دین همین آزادگی میشه

کنار سفره ی خالی، یه دنیا آرزو چیدن

بفهمن آدمی یک عمر بهت گندم نشون می دن

نذار بازی کنن بازم برامون با همین نقشه

خدا هرگز کسایی رو که حق خوردن نمی بخشه

کسایی که به هر راهی دارن روزیتو می گیرن

گمونم یادشون رفته همه یک روز می میرن

جهان بدجور کوچیکه همه درگیر این دردیم

همه یک روز می فهمن چه جوری زندگی کردیم

متن ظالم معین

باغبان کربلا هر چه گل خوشرنگ داشت

از برای دین حق اندر سریر حق نگاشت

از علی اکبر که بودی اشبه الناس نبی

تا علی اصغر که جان بر مردم بی دین گذاشت

متن برای آدم ظالم

میگفت: باید زرنگ باشی تو این زمونه مث گرگ

باید با زرنگی گرفت و برد و خورد

بدون تو این زمونه که زندگی کردن به قیمت خونه ‏

نون درآوردن به هر قیمت دور از عقل و مث جنونه ‏

یک یا علی بگو و به حقت قانع باش برادر ‏

خدارو اگه قبول داری، بدون خدا روزی رسونه ‏

توی سفره ی دنیا تو فقط یک تکه نون خشک هم برداری ‏

لااقل خیالت راحته حق الناس بر گردنت نمی مونه‎

متن ظالم

هشت از دست آدم رفت،

از اون روزی که گندم خورد

ببین چی میشه اون کس

که یه جو از حق مردم خورد

کسایی که تو این دنیا

متن برای آدم های ظالم

سنگینی حق الناس با قرآن سبک نمیشه…

حلالیت بطلب این شبها

از اونی که آزردیش….

متن ظالم معین

معنای حق الناس را

باور نمی کردم که

روز ماهی ببینم بر زمین

آیا تو را باور کنم

یا حلقه ی این داس را؟

متن برای ظالمان

سهم من بود “تو”

وقتی رفتی

حق الناس را

رعایت نکردی.

متن ظالم

یکی از مهترین پیامهای فراموش شده ی عاشورا

خیلی جالبه شب عاشورا امام حسین به یارانش فرمود:

هر کس از شما حق الناسی به گردن دارد برود…

او به جهانیان فهماند که حتی کشته شدن در کربلا هم

متن برای آدم ظالم

حق الناس فقط

پول نیستا رفیق من!

مواظب دل هایی

که وابستشون کردیم باشیم!

تاوانش بدتر از پوله…

متن برای حکومت ظالم

این که برای گرفتن حقی که حق مسلم شماست باید خودتان شخصا وارد میدان شوید و به اصطلاح دست به کار شوید، به منزله آن است که عدالت و انصاف را به خوبی در روابط اجتماعی ما تقسیم نکرده اند. پس نباید منتظر برقراری عدالت و رعایت انصاف در روابط بود؛ بلکه تنها چیزی که باید به آن اندیشید، گرفتنی حقی است که برای باید آن را از چنگال طرف مقابل خویش ربود.

متن ظالم معین

جنگیدن تنها در میدان جبهه و جنگ و نبرد حق علیه باطل نیست؛ گاهی اوقات باید برای گرفتن حق خود، آستین همت را بالا زد. برای بازستاندن حق خویش باید به مبارزه روی آورد و خود را برای آزمونی سخت مهیا ساخت.

متن برای حکومت ظالم

مسلما جامعه ای که در آن باید برای گرفتن حق خود رفت و به زور آن را از چنگال دیگران زدود، خوب نیست ولی بدتر از آن هم حالتی است که برای گرفتن حق خود به پا خیزی و نتوانی آن را به طور کامل بگیری. ولی همیشه باید به خاطر داشت که حق را باید گرفت. گاهی با یک حرف حسابی، گاهی با اعمال کمی زور، گاهی هم با سرنیزه و توپ و مسلسل باید حق خویش را به هر نحو ممکن از چنگال طرف مقابل خویش ستاند.

متن برای پدر ظالم

سه چیز تحملش خیلی سخته
حق با تو باشه
ولی بهت زور بگن!
بدونی دارن بهت دروغ میگن
نتونی ثابت کنی!
تتونی حرف دلتو بزنی
و مجبور باشی سکوت کنی!

متن برای پدر ظالم

هرگاه تلاش کردم حقم را بگیرم، یاری خداوند را به وضوح در پیچو تاب بی کسی هایم نظاره کردم،و نوازشهای باران رحمت الهی،بر روی گونه هایم بال پرواز من شد
«ناهید بهزاد»

متن ظالم معین

امشب تمام آیینه ها را صدا کنید

گاه اجابت است رو به سوی خدا کنید

ای دوستان آبرودار در نزد حق

در نیمه شب قدر مرا هم دعا کنید، حلالم کنید. حلال.

متن ظالم معین

امام على علیه ‏السلام می فرمایند:
اَلعَفوُ تاجُ المَکارِمِ؛

گذشت، اُوج بزرگواریهاست.

با تمسک به این حدیث زیبا از همه بزگوارانی که حقی بر گردن این بنده حقیر دارند طلب عفو بخشش را دارم، امیدوارم در عمر باقیمانده بتوانم اگر قصوری در حق کسی انجام داده ام جبران کنم. آمین.

متن برای انسان ظالم

شب قدر، خدا به دنبال بهانه ای برای بخشش بندگان است

ای دوست من

اگر زخمی زدم از زبانم

اگر دیدی ز من گناهی

ببخش بر من که نمانده فرصت باقی.حلالم کن

متن برای پدر ظالم

لطفا و خواهشا همگی امشب حلالم کنید، التماس دعا

متن ظالم معین

حق الناس تنها چیزی است که در قیامت با شفاعت هم حل نمی شود

آنچه از من بر دل داری در این شب قدر ببخش

التماس دعا

متن برای حکومت ظالم

گویند که در شب ها قدر صدا میزنند آیا کسی نیست که بخشش بخواهد و بخشیده شود : ((

از شما دوست / همکار / خویشاوند میخواهم اگر کوتاهی یا ظلمی ناخواسته در حق آنها روا داشته ام از من حقیر درگذرند تا این بنده نیز سعادت بخشش و عفو الهی را پیدا کند. التماس دعا

متن برای ظالمان

اگر گاهی ندانسته به احساس تو خندیدیم

و یا از روی خودخواهی فقط خود را پسندیدم

اگر از دست من در خلوت خود گریه ای کردی

اگر بد کردم و هرگز به روی خود نیاوردی

اگر زخمی چشیدی گاه گاهی از زبان من

اگر رنجیده خاطر گشتی از لحن بیان من

حلالم کن

متن برای حکومت ظالم

اگر بر من ببخشی

لطفی کردی در حقم

اگر حلالم کنی امشب

کردی محبت در حقم

متن ظالم

ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻫﻢ…
ﻓﻘﻂ…

ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻟﻌﻨﺘﯽ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﮕﻮ:
ﺣﻼﻟﻢ ﮐﻦ؛ ﻫﻨﻮﺯ ﺷﺐ ﻫﺎ ﺑﺎ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﻣﯿﺨﻮﺍﺑﻢ…

متن ظالم

امشب تمام آیینه ها را صدا کنید

گاه اجابت است رو به سوی خدا کنید

ای دوستان آبرودار در نزد حق

در نیمه شب قدر مرا هم دعا کنید، حلالم کنید. حلال.

متن برای انسان ظالم

امام على علیه ‏السلام می فرمایند:
اَلعَفوُ تاجُ المَکارِمِ؛

گذشت، اُوج بزرگواریهاست.

با تمسک به این حدیث زیبا از همه بزگوارانی که حقی بر گردن این بنده حقیر دارند طلب عفو بخشش را دارم، امیدوارم در عمر باقیمانده بتوانم اگر قصوری در حق کسی انجام داده ام جبران کنم. آمین.

متن ظالم معین

شب قدر، خدا به دنبال بهانه ای برای بخشش بندگان است

ای دوست من

اگر زخمی زدم از زبانم

اگر دیدی ز من گناهی

ببخش بر من که نمانده فرصت باقی.حلالم کن

متن برای ظالم

لطفا و خواهشا همگی امشب حلالم کنید، التماس دعا

متن برای آدم های ظالم

حق الناس تنها چیزی است که در قیامت با شفاعت هم حل نمی شود

آنچه از من بر دل داری در این شب قدر ببخش

التماس دعا

متن برای آدم ظالم

گویند که در شب ها قدر صدا میزنند آیا کسی نیست که بخشش بخواهد و بخشیده شود : ((

از شما دوست / همکار / خویشاوند میخواهم اگر کوتاهی یا ظلمی ناخواسته در حق آنها روا داشته ام از من حقیر درگذرند تا این بنده نیز سعادت بخشش و عفو الهی را پیدا کند. التماس دعا

متن برای آدم های ظالم

اگر گاهی ندانسته به احساس تو خندیدیم

و یا از روی خودخواهی فقط خود را پسندیدم

اگر از دست من در خلوت خود گریه ای کردی

اگر بد کردم و هرگز به روی خود نیاوردی

اگر زخمی چشیدی گاه گاهی از زبان من

اگر رنجیده خاطر گشتی از لحن بیان من

حلالم کن

متن برای ظالمان

اگر بر من ببخشی

لطفی کردی در حقم

اگر حلالم کنی امشب

کردی محبت در حقم

متن ظالم معین

ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻫﻢ…
ﻓﻘﻂ…

ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻟﻌﻨﺘﯽ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﮕﻮ:
ﺣﻼﻟﻢ ﮐﻦ؛ ﻫﻨﻮﺯ ﺷﺐ ﻫﺎ ﺑﺎ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﻣﯿﺨﻮﺍﺑﻢ…

متن برای حکومت ظالم

دهه فجر اومده

دهه فجر اومده

شور و غوغا اومده

امام خوب ماها

به وطن باز اومده

شاه بدجنس بلا

اون که بود مثل خلا

پا گذاشت به فرار

تا که بره از این دیار

اره ای شاه برو

ای امام ما بیا

بعد از این همه بلا

تا که بیاد شور و صفا

متن برای ظالم

یک پادشاه ظالم

یک آدم ستم کار

تو کشور ما می کرد

کارهای بد چه بسیار

اصلا نبود با خدا

همیشه بود با شیطان

مردمو آزار می داد

راحت و خیلی آسان

هر آدمی که می دید

مومن و با خدا بود

می خواست که از تو ریشه

زود کنه اونو نابود

می نداخت اونو به زندان

بدون هیچ دلیلی

شکنجه می کرد زیاد

با ضرب و شتم و سیلی

آدم های زیادی رو

کرد با این کار شهید

اما با کارهای بد

روز خوشی هم ندید

مردم قیام کردنو

این شاه کردن بیرون

به جاش آوردن ایران

یک امام مهربان

شکست دادن شیطانو

با یاری خداوند

هر کسی با خدا هست

پیروز و سربلنده

متن برای ظالمان

این دهه فجر است گویی نوب هار

وین همه مهراست از او یادگار

غصه ها رفتند و افسانه شدند

ناله ها فریاد مستانه شدند

در دهه فجر امتش پیروز شد

ماه بهمن ماه جان افروز شد

فجر گویی نوب هار زندگی

چون چراغی در ره سازندگی

ما همه دلداده رهبر شدیم

تا ابد او یار و ما یاور شدیم

گفته بودم قصه دارم با شما

قصه ای از ماه بهمن بچه ها

آنچه بشنیدید بر آیندگان

باز گویید تا بماند همچنان

از نهضت قاطعانه روح الله

شد دست ستمگران ز ایران کوتاه

با دست تهی و این همه پیروزی

لا حول و لا قوت الا بالله

متن برای حکومت ظالم

از خون سرخ بهمن سرسبز شد بهاران

اندیشه باور شد، در امتداد باران

بر صخره ‏های همت جوشیده خون غیرت

بانگ سرود و وحدت آید زچشمه ساران

و الفجر بهمن آمد، فصل شکفتن آمد

بر پهندشت باور، خالی است جای یاران

متن برای ظالم

مثل غنچه بود آن روز غنچه ای که روییده

در هوای بهمن ماه بر درخت خشکیده

مثل آب بود آن روز آب چشمه ای شیرین

چشمه ای که می بیند مرد تشنه ای غمگین

گرچه در زمستان بود چون بهار بود آن روز

سرزمین ما ایران لاله زار بود آن روز

روز خنده ی ما بود روز گریه ی دشمن

روز خوب پیروزی بیست و دوم بهمن بیست و دوم بهمن

مثل غنچه بود آن روز غنچه ای که روییده

در هوای بهمن ماه بر درخت خشکیده

مثل آب بود آن روز آب چشمه ای شیرین

چشمه ای که می بیند مرد تشنه ای غمگین

گرچه در زمستان بود چون بهار بود آن روز

سرزمین ما ایران لاله زار بود آن روز

روز خنده ی ما بود روز گریه ی دشمن

روز خوب پیروزی بیست و دوم بهمن

متن برای انسان ظالم

چه زیبا بود فریاد من و تو

میان کوچه ها در زیر رگبار

صدای خشم بی اندازمان بود

تمام حرف های روی دیوار

چه زیبا بود بند وحدت ما

که با آن دست شب را بسته بودیم

به فکر پر زدن بودیم و رفتن

اگر چه مثل مرغی خسته بودیم

چه زیبا بود شب هایی که لب ها

پر از بوی گل ِ تکبیر می داد

شبی که مشت های بسته ی ما

به تنهایی حریف تیر بودند

چه زیبا بود شب را خواب کردن

تمام برف ها را آب کردن

چه زیبا بود در تاریکی شب

نگاهی بر گل مهتاب کردن

چه زیبا بود و زیباتر از آن ها

که یک امروز زیبا را بسازیم

همه با یاد آن هایی که رفتند

بهار سبز فردا را بسازیم

متن ظالم

یه روز تو ماه بهمن
خنده نشست رو لبها
چونکه اومد به میهن
امام و رهبر ما
میون کوچه هامون
گلدون گل گذاشتیم
پَر می زدیم ز شادی
درد و غمی نداشتیم
بیا با هم بخونیم؛
بازم مثل همیشه
شعار اون شهیدان؛
که رو دیوار نوشته
تا خون در رگ ماست؛
خمینی رهبر ماست
تا خون در رگ ماست؛
ایران میهن ماست

متن برای ظالم

برخیز، که فجر انقلاب است امروز
بیگانه صفت، خانه خراب است امروز
هر توطئه و نقشه که دشمن بکشد
از لطف خدا، نقش بر آب است امروز
فجر است و سپیده حلقه بر در زده است
روز آمده، تاج لاله بر سر زده است
با آمدن امام در کشور ما
خورشید حقیقت از افق سرزده است
«والفجر» که سوگند خدای ازلی است
روشنگر حقی است که با «آل‌علی» است
این سوره به گفته امام صادق
مشهور به سوره «حسین‌بن‌علی» است
شب رفت و سرود فجر، آهنگین است
از خون شهید، فجر ما رنگین است
این ملت قهرمان و آگاه و رشید
ثابت قدم است و قاطع و سنگین است
شب طی شد و روز روشن از راه رسید
خورشید امید شرق، از غرب دمید
عیسای زمان، راز زمین، «روح خدا»
در کالبد مرده، دمی تازه دمید
این نهضت حق، که خلق ما برپا کرد
نه شرقی‌و غربی است، نه سرخ است و نه زرد
در وسعت و عمق و شور و یک‌پارچگی
زیباتر از این نمی توان پیدا کرد
جان‌های جهانیان به لب آمده است
جان در پی حق، داوطلب آمده است
جمهوری اسلامی ما در این قرن
فجری است که در ظلمت شب آمده است
بر ملت تازه رَسته از دام و کمند
آن بردگی گذشته، یارب مپسند
این در که به‌روی ما گشودی از مهر
بار دگر از قهر، خدایا تو مبند

متن برای پدر ظالم

دهه فجر اومده

دهه فجر اومده

شور و غوغا اومده

امام خوب ماها

به وطن باز اومده

شاه بدجنس بلا

اون که بود مثل خلا

پا گذاشت به فرار

تا که بره از این دیار

اره ای شاه برو

ای امام ما بیا

بعد از این همه بلا

تا که بیاد شور و صفا

متن برای حکومت ظالم

یک پادشاه ظالم

یک آدم ستم کار

تو کشور ما می کرد

کارهای بد چه بسیار

اصلا نبود با خدا

همیشه بود با شیطان

مردمو آزار می داد

راحت و خیلی آسان

هر آدمی که می دید

مومن و با خدا بود

می خواست که از تو ریشه

زود کنه اونو نابود

می نداخت اونو به زندان

بدون هیچ دلیلی

شکنجه می کرد زیاد

با ضرب و شتم و سیلی

آدم های زیادی رو

کرد با این کار شهید

اما با کارهای بد

روز خوشی هم ندید

مردم قیام کردنو

این شاه کردن بیرون

به جاش آوردن ایران

یک امام مهربان

شکست دادن شیطانو

با یاری خداوند

هر کسی با خدا هست

پیروز و سربلنده

متن ظالم معین

این دهه فجر است گویی نوب هار

وین همه مهراست از او یادگار

غصه ها رفتند و افسانه شدند

ناله ها فریاد مستانه شدند

در دهه فجر امتش پیروز شد

ماه بهمن ماه جان افروز شد

فجر گویی نوب هار زندگی

چون چراغی در ره سازندگی

ما همه دلداده رهبر شدیم

تا ابد او یار و ما یاور شدیم

گفته بودم قصه دارم با شما

قصه ای از ماه بهمن بچه ها

آنچه بشنیدید بر آیندگان

باز گویید تا بماند همچنان

از نهضت قاطعانه روح الله

شد دست ستمگران ز ایران کوتاه

با دست تهی و این همه پیروزی

لا حول و لا قوت الا بالله

متن برای پدر ظالم

از خون سرخ بهمن سرسبز شد بهاران

اندیشه باور شد، در امتداد باران

بر صخره ‏های همت جوشیده خون غیرت

بانگ سرود و وحدت آید زچشمه ساران

و الفجر بهمن آمد، فصل شکفتن آمد

بر پهندشت باور، خالی است جای یاران

متن برای پدر ظالم

مثل غنچه بود آن روز غنچه ای که روییده

در هوای بهمن ماه بر درخت خشکیده

مثل آب بود آن روز آب چشمه ای شیرین

چشمه ای که می بیند مرد تشنه ای غمگین

گرچه در زمستان بود چون بهار بود آن روز

سرزمین ما ایران لاله زار بود آن روز

روز خنده ی ما بود روز گریه ی دشمن

روز خوب پیروزی بیست و دوم بهمن بیست و دوم بهمن

مثل غنچه بود آن روز غنچه ای که روییده

در هوای بهمن ماه بر درخت خشکیده

مثل آب بود آن روز آب چشمه ای شیرین

چشمه ای که می بیند مرد تشنه ای غمگین

گرچه در زمستان بود چون بهار بود آن روز

سرزمین ما ایران لاله زار بود آن روز

روز خنده ی ما بود روز گریه ی دشمن

روز خوب پیروزی بیست و دوم بهمن

متن ظالم معین

چه زیبا بود فریاد من و تو

میان کوچه ها در زیر رگبار

صدای خشم بی اندازمان بود

تمام حرف های روی دیوار

چه زیبا بود بند وحدت ما

که با آن دست شب را بسته بودیم

به فکر پر زدن بودیم و رفتن

اگر چه مثل مرغی خسته بودیم

چه زیبا بود شب هایی که لب ها

پر از بوی گل ِ تکبیر می داد

شبی که مشت های بسته ی ما

به تنهایی حریف تیر بودند

چه زیبا بود شب را خواب کردن

تمام برف ها را آب کردن

چه زیبا بود در تاریکی شب

نگاهی بر گل مهتاب کردن

چه زیبا بود و زیباتر از آن ها

که یک امروز زیبا را بسازیم

همه با یاد آن هایی که رفتند

بهار سبز فردا را بسازیم

متن برای آدم های ظالم

یه روز تو ماه بهمن
خنده نشست رو لبها
چونکه اومد به میهن
امام و رهبر ما
میون کوچه هامون
گلدون گل گذاشتیم
پَر می زدیم ز شادی
درد و غمی نداشتیم
بیا با هم بخونیم؛
بازم مثل همیشه
شعار اون شهیدان؛
که رو دیوار نوشته
تا خون در رگ ماست؛
خمینی رهبر ماست
تا خون در رگ ماست؛
ایران میهن ماست

متن برای آدم ظالم

برخیز، که فجر انقلاب است امروز
بیگانه صفت، خانه خراب است امروز
هر توطئه و نقشه که دشمن بکشد
از لطف خدا، نقش بر آب است امروز
فجر است و سپیده حلقه بر در زده است
روز آمده، تاج لاله بر سر زده است
با آمدن امام در کشور ما
خورشید حقیقت از افق سرزده است
«والفجر» که سوگند خدای ازلی است
روشنگر حقی است که با «آل‌علی» است
این سوره به گفته امام صادق
مشهور به سوره «حسین‌بن‌علی» است
شب رفت و سرود فجر، آهنگین است
از خون شهید، فجر ما رنگین است
این ملت قهرمان و آگاه و رشید
ثابت قدم است و قاطع و سنگین است
شب طی شد و روز روشن از راه رسید
خورشید امید شرق، از غرب دمید
عیسای زمان، راز زمین، «روح خدا»
در کالبد مرده، دمی تازه دمید
این نهضت حق، که خلق ما برپا کرد
نه شرقی‌و غربی است، نه سرخ است و نه زرد
در وسعت و عمق و شور و یک‌پارچگی
زیباتر از این نمی توان پیدا کرد
جان‌های جهانیان به لب آمده است
جان در پی حق، داوطلب آمده است
جمهوری اسلامی ما در این قرن
فجری است که در ظلمت شب آمده است
بر ملت تازه رَسته از دام و کمند
آن بردگی گذشته، یارب مپسند
این در که به‌روی ما گشودی از مهر
بار دگر از قهر، خدایا تو مبند

متن برای انسان ظالم

مقاومت یعنی میل به احساس قدرت داشتن
یا تلاش برای قدرتمند بودن و مقاومت کردن اشتباه گرفته می شود
ممکن است شخص توانایی اثر گذاری در رفتار دیگران را داشته باشد
اما ممکن است تمایلی به استفاده از آن نداشته باشد.

متن برای انسان ظالم

ایستادگی کن،

ایستادگی کن؛

و ایستادگی کن …

و به یاد داشته باش که لشکری از کلاغ ها، جرات نزدیک شدن به مترسکی که ایستادگی را فقط به نمایش می گذارد، ندارند.

باید در نبرد بیهوده ی ایده و ائین ها ایستاد و ایستادگی کرد و از ان گذاشت

متن برای ظالم

باید پذیرفت که زندگی کردن، پر از رنج و سختی است
باید دانست که انسان بدون رنج، انسان مرده است
باید باور داشت که این سختی‌ ها باعث قوی و مقاوم تر شدنت می‌ شوند

متن برای پدر ظالم

قدرت و شجاعت همیشه با مدال‌ ها و پیروزی‌ هایی که به دست می‌ آید سنجیده نمی‌ شوند.

بلکه با مبارزاتی که برای چیره شدن انجام می‌شوند ارزیابی می‌شوند.

مقاوم ترین مردم کسانی نیستند که همیشه برنده می‌ شوند، بلکه افرادی هستند که موقع از دست دادن تسلیم نمی‌ شوند.

متن برای پدر ظالم

در میدان عاشقی ایستادگی باید کرد
در اسرار عشق خود پختگی باید کرد
آسان مده عشق را به باد فنا
در راه عشق دلدادگی باید کرد
گر راه سخت است و لیلی بی قرار
همچو مجنون ایستادگی باید کرد

متن ظالم

ایستادگی کن تا روشن بمانی
شمع های افتاده خاموش می شوند…

متن برای آدم ظالم

میان سادگی من و ایستادگی تو

راهی هست که تجربه کرده ام

اما کبوتری که می خواستم

میان سکوت چشم ها و افتادگی آسمان مرده بود…

متن برای پدر ظالم

تو در پس روزهای ابری نهفته ای و من بی قرار بارشم

ای ابرها در امتداد انتظارم با یکدگر بر خورد کنید

تو در پشت برهنگی اندام بید نشسته ای

و من بی تاب تنپوشی از سبزینه ها هستم

ای بیدها عریانی تان را با شکوفه های استقامت من بپوشانید

تو در کنار کودکی غنچه آرمیده ای

و من کهولت شاخه ها بسر می برم

ای لحظه های ناب ، غنچه های گمگشته را

در شاخسار خمیده ام پیدا کنید.

متن برای انسان ظالم

از هجوم باد هرزه نمی هراسم که هر روز به آماجی می وزد

به ایلغار چشم تو که باز گونه تخم وحشت می ریزد آشنایم

آزادی واژه ایست که در زبان ما مفهوم واحدی ندارد

در برابر سیلی که می آید

ایستادگی بی معناست

که قهرمانی افسانه ی دروغینی است

که هر کس سیمای خویش را در آن می خواند

متن برای آدم های ظالم

غریب نیست ز سیل ایستادگی صائب

شکیب عاشق بیتاب تازگی دارد

چشم های تو اینک

با بی چقدر بهار

چقدر تابستان

تنت حریم ویرانی مرا

حصار ترد خواستن می کند

حصار ایستادگی در برابر

غوغای مرگ بار

بی تو ازادی

بخیل می شود لبان دوخته ام

سکوت می کنم

و می شکند دستهای ساده من

در بی نهایت مشکوک اغوش تو

تو را مثل تمام خوبی ها

مثل کودکی هایم

چقدر بهانه بگیرم

متن برای آدم ظالم

خسته ام از تظاهر به ایستادگی

از پنهان کردن زخم هایم زور که نیست!

دیگر نمی توانم بی دلیل بخندم و با لبخندی مسخره وانمود کنم همه چیز رو به راه است….!

اصلأ دیگر نمی خواهم که بخندم…..

می خواهم لج کنم ، با خودم ، با تو ، با همه ی دنیا….!

چقدر بگویم فردا روز دیگریست و امروز بیاید و مثل هر روز باشی….؟!

خسته ام …. از تو …. از خودم….از همه ی زندگی….

می خواهم بکشم کنار ! از تو … از خودم….. از همه ی زندگی….

متن برای آدم های ظالم

از ایستادگی ام گفت تا مسخ کرد تنم را
خواند استعاره مرداب هشیاری بدنم را
ای شخم کهنه بی بذر ای کاش در تو نمی ریخت
رگ های قهوه ای خاک حس زلال تنم را
با انزوای من امیخت تا تابناکی قوها
اتش دمید و بهم ریخت معماری جگنم را
باز استغاثه صافیست با استحاله ای که هست
شاید مگر بدراند پروانه ای کفنم را
تاوان مرگ زمین چیست غیر از قیام درختان
اماده کن بودنم را سر شار کن شدنم را

متن ظالم

اگر زندگی صد دلیل برای تسلیم و نا امید شدن به تو نشان داد، تو هزار دلیل برای از پا ننشستن و دنبال کردن رویاهایت نشانش بده.

اگر باور کنی که می‌ توانی قوی باشی، قدرت انجام هر کاری را خواهی داشت، حتی باور نکردنی‌ ترین‌هایشان را…

متن ظالم

در مقابل موانع خود ایستادگی کن و در موردشان اقدامی انجام بده.

متوجه خواهی شد که آن ها نیمی از قدرتی که فکر می کنی دارند را هم ندارند.

متن برای پدر ظالم

غوغای
چشم های تو اینک
با بی چقدر بهار
چقدر تابستان
تنت حریم ویرانی مرا
حصار ترد خواستن می کند
حصار ایستادگی در برابر
غوغای مرگ بار
بی تو ازادی
بخیل می شود لبان دوخته ام
سکوت می کنم
و می شکند دست های ساده من
در بی نهایت مشکوک اغوش تو
تو را مثل تمام خوبی ها
مثل کودکی هایم
چقدر بهانه بگیرم

متن برای حکومت ظالم

اگر کسی درون خود یک من محکم و استوار نداشته باشد

نمی تواند تغییرات زندگی را تحمل کند.

کلید توانایی تحمل تغییرات این است که

خودت را “بشناسی”

بدانی که چه “ارزشی” داری

و از زندگی “چه می خواهی”

این سه باید در ذهن تو ثابت باشند و فقط با اراده تو تغییر کنند

نه با تغییرات بیرون…

متن برای آدم های ظالم

چشمانم را به کدام افق خیره نگه داشته ای ؟
وقتی هنوز از ایستادگی ام مطمئن نیستی
من خواهم رفت
ارزانی ات باد
افق با تمام خیرگی هایت !

متن برای آدم های ظالم

مترسک!
آنقدر دست هایت را باز نکن؛
کسی تو را در آغوش نمی گیرد،
ایستادگی همیشه تنهایی می آورد…

متن برای آدم ظالم

کمند غربت تنهایی من
در تداخل ایستادگی
بر هم شکست
بغض بی صدا
در توان زندگی فریاد زد
بی صدایم ای خالق هستی
دوست دارم از تو بگویم در فرای هستی
چه کنم نمی دانم
در کجای هستی تو را یابم
تا از تو گویم
در این وجود غربت هستی

متن برای ظالم

مرد بود و بزرگ بود
و در کوله بارش تنها نقشه ایستادگی داشت
از کویر دلخور نبود
از خارهای آن واهمه داشت
حتی بارش ستارگانش را دوست داشت

متن برای حکومت ظالم

چنان که گردش پرگار ار فشردن پاست
روانی سخن از ایستادگی باشد
گشاده روی به اخوان سلوک کن صائب
که فیض صبحدم از روگشادگی باشد

متن برای پدر ظالم

مقاومت یعنی میل به احساس قدرت داشتن
یا تلاش برای قدرتمند بودن و مقاومت کردن اشتباه گرفته می شود
ممکن است شخص توانایی اثر گذاری در رفتار دیگران را داشته باشد
اما ممکن است تمایلی به استفاده از آن نداشته باشد.

متن برای آدم ظالم

ایستادگی کن،

ایستادگی کن؛

و ایستادگی کن …

و به یاد داشته باش که لشکری از کلاغ ها، جرات نزدیک شدن به مترسکی که ایستادگی را فقط به نمایش می گذارد، ندارند.

باید در نبرد بیهوده ی ایده و ائین ها ایستاد و ایستادگی کرد و از ان گذاشت

متن برای ظالم

باید پذیرفت که زندگی کردن، پر از رنج و سختی است
باید دانست که انسان بدون رنج، انسان مرده است
باید باور داشت که این سختی‌ ها باعث قوی و مقاوم تر شدنت می‌ شوند

متن برای انسان ظالم

قدرت و شجاعت همیشه با مدال‌ ها و پیروزی‌ هایی که به دست می‌ آید سنجیده نمی‌ شوند.

بلکه با مبارزاتی که برای چیره شدن انجام می‌شوند ارزیابی می‌شوند.

مقاوم ترین مردم کسانی نیستند که همیشه برنده می‌ شوند، بلکه افرادی هستند که موقع از دست دادن تسلیم نمی‌ شوند.

متن ظالم معین

در میدان عاشقی ایستادگی باید کرد
در اسرار عشق خود پختگی باید کرد
آسان مده عشق را به باد فنا
در راه عشق دلدادگی باید کرد
گر راه سخت است و لیلی بی قرار
همچو مجنون ایستادگی باید کرد

متن برای ظالمان

ایستادگی کن تا روشن بمانی
شمع های افتاده خاموش می شوند…

متن برای ظالمان

میان سادگی من و ایستادگی تو

راهی هست که تجربه کرده ام

اما کبوتری که می خواستم

میان سکوت چشم ها و افتادگی آسمان مرده بود…

متن برای آدم ظالم

تو در پس روزهای ابری نهفته ای و من بی قرار بارشم

ای ابرها در امتداد انتظارم با یکدگر بر خورد کنید

تو در پشت برهنگی اندام بید نشسته ای

و من بی تاب تنپوشی از سبزینه ها هستم

ای بیدها عریانی تان را با شکوفه های استقامت من بپوشانید

تو در کنار کودکی غنچه آرمیده ای

و من کهولت شاخه ها بسر می برم

ای لحظه های ناب ، غنچه های گمگشته را

در شاخسار خمیده ام پیدا کنید.

متن برای پدر ظالم

از هجوم باد هرزه نمی هراسم که هر روز به آماجی می وزد

به ایلغار چشم تو که باز گونه تخم وحشت می ریزد آشنایم

آزادی واژه ایست که در زبان ما مفهوم واحدی ندارد

در برابر سیلی که می آید

ایستادگی بی معناست

که قهرمانی افسانه ی دروغینی است

که هر کس سیمای خویش را در آن می خواند

متن برای آدم های ظالم

غریب نیست ز سیل ایستادگی صائب

شکیب عاشق بیتاب تازگی دارد

چشم های تو اینک

با بی چقدر بهار

چقدر تابستان

تنت حریم ویرانی مرا

حصار ترد خواستن می کند

حصار ایستادگی در برابر

غوغای مرگ بار

بی تو ازادی

بخیل می شود لبان دوخته ام

سکوت می کنم

و می شکند دستهای ساده من

در بی نهایت مشکوک اغوش تو

تو را مثل تمام خوبی ها

مثل کودکی هایم

چقدر بهانه بگیرم

متن برای ظالمان

خسته ام از تظاهر به ایستادگی

از پنهان کردن زخم هایم زور که نیست!

دیگر نمی توانم بی دلیل بخندم و با لبخندی مسخره وانمود کنم همه چیز رو به راه است….!

اصلأ دیگر نمی خواهم که بخندم…..

می خواهم لج کنم ، با خودم ، با تو ، با همه ی دنیا….!

چقدر بگویم فردا روز دیگریست و امروز بیاید و مثل هر روز باشی….؟!

خسته ام …. از تو …. از خودم….از همه ی زندگی….

می خواهم بکشم کنار ! از تو … از خودم….. از همه ی زندگی….

متن برای آدم های ظالم

از ایستادگی ام گفت تا مسخ کرد تنم را
خواند استعاره مرداب هشیاری بدنم را
ای شخم کهنه بی بذر ای کاش در تو نمی ریخت
رگ های قهوه ای خاک حس زلال تنم را
با انزوای من امیخت تا تابناکی قوها
اتش دمید و بهم ریخت معماری جگنم را
باز استغاثه صافیست با استحاله ای که هست
شاید مگر بدراند پروانه ای کفنم را
تاوان مرگ زمین چیست غیر از قیام درختان
اماده کن بودنم را سر شار کن شدنم را

متن برای آدم ظالم

اگر زندگی صد دلیل برای تسلیم و نا امید شدن به تو نشان داد، تو هزار دلیل برای از پا ننشستن و دنبال کردن رویاهایت نشانش بده.

اگر باور کنی که می‌ توانی قوی باشی، قدرت انجام هر کاری را خواهی داشت، حتی باور نکردنی‌ ترین‌هایشان را…

متن برای پدر ظالم

در مقابل موانع خود ایستادگی کن و در موردشان اقدامی انجام بده.

متوجه خواهی شد که آن ها نیمی از قدرتی که فکر می کنی دارند را هم ندارند.

متن ظالم معین

غوغای
چشم های تو اینک
با بی چقدر بهار
چقدر تابستان
تنت حریم ویرانی مرا
حصار ترد خواستن می کند
حصار ایستادگی در برابر
غوغای مرگ بار
بی تو ازادی
بخیل می شود لبان دوخته ام
سکوت می کنم
و می شکند دست های ساده من
در بی نهایت مشکوک اغوش تو
تو را مثل تمام خوبی ها
مثل کودکی هایم
چقدر بهانه بگیرم

متن برای آدم های ظالم

اگر کسی درون خود یک من محکم و استوار نداشته باشد

نمی تواند تغییرات زندگی را تحمل کند.

کلید توانایی تحمل تغییرات این است که

خودت را “بشناسی”

بدانی که چه “ارزشی” داری

و از زندگی “چه می خواهی”

این سه باید در ذهن تو ثابت باشند و فقط با اراده تو تغییر کنند

نه با تغییرات بیرون…

متن ظالم

چشمانم را به کدام افق خیره نگه داشته ای ؟
وقتی هنوز از ایستادگی ام مطمئن نیستی
من خواهم رفت
ارزانی ات باد
افق با تمام خیرگی هایت !

متن ظالم

مترسک!
آنقدر دست هایت را باز نکن؛
کسی تو را در آغوش نمی گیرد،
ایستادگی همیشه تنهایی می آورد…

متن برای ظالم

کمند غربت تنهایی من
در تداخل ایستادگی
بر هم شکست
بغض بی صدا
در توان زندگی فریاد زد
بی صدایم ای خالق هستی
دوست دارم از تو بگویم در فرای هستی
چه کنم نمی دانم
در کجای هستی تو را یابم
تا از تو گویم
در این وجود غربت هستی

متن برای ظالم

مرد بود و بزرگ بود
و در کوله بارش تنها نقشه ایستادگی داشت
از کویر دلخور نبود
از خارهای آن واهمه داشت
حتی بارش ستارگانش را دوست داشت

متن برای آدم های ظالم

چنان که گردش پرگار ار فشردن پاست
روانی سخن از ایستادگی باشد
گشاده روی به اخوان سلوک کن صائب
که فیض صبحدم از روگشادگی باشد

متن برای ظالمان

توی دنیا
دوست های خوب محدودن
ولی دوستای خوب
دنیای نامحدودن
دلتنگ دوستای خوب و با معرفتم

متن برای انسان ظالم

اگر می‌خواهید

در زندگی دوستان وفادار و

یاران غمخوار داشته‌باشید،

کم و خیلی دیر با مردم دوست شوید.

متن برای آدم های ظالم

به کنج سینه منزل کردی ای دوست

دلم را رهن کامل کردی ای دوست

دلم مستغرق دریای غم بود

مرا مهمان ساحل کردی ای دوست

متن ظالم معین

باغ بهشت کاین همه وصفش کنند نیست

جز جلوه ای ز صحن مصفای کوی دوست

گل های باغ با همه شادابی و نشاط

خار آیدم بدیده نبینم چو روی دوست

متن برای حکومت ظالم

خصـم دانا

که دشمن جان است

بهتر از دوستی

که نادان است

متن ظالم

تنها گنجی که جستجو کردن آن به زحمتش می ارزد !
دوست واقعیست و تو بهترین گنجی

متن ظالم

ما با نفس سلامت ای دوست
خوشیم
از گرمی هر کلامت ای دوست
خوشیم
هرچند که افتخار دیدارت نیست
با زنگ خوش پیامت ای دوست
خوشیم

متن برای حکومت ظالم

رفیق
باد باشی خاکتم
درخت باشی برگتم
چشمه باشی آبتم
هر جا باشی یادتم

متن برای ظالمان

با تمـام مـداد رنگـی هـای دنـیا
بـه هـر زبـانی که بـدانی یـا نـدانی !
تنهـا یکــ جملـه برایـت خـواهـم نوشت :
دوستت دارم بهترین دوست دنیا

متن ظالم معین

سلامتی اون رفیقـی که مجازیه
امــّــــا
یه جوری برات سنگ صبوره
که هیچکدوم از رفیقای واقــعیـت
به گرد پاش هم نمی رسن …!

متن برای پدر ظالم

معجزه ای وجود دارد که دوستی نامیده می شود و در میان دل اقامت دارد
شما نمی دانید که چگونه بوجود می آید و چگونه آغاز می شود
اما شادمانی که برایتان به ارمغان می آورد همیشه موهبتی خاص می بخشد
و شما متوجه می شوید که دوستی ارزشمندترین نعمت خداوند است !

متن برای آدم های ظالم

دوست یعنی کسی که وقتی هست آروم باشی و وقتی که نیست
توی زندگیت یه چیزی رو کم احساس کنی

متن برای انسان ظالم

سلامتی هرچی خوبه که بدش ماییم
سلامتی هرچی بزرگه که کوچیکش ماییم
سلامتی هرچی رفیقه که اگه قابل بدونن خاک زیر پاش ماییم

متن برای ظالم

نفس شروع زندگیست
عشق قسمتی از زندگیست
اما دوست خوب قلب زندگیست …

متن برای پدر ظالم

اگه کسی رو پیدا کردی که بدون ترس تمام رازهاتو بهش بگی به اون می گن یه دوست خوب

متن ظالم معین

رفیق قدیمی مثلا طلا میمونه
روز به روز ارزش اش بیشتر میشه تو زندگیت

متن برای پدر ظالم

توی دنیا
دوست های خوب محدودن
ولی دوستای خوب
دنیای نامحدودن
دلتنگ دوستای خوب و با معرفتم

متن برای ظالم

اگر می‌خواهید

در زندگی دوستان وفادار و

یاران غمخوار داشته‌باشید،

کم و خیلی دیر با مردم دوست شوید.

متن ظالم معین

به کنج سینه منزل کردی ای دوست

دلم را رهن کامل کردی ای دوست

دلم مستغرق دریای غم بود

مرا مهمان ساحل کردی ای دوست

متن برای ظالم

باغ بهشت کاین همه وصفش کنند نیست

جز جلوه ای ز صحن مصفای کوی دوست

گل های باغ با همه شادابی و نشاط

خار آیدم بدیده نبینم چو روی دوست

متن برای ظالمان

خصـم دانا

که دشمن جان است

بهتر از دوستی

که نادان است

متن ظالم

تنها گنجی که جستجو کردن آن به زحمتش می ارزد !
دوست واقعیست و تو بهترین گنجی

متن ظالم

ما با نفس سلامت ای دوست
خوشیم
از گرمی هر کلامت ای دوست
خوشیم
هرچند که افتخار دیدارت نیست
با زنگ خوش پیامت ای دوست
خوشیم

متن برای حکومت ظالم

رفیق
باد باشی خاکتم
درخت باشی برگتم
چشمه باشی آبتم
هر جا باشی یادتم

متن ظالم معین

با تمـام مـداد رنگـی هـای دنـیا
بـه هـر زبـانی که بـدانی یـا نـدانی !
تنهـا یکــ جملـه برایـت خـواهـم نوشت :
دوستت دارم بهترین دوست دنیا

متن برای آدم ظالم

سلامتی اون رفیقـی که مجازیه
امــّــــا
یه جوری برات سنگ صبوره
که هیچکدوم از رفیقای واقــعیـت
به گرد پاش هم نمی رسن …!

متن برای پدر ظالم

معجزه ای وجود دارد که دوستی نامیده می شود و در میان دل اقامت دارد
شما نمی دانید که چگونه بوجود می آید و چگونه آغاز می شود
اما شادمانی که برایتان به ارمغان می آورد همیشه موهبتی خاص می بخشد
و شما متوجه می شوید که دوستی ارزشمندترین نعمت خداوند است !

متن برای انسان ظالم

دوست یعنی کسی که وقتی هست آروم باشی و وقتی که نیست
توی زندگیت یه چیزی رو کم احساس کنی

متن ظالم معین

سلامتی هرچی خوبه که بدش ماییم
سلامتی هرچی بزرگه که کوچیکش ماییم
سلامتی هرچی رفیقه که اگه قابل بدونن خاک زیر پاش ماییم

متن برای حکومت ظالم

نفس شروع زندگیست
عشق قسمتی از زندگیست
اما دوست خوب قلب زندگیست …

متن ظالم معین

اگه کسی رو پیدا کردی که بدون ترس تمام رازهاتو بهش بگی به اون می گن یه دوست خوب

متن برای پدر ظالم

رفیق قدیمی مثلا طلا میمونه
روز به روز ارزش اش بیشتر میشه تو زندگیت

متن برای آدم ظالم

با جوانی سر خوش است این پیر بی تدبیر را

جهل باشد با جوانان پنجه کردن پیر را

روز بازار جوانی پنج روزی بیش نیست

نقد را باش اي پسر کآفت بود تأخیر را

اي که گفتی دیده از دیدار بت رویان بدوز

هر چه گویی چاره دانم کرد جز تقدیر را

زهد پیدا کفر پنهان بود چندین روزگار

پرده از سر برگرفتیم آن همه ی تزویر را

سعدیا در پای جانان گر به خدمت سر نهی

همان‌ گونه عذرت بباید خواستن تقصیر را

متن برای ظالم

آیین برادری و شرط یاری

آن نیست که عیب من هنر پنداری

آنست که گر خلاف شایسته روم

از غایت دوستیم دشمن داری

“اشعار سعدی“

متن برای ظالم

اگر تو فارغی از حال دوستان یارا

فراغت از تو میسر نمی شود ما را

تو را در آینه دیدن جمال طلعت خویش

بیان کند که چه بودست ناشکیبا را

بیا که وقت بهارست تا من و تو به هم

به دیگران بگذاریم باغ و صحرا را

متن ظالم

دلبرا پیش وجودت همه خوبان عدمند

سروران بر در سودای تو خاک قدمند

متن برای انسان ظالم

روا بود همه خوبان آفرینش را

که پیش صاحب ما دست برکمر گیرند

قمر مقابله با روی او نیارد کرد

وگر کند همه کس عیب بر قمر گیرند

متن برای حکومت ظالم

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را

الله الله تو فراموش مکن صحبت ما را

قیمت عشق نداند قدم صدق ندارد

سست عهدی که تحمل نکند بار جفا را

گر مخیر بکنندم به قیامت که چه خواهی

دوست ما را و همه ی نعمت فردوس شما را

گر سرم میرود از عهد تو سر بازنپیچم

تا بگویند پس از من که به سر برد وفا را

متن برای ظالمان

دوست می‌دارم من این نالیدن دلسوز را

تا به هر نوعی که باشد بگذرانم روز را

شب همه ی شب انتظار صبح رویی میرود

کان صباحت نیست این صبح جهان افروز را

وه که گر من بازبینم چهر مهرافزای او

تا قیامت شکر گویم طالع پیروز را

گر من از سنگ ملامت روی برپیچم زنم

جان سپر کردند مردان ناوک دلدوز را

“سعدی“

متن برای ظالمان

اي مهر تو در دل‌ها وی مهر تو بر لب‌ها

وی شور تو در سرها وی سر تو در جان‌ها

تا عهد تو دربستم عهد همه ی بشکستم

بعد از تو روا باشد نقض همه ی پیمان‌ها

تا خار غم عشقت آویخته در دامن

کوته نظری باشد رفتن به گلستان‌ها

آن راکه چنین دردی از پای دراندازد

باید که فروشوید دست از همه ی درمان‌ها

“اشعار سعدی”

متن برای حکومت ظالم

هر ساعتم اندرون بجوشد خون را

واگاهی نیست مردم بیرون را

الا مگر آنکه روی لیلی دیدست

داند که چه درد می‌کشد مجنون را؟

متن برای انسان ظالم

چه فتنه بود که حسن تو در جهان انداخت

که یک دم از تو نظر بر نمیتوان انداخت

بلای غمزه نامهربان خون خوارت

چه خون که در دل یاران مهربان انداخت

متن برای آدم ظالم

کهن شود همه ی کس رابه روزگار ارادت

مگر مرا که همان عشق اولست و زیادت

گرم جواز نباشد به پیشگاه قبولت

کجا روم که نمیرم بر آستان پرستش

مرا به روز قیامت مگر حساب نباشد

که هجر و وصل تو دیدم چه جای موت و اعادت

شنیدمت که نظر می کني به حال ضعیفان

تبم گرفت و دلم خوش به انتظار عیادت

“اشعار سعدی“

متن برای انسان ظالم

ما خود اندر قید فرمان توایم

تا کجا دیگر به یغما می‌روی

جان نخواهد بردن از تو هیچ دل

شهر بگرفتی به صحرا می‌روی

گر قدم بر چشم من خواهی نهاد

دیده بر ره می‌نهم تا می‌روی

ما به دشنام از تو راضی گشته‌ایم

وز دعای ما به سودا می‌روی

گر چه آرام از دل ما می‌رود

همچنین می‌رو که زیبا می‌روی

دیده سعدی و دل همراه توست

تا نپنداری که تنها می‌روی

متن ظالم معین

علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد

دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست

به روزگار سلامت سلاح جنگ بساز

وگرنه سیل چو بگرفت،سد نشایدبست

متن ظالم

دوست دارم که بپوشی رخ هم چون قمرت

تا چو خورشید نبینند به هر بام و درت

جرم بیگانه نباشد که تو خود صورت خویش

گر در آیینه ببینی برود دل ز برت

جای خنده‌ست سخن گفتن شیرین پیشت

کآب شیرین چو بخندی برود از شکرت

راه آه سحر از شوق نمی‌یارم داد

تا نباید که بشوراند خواب سحرت

“اشعار سعدی“

متن ظالم

تا کی ای دلبر دل من بار تنهایی کشد

ترسم از تنهایی احوالم به رسوایی کشد

کی شکیبایی توان کردن چو عقل از دست رفت

عاقلی باید که پای اندر شکیبایی کشد

سروبالای منا گر چون گل آیی به چمن

خاک پایت نرگس اندر چشم بینایی کشد

روی تاجیکانه‌ات بنمای تا داغ حبش

آسمان بر چهره ترکان یغمایی کشد

شهد ریزی چون دهانت دم به شیرینی زند

فتنه انگیزی چو زلفت سر به رعنایی کشد

دل نماند بعد از این با کس که گر خود آهنست

ساحر چشمت به مغناطیس زیبایی کشد

خود هنوزت پسته خندان عقیقین نقطه‌ایست

باش تا گردش قضا پرگار مینایی کشد

سعدیا دم درکش ار دیوانه خوانندت که عشق

گر چه از صاحب دلی خیزد به شیدایی کشد

متن برای حکومت ظالم

من بی‌مایه که باشم که خریدار تو باشم

حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم

تو مگر سایه لطفی به سر وقت من آری

که من آن مایه ندارم که به مقدار تو باشم

خویشتن بر تو نبندم که من از خود نپسندم

که تو هرگز گل من باشی و من خار تو باشم

متن ظالم

تو را حکایت ما مختصر به گوش آید

که حال تشنه نمی داني اي گل سیراب

اگر چراغ بمیرد صبا چه غم دارد

و گر بریزد کتان چه غم خورد مهتاب

دعات گفتم و دشنام اگر دهی سهل است

که با شکردهنان خوش بود سؤال و جواب

متن برای انسان ظالم

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مرا

سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا

نگذرد یاد گل و سنبلم اندر خاطر

تا به خاطر بود آن زلف و بناگوش مرا

شربتی تلختر از سم فراقت باید

تا کند لذت وصل تو فراموش مرا

هر شبم با غم هجران تو سر بر بالین

روزی ار با تو نشد دست در آغوش مرا

بی دهان تو اگر صد قدح نوش دهند

به دهان تو که سم آید ازآن نوش مرا

سعدی اندر کف جلاد غمت می گوید

بنده‌ام بنده به کشتن ده و مفروش مرا

متن برای پدر ظالم

ای طفل که دفع مگس از خود نتوانی
هر چند که بالغ شدی آخر تو آنی
شکرانه‌ی زور آوری روز جوانی
آنست که قدر پدر پیر بدانی

متن برای پدر ظالم

اگر مـراد تـو ای دوسـت نامـرادی مـاست

مراد خویش دگرباره من نخواهم خواست

عنایتی که تو را بـود اگر مبـدّل شد

خلل‌پذیر نباشد ارادتی که مراست

… میـان عیب و هنـر پیش دوستـان قدیـم

تفاوتی نکند چون نظر به عین رضاست

مـرا بـه هـر چـه کنـی دل نخواهـی آزردن

که هر چه دوست پسندد به‌جای دوست رواست

هـزار دشمـنـی افتـد مـیـان بدگـویـان

میان عاشق و معشوق دوستی برجاست

جمال در نظر و شوق همچنان باقی‌ست

گدا اگر هـمـه عالم بـدو دهند گداست

مرا به‌عشق تو اندیشه از ملامت نیست

اگـر کنـند ملامـت نـه بـر مـن تنهـاست

غــلام قـامــت آن لـعبـت قـباپـوشـم

که از محبت رویش هزار جامه قباست

بـلا و زحمـت امـروز بر دل درویـــش

از آن خوش است که امید رحمت فرداست

متن برای ظالم

چو می‌دانستی افتادن به ناچار
نبایستی چنین بالا نشستن
به پای خویش رفتن به نبودی
کز اسب افتادن و گردن شکستن؟

متن برای آدم ظالم

مگسی گفت عنکبوتی را
کاین چه ساقست و ساعد باریک
گفت اگر در کمند من افتی
پیش چشمت جهان کنم تاریک

متن برای ظالمان

دیو اگر صومعه داری کند اندر ملکوت
همچو ابلیس همان طینت ماضی دارد
ناکسست آنکه به دراعه و دستار کسست
دزد دزدست وگر جامه‌ی قاضی دارد

متن ظالم

هرگز پر طاووس کسی گفت که زشتست؟
یا دیو کسی گفت که رضوان بهشتست؟
نیکی و بدی در گهر خلق سرشتست
از نامه نخوانند مگر آنچه نوشتست

متن برای حکومت ظالم

با گل به مثل چو خار می‌باید بود
با دشمن، دوست‌وار می‌باید بود
خواهی که سخن ز پرده بیرون نرود
در پرده روزگار می‌باید بود

متن برای ظالم

گر خردمند از اوباش جفایی بیند
تا دل خویش نیازارد و درهم نشود
سنگ بی‌قیمت اگر کاسه‌ی زرین بشکست
قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود

متن برای آدم ظالم

من این طمع نکنم کز تو کام برگیرم

مگر ببینمت از دور و گام برگیرم

من این خیال نبندم که دانه‌ای به مراد

میان این همه تشویش دام برگیرم

ستاده‌ام به غلامی گرم قبول کنی

و گر نخواهی کفش غلام برگیرم

مرا ز دست تو گر منصفی و گر ظالم

گریز نیست که دل زین مقام برگیرم

ز فکرهای پریشان و بارهای فراق

که بر دلست ندانم کدام برگیرم

گرم هزار تعنت کنی و طعنه زنی

من آن نیم که ره انتقام برگیرم

گرم جواز نباشد به بارگاه قبول

و گر مجال نباشد که کام برگیرم

از این قدر نگریزم که بوسی از دهنت

اگر حلال نباشد حرام برگیرم

متن برای آدم های ظالم

حاکم ظالم به سنان قلم
دزدی بی‌تیر و کمان می‌کند
گله ما را گله از گرگ نیست
این همه بیداد شبان می‌کند
آنکه زیان می‌رسد از وی به خلق
فهم ندارد که زیان می‌کند
چون نکند رخنه به دیوار باغ
دزد، که ناطور همان می‌کند

متن برای آدم ظالم

هر دولت و مکنت که قضا می‌بخشد
در وهم نیاید که چرا می‌بخشد
بخشنده نه از کیسه‌ی ما می‌بخشد
ملک آن خداست تا کرا می‌بخشد

متن برای پدر ظالم

مردان همه عمر پاره بردوخته‌اند
قوتی به هزار حیله اندوخته‌اند
فردای قیامت به گناه ایشان را
شاید که نسوزند که خود سوخته‌ان

متن برای ظالم

نادان همه جا با همه کس آمیزد
چون غرقه به هر چه دید دست آویزد
با مردم زشت نام همراه مباش
کز صحبت دیگدان سیاهی خیزد

متن برای انسان ظالم

علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد
دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست
به روزگار سلامت سلاح جنگ بساز
وگرنه سیل چو بگرفت،سد نشایدبست

متن برای آدم های ظالم

با جوانی سر خوش است این پیر بی تدبیر را

جهل باشد با جوانان پنجه کردن پیر را

روز بازار جوانی پنج روزی بیش نیست

نقد را باش ای پسر کآفت بود تأخیر را

ای که گفتی دیده از دیدار بت رویان بدوز

هر چه گویی چاره دانم کرد جز تقدیر را

زهد پیدا کفر پنهان بود چندین روزگار

پرده از سر برگرفتیم آن همه تزویر را

سعدیا در پای جانان گر به خدمت سر نهی

همچنان عذرت بباید خواستن تقصیر را

متن ظالم معین

آیین برادری و شرط یاری

آن نیست که عیب من هنر پنداری

آنست که گر خلاف شایسته روم

از غایت دوستیم دشمن داری

متن برای پدر ظالم

بیا بیا که مرا با تو ماجرایی هست

بگوی اگر گنهی رفت و گر خطایی هست

روا بود که چنین بی‌حساب دل ببری

مکن که مظلمه خلق را جزایی هست

توانگران را عیبی نباشد ار وقتی

نظر کنند که در کوی ما گدایی هست

به کام دشمن و بیگانه رفت چندین روز

ز دوستان نشنیدم که آشنایی هست

کسی نماند که بر درد من نبخشاید

کسی نگفت که بیرون از این دوایی هست

هزار نوبت اگر خاطرم بشورانی

از این طرف که منم همچنان صفایی هست

به دود آتش ماخولیا دماغ بسوخت

هنوز جهل مصور که کیمیایی هست

به کام دل نرسیدیم و جان به حلق رسید

و گر به کام رسد همچنان رجایی هست

به جان دوست که در اعتقاد سعدی نیست

که در جهان بجز از کوی دوست جایی هست

متن برای آدم ظالم

من از آن روز که دربند توام آزادم

پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم

همه غم‌های جهان هیچ اثر می‌نکند

در من از بس که به دیدار عزیزت شادم

خرم آن روز که جان می‌رود اندر طلبت

تا بیایند عزیزان به مبارک بادم

من که در هیچ مقامی نزدم خیمه انس

پیش تو رخت بیفکندم و دل بنهادم

دانی از دولت وصلت چه طلب دارم هیچ

یاد تو مصلحت خویش ببرد از یادم

به وفای تو کز آن روز که دلبند منی

دل نبستم به وفای کس و در نگشادم

تا خیال قد و بالای تو در فکر منست

گر خلایق همه سروند چو سرو آزادم

به سخن راست نیاید که چه شیرین سخنی

وین عجبتر که تو شیرینی و من فرهادم

دستگاهی نه که در پای تو ریزم چون خاک

حاصل آنست که چون طبل تهی پربادم

می‌نماید که جفای فلک از دامن من

دست کوته نکند تا نکند بنیادم

ظاهر آنست که با سابقه حکم ازل

جهد سودی نکند تن به قضا دردادم

ور تحمل نکنم جور زمان را چه کنم

داوری نیست که از وی بستاند دادم

دلم از صحبت شیراز به کلی بگرفت

وقت آنست که پرسی خبر از بغدادم

هیچ شک نیست که فریاد من آن جا برسد

عجب ار صاحب دیوان نرسد فریادم

سعدیا حب وطن گر چه حدیثیست صحیح

نتوان مرد به سختی که من این جا زادم

سخنان حکیمانه سعدی

متن برای پدر ظالم

من اگر نظر حرامست بسی گناه دارم

چه کنم نمی‌توانم که نظر نگاه دارم

ستم از کسیست بر من که ضرورتست بردن

نه قرار زخم خوردن نه مجال آه دارم

نه فراغت نشستن نه شکیب رخت بستن

نه مقام ایستادن نه گریزگاه دارم

نه اگر همی‌نشینم نظری کند به رحمت

نه اگر همی‌گریزم دگری پناه دارم

بسم از قبول عامی و صلاح نیک نامی

چو به ترک سر بگفتم چه غم از کلاه دارم

تن من فدای جانت سر بنده وآستانت

چه مرا به از گدایی چو تو پادشاه دارم

چو تو را بدین شگرفی قدم صلاح باشد

نه مروتست اگر من نظر تباه دارم

چه شبست یا رب امشب که ستاره‌ای برآمد

که دگر نه عشق خورشید و نه مهر ماه دارم

مکنید دردمندان گله از شب جدایی

که من این صباح روشن ز شب سیاه دارم

که نه روی خوب دیدن گنهست پیش سعدی

تو گمان نیک بردی که من این گناه دارم

متن برای ظالمان

آن که هلاک من همی‌خواهد و من سلامتش

هر چه کند ز شاهدی کس نکند ملامتش

میوه نمی‌دهد به کس باغ تفرجست و بس

جز به نظر نمی‌رسد سیب درخت قامتش

داروی دل نمی‌کنم کان که مریض عشق شد

هیچ دوا نیاورد باز به استقامتش

هر که فدا نمی‌کند دنیی و دین و مال و سر

گو غم نیکوان مخور تا نخوری ندامتش

جنگ نمی‌کنم اگر دست به تیغ می‌برد

بلکه به خون مطالبت هم نکنم قیامتش

کاش که در قیامتش بار دگر بدیدمی

کان چه گناه او بود من بکشم غرامتش

هر که هوا گرفت و رفت از پی آرزوی دل

گوش مدار سعدیا بر خبر سلامتش

متن ظالم معین

ما همه چشمیم و تو نور ای صنم

چشم بد از روی تو دور ای صنم

روی مپوشان که بهشتی بود

هر که ببیند چو تو حور ای صنم

حور خطا گفتم اگر خواندمت

ترک ادب رفت و قصور ای صنم

تا به کرم خرده نگیری که من

غایبم از ذوق حضور ای صنم

روی تو بر پشت زمین خلق را

موجب فتنه‌ست و فتور ای صنم

این همه دلبندی و خوبی تو را

موضع نازست و غرور ای صنم

سروبنی خاسته چون قامتت

تا ننشینیم صبور ای صنم

این همه طوفان به سرم می‌رود

از جگری همچو تنور ای صنم

سعدی از این چشمه حیوان که خورد

سیر نگردد به مرور ای صنم

متن ظالم معین

از هر چه می‌رود سخن دوست خوشترست

پیغام آشنا نفس روح پرورست

هرگز وجود حاضر غایب شنیده‌ای

من در میان جمع و دلم جای دیگرست

شاهد که در میان نبود شمع گو بمیر

چون هست اگر چراغ نباشد منورست

ابنای روزگار به صحرا روند و باغ

صحرا و باغ زنده دلان کوی دلبرست

جان می‌روم که در قدم اندازمش ز شوق

درمانده‌ام هنوز که نزلی محقرست

کاش آن به خشم رفته ما آشتی کنان

بازآمدی که دیده مشتاق بر درست

جانا دلم چو عود بر آتش بسوختی

وین دم که می‌زنم ز غمت دود مجمرست

شب های بی توام شب گورست در خیال

ور بی تو بامداد کنم روز محشرست

گیسوت عنبرینه گردن تمام بود

معشوق خوبروی چه محتاج زیورست

سعدی خیال بیهده بستی امید وصل

هجرت بکشت و وصل هنوزت مصورست

زنهار از این امید درازت که در دلست

هیهات از این خیال محالت که در سرست

متن برای پدر ظالم

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مرا

سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا

نگذرد یاد گل و سنبلم اندر خاطر

تا به خاطر بود آن زلف و بناگوش مرا

شربتی تلختر از زهر فراقت باید

تا کند لذت وصل تو فراموش مرا

هر شبم با غم هجران تو سر بر بالین

روزی ار با تو نشد دست در آغوش مرا

بی دهان تو اگر صد قدح نوش دهند

به دهان تو که زهر آید از آن نوش مرا

سعدی اندر کف جلاد غمت می‌گوید

بنده‌ام بنده به کشتن ده و مفروش مرا

متن برای پدر ظالم

ای مهر تو در دل‌ها وی مهر تو بر لب‌ها

وی شور تو در سرها وی سر تو در جان‌ها

تا عهد تو دربستم عهد همه بشکستم

بعد از تو روا باشد نقض همه پیمان‌ها

تا خار غم عشقت آویخته در دامن

کوته نظری باشد رفتن به گلستان‌ها

آن را که چنین دردی از پای دراندازد

باید که فروشوید دست از همه درمان‌ها

متن ظالم

تو را حکایت ما مختصر به گوش آید

که حال تشنه نمی‌دانی ای گل سیراب

اگر چراغ بمیرد صبا چه غم دارد

و گر بریزد کتان چه غم خورد مهتاب

دعات گفتم و دشنام اگر دهی سهل است

که با شکردهنان خوش بود سؤال و جواب

متن برای ظالم

چه فتنه بود که حسن تو در جهان انداخت

که یک دم از تو نظر بر نمی‌توان انداخت

بلای غمزه نامهربان خون خوارت

چه خون که در دل یاران مهربان انداخت

متن برای آدم های ظالم

دوست دارم که بپوشی رخ همچون قمرت

تا چو خورشید نبینند به هر بام و درت

جرم بیگانه نباشد که تو خود صورت خویش

گر در آیینه ببینی برود دل ز برت

جای خنده‌ست سخن گفتن شیرین پیشت

کآب شیرین چو بخندی برود از شکرت

راه آه سحر از شوق نمی‌یارم داد

تا نباید که بشوراند خواب سحرت

متن برای ظالم

من این طمع نکنم کز تو کام برگیرم

مگر ببینمت از دور و گام برگیرم

من این خیال نبندم که دانه‌ای به مراد

میان این همه تشویش دام برگیرم

ستاده‌ام به غلامی گرم قبول کنی

و گر نخواهی کفش غلام برگیرم

مرا ز دست تو گر منصفی و گر ظالم

گریز نیست که دل زین مقام برگیرم

ز فکرهای پریشان و بارهای فراق

که بر دلست ندانم کدام برگیرم

گرم هزار تعنت کنی و طعنه زنی

من آن نیم که ره انتقام برگیرم

گرم جواز نباشد به بارگاه قبول

و گر مجال نباشد که کام برگیرم

از این قدر نگریزم که بوسی از دهنت

اگر حلال نباشد حرام برگیرم

متن برای پدر ظالم

من بی‌ مایه که باشم که خریدار تو باشم

حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم

تو مگر سایه لطفی به سر وقت من آری

که من آن مایه ندارم که به مقدار تو باشم

خویشتن بر تو نبندم که من از خود نپسندم

که تو هرگز گل من باشی و من خار تو باشم

متن ظالم

با جوانی سر خوش است این پیر بی تدبیر را

جهل باشد با جوانان پنجه کردن پیر را

روز بازار جوانی پنج روزی بیش نیست

نقد را باش اي پسر کآفت بود تأخیر را

اي که گفتی دیده از دیدار بت رویان بدوز

هر چه گویی چاره دانم کرد جز تقدیر را

زهد پیدا کفر پنهان بود چندین روزگار

پرده از سر برگرفتیم آن همه ی تزویر را

سعدیا در پای جانان گر به خدمت سر نهی

همان‌ گونه عذرت بباید خواستن تقصیر را

متن برای ظالم

آیین برادری و شرط یاری

آن نیست که عیب من هنر پنداری

آنست که گر خلاف شایسته روم

از غایت دوستیم دشمن داری

“اشعار سعدی“

متن برای پدر ظالم

اگر تو فارغی از حال دوستان یارا

فراغت از تو میسر نمی شود ما را

تو را در آینه دیدن جمال طلعت خویش

بیان کند که چه بودست ناشکیبا را

بیا که وقت بهارست تا من و تو به هم

به دیگران بگذاریم باغ و صحرا را

متن برای ظالمان

دلبرا پیش وجودت همه خوبان عدمند

سروران بر در سودای تو خاک قدمند

متن برای ظالمان

روا بود همه خوبان آفرینش را

که پیش صاحب ما دست برکمر گیرند

قمر مقابله با روی او نیارد کرد

وگر کند همه کس عیب بر قمر گیرند

متن برای انسان ظالم

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را

الله الله تو فراموش مکن صحبت ما را

قیمت عشق نداند قدم صدق ندارد

سست عهدی که تحمل نکند بار جفا را

گر مخیر بکنندم به قیامت که چه خواهی

دوست ما را و همه ی نعمت فردوس شما را

گر سرم میرود از عهد تو سر بازنپیچم

تا بگویند پس از من که به سر برد وفا را

متن برای پدر ظالم

دوست می‌دارم من این نالیدن دلسوز را

تا به هر نوعی که باشد بگذرانم روز را

شب همه ی شب انتظار صبح رویی میرود

کان صباحت نیست این صبح جهان افروز را

وه که گر من بازبینم چهر مهرافزای او

تا قیامت شکر گویم طالع پیروز را

گر من از سنگ ملامت روی برپیچم زنم

جان سپر کردند مردان ناوک دلدوز را

“سعدی“

متن برای انسان ظالم

اي مهر تو در دل‌ها وی مهر تو بر لب‌ها

وی شور تو در سرها وی سر تو در جان‌ها

تا عهد تو دربستم عهد همه ی بشکستم

بعد از تو روا باشد نقض همه ی پیمان‌ها

تا خار غم عشقت آویخته در دامن

کوته نظری باشد رفتن به گلستان‌ها

آن راکه چنین دردی از پای دراندازد

باید که فروشوید دست از همه ی درمان‌ها

“اشعار سعدی”

متن ظالم

هر ساعتم اندرون بجوشد خون را

واگاهی نیست مردم بیرون را

الا مگر آنکه روی لیلی دیدست

داند که چه درد می‌کشد مجنون را؟

متن ظالم معین

چه فتنه بود که حسن تو در جهان انداخت

که یک دم از تو نظر بر نمیتوان انداخت

بلای غمزه نامهربان خون خوارت

چه خون که در دل یاران مهربان انداخت

متن برای ظالم

کهن شود همه ی کس رابه روزگار ارادت

مگر مرا که همان عشق اولست و زیادت

گرم جواز نباشد به پیشگاه قبولت

کجا روم که نمیرم بر آستان پرستش

مرا به روز قیامت مگر حساب نباشد

که هجر و وصل تو دیدم چه جای موت و اعادت

شنیدمت که نظر می کني به حال ضعیفان

تبم گرفت و دلم خوش به انتظار عیادت

“اشعار سعدی“

متن برای ظالمان

ما خود اندر قید فرمان توایم

تا کجا دیگر به یغما می‌روی

جان نخواهد بردن از تو هیچ دل

شهر بگرفتی به صحرا می‌روی

گر قدم بر چشم من خواهی نهاد

دیده بر ره می‌نهم تا می‌روی

ما به دشنام از تو راضی گشته‌ایم

وز دعای ما به سودا می‌روی

گر چه آرام از دل ما می‌رود

همچنین می‌رو که زیبا می‌روی

دیده سعدی و دل همراه توست

تا نپنداری که تنها می‌روی

متن برای آدم ظالم

علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد

دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست

به روزگار سلامت سلاح جنگ بساز

وگرنه سیل چو بگرفت،سد نشایدبست

متن برای ظالمان

دوست دارم که بپوشی رخ هم چون قمرت

تا چو خورشید نبینند به هر بام و درت

جرم بیگانه نباشد که تو خود صورت خویش

گر در آیینه ببینی برود دل ز برت

جای خنده‌ست سخن گفتن شیرین پیشت

کآب شیرین چو بخندی برود از شکرت

راه آه سحر از شوق نمی‌یارم داد

تا نباید که بشوراند خواب سحرت

“اشعار سعدی“

متن برای انسان ظالم

تا کی ای دلبر دل من بار تنهایی کشد

ترسم از تنهایی احوالم به رسوایی کشد

کی شکیبایی توان کردن چو عقل از دست رفت

عاقلی باید که پای اندر شکیبایی کشد

سروبالای منا گر چون گل آیی به چمن

خاک پایت نرگس اندر چشم بینایی کشد

روی تاجیکانه‌ات بنمای تا داغ حبش

آسمان بر چهره ترکان یغمایی کشد

شهد ریزی چون دهانت دم به شیرینی زند

فتنه انگیزی چو زلفت سر به رعنایی کشد

دل نماند بعد از این با کس که گر خود آهنست

ساحر چشمت به مغناطیس زیبایی کشد

خود هنوزت پسته خندان عقیقین نقطه‌ایست

باش تا گردش قضا پرگار مینایی کشد

سعدیا دم درکش ار دیوانه خوانندت که عشق

گر چه از صاحب دلی خیزد به شیدایی کشد

متن برای انسان ظالم

من بی‌مایه که باشم که خریدار تو باشم

حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم

تو مگر سایه لطفی به سر وقت من آری

که من آن مایه ندارم که به مقدار تو باشم

خویشتن بر تو نبندم که من از خود نپسندم

که تو هرگز گل من باشی و من خار تو باشم

متن برای حکومت ظالم

تو را حکایت ما مختصر به گوش آید

که حال تشنه نمی داني اي گل سیراب

اگر چراغ بمیرد صبا چه غم دارد

و گر بریزد کتان چه غم خورد مهتاب

دعات گفتم و دشنام اگر دهی سهل است

که با شکردهنان خوش بود سؤال و جواب

متن برای ظالمان

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مرا

سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا

نگذرد یاد گل و سنبلم اندر خاطر

تا به خاطر بود آن زلف و بناگوش مرا

شربتی تلختر از سم فراقت باید

تا کند لذت وصل تو فراموش مرا

هر شبم با غم هجران تو سر بر بالین

روزی ار با تو نشد دست در آغوش مرا

بی دهان تو اگر صد قدح نوش دهند

به دهان تو که سم آید ازآن نوش مرا

سعدی اندر کف جلاد غمت می گوید

بنده‌ام بنده به کشتن ده و مفروش مرا

متن برای آدم های ظالم

ای طفل که دفع مگس از خود نتوانی
هر چند که بالغ شدی آخر تو آنی
شکرانه‌ی زور آوری روز جوانی
آنست که قدر پدر پیر بدانی

متن برای ظالمان

اگر مـراد تـو ای دوسـت نامـرادی مـاست

مراد خویش دگرباره من نخواهم خواست

عنایتی که تو را بـود اگر مبـدّل شد

خلل‌پذیر نباشد ارادتی که مراست

… میـان عیب و هنـر پیش دوستـان قدیـم

تفاوتی نکند چون نظر به عین رضاست

مـرا بـه هـر چـه کنـی دل نخواهـی آزردن

که هر چه دوست پسندد به‌جای دوست رواست

هـزار دشمـنـی افتـد مـیـان بدگـویـان

میان عاشق و معشوق دوستی برجاست

جمال در نظر و شوق همچنان باقی‌ست

گدا اگر هـمـه عالم بـدو دهند گداست

مرا به‌عشق تو اندیشه از ملامت نیست

اگـر کنـند ملامـت نـه بـر مـن تنهـاست

غــلام قـامــت آن لـعبـت قـباپـوشـم

که از محبت رویش هزار جامه قباست

بـلا و زحمـت امـروز بر دل درویـــش

از آن خوش است که امید رحمت فرداست

متن ظالم معین

چو می‌دانستی افتادن به ناچار
نبایستی چنین بالا نشستن
به پای خویش رفتن به نبودی
کز اسب افتادن و گردن شکستن؟

متن برای ظالم

مگسی گفت عنکبوتی را
کاین چه ساقست و ساعد باریک
گفت اگر در کمند من افتی
پیش چشمت جهان کنم تاریک

متن برای آدم ظالم

دیو اگر صومعه داری کند اندر ملکوت
همچو ابلیس همان طینت ماضی دارد
ناکسست آنکه به دراعه و دستار کسست
دزد دزدست وگر جامه‌ی قاضی دارد

متن برای آدم ظالم

هرگز پر طاووس کسی گفت که زشتست؟
یا دیو کسی گفت که رضوان بهشتست؟
نیکی و بدی در گهر خلق سرشتست
از نامه نخوانند مگر آنچه نوشتست

متن برای ظالمان

با گل به مثل چو خار می‌باید بود
با دشمن، دوست‌وار می‌باید بود
خواهی که سخن ز پرده بیرون نرود
در پرده روزگار می‌باید بود

متن برای آدم های ظالم

گر خردمند از اوباش جفایی بیند
تا دل خویش نیازارد و درهم نشود
سنگ بی‌قیمت اگر کاسه‌ی زرین بشکست
قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود

متن ظالم معین

من این طمع نکنم کز تو کام برگیرم

مگر ببینمت از دور و گام برگیرم

من این خیال نبندم که دانه‌ای به مراد

میان این همه تشویش دام برگیرم

ستاده‌ام به غلامی گرم قبول کنی

و گر نخواهی کفش غلام برگیرم

مرا ز دست تو گر منصفی و گر ظالم

گریز نیست که دل زین مقام برگیرم

ز فکرهای پریشان و بارهای فراق

که بر دلست ندانم کدام برگیرم

گرم هزار تعنت کنی و طعنه زنی

من آن نیم که ره انتقام برگیرم

گرم جواز نباشد به بارگاه قبول

و گر مجال نباشد که کام برگیرم

از این قدر نگریزم که بوسی از دهنت

اگر حلال نباشد حرام برگیرم

متن برای حکومت ظالم

حاکم ظالم به سنان قلم
دزدی بی‌تیر و کمان می‌کند
گله ما را گله از گرگ نیست
این همه بیداد شبان می‌کند
آنکه زیان می‌رسد از وی به خلق
فهم ندارد که زیان می‌کند
چون نکند رخنه به دیوار باغ
دزد، که ناطور همان می‌کند

متن برای آدم ظالم

هر دولت و مکنت که قضا می‌بخشد
در وهم نیاید که چرا می‌بخشد
بخشنده نه از کیسه‌ی ما می‌بخشد
ملک آن خداست تا کرا می‌بخشد

متن برای ظالمان

مردان همه عمر پاره بردوخته‌اند
قوتی به هزار حیله اندوخته‌اند
فردای قیامت به گناه ایشان را
شاید که نسوزند که خود سوخته‌ان

متن برای آدم های ظالم

نادان همه جا با همه کس آمیزد
چون غرقه به هر چه دید دست آویزد
با مردم زشت نام همراه مباش
کز صحبت دیگدان سیاهی خیزد

متن برای حکومت ظالم

علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد
دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست
به روزگار سلامت سلاح جنگ بساز
وگرنه سیل چو بگرفت،سد نشایدبست

متن برای انسان ظالم

با جوانی سر خوش است این پیر بی تدبیر را

جهل باشد با جوانان پنجه کردن پیر را

روز بازار جوانی پنج روزی بیش نیست

نقد را باش ای پسر کآفت بود تأخیر را

ای که گفتی دیده از دیدار بت رویان بدوز

هر چه گویی چاره دانم کرد جز تقدیر را

زهد پیدا کفر پنهان بود چندین روزگار

پرده از سر برگرفتیم آن همه تزویر را

سعدیا در پای جانان گر به خدمت سر نهی

همچنان عذرت بباید خواستن تقصیر را

متن ظالم

آیین برادری و شرط یاری

آن نیست که عیب من هنر پنداری

آنست که گر خلاف شایسته روم

از غایت دوستیم دشمن داری

متن برای آدم های ظالم

بیا بیا که مرا با تو ماجرایی هست

بگوی اگر گنهی رفت و گر خطایی هست

روا بود که چنین بی‌حساب دل ببری

مکن که مظلمه خلق را جزایی هست

توانگران را عیبی نباشد ار وقتی

نظر کنند که در کوی ما گدایی هست

به کام دشمن و بیگانه رفت چندین روز

ز دوستان نشنیدم که آشنایی هست

کسی نماند که بر درد من نبخشاید

کسی نگفت که بیرون از این دوایی هست

هزار نوبت اگر خاطرم بشورانی

از این طرف که منم همچنان صفایی هست

به دود آتش ماخولیا دماغ بسوخت

هنوز جهل مصور که کیمیایی هست

به کام دل نرسیدیم و جان به حلق رسید

و گر به کام رسد همچنان رجایی هست

به جان دوست که در اعتقاد سعدی نیست

که در جهان بجز از کوی دوست جایی هست

متن برای آدم ظالم

من از آن روز که دربند توام آزادم

پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم

همه غم‌های جهان هیچ اثر می‌نکند

در من از بس که به دیدار عزیزت شادم

خرم آن روز که جان می‌رود اندر طلبت

تا بیایند عزیزان به مبارک بادم

من که در هیچ مقامی نزدم خیمه انس

پیش تو رخت بیفکندم و دل بنهادم

دانی از دولت وصلت چه طلب دارم هیچ

یاد تو مصلحت خویش ببرد از یادم

به وفای تو کز آن روز که دلبند منی

دل نبستم به وفای کس و در نگشادم

تا خیال قد و بالای تو در فکر منست

گر خلایق همه سروند چو سرو آزادم

به سخن راست نیاید که چه شیرین سخنی

وین عجبتر که تو شیرینی و من فرهادم

دستگاهی نه که در پای تو ریزم چون خاک

حاصل آنست که چون طبل تهی پربادم

می‌نماید که جفای فلک از دامن من

دست کوته نکند تا نکند بنیادم

ظاهر آنست که با سابقه حکم ازل

جهد سودی نکند تن به قضا دردادم

ور تحمل نکنم جور زمان را چه کنم

داوری نیست که از وی بستاند دادم

دلم از صحبت شیراز به کلی بگرفت

وقت آنست که پرسی خبر از بغدادم

هیچ شک نیست که فریاد من آن جا برسد

عجب ار صاحب دیوان نرسد فریادم

سعدیا حب وطن گر چه حدیثیست صحیح

نتوان مرد به سختی که من این جا زادم

سخنان حکیمانه سعدی

متن برای انسان ظالم

من اگر نظر حرامست بسی گناه دارم

چه کنم نمی‌توانم که نظر نگاه دارم

ستم از کسیست بر من که ضرورتست بردن

نه قرار زخم خوردن نه مجال آه دارم

نه فراغت نشستن نه شکیب رخت بستن

نه مقام ایستادن نه گریزگاه دارم

نه اگر همی‌نشینم نظری کند به رحمت

نه اگر همی‌گریزم دگری پناه دارم

بسم از قبول عامی و صلاح نیک نامی

چو به ترک سر بگفتم چه غم از کلاه دارم

تن من فدای جانت سر بنده وآستانت

چه مرا به از گدایی چو تو پادشاه دارم

چو تو را بدین شگرفی قدم صلاح باشد

نه مروتست اگر من نظر تباه دارم

چه شبست یا رب امشب که ستاره‌ای برآمد

که دگر نه عشق خورشید و نه مهر ماه دارم

مکنید دردمندان گله از شب جدایی

که من این صباح روشن ز شب سیاه دارم

که نه روی خوب دیدن گنهست پیش سعدی

تو گمان نیک بردی که من این گناه دارم

متن برای انسان ظالم

آن که هلاک من همی‌خواهد و من سلامتش

هر چه کند ز شاهدی کس نکند ملامتش

میوه نمی‌دهد به کس باغ تفرجست و بس

جز به نظر نمی‌رسد سیب درخت قامتش

داروی دل نمی‌کنم کان که مریض عشق شد

هیچ دوا نیاورد باز به استقامتش

هر که فدا نمی‌کند دنیی و دین و مال و سر

گو غم نیکوان مخور تا نخوری ندامتش

جنگ نمی‌کنم اگر دست به تیغ می‌برد

بلکه به خون مطالبت هم نکنم قیامتش

کاش که در قیامتش بار دگر بدیدمی

کان چه گناه او بود من بکشم غرامتش

هر که هوا گرفت و رفت از پی آرزوی دل

گوش مدار سعدیا بر خبر سلامتش

متن برای پدر ظالم

ما همه چشمیم و تو نور ای صنم

چشم بد از روی تو دور ای صنم

روی مپوشان که بهشتی بود

هر که ببیند چو تو حور ای صنم

حور خطا گفتم اگر خواندمت

ترک ادب رفت و قصور ای صنم

تا به کرم خرده نگیری که من

غایبم از ذوق حضور ای صنم

روی تو بر پشت زمین خلق را

موجب فتنه‌ست و فتور ای صنم

این همه دلبندی و خوبی تو را

موضع نازست و غرور ای صنم

سروبنی خاسته چون قامتت

تا ننشینیم صبور ای صنم

این همه طوفان به سرم می‌رود

از جگری همچو تنور ای صنم

سعدی از این چشمه حیوان که خورد

سیر نگردد به مرور ای صنم

متن برای ظالمان

از هر چه می‌رود سخن دوست خوشترست

پیغام آشنا نفس روح پرورست

هرگز وجود حاضر غایب شنیده‌ای

من در میان جمع و دلم جای دیگرست

شاهد که در میان نبود شمع گو بمیر

چون هست اگر چراغ نباشد منورست

ابنای روزگار به صحرا روند و باغ

صحرا و باغ زنده دلان کوی دلبرست

جان می‌روم که در قدم اندازمش ز شوق

درمانده‌ام هنوز که نزلی محقرست

کاش آن به خشم رفته ما آشتی کنان

بازآمدی که دیده مشتاق بر درست

جانا دلم چو عود بر آتش بسوختی

وین دم که می‌زنم ز غمت دود مجمرست

شب های بی توام شب گورست در خیال

ور بی تو بامداد کنم روز محشرست

گیسوت عنبرینه گردن تمام بود

معشوق خوبروی چه محتاج زیورست

سعدی خیال بیهده بستی امید وصل

هجرت بکشت و وصل هنوزت مصورست

زنهار از این امید درازت که در دلست

هیهات از این خیال محالت که در سرست

متن برای آدم های ظالم

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مرا

سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا

نگذرد یاد گل و سنبلم اندر خاطر

تا به خاطر بود آن زلف و بناگوش مرا

شربتی تلختر از زهر فراقت باید

تا کند لذت وصل تو فراموش مرا

هر شبم با غم هجران تو سر بر بالین

روزی ار با تو نشد دست در آغوش مرا

بی دهان تو اگر صد قدح نوش دهند

به دهان تو که زهر آید از آن نوش مرا

سعدی اندر کف جلاد غمت می‌گوید

بنده‌ام بنده به کشتن ده و مفروش مرا

متن برای آدم های ظالم

ای مهر تو در دل‌ها وی مهر تو بر لب‌ها

وی شور تو در سرها وی سر تو در جان‌ها

تا عهد تو دربستم عهد همه بشکستم

بعد از تو روا باشد نقض همه پیمان‌ها

تا خار غم عشقت آویخته در دامن

کوته نظری باشد رفتن به گلستان‌ها

آن را که چنین دردی از پای دراندازد

باید که فروشوید دست از همه درمان‌ها

متن ظالم معین

تو را حکایت ما مختصر به گوش آید

که حال تشنه نمی‌دانی ای گل سیراب

اگر چراغ بمیرد صبا چه غم دارد

و گر بریزد کتان چه غم خورد مهتاب

دعات گفتم و دشنام اگر دهی سهل است

که با شکردهنان خوش بود سؤال و جواب

متن برای ظالمان

چه فتنه بود که حسن تو در جهان انداخت

که یک دم از تو نظر بر نمی‌توان انداخت

بلای غمزه نامهربان خون خوارت

چه خون که در دل یاران مهربان انداخت

متن ظالم

دوست دارم که بپوشی رخ همچون قمرت

تا چو خورشید نبینند به هر بام و درت

جرم بیگانه نباشد که تو خود صورت خویش

گر در آیینه ببینی برود دل ز برت

جای خنده‌ست سخن گفتن شیرین پیشت

کآب شیرین چو بخندی برود از شکرت

راه آه سحر از شوق نمی‌یارم داد

تا نباید که بشوراند خواب سحرت

متن برای آدم ظالم

من این طمع نکنم کز تو کام برگیرم

مگر ببینمت از دور و گام برگیرم

من این خیال نبندم که دانه‌ای به مراد

میان این همه تشویش دام برگیرم

ستاده‌ام به غلامی گرم قبول کنی

و گر نخواهی کفش غلام برگیرم

مرا ز دست تو گر منصفی و گر ظالم

گریز نیست که دل زین مقام برگیرم

ز فکرهای پریشان و بارهای فراق

که بر دلست ندانم کدام برگیرم

گرم هزار تعنت کنی و طعنه زنی

من آن نیم که ره انتقام برگیرم

گرم جواز نباشد به بارگاه قبول

و گر مجال نباشد که کام برگیرم

از این قدر نگریزم که بوسی از دهنت

اگر حلال نباشد حرام برگیرم

متن برای انسان ظالم

من بی‌ مایه که باشم که خریدار تو باشم

حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم

تو مگر سایه لطفی به سر وقت من آری

که من آن مایه ندارم که به مقدار تو باشم

خویشتن بر تو نبندم که من از خود نپسندم

که تو هرگز گل من باشی و من خار تو باشم

متن برای حکومت ظالم

در پایان زیارت عاشورا مستحب است ۲ رکعت نماز و بعد از آن دعای علقمه خوانده شود.

متن ظالم معین

در پایان زیارت عاشورا مستحب است ۲ رکعت نماز و بعد از آن دعای علقمه خوانده شود.

متن برای ظالم

صبر کن ای دل که صبر سیرت اهل صفاست

 چارهٔ عشق احتمال شرط محبت وفاست

مالک رد و قبول هر چه کند پادشاست

گر بزند حاکم است ور بنوازد رواست

گر چه بخواند هنوز دست جزع بر دعاست

ور چه براند هنوز روی امید از قفاست

برق یمانی بجست باد بهاری بخاست

طاقت مجنون برفت خیمهٔ لیلی کجاست

غفلت از ایام عشق پیش محقق خطاست

اول صبح است خیز کآخر دنیا فناست

صحبت یار عزیز حاصل دور بقاست

یک دمه دیدار دوست هر دو جهانش بهاست

درد دل دوستان گر تو پسندی رواست

هر چه مراد شماست غایت مقصود ماست

بنده چه دعوی کند حکم خداوند راست

گر تو قدم می‌نهی تا بنهم چشم راست

از در خویشم مران کاین نه طریق وفاست

در همه شهری غریب در همه ملکی گداست

با همه جرمم امید با همه خوفم رجاست

گر درم ما مس است لطف شما کیمیاست

سعدی اگر عاشقی میل وصالت چراست

هر که دل دوست جست مصلحت خود نخواست

متن برای انسان ظالم

ای طفل که دفع مگس از خود نتوانی
هر چند که بالغ شدی آخر تو آنی
شکرانه‌ی زور آوری روز جوانی
آنست که قدر پدر پیر بدانی

متن برای انسان ظالم

چو می‌دانستی افتادن به ناچار
نبایستی چنین بالا نشستن
به پای خویش رفتن به نبودی
کز اسب افتادن و گردن شکستن؟

متن برای آدم های ظالم

یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم
زان دو لب شیرینت صد شور برانگیزم

متن برای ظالم

باد آمد و بوی عنبر آورد
بادام شکوفه بر سر آورد

شاخ گل از اضطراب بلبل
با آن همه خار سر درآورد

تا پای مبارکش ببوسم
قاصد که پیام دلبر آورد

ما نامه بدو سپرده بودیم
او نافه مشک اذفر آورد

هرگز نشنیده‌ام که بادی
بوی گلی از تو خوشتر آورد

متن ظالم

من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی
عهد نابستن به از آن که ببندی و نپایی

دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی

ای که گقتی مرو اندر پی خوبان زمانه
ماکجاییم در این بحر تفکر تو کجایی

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی

خلق گویند برو دل به هوای دگری ده
نکنم خاصه در ایام اتابک دو هوایی

متن برای انسان ظالم

خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست
طاقت بار فراق این همه ایامم نیست

خالی از ذکر تو عضوی چه حکایت باشد
سر مویی به غلط در همه اندامم نیست

گو همه شهر به جنگم به درآیند و خلاف
من که در خلوت خاصم خبر از عامم نیست

به خدا و به سراپای تو کز دوستیت
خبر از دشمن و اندیشه ز دشنامم نیست

دوستت دارم اگر لطف کنی ور نکنی
به دو چشم تو که چشم از تو به انعامم نیست

متن برای ظالمان

مگسی گفت عنکبوتی را
کاین چه ساقست و ساعد باریک
گفت اگر در کمند من افتی
پیش چشمت جهان کنم تاریک

متن برای آدم های ظالم

تا کی روم از عشق تو شوریده به هر سوی
تا کی دوم از شور تو دیوانه به هر کوی

صد نعره همی‌آیدم از هر بن مویی
خود در دل سنگین تو نگرفت سر موی

بر یاد بناگوش تو بر باد دهم جان
تا باد مگر پیش تو بر خاک نهد روی

سرگشته چو چوگانم و در پای سمندت
می‌افتم و می‌گردم چون گوی به پهلوی

خود کشته ابروی توام من به حقیقت
گر کشتنیم بازبفرمای به ابروی

آنان که به گیسو دل عشاق ربودند
از دست تو در پای فتادند چو گیسوی

تا عشق سرآشوب تو همزانوی ما شد
سر برنگرفتم به وفای تو ز زانوی

بیرون نشود عشق توام تا ابد از دل
کاندر ازلم حرز تو بستند به بازوی

عشق از دل سعدی به ملامت نتوان برد
گر رنگ توان برد به آب از رخ هندوی

متن برای آدم ظالم

دیو اگر صومعه داری کند اندر ملکوت
همچو ابلیس همان طینت ماضی دارد
ناکسست آنکه به دراعه و دستار کسست
دزد دزدست وگر جامه‌ی قاضی دارد

متن برای ظالمان

هرگز پر طاووس کسی گفت که زشتست؟
یا دیو کسی گفت که رضوان بهشتست؟
نیکی و بدی در گهر خلق سرشتست
از نامه نخوانند مگر آنچه نوشتست

متن برای انسان ظالم

بیا بیا که مرا با تو ماجرایی هست
بگوی اگر گنهی رفت و گر خطایی هست

روا بود که چنین بی‌حساب دل ببری
مکن که مظلمه خلق را جزایی هست

توانگران را عیبی نباشد ار وقتی
نظر کنند که در کوی ما گدایی هست

به کام دشمن و بیگانه رفت چندین روز
ز دوستان نشنیدم که آشنایی هست

کسی نماند که بر درد من نبخشاید
کسی نگفت که بیرون از این دوایی هست

هزار نوبت اگر خاطرم بشورانی
از این طرف که منم همچنان صفایی هست

به دود آتش ماخولیا دماغ بسوخت
هنوز جهل مصور که کیمیایی هست

به کام دل نرسیدیم و جان به حلق رسید
و گر به کام رسد همچنان رجایی هست

به جان دوست که در اعتقاد سعدی نیست

متن برای آدم های ظالم

گر خردمند از اوباش جفایی بیند
تا دل خویش نیازارد و درهم نشود
سنگ بی‌قیمت اگر کاسه‌ی زرین بشکست
قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود

متن برای آدم های ظالم

شب فراق که داند که تا سحر چند است
مگر کسی که به زندان عشق دربند است

گرفتم از غم دل راه بوستان گیرم
کدام سرو به بالای دوست مانند است

پیام من که رساند به یار مهرگسل
که برشکستی و ما را هنوز پیوند است

قسم به جان تو گفتن طریق عزت نیست
به خاک پای تو وان هم عظیم سوگند است

که با شکستن پیمان و برگرفتن دل
هنوز دیده به دیدارت آرزومند است

بیا که بر سر کویت بساط چهرهٔ ماست
به جای خاک که در زیر پایت افکنده‌ست

خیال روی تو بیخ امید بنشانده‌ست
بلای عشق تو بنیاد صبر برکنده‌ست

عجب در آن که تو مجموع و گر قیاس کنی
به زیر هر خم مویت دلی پراکند است

اگر برهنه نباشی که شخص بنمایی
گمان برند که پیراهنت گل آکند است

ز دست رفته نه تنها منم در این سودا
چه دست ها که ز دست تو بر خداوند است

فراق یار که پیش تو کاه برگی نیست
بیا و بر دل من بین که کوه الوند است

ز ضعف طاقت آهم نماند و ترسم خلق
گمان برند که سعدی ز دوست خرسند است

متن برای آدم های ظالم

حاکم ظالم به سنان قلم
دزدی بی‌تیر و کمان می‌کند
گله ما را گله از گرگ نیست
این همه بیداد شبان می‌کند
آنکه زیان می‌رسد از وی به خلق
فهم ندارد که زیان می‌کند
چون نکند رخنه به دیوار باغ
دزد، که ناطور همان می‌کند

متن ظالم معین

ای سرو بلند قامت دوست
وه وه که شمایلت چه نیکوست

در پای لطافت تو میراد
هر سرو سهی که بر لب جوست

نازک بدنی که می‌نگنجد
در زیر قبا چو غنچه در پوست

مه پاره به بام اگر برآید
که فرق کند که ماه یا اوست

آن خرمن گل نه گل که باغ است
نه باغ ارم که باغ مینوست

آن گوی معنبرست در جیب
یا بوی دهان عنبرین بوست

می‌ سوزد و همچنان هوادار
می‌ میرد و همچنان دعا گوست

خون دل عاشقان مشتاق
در گردن دیده بلا جوست

من بنده لعبتان سیمین
کاخر دل آدمی نه از روست

بسیار ملامتم بکردند
کاندر پی او مرو که بدخوست

ای سخت دلان سست پیمان
این شرط وفا بود که بی‌ دوست

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

متن برای انسان ظالم

بیا که در غم عشقت مشوشم بی تو
بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بی تو

شب از فراق تو می‌نالم ای پری رخسار
چو روز گردد گویی در آتشم بی تو

دمی تو شربت وصلم نداده‌ای جانا
همیشه زهر فراقت همی چشم بی تو

اگر تو با من مسکین چنین کنی جانا
دو پایم از دو جهان نیز درکشم بی تو

پیام دادم و گفتم بیا خوشم می‌دار
جواب دادی و گفتی که من خوشم بی تو

متن برای پدر ظالم

من از آن روز که دربند توام آزادم
پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم

همه غم‌های جهان هیچ اثر می‌نکند
در من از بس که به دیدار عزیزت شادم

خرم آن روز که جان می‌رود اندر طلبت
تا بیایند عزیزان به مبارک بادم

من که در هیچ مقامی نزدم خیمه انس
پیش تو رخت بیفکندم و دل بنهادم

دانی از دولت وصلت چه طلب دارم هیچ
یاد تو مصلحت خویش ببرد از یادم

به وفای تو کز آن روز که دلبند منی
دل نبستم به وفای کس و در نگشادم

تا خیال قد و بالای تو در فکر منست
گر خلایق همه سروند چو سرو آزادم

به سخن راست نیاید که چه شیرین سخنی
وین عجبتر که تو شیرینی و من فرهادم

متن ظالم

بسم از هوا گرفتن که پری نماند و بالی
به کجا روم ز دستت که نمی‌دهی مجالی

نه ره گریز دارم نه طریق آشنایی
چه غم اوفتاده‌ای را که تواند احتیالی

همه عمر در فراقت بگذشت و سهل باشد
اگر احتمال دارد به قیامت اتصالی

چه خوش است در فراقی همه عمر صبر کردن
به امید آن که روزی به کف اوفتد وصالی

به تو حاصلی ندارد غم روزگار گفتن
که شبی نخفته باشی به درازنای سالی

غم حال دردمندان نه عجب گرت نباشد
که چنین نرفته باشد همه عمر بر تو حالی

سخنی بگوی با من که چنان اسیر عشقم
که به خویشتن ندارم ز وجودت اشتغالی

چه نشینی ای قیامت بنمای سرو قامت
به خلاف سرو بستان که ندارد اعتدالی

که نه امشب آن سماع است که دف خلاص یابد
به طپانچه‌ ای و بربط برهد به گوشمالی

دگر آفتاب رویت منمای آسمان را
که قمر ز شرمساری بشکست چون هلالی

خط مشک بوی و خالت به مناسبت تو گویی
قلم غبار می‌رفت و فرو چکید خالی

تو هم این مگوی سعدی که نظر گناه باشد
گنه است برگرفتن نظر از چنین جمالی

متن برای انسان ظالم

هر دولت و مکنت که قضا می‌بخشد
در وهم نیاید که چرا می‌بخشد
بخشنده نه از کیسه‌ی ما می‌بخشد
ملک آن خداست تا کرا می‌بخشد

متن برای ظالمان

نادان همه جا با همه کس آمیزد
چون غرقه به هر چه دید دست آویزد
با مردم زشت نام همراه مباش
کز صحبت دیگدان سیاهی خیزد

متن ظالم معین

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مرا
تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مرا

سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا
نگذرد یاد گل و سنبلم اندر خاطر
تا به خاطر بود آن زلف و بناگوش مرا

شربتی تلختر از زهر فراقت باید
تا کند لذت وصل تو فراموش مرا

هر شبم با غم هجران تو سر بر بالین
روزی ار با تو نشد دست در آغوش مرا

بی دهان تو اگر صد قدح نوش دهند
به دهان تو که زهر آید از آن نوش مرا

متن برای انسان ظالم

ما همه چشمیم و تو نور ای صنم
چشم بد از روی تو دور ای صنم

روی مپوشان که بهشتی بود
هر که ببیند چو تو حور ای صنم

حور خطا گفتم اگر خواندمت
ترک ادب رفت و قصور ای صنم

تا به کرم خرده نگیری که من
غایبم از ذوق حضور ای صنم

روی تو بر پشت زمین خلق را
موجب فتنه‌ست و فتور ای صنم

این همه دلبندی و خوبی تو را
موضع نازست و غرور ای صنم

سروبنی خاسته چون قامتت
تا ننشینیم صبور ای صنم

این همه طوفان به سرم می‌رود
از جگری همچو تنور ای صنم

سعدی از این چشمه حیوان که خورد
سیر نگردد به مرور ای صنم

متن برای حکومت ظالم

چنان خوب رویی بدان دلربایی
دریغت نیاید به هر کس نمایی

مرا مصلحت نیست لیکن همان به
که در پرده باشی و بیرون نیایی

وفا را به عهد تو دشمن گرفتم
چو دیدم مرا فتنه تو بیوفایی

چنین دور از خویش و بیگانه گشتم
که افتاد با تو مرا آشنایی

اگر نه امید وصال تو بودی
ز دیده برون کردمی روشنایی

نیاید تو را هیچ غم بی‌دل من
کسی دید خود عید بی‌روستایی

من و غم ازین پس که دور از رخ تو
چه باشد اگر یک شبی پیشم آیی

متن برای ظالم

من بی‌ مایه که باشم که خریدار تو باشم
حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم

تو مگر سایه لطفی به سر وقت من آری
که من آن مایه ندارم که به مقدار تو باشم

خویشتن بر تو نبندم که من از خود نپسندم
که تو هرگز گل من باشی و من خار تو باشم

هرگز اندیشه نکردم که کمندت به من افتد
که من آن وقع ندارم که گرفتار تو باشم

هرگز اندر همه عالم نشناسم غم و شادی
مگر آن وقت که شادی خور و غمخوار تو باشم

گذر از دست رقیبان نتوان کرد به کویت
مگر آن وقت که در سایه زنهار تو باشم

گر خداوند تعالی به گناهیت بگیرد
گو بیامرز که من حامل اوزار تو باشم

مردمان عاشق گفتار من ای قبله خوبان
چون نباشند که من عاشق دیدار تو باشم

من چه شایسته آنم که تو را خوانم و دانم
مگرم هم تو ببخشی که سزاوار تو باشم

گر چه دانم که به وصلت نرسم بازنگردم
تا در این راه بمیرم که طلبکار تو باشم

نه در این عالم دنیا که در آن عالم عقبی
همچنان بر سر آنم که وفادار تو باشم

متن برای ظالمان

ای یار ناسامان من از من چرا رنجیده‌ای
وی درد و ای درمان من از من چرا رنجیده‌ای

ای سرو خوش بالای من ای دلبر رعنای من
لعل لبت حلوای من از من چرا رنجیده‌ای

بنگر ز هجرت چون شدم سرگشته چون گردون شدم
وز ناوکت پرخون شدم از من چرا رنجیده‌ای؟

گر من بمیرم در غمت خونم بتا در گردنت
فردا بگیرم دامنت از من چرا رنجیده‌ای

من سعدی درگاه تو عاشق به روی ماه تو
هستیم نیکوخواه تو از من چرا رنجیده‌ای

متن ظالم معین

با جوانی سر خوش است این پیر بی تدبیر را

جهل باشد با جوانان پنجه کردن پیر را

روز بازار جوانی پنج روزی بیش نیست

نقد را باش ای پسر کآفت بود تأخیر را

ای که گفتی دیده از دیدار بت رویان بدوز

هر چه گویی چاره دانم کرد جز تقدیر را

زهد پیدا کفر پنهان بود چندین روزگار

پرده از سر برگرفتیم آن همه تزویر را

سعدیا در پای جانان گر به خدمت سر نهی

همچنان عذرت بباید خواستن تقصیر را

متن ظالم

از در درآمدی و من از خود به درشدم
گفتی کز این جهان به جهان دگر شدم

گوشم به راه تا که خبر می‌دهد ز دوست
صاحب خبر بیامد و من بی‌خبر شدم

چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب
مهرم به جان رسید و به عیوق برشدم

گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق
ساکن شود بدیدم و مشتاقتر شدم

دستم نداد قوت رفتن به پیش یار
چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم

تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوم
از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم

من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت
کاول نظر به دیدن او دیده ور شدم

بیزارم از وفای تو یک روز و یک زمان
مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم

او را خود التفات نبودش به صید من
من خویشتن اسیر کمند نظر شدم

گویند روی سرخ تو سعدی چه زرد کرد
اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم

متن برای آدم ظالم

صبر کن ای دل که صبر سیرت اهل صفاست

 چارهٔ عشق احتمال شرط محبت وفاست

مالک رد و قبول هر چه کند پادشاست

گر بزند حاکم است ور بنوازد رواست

گر چه بخواند هنوز دست جزع بر دعاست

ور چه براند هنوز روی امید از قفاست

برق یمانی بجست باد بهاری بخاست

طاقت مجنون برفت خیمهٔ لیلی کجاست

غفلت از ایام عشق پیش محقق خطاست

اول صبح است خیز کآخر دنیا فناست

صحبت یار عزیز حاصل دور بقاست

یک دمه دیدار دوست هر دو جهانش بهاست

درد دل دوستان گر تو پسندی رواست

هر چه مراد شماست غایت مقصود ماست

بنده چه دعوی کند حکم خداوند راست

گر تو قدم می‌نهی تا بنهم چشم راست

از در خویشم مران کاین نه طریق وفاست

در همه شهری غریب در همه ملکی گداست

با همه جرمم امید با همه خوفم رجاست

گر درم ما مس است لطف شما کیمیاست

سعدی اگر عاشقی میل وصالت چراست

هر که دل دوست جست مصلحت خود نخواست

متن برای ظالم

ای طفل که دفع مگس از خود نتوانی
هر چند که بالغ شدی آخر تو آنی
شکرانه‌ی زور آوری روز جوانی
آنست که قدر پدر پیر بدانی

متن برای آدم ظالم

چو می‌دانستی افتادن به ناچار
نبایستی چنین بالا نشستن
به پای خویش رفتن به نبودی
کز اسب افتادن و گردن شکستن؟

متن ظالم

یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم
زان دو لب شیرینت صد شور برانگیزم

متن برای ظالمان

باد آمد و بوی عنبر آورد
بادام شکوفه بر سر آورد

شاخ گل از اضطراب بلبل
با آن همه خار سر درآورد

تا پای مبارکش ببوسم
قاصد که پیام دلبر آورد

ما نامه بدو سپرده بودیم
او نافه مشک اذفر آورد

هرگز نشنیده‌ام که بادی
بوی گلی از تو خوشتر آورد

متن برای آدم ظالم

من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی
عهد نابستن به از آن که ببندی و نپایی

دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی

ای که گقتی مرو اندر پی خوبان زمانه
ماکجاییم در این بحر تفکر تو کجایی

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی

خلق گویند برو دل به هوای دگری ده
نکنم خاصه در ایام اتابک دو هوایی

متن ظالم معین

خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست
طاقت بار فراق این همه ایامم نیست

خالی از ذکر تو عضوی چه حکایت باشد
سر مویی به غلط در همه اندامم نیست

گو همه شهر به جنگم به درآیند و خلاف
من که در خلوت خاصم خبر از عامم نیست

به خدا و به سراپای تو کز دوستیت
خبر از دشمن و اندیشه ز دشنامم نیست

دوستت دارم اگر لطف کنی ور نکنی
به دو چشم تو که چشم از تو به انعامم نیست

متن برای آدم های ظالم

مگسی گفت عنکبوتی را
کاین چه ساقست و ساعد باریک
گفت اگر در کمند من افتی
پیش چشمت جهان کنم تاریک

متن برای آدم های ظالم

تا کی روم از عشق تو شوریده به هر سوی
تا کی دوم از شور تو دیوانه به هر کوی

صد نعره همی‌آیدم از هر بن مویی
خود در دل سنگین تو نگرفت سر موی

بر یاد بناگوش تو بر باد دهم جان
تا باد مگر پیش تو بر خاک نهد روی

سرگشته چو چوگانم و در پای سمندت
می‌افتم و می‌گردم چون گوی به پهلوی

خود کشته ابروی توام من به حقیقت
گر کشتنیم بازبفرمای به ابروی

آنان که به گیسو دل عشاق ربودند
از دست تو در پای فتادند چو گیسوی

تا عشق سرآشوب تو همزانوی ما شد
سر برنگرفتم به وفای تو ز زانوی

بیرون نشود عشق توام تا ابد از دل
کاندر ازلم حرز تو بستند به بازوی

عشق از دل سعدی به ملامت نتوان برد
گر رنگ توان برد به آب از رخ هندوی

متن ظالم

دیو اگر صومعه داری کند اندر ملکوت
همچو ابلیس همان طینت ماضی دارد
ناکسست آنکه به دراعه و دستار کسست
دزد دزدست وگر جامه‌ی قاضی دارد

متن برای پدر ظالم

هرگز پر طاووس کسی گفت که زشتست؟
یا دیو کسی گفت که رضوان بهشتست؟
نیکی و بدی در گهر خلق سرشتست
از نامه نخوانند مگر آنچه نوشتست

متن برای آدم های ظالم

بیا بیا که مرا با تو ماجرایی هست
بگوی اگر گنهی رفت و گر خطایی هست

روا بود که چنین بی‌حساب دل ببری
مکن که مظلمه خلق را جزایی هست

توانگران را عیبی نباشد ار وقتی
نظر کنند که در کوی ما گدایی هست

به کام دشمن و بیگانه رفت چندین روز
ز دوستان نشنیدم که آشنایی هست

کسی نماند که بر درد من نبخشاید
کسی نگفت که بیرون از این دوایی هست

هزار نوبت اگر خاطرم بشورانی
از این طرف که منم همچنان صفایی هست

به دود آتش ماخولیا دماغ بسوخت
هنوز جهل مصور که کیمیایی هست

به کام دل نرسیدیم و جان به حلق رسید
و گر به کام رسد همچنان رجایی هست

به جان دوست که در اعتقاد سعدی نیست

متن برای آدم های ظالم

گر خردمند از اوباش جفایی بیند
تا دل خویش نیازارد و درهم نشود
سنگ بی‌قیمت اگر کاسه‌ی زرین بشکست
قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود

متن برای آدم ظالم

شب فراق که داند که تا سحر چند است
مگر کسی که به زندان عشق دربند است

گرفتم از غم دل راه بوستان گیرم
کدام سرو به بالای دوست مانند است

پیام من که رساند به یار مهرگسل
که برشکستی و ما را هنوز پیوند است

قسم به جان تو گفتن طریق عزت نیست
به خاک پای تو وان هم عظیم سوگند است

که با شکستن پیمان و برگرفتن دل
هنوز دیده به دیدارت آرزومند است

بیا که بر سر کویت بساط چهرهٔ ماست
به جای خاک که در زیر پایت افکنده‌ست

خیال روی تو بیخ امید بنشانده‌ست
بلای عشق تو بنیاد صبر برکنده‌ست

عجب در آن که تو مجموع و گر قیاس کنی
به زیر هر خم مویت دلی پراکند است

اگر برهنه نباشی که شخص بنمایی
گمان برند که پیراهنت گل آکند است

ز دست رفته نه تنها منم در این سودا
چه دست ها که ز دست تو بر خداوند است

فراق یار که پیش تو کاه برگی نیست
بیا و بر دل من بین که کوه الوند است

ز ضعف طاقت آهم نماند و ترسم خلق
گمان برند که سعدی ز دوست خرسند است

متن ظالم

حاکم ظالم به سنان قلم
دزدی بی‌تیر و کمان می‌کند
گله ما را گله از گرگ نیست
این همه بیداد شبان می‌کند
آنکه زیان می‌رسد از وی به خلق
فهم ندارد که زیان می‌کند
چون نکند رخنه به دیوار باغ
دزد، که ناطور همان می‌کند

متن برای آدم ظالم

ای سرو بلند قامت دوست
وه وه که شمایلت چه نیکوست

در پای لطافت تو میراد
هر سرو سهی که بر لب جوست

نازک بدنی که می‌نگنجد
در زیر قبا چو غنچه در پوست

مه پاره به بام اگر برآید
که فرق کند که ماه یا اوست

آن خرمن گل نه گل که باغ است
نه باغ ارم که باغ مینوست

آن گوی معنبرست در جیب
یا بوی دهان عنبرین بوست

می‌ سوزد و همچنان هوادار
می‌ میرد و همچنان دعا گوست

خون دل عاشقان مشتاق
در گردن دیده بلا جوست

من بنده لعبتان سیمین
کاخر دل آدمی نه از روست

بسیار ملامتم بکردند
کاندر پی او مرو که بدخوست

ای سخت دلان سست پیمان
این شرط وفا بود که بی‌ دوست

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

متن ظالم معین

بیا که در غم عشقت مشوشم بی تو
بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بی تو

شب از فراق تو می‌نالم ای پری رخسار
چو روز گردد گویی در آتشم بی تو

دمی تو شربت وصلم نداده‌ای جانا
همیشه زهر فراقت همی چشم بی تو

اگر تو با من مسکین چنین کنی جانا
دو پایم از دو جهان نیز درکشم بی تو

پیام دادم و گفتم بیا خوشم می‌دار
جواب دادی و گفتی که من خوشم بی تو

متن برای حکومت ظالم

من از آن روز که دربند توام آزادم
پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم

همه غم‌های جهان هیچ اثر می‌نکند
در من از بس که به دیدار عزیزت شادم

خرم آن روز که جان می‌رود اندر طلبت
تا بیایند عزیزان به مبارک بادم

من که در هیچ مقامی نزدم خیمه انس
پیش تو رخت بیفکندم و دل بنهادم

دانی از دولت وصلت چه طلب دارم هیچ
یاد تو مصلحت خویش ببرد از یادم

به وفای تو کز آن روز که دلبند منی
دل نبستم به وفای کس و در نگشادم

تا خیال قد و بالای تو در فکر منست
گر خلایق همه سروند چو سرو آزادم

به سخن راست نیاید که چه شیرین سخنی
وین عجبتر که تو شیرینی و من فرهادم

متن برای پدر ظالم

بسم از هوا گرفتن که پری نماند و بالی
به کجا روم ز دستت که نمی‌دهی مجالی

نه ره گریز دارم نه طریق آشنایی
چه غم اوفتاده‌ای را که تواند احتیالی

همه عمر در فراقت بگذشت و سهل باشد
اگر احتمال دارد به قیامت اتصالی

چه خوش است در فراقی همه عمر صبر کردن
به امید آن که روزی به کف اوفتد وصالی

به تو حاصلی ندارد غم روزگار گفتن
که شبی نخفته باشی به درازنای سالی

غم حال دردمندان نه عجب گرت نباشد
که چنین نرفته باشد همه عمر بر تو حالی

سخنی بگوی با من که چنان اسیر عشقم
که به خویشتن ندارم ز وجودت اشتغالی

چه نشینی ای قیامت بنمای سرو قامت
به خلاف سرو بستان که ندارد اعتدالی

که نه امشب آن سماع است که دف خلاص یابد
به طپانچه‌ ای و بربط برهد به گوشمالی

دگر آفتاب رویت منمای آسمان را
که قمر ز شرمساری بشکست چون هلالی

خط مشک بوی و خالت به مناسبت تو گویی
قلم غبار می‌رفت و فرو چکید خالی

تو هم این مگوی سعدی که نظر گناه باشد
گنه است برگرفتن نظر از چنین جمالی

متن برای پدر ظالم

هر دولت و مکنت که قضا می‌بخشد
در وهم نیاید که چرا می‌بخشد
بخشنده نه از کیسه‌ی ما می‌بخشد
ملک آن خداست تا کرا می‌بخشد

متن برای آدم های ظالم

نادان همه جا با همه کس آمیزد
چون غرقه به هر چه دید دست آویزد
با مردم زشت نام همراه مباش
کز صحبت دیگدان سیاهی خیزد

متن برای انسان ظالم

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مرا
تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مرا

سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا
نگذرد یاد گل و سنبلم اندر خاطر
تا به خاطر بود آن زلف و بناگوش مرا

شربتی تلختر از زهر فراقت باید
تا کند لذت وصل تو فراموش مرا

هر شبم با غم هجران تو سر بر بالین
روزی ار با تو نشد دست در آغوش مرا

بی دهان تو اگر صد قدح نوش دهند
به دهان تو که زهر آید از آن نوش مرا

متن برای ظالم

ما همه چشمیم و تو نور ای صنم
چشم بد از روی تو دور ای صنم

روی مپوشان که بهشتی بود
هر که ببیند چو تو حور ای صنم

حور خطا گفتم اگر خواندمت
ترک ادب رفت و قصور ای صنم

تا به کرم خرده نگیری که من
غایبم از ذوق حضور ای صنم

روی تو بر پشت زمین خلق را
موجب فتنه‌ست و فتور ای صنم

این همه دلبندی و خوبی تو را
موضع نازست و غرور ای صنم

سروبنی خاسته چون قامتت
تا ننشینیم صبور ای صنم

این همه طوفان به سرم می‌رود
از جگری همچو تنور ای صنم

سعدی از این چشمه حیوان که خورد
سیر نگردد به مرور ای صنم

متن برای آدم ظالم

چنان خوب رویی بدان دلربایی
دریغت نیاید به هر کس نمایی

مرا مصلحت نیست لیکن همان به
که در پرده باشی و بیرون نیایی

وفا را به عهد تو دشمن گرفتم
چو دیدم مرا فتنه تو بیوفایی

چنین دور از خویش و بیگانه گشتم
که افتاد با تو مرا آشنایی

اگر نه امید وصال تو بودی
ز دیده برون کردمی روشنایی

نیاید تو را هیچ غم بی‌دل من
کسی دید خود عید بی‌روستایی

من و غم ازین پس که دور از رخ تو
چه باشد اگر یک شبی پیشم آیی

متن برای آدم های ظالم

من بی‌ مایه که باشم که خریدار تو باشم
حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم

تو مگر سایه لطفی به سر وقت من آری
که من آن مایه ندارم که به مقدار تو باشم

خویشتن بر تو نبندم که من از خود نپسندم
که تو هرگز گل من باشی و من خار تو باشم

هرگز اندیشه نکردم که کمندت به من افتد
که من آن وقع ندارم که گرفتار تو باشم

هرگز اندر همه عالم نشناسم غم و شادی
مگر آن وقت که شادی خور و غمخوار تو باشم

گذر از دست رقیبان نتوان کرد به کویت
مگر آن وقت که در سایه زنهار تو باشم

گر خداوند تعالی به گناهیت بگیرد
گو بیامرز که من حامل اوزار تو باشم

مردمان عاشق گفتار من ای قبله خوبان
چون نباشند که من عاشق دیدار تو باشم

من چه شایسته آنم که تو را خوانم و دانم
مگرم هم تو ببخشی که سزاوار تو باشم

گر چه دانم که به وصلت نرسم بازنگردم
تا در این راه بمیرم که طلبکار تو باشم

نه در این عالم دنیا که در آن عالم عقبی
همچنان بر سر آنم که وفادار تو باشم

متن برای ظالمان

ای یار ناسامان من از من چرا رنجیده‌ای
وی درد و ای درمان من از من چرا رنجیده‌ای

ای سرو خوش بالای من ای دلبر رعنای من
لعل لبت حلوای من از من چرا رنجیده‌ای

بنگر ز هجرت چون شدم سرگشته چون گردون شدم
وز ناوکت پرخون شدم از من چرا رنجیده‌ای؟

گر من بمیرم در غمت خونم بتا در گردنت
فردا بگیرم دامنت از من چرا رنجیده‌ای

من سعدی درگاه تو عاشق به روی ماه تو
هستیم نیکوخواه تو از من چرا رنجیده‌ای

متن برای آدم ظالم

با جوانی سر خوش است این پیر بی تدبیر را

جهل باشد با جوانان پنجه کردن پیر را

روز بازار جوانی پنج روزی بیش نیست

نقد را باش ای پسر کآفت بود تأخیر را

ای که گفتی دیده از دیدار بت رویان بدوز

هر چه گویی چاره دانم کرد جز تقدیر را

زهد پیدا کفر پنهان بود چندین روزگار

پرده از سر برگرفتیم آن همه تزویر را

سعدیا در پای جانان گر به خدمت سر نهی

همچنان عذرت بباید خواستن تقصیر را

متن ظالم

از در درآمدی و من از خود به درشدم
گفتی کز این جهان به جهان دگر شدم

گوشم به راه تا که خبر می‌دهد ز دوست
صاحب خبر بیامد و من بی‌خبر شدم

چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب
مهرم به جان رسید و به عیوق برشدم

گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق
ساکن شود بدیدم و مشتاقتر شدم

دستم نداد قوت رفتن به پیش یار
چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم

تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوم
از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم

من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت
کاول نظر به دیدن او دیده ور شدم

بیزارم از وفای تو یک روز و یک زمان
مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم

او را خود التفات نبودش به صید من
من خویشتن اسیر کمند نظر شدم

گویند روی سرخ تو سعدی چه زرد کرد
اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم

متن برای انسان ظالم

بیا
که از رگ گردن به هم
نزدیک تر شویم
ای تنها امت من !
“پیامبر” تر از این می شوم اگر
تو “سرزمینم” باشی
که رسالتم این بود
مرا به تو مصلوب کنند
ایمان بیاور سرزمینم !
ایمان بیاور !
قرار است امشب
در میان بازوان تو “کتابی” نازل شود.

متن برای حکومت ظالم

در سکوت زمین گره خوردیم
و دانستیم
گناه
پرده ای بود آویزان
از چهار چوبِ لقِ پنجره یِ ایمان
پشت این پنجره
اما
هیچ.
هیچ.

متن برای ظالم

با من ان میکنی؛که ماه با دریا که باد با گندمزار که موسیقی با روح که خدا با انسان تو مرا جذب
میکنی میلرزانی میافرینی و من زیر چشم و دل تو اب میشوم من به تو ایمان دارم مرا کافر مکن

متن برای انسان ظالم

ای وای که این خرمن سوزان بسر آید

وین راه سراسر گنه وشورو پریشان بسرآید

یاران!همه هستی ما نیست پشیزی

ای کاش که این عمر به ایمان بسر آید

متن برای ظالم

اگر اسلامت از ایمان شود دور

نماند هیچ ایمان ترا نور

متن برای ظالمان

چو بیخ اندر دلت ایمان قوی کرد

توانی در دو عالم رهروی کرد

متن برای پدر ظالم

بسان بیخ باشد اصل ایمان

بود اسلام شاخش میوه احسان

متن برای ظالم

کفر سر زلف تو ایمان ماست

درد غم عشق تو درمان ماست

متن برای انسان ظالم

عشقت ایمان و جان به ما بخشد

لیک بی‌علتی عطا بخشد

متن برای پدر ظالم

نور ایمان از بیاض روی اوست

ظلمت کفر از سر یک موی اوست

متن ظالم معین

از آن ایمان او در اصل خلقت

همی چربد بر ایمان ها ز سبقت

متن برای پدر ظالم

مر مرا اینجا شکایت شکر شد

کفر ایمان گشت و ایمان کفر شد

متن برای آدم ظالم

در راه حق چو محرم ایمان نبوده ایم

ایمان خود به تازگی از سر گرفته ایم

متن برای آدم ظالم

نه کفرم ماند در عشقت نه ایمان

که اینجا کفر و ایمان درنگنجد

متن ظالم

بسا ایمان بود کز کفر زاید

نه کفر است آن کز او ایمان فزاید

متن برای آدم ظالم

ز نو هر لحظه ایمان تازه گردان

مسلمان شو مسلمان شو مسلمان

متن برای آدم های ظالم

رهزن ایمان من شد نازنین تازه‌ای

رفتم از کیش مسلمانی به دین تازه‌ای

متن ظالم معین

با کفر زلفت ای جان ایمان چه کار دارد

آنجا که دردت آید درمان چه کار دارد

متن ظالم معین

صبر باید که بگویم غم ایمان یعنی

یعنی آدم به هوس در ره شیطان افتاد

متن برای ظالم

تو چقدر نزدیکی به من و زندگییم!
همه اسرارم را به صندوقچه ی دلت قفل زدم
و تو شدی یک محرم
به تو ایمان دارم
به صفایت میبالم!
که تو منی یا من تو شک دارم!
من و تو سهم همیم!!!
دو نفر در یک سو!
و محال است خیانت بکنیم
به تو ایمان دارم…..

متن ظالم معین

خواهم از هجر تو در خانه بگریم
وای در خانه خود باز غریبانه بگریم
ای که من بنده ی دیدار توام
شده ای مسجد ایمان دلم
زلف زیبای تو سجاده ی من
مهر سجاده کنم خال تو را
کنج ابروی تو محراب دعا

متن برای ظالمان

برو خود را ز راه خویش برگیر

به هر لحظه درآ ایمان ز سر گیر

متن برای ظالم

کفر چو منی گزاف و آسان نبود

ثابت تر از ایمان من ایمان نبود

متن برای ظالمان

رونق ایمان من قدرش نبودی اینقدر

گر نبودی کفر زلفت رونق ایمان من

متن برای پدر ظالم

کفر زلفش رونق ایمان ماست

کفر کی باشد چو ایمان او بود

متن برای ظالم

کفری وچه خوش کفری، کفری که بود ایمان

این کفر کسی دارد کایمان به خدایش هست

متن ظالم

کفر سر زلف او غارتگر ایمان است

قصد دل و دینم کرد ایمان مرا برده است

متن برای حکومت ظالم

کفر سر زلف او رونق ایمان من

رونق ایمان ز کفر این چه مسلمانی است

متن ظالم

عاشقی کرده طلب معرفت از عشق مجو
حرف از استغنا به حیرت نزد درویش مگو

چون نکرده شک ز ایمان نزد ما دم میزنی
از فنا ترسیده ای پیمانه ای کم میزنی؟

متن برای ظالمان

در هُرم نفس‌های تو جان خواهم داد
خود را به جهان، باز نشان خواهم داد
ای خاطره انگیزترین نام جهان!
با نام تو، ایمان به جهان خواهم داد

متن برای آدم ظالم

هیچ اندیشی

اهورامزدا

سایه ی ایمان را

روی چشم دانش

می ریزد

و نگاه خاموش

پای در تاریکی

فتنه می انگیزد ؟

متن برای حکومت ظالم

در سواد کفر زلفش نور ایمان رو نمود

ظلمت کفرش بجو گر نور ایمان بایدت

متن برای پدر ظالم

سعی ناکرده در ره ایمان

پیشت آورده اند از ایمان خوان

متن برای ظالم

او چه داند که تابش جان چیست

چه شناسد که درد ایمان چیست

متن برای آدم های ظالم

چشم ایمان جمال او بیند

کور کی چهره نکو بیند

متن برای ظالم

برگرفت او به قوت ایمان

شرک و شک را ز کسوت ایمان

متن برای ظالمان

صدق او میزبان ایمان بود

مصطفی هرچه خواست او آن بود

متن برای پدر ظالم

از دریچه مشبک ایمان

در تماشای روضه رضوان

متن ظالم معین

پشت دانایی چشمان تو دنیایی هست
که در آن طعم بلوغ
قفس واسطه را میشکند
من به چشمان تو ایمان دارم
از «خود آیی» به «خدا»
فاصله نزدیکتر از سایه به ماست
چه بسا فاصله ی رایحه تا گل باشد
شاید همچون آبیست
که در اندازه ی رود
تا هم آغوشی دریا جاریست…

متن ظالم معین

پوشندگان خلعت ایمان گه الست

ایمان صفت برهنه سروان در معسکرش

متن برای پدر ظالم

فدایت شوم ایمان سخى!
کنار ذهنیت من روئیدى
و مرا به آسمان بخشیدى.

کاش اینجا بودى تنهایى!
و شوق این لحظهء من را میدیى.

متن ظالم

روی ایمان ندیده ای به خدا

گر به ایمان خویشت ایمانست

متن برای آدم های ظالم

لذت ایمان فزاید در عمل

مرده آن ایمان که ناید در عمل

متن برای انسان ظالم

عاشق به یقین دان که مسلمان نبود

در مذهب عشق کفر و ایمان نبود

متن برای حکومت ظالم

می خواهم ایمان تو باشم
که عشق تنها عذاب کابوسهای شبانه تو
در رویاهای من
خشکیده است
تا در تو ریشه کنم
وقتی که هیچ بهانه ای را مجال دیدنم نمی دهی
می دانم عادت داری که تنها نباشی
می دانم که این شعر ناتمام توست
حالا که کسی یاد تو را در من زنده می کند
پس تا خوابهای دوباره ات
بیدار می شوم…….

متن برای انسان ظالم

ایمان مگر به معجزه می ماند
ورنه به روی هیچ جز هیچ
هیچ بنایی را
بنیان نمی توان کرد
این معجزه ست معجزه ایمان
که ایمان را
با صد هزار ترفند
ویران نمی توان کرد

متن برای حکومت ظالم

آری حق باتوست که یار ظالم ام!…
{ایمان}
همیشه تک وتنها بوده و هست،
اما بدان تو یار ظالم،
{ایمان} تنهایی اش را دوست دارد،
چرا که بوی پاک نجابت میدهد….

متن برای ظالمان

من اگر پشت خودم پنهانم

من اگر خسته ترین انسانم

به وفای همه بی ایمانم

دل گریان، لب خندان دارم

به تو و عشق تو ایمان دارم

متن برای ظالمان

دل ایمان می خواهد و

عقل دلیل

دلیل در پی راه هایست برای اثبات

که شاید

به انکار هم برسد

اما ایمان خود نماد اثبات است..

متن برای ظالمان

در غمستان نفسگیر، اگر

نفسم میگیرد

آرزو در دل من

متولد نشده، می میرد

یا اگر دست زمان

درازای هر نفس جان مرا میگیرد

دل گریان، لب خندان دارم

به تو و عشق تو ایمان دارم

متن برای آدم های ظالم

همگان مست فراسوی نگاه…
دیده دنبال شقایق که اسیرزندگی است…
پشت دیوارحقیقت…غمزده چشم به امیدخدا
دل به ایثارشما…
مرگ انسان روزی است….که دراین جولانگاه
بسپاردهمه ایمان به گناه!!!

متن برای ظالم

بیا
که از رگ گردن به هم
نزدیک تر شویم
ای تنها امت من !
“پیامبر” تر از این می شوم اگر
تو “سرزمینم” باشی
که رسالتم این بود
مرا به تو مصلوب کنند
ایمان بیاور سرزمینم !
ایمان بیاور !
قرار است امشب
در میان بازوان تو “کتابی” نازل شود.

متن برای ظالم

در سکوت زمین گره خوردیم
و دانستیم
گناه
پرده ای بود آویزان
از چهار چوبِ لقِ پنجره یِ ایمان
پشت این پنجره
اما
هیچ.
هیچ.

متن برای آدم ظالم

با من ان میکنی؛که ماه با دریا که باد با گندمزار که موسیقی با روح که خدا با انسان تو مرا جذب
میکنی میلرزانی میافرینی و من زیر چشم و دل تو اب میشوم من به تو ایمان دارم مرا کافر مکن

متن برای پدر ظالم

ای وای که این خرمن سوزان بسر آید

وین راه سراسر گنه وشورو پریشان بسرآید

یاران!همه هستی ما نیست پشیزی

ای کاش که این عمر به ایمان بسر آید

متن برای حکومت ظالم

اگر اسلامت از ایمان شود دور

نماند هیچ ایمان ترا نور

متن برای ظالمان

چو بیخ اندر دلت ایمان قوی کرد

توانی در دو عالم رهروی کرد

متن برای حکومت ظالم

بسان بیخ باشد اصل ایمان

بود اسلام شاخش میوه احسان

متن برای پدر ظالم

کفر سر زلف تو ایمان ماست

درد غم عشق تو درمان ماست

متن برای آدم ظالم

عشقت ایمان و جان به ما بخشد

لیک بی‌علتی عطا بخشد

متن برای انسان ظالم

نور ایمان از بیاض روی اوست

ظلمت کفر از سر یک موی اوست

متن برای ظالم

از آن ایمان او در اصل خلقت

همی چربد بر ایمان ها ز سبقت

متن برای حکومت ظالم

مر مرا اینجا شکایت شکر شد

کفر ایمان گشت و ایمان کفر شد

متن برای ظالمان

در راه حق چو محرم ایمان نبوده ایم

ایمان خود به تازگی از سر گرفته ایم

متن برای حکومت ظالم

نه کفرم ماند در عشقت نه ایمان

که اینجا کفر و ایمان درنگنجد

متن برای ظالم

بسا ایمان بود کز کفر زاید

نه کفر است آن کز او ایمان فزاید

متن برای انسان ظالم

ز نو هر لحظه ایمان تازه گردان

مسلمان شو مسلمان شو مسلمان

متن برای آدم های ظالم

رهزن ایمان من شد نازنین تازه‌ای

رفتم از کیش مسلمانی به دین تازه‌ای

متن برای حکومت ظالم

با کفر زلفت ای جان ایمان چه کار دارد

آنجا که دردت آید درمان چه کار دارد

متن برای انسان ظالم

صبر باید که بگویم غم ایمان یعنی

یعنی آدم به هوس در ره شیطان افتاد

متن ظالم معین

تو چقدر نزدیکی به من و زندگییم!
همه اسرارم را به صندوقچه ی دلت قفل زدم
و تو شدی یک محرم
به تو ایمان دارم
به صفایت میبالم!
که تو منی یا من تو شک دارم!
من و تو سهم همیم!!!
دو نفر در یک سو!
و محال است خیانت بکنیم
به تو ایمان دارم…..

متن برای انسان ظالم

خواهم از هجر تو در خانه بگریم
وای در خانه خود باز غریبانه بگریم
ای که من بنده ی دیدار توام
شده ای مسجد ایمان دلم
زلف زیبای تو سجاده ی من
مهر سجاده کنم خال تو را
کنج ابروی تو محراب دعا

متن برای ظالم

برو خود را ز راه خویش برگیر

به هر لحظه درآ ایمان ز سر گیر

متن برای حکومت ظالم

کفر چو منی گزاف و آسان نبود

ثابت تر از ایمان من ایمان نبود

متن برای ظالمان

رونق ایمان من قدرش نبودی اینقدر

گر نبودی کفر زلفت رونق ایمان من

متن برای آدم ظالم

کفر زلفش رونق ایمان ماست

کفر کی باشد چو ایمان او بود

متن برای ظالم

کفری وچه خوش کفری، کفری که بود ایمان

این کفر کسی دارد کایمان به خدایش هست

متن برای آدم ظالم

کفر سر زلف او غارتگر ایمان است

قصد دل و دینم کرد ایمان مرا برده است

متن برای ظالمان

کفر سر زلف او رونق ایمان من

رونق ایمان ز کفر این چه مسلمانی است

متن برای انسان ظالم

عاشقی کرده طلب معرفت از عشق مجو
حرف از استغنا به حیرت نزد درویش مگو

چون نکرده شک ز ایمان نزد ما دم میزنی
از فنا ترسیده ای پیمانه ای کم میزنی؟

متن ظالم

در هُرم نفس‌های تو جان خواهم داد
خود را به جهان، باز نشان خواهم داد
ای خاطره انگیزترین نام جهان!
با نام تو، ایمان به جهان خواهم داد

متن برای انسان ظالم

هیچ اندیشی

اهورامزدا

سایه ی ایمان را

روی چشم دانش

می ریزد

و نگاه خاموش

پای در تاریکی

فتنه می انگیزد ؟

متن برای آدم های ظالم

در سواد کفر زلفش نور ایمان رو نمود

ظلمت کفرش بجو گر نور ایمان بایدت

متن برای آدم های ظالم

سعی ناکرده در ره ایمان

پیشت آورده اند از ایمان خوان

متن ظالم معین

او چه داند که تابش جان چیست

چه شناسد که درد ایمان چیست

متن برای ظالم

چشم ایمان جمال او بیند

کور کی چهره نکو بیند

متن برای ظالمان

برگرفت او به قوت ایمان

شرک و شک را ز کسوت ایمان

متن برای آدم های ظالم

صدق او میزبان ایمان بود

مصطفی هرچه خواست او آن بود

متن برای حکومت ظالم

از دریچه مشبک ایمان

در تماشای روضه رضوان

متن برای انسان ظالم

پشت دانایی چشمان تو دنیایی هست
که در آن طعم بلوغ
قفس واسطه را میشکند
من به چشمان تو ایمان دارم
از «خود آیی» به «خدا»
فاصله نزدیکتر از سایه به ماست
چه بسا فاصله ی رایحه تا گل باشد
شاید همچون آبیست
که در اندازه ی رود
تا هم آغوشی دریا جاریست…

متن ظالم معین

پوشندگان خلعت ایمان گه الست

ایمان صفت برهنه سروان در معسکرش

متن برای پدر ظالم

فدایت شوم ایمان سخى!
کنار ذهنیت من روئیدى
و مرا به آسمان بخشیدى.

کاش اینجا بودى تنهایى!
و شوق این لحظهء من را میدیى.

متن ظالم

روی ایمان ندیده ای به خدا

گر به ایمان خویشت ایمانست

متن ظالم

لذت ایمان فزاید در عمل

مرده آن ایمان که ناید در عمل

متن برای حکومت ظالم

عاشق به یقین دان که مسلمان نبود

در مذهب عشق کفر و ایمان نبود

متن ظالم معین

می خواهم ایمان تو باشم
که عشق تنها عذاب کابوسهای شبانه تو
در رویاهای من
خشکیده است
تا در تو ریشه کنم
وقتی که هیچ بهانه ای را مجال دیدنم نمی دهی
می دانم عادت داری که تنها نباشی
می دانم که این شعر ناتمام توست
حالا که کسی یاد تو را در من زنده می کند
پس تا خوابهای دوباره ات
بیدار می شوم…….

متن برای انسان ظالم

ایمان مگر به معجزه می ماند
ورنه به روی هیچ جز هیچ
هیچ بنایی را
بنیان نمی توان کرد
این معجزه ست معجزه ایمان
که ایمان را
با صد هزار ترفند
ویران نمی توان کرد

متن برای ظالمان

آری حق باتوست که یار ظالم ام!…
{ایمان}
همیشه تک وتنها بوده و هست،
اما بدان تو یار ظالم،
{ایمان} تنهایی اش را دوست دارد،
چرا که بوی پاک نجابت میدهد….

متن برای پدر ظالم

من اگر پشت خودم پنهانم

من اگر خسته ترین انسانم

به وفای همه بی ایمانم

دل گریان، لب خندان دارم

به تو و عشق تو ایمان دارم

متن برای انسان ظالم

دل ایمان می خواهد و

عقل دلیل

دلیل در پی راه هایست برای اثبات

که شاید

به انکار هم برسد

اما ایمان خود نماد اثبات است..

متن برای آدم های ظالم

در غمستان نفسگیر، اگر

نفسم میگیرد

آرزو در دل من

متولد نشده، می میرد

یا اگر دست زمان

درازای هر نفس جان مرا میگیرد

دل گریان، لب خندان دارم

به تو و عشق تو ایمان دارم

متن ظالم

همگان مست فراسوی نگاه…
دیده دنبال شقایق که اسیرزندگی است…
پشت دیوارحقیقت…غمزده چشم به امیدخدا
دل به ایثارشما…
مرگ انسان روزی است….که دراین جولانگاه
بسپاردهمه ایمان به گناه!!!

متن ظالم معین

در طول تاریخ، حاکمان کمی برای برپایی عدل و صلح تلاش نموده اند و در خیلی از دورانها بیشتر شاهد ظلم و ستم حاکمان بر مردم مظلوم بوده ایم. شعر ظلم و ستم در تمام قرنها از موضوعات ناب برای شاعرات مختلف در تمام جهان بوده است.

متن برای انسان ظالم

آن‌گاه که غرور کسی را له می‌کنی، آن‌گاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران

 می‌کنی، آن‌گاه که شمع امید کسی را خاموش می‌کنی، آن‌گاه که بنده‌ای

را نادیده می‌انگاری، آن‌گاه که حتی گوشت را می‌بندی تا صدای خرد

 شدن غرورش را نشنوی، آن‌گاه که خدا را می‌بینی و بنده خدا را نادیده

میگیری، می‌خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می‌کنی تا

 برای خوشبختی خودت دعا کنی؟

بسوی کدام قبله نماز می‌گزاری که دیگران نگزارده‌اند؟

طریقت بجز خدمت خلق نیست

به تسبیح و سجاده و دلق نیست

متن ظالم معین

دست های کوچکش

به زور به شیشه‌های ماشین شاسی بلند حاجی می‌رسد

التماس می کند : آقا… آقا “دعا ” می‌خری؟

و حاجی بی‌اعتنا تسبیح دانه درشتش را می‌گرداند

و برای فرج آقا “دعا ” می‌کند!!!!!

متن برای ظالم

‏اگه کسی رو که بدتون میاد ازش تحمل کنیدT فقط در حق خودتون ظلم کردین!

متن ظالم معین

 انسانی که با سکوت دمخور نشود
نمی‌تواند که با عشقِ من حرفی بزند
کسی که با چشمش “باد” را نبیند
چگونه می‌تواند کوچم را درک کند؟!
کسی که به صدایِ سنگ گوش نسپارد
نمی‌تواند صدایم را بشنود..
کسی که در ظلمت نزیسته
چگونه به تنهاییِ من ایمان می‌آورد؟!!

متن ظالم معین

و غم مخور،
که چون ظلمتِ فراقِ آن روشنی
دراز شد،
نور نیز دراز شد:
ظلمتِ کوتاه، روشنیِ کوتاه؛ ظلمتِ دراز، روشنیِ دراز…

“شمس تبریزی”

متن برای پدر ظالم

ظلمت شب را
شانه‌‌ی دلدار می‌‌باید
که نیست …!

متن برای حکومت ظالم

ماه من
امشب بتابان نور خود برجان من
کز تمام ظلمت و تاریکی شب
خسته ام …

“هما کشتگر”

متن ظالم

خدایا
در این دنیاے غم زده ما را
مَجراے عشق خود بگردان
ومَجراے نور و روح خود
تا نور تو را بر زندگے
کسانےکه اسیرظلمت
افسردگے و ناامیدےاند، بتابانیم

متن برای آدم ظالم

دور فلکی یکسره بر مَنهَج عدل است
خوش باش که ظالم نَبرد بار به منزل

متن برای ظالم

شعر مولانا در مورد ظلم و ستم

پشه آمد از حدیقه وز گیاه

وز سلیمان گشت پشه دادخواه

کای سلیمان معدلت می‌گستری

بر شیاطین و آدمی‌زاد و پری

مرغ و ماهی در پناه عدل تست

کیست آن گم‌گشته کش فضلت نجست

داد ده ما را که بس زاریم ما

بی‌نصیب از باغ و گلزاریم ما

مشکلات هر ضعیفی از تو حل

پشه باشد در ضعیفی خود مثل

شهره ما در ضعف و اشکسته‌پری

شهره تو در لطف و مسکین‌پروری

ای تو در اطباق قدرت منتهی

منتهی ما در کمی و بی‌رهی

داد ده ما را ازین غم کن جدا

دست گیر ای دست تو دست خدا

پس سلیمان گفت ای انصاف‌جو

داد و انصاف از که میخواهی بگو

کیست آن کالم که از باد و بروت

ظلم کردست و خراشیدست روت

ای عجب در عهد ما ظالم کجاست

کو نه اندر حبس و در زنجیر ماست

چونک ما زادیم ظلم آن روز مرد

پس بعهد ما کی ظلمی پیش برد

چون بر آمد نور ظلمت نیست شد

ظلم را ظلمت بود اصل و عضد

نک شیاطین کسب و خدمت می‌کنند

دیگران بسته باصفادند و بند

اصل ظلم ظالمان از دیو بود

دیو در بندست استم چون نمود

ملک زان دادست ما را کن فکان

تا ننالد خلق سوی آسمان

تا به بالا بر نیاید دودها

تا نگردد مضطرب چرخ و سها

تا نلرزد عرش از ناله یتیم

تا نگردد از ستم جانی سقیم

زان نهادیم از ممالک مذهبی

تا نیاید بر فلکها یا ربی

منگر ای مظلوم سوی آسمان

کاسمانی شاه داری در زمان

گفت پشه داد من از دست باد

کو دو دست ظلم بر ما بر گشاد

ما ز ظلم او به تنگی اندریم

با لب بسته ازو خون می‌خوریم

متن برای پدر ظالم

در تمام شب چراغی نیست.
در تمام شهر
نیست یک فریاد.

ای خداوندان خوف انگیز شب پیمان ظلمت دوست!
تا نه من فانوس شیطان را بیاویزم
در رواق هر شکنجه گاه پنهانی این فردوس ظلم آئین،
تا نه این شب های بی پایان جاویدان افسوس پایه تان را من
به فروغ صد هزاران آفتاب جاودانی تر کنم نفرین،
ظلمت آباد بهشت گندتان را، در به روی من باز نگشائید!

در تمام شب چراغی نیست
در تمام روز
نیست یک فریاد.

چون شبان بی ستاره قلب من تنهاست.
تا ندانند از چه می سوزم من، از نخوت زبانم در دهان بسته ست.
راه من پیداست
پای من خسته ست.

پهلوانی خسته را مانم که می گوید سرود کهنه فتحی
قدیمی را.
با تن بشکسته اش،
تنها
زخم پر دردی به جا مانده ست از شمشیر و، دردی جانگزای از خشم:

اشک، می جوشاندش در چشم خونین داستان درد:
خشم خونین، اشک می خشکاندش در چشم.
در شب بی صبح خود تنهاست.
از درون بر خود خمیده، در بیابانی که بر هر سوی آن خوفی نهاده دام دردناک و خشمناک از رنج زخم و نخوت خود، می زند فریاد:

« در تمام شب چراغی نیست
در تمام دشت
نیست یک فریاد . . .

ای خداوندان ظلمت شاد!
از بهشت گندتان، ما را
جاودانه بی نصیبی باد!

باد تا فانوس شیطان را برآویزم
در رواق هر شکنجه گاه این فردوس ظلم آئین!

باد تا شب های افسون مایه تان را، من
به فروغ صد هزاران آفتاب جاودانی تر کنم نفرین! »

متن برای انسان ظالم

خبرداری از خسروان عجم

که کردند بر زیردستان ستم؟

نه آن شوکت و پادشایی بماند

نه آن ظلم بر روستایی بماند

خطابین که بر دست ظالم برفت

جهان ماند و او با مظالم برفت

خنک روز محشر تن دادگر

که در سایه عرش دارد مقر

به قومی که نیکی پسندد خدای

دهد خسروی عادل و نیک رای

چو خواهد که ویران شود عالمی

کند ملک در پنجه ظالمی

سگالند از او نیکمردان حذر

که خشم خدایست بیدادگر

بزرگی از او دان و منت شناس

که زایل شود نعمت ناسپاس

اگر شکر کردی بر این ملک و مال

به مالی و ملکی رسی بی زوال

وگر جور در پادشایی کنی

پس از پادشاهی گدایی کنی

حرام است بر پادشه خواب خوش

چو باشد ضعیف از قوی بارکش

میازار عامی به یک خردله

که سلطان شبان است و عامی گله

چو پرخاش بینند و بیداد از او

شبان نیست، گرگ است، فریاد از او

بد انجام رفت و بد اندیشه کرد

که با زیردستان جفا، پیشه کرد

بسستی و سختی بر این بگذرد

بماند بر او سال‌ها نام بد

نخواهی که نفرین کنند از پست

نکوباش تا بد نگوید کست

“سعدی”

متن برای پدر ظالم

روزى گُذشت پادشهى از گُذرگهى

فریاد شوق بَر سَر هر کوى و بام خاست‏

پرسید زان میانه یکى کودک یتیم

کاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست‏

آن یک جواب داد چه دانیم ما که چیست

پیداست آنقدَر که مَتاعى گران‌بهاست‏

نزدیک رفت پیرزنى کوژپشت و گفت

این اشگ دیده من و خون دل شماست‏

ما را به رخت و چوب شبانى فریفته است

این گرگ سال‌هاست که با گله آشناست‏

آن پارسا که دِه خَرَد و مِلْک، رهزن است

آن پادشا که مال رعیت خورد گداست‏

بر قطره سرشگ یتیمان نَظاره کن

تا بنگرى که روشنى گُوهر از کجاست‏

پروین به کجروان سخن از راستى چه سود

کو آنچنان کسى که نرنجد ز حرف راست

“پروین اعتصامی”

متن برای انسان ظالم

چه گفت آن سخن گوی با ترس و هوش
چو خسرو شدی بندگی را بکوش

به یزدان هر آن کس که شد نا سپاس
به دلش اندر آید زهر سو هراس

اگر داد دادن بود کار تو
بیفزاید ای شاه مقدار تو

چو خسرو به بیداد کارد درخت
بگردد از او پادشاهی و بخت

مگر نا نیاری به بیداد دست
نگردانی ایوان آباد پست

چنین گفت نوشیروان قباد
که چون شاه را سر بپیچد زداد

کند چرخ منشور او را سیاه
ستاره نخواند و را نیز شاه

ستم، نامه عزل شاهان بود
چو درد دل بیگناهان بود

متن برای حکومت ظالم

مکن بد که بینی به فرجام بد
ز بد گردد اندر جهان نام بد

نگیرد ترا دست جز نیکویی
گر از مرد دانا سخن بشنوی

هر آن‌کس که اندیشه‌ای بد کند
به فرجام بد با تن خود کند

وگر بد کنی جز بدی ندروی
شبی در جهان شادمان نغنوی

جهان را نباید سپردن به بد
که بر بدکنش بی‌گمان بد رسد

متن ظالم

ز کژی گریزان شود راستی
پدید آید از هر سوی کاستی

به دشت اندرون گرگ آدم خورد
خردمند بگریزد از بی‌خرد

مکن شهریارا گنه تا توان
به ویژه کزو شرم دارد روان

بی آزاری و سودمندی گزین
که این است فرهنگ و آیین و دین

متن برای پدر ظالم

سرود درد و فریاد کبوتر سر نمی‌آید

در آن ظلمت خزان بی بر و حاصل

که عابرها خبر از حال یکدیگر نمی‌گیرند!

و  وحشت‌های پی در پی

میان ظلمت و اندوه

که بر دستان پینه بسته‌ی

دهقان بی یاور

خراش ظلم می‌گیرد

و دریای ستم گویی

به ساحل آتشین کوبد

که خواب روشن مهتاب

تعبیری دگر بیند

صدای غرش رخشی نمی‌آید

که رستم‌ها

عنانش را به کف گیرند

و یا حتی عبور ذهن فریادی

میان خط قرمزهای این زندان

که شاید عاقبت روزی

عنان کاویان بیند

سرود و شعر امروزم

نه حرف من

که حرف مردم غم دیده‌ی دنیاست

که شاید عاقبت روزی سرودی تازه‌تر گویم

متن برای آدم های ظالم

آنقدر از زندگی سیرم

که دیگر آرزویی برای برآورده شدن ندارم

چه کاری مانده که نکرده باشم

چه ظلمی که هنوز به حد شقاوتش نرسیده باشم

دیگر بس است

مظلوم ماندن

و ظالم شدن، به یک اندازه

گناه بزرگیست برای زیستن و

آدم بودن

چقدر دورم از تمام آرزوهای حقیقی و اصیل

و چقدر برای رسیدن به آرزوهای واقعی وقت هدر دادم

واقعیتی که دایره آرزوها را

با گذشت زمان فقط بزرگ‌تر می‌کند

اما

دنیا را

با همه چیزش، دیگر نمی‌خواهم

کاش می‌شد انتخاب کرد برای بودن یا نبودن

کاش ظلم نبود، ترک دنیایی

که رو به پوچی بیشتر بزرگ می‌شود

تنها یک چیز وادارم می‌کند تا،

چشمان بسته‌ام را به دیدن مجبور

تنها یک چیز مجبورم می‌کند

این همه ظلم را ببینم و بشنوم

و باز هم بخندم

تنها یک چیز

تو

که نه ظالمی و نه می‌توانی باشی

تنها بودن تو خستگی کوه‌های عظیم ظلمت را

چنان از تنم می‌زداید

که انگار صبرم می‌دهی

اما صبر تا به کی، تا به کجا

رهایم کن

از این تن خسته و

روح در بند

متن ظالم معین

همان شاه بیدادگر در جهان

نکوهیده باشد به نزد مهان

به گیتی بماند از او نام بد

همان پیش یزدان سرانجام بد

متن برای آدم های ظالم

ای زبردست زیر دست آزار

گرم تاکی بماند این بازار

به چه کار آیدت جهان داری

مردنت به که مردم آزاری

متن برای ظالم

گر بر سر نفس خود امیری مردی

بر کور و کر ار نکته نگیری مردی

مردی نبود فتاده را پای زدن

گر دست فتاده‌یی بگیری مردی

متن برای آدم ظالم

اگردلی را به ناله آری ز برق آهش امان نداری

بلا درافتد به هرچه داری که چوب یزدان صدا ندارد

چو آه مظلوم کند کمانه سرای ظالم شود نشانه

چو برق بگریز از این میانه که تیر آهش خطا ندارد

“مهدی سهیلی”

متن برای حکومت ظالم

تا کی بشینم کنج غم عادت کنم به تیرگی

خود معدن غم باشم و هر روز غمخواری کنم

سنگ صبور بودم ولی با این همه بی مهریا

عادت شده چون بوف کور از شب پرستاری کنم

شبگرد دنیای غمم در سال های بی بهار

هرگز نشد این اشک را بر شانه ای جاری کنم

بعد هزاران دست رد این سرنوشت بر دل نوشت

حالا که گل در خانه نیست از غم نگهداری کنم

خوابم شده کابوس مرگ تنهای تنهایم خدا

دستی بکش تو بر سرم احساس بیداری کنم

متن برای آدم ظالم

دیدن روی تو ظلم است و ندیدن مشکل است

چیدن این گل گناه است و نچیدن مشکل است

هر چه جز معشوق باشد پرده‌ی بیگانگی است

بوی یوسف را ز پیراهن شنیدن مشکل است

متن برای ظالم

مجموعه اشعار ظلم و ستم

عدل باشد پاسبان کام‌ها

نی به شب چوبک زنان بر بام‌ها

عدل شه را دید در ضبط حشم

که نیارد کرد کس بر کس ستم

چاره دفع بلا نبود ستم

چاره، احسان باشد و عفو کرم

متن برای آدم های ظالم

ظلم یعنی دست گرمی پرفریب

وعده‌هایی بی اساس و بس عجیب

ظلم یعنی طعم لب‌های عسل

آتش اندازد به جانم مثل سیب

ظلم یعنی عهدهای سرسری

عشق بازی در دیار دیگری

سیرتی از جنس شیطان پلید

صورتی ناز و قشنگ و گلپری

متن ظالم

به قومی که نیکی پسندد خدای
دهد خسرو عادل و نیک رای

چو خواهد که ویران شود عالمی
کند ملک در پنجه ظالمی

سگالند از او نیک مردان حذر
که خشم خدای است بیدادگر

مکن تا توانی دل خلق ریش
وگر می کنی می کنی بیخ خویش

مروت نباشد بدی با کسی
کزو نیکویی دیده باشی بسی

متن برای ظالمان

شما داد جویید و پیمان کنید
زبان را به پیمان گروگان کنید

مکن ای برادر به بیداد رای
که بیداد را نیست با داد پای

به هرکار فرمان مکن جز به داد
که از داد باشد روان تو شاد

متن برای ظالمان

چه گفت آن سخن گوی با ترس و هوش

چو خسرو شدی بندگی را بکوش

به یزدان هر آن کس که شد نا سپاس

به دلش اندر آید زهر سو هراس

اگر داد دادن بود کار تو

بیفزاید ای شاه مقدار تو

چو خسرو به بیداد کارد درخت

بگردد از او پادشاهی و بخت

مگر نا نیاری به بیداد دست

نگردانی ایوان آباد پست

چنین گفت نوشیروان قباد

که چون شاه را سر بپیچد زداد

کند چرخ منشور او را سیاه

ستاره نخواند و را نیز شاه

ستم، نامه عزل شاهان بود

چو درد دل بیگناهان بود

متن ظالم معین

چون تیغ به دست آری مردم نتوان کشت

نزدیک خداوند بدی نیست فرامشت

این تیغ نه از بهر ستم کاران کردند

انگور نه از بهر نبید است به چرخشت

عیسی به رهی دید یکی کشته فتاده

حیران شد و بگرفت به دندان سر انگشت

گفتا که کی را کشتی تا کشته شدی زار

تا باز کجا کشته شود آن که ترا کشت

انگشت مکن رنجه به در کوفتن خویش

تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت

“رودکی”

متن برای ظالم

در طول تاریخ، حاکمان کمی برای برپایی عدل و صلح تلاش نموده اند و در خیلی از دورانها بیشتر شاهد ظلم و ستم حاکمان بر مردم مظلوم بوده ایم. شعر ظلم و ستم در تمام قرنها از موضوعات ناب برای شاعرات مختلف در تمام جهان بوده است.

متن برای ظالمان

آن‌گاه که غرور کسی را له می‌کنی، آن‌گاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران

 می‌کنی، آن‌گاه که شمع امید کسی را خاموش می‌کنی، آن‌گاه که بنده‌ای

را نادیده می‌انگاری، آن‌گاه که حتی گوشت را می‌بندی تا صدای خرد

 شدن غرورش را نشنوی، آن‌گاه که خدا را می‌بینی و بنده خدا را نادیده

میگیری، می‌خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می‌کنی تا

 برای خوشبختی خودت دعا کنی؟

بسوی کدام قبله نماز می‌گزاری که دیگران نگزارده‌اند؟

طریقت بجز خدمت خلق نیست

به تسبیح و سجاده و دلق نیست

متن برای انسان ظالم

دست های کوچکش

به زور به شیشه‌های ماشین شاسی بلند حاجی می‌رسد

التماس می کند : آقا… آقا “دعا ” می‌خری؟

و حاجی بی‌اعتنا تسبیح دانه درشتش را می‌گرداند

و برای فرج آقا “دعا ” می‌کند!!!!!

متن ظالم

‏اگه کسی رو که بدتون میاد ازش تحمل کنیدT فقط در حق خودتون ظلم کردین!

متن ظالم

 انسانی که با سکوت دمخور نشود
نمی‌تواند که با عشقِ من حرفی بزند
کسی که با چشمش “باد” را نبیند
چگونه می‌تواند کوچم را درک کند؟!
کسی که به صدایِ سنگ گوش نسپارد
نمی‌تواند صدایم را بشنود..
کسی که در ظلمت نزیسته
چگونه به تنهاییِ من ایمان می‌آورد؟!!

متن برای پدر ظالم

و غم مخور،
که چون ظلمتِ فراقِ آن روشنی
دراز شد،
نور نیز دراز شد:
ظلمتِ کوتاه، روشنیِ کوتاه؛ ظلمتِ دراز، روشنیِ دراز…

“شمس تبریزی”

متن برای پدر ظالم

ظلمت شب را
شانه‌‌ی دلدار می‌‌باید
که نیست …!

متن برای آدم ظالم

ماه من
امشب بتابان نور خود برجان من
کز تمام ظلمت و تاریکی شب
خسته ام …

“هما کشتگر”

متن ظالم

خدایا
در این دنیاے غم زده ما را
مَجراے عشق خود بگردان
ومَجراے نور و روح خود
تا نور تو را بر زندگے
کسانےکه اسیرظلمت
افسردگے و ناامیدےاند، بتابانیم

متن ظالم معین

دور فلکی یکسره بر مَنهَج عدل است
خوش باش که ظالم نَبرد بار به منزل

متن برای ظالمان

شعر مولانا در مورد ظلم و ستم

پشه آمد از حدیقه وز گیاه

وز سلیمان گشت پشه دادخواه

کای سلیمان معدلت می‌گستری

بر شیاطین و آدمی‌زاد و پری

مرغ و ماهی در پناه عدل تست

کیست آن گم‌گشته کش فضلت نجست

داد ده ما را که بس زاریم ما

بی‌نصیب از باغ و گلزاریم ما

مشکلات هر ضعیفی از تو حل

پشه باشد در ضعیفی خود مثل

شهره ما در ضعف و اشکسته‌پری

شهره تو در لطف و مسکین‌پروری

ای تو در اطباق قدرت منتهی

منتهی ما در کمی و بی‌رهی

داد ده ما را ازین غم کن جدا

دست گیر ای دست تو دست خدا

پس سلیمان گفت ای انصاف‌جو

داد و انصاف از که میخواهی بگو

کیست آن کالم که از باد و بروت

ظلم کردست و خراشیدست روت

ای عجب در عهد ما ظالم کجاست

کو نه اندر حبس و در زنجیر ماست

چونک ما زادیم ظلم آن روز مرد

پس بعهد ما کی ظلمی پیش برد

چون بر آمد نور ظلمت نیست شد

ظلم را ظلمت بود اصل و عضد

نک شیاطین کسب و خدمت می‌کنند

دیگران بسته باصفادند و بند

اصل ظلم ظالمان از دیو بود

دیو در بندست استم چون نمود

ملک زان دادست ما را کن فکان

تا ننالد خلق سوی آسمان

تا به بالا بر نیاید دودها

تا نگردد مضطرب چرخ و سها

تا نلرزد عرش از ناله یتیم

تا نگردد از ستم جانی سقیم

زان نهادیم از ممالک مذهبی

تا نیاید بر فلکها یا ربی

منگر ای مظلوم سوی آسمان

کاسمانی شاه داری در زمان

گفت پشه داد من از دست باد

کو دو دست ظلم بر ما بر گشاد

ما ز ظلم او به تنگی اندریم

با لب بسته ازو خون می‌خوریم

متن برای انسان ظالم

در تمام شب چراغی نیست.
در تمام شهر
نیست یک فریاد.

ای خداوندان خوف انگیز شب پیمان ظلمت دوست!
تا نه من فانوس شیطان را بیاویزم
در رواق هر شکنجه گاه پنهانی این فردوس ظلم آئین،
تا نه این شب های بی پایان جاویدان افسوس پایه تان را من
به فروغ صد هزاران آفتاب جاودانی تر کنم نفرین،
ظلمت آباد بهشت گندتان را، در به روی من باز نگشائید!

در تمام شب چراغی نیست
در تمام روز
نیست یک فریاد.

چون شبان بی ستاره قلب من تنهاست.
تا ندانند از چه می سوزم من، از نخوت زبانم در دهان بسته ست.
راه من پیداست
پای من خسته ست.

پهلوانی خسته را مانم که می گوید سرود کهنه فتحی
قدیمی را.
با تن بشکسته اش،
تنها
زخم پر دردی به جا مانده ست از شمشیر و، دردی جانگزای از خشم:

اشک، می جوشاندش در چشم خونین داستان درد:
خشم خونین، اشک می خشکاندش در چشم.
در شب بی صبح خود تنهاست.
از درون بر خود خمیده، در بیابانی که بر هر سوی آن خوفی نهاده دام دردناک و خشمناک از رنج زخم و نخوت خود، می زند فریاد:

« در تمام شب چراغی نیست
در تمام دشت
نیست یک فریاد . . .

ای خداوندان ظلمت شاد!
از بهشت گندتان، ما را
جاودانه بی نصیبی باد!

باد تا فانوس شیطان را برآویزم
در رواق هر شکنجه گاه این فردوس ظلم آئین!

باد تا شب های افسون مایه تان را، من
به فروغ صد هزاران آفتاب جاودانی تر کنم نفرین! »

متن برای ظالمان

خبرداری از خسروان عجم

که کردند بر زیردستان ستم؟

نه آن شوکت و پادشایی بماند

نه آن ظلم بر روستایی بماند

خطابین که بر دست ظالم برفت

جهان ماند و او با مظالم برفت

خنک روز محشر تن دادگر

که در سایه عرش دارد مقر

به قومی که نیکی پسندد خدای

دهد خسروی عادل و نیک رای

چو خواهد که ویران شود عالمی

کند ملک در پنجه ظالمی

سگالند از او نیکمردان حذر

که خشم خدایست بیدادگر

بزرگی از او دان و منت شناس

که زایل شود نعمت ناسپاس

اگر شکر کردی بر این ملک و مال

به مالی و ملکی رسی بی زوال

وگر جور در پادشایی کنی

پس از پادشاهی گدایی کنی

حرام است بر پادشه خواب خوش

چو باشد ضعیف از قوی بارکش

میازار عامی به یک خردله

که سلطان شبان است و عامی گله

چو پرخاش بینند و بیداد از او

شبان نیست، گرگ است، فریاد از او

بد انجام رفت و بد اندیشه کرد

که با زیردستان جفا، پیشه کرد

بسستی و سختی بر این بگذرد

بماند بر او سال‌ها نام بد

نخواهی که نفرین کنند از پست

نکوباش تا بد نگوید کست

“سعدی”

متن برای پدر ظالم

روزى گُذشت پادشهى از گُذرگهى

فریاد شوق بَر سَر هر کوى و بام خاست‏

پرسید زان میانه یکى کودک یتیم

کاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست‏

آن یک جواب داد چه دانیم ما که چیست

پیداست آنقدَر که مَتاعى گران‌بهاست‏

نزدیک رفت پیرزنى کوژپشت و گفت

این اشگ دیده من و خون دل شماست‏

ما را به رخت و چوب شبانى فریفته است

این گرگ سال‌هاست که با گله آشناست‏

آن پارسا که دِه خَرَد و مِلْک، رهزن است

آن پادشا که مال رعیت خورد گداست‏

بر قطره سرشگ یتیمان نَظاره کن

تا بنگرى که روشنى گُوهر از کجاست‏

پروین به کجروان سخن از راستى چه سود

کو آنچنان کسى که نرنجد ز حرف راست

“پروین اعتصامی”

متن برای حکومت ظالم

چه گفت آن سخن گوی با ترس و هوش
چو خسرو شدی بندگی را بکوش

به یزدان هر آن کس که شد نا سپاس
به دلش اندر آید زهر سو هراس

اگر داد دادن بود کار تو
بیفزاید ای شاه مقدار تو

چو خسرو به بیداد کارد درخت
بگردد از او پادشاهی و بخت

مگر نا نیاری به بیداد دست
نگردانی ایوان آباد پست

چنین گفت نوشیروان قباد
که چون شاه را سر بپیچد زداد

کند چرخ منشور او را سیاه
ستاره نخواند و را نیز شاه

ستم، نامه عزل شاهان بود
چو درد دل بیگناهان بود

متن برای پدر ظالم

مکن بد که بینی به فرجام بد
ز بد گردد اندر جهان نام بد

نگیرد ترا دست جز نیکویی
گر از مرد دانا سخن بشنوی

هر آن‌کس که اندیشه‌ای بد کند
به فرجام بد با تن خود کند

وگر بد کنی جز بدی ندروی
شبی در جهان شادمان نغنوی

جهان را نباید سپردن به بد
که بر بدکنش بی‌گمان بد رسد

متن برای آدم های ظالم

ز کژی گریزان شود راستی
پدید آید از هر سوی کاستی

به دشت اندرون گرگ آدم خورد
خردمند بگریزد از بی‌خرد

مکن شهریارا گنه تا توان
به ویژه کزو شرم دارد روان

بی آزاری و سودمندی گزین
که این است فرهنگ و آیین و دین

متن ظالم

سرود درد و فریاد کبوتر سر نمی‌آید

در آن ظلمت خزان بی بر و حاصل

که عابرها خبر از حال یکدیگر نمی‌گیرند!

و  وحشت‌های پی در پی

میان ظلمت و اندوه

که بر دستان پینه بسته‌ی

دهقان بی یاور

خراش ظلم می‌گیرد

و دریای ستم گویی

به ساحل آتشین کوبد

که خواب روشن مهتاب

تعبیری دگر بیند

صدای غرش رخشی نمی‌آید

که رستم‌ها

عنانش را به کف گیرند

و یا حتی عبور ذهن فریادی

میان خط قرمزهای این زندان

که شاید عاقبت روزی

عنان کاویان بیند

سرود و شعر امروزم

نه حرف من

که حرف مردم غم دیده‌ی دنیاست

که شاید عاقبت روزی سرودی تازه‌تر گویم

متن ظالم معین

آنقدر از زندگی سیرم

که دیگر آرزویی برای برآورده شدن ندارم

چه کاری مانده که نکرده باشم

چه ظلمی که هنوز به حد شقاوتش نرسیده باشم

دیگر بس است

مظلوم ماندن

و ظالم شدن، به یک اندازه

گناه بزرگیست برای زیستن و

آدم بودن

چقدر دورم از تمام آرزوهای حقیقی و اصیل

و چقدر برای رسیدن به آرزوهای واقعی وقت هدر دادم

واقعیتی که دایره آرزوها را

با گذشت زمان فقط بزرگ‌تر می‌کند

اما

دنیا را

با همه چیزش، دیگر نمی‌خواهم

کاش می‌شد انتخاب کرد برای بودن یا نبودن

کاش ظلم نبود، ترک دنیایی

که رو به پوچی بیشتر بزرگ می‌شود

تنها یک چیز وادارم می‌کند تا،

چشمان بسته‌ام را به دیدن مجبور

تنها یک چیز مجبورم می‌کند

این همه ظلم را ببینم و بشنوم

و باز هم بخندم

تنها یک چیز

تو

که نه ظالمی و نه می‌توانی باشی

تنها بودن تو خستگی کوه‌های عظیم ظلمت را

چنان از تنم می‌زداید

که انگار صبرم می‌دهی

اما صبر تا به کی، تا به کجا

رهایم کن

از این تن خسته و

روح در بند

متن برای پدر ظالم

همان شاه بیدادگر در جهان

نکوهیده باشد به نزد مهان

به گیتی بماند از او نام بد

همان پیش یزدان سرانجام بد

متن برای ظالمان

ای زبردست زیر دست آزار

گرم تاکی بماند این بازار

به چه کار آیدت جهان داری

مردنت به که مردم آزاری

متن برای ظالم

گر بر سر نفس خود امیری مردی

بر کور و کر ار نکته نگیری مردی

مردی نبود فتاده را پای زدن

گر دست فتاده‌یی بگیری مردی

متن برای ظالمان

اگردلی را به ناله آری ز برق آهش امان نداری

بلا درافتد به هرچه داری که چوب یزدان صدا ندارد

چو آه مظلوم کند کمانه سرای ظالم شود نشانه

چو برق بگریز از این میانه که تیر آهش خطا ندارد

“مهدی سهیلی”

متن برای ظالمان

تا کی بشینم کنج غم عادت کنم به تیرگی

خود معدن غم باشم و هر روز غمخواری کنم

سنگ صبور بودم ولی با این همه بی مهریا

عادت شده چون بوف کور از شب پرستاری کنم

شبگرد دنیای غمم در سال های بی بهار

هرگز نشد این اشک را بر شانه ای جاری کنم

بعد هزاران دست رد این سرنوشت بر دل نوشت

حالا که گل در خانه نیست از غم نگهداری کنم

خوابم شده کابوس مرگ تنهای تنهایم خدا

دستی بکش تو بر سرم احساس بیداری کنم

متن برای پدر ظالم

دیدن روی تو ظلم است و ندیدن مشکل است

چیدن این گل گناه است و نچیدن مشکل است

هر چه جز معشوق باشد پرده‌ی بیگانگی است

بوی یوسف را ز پیراهن شنیدن مشکل است

متن ظالم معین

مجموعه اشعار ظلم و ستم

عدل باشد پاسبان کام‌ها

نی به شب چوبک زنان بر بام‌ها

عدل شه را دید در ضبط حشم

که نیارد کرد کس بر کس ستم

چاره دفع بلا نبود ستم

چاره، احسان باشد و عفو کرم

متن ظالم

ظلم یعنی دست گرمی پرفریب

وعده‌هایی بی اساس و بس عجیب

ظلم یعنی طعم لب‌های عسل

آتش اندازد به جانم مثل سیب

ظلم یعنی عهدهای سرسری

عشق بازی در دیار دیگری

سیرتی از جنس شیطان پلید

صورتی ناز و قشنگ و گلپری

متن برای انسان ظالم

به قومی که نیکی پسندد خدای
دهد خسرو عادل و نیک رای

چو خواهد که ویران شود عالمی
کند ملک در پنجه ظالمی

سگالند از او نیک مردان حذر
که خشم خدای است بیدادگر

مکن تا توانی دل خلق ریش
وگر می کنی می کنی بیخ خویش

مروت نباشد بدی با کسی
کزو نیکویی دیده باشی بسی

متن ظالم معین

شما داد جویید و پیمان کنید
زبان را به پیمان گروگان کنید

مکن ای برادر به بیداد رای
که بیداد را نیست با داد پای

به هرکار فرمان مکن جز به داد
که از داد باشد روان تو شاد

متن ظالم

چه گفت آن سخن گوی با ترس و هوش

چو خسرو شدی بندگی را بکوش

به یزدان هر آن کس که شد نا سپاس

به دلش اندر آید زهر سو هراس

اگر داد دادن بود کار تو

بیفزاید ای شاه مقدار تو

چو خسرو به بیداد کارد درخت

بگردد از او پادشاهی و بخت

مگر نا نیاری به بیداد دست

نگردانی ایوان آباد پست

چنین گفت نوشیروان قباد

که چون شاه را سر بپیچد زداد

کند چرخ منشور او را سیاه

ستاره نخواند و را نیز شاه

ستم، نامه عزل شاهان بود

چو درد دل بیگناهان بود

متن برای انسان ظالم

چون تیغ به دست آری مردم نتوان کشت

نزدیک خداوند بدی نیست فرامشت

این تیغ نه از بهر ستم کاران کردند

انگور نه از بهر نبید است به چرخشت

عیسی به رهی دید یکی کشته فتاده

حیران شد و بگرفت به دندان سر انگشت

گفتا که کی را کشتی تا کشته شدی زار

تا باز کجا کشته شود آن که ترا کشت

انگشت مکن رنجه به در کوفتن خویش

تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت

“رودکی”

متن ظالم معین

حرف میزنی اما تلخ !

محبت میکنی ولی سرد !

چه اجباری است

دوست داشتن من ؟

متن برای آدم ظالم

ﻏﺮﯾﺒــــﻪ ﻫﺎ ﮐﻪ ﻫـﯿﭻ . . .

ﺩﻭﺳـــــــﺘﺎﻥ ﻫﻢ ﮔـﺎﻫﯽ

ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﺩﻭ ﺳﻪ ﺧﻂ ﺑﯿﺸﺘﺮ،

ﺣﻮﺻــــــﻠﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﻧـــــﺪ

متن برای ظالمان

نشانه میگیری سنگ می اندازی

و بعد خنده کنان ! لِی .. لِی .. لِی ..

پای میکوبی و میروی !

بد جور با دلم “بــــــــــازی” میکنی !

متن ظالم

نه! چشمانم شور نبود

اگر که آخر کارمان ندامت شد

دست هایم نمک نداشت . . .

متن برای حکومت ظالم

ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺎﺷﯽ ﯾﺎ ﮐﻮﭼﮏ !

ﻣﻬﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻣﺮﺩ ﺑﺎﺷﯽ

ﮐﻪ ﭘﺎﯼ ﺣﺮﻓﺖ ﺑﺎﯾﺴﺘﯽ،

ﻭﮔﺮﻧﻪ ﺩﻫﺎﻥ ﻫﺮ ﻧﺎﻣﺮﺩﯼ ﺑﻮﯼ ﮔﻨﺪ

“ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ” ﻣﯿﺪﻫﺪ . . .

متن ظالم معین

خیلی سخته… به خاطر کسی که دوسش داری…

همه چیز رو از سر راهت خط بزنی…!!

بعد بفهمی… خودت تو لیستی بودی که…!

اون به خاطر یکی دیگه… خطت زده..!

متن ظالم

من همان دخترک غم زده ی دیروزم

من همان کودک بی تاب برای بودن

که دلش را در اندوه و به زنجیر کشید

و به اندازه ی بی معرفتی درد کشید

متن برای انسان ظالم

یادتان باشد هیچ وقت در زندگی خود!

نقش نیشهای مار ” ماروپله” را بازی نکنید . . .

شاید دیگر توان

دوباره بالا آمدن از نردبان را نداشته باشد،

همان کسی که به شما اعتماد کرده بود . . .

متن برای ظالم

بیخودی به خودت زحمت نده!

این بَذرهای تنفــر که در دلم می کاری

هرگــــز جوانه نخواهد زد !

متن برای آدم های ظالم

برای کسی مُردم که برایم ؛

نه… تب کرد نه… سرفه

نه… حتی عطسه!

متن ظالم

نبندم با تو پیمانی که عهدت را وفایی نیست

نبندم دل به دنیا که دنیا را وفایی نیست

غرورم را شکستی در نگاه مست چشمانت

برای زندگی کردن بجزتو تکیه گاهی نیست

متن برای ظالم

از همان روزی که دست حضرت قابیل

گشت آلوده به خون هابیل

از همان روزی که فرزندان آدم

زهر تلخ دشمنی در خون شان جوشید

آدمیت مرد

گرچه آدم زنده بود

از همان روزی

که یوسف را برادرها به چاه انداختند

از همان روزی

که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند

آدمیت مرده بود

متن ظالم معین

وقتی می‌خواستند یوسف را به چاه بیفکنند

یوسف لبخندی زد

یهودا پرسید: چرا خندیدی؟

یوسف گفت:

روزی فکر میکردم چه کسی می تواند با من دشمنی کند

با این که برادران نیرومندی دارم؟

اینک خداوند همین برادران را بر من مسلط کرد

تا بدانم که غیر از خدا تکیه گاهی نیست

متن برای آدم های ظالم

حرف میزنی اما تلخ !

محبت میکنی ولی سرد !

چه اجباری است

دوست داشتن من ؟

متن برای ظالمان

ﻏﺮﯾﺒــــﻪ ﻫﺎ ﮐﻪ ﻫـﯿﭻ . . .

ﺩﻭﺳـــــــﺘﺎﻥ ﻫﻢ ﮔـﺎﻫﯽ

ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﺩﻭ ﺳﻪ ﺧﻂ ﺑﯿﺸﺘﺮ،

ﺣﻮﺻــــــﻠﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﻧـــــﺪ

متن ظالم معین

نشانه میگیری سنگ می اندازی

و بعد خنده کنان ! لِی .. لِی .. لِی ..

پای میکوبی و میروی !

بد جور با دلم “بــــــــــازی” میکنی !

متن برای حکومت ظالم

نه! چشمانم شور نبود

اگر که آخر کارمان ندامت شد

دست هایم نمک نداشت . . .

متن برای انسان ظالم

ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺎﺷﯽ ﯾﺎ ﮐﻮﭼﮏ !

ﻣﻬﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻣﺮﺩ ﺑﺎﺷﯽ

ﮐﻪ ﭘﺎﯼ ﺣﺮﻓﺖ ﺑﺎﯾﺴﺘﯽ،

ﻭﮔﺮﻧﻪ ﺩﻫﺎﻥ ﻫﺮ ﻧﺎﻣﺮﺩﯼ ﺑﻮﯼ ﮔﻨﺪ

“ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ” ﻣﯿﺪﻫﺪ . . .

متن برای انسان ظالم

خیلی سخته… به خاطر کسی که دوسش داری…

همه چیز رو از سر راهت خط بزنی…!!

بعد بفهمی… خودت تو لیستی بودی که…!

اون به خاطر یکی دیگه… خطت زده..!

متن برای حکومت ظالم

من همان دخترک غم زده ی دیروزم

من همان کودک بی تاب برای بودن

که دلش را در اندوه و به زنجیر کشید

و به اندازه ی بی معرفتی درد کشید

متن برای آدم ظالم

یادتان باشد هیچ وقت در زندگی خود!

نقش نیشهای مار ” ماروپله” را بازی نکنید . . .

شاید دیگر توان

دوباره بالا آمدن از نردبان را نداشته باشد،

همان کسی که به شما اعتماد کرده بود . . .

متن برای آدم ظالم

بیخودی به خودت زحمت نده!

این بَذرهای تنفــر که در دلم می کاری

هرگــــز جوانه نخواهد زد !

متن ظالم

برای کسی مُردم که برایم ؛

نه… تب کرد نه… سرفه

نه… حتی عطسه!

متن برای ظالمان

نبندم با تو پیمانی که عهدت را وفایی نیست

نبندم دل به دنیا که دنیا را وفایی نیست

غرورم را شکستی در نگاه مست چشمانت

برای زندگی کردن بجزتو تکیه گاهی نیست

متن برای ظالمان

از همان روزی که دست حضرت قابیل

گشت آلوده به خون هابیل

از همان روزی که فرزندان آدم

زهر تلخ دشمنی در خون شان جوشید

آدمیت مرد

گرچه آدم زنده بود

از همان روزی

که یوسف را برادرها به چاه انداختند

از همان روزی

که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند

آدمیت مرده بود

متن برای انسان ظالم

وقتی می‌خواستند یوسف را به چاه بیفکنند

یوسف لبخندی زد

یهودا پرسید: چرا خندیدی؟

یوسف گفت:

روزی فکر میکردم چه کسی می تواند با من دشمنی کند

با این که برادران نیرومندی دارم؟

اینک خداوند همین برادران را بر من مسلط کرد

تا بدانم که غیر از خدا تکیه گاهی نیست

متن برای ظالم

تو من را بهتر می شناسی
وقتی لبخند می زنم
یعنی دریاچه ای آرام در صبح ام
یعنی
آنقدر دوستت دارم
که هیچ سنگریزه ای
آرامشم را به هم نمی زند!

متن برای آدم ظالم

حکایت رفاقت دیرینه من با تو
حکایت قهوه‌ایست
که امروز با یاد تو تلخ تلخ نوشیدم
که با هر جرعه بسیار اندیشیدم
که این طعم را دوست دارم یا نه؟
و آن قدر گیر کردم بین دوست داشتن و نداشتن
که انتظار تمام شدنش را نداشتم
تمام که شد فهمیدم
بازهم قهوه می‌خوام
حتّی تلخ تلخ

متن برای ظالمان

در رفاقت مراقب آدم‌های تازه به دوران رسیده باش.
هرگز به دیواری که تازه رنگ شده، تکیه نباید کرد!

متن برای پدر ظالم

با تمـام مـداد رنگـی هـای دنـیا
بـه هـر زبـانی که بـدانی یـا نـدانی !
خـالی از هـر تشبیه و استعـاره و ایهـام …
تنهـا یکــ جملـه برایـت خـواهـم نوشت :
دوستت دارم بهترین دوست دنیا

متن برای ظالم

قلب، مهمانخانه نیست که آدم‌ها بیایند دو سه ساعت یا دو سه روز توی آن بمانند و بعد بروند.
قلب، لانه‌ گنجشک نیست که در بهار ساخته بشود و در پاییز باد آن را با خودش ببرد.
قلب، راستش نمی‌دانم چیست؟
اما این را می‌دانم
که فقط جای آدم‌های خیلی خیلی خوب است!
برای همیشه…

متن برای آدم ظالم

صافی آب مرا یاد تو انداخت رفیق
تو دلت سبز ، لبت سرخ ، چراغت روشن
چرخ روزیت همیشه چرخان ، نفست داغ ، تنت گرم ، دعایت با من
روزهایت پی هم خوش باشد

متن برای انسان ظالم

یادته زیر گنبد کبود دوتا رفیق قدیمی بودیم
و کلی حسود؟
تقصیر اون حسودا بود که حالا
ما شدیم یکی بود یکی نبود …

متن برای آدم های ظالم

فراموش کردن رفیقان قدیمی، بی احترامی به قانون خاطره‌هاست
ارادت مرا هر روز در سر رسیدت تیک بزن…

متن برای ظالم

رفـاقت را جـای عشـق در دلـم سپـردم تـا بـا یـاد دوسـت
از درد هیــچ عشـقی نسـوزم
بـه سلامتـی هـر چـی رفیـق بـامرام

متن ظالم معین

هر کسی چیزایی رو که شما می‌گین می‌شنود، اما دوستان به حرفای شما گوش می‌دهند ‎وبهترین دوستان ‎حرفایی رو که شما هرگز نمی‌گین می‌شنون.

متن برای ظالمان

معجزه‌ای وجود دارد که دوستی نامیده می‌شود
و در میان دل اقامت دارد
شما نمی‌دانید که چگونه بوجود می‌آید و چگونه آغاز می‌شود.
اما شادمانی که برایتان به ارمغان می‌آورد همیشه موهبتی خاص می‌بخشد
و شما متوجه می‌شوید که دوستی ارزشمندترین نعمت خداوند است!

متن برای انسان ظالم

من رسم دوستی ام مثل نان نیست که گرمش سر سفره دل باشد و سردش سهم نمکی !
چه گرمای حضورت و چه سرمای نبودنت را دوست دارم . . .

متن برای ظالم

دوستانی دارم
بهتر از برگ درخت
که دعایم گویند و دعاشان گویم
صافی آب مرا یادتو انداخت رفیق
تودلت سبز، چراغت روشن
چرخ روزیت همیشه چرخان
نفست داغ، تنت گرم
دعایت با من

متن برای انسان ظالم

دوستان من،مثل گندمند!
یعنی یک دنیا برکت و نعمت، نبودن شان،قحطی و گرسنگی است
و من چه خوشبختم که خوشه های طلائی گندم در اطرافم موج میزند
مهربانی تان را قدر میدانم و آن را در سیلوی جان نگهداری خواهم کرد . . .

متن ظالم

دوستای خوب بهترین خاطره‌ها رو برای همدیگه می‌سازن
من قشنگ‌ترین خاطره‌ها را با تو دارم دوست خوبم

متن برای آدم های ظالم

نوشته‌های روی شن، مهمان اولین موج دریا هستند
اما حکاکی‌هاى روی سنگ، مهمان همیشگی تاریخ هستند
و دوستان خوب قدیمی، حک شدگان روی قلبند و ماندگاران ابدی

متن برای ظالمان

اسمت رو روی ساحل ننویس، چون امواج دریا اونو می‌شوره و محو می‌کنه، اسمتو رو آسمون ننویس، چون باد میوزه و اونو می‌بره
اسمتو تو قلب دوستات بنویس، اونجاست که برا همیشه باقی می‌مونه.

متن برای آدم ظالم

پیدا کردن دوستان واقعی سخت
ترک کردنشان مشکل
و فراموش کردنشان غیر ممکن است

متن برای ظالم

اون که بلندت می کنه، وقتی افتادی
دنبالت می گرده، وقتی گم شدی
بیدارت کنه، وقتی خوابی
نزدیکت بباشه ، وقتی بهش احتیاج داری
باهات بخنده، گریه کنه، آرزو کنه، بجنگه و در عوض هیچی نخواد به غیر از خود تو …
بهش می گن دوست؛
… یک تیکه از زندگی…

متن ظالم معین

هی رفیق قدیمی و با مرام من
بدون چتر کنارم قدم نزن، خیس دلتنگ‌هایم میشویدنیای من ابری‌تر از آن است که فکرش را میکنی

متن برای ظالم

حکایت رفاقت حکایت سنگهای کنار ساحله …
اول یکی یکی جمع شون میکنی تو بغلت بعدش یکی یکی پرت شون میکنی تو آب ؛
اما بعضی وقتها یک سنگهای قیمتی گیرت میاد که هیچ وقت نمی تونی پرت شون کنی …

متن برای آدم ظالم

من رسم دوستی‌ام مثل نان نیست که گرمش سر سفره دل باشد و سردش سهم نمکی!
چه گرمای حضورت و چه سرمای نبودنت را دوست دارم…

متن برای پدر ظالم

دوستان حقیقی مثل صبح هستند، تو نمی‌توانی برای همه روز آن‌ها را داشته باشی
اما می‌توانی مطمئن باشی آن‌ها پیش تو خواهند بود وقتی که ” امروز، فردا و برای همیشه” از خواب بیدار میشوی.

متن برای حکومت ظالم

بنام دوگل بهشت
یکی عشق و دیگری سرنوشت
به قلم گفتم بنویس ؟ هرچه دلش خواست نوشت
ما را خاک پای دوست ، دوست را تاج سر ما نوشت . . .

متن ظالم معین

فصل عوض می‌شود
جای آلو را
خرمالو می‌گیرد
جای دلتنگی را
دلتنگی

متن ظالم معین

دوست داشتنت بزرگترین نعمت دنیاست
مرا شاد میکند و لبخند را به دنیایم هدیه میکند
حتی این روزها گاهی پرواز میکنم
من این دوست داشتن را بیشتر از هر چیز در این دنیا دوست دارم …

متن برای حکومت ظالم

دوستی، دو صندلی خالیست میان دو دلی که بی بهانه یکدیگر را می‌فهمندگاه تو به خاطر من کنار منی و گاه من به خاطر تو کنار تو…

متن برای ظالمان

خیلی حس قشنگیه وقتی یه دوست فاب داشته باشی
که همیشه حواسش بهت باشه ،
به یادت باشه ، نگرانت بشه و دوست داشته باشه …
مرســـی که هستی دوستِ من …

متن برای ظالم

سلامتی همه دوستای با معرفت
دارو‌ها و دوستی‌ها هر دو مشکلات را حل می‌کنند!
با این تفاوت که دوستی‌ها هیچ وقت تاریخ انقضا، بها و اندازه ندارند…

متن برای پدر ظالم

رفاقت رو از دست فروش بازار نخریدم
بلکه تو کوچه های خاکی محله مون یاد گرفتم
پس خوب می دونم برای کدوم رفیق زمین بخورم که از زمین خوردنم شاد نشه
بلکه دست خاکیم رو بگیره و منو از زمین بلند کنه . . .
به سلامتی رفیقای با عشق و با مرام و معرفت

متن برای آدم ظالم

رفیق عزیز سال‌های دورم
کاش دفتر خاطراتم
چراغ جادو بود
تا هر وقت از سرِ دلتنگی
به رویش دست میکشیدم
تو را و تمام خاطرات شیرین‌مان را از آن دوباره بیرون می‌کشیدم…

متن برای ظالم

رسم رفاقـــــــــــت اینه که
با رفیـــــق پیر شــــــــــــى
نه اینکه وســـــــــــط راه از رفیـــــق سیر شـــــــــــــى

متن برای آدم های ظالم

دوستی مثل یک کتابه، چند ثانیه طول می‌کشه که آتیش بگیرهولی سال‌ها طول می‌کشه تا نوشته بشه..

متن برای پدر ظالم

از چهار راه قلبم عبور کردی و هیچ به چراغ قلبم توجه نکردی
اما بدان پلیس قلبم تو را تعقیب خواهد کرد
و برگه ی دوستت دارم مرا ،
زیر برف پاکن های دلت خواهد گذاشت . . !

متن ظالم معین

دوست عزیزم
اگرچه این روز‌ها عجیب دلتنگتم، اما می‌دانم که
دوری، دوستی‌های کوچک را از دل میبرد.
ولی به دوستی‌های بزرگ عظمت میدهد..

متن ظالم

من
از میان واژه‌های زلال
« دوستی » را برگزیده‌ام ،
آن‌جا که
برف‌های تنهایی
آب می‌شوند
در صدای تابستانی یک دوست . . .

متن برای آدم ظالم

چقدر زیباست کسی را دوست بداریم
نه برای نیاز…
نه از روی اجبار…
و نه از روی تنهایی…
فقط برای اینکه “ارزش دوست داشتن” دارد

متن برای ظالم

معجزه ای وجود دارد که دوستی نامیده می شود
و در میان دل اقامت دارد ؛
شما نمی دانید که چگونه بوجود می آید و چگونه آغاز می شود
اما شادمانی که برایتان به ارمغان می آورد همیشه موهبتی خاص می بخشد
و شما متوجه می شوید که دوستی ارزشمندترین نعمت خداوند است !

متن برای ظالم

… جان،
عصر
یعنی .. دَمنوشی از
دلتنگی
با طعم خاطرات خوش گذشته …؟!

متن ظالم

من
از میان واژه‌های زلال
«دوستی» را برگزیده‌ام.
آن جا که
برف‌های تنهایی
آب می‌شوند
در صدای تابستانی یک دوست…

متن برای حکومت ظالم

رفیق
میدرخشی
میتابی
اما دوری
ماه بودن همین است

متن ظالم

یه وقتایی توی زندگی هست که فکر میکنی، توی هفت آسمون، یه ستاره هم نداریدرست همین وقته که یه ستاره‌ پر نور از گوشه‌ترین کنج ِ آسمونِ دلت سوسو میزنهستاره‌ی رفیق روزای سخت! این از اون چیزاییه که توی زندگی خیلی باید قدرشو دونست…

متن برای ظالمان

دوستان واقعی هر طور بتوانند به اندازه‌ی هم در می‌آیند.
بیشتری‌های خودشان را به رُخ کمتری‌های دیگری نمی‌کشند.
دوستان واقعی و بامعرفت، هم اندازه‌اند!

متن برای پدر ظالم

همیشه آدم‌ها وقتی به همدیگه فکر میکنن که تنها میشن
کسی واقعا عاشقه که وقتی همه پیششن، به اونی فکر میکنه که رفیق تنهایی هاشه

متن برای حکومت ظالم

سلامتی رفیقی که پیشمون نیست ولی توی قلبمونه!
به یادمون نیست ولی تو یادمونه!
بی خیالمونه ولی همیشه تو خیالمونه…

متن برای آدم ظالم

نه طبق ِ مُد دوستت دارم
نه به حکم سنت!
همه چیز بنا بر فطرت است
“خوب ها”
دوست داشتنی‌اند مثل
” تـــــــــ♥ـــــــو “

متن برای حکومت ظالم

دوستی مثل یک کتابه، چند ثانیه طول می کشه که آتیش بگیره ولی سالها طول می کشه تا نوشته بشه…

متن ظالم

هر کسى
باید یک نفر را
داشته باشد
تا حالش از تنهایی‌
دَرد نکند…

متن برای حکومت ظالم

اینکه چطور یه دوست خوب داشته باشی احتمالا مربوط میشه به اینکه چقدر خودت رو شناختیو بدونی چه انتظاری از دوست ات داری و شاید مهم‌تر از همه اینکه خودت بتونی یه دوست ِخوب و باوفا باشیاینکه خودت بتونی دوتا گوش ِشنوا باشی برای حرف‌های رفیق‌ت هم، همون اندازه مهمهدوست خوبمگوش‌های شنوای من، همیشه برای شنیدن درد دل‌های تو آماده است.

متن ظالم معین

دوستی مثل متکا میمونه
وقتی خسته ای بهش تکیه میکنی
وقتی خوشحالی بهش تکیه میکنی
وقتی غصه داری روش گریه میکنی
وقتی شوخیت میگیره پرتش میکنی
وقتی سرت شلوغ از جلو دست و پا برش میداری
اما دیر یا زود باز هم بهش احتیاج پیدا میکنی
به سلامتی همه دوستای با معرفت…

متن برای آدم ظالم

خیلی حس قشنگیه
وقتی یه دوست قدیمی داشته باشی که همیشه حواسش بهت باشه
سنگ صبورت باشه در تنهایی‌ها
نگرانت بشه و دوست داشته باشه
مرسی که هستی دوست من

متن برای انسان ظالم

هی رفیق
بدون چتر کنارم قدم نزن، خیس دلتنگی هایم میشوی
دنیای من ابری تر از آن است که فکرش را میکنی

متن برای آدم ظالم

دوست عزیزم
اگرچه در این روز‌های تنهایی، ساعت کندتر از همیشه میگذرد، اما می‌دانم که
رفاقت به معنی حضور در کنار فردی دیگر نیست، بلکه به معنی حضور در درون اوست
و من این روز‌ها با تمام وجود، حضورت را حس میکنم…

متن ظالم

داروها و دوستی ها هر دو مشکلات را حل میکنند!
با این تفاوت که دوستی ها هیچ وقت تاریخ انقضا، بها و اندازه ندارند…

متن برای آدم ظالم

…(اسم شخص مورد نظر) عزیزم
بزرگترین لذت زندگی
داشتن یک دوست خوب و صمیمی مثل توست…

متن برای پدر ظالم

قحطی رفیق می‌آید نه هفت سال بلکه هفتصد سال!
در سیلوی قلبم ذخیره و پنهانت می‌کنم، بگو کنعانیان منتظر نباشند!
تقسیم شدنی نیستی حتی اگر یعقوب بیاید!

متن برای آدم ظالم

تو من را بهتر می شناسی
وقتی لبخند می زنم
یعنی دریاچه ای آرام در صبح ام
یعنی
آنقدر دوستت دارم
که هیچ سنگریزه ای
آرامشم را به هم نمی زند!

متن ظالم معین

حکایت رفاقت دیرینه من با تو
حکایت قهوه‌ایست
که امروز با یاد تو تلخ تلخ نوشیدم
که با هر جرعه بسیار اندیشیدم
که این طعم را دوست دارم یا نه؟
و آن قدر گیر کردم بین دوست داشتن و نداشتن
که انتظار تمام شدنش را نداشتم
تمام که شد فهمیدم
بازهم قهوه می‌خوام
حتّی تلخ تلخ

متن ظالم

در رفاقت مراقب آدم‌های تازه به دوران رسیده باش.
هرگز به دیواری که تازه رنگ شده، تکیه نباید کرد!

متن برای پدر ظالم

با تمـام مـداد رنگـی هـای دنـیا
بـه هـر زبـانی که بـدانی یـا نـدانی !
خـالی از هـر تشبیه و استعـاره و ایهـام …
تنهـا یکــ جملـه برایـت خـواهـم نوشت :
دوستت دارم بهترین دوست دنیا

متن برای ظالم

قلب، مهمانخانه نیست که آدم‌ها بیایند دو سه ساعت یا دو سه روز توی آن بمانند و بعد بروند.
قلب، لانه‌ گنجشک نیست که در بهار ساخته بشود و در پاییز باد آن را با خودش ببرد.
قلب، راستش نمی‌دانم چیست؟
اما این را می‌دانم
که فقط جای آدم‌های خیلی خیلی خوب است!
برای همیشه…

متن برای انسان ظالم

صافی آب مرا یاد تو انداخت رفیق
تو دلت سبز ، لبت سرخ ، چراغت روشن
چرخ روزیت همیشه چرخان ، نفست داغ ، تنت گرم ، دعایت با من
روزهایت پی هم خوش باشد

متن برای ظالمان

یادته زیر گنبد کبود دوتا رفیق قدیمی بودیم
و کلی حسود؟
تقصیر اون حسودا بود که حالا
ما شدیم یکی بود یکی نبود …

متن برای آدم های ظالم

فراموش کردن رفیقان قدیمی، بی احترامی به قانون خاطره‌هاست
ارادت مرا هر روز در سر رسیدت تیک بزن…

متن برای آدم های ظالم

رفـاقت را جـای عشـق در دلـم سپـردم تـا بـا یـاد دوسـت
از درد هیــچ عشـقی نسـوزم
بـه سلامتـی هـر چـی رفیـق بـامرام

متن برای حکومت ظالم

هر کسی چیزایی رو که شما می‌گین می‌شنود، اما دوستان به حرفای شما گوش می‌دهند ‎وبهترین دوستان ‎حرفایی رو که شما هرگز نمی‌گین می‌شنون.

متن برای ظالمان

معجزه‌ای وجود دارد که دوستی نامیده می‌شود
و در میان دل اقامت دارد
شما نمی‌دانید که چگونه بوجود می‌آید و چگونه آغاز می‌شود.
اما شادمانی که برایتان به ارمغان می‌آورد همیشه موهبتی خاص می‌بخشد
و شما متوجه می‌شوید که دوستی ارزشمندترین نعمت خداوند است!

متن ظالم

من رسم دوستی ام مثل نان نیست که گرمش سر سفره دل باشد و سردش سهم نمکی !
چه گرمای حضورت و چه سرمای نبودنت را دوست دارم . . .

متن برای پدر ظالم

دوستانی دارم
بهتر از برگ درخت
که دعایم گویند و دعاشان گویم
صافی آب مرا یادتو انداخت رفیق
تودلت سبز، چراغت روشن
چرخ روزیت همیشه چرخان
نفست داغ، تنت گرم
دعایت با من

متن برای پدر ظالم

دوستان من،مثل گندمند!
یعنی یک دنیا برکت و نعمت، نبودن شان،قحطی و گرسنگی است
و من چه خوشبختم که خوشه های طلائی گندم در اطرافم موج میزند
مهربانی تان را قدر میدانم و آن را در سیلوی جان نگهداری خواهم کرد . . .

متن برای پدر ظالم

دوستای خوب بهترین خاطره‌ها رو برای همدیگه می‌سازن
من قشنگ‌ترین خاطره‌ها را با تو دارم دوست خوبم

متن ظالم معین

نوشته‌های روی شن، مهمان اولین موج دریا هستند
اما حکاکی‌هاى روی سنگ، مهمان همیشگی تاریخ هستند
و دوستان خوب قدیمی، حک شدگان روی قلبند و ماندگاران ابدی

متن برای انسان ظالم

اسمت رو روی ساحل ننویس، چون امواج دریا اونو می‌شوره و محو می‌کنه، اسمتو رو آسمون ننویس، چون باد میوزه و اونو می‌بره
اسمتو تو قلب دوستات بنویس، اونجاست که برا همیشه باقی می‌مونه.

متن برای ظالم

پیدا کردن دوستان واقعی سخت
ترک کردنشان مشکل
و فراموش کردنشان غیر ممکن است

متن برای آدم ظالم

اون که بلندت می کنه، وقتی افتادی
دنبالت می گرده، وقتی گم شدی
بیدارت کنه، وقتی خوابی
نزدیکت بباشه ، وقتی بهش احتیاج داری
باهات بخنده، گریه کنه، آرزو کنه، بجنگه و در عوض هیچی نخواد به غیر از خود تو …
بهش می گن دوست؛
… یک تیکه از زندگی…

متن برای ظالم

هی رفیق قدیمی و با مرام من
بدون چتر کنارم قدم نزن، خیس دلتنگ‌هایم میشویدنیای من ابری‌تر از آن است که فکرش را میکنی

متن برای ظالمان

حکایت رفاقت حکایت سنگهای کنار ساحله …
اول یکی یکی جمع شون میکنی تو بغلت بعدش یکی یکی پرت شون میکنی تو آب ؛
اما بعضی وقتها یک سنگهای قیمتی گیرت میاد که هیچ وقت نمی تونی پرت شون کنی …

متن ظالم معین

من رسم دوستی‌ام مثل نان نیست که گرمش سر سفره دل باشد و سردش سهم نمکی!
چه گرمای حضورت و چه سرمای نبودنت را دوست دارم…

متن برای حکومت ظالم

دوستان حقیقی مثل صبح هستند، تو نمی‌توانی برای همه روز آن‌ها را داشته باشی
اما می‌توانی مطمئن باشی آن‌ها پیش تو خواهند بود وقتی که ” امروز، فردا و برای همیشه” از خواب بیدار میشوی.

متن برای ظالمان

بنام دوگل بهشت
یکی عشق و دیگری سرنوشت
به قلم گفتم بنویس ؟ هرچه دلش خواست نوشت
ما را خاک پای دوست ، دوست را تاج سر ما نوشت . . .

متن برای انسان ظالم

فصل عوض می‌شود
جای آلو را
خرمالو می‌گیرد
جای دلتنگی را
دلتنگی

متن ظالم

دوست داشتنت بزرگترین نعمت دنیاست
مرا شاد میکند و لبخند را به دنیایم هدیه میکند
حتی این روزها گاهی پرواز میکنم
من این دوست داشتن را بیشتر از هر چیز در این دنیا دوست دارم …

متن برای ظالمان

دوستی، دو صندلی خالیست میان دو دلی که بی بهانه یکدیگر را می‌فهمندگاه تو به خاطر من کنار منی و گاه من به خاطر تو کنار تو…

متن برای حکومت ظالم

خیلی حس قشنگیه وقتی یه دوست فاب داشته باشی
که همیشه حواسش بهت باشه ،
به یادت باشه ، نگرانت بشه و دوست داشته باشه …
مرســـی که هستی دوستِ من …

متن برای ظالم

سلامتی همه دوستای با معرفت
دارو‌ها و دوستی‌ها هر دو مشکلات را حل می‌کنند!
با این تفاوت که دوستی‌ها هیچ وقت تاریخ انقضا، بها و اندازه ندارند…

متن ظالم

رفاقت رو از دست فروش بازار نخریدم
بلکه تو کوچه های خاکی محله مون یاد گرفتم
پس خوب می دونم برای کدوم رفیق زمین بخورم که از زمین خوردنم شاد نشه
بلکه دست خاکیم رو بگیره و منو از زمین بلند کنه . . .
به سلامتی رفیقای با عشق و با مرام و معرفت

متن برای پدر ظالم

رفیق عزیز سال‌های دورم
کاش دفتر خاطراتم
چراغ جادو بود
تا هر وقت از سرِ دلتنگی
به رویش دست میکشیدم
تو را و تمام خاطرات شیرین‌مان را از آن دوباره بیرون می‌کشیدم…

متن برای آدم های ظالم

رسم رفاقـــــــــــت اینه که
با رفیـــــق پیر شــــــــــــى
نه اینکه وســـــــــــط راه از رفیـــــق سیر شـــــــــــــى

متن برای آدم ظالم

دوستی مثل یک کتابه، چند ثانیه طول می‌کشه که آتیش بگیرهولی سال‌ها طول می‌کشه تا نوشته بشه..

متن برای آدم های ظالم

از چهار راه قلبم عبور کردی و هیچ به چراغ قلبم توجه نکردی
اما بدان پلیس قلبم تو را تعقیب خواهد کرد
و برگه ی دوستت دارم مرا ،
زیر برف پاکن های دلت خواهد گذاشت . . !

متن برای ظالمان

دوست عزیزم
اگرچه این روز‌ها عجیب دلتنگتم، اما می‌دانم که
دوری، دوستی‌های کوچک را از دل میبرد.
ولی به دوستی‌های بزرگ عظمت میدهد..

متن برای انسان ظالم

من
از میان واژه‌های زلال
« دوستی » را برگزیده‌ام ،
آن‌جا که
برف‌های تنهایی
آب می‌شوند
در صدای تابستانی یک دوست . . .

متن برای ظالمان

چقدر زیباست کسی را دوست بداریم
نه برای نیاز…
نه از روی اجبار…
و نه از روی تنهایی…
فقط برای اینکه “ارزش دوست داشتن” دارد

متن برای پدر ظالم

معجزه ای وجود دارد که دوستی نامیده می شود
و در میان دل اقامت دارد ؛
شما نمی دانید که چگونه بوجود می آید و چگونه آغاز می شود
اما شادمانی که برایتان به ارمغان می آورد همیشه موهبتی خاص می بخشد
و شما متوجه می شوید که دوستی ارزشمندترین نعمت خداوند است !

متن ظالم معین

… جان،
عصر
یعنی .. دَمنوشی از
دلتنگی
با طعم خاطرات خوش گذشته …؟!

متن ظالم

من
از میان واژه‌های زلال
«دوستی» را برگزیده‌ام.
آن جا که
برف‌های تنهایی
آب می‌شوند
در صدای تابستانی یک دوست…

متن برای آدم ظالم

رفیق
میدرخشی
میتابی
اما دوری
ماه بودن همین است

متن برای انسان ظالم

یه وقتایی توی زندگی هست که فکر میکنی، توی هفت آسمون، یه ستاره هم نداریدرست همین وقته که یه ستاره‌ پر نور از گوشه‌ترین کنج ِ آسمونِ دلت سوسو میزنهستاره‌ی رفیق روزای سخت! این از اون چیزاییه که توی زندگی خیلی باید قدرشو دونست…

متن برای حکومت ظالم

دوستان واقعی هر طور بتوانند به اندازه‌ی هم در می‌آیند.
بیشتری‌های خودشان را به رُخ کمتری‌های دیگری نمی‌کشند.
دوستان واقعی و بامعرفت، هم اندازه‌اند!

متن برای آدم های ظالم

همیشه آدم‌ها وقتی به همدیگه فکر میکنن که تنها میشن
کسی واقعا عاشقه که وقتی همه پیششن، به اونی فکر میکنه که رفیق تنهایی هاشه

متن ظالم

سلامتی رفیقی که پیشمون نیست ولی توی قلبمونه!
به یادمون نیست ولی تو یادمونه!
بی خیالمونه ولی همیشه تو خیالمونه…

متن برای انسان ظالم

نه طبق ِ مُد دوستت دارم
نه به حکم سنت!
همه چیز بنا بر فطرت است
“خوب ها”
دوست داشتنی‌اند مثل
” تـــــــــ♥ـــــــو “

متن برای آدم های ظالم

دوستی مثل یک کتابه، چند ثانیه طول می کشه که آتیش بگیره ولی سالها طول می کشه تا نوشته بشه…

متن برای حکومت ظالم

هر کسى
باید یک نفر را
داشته باشد
تا حالش از تنهایی‌
دَرد نکند…

متن برای آدم ظالم

اینکه چطور یه دوست خوب داشته باشی احتمالا مربوط میشه به اینکه چقدر خودت رو شناختیو بدونی چه انتظاری از دوست ات داری و شاید مهم‌تر از همه اینکه خودت بتونی یه دوست ِخوب و باوفا باشیاینکه خودت بتونی دوتا گوش ِشنوا باشی برای حرف‌های رفیق‌ت هم، همون اندازه مهمهدوست خوبمگوش‌های شنوای من، همیشه برای شنیدن درد دل‌های تو آماده است.

متن برای ظالمان

دوستی مثل متکا میمونه
وقتی خسته ای بهش تکیه میکنی
وقتی خوشحالی بهش تکیه میکنی
وقتی غصه داری روش گریه میکنی
وقتی شوخیت میگیره پرتش میکنی
وقتی سرت شلوغ از جلو دست و پا برش میداری
اما دیر یا زود باز هم بهش احتیاج پیدا میکنی
به سلامتی همه دوستای با معرفت…

متن برای ظالمان

خیلی حس قشنگیه
وقتی یه دوست قدیمی داشته باشی که همیشه حواسش بهت باشه
سنگ صبورت باشه در تنهایی‌ها
نگرانت بشه و دوست داشته باشه
مرسی که هستی دوست من

متن برای آدم ظالم

هی رفیق
بدون چتر کنارم قدم نزن، خیس دلتنگی هایم میشوی
دنیای من ابری تر از آن است که فکرش را میکنی

متن ظالم معین

دوست عزیزم
اگرچه در این روز‌های تنهایی، ساعت کندتر از همیشه میگذرد، اما می‌دانم که
رفاقت به معنی حضور در کنار فردی دیگر نیست، بلکه به معنی حضور در درون اوست
و من این روز‌ها با تمام وجود، حضورت را حس میکنم…

متن برای انسان ظالم

داروها و دوستی ها هر دو مشکلات را حل میکنند!
با این تفاوت که دوستی ها هیچ وقت تاریخ انقضا، بها و اندازه ندارند…

متن ظالم معین

…(اسم شخص مورد نظر) عزیزم
بزرگترین لذت زندگی
داشتن یک دوست خوب و صمیمی مثل توست…

متن برای ظالم

قحطی رفیق می‌آید نه هفت سال بلکه هفتصد سال!
در سیلوی قلبم ذخیره و پنهانت می‌کنم، بگو کنعانیان منتظر نباشند!
تقسیم شدنی نیستی حتی اگر یعقوب بیاید!

متن برای ظالم

دوستان واقعی مثل صبح هستند،

نمی شود تمام روز

آنها را داشت؛

اما مطمئنی که فردا ،هفته بعد و تا ابد هستند.

متن برای حکومت ظالم

رفاقت رو از دست فروش بازار نخریدم

بلکه تو کوچه های خاکی محلمون یاد گرفتم

پس خوب میدونم که برای کدوم رفیق زمین بخورم

که از زمین خوردنم شاد نشه

بلکه دست خاکیم رو بگیره

و از زمین بلندم کنه

متن برای آدم ظالم

مرام فقط مرام گاو،

چون نگفت من گفت ما..

رفیق فقط کلاغ نه بخاطر سیاهیش

به خاطر یه رنگیش…

معرفت فقط معرفت کرم نه به خاطر کرم بودنش

به خاطر خاکی بودنش…

متن ظالم

یه رفیق خوب میشه که تحصیلات دانشگاهی نداشته باشه
یه رفیق خوب میشه که موتور و اتومبیل نداشته باشه
یه رفیق خوب میشه که پولدار نباشه و لباس‌های مارک نپوشه.
اما یه رفیق خوب باید یه ذات مفید و یه قلب مهربون و با معرفت داشته باشه

متن ظالم معین

میگن به یکی که گفتی نوکرتم
از “نون” نفس تا “میم” مرگ باهاش باش
نوکرتم رفیق

متن برای ظالمان

قحطی رفیق می‌آید نه هفت سال بلکه هفتصد سال!
در سیلوی قلبم ذخیره و پنهانت می‌کنم، بگو کنعانیان منتظر نباشند!
تقسیم شدنی نیستی حتی اگر یعقوب بیاید!

متن برای آدم ظالم

در رفاقت رسم ما جان دادن است / هر قدم را صد قدم پس دادن است
هرکه بر ما تب کند جان میدهیم / ناز او را هرچه باشد میخریم

متن برای حکومت ظالم

ارزش قلب به عشق، ارزش سخن به صداقت، ارزش چشم به پاک
ارزش دوست به وفاست، ولی ارزش دوست بامعرفت من به اندازه تمام دنیاست..

متن ظالم معین

تو کلاس آئین نامه سرهنگه پرسید: کی می‌دونه کجا دور زدن ممنوعه؟
یکی دستشو بلند کرد و گفت: ” تو رفاقت ”!

متن برای حکومت ظالم

دوستان واقعی هر طور بتوانند به اندازه‌ی هم در می‌آیند.
بیشتری‌های خودشان را به رُخ کمتری‌های دیگری نمی‌کشند.
دوستان واقعی و بامعرفت، هم اندازه‌اند!

متن برای حکومت ظالم

همه آدم‌ها…
ﺑﻮﺩﻧﺸﺎﻥ ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﮔﺮﻡ نمی‌کند.
ﻭ ﺑﺎ ﺭﻓﺘﻨﺸﺎﻥ دلت نمی‌گیرد…
ﺍﻣﺎ ﺑﻌﻀﯽ‌ﻫﺎ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﻧﺪ…
ﻭﻗﺘﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽﺍﺕ می‌شوند
ﻫﻤﻪ ﺟﺎﻫﺎﯼ ﺧﺎﻟﯽ ﺭﺍ ﭘﺮ میﮑﻨﺪ…
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﺑﺎﺷﻨﺪ…
ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻧﺸﺎﻥ ﺳﯿﺮ ﻧﻤﯿﺸﻮﯼ…
ﺗﻌﺪﺍﺩﺷﺎﻥ ﺯﯾﺎﺩ ﻧﯿﺴﺖ.
ﺍﯾﻦ ﺁﺩﻡﻫﺎ ﺭﺍ نباید ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩ.
ﺍﯾﻦ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﯽ و بامعرفت هستند…
انگیزه ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻧﺪ…
ﺑﺎﻳﺪ همیشه ﺑﺎﺷﻨﺪ
تا آخر دنیا…

متن ظالم

رفاقت را جای عشق در دلم سپردم تا با یاد دوستاناز درد هیچ عشقی نسوزمبه سلامتی تمای رفیق‌های بامرام

متن برای ظالمان

تنها چیزی که یارانه‌ای نشد رفاقتهچون نتونستن روش قیمت بزارن مخلص همه‌ رفقای با معرفت

متن برای انسان ظالم

هی، رفیق
زمان هست که وفاداری تورا اثبات می‌کند
نه زبان!

متن برای ظالم

رفیق عزیزم
صبرت که تمام شد
نرو
تازه معرفت از آن لحظه شروع می‌شود.

متن ظالم

به سلامتیه رفیقی که میتونست دورت بزنه، اما دورت گشت!

متن برای ظالمان

در رفاقت مراقب آدم‌های تازه به دوران رسیده باش.
هرگز به دیواری که تازه رنگ شده، تکیه نباید کرد!

متن برای پدر ظالم

رفیق…
مبادا “گرفته” باشی.که شهری را برایت به نماز آیات وامیدارم…

متن برای ظالمان

رفیق اونه که می‌تونی پیشش راحت از اشتباهاتت بگینه اونی که سعی میکنی جلوش بدون اشتباه باشی تا قبولت کنه.

متن برای حکومت ظالم

رفیق معامله فسخ شد
در قبال دنیا یک تار مویت را می‌خواستند ندادم

متن برای پدر ظالم

می‌دانی رفیق
درد دل نمی‌کنم
زخمی که از عصب بگذرد
دیگر درد ندارد!

متن برای ظالمان

آدم‌ها را از قدمت دوستانشان بشناس، نه از تعداد دوستانشان…!

متن برای پدر ظالم

رفاقت بار سنگینی ست!
کسی بر دوش می‌گیرد که یک دنیا “وفا” دارد…

متن ظالم

با هر رنگی رفاقت کن.
اما رفاقت را رنگ نکن

متن ظالم معین

رفیق
دلتنگ شدی پیش ماهم بیا
کمی غصه هست باهم می‌خوریم

متن برای انسان ظالم

.Everyone hears what you say. Friends listen to what you say. Best friends listen to what you don”t sayهر کسی چیزایی رو که شما می‌گین می‌شنود، اما دوستان به حرفای شما گوش می‌دهند ‎وبهترین دوستان ‎حرفایی رو که شما هرگز نمی‌گین می‌شنون.

متن برای انسان ظالم

‏Dont write your name on sand, waves will wash it. Dont write your name on sky, wind may blow itWrite your name on hearts of your .friends, thats where it will stayاسمت رو روی ساحل ننویس، چون امواج دریا اونو می‌شوره و محو می‌کنه، اسمتو رو آسمون ننویس، چون باد میوزه و اونو می‌برهاسمتو تو قلب دوستات بنویس، اونجاست که برا همیشه باقی می‌مونه.

متن ظالم معین

Friends are God”s way of taking care of us.
دوستان، روش خدا برای محافظت از ما هستن.

متن برای ظالم

A deep friendship is like rainbow, when the perfect amount of happiness and tears mixedthe result is a colorful bridge between two heartsدوستی عمیق مثل رنگین کمونه، وقتی مقدار معینی از اشک و شادی با هم مخلوط می‌شن، نتیجه یک پل رنگارنگه بین دو تا قلب.

متن برای انسان ظالم

.A true friend is somebody who can make us do what we can
‎دوست حقیقی اوست که به ما توان می‌دهد که آنچه که در توان ماست به واقعیت تبدیل کنیم. 

متن برای ظالم

.We do not wish for friends to feed and clothe our bodies neighbors arekind enough for that but to do the like office for our spiritsدوست را برای غذا و پوشاک نمی‌خواهیم ‎برای این کار مهربانی همسایه را با خود داریم. ‎دوست را خواهانیم تا همین‌ها را برای روحمان فراهم آورد..

متن ظالم

Good FRIENDS CaRE for each Other…CLoSE Friends UNDERSTaND each Other…and TRUE Friends STaY forever
دوستان خوب مراقب یکدیگر هستند،دوستان صمیمی یکدیگر را درک می‌کنندو دوستان واقعی برای همیشه می‌مانند.

متن برای آدم ظالم

True friends are like morning ,you can’t have them whole dayBut can be sure they’ll be there when you wake up Today ,Tomorrow & foreverدوستان حقیقی مثل صبح هستند، تو نمی‌توانی برای همه روز آن‌ها را داشته باشیاما می‌توانی مطمئن باشی آن‌ها پیش تو خواهند بود وقتی که ” امروز، فردا و برای همیشه” از خواب بیدار میشوی.

متن برای حکومت ظالم

My riches do not lie in material wealth, but in having friend like you – a precious gift from God
ثروت من یک ثروت مادی نیست بلکه داشتن دوستی مثل شماست، یک هدیه گرانبها از طرف خداوند..

متن ظالم معین

A friend is someone who knows the song in your heart and can sing it back to you when you have forgotten the wordsیه دوست، فردی هست که آهنگ قلبت رو می‌دونه ‎و می‌تونه وقتی تو کلمات رو فراموش می‌کنی ‎اونا رو واسه‌ات بخونه.

متن برای آدم های ظالم

A real friend is one who walks in when the rest of the world walks out
یک دوست واقعی اونی هستش که وقتی میاد که تموم دنیا از پیشت رفتن.

متن برای آدم های ظالم

Stars has ۵ ends Square has ۴ ends Trinagle has ۳ ends Line has ۲ ends but Circle of our friendship has no end
ستاره پنج گوشه دارد، مربع چهار گوشه دارد، مثلث سه گوشه دارد، پاره خط دو انتها دارد، اما دایره دوستی ما انتهایی ندارد.

متن برای آدم های ظالم

به سلامتی کسی که وقتی بردم، گفت: اون رفیق منه
و وقتی باختم گفت: من رفیقتم…

متن برای حکومت ظالم

یه عاشق میگه: اگه اتفاقی برات بیفته میمیرم!
اما یه رفیق میگه: اگه بمیرم هم نمیذارم برات اتفاقی بیفته …

متن برای انسان ظالم

دوستان واقعی مثل صبح هستند،

نمی شود تمام روز

آنها را داشت؛

اما مطمئنی که فردا ،هفته بعد و تا ابد هستند.

متن ظالم

رفاقت رو از دست فروش بازار نخریدم

بلکه تو کوچه های خاکی محلمون یاد گرفتم

پس خوب میدونم که برای کدوم رفیق زمین بخورم

که از زمین خوردنم شاد نشه

بلکه دست خاکیم رو بگیره

و از زمین بلندم کنه

متن ظالم

مرام فقط مرام گاو،

چون نگفت من گفت ما..

رفیق فقط کلاغ نه بخاطر سیاهیش

به خاطر یه رنگیش…

معرفت فقط معرفت کرم نه به خاطر کرم بودنش

به خاطر خاکی بودنش…

متن برای انسان ظالم

یه رفیق خوب میشه که تحصیلات دانشگاهی نداشته باشه
یه رفیق خوب میشه که موتور و اتومبیل نداشته باشه
یه رفیق خوب میشه که پولدار نباشه و لباس‌های مارک نپوشه.
اما یه رفیق خوب باید یه ذات مفید و یه قلب مهربون و با معرفت داشته باشه

متن ظالم معین

میگن به یکی که گفتی نوکرتم
از “نون” نفس تا “میم” مرگ باهاش باش
نوکرتم رفیق

متن برای آدم ظالم

قحطی رفیق می‌آید نه هفت سال بلکه هفتصد سال!
در سیلوی قلبم ذخیره و پنهانت می‌کنم، بگو کنعانیان منتظر نباشند!
تقسیم شدنی نیستی حتی اگر یعقوب بیاید!

متن ظالم

در رفاقت رسم ما جان دادن است / هر قدم را صد قدم پس دادن است
هرکه بر ما تب کند جان میدهیم / ناز او را هرچه باشد میخریم

متن برای انسان ظالم

ارزش قلب به عشق، ارزش سخن به صداقت، ارزش چشم به پاک
ارزش دوست به وفاست، ولی ارزش دوست بامعرفت من به اندازه تمام دنیاست..

متن برای ظالمان

تو کلاس آئین نامه سرهنگه پرسید: کی می‌دونه کجا دور زدن ممنوعه؟
یکی دستشو بلند کرد و گفت: ” تو رفاقت ”!

متن برای ظالمان

دوستان واقعی هر طور بتوانند به اندازه‌ی هم در می‌آیند.
بیشتری‌های خودشان را به رُخ کمتری‌های دیگری نمی‌کشند.
دوستان واقعی و بامعرفت، هم اندازه‌اند!

متن ظالم معین

همه آدم‌ها…
ﺑﻮﺩﻧﺸﺎﻥ ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﮔﺮﻡ نمی‌کند.
ﻭ ﺑﺎ ﺭﻓﺘﻨﺸﺎﻥ دلت نمی‌گیرد…
ﺍﻣﺎ ﺑﻌﻀﯽ‌ﻫﺎ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﻧﺪ…
ﻭﻗﺘﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽﺍﺕ می‌شوند
ﻫﻤﻪ ﺟﺎﻫﺎﯼ ﺧﺎﻟﯽ ﺭﺍ ﭘﺮ میﮑﻨﺪ…
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﺑﺎﺷﻨﺪ…
ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻧﺸﺎﻥ ﺳﯿﺮ ﻧﻤﯿﺸﻮﯼ…
ﺗﻌﺪﺍﺩﺷﺎﻥ ﺯﯾﺎﺩ ﻧﯿﺴﺖ.
ﺍﯾﻦ ﺁﺩﻡﻫﺎ ﺭﺍ نباید ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩ.
ﺍﯾﻦ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﯽ و بامعرفت هستند…
انگیزه ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻧﺪ…
ﺑﺎﻳﺪ همیشه ﺑﺎﺷﻨﺪ
تا آخر دنیا…

متن ظالم

رفاقت را جای عشق در دلم سپردم تا با یاد دوستاناز درد هیچ عشقی نسوزمبه سلامتی تمای رفیق‌های بامرام

متن برای پدر ظالم

تنها چیزی که یارانه‌ای نشد رفاقتهچون نتونستن روش قیمت بزارن مخلص همه‌ رفقای با معرفت

متن برای آدم های ظالم

هی، رفیق
زمان هست که وفاداری تورا اثبات می‌کند
نه زبان!

متن برای ظالمان

رفیق عزیزم
صبرت که تمام شد
نرو
تازه معرفت از آن لحظه شروع می‌شود.

متن ظالم

به سلامتیه رفیقی که میتونست دورت بزنه، اما دورت گشت!

متن برای آدم های ظالم

در رفاقت مراقب آدم‌های تازه به دوران رسیده باش.
هرگز به دیواری که تازه رنگ شده، تکیه نباید کرد!

متن ظالم معین

رفیق…
مبادا “گرفته” باشی.که شهری را برایت به نماز آیات وامیدارم…

متن ظالم

رفیق اونه که می‌تونی پیشش راحت از اشتباهاتت بگینه اونی که سعی میکنی جلوش بدون اشتباه باشی تا قبولت کنه.

متن برای آدم های ظالم

رفیق معامله فسخ شد
در قبال دنیا یک تار مویت را می‌خواستند ندادم

متن برای آدم های ظالم

می‌دانی رفیق
درد دل نمی‌کنم
زخمی که از عصب بگذرد
دیگر درد ندارد!

متن برای انسان ظالم

آدم‌ها را از قدمت دوستانشان بشناس، نه از تعداد دوستانشان…!

متن ظالم معین

رفاقت بار سنگینی ست!
کسی بر دوش می‌گیرد که یک دنیا “وفا” دارد…

متن برای پدر ظالم

با هر رنگی رفاقت کن.
اما رفاقت را رنگ نکن

متن برای پدر ظالم

رفیق
دلتنگ شدی پیش ماهم بیا
کمی غصه هست باهم می‌خوریم

متن برای آدم ظالم

.Everyone hears what you say. Friends listen to what you say. Best friends listen to what you don”t sayهر کسی چیزایی رو که شما می‌گین می‌شنود، اما دوستان به حرفای شما گوش می‌دهند ‎وبهترین دوستان ‎حرفایی رو که شما هرگز نمی‌گین می‌شنون.

متن ظالم

‏Dont write your name on sand, waves will wash it. Dont write your name on sky, wind may blow itWrite your name on hearts of your .friends, thats where it will stayاسمت رو روی ساحل ننویس، چون امواج دریا اونو می‌شوره و محو می‌کنه، اسمتو رو آسمون ننویس، چون باد میوزه و اونو می‌برهاسمتو تو قلب دوستات بنویس، اونجاست که برا همیشه باقی می‌مونه.

متن برای حکومت ظالم

Friends are God”s way of taking care of us.
دوستان، روش خدا برای محافظت از ما هستن.

متن ظالم

A deep friendship is like rainbow, when the perfect amount of happiness and tears mixedthe result is a colorful bridge between two heartsدوستی عمیق مثل رنگین کمونه، وقتی مقدار معینی از اشک و شادی با هم مخلوط می‌شن، نتیجه یک پل رنگارنگه بین دو تا قلب.

متن برای آدم های ظالم

.A true friend is somebody who can make us do what we can
‎دوست حقیقی اوست که به ما توان می‌دهد که آنچه که در توان ماست به واقعیت تبدیل کنیم. 

متن برای انسان ظالم

.We do not wish for friends to feed and clothe our bodies neighbors arekind enough for that but to do the like office for our spiritsدوست را برای غذا و پوشاک نمی‌خواهیم ‎برای این کار مهربانی همسایه را با خود داریم. ‎دوست را خواهانیم تا همین‌ها را برای روحمان فراهم آورد..

متن برای ظالمان

Good FRIENDS CaRE for each Other…CLoSE Friends UNDERSTaND each Other…and TRUE Friends STaY forever
دوستان خوب مراقب یکدیگر هستند،دوستان صمیمی یکدیگر را درک می‌کنندو دوستان واقعی برای همیشه می‌مانند.

متن ظالم

True friends are like morning ,you can’t have them whole dayBut can be sure they’ll be there when you wake up Today ,Tomorrow & foreverدوستان حقیقی مثل صبح هستند، تو نمی‌توانی برای همه روز آن‌ها را داشته باشیاما می‌توانی مطمئن باشی آن‌ها پیش تو خواهند بود وقتی که ” امروز، فردا و برای همیشه” از خواب بیدار میشوی.

متن برای ظالمان

My riches do not lie in material wealth, but in having friend like you – a precious gift from God
ثروت من یک ثروت مادی نیست بلکه داشتن دوستی مثل شماست، یک هدیه گرانبها از طرف خداوند..

متن برای آدم های ظالم

A friend is someone who knows the song in your heart and can sing it back to you when you have forgotten the wordsیه دوست، فردی هست که آهنگ قلبت رو می‌دونه ‎و می‌تونه وقتی تو کلمات رو فراموش می‌کنی ‎اونا رو واسه‌ات بخونه.

متن برای آدم ظالم

A real friend is one who walks in when the rest of the world walks out
یک دوست واقعی اونی هستش که وقتی میاد که تموم دنیا از پیشت رفتن.

متن برای پدر ظالم

Stars has ۵ ends Square has ۴ ends Trinagle has ۳ ends Line has ۲ ends but Circle of our friendship has no end
ستاره پنج گوشه دارد، مربع چهار گوشه دارد، مثلث سه گوشه دارد، پاره خط دو انتها دارد، اما دایره دوستی ما انتهایی ندارد.

متن برای پدر ظالم

به سلامتی کسی که وقتی بردم، گفت: اون رفیق منه
و وقتی باختم گفت: من رفیقتم…

متن برای انسان ظالم

یه عاشق میگه: اگه اتفاقی برات بیفته میمیرم!
اما یه رفیق میگه: اگه بمیرم هم نمیذارم برات اتفاقی بیفته …

متن ظالم

چشم ها می بینند

وز این دیدن می گریند

قلبها می لرزند

وز این لرزیدن در خون می شکنند

در کوچه پس کوچه های گلی

یخ می زند اندام نحیف پسرکی

ز سرما

پینه می بندد دست های رنج کشیده پیرزنی

ز فقز

خم می شود پاهای زخمی و خسته پیرمردی

ز رنج

سفید می گردد گیسوان مشکی نوعروسی

ز غم …

شعر از هنگامه زنوری

متن برای حکومت ظالم

ز کژی گریزان شود راستی
پدید آید از هر سوی کاستی

به دشت اندرون گرگ آدم خورد
خردمند بگریزد از بی خرد

مکن شهریارا گنه تا توان
به ویژه کزو شرم دارد روان

بی آزاری و سودمندی گزین
که این است فرهنگ و آیین و دین

شعر از فردوسی

متن برای ظالم

مکن بد که بینی به فرجام بد
ز بد گردد اندر جهان نام بد

نگیرد ترا دست جز نیکویی
گر از مرد دانا سخن بشنوی

هر آن‌کس که اندیشه‌ای بد کند
به فرجام بد با تن خود کند

وگر بد کنی جز بدی ندروی
شبی در جهان شادمان نغنوی

جهان را نباید سپردن به بد
که بر بدکنش بی گمان بد رسد

شعر از فردوسی

متن برای ظالمان

خبرداری از خسروان عجم

که کردند بر زیردستان ستم؟

نه آن شوکت و پادشایی بماند

نه آن ظلم بر روستایی بماند

خطا بین که بر دست ظالم برفت

جهان ماند و با او مظالم برفت

خنک روز محشر تن دادگر

که در سایهٔ عرش دارد مقر

به قومی که نیکی پسندد خدای

دهد خسروی عادل و نیک رای

چو خواهد که ویران شود عالمی

کند ملک در پنجهٔ ظالمی

سگالند از او نیکمردان حذر

که خشم خدای است بیدادگر

بزرگی از او دان و منت شناس

که زایل شود نعمت ناسپاس

اگر شکر کردی بر این ملک و مال

به مالی و ملکی رسی بی زوال

وگر جور در پادشایی کنی

پس از پادشایی گدایی کنی

حرام است بر پادشه خواب خوش

چو باشد ضعیف از قوی بارکش

میازار عامی به یک خردله

که سلطان شبان است و عامی گله

چو پرخاش بینند و بیداد از او

شبان نیست، گرگ است، فریاد از او

بد انجام رفت و بد اندیشه کرد

که با زیردستان جفا، پیشه کرد

به سختی و سستی بر این بگذرد

بماند بر او سالها نام بد

نخواهی که نفرین کنند از پست

نکو باش تا بد نگوید کست

شعر از سعدی

متن ظالم

خصم در ما شده پنهان ز خرد هم یادی
در فضــــای قفســم بستـــه در آزادی
زشت اگـر بود خدایـا به چه علت دادی؟

از طـــلا جنس قفس باشــد اگـر،مغمومم
سهـم من گـم شده از لطفِ طرب از شـادی

هر کس از ره برسـد طـرح ستـم می ریزد
خلق آزرده از این ظلـم، ستـم، بیدادی

به چه کس رو برم آخر که از اول کج بود
این بنایی که بر افـراشته شد بر بادی

من به خاک سیه ار خیمه زدم نیست عجب
که به ویرانه مبــدل شـده است آبادی

هر که را لب به سخن باز شود ،بسته شود
دفتــر زنــدگـی از جـانب استبـدادی

به دعا دست، بلند ای رفقا کم بکنید!
خصم در ما شده پنهان ز خرد هم یادی

متن ظالم معین

چشم ها می بینند

وز این دیدن می گریند

قلبها می لرزند

وز این لرزیدن در خون می شکنند

در کوچه پس کوچه های گلی

یخ می زند اندام نحیف پسرکی

ز سرما

پینه می بندد دست های رنج کشیده پیرزنی

ز فقز

خم می شود پاهای زخمی و خسته پیرمردی

ز رنج

سفید می گردد گیسوان مشکی نوعروسی

ز غم …

شعر از هنگامه زنوری

متن برای انسان ظالم

ز کژی گریزان شود راستی
پدید آید از هر سوی کاستی

به دشت اندرون گرگ آدم خورد
خردمند بگریزد از بی خرد

مکن شهریارا گنه تا توان
به ویژه کزو شرم دارد روان

بی آزاری و سودمندی گزین
که این است فرهنگ و آیین و دین

شعر از فردوسی

متن ظالم

مکن بد که بینی به فرجام بد
ز بد گردد اندر جهان نام بد

نگیرد ترا دست جز نیکویی
گر از مرد دانا سخن بشنوی

هر آن‌کس که اندیشه‌ای بد کند
به فرجام بد با تن خود کند

وگر بد کنی جز بدی ندروی
شبی در جهان شادمان نغنوی

جهان را نباید سپردن به بد
که بر بدکنش بی گمان بد رسد

شعر از فردوسی

متن ظالم

خبرداری از خسروان عجم

که کردند بر زیردستان ستم؟

نه آن شوکت و پادشایی بماند

نه آن ظلم بر روستایی بماند

خطا بین که بر دست ظالم برفت

جهان ماند و با او مظالم برفت

خنک روز محشر تن دادگر

که در سایهٔ عرش دارد مقر

به قومی که نیکی پسندد خدای

دهد خسروی عادل و نیک رای

چو خواهد که ویران شود عالمی

کند ملک در پنجهٔ ظالمی

سگالند از او نیکمردان حذر

که خشم خدای است بیدادگر

بزرگی از او دان و منت شناس

که زایل شود نعمت ناسپاس

اگر شکر کردی بر این ملک و مال

به مالی و ملکی رسی بی زوال

وگر جور در پادشایی کنی

پس از پادشایی گدایی کنی

حرام است بر پادشه خواب خوش

چو باشد ضعیف از قوی بارکش

میازار عامی به یک خردله

که سلطان شبان است و عامی گله

چو پرخاش بینند و بیداد از او

شبان نیست، گرگ است، فریاد از او

بد انجام رفت و بد اندیشه کرد

که با زیردستان جفا، پیشه کرد

به سختی و سستی بر این بگذرد

بماند بر او سالها نام بد

نخواهی که نفرین کنند از پست

نکو باش تا بد نگوید کست

شعر از سعدی

متن برای انسان ظالم

خصم در ما شده پنهان ز خرد هم یادی
در فضــــای قفســم بستـــه در آزادی
زشت اگـر بود خدایـا به چه علت دادی؟

از طـــلا جنس قفس باشــد اگـر،مغمومم
سهـم من گـم شده از لطفِ طرب از شـادی

هر کس از ره برسـد طـرح ستـم می ریزد
خلق آزرده از این ظلـم، ستـم، بیدادی

به چه کس رو برم آخر که از اول کج بود
این بنایی که بر افـراشته شد بر بادی

من به خاک سیه ار خیمه زدم نیست عجب
که به ویرانه مبــدل شـده است آبادی

هر که را لب به سخن باز شود ،بسته شود
دفتــر زنــدگـی از جـانب استبـدادی

به دعا دست، بلند ای رفقا کم بکنید!
خصم در ما شده پنهان ز خرد هم یادی

متن برای ظالمان

حکایت رفاقت دیرینه من با تو حکایت قهوه‌ایست

که امروز با یاد تو تلخ تلخ نوشیدم

که با هر جرعه بسیار اندیشیدم که این طعم را دوست دارم یا نه؟

و آن قدر گیر کردم بین دوست داشتن و نداشتن

که انتظار تمام شدنش را نداشتم تمام که شد

فهمیدم بازهم قهوه می‌خوام

حتّی تلخ تلخ

متن ظالم

زندگی با همه تلخیاش

یه درس خوب بهم داد

اونم اینه که رفیق اونی نیست

که باهاش خوشی،

رفیق اونیه که

بدون اون داغونی !

متن برای ظالمان

قدم زدن با یک دوست

در تاریکی،

بهتر از قدم زدن به تنهایی

در نور است.

متن برای ظالم

من
از میان واژه‌های زلال
« دوستی » را برگزیده‌ام،
آن‌ جا که
برف‌ های تنهایی
آب می‌ شوند
در صدای تابستانی یک دوست…

متن ظالم معین

معجزه ای وجود دارد که دوستی نامیده می شود
و در میان دل اقامت دارد ؛
شما نمی دانید که چگونه بوجود می آید و چگونه آغاز می شود
اما شادمانی که برایتان به ارمغان می آورد همیشه موهبتی خاص می بخشد
و شما متوجه می شوید که دوستی ارزشمندترین نعمت خداوند است !

متن برای ظالمان

رفیق خوب اونیه که در تمام لحظه های غم و شادی کنار تو باشه
حرفت رو بخونه قبل از اینکه خودت بخوای چیزی بگی
و حالت رو بهتر کنه فقط با بودن کنارت

متن ظالم معین

رفیق قدیمی مثلا طلا میمونه
روز به روز ارزش اش بیشتر میشه تو زندگیت

متن ظالم

من
از میان واژه‌های زلال
« دوستی » را برگزیده‌ام ،
آن‌جا که
برف‌های تنهایی
آب می‌شوند
در صدای تابستانی یک دوست . . .

متن برای پدر ظالم

ممکنه طول بکشه با کسی صمیمی بشی
ولی وقتی شدی اون آدم یه شخصه خاص و با ارزشه
پس به سادگی از دستش نده

متن برای ظالمان

معجزه ای وجود دارد که دوستی نامیده می شود
و در میان دل اقامت دارد
شما نمی دانید که چگونه بوجود می آید و چگونه آغاز می شود
اما شادمانی که برایتان به ارمغان می آورد همیشه موهبتی خاص می بخشد
و شما متوجه می شوید که دوستی ارزشمندترین نعمت خداوند است!

متن برای حکومت ظالم

یه چیزایی رو نباس از دست داد
مثل رفیق واقعی

متن برای پدر ظالم

از چهار راه قلبم عبور کردی و هیچ به چراغ قلبم توجه نکردی
اما بدان پلیس قلبم تو را تعقیب خواهد کرد
و برگه ی دوستت دارم مرا ،
زیر برف پاکن های دلت خواهد گذاشت . . !

متن برای انسان ظالم

وقتی یه دوست خوب پیدا کردی تا آخر عمر فراموشش نمی کنی
حتی اگه ازت دور باشه

متن برای آدم های ظالم

دوستای خوب بهترین خاطره ها رو برای همدیگه می سازن
من قشنگ ترین خاطره ها را با تو دارم دوست خوبم

متن برای آدم های ظالم

می گن دوست خوب نعمته
پس من برای داشتن دوستی مثل تو باید سپاسگذار باشم

متن برای پدر ظالم

خیالم راحته که اگه زمستون هرچقدرم سرد باشه،
رفقایی مثل شما دارم که دمشون خیلی گرمه …

متن برای آدم های ظالم

قلب، مهمانخانه نيست که آدم‌ ها بيايند دو سه ساعت يا دو سه روز توی آن بمانند و بعد بروند.
قلب، لانه‌ ی گنجشک نيست که در بهار ساخته بشود و در پاييز باد آن را با خودش ببرد.
قلب، راستش نمی دانم چيست؟
اما اين را می دانم
که فقط جای آدمهای خيلی خيلی خوب است!
برای همیشه…

متن برای آدم ظالم

دوست از پشت بهت خنجر نمی زنه
کنارت و پا به پات می یاد حتی اگه تمام دنیا مقابلت ایستاده باشن

متن برای انسان ظالم

لحظه ای در گذر از خاطره ها
ناخود آگاه دلم یاد تو کرد
خنده آمد به لبم شاد شدم
گویی از قید غم آزاد شدم
هر کجا هستی دوست، دست حق همراهت…

متن برای آدم ظالم

اگه کسی رو پیدا کردی که بدون ترس تمام رازهاتو بهش بگی به اون می گن یه دوست خوب

متن برای پدر ظالم

رسم رفاقت اینه که با رفیق پیر شى نه اینکه وسط راه از رفیق سیر شی!

متن برای حکومت ظالم

یه رفیق با معرفت، یه تکیه گاه همیشگیه تو غم و شادی

متن برای انسان ظالم

دوستی نشانی از عشق داره
کسی می تونه دوست تو باشه
که از صمیم قلب اون رو دوست داشته باشی

متن برای آدم ظالم

رسم رفاقـــــــــــت اینه که
با رفیـــــق پیر شــــــــــــى
نه اینکه وســـــــــــط راه از رفیـــــق سیر شـــــــــــــى

متن برای انسان ظالم

بهترین دوست تو شادی رو به تو هدیه می کنه و غم و اندوهت رو تسکین می ده

متن برای ظالم

نفس شروع زندگیست
عشق قسمتی از زندگیست
اما دوست خوب قلب زندگیست …

متن برای ظالمان

سلامتی هرچی خوبه که بدش ماییم
سلامتی هرچی بزرگه که کوچیکش ماییم
سلامتی هرچی رفیقه که اگه قابل بدونن خاک زیر پاش ماییم

متن برای آدم ظالم

دوست یعنی کسی که وقتی هست آروم باشی و وقتی که نیست
توی زندگیت یه چیزی رو کم احساس کنی

متن برای ظالم

رفاقت رو از دست فروش بازار نخریدم
بلکه تو کوچه های خاکی محله مون یاد گرفتم
پس خوب می دونم برای کدوم رفیق زمین بخورم که از زمین خوردنم شاد نشه
بلکه دست خاکیم رو بگیره و منو از زمین بلند کنه . . .
به سلامتی رفیقای با عشق و با مرام و معرفت

متن برای پدر ظالم

دوست یعنی وقت اضافه
یعنی تو همیشه براش عزیزی حتی توی وقت اضافه

متن برای آدم های ظالم

من
از میان واژه های زلال
دوستی را برگزیده‌ام
آن‌ جا که
برف‌ های تنهایی
آب می‌ شوند
در صدای تابستانی یک دوست

متن ظالم معین

از سلامتی خود مواظبت می‌کنیم، برای روز مبادا پول ذخیره می‌کنیم، سقف خانه را تعمیر می‌کنیم و لباس کافی می‌پوشیم، ولی کیست که در بند آن باشد که بهترین دارایی یعنی دوست را به صورتی عاقلانه برای خود فراهم کند؟
رالف والدو امرسن

متن برای انسان ظالم

معجزه ای وجود دارد که دوستی نامیده می شود و در میان دل اقامت دارد
شما نمی دانید که چگونه بوجود می آید و چگونه آغاز می شود
اما شادمانی که برایتان به ارمغان می آورد همیشه موهبتی خاص می بخشد
و شما متوجه می شوید که دوستی ارزشمندترین نعمت خداوند است !

متن ظالم

دو چیز هیچ وقت از یاد آدما نمیره
دوستای خوب و روزهای خوب
یه چیز هم هیچ وقت از دل آدم نمیره
روزهای خوبی که با دوستای خوب گذشت

متن برای پدر ظالم

هی رفیق
بدون چتر کنارم قدم نزن، خیس دلتنگی هایم میشوی
دنیای من ابری تر از آن است که فکرش را میکنی

متن برای حکومت ظالم

سلامتی اون رفیقـی که مجازیه
امــّــــا
یه جوری برات سنگ صبوره
که هیچکدوم از رفیقای واقــعیـت
به گرد پاش هم نمی رسن …!

متن برای آدم ظالم

زغال اسفندتم رفیق
میسوزم تا چشم نخوری !

متن ظالم

دوستی مثل متکا میمونه
وقتی خسته ای بهش تکیه میکنی
وقتی خوشحالی بهش تکیه میکنی
وقتی غصه داری روش گریه میکنی
وقتی شوخیت میگیره پرتش میکنی
وقتی سرت شلوغ از جلو دست و پا برش میداری
اما دیر یا زود باز هم بهش احتیاج پیدا میکنی
به سلامتی همه دوستای با معرفت…

متن برای ظالمان

خیلی حس قشنگیه
وقتی یه دوست فاب داشته باشی که همیشه حواسش بهت باشه
به یادت باشه، نگرانت بشه و دوست داشته باشه
مرسی که هستی دوست من

متن برای ظالمان

هم چنان چشم به چشمان تو دارم ای دوست
گوشه چشمی بنما بر دل زارم ای دوست

متن برای حکومت ظالم

با تمـام مـداد رنگـی هـای دنـیا
بـه هـر زبـانی که بـدانی یـا نـدانی !
تنهـا یکــ جملـه برایـت خـواهـم نوشت :
دوستت دارم بهترین دوست دنیا

متن برای پدر ظالم

سلامتی رفیقی که پیشمون نیست ولی توی قلبمونه!
به یادمون نیست ولی تو یادمونه!
بی خیالمونه ولی همیشه تو خیالمونه…

متن برای حکومت ظالم

سلامتی رفیق هایی که از پل نامردی رد نمیشن
ولی تو دریای مردانگی غرق میشن

متن برای حکومت ظالم

شماره کفشتو بفرست تا بزنم رو پیشونیم تا همه ببینن ما خاک پاتیم رفیق!

متن ظالم معین

رفیق
باد باشی خاکتم
درخت باشی برگتم
چشمه باشی آبتم
هر جا باشی یادتم

متن ظالم معین

دوست داشتنت بزرگترین نعمت دنیاست
مرا شاد میکند و لبخند را به دنیایم هدیه میکند
حتی این روزها گاهی پرواز میکنم
من این دوست داشتن را بیشتر از هر چیز در این دنیا دوست دارم …

متن برای آدم ظالم

نوشته های روی شن، مهمان اولین موج دریا هستند
اما حکاکی هاى روی سنگ، مهمان همیشگی تاریخند
و دوستان خوب حک شدگان روی قلبند و ماندگاران ابدی

متن برای پدر ظالم

ما با نفس سلامت ای دوست
خوشیم
از گرمی هر کلامت ای دوست
خوشیم
هرچند که افتخار دیدارت نیست
با زنگ خوش پیامت ای دوست
خوشیم

متن برای ظالم

حکایت رفاقت حکایت سنگ های کنار ساحله …
اول یکی یکی جمع شون میکنی تو بغلت
بعدش یکی یکی پرت شون میکنی تو آب
اما بعضی وقت ها
یه سنگ قیمتی گیرت میاد
که هیچ وقت نمی تونی پرتش کنی …

متن ظالم معین

رسم رفاقـــــــــــت اینه که
با رفیـــــق پیر شــــــــــــى
نه اینکه وســـــــــــط راه از رفیـــــق سیر شـــــــــــــى

متن ظالم

رفـاقت بار سنگینی ست !
کسی بـر دوش میگیرد که یک دنیا وفا و مرام دارد
به سلامتیه رفیق واقعی

متن برای انسان ظالم

تنها گنجی که جستجو کردن آن به زحمتش می ارزد !
دوست واقعیست و تو بهترین گنجی

متن ظالم معین

عاقبت گر عمری باشد ماندگار
میگذارم این سخن را یادگار
مینویسم روی کوه بی ستون
زنده باد یاران خوب روزگار

متن برای ظالم

توی دنیا
دوست های خوب محدودن
ولی دوستای خوب
دنیای نامحدودن
دلتنگ دوستای خوب و با معرفتم

متن برای ظالم

اون که بلندت می کنه، وقتی افتادی
دنبالت می گرده، وقتی گم شدی
بیدارت کنه، وقتی خوابی
نزدیکت بباشه ، وقتی بهش احتیاج داری
باهات بخنده، گریه کنه، آرزو کنه، بجنگه و در عوض هیچی نخواد به غیر از خود تو …
بهش می گن دوست؛
… یک تیکه از زندگی…

متن برای حکومت ظالم

دودلم،اول خط،نام خدا بنویسم
یا که رندی کنم و اسم تو را بنویسم!‏
همه“یک”گفتم و دینم همه“یکتایی”بود
با کدامین قلم امروز دوتا بنویسم؟‏
ای که با حرف تو هر مساله‎ای حل‎شدنی‎است
به‎خدا،خودتوبگو،نام که را بنویسم؟‏

متن برای پدر ظالم

یار همراه و صمیمی ، ای دوست
حال ما همراهی است
تو همه جان منی
پر پرواز منی
با همه لطف و صفا
گاه و بیگاه ، لب پنجره خاطره ات می آیم
تا نگاهت بکنم، تا صدایم بکنی
تا مرا شاد کنی
ز غم آزاد کنی
قلب من خانه تست
خانه ای کنج بهشت
تو اگر یاد کنی یا نکنی
من به یادت هستم

متن برای آدم ظالم

دوستی مثل متکا میمونه
وقتی خسته ای بهش تکیه میکنی
وقتی خوشحالی بهش تکیه میکنی
وقتی غصه داری روش گریه میکنی
وقتی شوخیت میگیره پرتش میکنی
وقتی سرت شلوغ از جلو دست و پا برش میداری
اما دیر یا زود باز هم بهش احتیاج پیدا میکنی
به سلامتی همه دوستای با معرفت…

متن برای پدر ظالم

دل خوشم با غزلی تازه همینم کافی ست
تو مرا باز رساندی به یقینم کافی ست

قانعم،بیشتر از این چه بخواهم از تو
گاه گاهی که کنارت بنشینم کافی ست
گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم
گاهی از دور تو را خوب ببینم کافی ست
آسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کن
من همین قدر که گرم است زمینم کافی ست
من همین قدر که با حال و هوایت گهگاه
برگی از باغچه ی شعر بچینم کافی ست
فکر کردن به تو یعنی غزلی شور انگیز
که همین شوق مرا، خوب ترینم! کافی ست

متن ظالم

دوست واژه است

واژه‌ای که از لب فرشته‌ها چکیده است

دوست نامه است

نامه‌ای که از خدا رسیده است

نامه خدا همیشه خواندنی است

توی دفتر فرشته‌ها

واژه قشنگ دوست

ماندنی است

راستی دلت چقدر

آرزوی واژه‌های تازه داشت

دوست گل‌ات رسید

واژه را کنار واژه کاشت

واژه‌ها کتاب شد

دوستت همان دعای توست

آخرش دعای تو

مستجاب شد

متن برای آدم های ظالم

هی رفیق
بدون چتر کنارم قدم نزن، خیس دلتنگی هایم میشوی
دنیای من ابری تر از آن است که فکرش را میکنی

متن برای آدم های ظالم

من از میان واژه های زلال
دوستی را برگزیده ام
آنجا که
برف های تنهایی
آب میشوند
در صدای تابستانی یک دوست

متن برای آدم ظالم

حکایت رفاقت دیرینه من با تو حکایت قهوه‌ایست

که امروز با یاد تو تلخ تلخ نوشیدم

که با هر جرعه بسیار اندیشیدم که این طعم را دوست دارم یا نه؟

و آن قدر گیر کردم بین دوست داشتن و نداشتن

که انتظار تمام شدنش را نداشتم تمام که شد

فهمیدم بازهم قهوه می‌خوام

حتّی تلخ تلخ

متن برای پدر ظالم

زندگی با همه تلخیاش

یه درس خوب بهم داد

اونم اینه که رفیق اونی نیست

که باهاش خوشی،

رفیق اونیه که

بدون اون داغونی !

متن برای حکومت ظالم

قدم زدن با یک دوست

در تاریکی،

بهتر از قدم زدن به تنهایی

در نور است.

متن برای حکومت ظالم

من
از میان واژه‌های زلال
« دوستی » را برگزیده‌ام،
آن‌ جا که
برف‌ های تنهایی
آب می‌ شوند
در صدای تابستانی یک دوست…

متن برای انسان ظالم

معجزه ای وجود دارد که دوستی نامیده می شود
و در میان دل اقامت دارد ؛
شما نمی دانید که چگونه بوجود می آید و چگونه آغاز می شود
اما شادمانی که برایتان به ارمغان می آورد همیشه موهبتی خاص می بخشد
و شما متوجه می شوید که دوستی ارزشمندترین نعمت خداوند است !

متن ظالم معین

رفیق خوب اونیه که در تمام لحظه های غم و شادی کنار تو باشه
حرفت رو بخونه قبل از اینکه خودت بخوای چیزی بگی
و حالت رو بهتر کنه فقط با بودن کنارت

متن برای ظالم

رفیق قدیمی مثلا طلا میمونه
روز به روز ارزش اش بیشتر میشه تو زندگیت

متن برای حکومت ظالم

من
از میان واژه‌های زلال
« دوستی » را برگزیده‌ام ،
آن‌جا که
برف‌های تنهایی
آب می‌شوند
در صدای تابستانی یک دوست . . .

متن ظالم

ممکنه طول بکشه با کسی صمیمی بشی
ولی وقتی شدی اون آدم یه شخصه خاص و با ارزشه
پس به سادگی از دستش نده

متن ظالم معین

معجزه ای وجود دارد که دوستی نامیده می شود
و در میان دل اقامت دارد
شما نمی دانید که چگونه بوجود می آید و چگونه آغاز می شود
اما شادمانی که برایتان به ارمغان می آورد همیشه موهبتی خاص می بخشد
و شما متوجه می شوید که دوستی ارزشمندترین نعمت خداوند است!

متن ظالم

یه چیزایی رو نباس از دست داد
مثل رفیق واقعی

متن برای ظالمان

از چهار راه قلبم عبور کردی و هیچ به چراغ قلبم توجه نکردی
اما بدان پلیس قلبم تو را تعقیب خواهد کرد
و برگه ی دوستت دارم مرا ،
زیر برف پاکن های دلت خواهد گذاشت . . !

متن برای ظالم

وقتی یه دوست خوب پیدا کردی تا آخر عمر فراموشش نمی کنی
حتی اگه ازت دور باشه

متن برای ظالمان

دوستای خوب بهترین خاطره ها رو برای همدیگه می سازن
من قشنگ ترین خاطره ها را با تو دارم دوست خوبم

متن برای ظالمان

می گن دوست خوب نعمته
پس من برای داشتن دوستی مثل تو باید سپاسگذار باشم

متن برای ظالم

خیالم راحته که اگه زمستون هرچقدرم سرد باشه،
رفقایی مثل شما دارم که دمشون خیلی گرمه …

متن برای حکومت ظالم

قلب، مهمانخانه نيست که آدم‌ ها بيايند دو سه ساعت يا دو سه روز توی آن بمانند و بعد بروند.
قلب، لانه‌ ی گنجشک نيست که در بهار ساخته بشود و در پاييز باد آن را با خودش ببرد.
قلب، راستش نمی دانم چيست؟
اما اين را می دانم
که فقط جای آدمهای خيلی خيلی خوب است!
برای همیشه…

متن برای انسان ظالم

دوست از پشت بهت خنجر نمی زنه
کنارت و پا به پات می یاد حتی اگه تمام دنیا مقابلت ایستاده باشن

متن برای ظالم

لحظه ای در گذر از خاطره ها
ناخود آگاه دلم یاد تو کرد
خنده آمد به لبم شاد شدم
گویی از قید غم آزاد شدم
هر کجا هستی دوست، دست حق همراهت…

متن برای آدم های ظالم

اگه کسی رو پیدا کردی که بدون ترس تمام رازهاتو بهش بگی به اون می گن یه دوست خوب

متن برای ظالمان

رسم رفاقت اینه که با رفیق پیر شى نه اینکه وسط راه از رفیق سیر شی!

متن برای آدم های ظالم

یه رفیق با معرفت، یه تکیه گاه همیشگیه تو غم و شادی

متن برای ظالم

دوستی نشانی از عشق داره
کسی می تونه دوست تو باشه
که از صمیم قلب اون رو دوست داشته باشی

متن برای ظالمان

رسم رفاقـــــــــــت اینه که
با رفیـــــق پیر شــــــــــــى
نه اینکه وســـــــــــط راه از رفیـــــق سیر شـــــــــــــى

متن برای حکومت ظالم

بهترین دوست تو شادی رو به تو هدیه می کنه و غم و اندوهت رو تسکین می ده

متن برای پدر ظالم

نفس شروع زندگیست
عشق قسمتی از زندگیست
اما دوست خوب قلب زندگیست …

متن برای ظالم

سلامتی هرچی خوبه که بدش ماییم
سلامتی هرچی بزرگه که کوچیکش ماییم
سلامتی هرچی رفیقه که اگه قابل بدونن خاک زیر پاش ماییم

متن برای پدر ظالم

دوست یعنی کسی که وقتی هست آروم باشی و وقتی که نیست
توی زندگیت یه چیزی رو کم احساس کنی

متن برای ظالمان

رفاقت رو از دست فروش بازار نخریدم
بلکه تو کوچه های خاکی محله مون یاد گرفتم
پس خوب می دونم برای کدوم رفیق زمین بخورم که از زمین خوردنم شاد نشه
بلکه دست خاکیم رو بگیره و منو از زمین بلند کنه . . .
به سلامتی رفیقای با عشق و با مرام و معرفت

متن برای انسان ظالم

دوست یعنی وقت اضافه
یعنی تو همیشه براش عزیزی حتی توی وقت اضافه

متن برای حکومت ظالم

من
از میان واژه های زلال
دوستی را برگزیده‌ام
آن‌ جا که
برف‌ های تنهایی
آب می‌ شوند
در صدای تابستانی یک دوست

متن برای ظالم

از سلامتی خود مواظبت می‌کنیم، برای روز مبادا پول ذخیره می‌کنیم، سقف خانه را تعمیر می‌کنیم و لباس کافی می‌پوشیم، ولی کیست که در بند آن باشد که بهترین دارایی یعنی دوست را به صورتی عاقلانه برای خود فراهم کند؟
رالف والدو امرسن

متن ظالم معین

معجزه ای وجود دارد که دوستی نامیده می شود و در میان دل اقامت دارد
شما نمی دانید که چگونه بوجود می آید و چگونه آغاز می شود
اما شادمانی که برایتان به ارمغان می آورد همیشه موهبتی خاص می بخشد
و شما متوجه می شوید که دوستی ارزشمندترین نعمت خداوند است !

متن برای پدر ظالم

دو چیز هیچ وقت از یاد آدما نمیره
دوستای خوب و روزهای خوب
یه چیز هم هیچ وقت از دل آدم نمیره
روزهای خوبی که با دوستای خوب گذشت

متن ظالم

هی رفیق
بدون چتر کنارم قدم نزن، خیس دلتنگی هایم میشوی
دنیای من ابری تر از آن است که فکرش را میکنی

متن برای آدم ظالم

سلامتی اون رفیقـی که مجازیه
امــّــــا
یه جوری برات سنگ صبوره
که هیچکدوم از رفیقای واقــعیـت
به گرد پاش هم نمی رسن …!

متن ظالم

زغال اسفندتم رفیق
میسوزم تا چشم نخوری !

متن برای آدم ظالم

دوستی مثل متکا میمونه
وقتی خسته ای بهش تکیه میکنی
وقتی خوشحالی بهش تکیه میکنی
وقتی غصه داری روش گریه میکنی
وقتی شوخیت میگیره پرتش میکنی
وقتی سرت شلوغ از جلو دست و پا برش میداری
اما دیر یا زود باز هم بهش احتیاج پیدا میکنی
به سلامتی همه دوستای با معرفت…

متن برای انسان ظالم

خیلی حس قشنگیه
وقتی یه دوست فاب داشته باشی که همیشه حواسش بهت باشه
به یادت باشه، نگرانت بشه و دوست داشته باشه
مرسی که هستی دوست من

متن برای انسان ظالم

هم چنان چشم به چشمان تو دارم ای دوست
گوشه چشمی بنما بر دل زارم ای دوست

متن برای حکومت ظالم

با تمـام مـداد رنگـی هـای دنـیا
بـه هـر زبـانی که بـدانی یـا نـدانی !
تنهـا یکــ جملـه برایـت خـواهـم نوشت :
دوستت دارم بهترین دوست دنیا

متن برای آدم های ظالم

سلامتی رفیقی که پیشمون نیست ولی توی قلبمونه!
به یادمون نیست ولی تو یادمونه!
بی خیالمونه ولی همیشه تو خیالمونه…

متن ظالم معین

سلامتی رفیق هایی که از پل نامردی رد نمیشن
ولی تو دریای مردانگی غرق میشن

متن برای ظالمان

شماره کفشتو بفرست تا بزنم رو پیشونیم تا همه ببینن ما خاک پاتیم رفیق!

متن برای پدر ظالم

رفیق
باد باشی خاکتم
درخت باشی برگتم
چشمه باشی آبتم
هر جا باشی یادتم

متن برای آدم ظالم

دوست داشتنت بزرگترین نعمت دنیاست
مرا شاد میکند و لبخند را به دنیایم هدیه میکند
حتی این روزها گاهی پرواز میکنم
من این دوست داشتن را بیشتر از هر چیز در این دنیا دوست دارم …

متن برای ظالمان

نوشته های روی شن، مهمان اولین موج دریا هستند
اما حکاکی هاى روی سنگ، مهمان همیشگی تاریخند
و دوستان خوب حک شدگان روی قلبند و ماندگاران ابدی

متن برای ظالم

ما با نفس سلامت ای دوست
خوشیم
از گرمی هر کلامت ای دوست
خوشیم
هرچند که افتخار دیدارت نیست
با زنگ خوش پیامت ای دوست
خوشیم

متن برای آدم ظالم

حکایت رفاقت حکایت سنگ های کنار ساحله …
اول یکی یکی جمع شون میکنی تو بغلت
بعدش یکی یکی پرت شون میکنی تو آب
اما بعضی وقت ها
یه سنگ قیمتی گیرت میاد
که هیچ وقت نمی تونی پرتش کنی …

متن برای ظالم

رسم رفاقـــــــــــت اینه که
با رفیـــــق پیر شــــــــــــى
نه اینکه وســـــــــــط راه از رفیـــــق سیر شـــــــــــــى

متن برای آدم های ظالم

رفـاقت بار سنگینی ست !
کسی بـر دوش میگیرد که یک دنیا وفا و مرام دارد
به سلامتیه رفیق واقعی

متن برای ظالمان

تنها گنجی که جستجو کردن آن به زحمتش می ارزد !
دوست واقعیست و تو بهترین گنجی

متن برای آدم ظالم

عاقبت گر عمری باشد ماندگار
میگذارم این سخن را یادگار
مینویسم روی کوه بی ستون
زنده باد یاران خوب روزگار

متن ظالم معین

توی دنیا
دوست های خوب محدودن
ولی دوستای خوب
دنیای نامحدودن
دلتنگ دوستای خوب و با معرفتم

متن برای آدم ظالم

اون که بلندت می کنه، وقتی افتادی
دنبالت می گرده، وقتی گم شدی
بیدارت کنه، وقتی خوابی
نزدیکت بباشه ، وقتی بهش احتیاج داری
باهات بخنده، گریه کنه، آرزو کنه، بجنگه و در عوض هیچی نخواد به غیر از خود تو …
بهش می گن دوست؛
… یک تیکه از زندگی…

متن برای پدر ظالم

دودلم،اول خط،نام خدا بنویسم
یا که رندی کنم و اسم تو را بنویسم!‏
همه“یک”گفتم و دینم همه“یکتایی”بود
با کدامین قلم امروز دوتا بنویسم؟‏
ای که با حرف تو هر مساله‎ای حل‎شدنی‎است
به‎خدا،خودتوبگو،نام که را بنویسم؟‏

متن برای آدم ظالم

یار همراه و صمیمی ، ای دوست
حال ما همراهی است
تو همه جان منی
پر پرواز منی
با همه لطف و صفا
گاه و بیگاه ، لب پنجره خاطره ات می آیم
تا نگاهت بکنم، تا صدایم بکنی
تا مرا شاد کنی
ز غم آزاد کنی
قلب من خانه تست
خانه ای کنج بهشت
تو اگر یاد کنی یا نکنی
من به یادت هستم

متن ظالم

دوستی مثل متکا میمونه
وقتی خسته ای بهش تکیه میکنی
وقتی خوشحالی بهش تکیه میکنی
وقتی غصه داری روش گریه میکنی
وقتی شوخیت میگیره پرتش میکنی
وقتی سرت شلوغ از جلو دست و پا برش میداری
اما دیر یا زود باز هم بهش احتیاج پیدا میکنی
به سلامتی همه دوستای با معرفت…

متن برای آدم های ظالم

دل خوشم با غزلی تازه همینم کافی ست
تو مرا باز رساندی به یقینم کافی ست

قانعم،بیشتر از این چه بخواهم از تو
گاه گاهی که کنارت بنشینم کافی ست
گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم
گاهی از دور تو را خوب ببینم کافی ست
آسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کن
من همین قدر که گرم است زمینم کافی ست
من همین قدر که با حال و هوایت گهگاه
برگی از باغچه ی شعر بچینم کافی ست
فکر کردن به تو یعنی غزلی شور انگیز
که همین شوق مرا، خوب ترینم! کافی ست

متن برای ظالم

دوست واژه است

واژه‌ای که از لب فرشته‌ها چکیده است

دوست نامه است

نامه‌ای که از خدا رسیده است

نامه خدا همیشه خواندنی است

توی دفتر فرشته‌ها

واژه قشنگ دوست

ماندنی است

راستی دلت چقدر

آرزوی واژه‌های تازه داشت

دوست گل‌ات رسید

واژه را کنار واژه کاشت

واژه‌ها کتاب شد

دوستت همان دعای توست

آخرش دعای تو

مستجاب شد

متن برای حکومت ظالم

هی رفیق
بدون چتر کنارم قدم نزن، خیس دلتنگی هایم میشوی
دنیای من ابری تر از آن است که فکرش را میکنی

متن برای ظالم

من از میان واژه های زلال
دوستی را برگزیده ام
آنجا که
برف های تنهایی
آب میشوند
در صدای تابستانی یک دوست

متن ظالم معین

وکیل و نماینده دادخواه که منجی ست بر آدم بیگناه

به فضل اهورایی نیک داد، به آیین آزادگی شد گواه

روز وکیل گرامی باد

متن برای پدر ظالم

وکیل بودن یعنی کمک به انسان هایی که نیازمند هستند
روز وکیل مبارک

متن برای انسان ظالم

اگر شکست بخورید، ممکن است نا امید شوید
اما اگر تلاش نکنید، محکوم خواهید شد
به امید آن که در هیچ پرونده ای شکست را تجربه نکنید
پدر خانم عزیزم روزتان مبارک

متن برای ظالم

تلاش تو برای بر قراری عدالت برای انسان های بی گناه بسیار با ارزشه
مایه غرور و افتخار ما هستی
روزت مبارک پدر شوهر عزیزم

متن برای ظالم

در کارت بهترینی و رویارویی تو با مشکلات پیچیده همیشه تحسین بر انگیزه
به امید موفقیت های بیش تر
روز وکیل مبارک پدر عزیزم

متن برای انسان ظالم

بازرسی وکلا باید همراه با رعایت شان آنها باشد، وکلا عدالت را قربانی دفاع از موکل نکنند، استقلال وکیل از مظاهر دادرسی عادلانه است

روز وکیل گرامی باد

متن ظالم

خداوند حقیقتا طرف کسانی است که برای عدالت اجتماعی تلاش می‌کنند.

شما نیز همیشه در تلاشی که عدالت برقرار شود

پدر عزیزم، به خاطر همه تلاش‌هایی که برای گرفتن حق مظلوم از ظالم می‌کنی، تو را سپاس می‌گویم

روزتون مبارک باد

متن برای آدم ظالم

پدر زن عزیزم به نظر من وکلا در تاریکی محض، روشنی بخش زندگی انسان‌های بی گناه هستند

روزت مبارک ای امید و روشنی‌ بخش مظلومان

متن برای آدم ظالم

پدر شوهر عزیز و بزرگوارم، شما با تلاش بی‌ وقفه‌تان و با وجدان بیدارتان،

پس از هر موفقیت، خوشبختی انسانی را تحقق بخشیده‌اید.

از شما به خاطر روحیه بزرگ و عدالت‌ خواهتان سپاسگذارم

روز وکیل بر شما مبارک

متن برای انسان ظالم

خدایا به پدرم قدرتی بخش تا حقیقت را قربانی مصلحت نکنند

خدایا به قضات بصیرتی ده تا پدرم را در موازات خویش ببینند

نه در مقابل خویش

خدایا به شایعه پراکنان درآمدهای افسانه‌ای پدرم بینایی ده تا واقعیت را ببینند و از گفتار خویش شرمنده شوند

پدر عزیزم ممنون بابت همه زحمت‌ها و سختی‌هایی که به خاطر ما متحمل می‌شوی

روز وکیل مبارک پدر مهربانم

متن ظالم

۷ اسفندماه؛ روز وکیل را به تمامی مدافعان حق به خصوص پدر عزیز و بزرگوارم

تبریک گفته و برای همه وکلای ایران اسلامی آرزوی توفیق و پایداری در برقراری عدالت را دارم.

امید است با پیروی از راه راستین شهدای حقوقدان بتوانیم در اعتلای آرمان‌های عدالت طلبانه انقلاب اسلامی ایران مثمر ثمر واقع گردیم.

پدر عزیزم روز وکیل گرامی باد

متن برای آدم های ظالم

او که همنام خداوند جهان است وکیل

بر سر مشکل مردم نگران است وکیل

گاه رودیست خروشان که به دریا برسد

گاه آرام‌ تر از آب روان است وکیل

پدر زن عزیزم سالروز استقلال کانون وکلا و روز وکیل بر شما مبارک باد

متن برای انسان ظالم

یک ساعت عدالت، از یک سال پرستش بهتر است.
زیرا بی‌عدالتی، فضای نا امنی رابه وجود می‌آورد به طوری که تعدادی از مردم نسبت به تمام چیزها حتّی پرستش خداوند هم به شک می‌افتند.

پدر شوهر عزیز روز وکیل مدافع گرامی باد

متن برای آدم های ظالم

شغل قضــــا که ضامن اصــل عدالت است

تضمین آن به شغل اصیــــــــــــل وکالت است

شغل قضا و شغل وکالـــــت دو شغل نیست

کاین هردو یک وظیفه، ولی در دو حالت است

باباجونم روز وکیل مبارک

متن ظالم

شاد باش به خاطر سوگندی که برای احیای عدالت یاد کردی نه یک روز بلکه هزاران سال بگذار آواز شاد بودنت پنان در شهر بپیچد تا رو سیاه شوند
پدر خانم عزیزم روز وکیل گرامی باد

متن برای ظالم

خدایا به وکلای ما دانایی ده تا بدانند احقاق حق شیرین ترین پاداش است نه پیروزی و بصیرتی ده تا فرق این دو را دریابند

پدر شوهرجان روز وکیل گرامی باد

متن برای آدم های ظالم

خدایا به وکلا قدرتی بخش تا حقیقت را قربانی مصلحت نکنند

خدایا به قضات بصیرتی ده تا وکیل را در موازات خویش ببینند نه در مقابل خویش

خدایا به شایعه پراکنان درآمد های افسانه ای وکلاء بینایی ده تا واقعیت را ببینند و از گفتار خویش شرمنده شوند

پدر عزیزم روز وکیل خجسته باد

متن برای انسان ظالم

روز وکیل مدافع و سالروز استقلال قانون بر تمام مدافعان حق و عدالت مخصوصا پدرشوهر عزیزم خجسته باد
به امید پیشرفت های روزافزون

متن برای ظالمان

وکیل و نماینده دادخواه که منجی ست بر آدم بیگناه

به فضل اهورایی نیک داد، به آیین آزادگی شد گواه

پدر زن عزیزم روز وکیل گرامی باد

متن برای آدم ظالم

وکیل و نماینده دادخواه که منجی ست بر آدم بیگناه

به فضل اهورایی نیک داد، به آیین آزادگی شد گواه

روز وکیل گرامی باد

متن ظالم معین

وکیل بودن یعنی کمک به انسان هایی که نیازمند هستند
روز وکیل مبارک

متن ظالم معین

اگر شکست بخورید، ممکن است نا امید شوید
اما اگر تلاش نکنید، محکوم خواهید شد
به امید آن که در هیچ پرونده ای شکست را تجربه نکنید
پدر خانم عزیزم روزتان مبارک

متن برای حکومت ظالم

تلاش تو برای بر قراری عدالت برای انسان های بی گناه بسیار با ارزشه
مایه غرور و افتخار ما هستی
روزت مبارک پدر شوهر عزیزم

متن برای حکومت ظالم

در کارت بهترینی و رویارویی تو با مشکلات پیچیده همیشه تحسین بر انگیزه
به امید موفقیت های بیش تر
روز وکیل مبارک پدر عزیزم

متن برای حکومت ظالم

بازرسی وکلا باید همراه با رعایت شان آنها باشد، وکلا عدالت را قربانی دفاع از موکل نکنند، استقلال وکیل از مظاهر دادرسی عادلانه است

روز وکیل گرامی باد

متن ظالم

خداوند حقیقتا طرف کسانی است که برای عدالت اجتماعی تلاش می‌کنند.

شما نیز همیشه در تلاشی که عدالت برقرار شود

پدر عزیزم، به خاطر همه تلاش‌هایی که برای گرفتن حق مظلوم از ظالم می‌کنی، تو را سپاس می‌گویم

روزتون مبارک باد

متن برای ظالمان

پدر زن عزیزم به نظر من وکلا در تاریکی محض، روشنی بخش زندگی انسان‌های بی گناه هستند

روزت مبارک ای امید و روشنی‌ بخش مظلومان

متن برای پدر ظالم

پدر شوهر عزیز و بزرگوارم، شما با تلاش بی‌ وقفه‌تان و با وجدان بیدارتان،

پس از هر موفقیت، خوشبختی انسانی را تحقق بخشیده‌اید.

از شما به خاطر روحیه بزرگ و عدالت‌ خواهتان سپاسگذارم

روز وکیل بر شما مبارک

متن برای آدم ظالم

خدایا به پدرم قدرتی بخش تا حقیقت را قربانی مصلحت نکنند

خدایا به قضات بصیرتی ده تا پدرم را در موازات خویش ببینند

نه در مقابل خویش

خدایا به شایعه پراکنان درآمدهای افسانه‌ای پدرم بینایی ده تا واقعیت را ببینند و از گفتار خویش شرمنده شوند

پدر عزیزم ممنون بابت همه زحمت‌ها و سختی‌هایی که به خاطر ما متحمل می‌شوی

روز وکیل مبارک پدر مهربانم

متن برای آدم ظالم

۷ اسفندماه؛ روز وکیل را به تمامی مدافعان حق به خصوص پدر عزیز و بزرگوارم

تبریک گفته و برای همه وکلای ایران اسلامی آرزوی توفیق و پایداری در برقراری عدالت را دارم.

امید است با پیروی از راه راستین شهدای حقوقدان بتوانیم در اعتلای آرمان‌های عدالت طلبانه انقلاب اسلامی ایران مثمر ثمر واقع گردیم.

پدر عزیزم روز وکیل گرامی باد

متن برای پدر ظالم

او که همنام خداوند جهان است وکیل

بر سر مشکل مردم نگران است وکیل

گاه رودیست خروشان که به دریا برسد

گاه آرام‌ تر از آب روان است وکیل

پدر زن عزیزم سالروز استقلال کانون وکلا و روز وکیل بر شما مبارک باد

متن ظالم

یک ساعت عدالت، از یک سال پرستش بهتر است.
زیرا بی‌عدالتی، فضای نا امنی رابه وجود می‌آورد به طوری که تعدادی از مردم نسبت به تمام چیزها حتّی پرستش خداوند هم به شک می‌افتند.

پدر شوهر عزیز روز وکیل مدافع گرامی باد

متن برای ظالمان

شغل قضــــا که ضامن اصــل عدالت است

تضمین آن به شغل اصیــــــــــــل وکالت است

شغل قضا و شغل وکالـــــت دو شغل نیست

کاین هردو یک وظیفه، ولی در دو حالت است

باباجونم روز وکیل مبارک

متن برای انسان ظالم

شاد باش به خاطر سوگندی که برای احیای عدالت یاد کردی نه یک روز بلکه هزاران سال بگذار آواز شاد بودنت پنان در شهر بپیچد تا رو سیاه شوند
پدر خانم عزیزم روز وکیل گرامی باد

متن برای آدم های ظالم

خدایا به وکلای ما دانایی ده تا بدانند احقاق حق شیرین ترین پاداش است نه پیروزی و بصیرتی ده تا فرق این دو را دریابند

پدر شوهرجان روز وکیل گرامی باد

متن ظالم

خدایا به وکلا قدرتی بخش تا حقیقت را قربانی مصلحت نکنند

خدایا به قضات بصیرتی ده تا وکیل را در موازات خویش ببینند نه در مقابل خویش

خدایا به شایعه پراکنان درآمد های افسانه ای وکلاء بینایی ده تا واقعیت را ببینند و از گفتار خویش شرمنده شوند

پدر عزیزم روز وکیل خجسته باد

متن ظالم معین

روز وکیل مدافع و سالروز استقلال قانون بر تمام مدافعان حق و عدالت مخصوصا پدرشوهر عزیزم خجسته باد
به امید پیشرفت های روزافزون

متن برای ظالم

وکیل و نماینده دادخواه که منجی ست بر آدم بیگناه

به فضل اهورایی نیک داد، به آیین آزادگی شد گواه

پدر زن عزیزم روز وکیل گرامی باد

متن ظالم معین

زلال باش …،‌

زلال باش …،

فرقی نمی‌کند که گودال کوچک آبی باشی، یا دریای بیکران

فقط، اگر حقیقتا

زلال باشی، آسمان در توست

و تو جاری هستی تا زندگی جاری باشد …

متن برای حکومت ظالم

زندگی قانـــــــون نیست
زندگی قافیه باران است
من اگر پاییزم و درختان امیدم همه بی برگ شدند
تو بهاری و به اندازه ی باران خدا زیبایی
و بلندای امیدت پاسداشتی مداوم

متن برای ظالمان

من باور دارم …

که زمان زیادى طول مى‌کشد تا من همان آدمی بشوم که مى‌خواهم.

متن برای حکومت ظالم

من باور دارم …

که قهرمان کسى است که کارى که باید انجام دهد را در زمانى که باید انجام گیرد، انجام مى‌دهد، صرفنظر از پیامدهاى آن.

متن برای انسان ظالم

من باور دارم …

که بلوغ بیشتر به انواع تجربیاتى که داشته‌ایم و آنچه از آن‌ها آموخته‌ایم بستگى دارد تا به این که چند بار جشن تولد گرفته‌ایم.

متن ظالم معین

من باور دارم …

که نباید خیلى براى کشف یک راز کند وکاو کنم، زیرا ممکن است براى همیشه زندگى مرا تغییر دهد.

متن برای ظالمان

من باور دارم …

که گواهى‌نامه‌ها و تقدیرنامه‌هایى که بر روى دیوار نصب شده‌اند براى ما احترام و منزلت به ارمغان نخواهند آورد.

متن برای انسان ظالم

من باور دارم …

شادترین مردم لزوماً کسى که بهترین چیزها را دارد نیست،

بلکه کسى است که از چیزهایى که دارد بهترین استفاده را مى‌کند

متن برای انسان ظالم

که هميشه بايد کسانى که صميمانه دوستشان دارم را با کلمات و عبارات زيبا و دوستانه ترک گويم زيرا ممکن است آخرين بارى باشد که آن‌ها را مى‌بينم.

متن برای آدم ظالم

که گاهى کسانى که انتظار داریم در مواقع پریشانى و درماندگى به ما ضربه بزنند، به کمک ما مى‌آیند و ما را نجات مى‌دهند.

متن ظالم معین

من باور دارم …

که دوستى واقعى به رشد خود ادامه خواهد داد حتى در دورترین فاصله‌ها. عشق واقعى نیز همین طور است.

متن برای انسان ظالم

من باور دارم …

که گاهى هنگامى که عصبانى هستم حق دارم که عصبانى باشم ام `ا این به من این حق را نمى‌دهد که ظالم و بیرحم باشم.

متن ظالم معین

من باور دارم …

که صرفنظر از اینکه چقدر دلمان شکسته باشد دنیا به خاطر غم و غصه ما از حرکت باز نخواهد ایستاد.

متن برای ظالم

من باور دارم …

که زمینه‌ها و شرایط خانوادگى و اجتماعى برآنچه که هستم تاثیرگذار بوده‌اند اما من خودم مسئول آنچه که خواهم شد هستم.

متن برای ظالمان

بقای دوستی ها به تفاهم متقابل وابسته است .

متن برای آدم های ظالم

آزادی به بریدن زنجیرها از دست و پا خلاصه نمی شود ،آزادی به احترام گذاشتن آزادی دیگران نیز نیاز دارد.

متن ظالم

از خدا پرسیدم: خدایا چطور می توان بهتر زندگی کرد؟
خدا جواب داد :گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر،
با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو.
ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .
شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن.
زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید .

ما مسئول کارهايى هستيم که انجام مى‌دهيم، صرفنظر از اين که چه احساسى داشته باشيم.

متن ظالم

کوچک باش و عاشق …  که عشق می داند آئین بزرگ کردنت را …

متن برای حکومت ظالم

مهم این نیست که قشنگ باشی،

قشنگ این است که مهم باشی! حتی برای یک نفر

متن برای ظالم

ما هم به ذهن سلیم و هم قلب نیازمندیم ،شکوه زندگی این نیست که هرگز به زانو در نیائیم ،در این است که هر بار افتادیم دوباره برخیزیم .

متن برای آدم ظالم

زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید .

متن برای ظالمان

خشم و رنجش همچون نوشیدن زهر

و سپس، امید به نابودی دشمنان است …

متن برای ظالم

شك هايت را باور نكن و هيچ گاه به باورهايت شك نكن  .

متن ظالم

موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن .

متن برای حکومت ظالم

ما زاده شده ایم تا شکوه و بزرگی خداوندی را که در درونمان است،آشکار سازیم و این امر،همه ی انساتها را در بر میگیرد.

متن برای ظالمان

بهترین لذت آدمی این است که بداند نسلی که از او به جا مانده ، ولی حسی برتر از هر لذت موجود این است که بداند مسئولیت خانواده ای بر دوش اوست و هر فردی میتواند از این لذت برخوردار باشد.

متن ظالم معین

اگر قرار باشد خون را با خون شست دچار بدبختی میشویم ،ببخشیم اما فراموش نکنیم!

متن برای آدم های ظالم

شجاعت مترادف نترسیدن نیست،بلکه شجاعت به معنای غلبه بر ترس است .

متن برای حکومت ظالم

براي آنکه مانع احساس عدم امنيت ديگران در اطرافمان باشيم ، خود را از انظار دور مي سازيم . اما اين کار ما را به جايي نمي رساند . ما متولد شده ايم که شکوه و عظمت خداوند را به نمايش در آوريم . چيزي که در درون ماست . نه در درون برخي از ما ، بلکه در درون تک تک ما . و زماني که به اين نور درونمان اجازه تابيدن مي دهيم ، ناآگاهانه به ديگران نيز اجازه چنين کاري را مي دهيم .

متن برای آدم های ظالم

زلال باش …،‌

زلال باش …،

فرقی نمی‌کند که گودال کوچک آبی باشی، یا دریای بیکران

فقط، اگر حقیقتا

زلال باشی، آسمان در توست

و تو جاری هستی تا زندگی جاری باشد …

متن برای پدر ظالم

زندگی قانـــــــون نیست
زندگی قافیه باران است
من اگر پاییزم و درختان امیدم همه بی برگ شدند
تو بهاری و به اندازه ی باران خدا زیبایی
و بلندای امیدت پاسداشتی مداوم

متن برای حکومت ظالم

من باور دارم …

که زمان زیادى طول مى‌کشد تا من همان آدمی بشوم که مى‌خواهم.

متن برای انسان ظالم

من باور دارم …

که قهرمان کسى است که کارى که باید انجام دهد را در زمانى که باید انجام گیرد، انجام مى‌دهد، صرفنظر از پیامدهاى آن.

متن ظالم

من باور دارم …

که بلوغ بیشتر به انواع تجربیاتى که داشته‌ایم و آنچه از آن‌ها آموخته‌ایم بستگى دارد تا به این که چند بار جشن تولد گرفته‌ایم.

متن برای ظالم

من باور دارم …

که نباید خیلى براى کشف یک راز کند وکاو کنم، زیرا ممکن است براى همیشه زندگى مرا تغییر دهد.

متن برای ظالمان

من باور دارم …

که گواهى‌نامه‌ها و تقدیرنامه‌هایى که بر روى دیوار نصب شده‌اند براى ما احترام و منزلت به ارمغان نخواهند آورد.

متن برای آدم ظالم

من باور دارم …

شادترین مردم لزوماً کسى که بهترین چیزها را دارد نیست،

بلکه کسى است که از چیزهایى که دارد بهترین استفاده را مى‌کند

متن ظالم

که هميشه بايد کسانى که صميمانه دوستشان دارم را با کلمات و عبارات زيبا و دوستانه ترک گويم زيرا ممکن است آخرين بارى باشد که آن‌ها را مى‌بينم.

متن برای پدر ظالم

که گاهى کسانى که انتظار داریم در مواقع پریشانى و درماندگى به ما ضربه بزنند، به کمک ما مى‌آیند و ما را نجات مى‌دهند.

متن برای ظالم

من باور دارم …

که دوستى واقعى به رشد خود ادامه خواهد داد حتى در دورترین فاصله‌ها. عشق واقعى نیز همین طور است.

متن ظالم معین

من باور دارم …

که گاهى هنگامى که عصبانى هستم حق دارم که عصبانى باشم ام `ا این به من این حق را نمى‌دهد که ظالم و بیرحم باشم.

متن برای آدم ظالم

من باور دارم …

که صرفنظر از اینکه چقدر دلمان شکسته باشد دنیا به خاطر غم و غصه ما از حرکت باز نخواهد ایستاد.

متن برای پدر ظالم

من باور دارم …

که زمینه‌ها و شرایط خانوادگى و اجتماعى برآنچه که هستم تاثیرگذار بوده‌اند اما من خودم مسئول آنچه که خواهم شد هستم.

متن برای آدم های ظالم

بقای دوستی ها به تفاهم متقابل وابسته است .

متن ظالم

آزادی به بریدن زنجیرها از دست و پا خلاصه نمی شود ،آزادی به احترام گذاشتن آزادی دیگران نیز نیاز دارد.

متن برای حکومت ظالم

از خدا پرسیدم: خدایا چطور می توان بهتر زندگی کرد؟
خدا جواب داد :گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر،
با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو.
ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .
شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن.
زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید .

ما مسئول کارهايى هستيم که انجام مى‌دهيم، صرفنظر از اين که چه احساسى داشته باشيم.

متن برای آدم ظالم

کوچک باش و عاشق …  که عشق می داند آئین بزرگ کردنت را …

متن برای آدم های ظالم

مهم این نیست که قشنگ باشی،

قشنگ این است که مهم باشی! حتی برای یک نفر

متن برای حکومت ظالم

ما هم به ذهن سلیم و هم قلب نیازمندیم ،شکوه زندگی این نیست که هرگز به زانو در نیائیم ،در این است که هر بار افتادیم دوباره برخیزیم .

متن برای ظالمان

زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید .

متن ظالم

خشم و رنجش همچون نوشیدن زهر

و سپس، امید به نابودی دشمنان است …

متن برای آدم های ظالم

شك هايت را باور نكن و هيچ گاه به باورهايت شك نكن  .

متن ظالم

موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن .

متن برای حکومت ظالم

ما زاده شده ایم تا شکوه و بزرگی خداوندی را که در درونمان است،آشکار سازیم و این امر،همه ی انساتها را در بر میگیرد.

متن برای ظالم

بهترین لذت آدمی این است که بداند نسلی که از او به جا مانده ، ولی حسی برتر از هر لذت موجود این است که بداند مسئولیت خانواده ای بر دوش اوست و هر فردی میتواند از این لذت برخوردار باشد.

متن برای انسان ظالم

اگر قرار باشد خون را با خون شست دچار بدبختی میشویم ،ببخشیم اما فراموش نکنیم!

متن برای آدم های ظالم

شجاعت مترادف نترسیدن نیست،بلکه شجاعت به معنای غلبه بر ترس است .

متن برای انسان ظالم

براي آنکه مانع احساس عدم امنيت ديگران در اطرافمان باشيم ، خود را از انظار دور مي سازيم . اما اين کار ما را به جايي نمي رساند . ما متولد شده ايم که شکوه و عظمت خداوند را به نمايش در آوريم . چيزي که در درون ماست . نه در درون برخي از ما ، بلکه در درون تک تک ما . و زماني که به اين نور درونمان اجازه تابيدن مي دهيم ، ناآگاهانه به ديگران نيز اجازه چنين کاري را مي دهيم .

متن ظالم

عدل چِه‌بود، وضع اندر موضعش
ظلم چِه‌بود، وضع در ناموضعش

عدل چِه‌بود، آب ده اشجار را
ظلم چِه‌بود، آب دادن خار را
مولانا

متن ظالم

عدل کن، عدل که گفتند حکیمان جهان
مملکت بی‌مدد عدل نماند بر جای
ملک الشعرای بهار

متن برای حکومت ظالم

شاه را بِه بود از طاعت صد ساله و زهد
قدر یک ساعته عمری که در او داد کند
حافظ شیرازی

متن برای آدم ظالم

عدالت کن که در عدل آن‌چه یک ساعت به دست آید
میسَر نیست در هفتاد سال اهل عبادت را
صائب

متن ظالم

دل‌ها گرفته، آسمان ابریست
آسمان می‌نالد، می‌گیرد. دل‌ها را می‌بیند.
اما …. وای از این نامردمان، به ظاهر انسان، وای از این اشرف مخلوقات!
کیست که فریاد را دهد پاسخ؟؟
سعید حسین زاده

متن برای حکومت ظالم

آشیان من بیچاره اگر سوخت چه باک / فکر ویران شدن خانه صیاد کنید
شمع اگر کشته شد از یاد مدارید عجب / یاد پروانه هستی شده بر باد کنید
بیستون بر سر راه است مباد از شیرین / خبری گفته و غمگین دل فرهاد کنید
جور و بیداد کند عمر جوانان کوتاه / ای بزرگان وطن بهر خدا داد کنید
ملک الشعرای بهار

متن ظالم

به راستی؛ ای کاش جنون‌شان را حقیقت نام بود یا وفاداری و یا عدالت؛ اما دریغ که فضیلت‌شان در خدمت دراز زیستن و آسودگی نکبت‌بار است.
فریدریش نیچه (فیلسوف، شاعر و آهنگساز)

متن برای آدم های ظالم

زیانی که از بیان حقی متوجه من گردد، به مراتب مرا گوارا و دلپذیرتر است تا آن که پنهان کردن مطلبی، ضرری به حقی برساند.
لودویگ فان بتهوون (موسیقی دان)

متن ظالم معین

هیچ چیز ترسناک‌‌تر و شرم‌آورتر از این نیست كه چوپان برای پاس داشتن گله‌، سگ‌های بی‌تربیتی نگاه دارد كه به سبب نابسامانی یا گرسنگی یا هرزگی، آماده‌ی آزار گوسفندان باشند و به جای صفت سگ، صفت گرگ از خود نشان دهند.

افلاطون (فیلسوف)

متن برای آدم ظالم

بدی کردن خواه با دوست و خواه با دیگران، کار آدم دادگر نیست؛ بلکه کار شخص ستمگر است.
افلاطون (فیلسوف)

متن ظالم

باید انسان بودن، پاک بودن، مسئول بودن و در اندیشه سرنوشت دیگران بودن، وظیفه باشد.
بالاتر از آن صفت آدمی باشد، باز هم بالاتر، وجود آدمی باشد.
دکتر علی شریعتی

متن برای ظالمان

عدالت و قدرت باید در کنار یکدیگر باشند تا هر چیزی که عادلانه است قدرتمند باشد و هر چیزی که قدرتمند است، عادلانه باشد.
بلز پاسکال (ریاضی‌دان و فیزیکدان)

متن برای ظالمان

من طرح حقیقت هستم، مهم نیست چه کسی آن را می‌گوید. من طرف عدالت هستم، مهم نیست برای چه کسی یا علیه چه کسی است.
مالکوم ایکس (فعال سیاه پوستان)

متن برای ظالم

هیچ چیز در دنیا به اندازه بی‌عدالتی، به وضوح احساس و درک نمی‌شود.
چارلز دیکنز (نویسنده)

متن ظالم معین

جنگ چنان بی عدالتی است که همه آن هایی که آن را به راه می اندازند، می بایست صدای وجدان را در درون خود خفه کرده باشند.
لئو تولستوی (نویسنده)

متن ظالم

تا زمانی که توده مردم برای بهبود حال یکدیگر احساس مسئولیت نکنند، عدالت اجتماعی تحقق نمی یابد.
هلن کلر (نویسنده)

متن برای آدم های ظالم

انسانی که با اجتماع تکامل پیدا کرده باشد، از همه جانوران بهتر است و اگر بدون قانون و عدالت زندگی کند، خطرناک‌ترین جانور است.
ارسطو (فیلسوف)

متن برای ظالم

وقتی انسان ببری را بکشد، نامش را تمرین مردانگی می‌گذارند. ولی وقتی ببری انسان را بدرد، نام این کار را توحش و آدمخواری می‌نهند؛
تفاوت جنایت و عدالت هم در قاموس بشر از این بیشتر نیست.
جرج برنارد شاو (نمایش نامه‌نویس و منتقد ادبی)

متن برای پدر ظالم

عدالت قابل تربیت نیست. هر کاری که انجام دهیم، نتیجه آن را می‌بینیم و خطاهایی که از ما سر می‌زند، تازیانه‌ای را به وجود می‌آورد که با آن مجازات می‌شویم.
ویلیام شکسپیر (نمایشنامه‌نویس)

متن برای پدر ظالم

نام عدل هم نمی‌دانستند، اگر این بی‌عدالتی‌ها نمی‌بود.
هراکلیتوس(فیلسوف)

متن ظالم

اگر راستی را پیش آهنگ بپنداریم، قابل تصور نیست که کاروانی از ستم و تبهکاری در پی آن روان یابیم.
افلاطون (فیلسوف)

متن برای ظالمان

کامل‌ترین نوع بی‌عدالتی آن است که عادل به نظر برسیم، در حالی که عادل نیستیم.
افلاطون (فیلسوف)

متن برای ظالم

تا زمانی که توده مردم برای بهبود حال یکدیگر احساس مسئولیت نکنند، عدالت اجتماعی تحقق نمی‌یابد.
هلن کلر (نویسنده)

متن برای حکومت ظالم

فراموشی، در عین حال بی عدالتی مطلق و آسایش مطلق است.

میلان کوندرا

متن برای انسان ظالم

عدالت انتظار پاداش ندارد، بلکه خود عمل دارای زیبایی و سرور است.

موریس مترلینک

متن برای ظالم

وقتی انسان ببری را بکشد، نامش را تمرین مردانگی می گذارند. ولی وقتی ببری انسان را بدرد، نام این کار را توحش و آدمخواری می نهند؛ تفاوت جنایت و عدالت هم در قاموس بشر از این بیشتر نیست.

جرج برنارد شاو

متن برای آدم ظالم

باید آزادی را همراه عدالت انتخاب کرد؛ یکی بدون دیگری بی معناست. اگر کسی نان شما را بگیرد آزادی شما را هم گرفته است و اگر کسی آزادی شما را برباید مطمئن باشید که که نان شما نیز در معرض تهدید است.

آلبر کامو

متن ظالم معین

براستی؛ ای کاش جنون شان را حقیقت نام بود، یا وفاداری و یا عدالت؛ اما دریغ که فضیلت شان در خدمت دراز زیستن و آسودگی نکبت بار است.

فریدریش نیچه

متن برای حکومت ظالم

کامل ترین نوع بی عدالتی آن است که عادل به نظر برسیم، در حالی که عادل نیستیم.

افلاطون

متن برای حکومت ظالم

جنبش تساوی خواهی زنان موجب می گردد که زن از زنانه ترین غرایز خود دور شود.

فریدریش نیچه

متن برای انسان ظالم

انسانی که با اجتماع تکامل پیدا کرده باشد، از همه جانوران بهتر است و اگر بدون قانون و عدالت زندگی کند، خطرناکترین جانور است.

ارسطو

متن برای ظالمان

من اغلب نادانسته به همه چیز شک می کنم، اغلب در جست و جوی خط مستقیمی هستم که با هستی من برابری کند و آن را مستقیم در اندیشه و آرمانم درک کنم، فاصله های کمتر کوتاه میان دو نقطه.

فرناندو پسوآ

متن برای ظالمان

اجحاف نکردن و آسیب نرساندن به دیگران برای رسیدن به برابری، ریشه و بنیاد جامعه است، اما این خواست نفی زندگی است؛ چون زندگی بهره کشیدن از دیگران است که ناتوان ترند.

فریدریش نیچه

متن برای آدم ظالم

تا زمانی که توده مردم برای بهبود حال یکدیگر احساس مسئولیت نکنند، عدالت اجتماعی تحقق نمی یابد.

هلن کلر

متن برای حکومت ظالم

در جهان ذهن، ما ارواحی جدا از جسم و آزاد از قانون و عسرت و اضطراب هستیم. بنابراین در زمین مسرتی وجود ندارد که با آنچه ذهنی والا و پرثمر در لحظه ای فرخنده در خود می یابد برابری کند.

آرتور شوپنهاور

متن برای پدر ظالم

یک فرد هر چقدر هم که باهوش باشد، مشکل است که به تنهایی بتواند با تمام استعدادهای یک گروه کارآمد برابری کند.

آنتونی رابینز

متن برای آدم ظالم

از قمار دوری کن؛ زیرا قمار بازی کار شیطان، کودک حرص و آز، برادر بی عدالتی و بالاخره پدر فرومایگی است.

جرج واشنگتن

متن برای آدم های ظالم

جنگ چنان بی عدالتی ای است که همه ی آنهایی که آن را به راه می اندازند، می بایست صدای وجدان را در درون خود خفه کرده باشند.

لئو تولستوی

متن ظالم معین

چون مردم کمتر متوجه سعادت هستند، بدبختی ها بیشتر نمایان است. [ آنها ] ستم و ستمگری را عادی فرض می کنند و سعادت و عدالت را جزء اتفاقات می پندارند.

موریس مترلینک

متن برای انسان ظالم

اگر انسان، کسی را جز به عمد بکُشد، این خطا کوچکتر از آن است که او را در جستار زیبایی و نیکی و دادگری و قانون فریب دهد.

افلاطون

متن برای آدم های ظالم

عدل چِه‌بود، وضع اندر موضعش
ظلم چِه‌بود، وضع در ناموضعش

عدل چِه‌بود، آب ده اشجار را
ظلم چِه‌بود، آب دادن خار را
مولانا

متن برای ظالم

عدل کن، عدل که گفتند حکیمان جهان
مملکت بی‌مدد عدل نماند بر جای
ملک الشعرای بهار

متن برای انسان ظالم

شاه را بِه بود از طاعت صد ساله و زهد
قدر یک ساعته عمری که در او داد کند
حافظ شیرازی

متن برای ظالمان

عدالت کن که در عدل آن‌چه یک ساعت به دست آید
میسَر نیست در هفتاد سال اهل عبادت را
صائب

متن برای ظالمان

دل‌ها گرفته، آسمان ابریست
آسمان می‌نالد، می‌گیرد. دل‌ها را می‌بیند.
اما …. وای از این نامردمان، به ظاهر انسان، وای از این اشرف مخلوقات!
کیست که فریاد را دهد پاسخ؟؟
سعید حسین زاده

متن برای آدم های ظالم

آشیان من بیچاره اگر سوخت چه باک / فکر ویران شدن خانه صیاد کنید
شمع اگر کشته شد از یاد مدارید عجب / یاد پروانه هستی شده بر باد کنید
بیستون بر سر راه است مباد از شیرین / خبری گفته و غمگین دل فرهاد کنید
جور و بیداد کند عمر جوانان کوتاه / ای بزرگان وطن بهر خدا داد کنید
ملک الشعرای بهار

متن برای حکومت ظالم

به راستی؛ ای کاش جنون‌شان را حقیقت نام بود یا وفاداری و یا عدالت؛ اما دریغ که فضیلت‌شان در خدمت دراز زیستن و آسودگی نکبت‌بار است.
فریدریش نیچه (فیلسوف، شاعر و آهنگساز)

متن ظالم

زیانی که از بیان حقی متوجه من گردد، به مراتب مرا گوارا و دلپذیرتر است تا آن که پنهان کردن مطلبی، ضرری به حقی برساند.
لودویگ فان بتهوون (موسیقی دان)

متن برای انسان ظالم

هیچ چیز ترسناک‌‌تر و شرم‌آورتر از این نیست كه چوپان برای پاس داشتن گله‌، سگ‌های بی‌تربیتی نگاه دارد كه به سبب نابسامانی یا گرسنگی یا هرزگی، آماده‌ی آزار گوسفندان باشند و به جای صفت سگ، صفت گرگ از خود نشان دهند.

افلاطون (فیلسوف)

متن برای ظالم

بدی کردن خواه با دوست و خواه با دیگران، کار آدم دادگر نیست؛ بلکه کار شخص ستمگر است.
افلاطون (فیلسوف)

متن برای آدم ظالم

باید انسان بودن، پاک بودن، مسئول بودن و در اندیشه سرنوشت دیگران بودن، وظیفه باشد.
بالاتر از آن صفت آدمی باشد، باز هم بالاتر، وجود آدمی باشد.
دکتر علی شریعتی

متن برای انسان ظالم

عدالت و قدرت باید در کنار یکدیگر باشند تا هر چیزی که عادلانه است قدرتمند باشد و هر چیزی که قدرتمند است، عادلانه باشد.
بلز پاسکال (ریاضی‌دان و فیزیکدان)

متن برای حکومت ظالم

من طرح حقیقت هستم، مهم نیست چه کسی آن را می‌گوید. من طرف عدالت هستم، مهم نیست برای چه کسی یا علیه چه کسی است.
مالکوم ایکس (فعال سیاه پوستان)

متن برای پدر ظالم

هیچ چیز در دنیا به اندازه بی‌عدالتی، به وضوح احساس و درک نمی‌شود.
چارلز دیکنز (نویسنده)

متن برای انسان ظالم

جنگ چنان بی عدالتی است که همه آن هایی که آن را به راه می اندازند، می بایست صدای وجدان را در درون خود خفه کرده باشند.
لئو تولستوی (نویسنده)

متن برای ظالمان

تا زمانی که توده مردم برای بهبود حال یکدیگر احساس مسئولیت نکنند، عدالت اجتماعی تحقق نمی یابد.
هلن کلر (نویسنده)

متن ظالم

انسانی که با اجتماع تکامل پیدا کرده باشد، از همه جانوران بهتر است و اگر بدون قانون و عدالت زندگی کند، خطرناک‌ترین جانور است.
ارسطو (فیلسوف)

متن برای ظالم

وقتی انسان ببری را بکشد، نامش را تمرین مردانگی می‌گذارند. ولی وقتی ببری انسان را بدرد، نام این کار را توحش و آدمخواری می‌نهند؛
تفاوت جنایت و عدالت هم در قاموس بشر از این بیشتر نیست.
جرج برنارد شاو (نمایش نامه‌نویس و منتقد ادبی)

متن برای ظالم

عدالت قابل تربیت نیست. هر کاری که انجام دهیم، نتیجه آن را می‌بینیم و خطاهایی که از ما سر می‌زند، تازیانه‌ای را به وجود می‌آورد که با آن مجازات می‌شویم.
ویلیام شکسپیر (نمایشنامه‌نویس)

متن برای ظالم

نام عدل هم نمی‌دانستند، اگر این بی‌عدالتی‌ها نمی‌بود.
هراکلیتوس(فیلسوف)

متن برای ظالم

اگر راستی را پیش آهنگ بپنداریم، قابل تصور نیست که کاروانی از ستم و تبهکاری در پی آن روان یابیم.
افلاطون (فیلسوف)

متن برای آدم ظالم

کامل‌ترین نوع بی‌عدالتی آن است که عادل به نظر برسیم، در حالی که عادل نیستیم.
افلاطون (فیلسوف)

متن برای حکومت ظالم

تا زمانی که توده مردم برای بهبود حال یکدیگر احساس مسئولیت نکنند، عدالت اجتماعی تحقق نمی‌یابد.
هلن کلر (نویسنده)

متن برای حکومت ظالم

فراموشی، در عین حال بی عدالتی مطلق و آسایش مطلق است.

میلان کوندرا

متن برای آدم های ظالم

عدالت انتظار پاداش ندارد، بلکه خود عمل دارای زیبایی و سرور است.

موریس مترلینک

متن برای پدر ظالم

وقتی انسان ببری را بکشد، نامش را تمرین مردانگی می گذارند. ولی وقتی ببری انسان را بدرد، نام این کار را توحش و آدمخواری می نهند؛ تفاوت جنایت و عدالت هم در قاموس بشر از این بیشتر نیست.

جرج برنارد شاو

متن ظالم

باید آزادی را همراه عدالت انتخاب کرد؛ یکی بدون دیگری بی معناست. اگر کسی نان شما را بگیرد آزادی شما را هم گرفته است و اگر کسی آزادی شما را برباید مطمئن باشید که که نان شما نیز در معرض تهدید است.

آلبر کامو

متن برای آدم ظالم

براستی؛ ای کاش جنون شان را حقیقت نام بود، یا وفاداری و یا عدالت؛ اما دریغ که فضیلت شان در خدمت دراز زیستن و آسودگی نکبت بار است.

فریدریش نیچه

متن ظالم

کامل ترین نوع بی عدالتی آن است که عادل به نظر برسیم، در حالی که عادل نیستیم.

افلاطون

متن برای ظالم

جنبش تساوی خواهی زنان موجب می گردد که زن از زنانه ترین غرایز خود دور شود.

فریدریش نیچه

متن برای انسان ظالم

انسانی که با اجتماع تکامل پیدا کرده باشد، از همه جانوران بهتر است و اگر بدون قانون و عدالت زندگی کند، خطرناکترین جانور است.

ارسطو

متن برای انسان ظالم

من اغلب نادانسته به همه چیز شک می کنم، اغلب در جست و جوی خط مستقیمی هستم که با هستی من برابری کند و آن را مستقیم در اندیشه و آرمانم درک کنم، فاصله های کمتر کوتاه میان دو نقطه.

فرناندو پسوآ

متن برای حکومت ظالم

اجحاف نکردن و آسیب نرساندن به دیگران برای رسیدن به برابری، ریشه و بنیاد جامعه است، اما این خواست نفی زندگی است؛ چون زندگی بهره کشیدن از دیگران است که ناتوان ترند.

فریدریش نیچه

متن برای آدم ظالم

تا زمانی که توده مردم برای بهبود حال یکدیگر احساس مسئولیت نکنند، عدالت اجتماعی تحقق نمی یابد.

هلن کلر

متن برای انسان ظالم

در جهان ذهن، ما ارواحی جدا از جسم و آزاد از قانون و عسرت و اضطراب هستیم. بنابراین در زمین مسرتی وجود ندارد که با آنچه ذهنی والا و پرثمر در لحظه ای فرخنده در خود می یابد برابری کند.

آرتور شوپنهاور

متن برای آدم های ظالم

یک فرد هر چقدر هم که باهوش باشد، مشکل است که به تنهایی بتواند با تمام استعدادهای یک گروه کارآمد برابری کند.

آنتونی رابینز

متن ظالم معین

از قمار دوری کن؛ زیرا قمار بازی کار شیطان، کودک حرص و آز، برادر بی عدالتی و بالاخره پدر فرومایگی است.

جرج واشنگتن

متن ظالم معین

جنگ چنان بی عدالتی ای است که همه ی آنهایی که آن را به راه می اندازند، می بایست صدای وجدان را در درون خود خفه کرده باشند.

لئو تولستوی

متن برای ظالم

چون مردم کمتر متوجه سعادت هستند، بدبختی ها بیشتر نمایان است. [ آنها ] ستم و ستمگری را عادی فرض می کنند و سعادت و عدالت را جزء اتفاقات می پندارند.

موریس مترلینک

متن برای آدم ظالم

اگر انسان، کسی را جز به عمد بکُشد، این خطا کوچکتر از آن است که او را در جستار زیبایی و نیکی و دادگری و قانون فریب دهد.

افلاطون

متن برای پدر ظالم

رفیق خوب اونیه که در تمام لحظه های غم و شادی کنار تو باشه
حرفت رو بخونه قبل از اینکه خودت بخوای چیزی بگی
و حالت رو بهتر کنه فقط با بودن کنارت

متن برای حکومت ظالم

دوری دوستی های کوچکو از دل میبره
ولی به دوستی های بزرگ عظمت میده

متن برای ظالم

رفیق قدیمی مثلا طلا میمونه
روز به روز ارزش اش بیشتر میشه تو زندگیت

متن ظالم معین

تنها گنجی که جستجو کردن آن به زحمتش می ارزد دوست واقعیست و تو بهترین گنجی

متن برای آدم ظالم

ممکنه طول بکشه با کسی صمیمی بشی
ولی وقتی دیدی اون آدم یه شخصه خاص و با ارزشه
پس به سادگی از دستش نده

متن برای ظالمان

یاد ها فراموش نخواهد شد حتی به اجبار
و دوستی ها ماندنی اند حتی با سکوت

متن برای انسان ظالم

یه کفش همه وجودشو فدای کسی میکنه که پا تو دلش میذاره
کفشتم رفیق !

متن برای انسان ظالم

میدانی چیست رفیق ؟

عشق زیباست

دوست باید باشد

اما حال زندگی وقتی خوب میشود که

هوای خودت را داشته باشی …

متن ظالم

هر آن که جانب اهل خدا نگه دارد

خداش در همه حال از بلا نگه دارد

حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست

که آشنا سخن آشنا نگه دارد

متن برای حکومت ظالم

یه چیزایی رو نباس از دست داد
مثل رفیق واقعی

متن برای آدم ظالم

سلامتی رفیقی که اسم ما گوشه موبایلش خاک میخوره !

متن برای پدر ظالم

وقتی یه دوست خوب پیدا کردی تا آخر عمر فراموشش نمی کنی
حتی اگه ازت دور باشه

متن ظالم

همچنان چشم به چشمان تو دارم ای دوست
گوشه چشمی بنما بر دل زارم ای دوست
هر شبم نقش تو ماه شب چشمان منست
روزها در شب هجرت بشمارم ای دوست

متن برای انسان ظالم

دوستای خوب بهترین خاطره ها رو برای همدیگه می سازن
من قشنگ ترین خاطره ها را با تو دارم دوست خوبم

متن برای آدم ظالم

در این زمانه که شرط حیات نیرنگ است
دلم برای رفیقان با وفا تنگ است

متن برای آدم های ظالم

می گن دوست خوب نعمته
پس من برای داشتن دوستی مثل تو باید سپاسگذار باشم

متن برای آدم ظالم

ای دوست به خدا دوری تو دشوار است
بی تو از گردش ایام دلم بیزار است
بی تو ای مونس جان، دل ز غمت میسوزد
دل افسرده من طالب یک دیدار است

متن برای ظالمان

خیالم راحته که اگه زمستون هرچقدرم سرد باشه،
رفقایی مثل شما دارم که دمشون خیلی گرمه …

متن برای پدر ظالم

دیگه از زغال دلسوخته تر داریم ؟
زغالتم

متن برای حکومت ظالم

دوست از پشت بهت خنجر نمی زنه
کنارت و پا به پات می یاد حتی اگه تمام دنیا مقابلت ایستاده باشن

متن برای پدر ظالم

دوستی فصل قشنگیست پر از لاله سرخ
دوستی تلفیق شعور من و توست
دوستی رنگ قشنگیست به رنگ خدا
دوستی حس عجیبیست میان من و تو

متن برای ظالمان

اگه کسی رو پیدا کردی که بدون ترس تمام رازهاتو بهش بگی به اون می گن یه دوست خوب

متن برای حکومت ظالم

یه رفیق با معرفت، یه تکیه گاه همیشگیه تو غم و شادی

متن برای انسان ظالم

دوستی نشانی از عشق داره
کسی می تونه دوست تو باشه
که از صمیم قلب اون رو دوست داشته باشی

متن برای ظالمان

بی فروغ روی یاران زندگی تابنده نیست
دولت بی دوست در جهان پابنده نیست

متن برای آدم های ظالم

بهترین دوست تو شادی رو به تو هدیه می کنه و غم و اندوهت رو تسکین می ده

متن برای ظالم

نفس شروع زندگیست
عشق قسمتی از زندگیست
اما دوست خوب قلب زندگیست …

متن ظالم معین

رفیق خوب پزشک زندگیست تا آخر عمر مریضتم رفیق

متن برای آدم های ظالم

سلامتی هرچی خوبه که بدش ماییم
سلامتی هرچی بزرگه که کوچیکش ماییم
سلامتی هرچی رفیقه که اگه قابل بدونن خاک زیر پاش ماییم

متن ظالم

یاد یاران قدیم نروداز دلِ تنگ
چون هوای چمن از یاد اسیرانِ قفس

متن ظالم

دوست یعنی کسی که وقتی هست آروم باشی و وقتی که نیست
توی زندگیت یه چیزی رو کم احساس کنی

متن برای پدر ظالم

دوست یعنی وقت اضافه
یعنی تو همیشه براش عزیزی حتی توی وقت اضافه

متن ظالم معین

لوطی شماره کفشت رو بفرست بزنیم به پیشونیمون تا مه بدونن خاک پاتیم

متن برای پدر ظالم

من
از میان واژه های زلال
دوستی را برگزیده‌ام
آن‌ جا که
برف‌ های تنهایی
آب می‌ شوند
در صدای تابستانی یک دوست

متن برای آدم ظالم

چنان کاری دلت با قلب من کرد که موج زلزله با ارگ بم کرد

متن برای حکومت ظالم

معجزه ای وجود دارد که دوستی نامیده می شود و در میان دل اقامت دارد
شما نمی دانید که چگونه بوجود می آید و چگونه آغاز می شود
اما شادمانی که برایتان به ارمغان می آورد همیشه موهبتی خاص می بخشد
و شما متوجه می شوید که دوستی ارزشمندترین نعمت خداوند است !

متن برای آدم ظالم

دلم برات پر پر شده دوختمش (۰) حالا تنگ شده

متن برای ظالمان

دو چیز هیچ وقت از یاد آدما نمیره
دوستای خوب و روزهای خوب
یه چیز هم هیچ وقت از دل آدم نمیره
روزهای خوبی که با دوستای خوب گذشت

متن برای ظالمان

می خوام یه اتوبوس بسازم اتو دارم ولی بوس ندارم یه بوس می دی بسازمش .

متن ظالم

سلامتی اون رفیقـی که مجازیه
امــّــــا
یه جوری برات سنگ صبوره
که هیچکدوم از رفیقای واقــعیـت
به گرد پاش هم نمی رسن …!

متن برای حکومت ظالم

محبت مثل سکه ای است که اگه افتاد تو قلک دلت دیگه در نمیاد اگه بخوای درش بیاری باید دلت رو بشکنی .

متن برای حکومت ظالم

زغال اسفندتم رفیق
میسوزم تا چشم نخوری !

متن برای آدم های ظالم

خیلی حس قشنگیه
وقتی یه دوست فاب داشته باشی که همیشه حواسش بهت باشه
به یادت باشه، نگرانت بشه و دوست داشته باشه
مرسی که هستی دوست من

متن برای پدر ظالم

گل اگه خشک شود ساقه ی آن می ماند دوست اگر دور شود خاطره اش می ماند

متن برای پدر ظالم

هم چنان چشم به چشمان تو دارم ای دوست
گوشه چشمی بنما بر دل زارم ای دوست

متن ظالم معین

با تمـام مـداد رنگـی هـای دنـیا
بـه هـر زبـانی که بـدانی یـا نـدانی !
تنهـا یکــ جملـه برایـت خـواهـم نوشت :
دوستت دارم بهترین دوست دنیا

متن برای آدم های ظالم

اعتبار دوستی شما رو به پایان است لطفا برای اعتبار مجدد آن یک اس ام اس ارسال نمایید(دوست همراه )

متن برای پدر ظالم

سلامتی رفیق هایی که از پل نامردی رد نمیشن
ولی تو دریای مردانگی غرق میشن

متن برای آدم ظالم

پرسیدند : بهشت را خواهی یا دوست ؟ گفتم جهنم است بهشت بی دوست .

متن برای آدم های ظالم

شماره کفشتو بفرست تا بزنم رو پیشونیم تا همه ببینن ما خاک پاتیم رفیق!

متن برای آدم های ظالم

پرسید دوست رو چون دوستش داری بهش نیاز داری یا که چون بهش نیاز داری دوستش داری ؟
گفتم چون دارمش بی نیازم . . .

متن برای پدر ظالم

رفیق
باد باشی خاکتم
درخت باشی برگتم
چشمه باشی آبتم
هر جا باشی یادتم

متن برای انسان ظالم

عاقبت گر عمری باشد ماندگار / میگذارم این سخن را یادگار
مینویسم روی کوه بی ستون / زنده باد یاران خوب روزگار

متن برای انسان ظالم

نوشته های روی شن، مهمان اولین موج دریا هستند
اما حکاکی هاى روی سنگ، مهمان همیشگی تاریخند
و دوستان خوب حک شدگان روی قلبند و ماندگاران ابدی

متن ظالم معین

ما با نفس سلامت ای دوست
خوشیم
از گرمی هر کلامت ای دوست
خوشیم
هرچند که افتخار دیدارت نیست
با زنگ خوش پیامت ای دوست
خوشیم

متن برای پدر ظالم

رفیق ، معامله فسخ شد ؛ در قبال دنیا یک تار مویت را می خواستند ، ندادم . . .

متن ظالم معین

حکایت رفاقت حکایت سنگ های کنار ساحله …
اول یکی یکی جمع شون میکنی تو بغلت
بعدش یکی یکی پرت شون میکنی تو آب
اما بعضی وقت ها
یه سنگ قیمتی گیرت میاد
که هیچ وقت نمی تونی پرتش کنی …

متن برای ظالمان

زندگی با صدا شروع میشه ، بیصدا تموم میشه . . .
عشق با ترس شروع میشه ، با اشک تموم میشه . . .
دوستیه خوب ، هر جایی میتونه شروع بشه، اما هیچ جا تموم نمیشه !

متن ظالم معین

رسم رفاقـــــــــــت اینه که
با رفیـــــق پیر شــــــــــــى
نه اینکه وســـــــــــط راه از رفیـــــق سیر شـــــــــــــى

متن برای آدم ظالم

رفیق چهار حرفه اما اگه رفیقتو فراموش کنی خیلی حرفه . . .

متن برای حکومت ظالم

رفـاقت بار سنگینی ست !
کسی بـر دوش میگیرد که یک دنیا وفا و مرام دارد
به سلامتیه رفیق واقعی

متن ظالم معین

تنها گنجی که جستجو کردن آن به زحمتش می ارزد !
دوست واقعیست و تو بهترین گنجی

متن برای آدم ظالم

فراموش کردن رفیقان بی احترامی به قانون خاطره هاست
ارادت مرا هر روز در سر رسیدت تیک بزن . . .

متن برای حکومت ظالم

عاقبت گر عمری باشد ماندگار
میگذارم این سخن را یادگار
مینویسم روی کوه بی ستون
زنده باد یاران خوب روزگار

متن ظالم

توی دنیا
دوست های خوب محدودن
ولی دوستای خوب
دنیای نامحدودن
دلتنگ دوستای خوب و با معرفتم

متن برای آدم های ظالم

عشق + اهمیت = مادر
عشق + ترس = پدر
عشق + کمک = خواهر
عشق + دعوا = برادر
عشق + اهمیت + ترس + کمک + دعوا + زندگی = رفیق . . .

متن ظالم

اول صحت، دوم جمال، سوم مال و چهارم رفیق. این‌ها پله هاي نردبان سعادت هست

متن برای انسان ظالم

رفـاقت بار سنگینی ست !
کسی بـر دوش میگیرد که یک دنیا وفا و مرام دارد . . .

متن برای آدم های ظالم

برخی افراد میگن رفیق مانند لیمو شیرینه، بعد یه مدت تلخ میشه اما یکی نیست

به این برخی افراد بگه لیمو شیرین همۀ وقت} شیرینه تو چاقو به جیگرش نزنن تلخ نمیشه

متن برای ظالمان

می نویسم که بمونه روی قلبم این حقیقت / که به جز تو من ندارم یه رفیق با محبت

متن برای آدم ظالم

فکر می کردم که برام یه رفیق و همدمی تو کویر آرزو باران رحمتی به گمونم آخر عاشقای عالمی
بذار راحتت کنم فکر می‌کردم آدمی

متن برای آدم های ظالم

دلت آبی تر از دریا رفیقم
به کامت شادی دنیا رفیقم
الهی دائما چون گل بخندی
شب و روزت خوش و زیبا رفیقم . . .

متن برای آدم های ظالم

عشق + اهمیت = مادر
عشق + ترس = پدر
عشق + کمک = خواهر
عشق + دعوا = برادر
عشق + اهمیت + ترس + کمک + دعوا + زندگی = رفیق

متن برای انسان ظالم

ارزش رفیق آنقدهست که برایش پل عبورشوم حتی اگرنگاهش به زیرپایش نیفتد

متن برای آدم ظالم

مشترک گرامی !
تاریخ شارژ ارادت ما به شما تا وقتی نفس باقی است اعتباردارد !
” همراه آخر “

متن برای حکومت ظالم

همین که فهمید غم دارم آتش گرفت
به خودت نگیر رفیق
سیگارم را گفتم

متن برای پدر ظالم

یه رفیق مفید میشه که تحصیلات دانشگاهی نداشته باشه
یه رفیق مفید میشه که موتور و اتومبیل نداشته باشه
یه رفیق مفید میشه که پولدار نباشه و لباس هاي مارک نپوشه
اما یه رفیق مفید باید یه ذات مفید و یه قلب مهربون داشته باشه

متن ظالم معین

لحظه ای در گذر از خاطره ها
ناخودآگاه دلم یاد تو کرد
خنده آمد به لبم شاد شدم
گویی از قید غم آزاد شدم
هر کجا هستی دوست ، دست حق همراهت . . .

متن برای ظالمان

همه ي وقت رفیق پابرهنه ها باش چون هیچ ریگی به کفششان نیست

متن برای آدم های ظالم

داروها و دوستی ها هر دو مشکلات را حل میکنند !
با این تفاوت که دوستی ها هیچ وقت تاریخ انقضا ، بها و اندازه ندارند . . .

متن برای حکومت ظالم

افتخار نکن که به اندازه تار موهات رفیق داری
وقتی محتاجشون میشی میفهمی که ” کچلی

متن برای آدم ظالم

هر چیزی نو کردن‌ اش ذوق و افتخار دارد الّا رفیق که کهنه‌ اش بهتر…

چون آنچه به پای کهنه کردنِ رفاقت رفته را به هیچ قیمتِ دیگر نمی‌ توان خرید

تو اگر می‌ خواهی زرنگ بودن‌ ات را به رخ بکشی عزیزِ دلم به جایِ دور ریختن و نو کردن رفیق‌ ها و رفاقت‌ هات، کهنه‌ شان کن

متن برای ظالم

هی رفیق
ماندگار باش نه یادگار
من یادگاری چندان دارم

متن ظالم

عجزه ای وجود دارد که دوستی نامیده می شود و در میان دل اقامت دارد ؛ شما نمی دانید که چگونه بوجود می آید و چگونه آغاز می شود

اما شادمانی که برایتان به ارمغان می آورد همیشه موهبتی خاص می بخشد و شما متوجه می شوید که دوستی ارزشمندترین نعمت خداوند است !

متن ظالم

تا نگذری از جمع به فردی نرسی

تا نگذری از خویش به مردی نرسی

تا در ره دوست بی سر و پا نشوی

بی درد بمانی و به دردی نرسی

متن برای آدم ظالم

ب صدایت معتادشدم رفتی رفیق حالاهرروزخاطراتت راتزریق می کنم

متن ظالم

در زندگی هرکس باید یک نفر باشد

مرد و زن بودنش مهم نیست

فقط باید یک نفر باشد

یک آدم

یک دوست

یک همدم

یک رفیق

یک نفر که جویای حالت باشد

نگرانت باشد

تو را بهتر از خودت بشناسد

متن ظالم

هم چنان چشم به چشمان تو دارم ای دوست / گوشه چشمی بنما بر دل زارم ای دوست
هر شبم نقش تو ماه شب چشمان من است / روزها در شب هجرت بشمارم ای دوست

متن ظالم معین

زیر باران میروم تا کوی دوست

می روم با عشق تا هر جا که اوست

ای خوش آن روزی که دل در یاد اوست

وی خوش آن روزی که رخ رخسار اوست

متن برای آدم های ظالم

رفیق خوب اونیه که در تمام لحظه های غم و شادی کنار تو باشه
حرفت رو بخونه قبل از اینکه خودت بخوای چیزی بگی
و حالت رو بهتر کنه فقط با بودن کنارت

متن برای ظالم

دوری دوستی های کوچکو از دل میبره
ولی به دوستی های بزرگ عظمت میده

متن برای ظالمان

رفیق قدیمی مثلا طلا میمونه
روز به روز ارزش اش بیشتر میشه تو زندگیت

متن ظالم معین

تنها گنجی که جستجو کردن آن به زحمتش می ارزد دوست واقعیست و تو بهترین گنجی

متن ظالم معین

ممکنه طول بکشه با کسی صمیمی بشی
ولی وقتی دیدی اون آدم یه شخصه خاص و با ارزشه
پس به سادگی از دستش نده

متن برای آدم های ظالم

یاد ها فراموش نخواهد شد حتی به اجبار
و دوستی ها ماندنی اند حتی با سکوت

متن برای ظالمان

یه کفش همه وجودشو فدای کسی میکنه که پا تو دلش میذاره
کفشتم رفیق !

متن برای حکومت ظالم

میدانی چیست رفیق ؟

عشق زیباست

دوست باید باشد

اما حال زندگی وقتی خوب میشود که

هوای خودت را داشته باشی …

متن برای ظالمان

هر آن که جانب اهل خدا نگه دارد

خداش در همه حال از بلا نگه دارد

حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست

که آشنا سخن آشنا نگه دارد

متن برای ظالم

یه چیزایی رو نباس از دست داد
مثل رفیق واقعی

متن برای آدم های ظالم

سلامتی رفیقی که اسم ما گوشه موبایلش خاک میخوره !

متن برای ظالم

وقتی یه دوست خوب پیدا کردی تا آخر عمر فراموشش نمی کنی
حتی اگه ازت دور باشه

متن برای پدر ظالم

همچنان چشم به چشمان تو دارم ای دوست
گوشه چشمی بنما بر دل زارم ای دوست
هر شبم نقش تو ماه شب چشمان منست
روزها در شب هجرت بشمارم ای دوست

متن برای ظالمان

دوستای خوب بهترین خاطره ها رو برای همدیگه می سازن
من قشنگ ترین خاطره ها را با تو دارم دوست خوبم

متن برای آدم ظالم

در این زمانه که شرط حیات نیرنگ است
دلم برای رفیقان با وفا تنگ است

متن برای انسان ظالم

می گن دوست خوب نعمته
پس من برای داشتن دوستی مثل تو باید سپاسگذار باشم

متن برای پدر ظالم

ای دوست به خدا دوری تو دشوار است
بی تو از گردش ایام دلم بیزار است
بی تو ای مونس جان، دل ز غمت میسوزد
دل افسرده من طالب یک دیدار است

متن برای پدر ظالم

خیالم راحته که اگه زمستون هرچقدرم سرد باشه،
رفقایی مثل شما دارم که دمشون خیلی گرمه …

متن برای انسان ظالم

دیگه از زغال دلسوخته تر داریم ؟
زغالتم

متن برای حکومت ظالم

دوست از پشت بهت خنجر نمی زنه
کنارت و پا به پات می یاد حتی اگه تمام دنیا مقابلت ایستاده باشن

متن برای ظالم

دوستی فصل قشنگیست پر از لاله سرخ
دوستی تلفیق شعور من و توست
دوستی رنگ قشنگیست به رنگ خدا
دوستی حس عجیبیست میان من و تو

متن برای ظالم

اگه کسی رو پیدا کردی که بدون ترس تمام رازهاتو بهش بگی به اون می گن یه دوست خوب

متن برای انسان ظالم

یه رفیق با معرفت، یه تکیه گاه همیشگیه تو غم و شادی

متن برای پدر ظالم

دوستی نشانی از عشق داره
کسی می تونه دوست تو باشه
که از صمیم قلب اون رو دوست داشته باشی

متن برای آدم های ظالم

بی فروغ روی یاران زندگی تابنده نیست
دولت بی دوست در جهان پابنده نیست

متن برای آدم های ظالم

بهترین دوست تو شادی رو به تو هدیه می کنه و غم و اندوهت رو تسکین می ده

متن ظالم

نفس شروع زندگیست
عشق قسمتی از زندگیست
اما دوست خوب قلب زندگیست …

متن برای آدم های ظالم

رفیق خوب پزشک زندگیست تا آخر عمر مریضتم رفیق

متن برای حکومت ظالم

سلامتی هرچی خوبه که بدش ماییم
سلامتی هرچی بزرگه که کوچیکش ماییم
سلامتی هرچی رفیقه که اگه قابل بدونن خاک زیر پاش ماییم

متن برای انسان ظالم

یاد یاران قدیم نروداز دلِ تنگ
چون هوای چمن از یاد اسیرانِ قفس

متن برای انسان ظالم

دوست یعنی کسی که وقتی هست آروم باشی و وقتی که نیست
توی زندگیت یه چیزی رو کم احساس کنی

متن ظالم

دوست یعنی وقت اضافه
یعنی تو همیشه براش عزیزی حتی توی وقت اضافه

متن ظالم

لوطی شماره کفشت رو بفرست بزنیم به پیشونیمون تا مه بدونن خاک پاتیم

متن برای حکومت ظالم

من
از میان واژه های زلال
دوستی را برگزیده‌ام
آن‌ جا که
برف‌ های تنهایی
آب می‌ شوند
در صدای تابستانی یک دوست

متن برای آدم ظالم

چنان کاری دلت با قلب من کرد که موج زلزله با ارگ بم کرد

متن برای آدم ظالم

معجزه ای وجود دارد که دوستی نامیده می شود و در میان دل اقامت دارد
شما نمی دانید که چگونه بوجود می آید و چگونه آغاز می شود
اما شادمانی که برایتان به ارمغان می آورد همیشه موهبتی خاص می بخشد
و شما متوجه می شوید که دوستی ارزشمندترین نعمت خداوند است !

متن برای پدر ظالم

دلم برات پر پر شده دوختمش (۰) حالا تنگ شده

متن برای ظالمان

دو چیز هیچ وقت از یاد آدما نمیره
دوستای خوب و روزهای خوب
یه چیز هم هیچ وقت از دل آدم نمیره
روزهای خوبی که با دوستای خوب گذشت

متن برای ظالمان

می خوام یه اتوبوس بسازم اتو دارم ولی بوس ندارم یه بوس می دی بسازمش .

متن برای ظالم

سلامتی اون رفیقـی که مجازیه
امــّــــا
یه جوری برات سنگ صبوره
که هیچکدوم از رفیقای واقــعیـت
به گرد پاش هم نمی رسن …!

متن برای انسان ظالم

محبت مثل سکه ای است که اگه افتاد تو قلک دلت دیگه در نمیاد اگه بخوای درش بیاری باید دلت رو بشکنی .

متن برای ظالم

زغال اسفندتم رفیق
میسوزم تا چشم نخوری !

متن برای پدر ظالم

خیلی حس قشنگیه
وقتی یه دوست فاب داشته باشی که همیشه حواسش بهت باشه
به یادت باشه، نگرانت بشه و دوست داشته باشه
مرسی که هستی دوست من

متن برای پدر ظالم

گل اگه خشک شود ساقه ی آن می ماند دوست اگر دور شود خاطره اش می ماند

متن ظالم معین

هم چنان چشم به چشمان تو دارم ای دوست
گوشه چشمی بنما بر دل زارم ای دوست

متن برای ظالم

با تمـام مـداد رنگـی هـای دنـیا
بـه هـر زبـانی که بـدانی یـا نـدانی !
تنهـا یکــ جملـه برایـت خـواهـم نوشت :
دوستت دارم بهترین دوست دنیا

متن برای آدم ظالم

اعتبار دوستی شما رو به پایان است لطفا برای اعتبار مجدد آن یک اس ام اس ارسال نمایید(دوست همراه )

متن برای حکومت ظالم

سلامتی رفیق هایی که از پل نامردی رد نمیشن
ولی تو دریای مردانگی غرق میشن

متن برای آدم های ظالم

پرسیدند : بهشت را خواهی یا دوست ؟ گفتم جهنم است بهشت بی دوست .

متن برای ظالم

شماره کفشتو بفرست تا بزنم رو پیشونیم تا همه ببینن ما خاک پاتیم رفیق!

متن ظالم

پرسید دوست رو چون دوستش داری بهش نیاز داری یا که چون بهش نیاز داری دوستش داری ؟
گفتم چون دارمش بی نیازم . . .

متن برای ظالم

رفیق
باد باشی خاکتم
درخت باشی برگتم
چشمه باشی آبتم
هر جا باشی یادتم

متن ظالم

عاقبت گر عمری باشد ماندگار / میگذارم این سخن را یادگار
مینویسم روی کوه بی ستون / زنده باد یاران خوب روزگار

متن ظالم معین

نوشته های روی شن، مهمان اولین موج دریا هستند
اما حکاکی هاى روی سنگ، مهمان همیشگی تاریخند
و دوستان خوب حک شدگان روی قلبند و ماندگاران ابدی

متن ظالم معین

ما با نفس سلامت ای دوست
خوشیم
از گرمی هر کلامت ای دوست
خوشیم
هرچند که افتخار دیدارت نیست
با زنگ خوش پیامت ای دوست
خوشیم

متن برای ظالم

رفیق ، معامله فسخ شد ؛ در قبال دنیا یک تار مویت را می خواستند ، ندادم . . .

متن برای انسان ظالم

حکایت رفاقت حکایت سنگ های کنار ساحله …
اول یکی یکی جمع شون میکنی تو بغلت
بعدش یکی یکی پرت شون میکنی تو آب
اما بعضی وقت ها
یه سنگ قیمتی گیرت میاد
که هیچ وقت نمی تونی پرتش کنی …

متن برای آدم ظالم

زندگی با صدا شروع میشه ، بیصدا تموم میشه . . .
عشق با ترس شروع میشه ، با اشک تموم میشه . . .
دوستیه خوب ، هر جایی میتونه شروع بشه، اما هیچ جا تموم نمیشه !

متن برای ظالم

رسم رفاقـــــــــــت اینه که
با رفیـــــق پیر شــــــــــــى
نه اینکه وســـــــــــط راه از رفیـــــق سیر شـــــــــــــى

متن برای ظالم

رفیق چهار حرفه اما اگه رفیقتو فراموش کنی خیلی حرفه . . .

متن برای ظالم

رفـاقت بار سنگینی ست !
کسی بـر دوش میگیرد که یک دنیا وفا و مرام دارد
به سلامتیه رفیق واقعی

متن برای پدر ظالم

تنها گنجی که جستجو کردن آن به زحمتش می ارزد !
دوست واقعیست و تو بهترین گنجی

متن ظالم معین

فراموش کردن رفیقان بی احترامی به قانون خاطره هاست
ارادت مرا هر روز در سر رسیدت تیک بزن . . .

متن ظالم معین

عاقبت گر عمری باشد ماندگار
میگذارم این سخن را یادگار
مینویسم روی کوه بی ستون
زنده باد یاران خوب روزگار

متن برای ظالم

توی دنیا
دوست های خوب محدودن
ولی دوستای خوب
دنیای نامحدودن
دلتنگ دوستای خوب و با معرفتم

متن برای ظالمان

عشق + اهمیت = مادر
عشق + ترس = پدر
عشق + کمک = خواهر
عشق + دعوا = برادر
عشق + اهمیت + ترس + کمک + دعوا + زندگی = رفیق . . .

متن ظالم

اول صحت، دوم جمال، سوم مال و چهارم رفیق. این‌ها پله هاي نردبان سعادت هست

متن برای آدم ظالم

رفـاقت بار سنگینی ست !
کسی بـر دوش میگیرد که یک دنیا وفا و مرام دارد . . .

متن برای ظالم

برخی افراد میگن رفیق مانند لیمو شیرینه، بعد یه مدت تلخ میشه اما یکی نیست

به این برخی افراد بگه لیمو شیرین همۀ وقت} شیرینه تو چاقو به جیگرش نزنن تلخ نمیشه

متن برای آدم ظالم

می نویسم که بمونه روی قلبم این حقیقت / که به جز تو من ندارم یه رفیق با محبت

متن برای آدم ظالم

فکر می کردم که برام یه رفیق و همدمی تو کویر آرزو باران رحمتی به گمونم آخر عاشقای عالمی
بذار راحتت کنم فکر می‌کردم آدمی

متن برای آدم ظالم

دلت آبی تر از دریا رفیقم
به کامت شادی دنیا رفیقم
الهی دائما چون گل بخندی
شب و روزت خوش و زیبا رفیقم . . .

متن برای آدم های ظالم

عشق + اهمیت = مادر
عشق + ترس = پدر
عشق + کمک = خواهر
عشق + دعوا = برادر
عشق + اهمیت + ترس + کمک + دعوا + زندگی = رفیق

متن ظالم

ارزش رفیق آنقدهست که برایش پل عبورشوم حتی اگرنگاهش به زیرپایش نیفتد

متن برای حکومت ظالم

مشترک گرامی !
تاریخ شارژ ارادت ما به شما تا وقتی نفس باقی است اعتباردارد !
” همراه آخر “

متن برای آدم ظالم

همین که فهمید غم دارم آتش گرفت
به خودت نگیر رفیق
سیگارم را گفتم

متن ظالم معین

یه رفیق مفید میشه که تحصیلات دانشگاهی نداشته باشه
یه رفیق مفید میشه که موتور و اتومبیل نداشته باشه
یه رفیق مفید میشه که پولدار نباشه و لباس هاي مارک نپوشه
اما یه رفیق مفید باید یه ذات مفید و یه قلب مهربون داشته باشه

متن ظالم

لحظه ای در گذر از خاطره ها
ناخودآگاه دلم یاد تو کرد
خنده آمد به لبم شاد شدم
گویی از قید غم آزاد شدم
هر کجا هستی دوست ، دست حق همراهت . . .

متن برای ظالمان

همه ي وقت رفیق پابرهنه ها باش چون هیچ ریگی به کفششان نیست

متن برای ظالم

داروها و دوستی ها هر دو مشکلات را حل میکنند !
با این تفاوت که دوستی ها هیچ وقت تاریخ انقضا ، بها و اندازه ندارند . . .

متن برای آدم های ظالم

افتخار نکن که به اندازه تار موهات رفیق داری
وقتی محتاجشون میشی میفهمی که ” کچلی

متن برای پدر ظالم

هر چیزی نو کردن‌ اش ذوق و افتخار دارد الّا رفیق که کهنه‌ اش بهتر…

چون آنچه به پای کهنه کردنِ رفاقت رفته را به هیچ قیمتِ دیگر نمی‌ توان خرید

تو اگر می‌ خواهی زرنگ بودن‌ ات را به رخ بکشی عزیزِ دلم به جایِ دور ریختن و نو کردن رفیق‌ ها و رفاقت‌ هات، کهنه‌ شان کن

متن ظالم معین

هی رفیق
ماندگار باش نه یادگار
من یادگاری چندان دارم

متن برای آدم ظالم

عجزه ای وجود دارد که دوستی نامیده می شود و در میان دل اقامت دارد ؛ شما نمی دانید که چگونه بوجود می آید و چگونه آغاز می شود

اما شادمانی که برایتان به ارمغان می آورد همیشه موهبتی خاص می بخشد و شما متوجه می شوید که دوستی ارزشمندترین نعمت خداوند است !

متن برای پدر ظالم

تا نگذری از جمع به فردی نرسی

تا نگذری از خویش به مردی نرسی

تا در ره دوست بی سر و پا نشوی

بی درد بمانی و به دردی نرسی

متن برای ظالمان

ب صدایت معتادشدم رفتی رفیق حالاهرروزخاطراتت راتزریق می کنم

متن برای حکومت ظالم

در زندگی هرکس باید یک نفر باشد

مرد و زن بودنش مهم نیست

فقط باید یک نفر باشد

یک آدم

یک دوست

یک همدم

یک رفیق

یک نفر که جویای حالت باشد

نگرانت باشد

تو را بهتر از خودت بشناسد

متن برای ظالم

هم چنان چشم به چشمان تو دارم ای دوست / گوشه چشمی بنما بر دل زارم ای دوست
هر شبم نقش تو ماه شب چشمان من است / روزها در شب هجرت بشمارم ای دوست

متن برای حکومت ظالم

زیر باران میروم تا کوی دوست

می روم با عشق تا هر جا که اوست

ای خوش آن روزی که دل در یاد اوست

وی خوش آن روزی که رخ رخسار اوست

متن ظالم معین

ثانیه ها و دقیقه ها از پس هم میگذرند
بهار نزدیک است
لبخــــــــــند بزن
خدا نزدیک است

پنجره های کوچک خانه ام را روبه دنیایی بزرگ میگشایم
میدانم..میدانم
چقدر تنفس شیرین است

سلامت میکنم
او نزدیکی
لبخند میزنم
تو کنار منی

تو بهار منی
تو خدای منی

متن برای پدر ظالم

هیچوقت دلخوشی ڪسی رو ازش نگیرین
این دلخوشی میتونه:
یه سلام
یه احوالپرسی
یه حواسم بهت هست …
یه صدای گرم و دوستانه
و یه حس خوب باشه …
دوستی ها رو دست ڪم نگیرین …
همین …
بچه ها شوخی شوخی به گنجشک ها سنگ میزنن …
ولی گنجشک ها جدی جدی میمیرن … !
آدما شوخی شوخی به هم زخم زبون میزنن …
ولی دلها جدی جدی  می شڪنند….

متن برای آدم ظالم

هیچ اندیشه‌ ای زشت نیست ؛
اندیشه‌ ای که اجبار شود زشت می‌ شود
هیچ فردی زشت نیست ؛
فردی که زیبا نیندیشد زشت می‌ شود
انسان‌ ها همه با محبت‌ اند ؛
انسانی که اراده‌ اش را تحمیل می‌ کند ، ظالم است
انسان‌ ها همه عاشقند ؛
انسانی که نیاموخته عشق بورزد ، بی‌تفاوت است
انسان‌ ها همه شادند ؛
انسانی که نیاموخته شادی را لمس کند ، افسرده و غمگین است
“” از امروز زیبا ببینیم “”

متن برای پدر ظالم

هر چقدر هم که گذشته‌تان آلوده بوده باشد،
آینده‌تان هنوز حتی یک لکه هم ندارد.
زندگی هر روزتان را با تکه شکسته های دیروزتان شروع نکنید.!!!
به عقب نگاه نکنید مگر اینکه چشم‌اندازی زیبا باشد.
هر روز یک شروع تازه است.
هر صبح که از خواب بیدار می‌شویم،
اولین روز از باقی عمرمان است.
یکی از بهترین راه‌ها برای گذشتن از
مشکلات گذشته این است….
که همه توجه و تمرکزتان را روی کاری جمع کنید
که از خودتان در آینده برایش متشکر خواهید بود!!!

متن برای حکومت ظالم

شکست ها و نگرانی هایت را رها کن،

خاطراتت را،

نمیگویم دور بریز،اما قاب نکن به دیوار

دلت…

در جاده ی زندگی، نگاهت که به عقب

باشد؛

زمین می خوری…

زخم بر می داری…

و درد می کشی…

نه از بی مهری کسی دلگیر شو …

نه به محبت کسی بیش از حد دلگرم…

به خاطر آنچه که از تو گرفته شده،

دلسرد مباش، تو چه می دانی؟

شاید … روزی … ساعتی … آرزوی

نداشتنش را می کردی…

تنها اعتماد کن و خود را به او بسپار …

هیچ کس آنقدر قوی نیست که ساعتها

بر عکس نفس بکشد …

در آینده لبخند بزن…

این همان جایی است که باید باشی!

هیج کس تو نخواهد شد

آرامش سهم توست …

متن ظالم

انسان های هم فرکانس همدیگر را پیدا می کنند..
حتی از فاصله های دور…
از انتهای افق‌های دور و نزدیک.. انگار. جایی نوشته بود که اینها باید  در یک مدار باشند.. یک روزی .. یک جایی است  که باید با هم ، برخورد کنند… آنوقت…
میشوند همدم، میشوند دوست، میشوند رفیق..
اصلا میشوند هم شکل… مهرشان آکنده از همه ….
حرفهایشان میشود آرامش…
خنده شان، کلامشان می نشیند روی طاقچه دلتان.. نباشند دلتنگشان میشوی..
هی همدیگر را مرور می کنند..
از هم خاطره می سازند….
مدام گوش بزنگ کلمات و ایده ها هستند.. و یادمان  باشد..
حضور هیچکس اتفاقی نیست.

متن برای ظالمان

نمي دانــم

چــرا بيــن ايــن همــه ادم

پــيــله کــرده امــ

بــه تــو

شــايد فــقط با تــو
پــروانــه مي شـــوم
ســنـگـيــنــي گـفــتــه هــايــم
بــه سـنــگـيــنـي گــوش هــايـتــ دَر . . .!

متن برای آدم های ظالم

هرگاه از دست کسی خشمگین و یا ناراحت شدید
این قوانین فردی شماست که ناراحتتان کرده است
نه رفتار طرف مقابل . . .

متن برای حکومت ظالم

باید راهی یافت، برایِ زندگی را زندگی کردن،

نه فقط زندگی را گُذَراندَن ..

باید راهی یافت،

برایِ صبح ها با اُمید چشم گُشودَن،

برایِ شب ها با آرامشِ خیال خوابیدن..

اینطور که نمیشود،

نمیشود که زندگی را فقط گذراند ،

نمیشود که تمام شدنِ فصلی و رسیدنِ فصلی جدید را فقط خُنَکایِ ناگهانیِ هوا یادَت بیاورد،

نمیشود تا نوکِ دماغَت یخ نکرده حواسَت به رسیدنِ پاییز نباشد..

اینطور پیش بِرَوی یک آن چَشم باز میکنی

خودَت را میانِ خزانِ زردِ زندگی ات میابی ،

و یادت هم نمی آید چطور گذَرانده ای مسیرِ بهاری و سبزِ زندگی ات را..

اصلا خدا را هم خوش نمی آید،

راهَت داده به دنیایَش که نقشَت را ایفا کنی،

یک روز خوبُ حتی یک روز بد ،

یک روز شیرینُ حتی یک روز تلخ ،

یک روز آرامُ حتی یک روز پُرهیاهو ،

وظیفه ی تو زندگی را با تمام و کمالَش زندگی کردن است،

با تمامِ سِکانس هایِ تلخ و شیرینَش..

نمیشود که همه اش خسته باشی

و سَرِ سکانس هایِ تلخ بهانه بیاوری و گوشه ای به قهر کِز کنی و بازی نکنی ..

حق داری که خستگی ات را در کنی،

اما حق نداری که دیگر مسیر را ادامه ندهی ..

اینطور که نمیشود،

تا دیر نشده باید راهی پیدا کرد،

باید زندگی را زندگی کرد ..

متن ظالم معین

آب در هاون کوبیدن است اینکه من شعر بنویسم

و تو فال قهوه بگیری

وقتی؛ آخر همه شعرهای من تو می آیی؛

و ته همه ی فنجان های تو من میروم !!

متن برای ظالم

سر بر شانه خدا بگذار تا قصه عشق را چنان زیبا بخواند
که نه از دوزخ بترسی و نه از بهشت به رقص درآیی
قصه عشق “انسان” بودن ماست . . .

متن برای آدم ظالم

هیچ روز خوبی در راه نیست
روز خوب که در نمیزنه بیاد داخل!
روز خوب که سر برج نیست خود بخود البته گاهی باناز وکرشمه بیاد!
قبض آب وبرق و…. نیست که وقت وبیوقت وقتی خسته ازسرکاربرمیگردی از شکاف در آویزون باشه!
روز خوب راباید ساخت
باید نوازشش کرد
باید آراست وپیراست
باید به گیسوهاش گلهای وحشی صحرایی زد
باید عطر دلخواهش رو خرید
گل دلخواهش رو روی میز گذاشت
شعر دلخواهش رو سرود
باید نازش را کشید
برویش خندید
روزخوب را باید خلق کرد
وبعد در آغوش آرام یک روز خوب لذت دنیارا چشید….

متن ظالم

از هیچ وضعیتی ناراحت نباشید تا وزن و سنگینی خودش را از دست بدهد.
وقتی به اندیشه های منفی توجه می کنیم، به آنها پروبال می دهیم.
بی اعتنا به ظاهر امور، جوری وانمود کنید که انگار همه چیز دارد به نحوی جادویی مطابق میل شما پیش می رود!
همه ی اندیشه های مربوط به ترس، شکست، نفرت، و بدخواهی مانند علف های هرز یک باغ هستند که باغبان آنها را نکاشته و نمی خواهد.
پس همه هدف خود را با دیدی مثبت ، روی نتجه نهایی متمرکز کنیم .

متن برای پدر ظالم

نیمی از زندگی مان

میشود صرفِ اینکه به آدمهای دیگر ثابت کنیم،

ما چقدر خوشبختیم…

به آدمهایی که شاید خوشبختی برایشان تعریفِ دیگری دارد

حتی اگر واقعاً هم خوشبخت باشیم،

اما همین خودنمایی،

ما را تبدیل میکند به بدبخت ترین آدمِ روی زمین!

غذایی اگر جلویمان میگذارند،

قبل از لذت بردن از غذا،

ترجیح میدهیم آن را به رخِ دیگران بکشیم…

سفری اگر میرویم،

ترجیحمان این است که بگوییم،

ما آمدیم به بهترین نقطه ی روی زمین،تو

بمان همان جهنم همیشگی…

واردِ رابطه اگر میشویم،عالم و آدم را با خبر میکنیم،

که ببینید چقدر خاطرِ من را میخواهد،

تو اما بمان در همان پیله ی تنهایی ات…

ما لذت بردن را پاک فراموش کرده ایم

مسیری را میرویم که خطِ پایان ندارد،

فقط میرویم که از بقیه جا نمانیم!

متن ظالم معین

تا به حال به آدم هایی که در زندگی تو هستند دقت کرده ای ؟
یادت باشه حضور هیچ کس در زندگی تو بی دلیل نیست !
آدم هایی که با آن ها روبه رو می شوی آیینه ای هستند برای تو….
اگر می خواهی خود را بشناسی
و از حال و هوای درونت با خبر شوید ببین چه کسانی در زندگی ات حضور دارند !
دریافتی ما از هستی ، تنها پول نیست
آدم هایی که به زندگی مان وارد می شوند نیز ،
روزی ما هستند!

متن برای حکومت ظالم

یک روزی هست که خدا چرتکه دستش می گیرد

 و حساب و کتاب می کند

 و آن روز تو باید تاوان آنچه با من کردی را بدهی

 فقط

 نمی دانم

 تاوان دادن آن موقع تو

 به چه درد من می خورد ….؟

متن برای حکومت ظالم

هر چه کمتر شود فروغ حیات

رنج را جانگدازتر بینی

سوی مغرب چو رو کند خورشید

سایه ها را درازتر بینی . . .

(رهی معیری)

متن ظالم معین

اگر بتونى هميشه وبطور مداوم رو به آينده گام كوچك بردارى

روزى ميرسه كه به روياهات برسى ……!

متن ظالم

به سه چيز هرگز نميرسيد :

بستن دهان مردم

جبران همه ى شكست ها

رسيدن به همه آرزوها

سه چيز حتما به تو ميرسد :

مرگ

نتيجه عملت

رزق و روزى

متن ظالم

زندگی شیرین است
مثل شیرینی یک روز قشنگ
زندگی زیبایی است
مثل زیبایی یک غنچه ی باز
زندگی تک تک این ساعت هاست
زندگی چرخش این عقربه هاست

متن برای ظالمان

اگه بخوایم صبر کنیم
تا آماده باشیم
بعد شروع کنیم بایدکل زندگیمون
رو به صبر کردن بگذرونیم
شروع کنید! با هر چیزى که دارین
از هر جایى که هستین ،
هر چقدر که میتونید،
اما شروع کنید

متن برای آدم های ظالم

بعضی از مردم اصرار دارند
که خود را به دیگران بشناسانند
و ثروت خود را به رخ آنها بکشند.
اما
این نوع آدمها
در درون خود زجر می کشند
زیرا
شادی آنها وابسته به  تفکر دیگران است.
“مهم بودن”
را فراموش کنید تا آرامش نصیب تان شود.
هر چه کمتر نیازمند تحسین دیگران باشید،
بیشتر تحسین می شوید.

متن برای پدر ظالم

مواظب همدیگه باشیم !
از یه جایی بــه بعد دیگه بزرگ نمیشیم؛ پیر میشیم !
از یه جایی بــه بعد دیگه خسته نمیشیم؛ می بُرّیم  !
از یه جایی بــه بعد دیگه تکراری نیستیم؛ زیادی هستیم !
پس قدر خودمون ، خانواده مون ،
دوستانمونو، زندگیمونو
و کلا حضور خوشرنگ مون رو تو صفحهء دفتر وجود بدونیم…
محبت تجارت پایاپای نیست
چرتکه نیندازیم که من چه کردم و تو در مقابل چه کردی!
بیشمار محبت کنیم.
حتی اگر به هردلیلی کفه ترازوی دیگران سبک تر بود

متن برای ظالمان

به بزرگی آرزویت نیندیش

به بزرگیکسی بیندیش که میخواهد آرزویت رابرآورده کند

براى برآورده شدن آرزو هایتان خدا رابرای شما آرزو يكنم

متن برای پدر ظالم

دل آدم،گاهی گرم می شود چه ساده،به یک دلخوشی کوچک…

به یک احوالپرسی ساده…

به یک دلداری کوتاه..به یک “تکان سر”یعنی تو را می فهمم…

به یک گوش دادن خالی بدون داوری!

به یک همراهی شدن کوچک…به  حتی  یک همراهی کوتاه ممتد..

به یک پرسش “روزگارت چگونه است؟”..

به یک دعوت کوچک به صرف یک فنجان قهوه..

به یک وقت گذاشتن برای تو…به شنیدن یک”من کنارت هستم”…

به یک هدیه ی بی مناسبت…به یک غافلگیری..به یک خوشحال کردن کوچک..

به یک شاخه ی گل…

دل آدم گاهی چه شاد است…به یک فهمیده شدن درست….!

به یک لبخند..به یک سلام..

به یک تعریف.. به یک تایید.. به یک تبریک…

و ما چه بی رحمانه این دلخوشی های کوچک و ساده را ازهم دریغ می کنیم و تمام محبت و دوست داشتنهایمان را گذاشته ایم کنار، تا به یک باره آنها را از پس مرگ نثار هم کنیم …چه بی رحمانه…

متن برای ظالمان

ما هرکسی را طوری می کُشیم،
بعضی ها را با گلوله
بعضى ها را با حرف
وبعضی هارا باکارهایی که کرده ایم
و بعضی هارا باکارهایی که تابه امروز
برای آنهانکرده ایم…!

متن برای ظالمان

گاهى لازم است به ذهنتان آرامش بدهيد
و به كارهايى كه به شما حس مثبت بودن وخوبى ميدهند فكر كنيد

متن برای آدم ظالم

به پایان فکر نکن

اندیشیدن به پایان هر چیز شیرینی حضورش را تلخ می کند

بگذار پایان تو را غافلگیر کند

درست … مثل آغاز

متن برای ظالم

اگر از پایان گرفتن غم هایت نا امید شده ای

به خاطر بیاور زیباترین صبحی که تا به حال تجربه کرده ای را

مدیون صبرت در برابر سیاه ترین شبی هستی

که هیچ دلیلی برای تمام شدن آن نمی دیدی …

متن برای ظالم

با همه‌ی بی سر و سامانی‌ام
باز به دنبال پریشانی‌ام
طاقت فرسودگی‌ام هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنی‌ام
آمده‌ام بلکه نگاهم کنی
عاشق آن لحظه‌ی طوفانی‌ام
دلخوش گرمای کسی نیستم
آمده‌ام تا تو بسوزانی‌ام
آمده‌ام با عطش سال‌ها
تا تو کمی عشق بنوشانی‌ام
ماهی برگشته ز دریا شدم
تا تو بگیری و بمیرانی‌ام
خوب‌ترین حادثه می‌دانمت
خوب‌ترین حادثه می‌دانی‌ام؟
حرف بزن ابر مرا باز کن
دیر زمانی است که بارانی‌ام
حرف بزن، حرف بزن، سال‌هاست
تشنه‌ی یک صحبت طولانی‌ام
ها به کجا میکشی‌ام خوب من؟
ها نکشانی به پشیمانی‌ام!

متن برای پدر ظالم

یه سفره ی ساده نه آب پرتقال و نه نوشیدنی های بالا شهری که چایی خودمون ؛

رنگارنگی سفره مهم نیست ،

مهم چندنفری هستن که دورش نشستن ، پر از عشق ، پر از محبت …

چایی تلخ رو که با عشق دم کنی ، شیرین ترین نوشیدنی دنیا میشه حتی بدون قند !

متن برای انسان ظالم

صبور باش چيزهاى خوب زمان ميبرد امپراطوری ها يك روزه ساخته نميشوند

متن برای پدر ظالم

گفت جبران میکنم…………

گفتم کدام را؟

عمر رفته را؟

دل مرده اما تپیده را؟

حالا من هیچ.. جواب این تارهای سفید مو را میدهی؟

نگاهی به سرم کرد و گفت چه پیر شده ای..؟

گفتم جبران میکنی..؟

گفت.. کدامش را؟…….

متن برای انسان ظالم

تو چه گفتی سهراب؟

قایقی خواهم ساخت …

با کدوم عمر دراز؟

نوح اگر کشتی ساخت، عمر خود را گذراند

با تبر روز و شبش، بر درختان افتاد

سالیان طول کشید، عاقبت اما ساخت

پس بگو ای سهراب … شعر نو خواهم ساخت

بیخیال قایق ….

یا که میگفتی ….

تا شقایق هست زندگی باید کرد؟

این سخن یعنی چه؟

با شقایق باشی…. زندگی خواهی کرد

ورنه این شعرو سخن

یک خیال پوچ است

پس اگر میگفتی …

تا شقایق هست، حسرتی باید خورد

جمله زیباتر میشد

تو ببخشم سهراب …

که اگر در شعرت، نکته ای آوردم، انتقادی کردم

بخدا دلگیرم، از تمام دنیا، از خیال و رویا

بخدا دلگیرم، بخدا من سیرم، نوجوانی پیرم

زندگی رویا نیست

زندگی پردرد است

زندگی نامرد است!

متن برای آدم های ظالم

احساس خوبی دارم

همه چیز درست می‌ شود

تو خواهی آمد

و دهان تاریک باد را خواهی دوخت

آمدن تو یعنی

پایان رنج‌ ها و تیره‌روزی‌ ها

آمدن تو، یعنی آغاز روزی نو

متن برای آدم ظالم

باز کن پنجره ها را، که نسیم

روز میلاد اقاقی ها را

جشن می گیرد،

و بهار،

روی هر شاخه، کنار هر برگ،

شمع روشن کرده است.

همه ی چلچله ها برگشتند،

و طراوت را فریاد زدند.

متن برای آدم ظالم

وقتی گیلاس با بند باریکش به درخت متصل است

همه عوامل در جهت رشدش در تلاشند..

باد باعث طراوتش میشود

آب باعث رشدش میشود

و آفتاب پختگی و کمال میبخشد

اما …

به محض پاره شدن آن بند و جدا شدن از درخت،

آب باعث گندیدگی

باد باعث پلاسیدگی

و آفتاب باعث پوسیدگی و ازبین رفتن طراوتش میشود..

بنده بودن یعنی همین، یعنی بند به خدا بودن، که اگر این بند پاره شد، دیگر همه عوامل در نابودی ما مؤثر خواهد بود.

پول، قدرت، شهرت، زیبایی… تا بند به خداییم برای رشد ما، مفید و بسیار هم خوب است اما به محض جدا شدن بند

بندگی، همه آن عوامل باعث تباهی و فساد ما می شود.

متن برای ظالم

دوباره سیب بچین آدم….

من خسته ام….

بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند……

متن برای آدم های ظالم

اگـه وجــود خـــــــدا ﺑـــــــــــاورت بــشــه

خـــــــــــــــدا یــه نـــقــــــطــه میندازه زیــر بــاورت …

مـــیـــشــه : ﻳــــــــــــــــﺎﻭﺭﺕ …

بهمین راحتی

متن ظالم

از دوست جدید رازت را پنهان کن

از دشمن قدیمی که طرح دوستی

دوباره با تو ریخته خنجرت را …

چون اولی “باورت” را نشانه می گیرد

دومی “قلبت” را

متن برای آدم ظالم

از آدم ها بُت نسازید ………!

این خیانت است ………….!

هم به خودتان ……….. هم به خودشان ………..!

خدایی می شوند که خدایی کردن نمیدانند………!

و شما در آخر می شوید سرتا پا کافرِ خدای خود ساخته ………….

متن برای حکومت ظالم

در هیاهوی زندگی دریافتم ؛
چه بسیار دویدن ها
که فقط پاهایم را از من گرفت
در حالی که گویی ایستاده بودم ،
چه بسیار غصه ها
که فقط باعث سپیدی موهایم شد
در حالی که قصه ای کودکانه بیش نبود ،
دریافتم
کسی هست که اگر بخواهد “می شود”
و اگر نخواهند “نمی شود”
به همین سادگی …

کاش نه میدویدم و نه غصه می خوردم
فقط او را می خواندم و بس       …

متن ظالم معین

بی ارزشترین نوعِ افتخار،
افتخار به داشتن ویژگی هایی است که خود
انسان در داشتنشان هیچ نقشی ندارد
مثلِ چهره، قد، رنگ چشم، ملیت، ثروت خانوادگی و خیلی چیزهای دیگر.
از چیزایی که خودتان به دست آورده اید حرف بزنید..
مثل:انسانیت، مهربانی، گذشت، صداقت و..
آدمی را آدمیت لازم است
عود را گر بو نباشد هیزم است…

متن برای آدم های ظالم

هر باخت مقدمه اى براى پيروزيه

بعدها ميفهمى كه آدم هيچوقت

از بردن چيزى ياد نميگيره

متن ظالم

همه ی شهر مهیاست مبادا که تو را…

آتش معرکه بالاست مبادا که تو را…

این جماعت همه گرگ اند مبادا که تو را…

پی یک شا م بزرگ اند مبادا که تو را…

دانه و دام زیادست مبادا که تو را…

مرد بدنام زیادست مبادا که تو را…

پشت دیوار نشستند مبادا که تو را…

نانجیبان همه هستند مبادا که تو را…

تا مبادا که تو را باز مبادا که تو را……..

پرده بر پنجره انداز مبادا که تو را…

دل به دریا زده ای ؛این پهنه سراب  است نرو…

برف و کولاک زده راه خراب است نرو …

بی تو من با بدن لخت خیابان چه کنم …

با غم انگیز ترین حالت تهران چه کنم…

بی تو پتیاره پاییز مرا می شکند…

این شب وسوسه انگیز مرا می شکند…

بی تو بی کار و کسم, وسعت پشتم خالی است…

گل تو باشی من مفلوک دو مشتم خالی است…

بی تو تقویم پر از جمله ی بی حوصله هاست…

وجهان مادر آبستن خط فاصله هاست….

متن برای پدر ظالم

مهربان و ملایم باش،

اجازه نده دنیا تو را زمخت و خشن نماید…

به درد و رنج اجازه نده تو را بیزار نماید…

به تلخی ها اجازه نده، شیرینی زندگیت را، از تو بربایند

متن ظالم معین

مصریان باستان اعتقاد داشتند

که پس از مرگ

از آنها تنها دو سوال پرسیده

می شود :

آیا شادی را یافتی ؟

آیا شادی را آفریدی ؟

متن برای آدم ظالم

یادش بخیر…بچه که بودیم دل دردهایمان را به یک زبان می گفتیم همه می فهمیدند،بزرگ که شدیم درد دل ها را به صد زبان می گوییم کسی نمی فهمد…

دلتنگ کودکیم.. یادش بخیر..قهر می کردیم تا قیامت..و لحظه ی بعد قیامت می شد…
اما نه..کاش همیشه کودک می ماندیم تا به جای دلهایمان،سر زانوهایمان زخمی می شد..
براستی کاش همچون کودکی تنها غصه یمان شکستن نوک مدادمان بود..
دل بسته به سکه های قلک بودیم…دنبال بهانه های کوچک بودیم…رویای بزرگ تر شدن خوب نبود…ای کاش تمام عمر کودک بودیم..

و کاش در کودکی می ماندیم …آنجا که تنها تلخی زندگیمان،شربت تبمان بود…..

تازه دارم حکمت بازی های کودکی را می فهمم….زووووووووووووووو تمرین این روزهای نفسگیر بود……

و اما امروز …..پشت کدامین مغازه پا بکوبیم که برایمان آرامش بخرند….؟؟؟؟!

متن برای آدم های ظالم

یک استکان بوسه داغ

یه بشقاب بزرگ عشق بی پیرایه

یک پیاله گل سرخ

یک کف دست نان صداقت

از شکر خودت هم کمی بریز تا شیرین شود

این صبحانه عشق است با تو خوردن صفا دارد …

متن برای ظالم

در بعضی طوفانهای زندگی، کم کم یاد میگیری که:
نباید توقعی داشته باشی مگر از خودت.
متوجه میشوی, بعضی را هرچند نزدیک، اما نباید باور کرد،
متوجه میشوی روی بعضی هر چند صمیمی، اما نباید حساب کرد،
میفهمی بعضی را هر چند آشنا، اما نمیتوان شناخت،
و این اصلاً تلخ نیست، شکست نیست،
آگاه شدن نام دارد.ممکن است در حین آگاه شدن درد بکشی، این آگاهی دردناک است…
اما تلخ هرگز!!!

متن برای آدم ظالم

سکوت نکن …

زمزمه کن گاهی !

قدم بزن در کوچه های زندگی …

و گاهی آرام پرواز کن …

این آبی بیکران مال تو نباشد …

مال کیست ؟

زندگی زیباست!

متن برای پدر ظالم

گاهــی آدمـ دلــــشـــ مـیــخواهــد 

کـفـــش هـاشـ را دربـیـــاورد 

یــواشکیـ نوکـــ پـــا , نـوکــ پــا 

از خـودشــ دور شــود 

دور دور دور ……..

متن ظالم

قلمت را بردار بنویس از همه ی خوبی ها

زندگی، عشق، امید

و هر آن چه برروی زمین زیباست

گل مریم

گل رز

روی کاغذ بنویس :

زندگی با همه تلخی هایش، زیباست

متن برای ظالمان

بهترین جفت درجهان خنده و گریه است

آنها هیچگاه یکدیگررا همزمان ملاقات نمیکنند

ولی

اگر آن دویکدیگر راملاقات کردند

آن لحظه بهترین لحظه زندگی شماست

آرزو می‌ کنم امروز بهترین جفت اتفاق بیفتد

متن برای انسان ظالم

چرا خوشبخت بودن مشکل است؟!
چون از رها کردن چیزهایی که باعث غمگینی ما می شود، سرباز می زنیم !
چون کلید خوشبختی خودمان را، در جیب دیگران قرار داده ایم
و باور نداریم که کلید خوشبختی ما در دستان خودماست!
کلید خوشبختی، درک این واقعیت است که آنچه برای شما رخ می دهد مهم نیست بلکه چگونگی پاسخ شما ست که اهمیت دارد.
در حقیقت خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد بلکه کسی است که با مشکلاتش، مشکلی ندارد…!

متن برای ظالمان

خوشبختی یعنی

چه دور

چه نزدیک

هنوز کسی باشد که بی بهانه دوستت داشته باش … !

متن برای ظالم

جسارت اجرايى كردن ايده هايت را داشته باش

و گرنه هميشه جهان پر بوده از

ترسو هاى خوش فكر

متن برای آدم های ظالم

دلت را بتکان غصه هایت که ریخت توهم همه رافراموش کن..

دلت را بتکان اشتباه هایت که افتاد روی زمین،بگذارهمان جاباقی بماند فقط ازلابه لای اشتباه هایت یک

تجربه بکش بیرون قاب کن وبزن به دیواردلت….

دلت رامحکم ترکه بتکانی تمام کینه هایت هم میرزد تمام ان غم های بزرگ وهمه ی حسرت

هاوآرزوهایت……..

حالا ارام تر،آرام تربتکان..

تاخاطره هایت نیفتد تلخ یاشیرین،چه تفاوت میکند…

خاطره ،خاطره است بایدباشد باید بماند…

عزیزم خانه تکانی دلت مبارک!!!

متن برای ظالم

هیچ وقت گریه کردن آدمها رو از این زاویه قضاوت کردید؟
برخی گریه میکنند…
نه به خاطر اینکه ضعیف هستند!!!
بلکه به این خاطر که برای مدت طولانی قوی بوده اند….

متن برای پدر ظالم

من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟

برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم،

انتظارات همیشه صدمه زننده هستند ..زندگی کوتاه است ..پس به زندگی ات عشق بورز ..

خوشحال باش .. و لبخند بزن .. فقط برای خودت زندگی کن و ..

قبل از اینکه صحبت کنی » گوش کن

قبل از اینکه بنویسی » فکر کن

قبل از اینکه خرج کنی » درآمد داشته باش

قبل از اینکه دعا کنی » ببخش

قبل از اینکه صدمه بزنی » احساس کن

قبل از تنفر » عشق بورز

زندگی این است … احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر..

متن برای انسان ظالم

با اندکی تامل به این باور می توان رسید که:

تاریخ تولدت مهم نیست،تاریخ “تبلورت” مهمه…!

اهل کجا بودنت مهم نیست،”اهل و به جا بودنت” مهمه…!

منطقه زندگیت مهم نیست”منطق زندگیت” مهمه…!

و گذشته زندگیت مهم نیست،امروزت مهمه که چه گذشته ای واسه فردات میسازی…!!!

متن برای پدر ظالم

هیچ وقت
یکی را با همه ی ﻭﺟﻮﺩﺕ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ
ﯾﮏ ﺗﮑﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻫﯿﭻﮐﺲ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺰ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺪﺍﺭﯼ . . .

متن ظالم

راز تغيير كردن اين است كه تمام انرژيتان را

نه روى جنگيدن با قديمى ها

بلكه روى ساختن جديدها متمركز كنيد

متن برای آدم ظالم

گذشته هایت راببخش

زیرا آنان همچون کفش های کودکیت نه تنهابرایت کوچکند

بلکه تو را از برداشتن گام های بزرگ بازمیدارند

متن برای حکومت ظالم

کودکی به آسمان بارانی می نگریست و می گفت:

خدایا…..

گریه نکن….

یک روزی می آید که ما آدم های خوبی می شویم….

خدایا….

متن ظالم

پیرشدن به سن نیست به این است که :

ورزش نکنی، کتاب نخوانی

عاشق نشوی، هدیه ندهی …

محبت نکنی …

محبت نگیری، مهمانی نروی

پیری به سن نیست

به کیفیت دل است !

متن ظالم

و این جهان پر هست از دو نفره هایي که تنها جسم هایشان کنار هم هست …
و دلهایشان در دنیای دیگر سیر می‌کنند…
در بین خاطره هاي یک آدم دیگر …
در بین لبخند هاي کسی که سالها پیش به امید خوشبختی عشقش را در قلبشان نادیده گرفتند و برایش آرزوی خوشبختی کردند …
اما آن روزها نمیدانستند
که خود خوشبختی را دارند فدای سراب خوشبختی میکنند …
و چه آدمهایی که خوشبختی را داشتند اما ندیدند …
رهایش کردند و سالها در پی آن دویدند
اما وقتی که زمان گذشت …
سالها و عمرها گذشتند …
تازه فهمیدند خوشبختی همان نگاه پر از عشق کسی بود که برای توهمی تلخ رهایش کردند

متن ظالم معین

ﻫﺮﮔﺰ ﻧﮕﻮ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ!
ﺯﯾﺮﺍ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺿﻌﯿﻔﯽ؛
ﺑﮕﻮ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﺮﺍﺣﺖ ﺩﺍﺭﻡ…
ﻫﺮﮔﺰ ﻧﮕﻮ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ!
ﺯﯾﺮﺍ ﺗﻮﺍﻧﺖ ﺭﺍ ﺍﻧﮑﺎﺭ می کني‌‌‌‌‌‌؛
ﺑﮕﻮ ﺳﻌﯽ ﺍﻡ ﺭﺍ ﻣﯿﮑﻨﻢ…
ﻫﺮﮔﺰ ﻧﮕﻮ ﺧﺪﺍﯾﺎ ﭘﺲ ﮐﯽ؟؟؟
ﺯﯾﺮﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ، ﺗﻌﯿﯿﻦ ﺗﮑﻠﯿﻒ ﻣﯿﮑﻨﯽ؛
ﺑﮕﻮ ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺑﺮ ﺻﺒﻮﺭﯾﻢ ﺑﯿﻔﺰﺍ…
ﻫﺮﮔﺰ ﻧﮕﻮ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﻧﺪﺍﺭﻡ!
ﺯﯾﺮﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻌﺎﺩﺗﺖ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻣﺤﺪﻭﺩﯾﺖ ﻣﯿﮑﻨﯽ؛
ﺑﮕﻮ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﮕﺮ…
ﻫﺮﮔﺰ ﻧﮕﻮ ﺷﺎﻧﺲ ﻧﺪﺍﺭﻡ!
ﺯﯾﺮﺍ ﺑﻪ ﻣﺤﺒﻮﺑﯿﺘﺖ ﺩﺭ ﻋﺎﻟﻢ،
ﺑﯽ ﺣﺮﻣﺘﯽ ﻣﯿﮑﻨﯽ؛
ﺑﮕﻮ ﺣﻖ ﻣﻦ ﻣﺤﻔﻮﻅ ﺍﺳﺖ….

متن برای حکومت ظالم

ربطی نداره متأهلی یا مجرد،
مکث را تمرین کن.
گاهی زندگی سخت هست و گاهی ما سخت ترش می‌کنیم!
گاهی آرامش داریم، خودمون خرابش می کنیم!
گاهی خیلی چیزارو داریم اما محو تماشای نداشته هامون میشیم!
گاهی حالمون خوبه اما با نگرانی فردا خرابش می کنیم!
گاهی میشه بخشید اما با انتقام ادامش میدیم!
گاهی میشه ادامه داد اما با اشتیاق انصراف میدیم!
گاهی باید انصراف داد اما با حماقت ادامه میدیم!
و گاهی…
گاهی…
گاهی…
تمام عمر اشتباه می کنیم و نمیدونیم یا نمیخوایم بدونیم!
کاش اکثر مراقب خودمون، تصمیماتمون و گاهی‌هاي زندگیمون باشیم.
کاش یادمون نره که فقط:
“یک بار زنده‌ایم و زندگی می کنیم،
فقط یک‌بار”

متن برای حکومت ظالم

برترین و جدید ترین متن های ادبی و خوشگل درمورد زیبایی هاي بی شمار

زندگی را برای شما داریم که سرشار از انرژی مثبت می باشند.

خدایا…
یادم بده آن قدر مشغول عیب‌هاي خودم باشم که عیب هاي دیگران رانبینم…
یادم بده اگر کسی را بد دیدم قضاوتش نکنم، درکش کنم…
یادم بده بدی دیدم “ببخشم” ولی بدی نکنم! چرا که نمی دانم بخشیده می شوم یا نه…
یادم بده اگر دلم شکست نفرین نکنم، دعا کنم، نتوانستم سکوت کنم…
یادم بده اگر سخت بگیرم “سخت می بینم”…
یادم بده به قضاوت کسی ننشینم چرا که در تاریکی همه ي شبیه هم هستیم…
یادم بده چشمانم را روی بدی‌ها و تلخی‌ها ببندم چرا که چشمان خوشگل، بی‌شک جذاب می‌بینند…
خدای همیشگی من!!
نمی‌دانم امروز هستم یا فردا…
تو از ازل مرا یافته اي و من هنوز در جستجوی توام…
یاریم کن لبخند خود را نثار تمام کسانی کنم که دلم را شکستند،
قضاوتم کردند،
نادیده‌ام گرفتند…
یادم بده از آدمها خرده نگیرم… اگر بد شدند بدی دیدند! من مفید هستم و مفید می مانم…
چرا که مفید بودن هنر نیست، مفید ماندن هنر هست..

متن برای آدم های ظالم

همچنین بخوانید: جملات امیدبخش

متن برای ظالمان

هنگامی که گنجینه های حقیقی در دست داریم هرگز متوجه آن نمی شویم
چون آدمها به وجود گنج باور ندارند

متن برای آدم های ظالم

زیبایی یک چیز فیزیکی نیست
زیبایی احساسی است که در درون دارید و در چشمان شما منعکس می شود

متن برای حکومت ظالم

ثانیه ها و دقیقه ها از پس هم میگذرند
بهار نزدیک است
لبخــــــــــند بزن
خدا نزدیک است

پنجره های کوچک خانه ام را روبه دنیایی بزرگ میگشایم
میدانم..میدانم
چقدر تنفس شیرین است

سلامت میکنم
او نزدیکی
لبخند میزنم
تو کنار منی

تو بهار منی
تو خدای منی

متن برای حکومت ظالم

هیچوقت دلخوشی ڪسی رو ازش نگیرین
این دلخوشی میتونه:
یه سلام
یه احوالپرسی
یه حواسم بهت هست …
یه صدای گرم و دوستانه
و یه حس خوب باشه …
دوستی ها رو دست ڪم نگیرین …
همین …
بچه ها شوخی شوخی به گنجشک ها سنگ میزنن …
ولی گنجشک ها جدی جدی میمیرن … !
آدما شوخی شوخی به هم زخم زبون میزنن …
ولی دلها جدی جدی  می شڪنند….

متن ظالم معین

هیچ اندیشه‌ ای زشت نیست ؛
اندیشه‌ ای که اجبار شود زشت می‌ شود
هیچ فردی زشت نیست ؛
فردی که زیبا نیندیشد زشت می‌ شود
انسان‌ ها همه با محبت‌ اند ؛
انسانی که اراده‌ اش را تحمیل می‌ کند ، ظالم است
انسان‌ ها همه عاشقند ؛
انسانی که نیاموخته عشق بورزد ، بی‌تفاوت است
انسان‌ ها همه شادند ؛
انسانی که نیاموخته شادی را لمس کند ، افسرده و غمگین است
“” از امروز زیبا ببینیم “”

متن برای ظالمان

هر چقدر هم که گذشته‌تان آلوده بوده باشد،
آینده‌تان هنوز حتی یک لکه هم ندارد.
زندگی هر روزتان را با تکه شکسته های دیروزتان شروع نکنید.!!!
به عقب نگاه نکنید مگر اینکه چشم‌اندازی زیبا باشد.
هر روز یک شروع تازه است.
هر صبح که از خواب بیدار می‌شویم،
اولین روز از باقی عمرمان است.
یکی از بهترین راه‌ها برای گذشتن از
مشکلات گذشته این است….
که همه توجه و تمرکزتان را روی کاری جمع کنید
که از خودتان در آینده برایش متشکر خواهید بود!!!

متن برای ظالم

شکست ها و نگرانی هایت را رها کن،

خاطراتت را،

نمیگویم دور بریز،اما قاب نکن به دیوار

دلت…

در جاده ی زندگی، نگاهت که به عقب

باشد؛

زمین می خوری…

زخم بر می داری…

و درد می کشی…

نه از بی مهری کسی دلگیر شو …

نه به محبت کسی بیش از حد دلگرم…

به خاطر آنچه که از تو گرفته شده،

دلسرد مباش، تو چه می دانی؟

شاید … روزی … ساعتی … آرزوی

نداشتنش را می کردی…

تنها اعتماد کن و خود را به او بسپار …

هیچ کس آنقدر قوی نیست که ساعتها

بر عکس نفس بکشد …

در آینده لبخند بزن…

این همان جایی است که باید باشی!

هیج کس تو نخواهد شد

آرامش سهم توست …

متن ظالم

انسان های هم فرکانس همدیگر را پیدا می کنند..
حتی از فاصله های دور…
از انتهای افق‌های دور و نزدیک.. انگار. جایی نوشته بود که اینها باید  در یک مدار باشند.. یک روزی .. یک جایی است  که باید با هم ، برخورد کنند… آنوقت…
میشوند همدم، میشوند دوست، میشوند رفیق..
اصلا میشوند هم شکل… مهرشان آکنده از همه ….
حرفهایشان میشود آرامش…
خنده شان، کلامشان می نشیند روی طاقچه دلتان.. نباشند دلتنگشان میشوی..
هی همدیگر را مرور می کنند..
از هم خاطره می سازند….
مدام گوش بزنگ کلمات و ایده ها هستند.. و یادمان  باشد..
حضور هیچکس اتفاقی نیست.

متن برای پدر ظالم

نمي دانــم

چــرا بيــن ايــن همــه ادم

پــيــله کــرده امــ

بــه تــو

شــايد فــقط با تــو
پــروانــه مي شـــوم
ســنـگـيــنــي گـفــتــه هــايــم
بــه سـنــگـيــنـي گــوش هــايـتــ دَر . . .!

متن برای انسان ظالم

هرگاه از دست کسی خشمگین و یا ناراحت شدید
این قوانین فردی شماست که ناراحتتان کرده است
نه رفتار طرف مقابل . . .

متن برای ظالم

باید راهی یافت، برایِ زندگی را زندگی کردن،

نه فقط زندگی را گُذَراندَن ..

باید راهی یافت،

برایِ صبح ها با اُمید چشم گُشودَن،

برایِ شب ها با آرامشِ خیال خوابیدن..

اینطور که نمیشود،

نمیشود که زندگی را فقط گذراند ،

نمیشود که تمام شدنِ فصلی و رسیدنِ فصلی جدید را فقط خُنَکایِ ناگهانیِ هوا یادَت بیاورد،

نمیشود تا نوکِ دماغَت یخ نکرده حواسَت به رسیدنِ پاییز نباشد..

اینطور پیش بِرَوی یک آن چَشم باز میکنی

خودَت را میانِ خزانِ زردِ زندگی ات میابی ،

و یادت هم نمی آید چطور گذَرانده ای مسیرِ بهاری و سبزِ زندگی ات را..

اصلا خدا را هم خوش نمی آید،

راهَت داده به دنیایَش که نقشَت را ایفا کنی،

یک روز خوبُ حتی یک روز بد ،

یک روز شیرینُ حتی یک روز تلخ ،

یک روز آرامُ حتی یک روز پُرهیاهو ،

وظیفه ی تو زندگی را با تمام و کمالَش زندگی کردن است،

با تمامِ سِکانس هایِ تلخ و شیرینَش..

نمیشود که همه اش خسته باشی

و سَرِ سکانس هایِ تلخ بهانه بیاوری و گوشه ای به قهر کِز کنی و بازی نکنی ..

حق داری که خستگی ات را در کنی،

اما حق نداری که دیگر مسیر را ادامه ندهی ..

اینطور که نمیشود،

تا دیر نشده باید راهی پیدا کرد،

باید زندگی را زندگی کرد ..

متن برای آدم های ظالم

آب در هاون کوبیدن است اینکه من شعر بنویسم

و تو فال قهوه بگیری

وقتی؛ آخر همه شعرهای من تو می آیی؛

و ته همه ی فنجان های تو من میروم !!

متن برای ظالمان

سر بر شانه خدا بگذار تا قصه عشق را چنان زیبا بخواند
که نه از دوزخ بترسی و نه از بهشت به رقص درآیی
قصه عشق “انسان” بودن ماست . . .

متن برای پدر ظالم

هیچ روز خوبی در راه نیست
روز خوب که در نمیزنه بیاد داخل!
روز خوب که سر برج نیست خود بخود البته گاهی باناز وکرشمه بیاد!
قبض آب وبرق و…. نیست که وقت وبیوقت وقتی خسته ازسرکاربرمیگردی از شکاف در آویزون باشه!
روز خوب راباید ساخت
باید نوازشش کرد
باید آراست وپیراست
باید به گیسوهاش گلهای وحشی صحرایی زد
باید عطر دلخواهش رو خرید
گل دلخواهش رو روی میز گذاشت
شعر دلخواهش رو سرود
باید نازش را کشید
برویش خندید
روزخوب را باید خلق کرد
وبعد در آغوش آرام یک روز خوب لذت دنیارا چشید….

متن برای آدم های ظالم

از هیچ وضعیتی ناراحت نباشید تا وزن و سنگینی خودش را از دست بدهد.
وقتی به اندیشه های منفی توجه می کنیم، به آنها پروبال می دهیم.
بی اعتنا به ظاهر امور، جوری وانمود کنید که انگار همه چیز دارد به نحوی جادویی مطابق میل شما پیش می رود!
همه ی اندیشه های مربوط به ترس، شکست، نفرت، و بدخواهی مانند علف های هرز یک باغ هستند که باغبان آنها را نکاشته و نمی خواهد.
پس همه هدف خود را با دیدی مثبت ، روی نتجه نهایی متمرکز کنیم .

متن برای پدر ظالم

نیمی از زندگی مان

میشود صرفِ اینکه به آدمهای دیگر ثابت کنیم،

ما چقدر خوشبختیم…

به آدمهایی که شاید خوشبختی برایشان تعریفِ دیگری دارد

حتی اگر واقعاً هم خوشبخت باشیم،

اما همین خودنمایی،

ما را تبدیل میکند به بدبخت ترین آدمِ روی زمین!

غذایی اگر جلویمان میگذارند،

قبل از لذت بردن از غذا،

ترجیح میدهیم آن را به رخِ دیگران بکشیم…

سفری اگر میرویم،

ترجیحمان این است که بگوییم،

ما آمدیم به بهترین نقطه ی روی زمین،تو

بمان همان جهنم همیشگی…

واردِ رابطه اگر میشویم،عالم و آدم را با خبر میکنیم،

که ببینید چقدر خاطرِ من را میخواهد،

تو اما بمان در همان پیله ی تنهایی ات…

ما لذت بردن را پاک فراموش کرده ایم

مسیری را میرویم که خطِ پایان ندارد،

فقط میرویم که از بقیه جا نمانیم!

متن برای ظالمان

تا به حال به آدم هایی که در زندگی تو هستند دقت کرده ای ؟
یادت باشه حضور هیچ کس در زندگی تو بی دلیل نیست !
آدم هایی که با آن ها روبه رو می شوی آیینه ای هستند برای تو….
اگر می خواهی خود را بشناسی
و از حال و هوای درونت با خبر شوید ببین چه کسانی در زندگی ات حضور دارند !
دریافتی ما از هستی ، تنها پول نیست
آدم هایی که به زندگی مان وارد می شوند نیز ،
روزی ما هستند!

متن برای آدم ظالم

یک روزی هست که خدا چرتکه دستش می گیرد

 و حساب و کتاب می کند

 و آن روز تو باید تاوان آنچه با من کردی را بدهی

 فقط

 نمی دانم

 تاوان دادن آن موقع تو

 به چه درد من می خورد ….؟

متن برای ظالمان

هر چه کمتر شود فروغ حیات

رنج را جانگدازتر بینی

سوی مغرب چو رو کند خورشید

سایه ها را درازتر بینی . . .

(رهی معیری)

متن برای پدر ظالم

اگر بتونى هميشه وبطور مداوم رو به آينده گام كوچك بردارى

روزى ميرسه كه به روياهات برسى ……!

متن برای ظالمان

به سه چيز هرگز نميرسيد :

بستن دهان مردم

جبران همه ى شكست ها

رسيدن به همه آرزوها

سه چيز حتما به تو ميرسد :

مرگ

نتيجه عملت

رزق و روزى

متن برای آدم های ظالم

زندگی شیرین است
مثل شیرینی یک روز قشنگ
زندگی زیبایی است
مثل زیبایی یک غنچه ی باز
زندگی تک تک این ساعت هاست
زندگی چرخش این عقربه هاست

متن برای ظالمان

اگه بخوایم صبر کنیم
تا آماده باشیم
بعد شروع کنیم بایدکل زندگیمون
رو به صبر کردن بگذرونیم
شروع کنید! با هر چیزى که دارین
از هر جایى که هستین ،
هر چقدر که میتونید،
اما شروع کنید

متن ظالم معین

بعضی از مردم اصرار دارند
که خود را به دیگران بشناسانند
و ثروت خود را به رخ آنها بکشند.
اما
این نوع آدمها
در درون خود زجر می کشند
زیرا
شادی آنها وابسته به  تفکر دیگران است.
“مهم بودن”
را فراموش کنید تا آرامش نصیب تان شود.
هر چه کمتر نیازمند تحسین دیگران باشید،
بیشتر تحسین می شوید.

متن برای انسان ظالم

مواظب همدیگه باشیم !
از یه جایی بــه بعد دیگه بزرگ نمیشیم؛ پیر میشیم !
از یه جایی بــه بعد دیگه خسته نمیشیم؛ می بُرّیم  !
از یه جایی بــه بعد دیگه تکراری نیستیم؛ زیادی هستیم !
پس قدر خودمون ، خانواده مون ،
دوستانمونو، زندگیمونو
و کلا حضور خوشرنگ مون رو تو صفحهء دفتر وجود بدونیم…
محبت تجارت پایاپای نیست
چرتکه نیندازیم که من چه کردم و تو در مقابل چه کردی!
بیشمار محبت کنیم.
حتی اگر به هردلیلی کفه ترازوی دیگران سبک تر بود

متن ظالم

به بزرگی آرزویت نیندیش

به بزرگیکسی بیندیش که میخواهد آرزویت رابرآورده کند

براى برآورده شدن آرزو هایتان خدا رابرای شما آرزو يكنم

متن برای آدم های ظالم

دل آدم،گاهی گرم می شود چه ساده،به یک دلخوشی کوچک…

به یک احوالپرسی ساده…

به یک دلداری کوتاه..به یک “تکان سر”یعنی تو را می فهمم…

به یک گوش دادن خالی بدون داوری!

به یک همراهی شدن کوچک…به  حتی  یک همراهی کوتاه ممتد..

به یک پرسش “روزگارت چگونه است؟”..

به یک دعوت کوچک به صرف یک فنجان قهوه..

به یک وقت گذاشتن برای تو…به شنیدن یک”من کنارت هستم”…

به یک هدیه ی بی مناسبت…به یک غافلگیری..به یک خوشحال کردن کوچک..

به یک شاخه ی گل…

دل آدم گاهی چه شاد است…به یک فهمیده شدن درست….!

به یک لبخند..به یک سلام..

به یک تعریف.. به یک تایید.. به یک تبریک…

و ما چه بی رحمانه این دلخوشی های کوچک و ساده را ازهم دریغ می کنیم و تمام محبت و دوست داشتنهایمان را گذاشته ایم کنار، تا به یک باره آنها را از پس مرگ نثار هم کنیم …چه بی رحمانه…

متن برای آدم ظالم

ما هرکسی را طوری می کُشیم،
بعضی ها را با گلوله
بعضى ها را با حرف
وبعضی هارا باکارهایی که کرده ایم
و بعضی هارا باکارهایی که تابه امروز
برای آنهانکرده ایم…!

متن برای حکومت ظالم

گاهى لازم است به ذهنتان آرامش بدهيد
و به كارهايى كه به شما حس مثبت بودن وخوبى ميدهند فكر كنيد

متن ظالم معین

به پایان فکر نکن

اندیشیدن به پایان هر چیز شیرینی حضورش را تلخ می کند

بگذار پایان تو را غافلگیر کند

درست … مثل آغاز

متن برای آدم ظالم

اگر از پایان گرفتن غم هایت نا امید شده ای

به خاطر بیاور زیباترین صبحی که تا به حال تجربه کرده ای را

مدیون صبرت در برابر سیاه ترین شبی هستی

که هیچ دلیلی برای تمام شدن آن نمی دیدی …

متن برای ظالمان

با همه‌ی بی سر و سامانی‌ام
باز به دنبال پریشانی‌ام
طاقت فرسودگی‌ام هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنی‌ام
آمده‌ام بلکه نگاهم کنی
عاشق آن لحظه‌ی طوفانی‌ام
دلخوش گرمای کسی نیستم
آمده‌ام تا تو بسوزانی‌ام
آمده‌ام با عطش سال‌ها
تا تو کمی عشق بنوشانی‌ام
ماهی برگشته ز دریا شدم
تا تو بگیری و بمیرانی‌ام
خوب‌ترین حادثه می‌دانمت
خوب‌ترین حادثه می‌دانی‌ام؟
حرف بزن ابر مرا باز کن
دیر زمانی است که بارانی‌ام
حرف بزن، حرف بزن، سال‌هاست
تشنه‌ی یک صحبت طولانی‌ام
ها به کجا میکشی‌ام خوب من؟
ها نکشانی به پشیمانی‌ام!

متن ظالم معین

یه سفره ی ساده نه آب پرتقال و نه نوشیدنی های بالا شهری که چایی خودمون ؛

رنگارنگی سفره مهم نیست ،

مهم چندنفری هستن که دورش نشستن ، پر از عشق ، پر از محبت …

چایی تلخ رو که با عشق دم کنی ، شیرین ترین نوشیدنی دنیا میشه حتی بدون قند !

متن ظالم معین

صبور باش چيزهاى خوب زمان ميبرد امپراطوری ها يك روزه ساخته نميشوند

متن برای آدم ظالم

گفت جبران میکنم…………

گفتم کدام را؟

عمر رفته را؟

دل مرده اما تپیده را؟

حالا من هیچ.. جواب این تارهای سفید مو را میدهی؟

نگاهی به سرم کرد و گفت چه پیر شده ای..؟

گفتم جبران میکنی..؟

گفت.. کدامش را؟…….

متن برای ظالمان

تو چه گفتی سهراب؟

قایقی خواهم ساخت …

با کدوم عمر دراز؟

نوح اگر کشتی ساخت، عمر خود را گذراند

با تبر روز و شبش، بر درختان افتاد

سالیان طول کشید، عاقبت اما ساخت

پس بگو ای سهراب … شعر نو خواهم ساخت

بیخیال قایق ….

یا که میگفتی ….

تا شقایق هست زندگی باید کرد؟

این سخن یعنی چه؟

با شقایق باشی…. زندگی خواهی کرد

ورنه این شعرو سخن

یک خیال پوچ است

پس اگر میگفتی …

تا شقایق هست، حسرتی باید خورد

جمله زیباتر میشد

تو ببخشم سهراب …

که اگر در شعرت، نکته ای آوردم، انتقادی کردم

بخدا دلگیرم، از تمام دنیا، از خیال و رویا

بخدا دلگیرم، بخدا من سیرم، نوجوانی پیرم

زندگی رویا نیست

زندگی پردرد است

زندگی نامرد است!

متن برای ظالم

احساس خوبی دارم

همه چیز درست می‌ شود

تو خواهی آمد

و دهان تاریک باد را خواهی دوخت

آمدن تو یعنی

پایان رنج‌ ها و تیره‌روزی‌ ها

آمدن تو، یعنی آغاز روزی نو

متن برای پدر ظالم

باز کن پنجره ها را، که نسیم

روز میلاد اقاقی ها را

جشن می گیرد،

و بهار،

روی هر شاخه، کنار هر برگ،

شمع روشن کرده است.

همه ی چلچله ها برگشتند،

و طراوت را فریاد زدند.

متن برای ظالم

وقتی گیلاس با بند باریکش به درخت متصل است

همه عوامل در جهت رشدش در تلاشند..

باد باعث طراوتش میشود

آب باعث رشدش میشود

و آفتاب پختگی و کمال میبخشد

اما …

به محض پاره شدن آن بند و جدا شدن از درخت،

آب باعث گندیدگی

باد باعث پلاسیدگی

و آفتاب باعث پوسیدگی و ازبین رفتن طراوتش میشود..

بنده بودن یعنی همین، یعنی بند به خدا بودن، که اگر این بند پاره شد، دیگر همه عوامل در نابودی ما مؤثر خواهد بود.

پول، قدرت، شهرت، زیبایی… تا بند به خداییم برای رشد ما، مفید و بسیار هم خوب است اما به محض جدا شدن بند

بندگی، همه آن عوامل باعث تباهی و فساد ما می شود.

متن برای حکومت ظالم

دوباره سیب بچین آدم….

من خسته ام….

بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند……

متن ظالم معین

اگـه وجــود خـــــــدا ﺑـــــــــــاورت بــشــه

خـــــــــــــــدا یــه نـــقــــــطــه میندازه زیــر بــاورت …

مـــیـــشــه : ﻳــــــــــــــــﺎﻭﺭﺕ …

بهمین راحتی

متن ظالم معین

از دوست جدید رازت را پنهان کن

از دشمن قدیمی که طرح دوستی

دوباره با تو ریخته خنجرت را …

چون اولی “باورت” را نشانه می گیرد

دومی “قلبت” را

متن ظالم

از آدم ها بُت نسازید ………!

این خیانت است ………….!

هم به خودتان ……….. هم به خودشان ………..!

خدایی می شوند که خدایی کردن نمیدانند………!

و شما در آخر می شوید سرتا پا کافرِ خدای خود ساخته ………….

متن برای ظالمان

در هیاهوی زندگی دریافتم ؛
چه بسیار دویدن ها
که فقط پاهایم را از من گرفت
در حالی که گویی ایستاده بودم ،
چه بسیار غصه ها
که فقط باعث سپیدی موهایم شد
در حالی که قصه ای کودکانه بیش نبود ،
دریافتم
کسی هست که اگر بخواهد “می شود”
و اگر نخواهند “نمی شود”
به همین سادگی …

کاش نه میدویدم و نه غصه می خوردم
فقط او را می خواندم و بس       …

متن برای ظالم

بی ارزشترین نوعِ افتخار،
افتخار به داشتن ویژگی هایی است که خود
انسان در داشتنشان هیچ نقشی ندارد
مثلِ چهره، قد، رنگ چشم، ملیت، ثروت خانوادگی و خیلی چیزهای دیگر.
از چیزایی که خودتان به دست آورده اید حرف بزنید..
مثل:انسانیت، مهربانی، گذشت، صداقت و..
آدمی را آدمیت لازم است
عود را گر بو نباشد هیزم است…

متن ظالم معین

هر باخت مقدمه اى براى پيروزيه

بعدها ميفهمى كه آدم هيچوقت

از بردن چيزى ياد نميگيره

متن برای حکومت ظالم

همه ی شهر مهیاست مبادا که تو را…

آتش معرکه بالاست مبادا که تو را…

این جماعت همه گرگ اند مبادا که تو را…

پی یک شا م بزرگ اند مبادا که تو را…

دانه و دام زیادست مبادا که تو را…

مرد بدنام زیادست مبادا که تو را…

پشت دیوار نشستند مبادا که تو را…

نانجیبان همه هستند مبادا که تو را…

تا مبادا که تو را باز مبادا که تو را……..

پرده بر پنجره انداز مبادا که تو را…

دل به دریا زده ای ؛این پهنه سراب  است نرو…

برف و کولاک زده راه خراب است نرو …

بی تو من با بدن لخت خیابان چه کنم …

با غم انگیز ترین حالت تهران چه کنم…

بی تو پتیاره پاییز مرا می شکند…

این شب وسوسه انگیز مرا می شکند…

بی تو بی کار و کسم, وسعت پشتم خالی است…

گل تو باشی من مفلوک دو مشتم خالی است…

بی تو تقویم پر از جمله ی بی حوصله هاست…

وجهان مادر آبستن خط فاصله هاست….

متن ظالم معین

مهربان و ملایم باش،

اجازه نده دنیا تو را زمخت و خشن نماید…

به درد و رنج اجازه نده تو را بیزار نماید…

به تلخی ها اجازه نده، شیرینی زندگیت را، از تو بربایند

متن برای آدم ظالم

مصریان باستان اعتقاد داشتند

که پس از مرگ

از آنها تنها دو سوال پرسیده

می شود :

آیا شادی را یافتی ؟

آیا شادی را آفریدی ؟

متن برای ظالمان

یادش بخیر…بچه که بودیم دل دردهایمان را به یک زبان می گفتیم همه می فهمیدند،بزرگ که شدیم درد دل ها را به صد زبان می گوییم کسی نمی فهمد…

دلتنگ کودکیم.. یادش بخیر..قهر می کردیم تا قیامت..و لحظه ی بعد قیامت می شد…
اما نه..کاش همیشه کودک می ماندیم تا به جای دلهایمان،سر زانوهایمان زخمی می شد..
براستی کاش همچون کودکی تنها غصه یمان شکستن نوک مدادمان بود..
دل بسته به سکه های قلک بودیم…دنبال بهانه های کوچک بودیم…رویای بزرگ تر شدن خوب نبود…ای کاش تمام عمر کودک بودیم..

و کاش در کودکی می ماندیم …آنجا که تنها تلخی زندگیمان،شربت تبمان بود…..

تازه دارم حکمت بازی های کودکی را می فهمم….زووووووووووووووو تمرین این روزهای نفسگیر بود……

و اما امروز …..پشت کدامین مغازه پا بکوبیم که برایمان آرامش بخرند….؟؟؟؟!

متن برای آدم های ظالم

یک استکان بوسه داغ

یه بشقاب بزرگ عشق بی پیرایه

یک پیاله گل سرخ

یک کف دست نان صداقت

از شکر خودت هم کمی بریز تا شیرین شود

این صبحانه عشق است با تو خوردن صفا دارد …

متن برای آدم ظالم

در بعضی طوفانهای زندگی، کم کم یاد میگیری که:
نباید توقعی داشته باشی مگر از خودت.
متوجه میشوی, بعضی را هرچند نزدیک، اما نباید باور کرد،
متوجه میشوی روی بعضی هر چند صمیمی، اما نباید حساب کرد،
میفهمی بعضی را هر چند آشنا، اما نمیتوان شناخت،
و این اصلاً تلخ نیست، شکست نیست،
آگاه شدن نام دارد.ممکن است در حین آگاه شدن درد بکشی، این آگاهی دردناک است…
اما تلخ هرگز!!!

متن برای آدم های ظالم

سکوت نکن …

زمزمه کن گاهی !

قدم بزن در کوچه های زندگی …

و گاهی آرام پرواز کن …

این آبی بیکران مال تو نباشد …

مال کیست ؟

زندگی زیباست!

متن ظالم

گاهــی آدمـ دلــــشـــ مـیــخواهــد 

کـفـــش هـاشـ را دربـیـــاورد 

یــواشکیـ نوکـــ پـــا , نـوکــ پــا 

از خـودشــ دور شــود 

دور دور دور ……..

متن برای حکومت ظالم

قلمت را بردار بنویس از همه ی خوبی ها

زندگی، عشق، امید

و هر آن چه برروی زمین زیباست

گل مریم

گل رز

روی کاغذ بنویس :

زندگی با همه تلخی هایش، زیباست

متن ظالم

بهترین جفت درجهان خنده و گریه است

آنها هیچگاه یکدیگررا همزمان ملاقات نمیکنند

ولی

اگر آن دویکدیگر راملاقات کردند

آن لحظه بهترین لحظه زندگی شماست

آرزو می‌ کنم امروز بهترین جفت اتفاق بیفتد

متن برای آدم ظالم

چرا خوشبخت بودن مشکل است؟!
چون از رها کردن چیزهایی که باعث غمگینی ما می شود، سرباز می زنیم !
چون کلید خوشبختی خودمان را، در جیب دیگران قرار داده ایم
و باور نداریم که کلید خوشبختی ما در دستان خودماست!
کلید خوشبختی، درک این واقعیت است که آنچه برای شما رخ می دهد مهم نیست بلکه چگونگی پاسخ شما ست که اهمیت دارد.
در حقیقت خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد بلکه کسی است که با مشکلاتش، مشکلی ندارد…!

متن برای آدم های ظالم

خوشبختی یعنی

چه دور

چه نزدیک

هنوز کسی باشد که بی بهانه دوستت داشته باش … !

متن برای ظالمان

جسارت اجرايى كردن ايده هايت را داشته باش

و گرنه هميشه جهان پر بوده از

ترسو هاى خوش فكر

متن برای انسان ظالم

دلت را بتکان غصه هایت که ریخت توهم همه رافراموش کن..

دلت را بتکان اشتباه هایت که افتاد روی زمین،بگذارهمان جاباقی بماند فقط ازلابه لای اشتباه هایت یک

تجربه بکش بیرون قاب کن وبزن به دیواردلت….

دلت رامحکم ترکه بتکانی تمام کینه هایت هم میرزد تمام ان غم های بزرگ وهمه ی حسرت

هاوآرزوهایت……..

حالا ارام تر،آرام تربتکان..

تاخاطره هایت نیفتد تلخ یاشیرین،چه تفاوت میکند…

خاطره ،خاطره است بایدباشد باید بماند…

عزیزم خانه تکانی دلت مبارک!!!

متن برای پدر ظالم

هیچ وقت گریه کردن آدمها رو از این زاویه قضاوت کردید؟
برخی گریه میکنند…
نه به خاطر اینکه ضعیف هستند!!!
بلکه به این خاطر که برای مدت طولانی قوی بوده اند….

متن ظالم

من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟

برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم،

انتظارات همیشه صدمه زننده هستند ..زندگی کوتاه است ..پس به زندگی ات عشق بورز ..

خوشحال باش .. و لبخند بزن .. فقط برای خودت زندگی کن و ..

قبل از اینکه صحبت کنی » گوش کن

قبل از اینکه بنویسی » فکر کن

قبل از اینکه خرج کنی » درآمد داشته باش

قبل از اینکه دعا کنی » ببخش

قبل از اینکه صدمه بزنی » احساس کن

قبل از تنفر » عشق بورز

زندگی این است … احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر..

متن برای حکومت ظالم

با اندکی تامل به این باور می توان رسید که:

تاریخ تولدت مهم نیست،تاریخ “تبلورت” مهمه…!

اهل کجا بودنت مهم نیست،”اهل و به جا بودنت” مهمه…!

منطقه زندگیت مهم نیست”منطق زندگیت” مهمه…!

و گذشته زندگیت مهم نیست،امروزت مهمه که چه گذشته ای واسه فردات میسازی…!!!

متن برای ظالمان

هیچ وقت
یکی را با همه ی ﻭﺟﻮﺩﺕ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ
ﯾﮏ ﺗﮑﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻫﯿﭻﮐﺲ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺰ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺪﺍﺭﯼ . . .

متن برای ظالمان

راز تغيير كردن اين است كه تمام انرژيتان را

نه روى جنگيدن با قديمى ها

بلكه روى ساختن جديدها متمركز كنيد

متن برای پدر ظالم

گذشته هایت راببخش

زیرا آنان همچون کفش های کودکیت نه تنهابرایت کوچکند

بلکه تو را از برداشتن گام های بزرگ بازمیدارند

متن ظالم

کودکی به آسمان بارانی می نگریست و می گفت:

خدایا…..

گریه نکن….

یک روزی می آید که ما آدم های خوبی می شویم….

خدایا….

متن برای حکومت ظالم

پیرشدن به سن نیست به این است که :

ورزش نکنی، کتاب نخوانی

عاشق نشوی، هدیه ندهی …

محبت نکنی …

محبت نگیری، مهمانی نروی

پیری به سن نیست

به کیفیت دل است !

متن ظالم

و این جهان پر هست از دو نفره هایي که تنها جسم هایشان کنار هم هست …
و دلهایشان در دنیای دیگر سیر می‌کنند…
در بین خاطره هاي یک آدم دیگر …
در بین لبخند هاي کسی که سالها پیش به امید خوشبختی عشقش را در قلبشان نادیده گرفتند و برایش آرزوی خوشبختی کردند …
اما آن روزها نمیدانستند
که خود خوشبختی را دارند فدای سراب خوشبختی میکنند …
و چه آدمهایی که خوشبختی را داشتند اما ندیدند …
رهایش کردند و سالها در پی آن دویدند
اما وقتی که زمان گذشت …
سالها و عمرها گذشتند …
تازه فهمیدند خوشبختی همان نگاه پر از عشق کسی بود که برای توهمی تلخ رهایش کردند

متن برای آدم ظالم

ﻫﺮﮔﺰ ﻧﮕﻮ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ!
ﺯﯾﺮﺍ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺿﻌﯿﻔﯽ؛
ﺑﮕﻮ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﺮﺍﺣﺖ ﺩﺍﺭﻡ…
ﻫﺮﮔﺰ ﻧﮕﻮ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ!
ﺯﯾﺮﺍ ﺗﻮﺍﻧﺖ ﺭﺍ ﺍﻧﮑﺎﺭ می کني‌‌‌‌‌‌؛
ﺑﮕﻮ ﺳﻌﯽ ﺍﻡ ﺭﺍ ﻣﯿﮑﻨﻢ…
ﻫﺮﮔﺰ ﻧﮕﻮ ﺧﺪﺍﯾﺎ ﭘﺲ ﮐﯽ؟؟؟
ﺯﯾﺮﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ، ﺗﻌﯿﯿﻦ ﺗﮑﻠﯿﻒ ﻣﯿﮑﻨﯽ؛
ﺑﮕﻮ ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺑﺮ ﺻﺒﻮﺭﯾﻢ ﺑﯿﻔﺰﺍ…
ﻫﺮﮔﺰ ﻧﮕﻮ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﻧﺪﺍﺭﻡ!
ﺯﯾﺮﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻌﺎﺩﺗﺖ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻣﺤﺪﻭﺩﯾﺖ ﻣﯿﮑﻨﯽ؛
ﺑﮕﻮ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﮕﺮ…
ﻫﺮﮔﺰ ﻧﮕﻮ ﺷﺎﻧﺲ ﻧﺪﺍﺭﻡ!
ﺯﯾﺮﺍ ﺑﻪ ﻣﺤﺒﻮﺑﯿﺘﺖ ﺩﺭ ﻋﺎﻟﻢ،
ﺑﯽ ﺣﺮﻣﺘﯽ ﻣﯿﮑﻨﯽ؛
ﺑﮕﻮ ﺣﻖ ﻣﻦ ﻣﺤﻔﻮﻅ ﺍﺳﺖ….

متن ظالم

ربطی نداره متأهلی یا مجرد،
مکث را تمرین کن.
گاهی زندگی سخت هست و گاهی ما سخت ترش می‌کنیم!
گاهی آرامش داریم، خودمون خرابش می کنیم!
گاهی خیلی چیزارو داریم اما محو تماشای نداشته هامون میشیم!
گاهی حالمون خوبه اما با نگرانی فردا خرابش می کنیم!
گاهی میشه بخشید اما با انتقام ادامش میدیم!
گاهی میشه ادامه داد اما با اشتیاق انصراف میدیم!
گاهی باید انصراف داد اما با حماقت ادامه میدیم!
و گاهی…
گاهی…
گاهی…
تمام عمر اشتباه می کنیم و نمیدونیم یا نمیخوایم بدونیم!
کاش اکثر مراقب خودمون، تصمیماتمون و گاهی‌هاي زندگیمون باشیم.
کاش یادمون نره که فقط:
“یک بار زنده‌ایم و زندگی می کنیم،
فقط یک‌بار”

متن برای آدم ظالم

برترین و جدید ترین متن های ادبی و خوشگل درمورد زیبایی هاي بی شمار

زندگی را برای شما داریم که سرشار از انرژی مثبت می باشند.

خدایا…
یادم بده آن قدر مشغول عیب‌هاي خودم باشم که عیب هاي دیگران رانبینم…
یادم بده اگر کسی را بد دیدم قضاوتش نکنم، درکش کنم…
یادم بده بدی دیدم “ببخشم” ولی بدی نکنم! چرا که نمی دانم بخشیده می شوم یا نه…
یادم بده اگر دلم شکست نفرین نکنم، دعا کنم، نتوانستم سکوت کنم…
یادم بده اگر سخت بگیرم “سخت می بینم”…
یادم بده به قضاوت کسی ننشینم چرا که در تاریکی همه ي شبیه هم هستیم…
یادم بده چشمانم را روی بدی‌ها و تلخی‌ها ببندم چرا که چشمان خوشگل، بی‌شک جذاب می‌بینند…
خدای همیشگی من!!
نمی‌دانم امروز هستم یا فردا…
تو از ازل مرا یافته اي و من هنوز در جستجوی توام…
یاریم کن لبخند خود را نثار تمام کسانی کنم که دلم را شکستند،
قضاوتم کردند،
نادیده‌ام گرفتند…
یادم بده از آدمها خرده نگیرم… اگر بد شدند بدی دیدند! من مفید هستم و مفید می مانم…
چرا که مفید بودن هنر نیست، مفید ماندن هنر هست..

متن برای حکومت ظالم

همچنین بخوانید: جملات امیدبخش

متن برای آدم ظالم

هنگامی که گنجینه های حقیقی در دست داریم هرگز متوجه آن نمی شویم
چون آدمها به وجود گنج باور ندارند

متن برای ظالمان

زیبایی یک چیز فیزیکی نیست
زیبایی احساسی است که در درون دارید و در چشمان شما منعکس می شود

متن برای ظالم

نفرین و آرزوی مرگ برای دیگران داشتن

بذر سیاه نا آرامی و آشفتگی را در وجودمان پرورش میدهد

و آسودگی را برایمان بی رنگ میکند

ما به دعای هم محتاجیم،

نه به نفرین و لعن

متن برای حکومت ظالم

به سلامتی خودم که وقتی یتیم شدم

تو مدرسه نذاشتم کسی بفهمه چون از ترحم متنفر بودم و هستم

متن برای حکومت ظالم

هر کس مرا میبیند…

تو را نفرین میکند!

متن برای آدم های ظالم

تو متفاوت بودی و متنفر از تکرار

تقصیر از من بود که مدام دوستت داشتم

متن برای ظالم

اشکم را که دیدی گفتی:

خدا نفسش را بگیرد که اشکت را درآورده

من با آن دل شکسته

دلم نیامد نفریـن کنم !

تو چطور خودت را نفرین کردی؟

متن برای ظالمان

بعضیا باهات کاری میکنن که وقتی یادت میاد چه لطفایی در حقشون کردی

از خودت و همه کارات متنفر میشی

متن برای انسان ظالم

از هر دستی بِدی

می گیری از همون دست

این نِفرین مَن نیست

بازئ زمونه ست

اگه به دستت دلی شکست

به دست یسی دلت خواهد شکست

متن ظالم معین

وقتی کسی رو دوست داری هیچ وقت تنهاش نمیذاری

حتی اگر ازش متنفر باشی

متن برای آدم ظالم

خیالت راحت

نفرین هایم نمی گیرد

نفرین باید از ته دل باشد

دل شکسته که ته ندارد

متن برای ظالم

دلم میخواهد تنها باشم

و در تنهایی خودم آنقدر بخوانم که تمام شوم

آنقدر در جمع بوده ام که دیگر متنفر شده ام

من و تنهاییم بدون تن ها راحتیم

متن ظالم

نفرین به وفاداریت

ای دوست که با من ؛

پیمان سر پیمان شکنی

بستی و رفتی …..

متن برای آدم ظالم

تو باعث شدی که از همه متنفر بشم اما خودت

همچنان عشقم هستی

متن برای پدر ظالم

عشق یعنی

جای نفرین با دعا یادش کنی

خانه اش آباد!

دلداری که یارش را فروخت

متن برای آدم ظالم

گربه با نگاه کردن به ماهی داخل آب به خود می گوید

ای کاش از آب متنفر نبودم

متن برای آدم ظالم

امیدوارم هر جا که میروی،

یه نفر مثل خودت سر راهت باشه

بنگر که برای تو دعاست

با نفرین!

متن برای انسان ظالم

تنها دلیل که باعث میشود یک نفر از تو متنفر باشد

این است که می خواهد دقیقاً مثل تو باشد

متن برای انسان ظالم

خدایا نفرین نمیکنم

ولی هر کی هر کاری با من و

زندگیم کرد

تو همین دنیا تو با اون و زندگیش

بکن …..!

متن برای آدم های ظالم

شکسته شدم از روزی که تو را نداشتم

مجنون تر شدم که مرا میخواستی

پریشان تر شدم که عاشقت بود

از خودم متنفر شدم که به تو نگفتم و تو رفته بودی

متن برای حکومت ظالم

شادی را هدیه کن به کسانی که آن را از تو گرفتند
عشق بورز به آنها که دلت را شکستند
دعا کن برای آنها که نفرینت کردند
درخت باش بر غم تبرها
بهار شو بخند که خدا هنوز آن بالا با ماست

متن برای پدر ظالم

تاریکی اتاقم شکسته می شود با نوری ضعیف

لرزشی روی میز کنار تختم میفتد

از این صدا متنفر بودم اما چشم هایم را میمالم تا لود شود

آرزو می کنم کاش تو باشی

سکوت می کنم ، آرزوی بی جایی بود

متن ظالم معین

اگر خواستی یکی رو خورد کنی

ازش متنفر نباش

نسبت بهش بی تفاوت باش

متن برای ظالم

کمتر بترسید بیشتر امیدوار باشید

کمتر بخورید بیشتر بجوید

کمتر آه بکشید بیشتر نفس بکشید

کمتر متنفر باشید بیشتر عشق بورزید

و بعد خواهید دید که همه چیزهای خوب از آن شما خواهد شد

متن ظالم معین

به همه کس عشق بورز

به تعداد کمی اعتماد کن و از هیچ کس متنفر نباش

متن برای آدم های ظالم

متنفر از گذر زمانی رو که بهت میگن دردت یادت میره

این زمان فقط لالت میکنه

بفهم لعنتی لال میشیی نه اینکه فراموش کردی

متن برای آدم ظالم

یکی را دوست داشتم که فکر میکردم دوستم نداره

ازش دوری میکردم وقتی فهمیدم دوستم داشته

دیگه دیر شده بود چون دیگه دوستم نداشت ازم متنفر بود

متن برای آدم ظالم

عاشق عاشق شدن باش و دوست داشتن را دوست بدار

از تنفر متنفر باش به مهربانی مهر بورز

با آشتی آشتی کن و از جدایی جدا باش

متن ظالم

من برای متنفر بودن از کسانی که از من متنفرند وقتی ندارم

زیرا گرفتار دوست داشتن کسانی هستم که مرا دوست دارند

متن برای آدم ظالم

بهتر است دیگران از ما بخاطر آنچه هستیم متنفر باشند

تا بخاطر آنچه که نیستیم دوستمان داشته باشند

متن برای ظالم

نفرین و آرزوی مرگ برای دیگران داشتن

بذر سیاه نا آرامی و آشفتگی را در وجودمان پرورش میدهد

و آسودگی را برایمان بی رنگ میکند

ما به دعای هم محتاجیم،

نه به نفرین و لعن

متن ظالم

به سلامتی خودم که وقتی یتیم شدم

تو مدرسه نذاشتم کسی بفهمه چون از ترحم متنفر بودم و هستم

متن برای ظالم

هر کس مرا میبیند…

تو را نفرین میکند!

متن ظالم معین

تو متفاوت بودی و متنفر از تکرار

تقصیر از من بود که مدام دوستت داشتم

متن برای آدم های ظالم

اشکم را که دیدی گفتی:

خدا نفسش را بگیرد که اشکت را درآورده

من با آن دل شکسته

دلم نیامد نفریـن کنم !

تو چطور خودت را نفرین کردی؟

متن برای حکومت ظالم

بعضیا باهات کاری میکنن که وقتی یادت میاد چه لطفایی در حقشون کردی

از خودت و همه کارات متنفر میشی

متن ظالم

از هر دستی بِدی

می گیری از همون دست

این نِفرین مَن نیست

بازئ زمونه ست

اگه به دستت دلی شکست

به دست یسی دلت خواهد شکست

متن برای حکومت ظالم

وقتی کسی رو دوست داری هیچ وقت تنهاش نمیذاری

حتی اگر ازش متنفر باشی

متن برای حکومت ظالم

خیالت راحت

نفرین هایم نمی گیرد

نفرین باید از ته دل باشد

دل شکسته که ته ندارد

متن ظالم

دلم میخواهد تنها باشم

و در تنهایی خودم آنقدر بخوانم که تمام شوم

آنقدر در جمع بوده ام که دیگر متنفر شده ام

من و تنهاییم بدون تن ها راحتیم

متن برای حکومت ظالم

نفرین به وفاداریت

ای دوست که با من ؛

پیمان سر پیمان شکنی

بستی و رفتی …..

متن برای آدم های ظالم

تو باعث شدی که از همه متنفر بشم اما خودت

همچنان عشقم هستی

متن برای ظالم

عشق یعنی

جای نفرین با دعا یادش کنی

خانه اش آباد!

دلداری که یارش را فروخت

متن برای ظالمان

گربه با نگاه کردن به ماهی داخل آب به خود می گوید

ای کاش از آب متنفر نبودم

متن برای ظالمان

امیدوارم هر جا که میروی،

یه نفر مثل خودت سر راهت باشه

بنگر که برای تو دعاست

با نفرین!

متن برای حکومت ظالم

تنها دلیل که باعث میشود یک نفر از تو متنفر باشد

این است که می خواهد دقیقاً مثل تو باشد

متن برای انسان ظالم

خدایا نفرین نمیکنم

ولی هر کی هر کاری با من و

زندگیم کرد

تو همین دنیا تو با اون و زندگیش

بکن …..!

متن برای انسان ظالم

شکسته شدم از روزی که تو را نداشتم

مجنون تر شدم که مرا میخواستی

پریشان تر شدم که عاشقت بود

از خودم متنفر شدم که به تو نگفتم و تو رفته بودی

متن برای آدم های ظالم

شادی را هدیه کن به کسانی که آن را از تو گرفتند
عشق بورز به آنها که دلت را شکستند
دعا کن برای آنها که نفرینت کردند
درخت باش بر غم تبرها
بهار شو بخند که خدا هنوز آن بالا با ماست

متن برای آدم ظالم

تاریکی اتاقم شکسته می شود با نوری ضعیف

لرزشی روی میز کنار تختم میفتد

از این صدا متنفر بودم اما چشم هایم را میمالم تا لود شود

آرزو می کنم کاش تو باشی

سکوت می کنم ، آرزوی بی جایی بود

متن برای آدم های ظالم

اگر خواستی یکی رو خورد کنی

ازش متنفر نباش

نسبت بهش بی تفاوت باش

متن برای ظالمان

کمتر بترسید بیشتر امیدوار باشید

کمتر بخورید بیشتر بجوید

کمتر آه بکشید بیشتر نفس بکشید

کمتر متنفر باشید بیشتر عشق بورزید

و بعد خواهید دید که همه چیزهای خوب از آن شما خواهد شد

متن برای ظالم

به همه کس عشق بورز

به تعداد کمی اعتماد کن و از هیچ کس متنفر نباش

متن برای انسان ظالم

متنفر از گذر زمانی رو که بهت میگن دردت یادت میره

این زمان فقط لالت میکنه

بفهم لعنتی لال میشیی نه اینکه فراموش کردی

متن برای آدم ظالم

یکی را دوست داشتم که فکر میکردم دوستم نداره

ازش دوری میکردم وقتی فهمیدم دوستم داشته

دیگه دیر شده بود چون دیگه دوستم نداشت ازم متنفر بود

متن برای ظالم

عاشق عاشق شدن باش و دوست داشتن را دوست بدار

از تنفر متنفر باش به مهربانی مهر بورز

با آشتی آشتی کن و از جدایی جدا باش

متن برای آدم ظالم

من برای متنفر بودن از کسانی که از من متنفرند وقتی ندارم

زیرا گرفتار دوست داشتن کسانی هستم که مرا دوست دارند

متن برای انسان ظالم

بهتر است دیگران از ما بخاطر آنچه هستیم متنفر باشند

تا بخاطر آنچه که نیستیم دوستمان داشته باشند

متن برای آدم ظالم

رفیق شفیقم، زندگی می‌توانست خیلی سخت‌تر از چیزی که سپری کردیم، باشد! این روزها که پشت سر گذاشتیم بدون پیوند رفاقت میان ما، می‌توانست به سختی سپری شود و ما با یاری یکدیگر به آسانی از آن‌ها عبور کردیم. این اتفاق را مدیون رفاقت هستیم و باید آن را برای همیشه نگه داشته و گرامی‌اش بداریم.

متن برای حکومت ظالم

دوست مهربانم، بابت تمام این سال‌هایی که صمیمانه کنارم بودی و در هر مرحله‌ای از زندگی یاری‌ام کردی، از تو سپاسگذار هستم. خوب می‌دانم که برای به ثمر رساندن این دوستی و مهربانی‌هایت، تا چه اندازه از وجود خود مایه گذاشته و زمان عمرت را به من اختصاص داده‌ای. این را بدان که همیشه قدردان لطف و محبت‌های تو هستم.

متن برای پدر ظالم

دوست صمیمی کسی است که حرف‌های تو را می‌فهمد، پیش از آنکه زبان بگشایی
و خواسته‌های تو را می‌داند، پیش از آنکه حتی اشاره‌ای کنی.
چون او در درونت حضور دارد.
دوست عزیزم
در این روز‌های سرد غربت، بیش از هر زمان دیگری گرمای حضورت را حس می‌کنم.

متن برای ظالمان

بعضی وقت‌ها کسی هست
بدون آنکه تو را در آغوش بگیرد
یا حتی تو را ببیند
یا دستانت را در دست بگیرد
فقط با کلامش
می‌تواند بوسه باران کند قلبت را…

متن برای ظالم

یه رفیق صمیمی و فابریک کسی نیست جز اون که آهنگ قلبت رو می‌دونه
و می‌تونه وقتی تو کلمات رو فراموش می‌کنی، اونا رو واسه‌ات بخونه.

متن ظالم معین

راسته که میگن دوستان خوب و صمیمی قشنگ‌ترین خاطره‌ها رو برای هم می‌سازن
هر چند که این روز‌ها از هم دوریم، ولی یادآوری تک تک خاطرات با هم بودنمون تحمل این روز‌ها رو آسون‌تر کرده، به امید روزی که دوباره کنار هم باشیم.
دوستدار همیشگی تو … (نام خود را بنویسید)

متن برای آدم ظالم

رفقای فابریک و صمیمی، هر طور بتوانند به اندازه‌ی هم در می‌آیند.
بیشتری‌های خودشان را به رُخ کمتری‌های دیگری نمی‌کشند.
دوستان واقعی و بامعرفت، هم اندازه‌اند!

متن برای حکومت ظالم

اگه تو یکی ازین روزای سرد دوستت رو تو پارک دیدی که سیگار می‌کشید و تنهایی و اروم قدم می‌زد.
نگو ولش کن سیگاری شده. برو پیشش بگو مگه من مردم که تنهاییت رو با سیگارت سپری کنی رفیق. تا تهش باهاتم.

متن ظالم

دوست عزیزم
طعم رفاقت با تو شیرین‌ترین و گواراترین طعم دنیاست.
مرا مست می‌کند و می‌برد به روز‌های سبز و فراموش نشدنیه جوانی
به آنجا که خنده‌های سرخوشانه‌مان می‌رسید تا اوج فلک
یادش بخیر

متن ظالم

در این سرمای سخت زمستان
دلگرمم به وجود دوست نازنینی مثل تو
آخر میدانی رفیق
این دلگرمی معجزه‌ها می‌کند
گویی لبخند خدا را با تمام وجود حس می‌کنم.

متن برای حکومت ظالم

حکایت رفاقت حکایت سنگ‌های کنار ساحله …
اول یکی یکی جمع‌شون می‌کنی تو بغلت
بعدش یکی یکی پرت شون می‌کنی تو آب
اما بعضی وقت‌ها یک سنگ‌های قیمتی گیرت میاد که هیچ وقت نمی‌تونی پرت شون کنی …

متن برای آدم های ظالم

بهترین دوست خواهی بود، حتی اگر سختی راه چشمانت را از من دور کند
و بهترینی حتی اگر طنین صدایت به گوش من نرسد …

متن برای ظالم

ممکنه طول بکشه با کسی صمیمی بشی
ولی وقتی دیدی اون آدم یه شخصه خاص و با ارزشه
پس به سادگی از دستش نده

متن ظالم

با تمام مداد رنگی‌های دنیا
به هر زبانی که بدانی یا ندانی!
تنها یک جمله برایت خواهم نوشت:
دوستت دارم بهترین دوست دنیا

متن ظالم معین

نفس شروع زندگی است
عشق قسمتی از زندگی است
اما یک دوست خوب و قدیمی، قلب زندگی است …

متن برای پدر ظالم

دو چیز هیچ وقت از یاد آدما نمی‌ره
دوستای خوب و روز‌های خوب
یه چیز هم هیچ وقت از دل آدم نمی‌ره
روز‌های خوبی که با دوستای خوب گذشت

متن برای انسان ظالم

خیلی حس قشنگیه
وقتی یه دوست با معرفت داشته باشی که همیشه حواسش بهت باشه
به یادت باشه، نگرانت بشه و دوست داشته باشه
مرسی که هستی دوست من

متن برای آدم ظالم

من رسم دوستی‌ام مثل نان نیست که گرمش سر سفره دل باشد و سردش سهم نمکی!
چه گرمای حضورت و چه سرمای نبودنت را دوست دارم …

متن برای پدر ظالم

خیالم راحته که زمستون هرچقدرم سرد باشه،
رفقایی مثل شما دارم که دمشون خیلی گرمه …

متن برای ظالمان

اهای رفیق …
روی نبودنت هم می‌توان حساب کرد …
یادت می‌ارزد به تمام کسانی که بودن‌هایشان بوی بیزاری می‌دهد …

متن برای انسان ظالم

نوشته‌های روی شن، مهمان اولین موج دریا هستند.
اما حکاکی‌هاى روی سنگ، مهمان همیشگی تاریخ هستند
و دوستان خوب حک شدگان روی قلبند و ماندگاران ابدی

متن برای آدم های ظالم

ستاره پنج گوشه دارد،
مربع چهار گوشه دارد،
مثلث سه گوشه دارد،
پاره خط دو انتها دارد،
اما دایره دوستی ما انتهایی ندارد.

متن برای آدم های ظالم

معجزه‌ای وجود دارد که دوستی نامیده می‌شود
و در میان دل اقامت دارد
شما نمی‌دانید که چگونه بوجود می‌آید و چگونه آغاز می‌شود.
اما شادمانی که برایتان به ارمغان می‌آورد همیشه موهبتی خاص می‌بخشد
و شما متوجه می‌شوید که دوستی ارزشمندترین نعمت خداوند است!

متن برای حکومت ظالم

زندگی با صدا شروع میشه، بی‌صدا تموم میشه …
عشق با ترس شروع میشه، با اشک تموم میشه …
دوستی خوب، هر جایی میتونه شروع بشه،
اما هیچ جا تموم نمیشه!

متن برای آدم های ظالم

فراموش کردن رفیقان، بی احترامی به قانون خاطره‌هاست.
ارادت مرا هر روز در سر رسیدت تیک بزن …

متن برای ظالمان

اسمتو رو ساحل ننویس، چون امواج دریا اونو می‌شوره و محو می‌کنه،
اسمتو رو آسمون ننویس، چون باد می‌وزه و اونو می‌بره،
اسمتو تو قلب دوستات بنویس، اونجاست که برا همیشه باقی می‌مونه.

متن برای ظالمان

دوستی مثل بالشته:
وقتی خسته‌ای بهش تکیه می‌کنی
وقتی خوشحالی بغلش می‌کنی
وقتی غصه داری روش گریه می‌کنی
پس بالشتتم رفیق!

متن برای حکومت ظالم

به سلامتی پرچم ایران که سه رنگه، تخم مرغ که دو رنگه، رفیق که یه رنگه!

متن برای انسان ظالم

در این دنیای پر از فریب، پیدا کردن یک دوست با قلبی زیبا،

احساسات ناب، شخصیت جذاب و خوش قیافه خیلی مشکله.

پس یادت باشه برا من ارزش قائل بشی.

متن برای انسان ظالم

 سلامتی هرچی خوبه که بدش ماییم
سلامتی هرچی بزرگه که کوچیکش ماییم
سلامتی هرچی رفیقه که اگه قابل بدونن خاک زیر پاش ماییم …

متن برای آدم ظالم

تنها چیزی که یارانه ای نشد “رفاقت” بود چون نتونستن روش قیمت بزارن !
مخلص همه رفقای با معرفت که قیمت ندارن …

متن برای انسان ظالم

 هندی بلدی ؟
قیفر میتاپ ریز کاخ
بلد نیستی ؟ عیب نداره از آخر بخون !

متن برای ظالمان

 دوستانم همه نابند ، طلا سیری چند ؟
درد از همه شان دور ، بلا سیری چند ؟
بی گل روی عزیزان ، نفستم می گیرد
بی حضور رفقا ، صلح و صفا سیری چند ؟

متن برای آدم ظالم

 سلامتی رفیقی که پیشمون نیست ولی توی قلبمونه !
به یادمون نیست ولی تو یادمونه !
بی خیالمونه ولی همیشه تو خیالمونه …

متن برای آدم ظالم

 عشق + اهمیت = مادر
عشق + ترس = پدر
عشق + کمک = خواهر
عشق + دعوا = برادر
عشق + اهمیت + ترس + کمک + دعوا + زندگی = رفیق …

متن برای ظالم

 پرسید دوست رو چون دوستش داری بهش نیاز داری یا که چون بهش نیاز داری دوستش داری ؟
گفتم چون دارمش بی نیازم …

متن برای آدم ظالم

 دوست خوب مثل قرص مسکن می مونه ، همیشه آرومت میکنه !

متن برای ظالمان

 غمها چو کوه گشته و بیداد میکند
عمرش دراز باد آنکه ز ما یاد میکند

متن برای آدم های ظالم

 دوستی مثل متکا میمونه
وقتی خسته ای بهش تکیه میکنی
وقتی خوشحالی بهش تکیه میکنی
وقتی غصه داری روش گریه میکنی
وقتی شوخیت میگیره پرتش میکنی
وقتی سرت شلوغ از جلو دست و پا برش میداری
اما دیر یا زود باز هم بهش احتیاج پیدا میکنی
به سلامتی همه دوستای با معرفت …

متن برای آدم ظالم

رفیق خوبم، سفر سلامت. نبود تو هم درست مثل بودنت، به من دلگرمی می‌دهد.

متن برای پدر ظالم

زندگی به من آموخت که رفاقت خود مردانگی و مردانگی خود رفاقت است.

متن برای پدر ظالم

رفیق من، تو شریک بدترین و بهترین لحظه‌های من بوده‌ای و حضورت در روزگارم را شکرگذارم.

متن برای آدم های ظالم

رفیق، مبادا لحظه‌ای خود را در این همهمه تنها احساس کنی، من همیشه پشت سرت ایستاده‌ام.

متن برای آدم ظالم

رفیق نازنینم، خوب میدانم که هر کجا بروم، تو پیش‌تر از من آن جا منتظر مانده‌ای.

متن ظالم

ای دوست به خدا دوری تو دشوار است
بی تو از گردش ایام دلم بیزار است
بی تو ای مونس جان، دل ز غمت میسوزد
دل افسرده من طالب یک دیدار است

متن برای ظالمان

همچنان چشم به چشمان تو دارم ای دوست
گوشه چشمی بنما بر دل زارم ای دوست
هر شبم نقش تو ماه شب چشمان منست
روزها در شب هجرت بشمارم ای دوست

متن برای آدم های ظالم

دوست یعنی کسی که وقتی هست آروم باشی و وقتی که نیست
توی زندگیت یه چیزی رو کم احساس کنی

متن برای ظالمان

دو چیز هیچ وقت از یاد آدما نمیره
دوستای خوب و روزهای خوب
یه چیز هم هیچ وقت از دل آدم نمیره
روزهای خوبی که با دوستای خوب گذشت

متن ظالم

معجزه ای وجود دارد که دوستی نامیده می شود و در میان دل اقامت دارد
شما نمی دانید که چگونه بوجود می آید و چگونه آغاز می شود
اما شادمانی که برایتان به ارمغان می آورد همیشه موهبتی خاص می بخشد
و شما متوجه می شوید که دوستی ارزشمندترین نعمت خداوند است !

متن ظالم معین

پرسید دوست رو چون دوستش داری بهش نیاز داری یا که چون بهش نیاز داری دوستش داری ؟
گفتم چون دارمش بی نیازم . . .

متن برای ظالم

با تمـام مـداد رنگـی هـای دنـیا
بـه هـر زبـانی که بـدانی یـا نـدانی !
تنهـا یکــ جملـه برایـت خـواهـم نوشت :
دوستت دارم بهترین دوست دنیا

متن برای ظالمان

برخی افراد میگن رفیق مانند لیمو شیرینه، بعد یه مدت تلخ میشه اما یکی نیست
به این برخی افراد بگه لیمو شیرین همۀ وقت} شیرینه تو چاقو به جیگرش نزنن تلخ نمیشه

متن برای ظالم

توی دنیا
دوست های خوب محدودن
ولی دوستای خوب
دنیای نامحدودن
دلتنگ دوستای خوب و با معرفتم

متن برای آدم ظالم

فراموش کردن رفیقان بی احترامی به قانون خاطره هاست
ارادت مرا هر روز در سر رسیدت تیک بزن . . .

متن برای حکومت ظالم

رفیق چهار حرفه اما اگه رفیقتو فراموش کنی خیلی حرفه . . .
اس ام اس رفیق و رفاقت
رفـاقت بار سنگینی ست !
کسی بـر دوش میگیرد که یک دنیا وفا و مرام دارد
به سلامتیه رفیق واقعی

متن برای پدر ظالم

زندگی با صدا شروع میشه ، بیصدا تموم میشه . . .
عشق با ترس شروع میشه ، با اشک تموم میشه . . .
دوستیه خوب ، هر جایی میتونه شروع بشه، اما هیچ جا تموم نمیشه !

متن برای آدم های ظالم

ما با نفس سلامت ای دوست
خوشیم
از گرمی هر کلامت ای دوست
خوشیم
هرچند که افتخار دیدارت نیست
با زنگ خوش پیامت ای دوست
خوشیم

متن برای ظالم

یه رفیق مفید میشه که تحصیلات دانشگاهی نداشته باشه
یه رفیق مفید میشه که موتور و اتومبیل نداشته باشه
یه رفیق مفید میشه که پولدار نباشه و لباس هاي مارک نپوشه
اما یه رفیق مفید باید یه ذات مفید و یه قلب مهربون داشته باشه

متن برای آدم ظالم

دلت آبی تر از دریا رفیقم
به کامت شادی دنیا رفیقم
الهی دائما چون گل بخندی
شب و روزت خوش و زیبا رفیقم . . .

متن برای آدم ظالم

از سلامتی خود مواظبت می‌کنیم، برای روز مبادا پول ذخیره می‌کنیم، سقف خانه را تعمیر می‌کنیم و لباس کافی می‌پوشیم، ولی کیست که در بند آن باشد که بهترین دارایی یعنی دوست را به صورتی عاقلانه برای خود فراهم کند؟
“رالف والدو امرسن”

متن برای انسان ظالم

داروها و دوستی ها هر دو مشکلات را حل میکنند !
با این تفاوت که دوستی ها هیچ وقت تاریخ انقضا ، بها و اندازه ندارند . . .

متن ظالم معین

رفیق شفیقم، زندگی می‌توانست خیلی سخت‌تر از چیزی که سپری کردیم، باشد! این روزها که پشت سر گذاشتیم بدون پیوند رفاقت میان ما، می‌توانست به سختی سپری شود و ما با یاری یکدیگر به آسانی از آن‌ها عبور کردیم. این اتفاق را مدیون رفاقت هستیم و باید آن را برای همیشه نگه داشته و گرامی‌اش بداریم.

متن برای ظالم

دوست مهربانم، بابت تمام این سال‌هایی که صمیمانه کنارم بودی و در هر مرحله‌ای از زندگی یاری‌ام کردی، از تو سپاسگذار هستم. خوب می‌دانم که برای به ثمر رساندن این دوستی و مهربانی‌هایت، تا چه اندازه از وجود خود مایه گذاشته و زمان عمرت را به من اختصاص داده‌ای. این را بدان که همیشه قدردان لطف و محبت‌های تو هستم.

متن ظالم

دوست صمیمی کسی است که حرف‌های تو را می‌فهمد، پیش از آنکه زبان بگشایی
و خواسته‌های تو را می‌داند، پیش از آنکه حتی اشاره‌ای کنی.
چون او در درونت حضور دارد.
دوست عزیزم
در این روز‌های سرد غربت، بیش از هر زمان دیگری گرمای حضورت را حس می‌کنم.

متن برای آدم های ظالم

بعضی وقت‌ها کسی هست
بدون آنکه تو را در آغوش بگیرد
یا حتی تو را ببیند
یا دستانت را در دست بگیرد
فقط با کلامش
می‌تواند بوسه باران کند قلبت را…

متن برای انسان ظالم

یه رفیق صمیمی و فابریک کسی نیست جز اون که آهنگ قلبت رو می‌دونه
و می‌تونه وقتی تو کلمات رو فراموش می‌کنی، اونا رو واسه‌ات بخونه.

متن برای آدم های ظالم

راسته که میگن دوستان خوب و صمیمی قشنگ‌ترین خاطره‌ها رو برای هم می‌سازن
هر چند که این روز‌ها از هم دوریم، ولی یادآوری تک تک خاطرات با هم بودنمون تحمل این روز‌ها رو آسون‌تر کرده، به امید روزی که دوباره کنار هم باشیم.
دوستدار همیشگی تو … (نام خود را بنویسید)

متن برای ظالم

رفقای فابریک و صمیمی، هر طور بتوانند به اندازه‌ی هم در می‌آیند.
بیشتری‌های خودشان را به رُخ کمتری‌های دیگری نمی‌کشند.
دوستان واقعی و بامعرفت، هم اندازه‌اند!

متن برای انسان ظالم

اگه تو یکی ازین روزای سرد دوستت رو تو پارک دیدی که سیگار می‌کشید و تنهایی و اروم قدم می‌زد.
نگو ولش کن سیگاری شده. برو پیشش بگو مگه من مردم که تنهاییت رو با سیگارت سپری کنی رفیق. تا تهش باهاتم.

متن برای پدر ظالم

دوست عزیزم
طعم رفاقت با تو شیرین‌ترین و گواراترین طعم دنیاست.
مرا مست می‌کند و می‌برد به روز‌های سبز و فراموش نشدنیه جوانی
به آنجا که خنده‌های سرخوشانه‌مان می‌رسید تا اوج فلک
یادش بخیر

متن ظالم

در این سرمای سخت زمستان
دلگرمم به وجود دوست نازنینی مثل تو
آخر میدانی رفیق
این دلگرمی معجزه‌ها می‌کند
گویی لبخند خدا را با تمام وجود حس می‌کنم.

متن برای حکومت ظالم

حکایت رفاقت حکایت سنگ‌های کنار ساحله …
اول یکی یکی جمع‌شون می‌کنی تو بغلت
بعدش یکی یکی پرت شون می‌کنی تو آب
اما بعضی وقت‌ها یک سنگ‌های قیمتی گیرت میاد که هیچ وقت نمی‌تونی پرت شون کنی …

متن برای آدم ظالم

بهترین دوست خواهی بود، حتی اگر سختی راه چشمانت را از من دور کند
و بهترینی حتی اگر طنین صدایت به گوش من نرسد …

متن برای پدر ظالم

ممکنه طول بکشه با کسی صمیمی بشی
ولی وقتی دیدی اون آدم یه شخصه خاص و با ارزشه
پس به سادگی از دستش نده

متن برای آدم ظالم

با تمام مداد رنگی‌های دنیا
به هر زبانی که بدانی یا ندانی!
تنها یک جمله برایت خواهم نوشت:
دوستت دارم بهترین دوست دنیا

متن ظالم معین

نفس شروع زندگی است
عشق قسمتی از زندگی است
اما یک دوست خوب و قدیمی، قلب زندگی است …

متن ظالم

دو چیز هیچ وقت از یاد آدما نمی‌ره
دوستای خوب و روز‌های خوب
یه چیز هم هیچ وقت از دل آدم نمی‌ره
روز‌های خوبی که با دوستای خوب گذشت

متن برای آدم ظالم

خیلی حس قشنگیه
وقتی یه دوست با معرفت داشته باشی که همیشه حواسش بهت باشه
به یادت باشه، نگرانت بشه و دوست داشته باشه
مرسی که هستی دوست من

متن برای حکومت ظالم

من رسم دوستی‌ام مثل نان نیست که گرمش سر سفره دل باشد و سردش سهم نمکی!
چه گرمای حضورت و چه سرمای نبودنت را دوست دارم …

متن برای ظالمان

خیالم راحته که زمستون هرچقدرم سرد باشه،
رفقایی مثل شما دارم که دمشون خیلی گرمه …

متن برای آدم ظالم

اهای رفیق …
روی نبودنت هم می‌توان حساب کرد …
یادت می‌ارزد به تمام کسانی که بودن‌هایشان بوی بیزاری می‌دهد …

متن برای ظالمان

نوشته‌های روی شن، مهمان اولین موج دریا هستند.
اما حکاکی‌هاى روی سنگ، مهمان همیشگی تاریخ هستند
و دوستان خوب حک شدگان روی قلبند و ماندگاران ابدی

متن ظالم معین

ستاره پنج گوشه دارد،
مربع چهار گوشه دارد،
مثلث سه گوشه دارد،
پاره خط دو انتها دارد،
اما دایره دوستی ما انتهایی ندارد.

متن برای انسان ظالم

معجزه‌ای وجود دارد که دوستی نامیده می‌شود
و در میان دل اقامت دارد
شما نمی‌دانید که چگونه بوجود می‌آید و چگونه آغاز می‌شود.
اما شادمانی که برایتان به ارمغان می‌آورد همیشه موهبتی خاص می‌بخشد
و شما متوجه می‌شوید که دوستی ارزشمندترین نعمت خداوند است!

متن برای ظالمان

زندگی با صدا شروع میشه، بی‌صدا تموم میشه …
عشق با ترس شروع میشه، با اشک تموم میشه …
دوستی خوب، هر جایی میتونه شروع بشه،
اما هیچ جا تموم نمیشه!

متن ظالم

فراموش کردن رفیقان، بی احترامی به قانون خاطره‌هاست.
ارادت مرا هر روز در سر رسیدت تیک بزن …

متن برای ظالمان

اسمتو رو ساحل ننویس، چون امواج دریا اونو می‌شوره و محو می‌کنه،
اسمتو رو آسمون ننویس، چون باد می‌وزه و اونو می‌بره،
اسمتو تو قلب دوستات بنویس، اونجاست که برا همیشه باقی می‌مونه.

متن برای پدر ظالم

دوستی مثل بالشته:
وقتی خسته‌ای بهش تکیه می‌کنی
وقتی خوشحالی بغلش می‌کنی
وقتی غصه داری روش گریه می‌کنی
پس بالشتتم رفیق!

متن ظالم معین

به سلامتی پرچم ایران که سه رنگه، تخم مرغ که دو رنگه، رفیق که یه رنگه!

متن برای آدم ظالم

در این دنیای پر از فریب، پیدا کردن یک دوست با قلبی زیبا،

احساسات ناب، شخصیت جذاب و خوش قیافه خیلی مشکله.

پس یادت باشه برا من ارزش قائل بشی.

متن برای انسان ظالم

 سلامتی هرچی خوبه که بدش ماییم
سلامتی هرچی بزرگه که کوچیکش ماییم
سلامتی هرچی رفیقه که اگه قابل بدونن خاک زیر پاش ماییم …

متن برای ظالمان

تنها چیزی که یارانه ای نشد “رفاقت” بود چون نتونستن روش قیمت بزارن !
مخلص همه رفقای با معرفت که قیمت ندارن …

متن برای آدم ظالم

 هندی بلدی ؟
قیفر میتاپ ریز کاخ
بلد نیستی ؟ عیب نداره از آخر بخون !

متن برای آدم های ظالم

 دوستانم همه نابند ، طلا سیری چند ؟
درد از همه شان دور ، بلا سیری چند ؟
بی گل روی عزیزان ، نفستم می گیرد
بی حضور رفقا ، صلح و صفا سیری چند ؟

متن ظالم

 سلامتی رفیقی که پیشمون نیست ولی توی قلبمونه !
به یادمون نیست ولی تو یادمونه !
بی خیالمونه ولی همیشه تو خیالمونه …

متن برای آدم ظالم

 عشق + اهمیت = مادر
عشق + ترس = پدر
عشق + کمک = خواهر
عشق + دعوا = برادر
عشق + اهمیت + ترس + کمک + دعوا + زندگی = رفیق …

متن برای آدم های ظالم

 پرسید دوست رو چون دوستش داری بهش نیاز داری یا که چون بهش نیاز داری دوستش داری ؟
گفتم چون دارمش بی نیازم …

متن برای آدم های ظالم

 دوست خوب مثل قرص مسکن می مونه ، همیشه آرومت میکنه !

متن برای حکومت ظالم

 غمها چو کوه گشته و بیداد میکند
عمرش دراز باد آنکه ز ما یاد میکند

متن برای انسان ظالم

 دوستی مثل متکا میمونه
وقتی خسته ای بهش تکیه میکنی
وقتی خوشحالی بهش تکیه میکنی
وقتی غصه داری روش گریه میکنی
وقتی شوخیت میگیره پرتش میکنی
وقتی سرت شلوغ از جلو دست و پا برش میداری
اما دیر یا زود باز هم بهش احتیاج پیدا میکنی
به سلامتی همه دوستای با معرفت …

متن برای آدم های ظالم

رفیق خوبم، سفر سلامت. نبود تو هم درست مثل بودنت، به من دلگرمی می‌دهد.

متن برای ظالم

زندگی به من آموخت که رفاقت خود مردانگی و مردانگی خود رفاقت است.

متن برای ظالمان

رفیق من، تو شریک بدترین و بهترین لحظه‌های من بوده‌ای و حضورت در روزگارم را شکرگذارم.

متن برای ظالمان

رفیق، مبادا لحظه‌ای خود را در این همهمه تنها احساس کنی، من همیشه پشت سرت ایستاده‌ام.

متن برای پدر ظالم

رفیق نازنینم، خوب میدانم که هر کجا بروم، تو پیش‌تر از من آن جا منتظر مانده‌ای.

متن برای حکومت ظالم

ای دوست به خدا دوری تو دشوار است
بی تو از گردش ایام دلم بیزار است
بی تو ای مونس جان، دل ز غمت میسوزد
دل افسرده من طالب یک دیدار است

متن برای انسان ظالم

همچنان چشم به چشمان تو دارم ای دوست
گوشه چشمی بنما بر دل زارم ای دوست
هر شبم نقش تو ماه شب چشمان منست
روزها در شب هجرت بشمارم ای دوست

متن برای انسان ظالم

دوست یعنی کسی که وقتی هست آروم باشی و وقتی که نیست
توی زندگیت یه چیزی رو کم احساس کنی

متن برای حکومت ظالم

دو چیز هیچ وقت از یاد آدما نمیره
دوستای خوب و روزهای خوب
یه چیز هم هیچ وقت از دل آدم نمیره
روزهای خوبی که با دوستای خوب گذشت

متن ظالم معین

معجزه ای وجود دارد که دوستی نامیده می شود و در میان دل اقامت دارد
شما نمی دانید که چگونه بوجود می آید و چگونه آغاز می شود
اما شادمانی که برایتان به ارمغان می آورد همیشه موهبتی خاص می بخشد
و شما متوجه می شوید که دوستی ارزشمندترین نعمت خداوند است !

متن برای ظالم

پرسید دوست رو چون دوستش داری بهش نیاز داری یا که چون بهش نیاز داری دوستش داری ؟
گفتم چون دارمش بی نیازم . . .

متن ظالم معین

با تمـام مـداد رنگـی هـای دنـیا
بـه هـر زبـانی که بـدانی یـا نـدانی !
تنهـا یکــ جملـه برایـت خـواهـم نوشت :
دوستت دارم بهترین دوست دنیا

متن برای پدر ظالم

برخی افراد میگن رفیق مانند لیمو شیرینه، بعد یه مدت تلخ میشه اما یکی نیست
به این برخی افراد بگه لیمو شیرین همۀ وقت} شیرینه تو چاقو به جیگرش نزنن تلخ نمیشه

متن برای ظالم

توی دنیا
دوست های خوب محدودن
ولی دوستای خوب
دنیای نامحدودن
دلتنگ دوستای خوب و با معرفتم

متن برای ظالم

فراموش کردن رفیقان بی احترامی به قانون خاطره هاست
ارادت مرا هر روز در سر رسیدت تیک بزن . . .

متن برای ظالمان

رفیق چهار حرفه اما اگه رفیقتو فراموش کنی خیلی حرفه . . .
اس ام اس رفیق و رفاقت
رفـاقت بار سنگینی ست !
کسی بـر دوش میگیرد که یک دنیا وفا و مرام دارد
به سلامتیه رفیق واقعی

متن برای حکومت ظالم

زندگی با صدا شروع میشه ، بیصدا تموم میشه . . .
عشق با ترس شروع میشه ، با اشک تموم میشه . . .
دوستیه خوب ، هر جایی میتونه شروع بشه، اما هیچ جا تموم نمیشه !

متن برای ظالم

ما با نفس سلامت ای دوست
خوشیم
از گرمی هر کلامت ای دوست
خوشیم
هرچند که افتخار دیدارت نیست
با زنگ خوش پیامت ای دوست
خوشیم

متن برای آدم های ظالم

یه رفیق مفید میشه که تحصیلات دانشگاهی نداشته باشه
یه رفیق مفید میشه که موتور و اتومبیل نداشته باشه
یه رفیق مفید میشه که پولدار نباشه و لباس هاي مارک نپوشه
اما یه رفیق مفید باید یه ذات مفید و یه قلب مهربون داشته باشه

متن برای ظالمان

دلت آبی تر از دریا رفیقم
به کامت شادی دنیا رفیقم
الهی دائما چون گل بخندی
شب و روزت خوش و زیبا رفیقم . . .

متن برای حکومت ظالم

از سلامتی خود مواظبت می‌کنیم، برای روز مبادا پول ذخیره می‌کنیم، سقف خانه را تعمیر می‌کنیم و لباس کافی می‌پوشیم، ولی کیست که در بند آن باشد که بهترین دارایی یعنی دوست را به صورتی عاقلانه برای خود فراهم کند؟
“رالف والدو امرسن”

متن برای انسان ظالم

داروها و دوستی ها هر دو مشکلات را حل میکنند !
با این تفاوت که دوستی ها هیچ وقت تاریخ انقضا ، بها و اندازه ندارند . . .

متن ظالم معین

بعد از آن که عاشورا
شد تمام و طوفان شد

دشمن خدا در شام
شادمان و خندان شد

روبروی زینب(س) گفت:
آن یزید بد کردار

از شکنجه و تهدید
از خشونت و آزار

روبروی زینب(س) گفت:
دشمن غضب آلود

کشته ام حسینت را
چون که دشمن ما بود

روبروی زینب(س) گفت:
دیده ای چه ها کردم؟

من سر حسینت را
از بدن جدا کردم

دختر علی(ع) امّا
پیرو امامش بود

یاحسین(ع)و یا زهرا(س)
بین هر کلامش بود

او یزید ظالم را
توی کوفه رسوا کرد

دختر علی(ع)در شام
خطبه خواند و غوغا کرد

پاسخی به ظالم داد
بادلی جهان افروز

«جز شکوه و زیبایی
من ندیده ­ام آن روز

جمله های زیبایش
محکم و الهی بود

مثل پرتو نوری
در دل سیاهی بود

دختر علی(ع)آتش
بر حکومت او زد

هر کسی از آن گفتار
پنجه بر سر و رو زد

دختر علی(ع)نامش
زنده است و می­ماند

توی ذهن من انگار
هست و خطبه می خواند

اسم پاک و زیبایش
بوده روز و شب بر لب

قلب کوچکم داغ است
از مصیبت زینب(س)

متن برای آدم های ظالم

شعر کوتاه برای شهادت حضرت زینب کودکانه

یک سال و نیم مانده غمت در گلوی من
هر روز و شب تویی همه جا روبه روی من

در زیر آفتابم و تشنه شبیه تو
دنیا کشیده خنجر غم بر گلوی من

تصویر قتلگاه تو یادم نمی‌رود
یک بوسه از تنت شده بود آرزوی من

از خاطرات آن شب مقتل کنار تو
مانده هنوز لاله سرخی به روی من

یک لحظه چوب محمل و پیشانی‌ام شکست
تا رفت روی نیزه سرت پیش روی من

قاری روی نیزه شدی تا نگاه‌ها
آید به سوی نیزه نیاید به سوی من

سنگین‌ترین غمم غم دفن سه ساله بود
او رفت و رفت پیش شما آبروی من

بشکن سفال عمر مرا تا نفس کشم
دیگر بس است باده غم در سبوی من

متن ظالم معین

یادش به خیر روز و شبم با حسین بود

ذکر بی اختیار لبم یا حسین بود

پا تا سرِ عقیله سراپا حسین بود

وقتِ اذان اشهدِ من یا حسین بود

ما تار و پودِ رشته یِ پیراهن همیم

یعنی من و حسین، حسین و منِ همیم

دور از تو هست ولی دست از تو بر نداشت

خسته شده ست ولی دست از تو برنداشت

از پا نشست ولی دست از تو برنداشت

زینب شکست ولی دست از تو برنداشت

مانند من کسی به غم و رنج تن نداد

آه و غمی چنین به دلِ پنج تن نداد

یادش به خیر بال و پرش می شدم خودم

سایه به سایه همسفرش می شدم خودم

یک عمر مادر و پدرش می شدم خودم

جایِ همه فدایِ سرش می شدم خودم

نامِ حسین حکمِ قسم را گرفته بود

یک شب ندیدنش نفسم را گرفته بود

یادم می آید آینه رویِ حسین بود

اشکِ دو چشمم آبِ وضویِ حسین بود

هم پنجه هام شانه ی موی حسین بود

هم بوسه های زیرِ گلوی حسین بود

یادم نرفته نیمه شب از خواب می پرید

یادم نرفته تشنه لب از خواب می پرید

ماندند کربلا کس و کاری که داشتیم

آتش گرفت دار و نداری که داشتیم

بی سر شدند ایل و تباری که داشتیم

از ما گرفت کوفه قراری که داشتیم

یک روز خانه یِ پدرِ من شلوغ بود

یادش به خیر دور و برِ من شلوغ بود

جای سلام سنگ به من پرت کرده اند

از پشت بام سنگ به من پرت کرده اند

زن هایِ شام سنگ به من پرت کرده اند

شاگردهام سنگ به من پرت کرده اند

داغت نشست قلبِ صبور مرا شکست

زخمِ زبانِ شام غرور مرا شکست

حالا فقط به پیرُهنش فکر می کنم

می سوزم و به سوختنش فکر می کنم

دارم به دست و پا زدنش فکر می کنم

بسکه به نیزه و دهنش فکر می کنم …

با روضه ی برادرم از هوش می روم

با ضجه هایِ مادرم از هوش می روم

از هر که تازه آمده از راه نیزه خورد

گَهگاه سنگ، گاه لگد، گاه نیزه خورد

شد نوبت سنان، دهنِ شاه نیزه خورد

در کُل هزار و نهصد و پنجاه نیزه خورد

آنقدر سنگ خورد که آئینه اش شکست

در زیرِ نعل ها قفسِ سینه اش شکست

وای از محاسن تو و انگشت های شمر

وای از لب و دهان تو و جای پای شمر

مثل تن تو خورد به من چکمه های شمر…

متن برای آدم های ظالم

پس از حسین چگونه حیات داشته باشد؟
چگونه در دل طوفان ثبات داشته باشد؟

کسی که کرببلا رو به چشم دیده و مانده
گمان نمی‌کنم اصلا وفات داشته باشد

به وقت مرگ نه، حقش نبود زینب کبری
کنار خویش دو شاخه نبات داشته باشد؟

چه غم از اینکه کسی هم حرم نداشته باشد
کسی که معجزه در کائنات داشته باشد

قسم به عمه سادات می‌دهد همگی را
کسی که کار مهم با ذوات داشته باشد

دمشق جمع پریشان کربلا و بقیع است
اگر چه فاصله با این نقاط داشته باشد

وزیده پرچم ارباب رو به سوی دمشقش
به خواهرش همه جا التفات داشته باشد

رقیه تا که نخواهد از عمه مشک عمو را
مباد سوریه رود فرات داشته باشد

قسم به اشک رباب و قسم به گوش سه ساله
زیارت تو دوتا احتیاط داشته باشد

متن برای حکومت ظالم

لحظه ها لحظه های آخر بود

آخرین ناله های خواهر بود

خواهری که میان بستر بود

خنجری خشک و دیده ای تر بود

چقدر سینه اش مکدر بود

دستش رو به قبله تا کرده

روی خود را به کربلا کرده

مجلس روضه را بپا کرده

باز هم یاد درد ها کرده

یاد باغ گلی که پرپر بود

پلکهایش کمی تکان دارد

رعشه ای بین بازوان دارد

پوست نیروی استخوان دارد

یادگاری ز خیزران دارد

چشم از صبح خیره بر در بود

تا علی اکبرش اذان ندهد

سروِ قدش تا نشان ندهد

تا علمدار سایبان ندهد

تا حسینش ندیده جان ندهد

انتظارش چه گریه آور بود

زیر این آفتاب می سوزد

تنش از التهاب می سوزد

یاد عباس و آب می سوزد

مثل روی رباب می سوزد

یاد لبهای خشک اصغر بود

می زند شعله مرثیه خوانیش

زنده ماندن شده پشیمانیش

مانده زخمی به روی پیشانیش

آه از روز کوچه گردانیش

چقدر در مدینه بهتر بود

سه برادر گرفته هر سو را

و علی هم گرفته بازو را

دور تا دور قد بانو را

تا نبینند چادر او را

آه از آن دم که پیش اکبر بود

ناگهان یک سپاه خندیدند

بر زنی بی پناه خندیدند

او که شد تکیه گاه خدیدند

مردمی با نگاه خندیدند

بعد از آن نوبت برادر بود

آن همه ازدهام یادش هست

جمع کوفی و شام یادش هست

چشمهای حرام یادش هست

حال و روز امام یادش هست

چشمها روی چند دختر بود

یک طرف دختری که رفته از حال

یک طرف تل خاک در گودال

زیر پای جماعتی خوشحال

یک تن افتاده تا شود پامال

باز دعوا میان لشکر بود

جان او تا ز صدر زین افتاد

خیمه ای شعله ور زمین افتاد

نقش یک ضربه بر جبین افتاد

گیسویی دست آن و این افتاد

حرمله هم کمی جلوتر بود

یک نفر گوئیا سر آورده

زیر یک شال خنجر آورده

عرق شمر را در آورده

وای سر روی دست مادر بود

متن برای آدم های ظالم

زینب طلوع بود ولی ابتدا نداشت
زینب غروب بود ولی انتها نداشت

زینب رسول بود ولی مصطفی نشد
شهر نزول بود اگر چه حرا نداشت

زینب اگر نبود کسی فاطمی نبود
زینب اگر نبود کسی مرتضی نداشت

زینب اگر نبود حسینی نمی‌شدیم
زینب اگر نبود زمین کربلا نداشت

زینب هر آن چه گفت تماماً حسین بود
اصلاً به غیر نام حسین اعتنا نداشت

زینب اگر نبود مسلمان نداشتیم
باور کنید ذکر حسین جان نداشتیم

جایی پریده است که پیدا نمی‌شود
حتی عروج این همه بالا نمی‌شود

دیدند صبح آمده اما در آسمان
خورشید شهر فاطمه پیدا نمی‌شود

یا ایها الرسول چرا آفتاب صبح
در آسمان شهر تماشا نمی‌شود

فرمود: زینب آینه روی دخترم
آن که مقام بی حدش املا نمی‌شود

چون بی نقاب آمده بیرون حجره اش
امروز آفتاب هویدا نمی‌شود

حقش نبود کعبه نیلوفرش کنند
حقش نبود سر زده بی معجرش کنند

لب‌هاش تشنه بود ولی رود نیل بود
بالش شکسته بود ولی جبرئیل بود

زینب، فرشته، آینه، حوریه، عاطفه
از جنس خانواده ای از این قبیل بود

گودال هم که رفت فقط سر به زیر بود
شرمنده بود از اینکه قتیلش قلیل بود

کوچه به کوچه لشگر کوفه شکست خورد
از دست خانمی که تماماً اصیل بود

ویرانه کرد کاخ بلند یزید را
زینب تبر نداشت ولیکن خلیل بود

متن برای ظالم

در برت تقدیم جان می خواستم اما نشد

چون کبوتر آشیان می خواستم اما نشد

تا کنم گریه به یک زخم از سراپا زخم تو

روضه ای فوق زمان می خواستم اما نشد

زخم و خاک و آفتاب و خیمه ی غارت شده

من برایت سایبان می خواستم اما نشد

تا به جای تو لگد کوب سواران می شدم

من هزاران جان می خواستم اما نشد

دور تا از محمل زینب کند نامحرمان

غرش یک پهلوان می خواستم اما نشد

تا که شاید لحظه ی آخر به پایت دق کنم

مهلتی از ساربان می خواستم اما نشد

غسل و کفن و دفن و تشیع ات بماند آه من

بر سرت سنگ نشان می خواستم اما نشد

نه عمامه نه عبا خاتم نه در وقت سفر

از لب لعل لبت اذان می خواستم اما نشد

یک سال و نیم مانده غمت در گلوی من

هر روز و شب تویی همه جا روبه روی من

در زیر آفتابم و تشنه شبیه تو

دنیا کشیده خنجر غم بر گلوی من

تصویر قتلگاه تو یادم نمی رود

یک بوسه از تنت شده بود آرزوی من

از خاطرات آن شب مقتل کنار تو

مانده هنوز لاله سرخی به روی من

یک لحظه چوب محمل و پیشانی ام شکست

تا رفت روی نیزه سرت پیش روی من

قاری روی نیزه شدی تا نگاه ها

آید به سوی نیزه نیاید به سوی من

سنگین ترین غمم غم دفن سه ساله بود

او رفت و رفت پیش شما آبروی من

بشکن سفال عمر مرا تا نفس کشم

دیگر بس است باده غم در سبوی من

متن برای انسان ظالم

بعد از آن که عاشورا
شد تمام و طوفان شد

دشمن خدا در شام
شادمان و خندان شد

روبروی زینب(س) گفت:
آن یزید بد کردار

از شکنجه و تهدید
از خشونت و آزار

روبروی زینب(س) گفت:
دشمن غضب آلود

کشته ام حسینت را
چون که دشمن ما بود

روبروی زینب(س) گفت:
دیده ای چه ها کردم؟

من سر حسینت را
از بدن جدا کردم

دختر علی(ع) امّا
پیرو امامش بود

یاحسین(ع)و یا زهرا(س)
بین هر کلامش بود

او یزید ظالم را
توی کوفه رسوا کرد

دختر علی(ع)در شام
خطبه خواند و غوغا کرد

پاسخی به ظالم داد
بادلی جهان افروز

«جز شکوه و زیبایی
من ندیده ­ام آن روز

جمله های زیبایش
محکم و الهی بود

مثل پرتو نوری
در دل سیاهی بود

دختر علی(ع)آتش
بر حکومت او زد

هر کسی از آن گفتار
پنجه بر سر و رو زد

دختر علی(ع)نامش
زنده است و می­ماند

توی ذهن من انگار
هست و خطبه می خواند

اسم پاک و زیبایش
بوده روز و شب بر لب

قلب کوچکم داغ است
از مصیبت زینب(س)

متن برای انسان ظالم

شعر کوتاه برای شهادت حضرت زینب کودکانه

یک سال و نیم مانده غمت در گلوی من
هر روز و شب تویی همه جا روبه روی من

در زیر آفتابم و تشنه شبیه تو
دنیا کشیده خنجر غم بر گلوی من

تصویر قتلگاه تو یادم نمی‌رود
یک بوسه از تنت شده بود آرزوی من

از خاطرات آن شب مقتل کنار تو
مانده هنوز لاله سرخی به روی من

یک لحظه چوب محمل و پیشانی‌ام شکست
تا رفت روی نیزه سرت پیش روی من

قاری روی نیزه شدی تا نگاه‌ها
آید به سوی نیزه نیاید به سوی من

سنگین‌ترین غمم غم دفن سه ساله بود
او رفت و رفت پیش شما آبروی من

بشکن سفال عمر مرا تا نفس کشم
دیگر بس است باده غم در سبوی من

متن برای آدم های ظالم

یادش به خیر روز و شبم با حسین بود

ذکر بی اختیار لبم یا حسین بود

پا تا سرِ عقیله سراپا حسین بود

وقتِ اذان اشهدِ من یا حسین بود

ما تار و پودِ رشته یِ پیراهن همیم

یعنی من و حسین، حسین و منِ همیم

دور از تو هست ولی دست از تو بر نداشت

خسته شده ست ولی دست از تو برنداشت

از پا نشست ولی دست از تو برنداشت

زینب شکست ولی دست از تو برنداشت

مانند من کسی به غم و رنج تن نداد

آه و غمی چنین به دلِ پنج تن نداد

یادش به خیر بال و پرش می شدم خودم

سایه به سایه همسفرش می شدم خودم

یک عمر مادر و پدرش می شدم خودم

جایِ همه فدایِ سرش می شدم خودم

نامِ حسین حکمِ قسم را گرفته بود

یک شب ندیدنش نفسم را گرفته بود

یادم می آید آینه رویِ حسین بود

اشکِ دو چشمم آبِ وضویِ حسین بود

هم پنجه هام شانه ی موی حسین بود

هم بوسه های زیرِ گلوی حسین بود

یادم نرفته نیمه شب از خواب می پرید

یادم نرفته تشنه لب از خواب می پرید

ماندند کربلا کس و کاری که داشتیم

آتش گرفت دار و نداری که داشتیم

بی سر شدند ایل و تباری که داشتیم

از ما گرفت کوفه قراری که داشتیم

یک روز خانه یِ پدرِ من شلوغ بود

یادش به خیر دور و برِ من شلوغ بود

جای سلام سنگ به من پرت کرده اند

از پشت بام سنگ به من پرت کرده اند

زن هایِ شام سنگ به من پرت کرده اند

شاگردهام سنگ به من پرت کرده اند

داغت نشست قلبِ صبور مرا شکست

زخمِ زبانِ شام غرور مرا شکست

حالا فقط به پیرُهنش فکر می کنم

می سوزم و به سوختنش فکر می کنم

دارم به دست و پا زدنش فکر می کنم

بسکه به نیزه و دهنش فکر می کنم …

با روضه ی برادرم از هوش می روم

با ضجه هایِ مادرم از هوش می روم

از هر که تازه آمده از راه نیزه خورد

گَهگاه سنگ، گاه لگد، گاه نیزه خورد

شد نوبت سنان، دهنِ شاه نیزه خورد

در کُل هزار و نهصد و پنجاه نیزه خورد

آنقدر سنگ خورد که آئینه اش شکست

در زیرِ نعل ها قفسِ سینه اش شکست

وای از محاسن تو و انگشت های شمر

وای از لب و دهان تو و جای پای شمر

مثل تن تو خورد به من چکمه های شمر…

متن برای پدر ظالم

پس از حسین چگونه حیات داشته باشد؟
چگونه در دل طوفان ثبات داشته باشد؟

کسی که کرببلا رو به چشم دیده و مانده
گمان نمی‌کنم اصلا وفات داشته باشد

به وقت مرگ نه، حقش نبود زینب کبری
کنار خویش دو شاخه نبات داشته باشد؟

چه غم از اینکه کسی هم حرم نداشته باشد
کسی که معجزه در کائنات داشته باشد

قسم به عمه سادات می‌دهد همگی را
کسی که کار مهم با ذوات داشته باشد

دمشق جمع پریشان کربلا و بقیع است
اگر چه فاصله با این نقاط داشته باشد

وزیده پرچم ارباب رو به سوی دمشقش
به خواهرش همه جا التفات داشته باشد

رقیه تا که نخواهد از عمه مشک عمو را
مباد سوریه رود فرات داشته باشد

قسم به اشک رباب و قسم به گوش سه ساله
زیارت تو دوتا احتیاط داشته باشد

متن برای حکومت ظالم

لحظه ها لحظه های آخر بود

آخرین ناله های خواهر بود

خواهری که میان بستر بود

خنجری خشک و دیده ای تر بود

چقدر سینه اش مکدر بود

دستش رو به قبله تا کرده

روی خود را به کربلا کرده

مجلس روضه را بپا کرده

باز هم یاد درد ها کرده

یاد باغ گلی که پرپر بود

پلکهایش کمی تکان دارد

رعشه ای بین بازوان دارد

پوست نیروی استخوان دارد

یادگاری ز خیزران دارد

چشم از صبح خیره بر در بود

تا علی اکبرش اذان ندهد

سروِ قدش تا نشان ندهد

تا علمدار سایبان ندهد

تا حسینش ندیده جان ندهد

انتظارش چه گریه آور بود

زیر این آفتاب می سوزد

تنش از التهاب می سوزد

یاد عباس و آب می سوزد

مثل روی رباب می سوزد

یاد لبهای خشک اصغر بود

می زند شعله مرثیه خوانیش

زنده ماندن شده پشیمانیش

مانده زخمی به روی پیشانیش

آه از روز کوچه گردانیش

چقدر در مدینه بهتر بود

سه برادر گرفته هر سو را

و علی هم گرفته بازو را

دور تا دور قد بانو را

تا نبینند چادر او را

آه از آن دم که پیش اکبر بود

ناگهان یک سپاه خندیدند

بر زنی بی پناه خندیدند

او که شد تکیه گاه خدیدند

مردمی با نگاه خندیدند

بعد از آن نوبت برادر بود

آن همه ازدهام یادش هست

جمع کوفی و شام یادش هست

چشمهای حرام یادش هست

حال و روز امام یادش هست

چشمها روی چند دختر بود

یک طرف دختری که رفته از حال

یک طرف تل خاک در گودال

زیر پای جماعتی خوشحال

یک تن افتاده تا شود پامال

باز دعوا میان لشکر بود

جان او تا ز صدر زین افتاد

خیمه ای شعله ور زمین افتاد

نقش یک ضربه بر جبین افتاد

گیسویی دست آن و این افتاد

حرمله هم کمی جلوتر بود

یک نفر گوئیا سر آورده

زیر یک شال خنجر آورده

عرق شمر را در آورده

وای سر روی دست مادر بود

متن برای آدم های ظالم

زینب طلوع بود ولی ابتدا نداشت
زینب غروب بود ولی انتها نداشت

زینب رسول بود ولی مصطفی نشد
شهر نزول بود اگر چه حرا نداشت

زینب اگر نبود کسی فاطمی نبود
زینب اگر نبود کسی مرتضی نداشت

زینب اگر نبود حسینی نمی‌شدیم
زینب اگر نبود زمین کربلا نداشت

زینب هر آن چه گفت تماماً حسین بود
اصلاً به غیر نام حسین اعتنا نداشت

زینب اگر نبود مسلمان نداشتیم
باور کنید ذکر حسین جان نداشتیم

جایی پریده است که پیدا نمی‌شود
حتی عروج این همه بالا نمی‌شود

دیدند صبح آمده اما در آسمان
خورشید شهر فاطمه پیدا نمی‌شود

یا ایها الرسول چرا آفتاب صبح
در آسمان شهر تماشا نمی‌شود

فرمود: زینب آینه روی دخترم
آن که مقام بی حدش املا نمی‌شود

چون بی نقاب آمده بیرون حجره اش
امروز آفتاب هویدا نمی‌شود

حقش نبود کعبه نیلوفرش کنند
حقش نبود سر زده بی معجرش کنند

لب‌هاش تشنه بود ولی رود نیل بود
بالش شکسته بود ولی جبرئیل بود

زینب، فرشته، آینه، حوریه، عاطفه
از جنس خانواده ای از این قبیل بود

گودال هم که رفت فقط سر به زیر بود
شرمنده بود از اینکه قتیلش قلیل بود

کوچه به کوچه لشگر کوفه شکست خورد
از دست خانمی که تماماً اصیل بود

ویرانه کرد کاخ بلند یزید را
زینب تبر نداشت ولیکن خلیل بود

متن برای حکومت ظالم

در برت تقدیم جان می خواستم اما نشد

چون کبوتر آشیان می خواستم اما نشد

تا کنم گریه به یک زخم از سراپا زخم تو

روضه ای فوق زمان می خواستم اما نشد

زخم و خاک و آفتاب و خیمه ی غارت شده

من برایت سایبان می خواستم اما نشد

تا به جای تو لگد کوب سواران می شدم

من هزاران جان می خواستم اما نشد

دور تا از محمل زینب کند نامحرمان

غرش یک پهلوان می خواستم اما نشد

تا که شاید لحظه ی آخر به پایت دق کنم

مهلتی از ساربان می خواستم اما نشد

غسل و کفن و دفن و تشیع ات بماند آه من

بر سرت سنگ نشان می خواستم اما نشد

نه عمامه نه عبا خاتم نه در وقت سفر

از لب لعل لبت اذان می خواستم اما نشد

یک سال و نیم مانده غمت در گلوی من

هر روز و شب تویی همه جا روبه روی من

در زیر آفتابم و تشنه شبیه تو

دنیا کشیده خنجر غم بر گلوی من

تصویر قتلگاه تو یادم نمی رود

یک بوسه از تنت شده بود آرزوی من

از خاطرات آن شب مقتل کنار تو

مانده هنوز لاله سرخی به روی من

یک لحظه چوب محمل و پیشانی ام شکست

تا رفت روی نیزه سرت پیش روی من

قاری روی نیزه شدی تا نگاه ها

آید به سوی نیزه نیاید به سوی من

سنگین ترین غمم غم دفن سه ساله بود

او رفت و رفت پیش شما آبروی من

بشکن سفال عمر مرا تا نفس کشم

دیگر بس است باده غم در سبوی من

متن ظالم معین

آمد دوباره ماه ماتم

ماه پر از داغ محرم

دل های ما در شور و شین است

هر لحظه بین الحرمین است

این ماه غم ماه حسین است

فرا رسیدن ایام سوگواری اباعبدالله الحسین(ع) تسلیت باد

متن برای ظالمان

این بیرق و لوح و علمو عشقه

این کتیبه ها و پرچمو عشقه

تو سیصد و شصت و پنج روز هر سال

آقـا دهــه ی محرمــو عشقه

فرا رسیدن ایام محرم تسلیت باد

متن برای آدم های ظالم

پرسیدم از هلال ماه، چرا قامتت خم است

آهی کشید و گفت که ماه محرم است

گفتم که چیست محرم؟

با ناله گفت ماه عزای اشرف اولاد آدم است

فرا رسیدن ایام سوگواری اباعبدالله الحسین(ع) تسلیت باد

متن برای ظالم

دوباره پیچید/ شمیمِ حسین

سلام ما به تو ای کشته‌ی مظلوم

پناه منه/ حریمِ حسین

توی بزم محرم دل میشه آروم

فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن تسلیت عرض میکنم…

متن ظالم

دوباره ماه غم و غصه و عزا آمد

دوباره ماه شهیدان سر جدا آمد

دوباره عرش خدا هم سیاه تن کرده

زمان اشک و عزاداری خدا آمد

فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد

متن برای آدم های ظالم

باز محرم شد و غرق عزا شد دلم

گریه‌ی در محرم گشته همه حاصلم

باز محرم شد و کرببلایی شدم

میشود آخر خدا عشق حسین قاتلم

فرا رسیدن ماه محرم تسلیت

متن برای ظالمان

در بهار گل ها شد خزان ماتم

بـاران بـلا ریخـت از ابـر محــرم

طــوفان بلا برخاست

عـلم به عزا برخاست

السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ الحُسین‌‌ْ

فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن تسلیت عرض میکنم…

متن برای آدم ظالم

یازده ماه از خدا این روزها را خواستم

دیدۀ تر خواستم حال بکا را خواستم

اذن دق الباب این خانه برای ما بس است

استجابت پیشکش فیض دعا را خواستم

فرا رسیدن ماه محرم تسلیت

متن برای آدم های ظالم

خدایا

تورابه ابروےزینب

به بےقرارےرقیه

به غیرت عباس

به حرمت موی سفید ارباب

هردستے که در ماه محرم به سوےتوبلندشد

خالےبرنگردان

فرا رسیدن ماه محرم تسلیت…التماس دعا در این ایام

متن برای آدم های ظالم

با آب طلا نام “حسین “قاب کنید

با نام حسین یادی از آب کنید

خواهید مه سربلند و جاوید شوید

تا آخر عمر تکیه بر ارباب کنید

فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد

متن ظالم

شب حُزنه شب درده شب پُرشورِ عاشوراست

حرم غوغاست، غمین زهراست، پریشون زینب کبراست

حسین جانم

شب دلهاست شب نجواست شب پروازِ عاشق‌هاست

شب عهد و شب میثاق، شهادت نامه‌ها امضاست

حسین جانم

همه گِردِ امامِ خود دارن قولِ وفا میدن

که تا فردا سر و‌ جون در رهِ خونِ خدا میدن

حسین جانم

دلِ زینب پُر از شوره پُر از غصه پُر از درده

با این حالِ پریشونش، به دورِ خیمه می‌گرده

حسین جانم

امامِ او عزیزِ او همش غرقِ مناجاته

غروبِ غربتِ فردا دیگه وقت ملاقاته

حسین جانم

با اینکه هست خودِ آقا امین و ناطق قرآن

همش قرآن می‌خونه با صدای ناله ای سوزان

حسین جانم

داره عباس با صد احساس به دورِ خیمه می‌گرده

امان از این امان نامه که شمرِ کافر آورده

حسین جانم

عدوی نانجیب بدجور دلِ عباسو آتیش زد

با اظهارِ امان نامه کوهِ احساسو آتیش زد

حسین جانم

ابوفاضل از این نامه چشاش پُرخون دلش محزون

الاٰ یا حضرت عباس به کوهِ غیرتت قربون

حسین جانم

متن برای پدر ظالم

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللهِ وَعَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائِکَ ، عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَبَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ

اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْن

وَ عَلی عَلَیِ بْن الْحُسَین

وَ عَلی اَوْلادِ الْحْسَیْن

وَ عَلی اَصحابِ الْحُسَین

فرا رسیدن ماه محرم و ایام شهادت سرور و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین( ع) و هفتاد و دو تن از یاران مخلص و جان بر کف آن حضرت را به ساحت مقدس حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا له الفدا و تمام عاشقان و مریدان آن حضرت تسلیت باد

متن برای پدر ظالم

چہ تركيب قشنگيست

شہ و شہ زادہ و شش

ماهہ و شش گوشہ

السلام علیک یااباعبداللہ الحسین

فرا رسیدن ماه محرم

بر شما دوستان تسلیت و تعزیت باد

متن برای ظالمان

با اشک‌های بی امانم گریه کردم

با چشم‌هایم با دهانم گریه کردم

پرسیدی از من عاشقی یا زخم خورده؟

چیزی نیامد بر زبانم، گریه کردم

گم کرده‌ام چندیست آن چیزی که بودم

پرسیدی از نام و نشانم، گریه کردم …

گفتی بیا قدری برایم درد و دل کن

میخواستم روضه بخوانم، گریه کردم

میخواستی مثل زمین دل سخت باشم

دیدم شبیه آسمانم، گریه کردم

هر کس برایت شکوه‌ای آورد اما

من بیش از اینها ناتوانم، گریه کردم

متن ظالم

محرم ماه آن عبد خدا

محرم اسرار آن هستی فزا

محرم ماهی که در آن ریختند

میان کربلا خون خدا

عرض تسلیت به مناسبت فرا رسیدن ایام محرم

متن ظالم

دوباره ماه محرم دوباره ماه عزا

دوباره خون به رگ شیعه جوش می آید

به پا شود همه جا هیئت ومحب حسین

میان هیئت او تیره پوش می آید

عرض تسلیت به مناسبت فرا رسیدن ایام محرم

متن برای حکومت ظالم

سینه‌ها

پر از شراره‌های ماتمه

ز ناله‌ی حزین فاطمه

عزای سبط خاتمه ….

روضه‌ها

تو قلبمون به پا شده

همیشه عاشورا شده

همه جا کربلا شده ….

ببین منو میون روضه‌هات

با حال خسته می‌کنم صدات

میخوام بیام تو کشتی نجات

حسین عزیز فاطمه ….

گرفته قلب زارم از همه

میگم بدون هیچ مقدمه

آقا دوستت دارم یه عالمه

حسین عزیز فاطمه ….

امیری یا حسین امیری

عاشقم

منم غلام بی نوای تو

اسیر عشقم و گدای تو

تموم زندگیم فدای تو ….

سائلم

تو شاهی و کریمی ای امیر

کرامت تو باشه بی نظیر

بیا و دست خالیمو بگیر ….

گرفتی دستمو رها نکن

منو جدا ز روضه‌ها نکن

بدم ولی منو سوا نکن

حسین عزیز فاطمه ….

بدون تو آخه چه کار کنم

چه کار با این روزای تار کنم

من عشقتو باید هوار کنم

حسین عزیز فاطمه ….

امیری یا حسین امیری

یا حسین

نگاه بکن به حال مضطرم

به اشک چشم و صورت ترم

میخوام بیام زیارت حرم ….

یا حسین

حریم با صفاتو دوست دارم

چقدر گنبد طلاتو دوست دارم

غروب کربلاتو دوست دارم ….

میون هروله به لب دعا

دارم که جونمو بگیر خدا

تو راه نهضتی که کرد به پا

حسین عزیز فاطمه ….

جدا ز ماجرای ذلتیم

همیشه در سپاه عزتیم

سرباز پادگان هیئتیم

حسین عزیز فاطمه ….

امیری یا حسین امیری

متن ظالم معین

آمد دوباره ماه ماتم

ماه پر از داغ محرم

دل های ما در شور و شین است

هر لحظه بین الحرمین است

این ماه غم ماه حسین است

عزیز زهرا یا حسین جان

بزم عزا گردیده برپا

صاحب عزا حضرت زهرا

دل ها گرفته شور ماتم

اشک تمام اهل عالم

ریزد در این ماه محرم

عزیز زهرا یا حسین جان

عالم پر از شور و نوا شد

هستی ز ماتم کربلا شد

برپا شده بزم عزایی

دل ها شده کرب و بلایی

این مه حسین گردد فدایی

عزیز زهرا یا حسین جان

در کربلا با زینب آید

با ذکر یا رب یا رب آید

آید که دین پاینده گردد

دین محمد زنده گردد

دشمن دین شرمنده گردد

عزیز زهرا یا حسین جان

این مه گلان باغ حیدر

جمله شوند از کینه پرپر

اکبر شود صد پاره پیکر

اصغر شود در خون شناور

بی دست عباس دلاور

عزیز زهرا یا حسین جان

این مه به پیش چشم خواهر

حسین شود صد پاره پیکر

گل ها شود از شاخه چیده

آن بر علی نور دو دیده

گردد ز کینه سر بریده

عزیز زهرا یا حسین جان

نزدیک محرمست وباید کم کم

دیوار دلم سیاه پوشان بشود

اندوه مقدسی درونش آید

با عشق حسین روبه سامان بشود

فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن تسلیت عرض میکنم…

متن برای ظالم

ای مــاه، ای هـــلال محــرم، نشــان غم

وی قـلـه هــلالی ات آتـشفشـــان غـــم

نـــور تـو شمـــع بـــزم غـم داغـدیـدگـــان

نــام تــو می کشــد عَلــم کــــاروان غـم

روی زمیــن ز اشـک ملــک پر ستاره شد

وقتــی دمیــد روی تــــو در آسمـــان غـم

از ماهِ هـم رکاب تو خورشید ملک عشق

هــم میهمـان غـم شد و هـم میزبان غم

یـــا رب بــه خیــر بــاد کـه سـالار کـــربلا

دعوت شده است با همه یاران به خوان غم

کـم کـم حسیــن وارد دشــت بـلا شــود

تـا در کـلاس عشــق دهـد امتحــان غـم

در ایـن سفـر مسـافر ســر بـر کف حجاز

جـانش نشـان داغ شـود، دل نشـان غم

غم خُـرد می کند چـه اگـر استخوان مرد

زینب بـه صبـر می شکنـد استخـوان غـم

در کـربلا ز آتــش غـم، جــان اهـــل بیـت

سوزد که کاش شعله بیفتد به جـان غم

ماه محرم آمد و با دست عشق زد

بـر سینـۀ غمین “مؤید” نشـان غـم

متن برای ظالمان

وای خدا رحم کند

وای خدا رحم کند، یک نفر و یک سپاه
یک تن لب تشنه با، یک سپه رو سیاه
آمده خون خدا، یک تنه در رزمگاه
روبروی لشکری، بی کس و بی تکیه گاه

بعد وداع با حرم، آمده در کار و زار
سید و سالار دین، حجت پروردگار
شاه عطش نور حق، حضرت سلطان عشق
از علی و فاطمه، روی زمین یادگار

مثل پدر حمله و، بر صف دون می‌شود
لشکر دشمن از این، حمله نگون می شود
خصم جفاپیشه را، روی زمین می‌زند
یک به یک کوفیان، غرق به خون می‌شود

وای خدا رحم کند، یک نفر و یک سپاه
یکتنه با یک سپاه، گشته مقابل حسین
لرزه بیفکنده بر، خیمه باطل حسین
ضربت شمشیر او، از همه کوبنده‌تر
رعد شکافنده است، بر صف جاهل حسین

رزم نفر با نفر، زنده نماند کسی
روبروی او رجز، نامه نخواند کسی
عبدودان در مصاف، کشته شوند یک به یک
جرات جنگیدنش، را نتواند کسی

وای خدا رحم کند، یک نفر و یک سپاه

گرد شه تشنه لب، حلقه زده لشکری
حمله ور از هر طرف، گشته جنایتگری
تیر و کمان، سنگ و چوب، نیزه و شمشیر و نی‌
می‌رسد از هر طرف، بر تن بی یاوری

مانده غریبانه در، بین هزاران نفر
گر بکشد یا شود، کشته بیابد ظفر
آه و فغان و امان، از دل زینب که در
راه اسارت شود، با سر او همسفر

وای خدا رحم کند، یک نفر و یک سپاه

عاقبت آن تشنه از، شدت زخم فزون
بی رمق افتاده در، دجله گودال خون
خنجر برا به کف، چکمه ظالم به پا
بین همه کوفیان، آمده شمر زبون

از غم تنهایی و، ماتم بی یاوری
شرح عزا در عزا، غصه بی لشکری
آه دل زینب و، اشک رخ فاطمه
نوحه غمناله شد، روی لب سروری

وای خدا رحم کند، یک نفر و یک سپاه

متن ظالم

به اذن حضرت مولا شدم کبوتر تو

که بال و پر بزنم پای روضه‌ی سر تو

ببخش با پر زخمی، به زحمت افتاده

لباس نوکری‌ام را بریده مادر تو

چه طور خرج غمت جور شد؟ کسی می‌گفت

رسیده رزق حسینیه از برادر تو

شبیه حضرت زینب به سینه می‌کوبم

که مقتدای عزادارهاست خواهر تو

به چشم من همه‌جا روضه‌ی شما بر پاست

تمام عالم و آدم شدند مضطر تو

اگر کویر تَرَک روی هر تَرک دارد

کشیده خشکی لب‌های زخم پرپر تو

خزان و ریزش برگ از درخت در همه‌جا

شد است در دل من روضه‌خوان ِ اکبر تو

طلوع، بردن بالای طفل شش‌ماهه است

غروب، خون گلوی علی اصغر تو

زمان بارش باران همیشه می‌بارم

برای بارش تیر و امیر لشگر تو

من از خرابه و شام و رقیه فهمیدم

که قول تو نرود گر رود ز تن سر تو

بیا و قول بده آخرین دمم برسی

به راه آمدن توست چشم نوکر تو

متن برای ظالمان

بگویم ز بالای این دار / میا کوفه ای نور عینم

میا ای عزیز پیمبر / امیری امیری حسینم

میا که تمامی کوفه / دل و جان آنها ز سنگ است

میان تمامی مردم / سخن از نبرد و ز جنگ است

به دستان هریک / بود تیر و خنجر

ببرند در آنجا / سر تو ز پیکر

امیری یابن الزهرا یابن الزهرا یابن الزهرا(۲)

شنیدم ز دشمن در اینجا/که تیر سه شعبه خریدند

شنیدم که با تیر و نیزه/شتابان به سویت دویدند

شنیدم که این نا نجیبان/همه حرفشان قطع آب است

همه بی قراریم اینجا/برای عزیز رباب است

میاور حسین جان/گل احمرت را

بپوشان گلوی/علی اصغرت را

امیری یابن الزهرا یابن الزهرا یابن الزهرا(۲)

میاور عزیز دل من/به همراه خود کودکان را

میاور که با ضرب سیلی/نوازش کنند نوگلان را

بگو خواهر تو چگونه/کند قتلتان را نظاره

چگونه ببیند که اکبر/شده جسم او پاره پاره

برای رقیه/دلم بی قرار است

دلم خون زدست/دل کینه دار است

امیری یابن الزهرا یابن الزهرا یابن الزهرا(۲)

الهی حریمت نباشد/بدون امیر و سپهدار

الهی نسازند جدا آن/دو دستان پاک علمدار

امان از دم بی حیایی/امان از شروع جسارت

دم شعله ی خیمها و/زمان شروع جسارت

به مرکب بتازند/روی جسم اکبر

به نیزه گذارند/سر پاک اصغر

امیری یابن الزهرا یابن الزهرا یابن الزهرا(۲)

متن برای حکومت ظالم

در بهار گل ها شد خزان ماتم

بـاران بـلا ریخـت از ابـر محــرم

طــوفان بلا برخاست

عـلم به عزا برخاست

یا ثارالله

ماهیـان دریـا محـو کـربلاینـد

لاله های صحرا داغ این عزایند

مرغی که نواخوان است

در ذکــــر شهیــدان است

یا ثارالله

یک قافله دل از کعبه جدا شد

آهنگ فنـا کـرد جـویای بقـا شد

هفتاد و دو قربانی

می برد به مهمانی

یا ثارالله

اینـان بـه دیــار نیــزه هــا بتــازنـد

تــا کعبــه دل در کــــربلا بسـازند

کعبـه ای کـه گلگــون است

خشت و خاکش ازخون است

یا ثارالله

این قـافله را آب از دشنه خـون است

شش ماهه اینان لب تشنه خون است

دریـــای عطـش بـر لب

از عشق خدا در شب

یا ثارالله

ایـن قافله را هست چاووش ابوالفضل

دارد علـم عشـق بـر دوش ابوالفضل

عشـق پای بست اوست

چشم ها به دست اوست

یا ثارالله

متن ظالم

سوگ جانسوز امیر شهدا می آید

بازهم شهر مهیای عزا می آید

باز هم هیئتیان رخت سیه می پوشند

طبل اعلام محرم به صدا می آید

کودکان ملتمس مادر وچادر خواهند

هیئت کوچکشان پر زصفا می آید

باز هم عطر حسینی به فضا می پیچد

رونق نوکری خون خدا می آید

شاعران،روز، وشب، گرم سرودن باشند

موسم عرض ادب بر شعرا می آید

ذاکران از دل وجان مایه گذارند همه

نوحه و روضه ی آنها به نوا می آید

بهر ارباب همه سینه وزنجیر زنند

ماه جبران شدن جرم وخطا می آید

همه مدیون حسینیم ازل تا به ابد

دینمان را سبب و وقت ادا می آید

چند روزی دگر کرببلا دیدنی است

که به آن قافله ای جلوه نما می آید

کار بر قافله و زینب آن سخت شود

روز عاشور که انواع بلا می آید

متن ظالم

آمد دوباره ماه ماتم

ماه پر از داغ محرم

دل های ما در شور و شین است

هر لحظه بین الحرمین است

این ماه غم ماه حسین است

فرا رسیدن ایام سوگواری اباعبدالله الحسین(ع) تسلیت باد

متن برای انسان ظالم

این بیرق و لوح و علمو عشقه

این کتیبه ها و پرچمو عشقه

تو سیصد و شصت و پنج روز هر سال

آقـا دهــه ی محرمــو عشقه

فرا رسیدن ایام محرم تسلیت باد

متن ظالم

پرسیدم از هلال ماه، چرا قامتت خم است

آهی کشید و گفت که ماه محرم است

گفتم که چیست محرم؟

با ناله گفت ماه عزای اشرف اولاد آدم است

فرا رسیدن ایام سوگواری اباعبدالله الحسین(ع) تسلیت باد

متن ظالم

دوباره پیچید/ شمیمِ حسین

سلام ما به تو ای کشته‌ی مظلوم

پناه منه/ حریمِ حسین

توی بزم محرم دل میشه آروم

فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن تسلیت عرض میکنم…

متن برای آدم های ظالم

دوباره ماه غم و غصه و عزا آمد

دوباره ماه شهیدان سر جدا آمد

دوباره عرش خدا هم سیاه تن کرده

زمان اشک و عزاداری خدا آمد

فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد

متن برای آدم ظالم

باز محرم شد و غرق عزا شد دلم

گریه‌ی در محرم گشته همه حاصلم

باز محرم شد و کرببلایی شدم

میشود آخر خدا عشق حسین قاتلم

فرا رسیدن ماه محرم تسلیت

متن برای انسان ظالم

در بهار گل ها شد خزان ماتم

بـاران بـلا ریخـت از ابـر محــرم

طــوفان بلا برخاست

عـلم به عزا برخاست

السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ الحُسین‌‌ْ

فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن تسلیت عرض میکنم…

متن ظالم

یازده ماه از خدا این روزها را خواستم

دیدۀ تر خواستم حال بکا را خواستم

اذن دق الباب این خانه برای ما بس است

استجابت پیشکش فیض دعا را خواستم

فرا رسیدن ماه محرم تسلیت

متن برای آدم ظالم

خدایا

تورابه ابروےزینب

به بےقرارےرقیه

به غیرت عباس

به حرمت موی سفید ارباب

هردستے که در ماه محرم به سوےتوبلندشد

خالےبرنگردان

فرا رسیدن ماه محرم تسلیت…التماس دعا در این ایام

متن ظالم

با آب طلا نام “حسین “قاب کنید

با نام حسین یادی از آب کنید

خواهید مه سربلند و جاوید شوید

تا آخر عمر تکیه بر ارباب کنید

فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد

متن ظالم

شب حُزنه شب درده شب پُرشورِ عاشوراست

حرم غوغاست، غمین زهراست، پریشون زینب کبراست

حسین جانم

شب دلهاست شب نجواست شب پروازِ عاشق‌هاست

شب عهد و شب میثاق، شهادت نامه‌ها امضاست

حسین جانم

همه گِردِ امامِ خود دارن قولِ وفا میدن

که تا فردا سر و‌ جون در رهِ خونِ خدا میدن

حسین جانم

دلِ زینب پُر از شوره پُر از غصه پُر از درده

با این حالِ پریشونش، به دورِ خیمه می‌گرده

حسین جانم

امامِ او عزیزِ او همش غرقِ مناجاته

غروبِ غربتِ فردا دیگه وقت ملاقاته

حسین جانم

با اینکه هست خودِ آقا امین و ناطق قرآن

همش قرآن می‌خونه با صدای ناله ای سوزان

حسین جانم

داره عباس با صد احساس به دورِ خیمه می‌گرده

امان از این امان نامه که شمرِ کافر آورده

حسین جانم

عدوی نانجیب بدجور دلِ عباسو آتیش زد

با اظهارِ امان نامه کوهِ احساسو آتیش زد

حسین جانم

ابوفاضل از این نامه چشاش پُرخون دلش محزون

الاٰ یا حضرت عباس به کوهِ غیرتت قربون

حسین جانم

متن برای پدر ظالم

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللهِ وَعَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائِکَ ، عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَبَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ

اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْن

وَ عَلی عَلَیِ بْن الْحُسَین

وَ عَلی اَوْلادِ الْحْسَیْن

وَ عَلی اَصحابِ الْحُسَین

فرا رسیدن ماه محرم و ایام شهادت سرور و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین( ع) و هفتاد و دو تن از یاران مخلص و جان بر کف آن حضرت را به ساحت مقدس حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا له الفدا و تمام عاشقان و مریدان آن حضرت تسلیت باد

متن برای حکومت ظالم

چہ تركيب قشنگيست

شہ و شہ زادہ و شش

ماهہ و شش گوشہ

السلام علیک یااباعبداللہ الحسین

فرا رسیدن ماه محرم

بر شما دوستان تسلیت و تعزیت باد

متن ظالم معین

با اشک‌های بی امانم گریه کردم

با چشم‌هایم با دهانم گریه کردم

پرسیدی از من عاشقی یا زخم خورده؟

چیزی نیامد بر زبانم، گریه کردم

گم کرده‌ام چندیست آن چیزی که بودم

پرسیدی از نام و نشانم، گریه کردم …

گفتی بیا قدری برایم درد و دل کن

میخواستم روضه بخوانم، گریه کردم

میخواستی مثل زمین دل سخت باشم

دیدم شبیه آسمانم، گریه کردم

هر کس برایت شکوه‌ای آورد اما

من بیش از اینها ناتوانم، گریه کردم

متن برای پدر ظالم

محرم ماه آن عبد خدا

محرم اسرار آن هستی فزا

محرم ماهی که در آن ریختند

میان کربلا خون خدا

عرض تسلیت به مناسبت فرا رسیدن ایام محرم

متن برای ظالم

دوباره ماه محرم دوباره ماه عزا

دوباره خون به رگ شیعه جوش می آید

به پا شود همه جا هیئت ومحب حسین

میان هیئت او تیره پوش می آید

عرض تسلیت به مناسبت فرا رسیدن ایام محرم

متن برای ظالمان

سینه‌ها

پر از شراره‌های ماتمه

ز ناله‌ی حزین فاطمه

عزای سبط خاتمه ….

روضه‌ها

تو قلبمون به پا شده

همیشه عاشورا شده

همه جا کربلا شده ….

ببین منو میون روضه‌هات

با حال خسته می‌کنم صدات

میخوام بیام تو کشتی نجات

حسین عزیز فاطمه ….

گرفته قلب زارم از همه

میگم بدون هیچ مقدمه

آقا دوستت دارم یه عالمه

حسین عزیز فاطمه ….

امیری یا حسین امیری

عاشقم

منم غلام بی نوای تو

اسیر عشقم و گدای تو

تموم زندگیم فدای تو ….

سائلم

تو شاهی و کریمی ای امیر

کرامت تو باشه بی نظیر

بیا و دست خالیمو بگیر ….

گرفتی دستمو رها نکن

منو جدا ز روضه‌ها نکن

بدم ولی منو سوا نکن

حسین عزیز فاطمه ….

بدون تو آخه چه کار کنم

چه کار با این روزای تار کنم

من عشقتو باید هوار کنم

حسین عزیز فاطمه ….

امیری یا حسین امیری

یا حسین

نگاه بکن به حال مضطرم

به اشک چشم و صورت ترم

میخوام بیام زیارت حرم ….

یا حسین

حریم با صفاتو دوست دارم

چقدر گنبد طلاتو دوست دارم

غروب کربلاتو دوست دارم ….

میون هروله به لب دعا

دارم که جونمو بگیر خدا

تو راه نهضتی که کرد به پا

حسین عزیز فاطمه ….

جدا ز ماجرای ذلتیم

همیشه در سپاه عزتیم

سرباز پادگان هیئتیم

حسین عزیز فاطمه ….

امیری یا حسین امیری

متن برای آدم ظالم

آمد دوباره ماه ماتم

ماه پر از داغ محرم

دل های ما در شور و شین است

هر لحظه بین الحرمین است

این ماه غم ماه حسین است

عزیز زهرا یا حسین جان

بزم عزا گردیده برپا

صاحب عزا حضرت زهرا

دل ها گرفته شور ماتم

اشک تمام اهل عالم

ریزد در این ماه محرم

عزیز زهرا یا حسین جان

عالم پر از شور و نوا شد

هستی ز ماتم کربلا شد

برپا شده بزم عزایی

دل ها شده کرب و بلایی

این مه حسین گردد فدایی

عزیز زهرا یا حسین جان

در کربلا با زینب آید

با ذکر یا رب یا رب آید

آید که دین پاینده گردد

دین محمد زنده گردد

دشمن دین شرمنده گردد

عزیز زهرا یا حسین جان

این مه گلان باغ حیدر

جمله شوند از کینه پرپر

اکبر شود صد پاره پیکر

اصغر شود در خون شناور

بی دست عباس دلاور

عزیز زهرا یا حسین جان

این مه به پیش چشم خواهر

حسین شود صد پاره پیکر

گل ها شود از شاخه چیده

آن بر علی نور دو دیده

گردد ز کینه سر بریده

عزیز زهرا یا حسین جان

نزدیک محرمست وباید کم کم

دیوار دلم سیاه پوشان بشود

اندوه مقدسی درونش آید

با عشق حسین روبه سامان بشود

فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن تسلیت عرض میکنم…

متن برای انسان ظالم

ای مــاه، ای هـــلال محــرم، نشــان غم

وی قـلـه هــلالی ات آتـشفشـــان غـــم

نـــور تـو شمـــع بـــزم غـم داغـدیـدگـــان

نــام تــو می کشــد عَلــم کــــاروان غـم

روی زمیــن ز اشـک ملــک پر ستاره شد

وقتــی دمیــد روی تــــو در آسمـــان غـم

از ماهِ هـم رکاب تو خورشید ملک عشق

هــم میهمـان غـم شد و هـم میزبان غم

یـــا رب بــه خیــر بــاد کـه سـالار کـــربلا

دعوت شده است با همه یاران به خوان غم

کـم کـم حسیــن وارد دشــت بـلا شــود

تـا در کـلاس عشــق دهـد امتحــان غـم

در ایـن سفـر مسـافر ســر بـر کف حجاز

جـانش نشـان داغ شـود، دل نشـان غم

غم خُـرد می کند چـه اگـر استخوان مرد

زینب بـه صبـر می شکنـد استخـوان غـم

در کـربلا ز آتــش غـم، جــان اهـــل بیـت

سوزد که کاش شعله بیفتد به جـان غم

ماه محرم آمد و با دست عشق زد

بـر سینـۀ غمین “مؤید” نشـان غـم

متن برای آدم های ظالم

وای خدا رحم کند

وای خدا رحم کند، یک نفر و یک سپاه
یک تن لب تشنه با، یک سپه رو سیاه
آمده خون خدا، یک تنه در رزمگاه
روبروی لشکری، بی کس و بی تکیه گاه

بعد وداع با حرم، آمده در کار و زار
سید و سالار دین، حجت پروردگار
شاه عطش نور حق، حضرت سلطان عشق
از علی و فاطمه، روی زمین یادگار

مثل پدر حمله و، بر صف دون می‌شود
لشکر دشمن از این، حمله نگون می شود
خصم جفاپیشه را، روی زمین می‌زند
یک به یک کوفیان، غرق به خون می‌شود

وای خدا رحم کند، یک نفر و یک سپاه
یکتنه با یک سپاه، گشته مقابل حسین
لرزه بیفکنده بر، خیمه باطل حسین
ضربت شمشیر او، از همه کوبنده‌تر
رعد شکافنده است، بر صف جاهل حسین

رزم نفر با نفر، زنده نماند کسی
روبروی او رجز، نامه نخواند کسی
عبدودان در مصاف، کشته شوند یک به یک
جرات جنگیدنش، را نتواند کسی

وای خدا رحم کند، یک نفر و یک سپاه

گرد شه تشنه لب، حلقه زده لشکری
حمله ور از هر طرف، گشته جنایتگری
تیر و کمان، سنگ و چوب، نیزه و شمشیر و نی‌
می‌رسد از هر طرف، بر تن بی یاوری

مانده غریبانه در، بین هزاران نفر
گر بکشد یا شود، کشته بیابد ظفر
آه و فغان و امان، از دل زینب که در
راه اسارت شود، با سر او همسفر

وای خدا رحم کند، یک نفر و یک سپاه

عاقبت آن تشنه از، شدت زخم فزون
بی رمق افتاده در، دجله گودال خون
خنجر برا به کف، چکمه ظالم به پا
بین همه کوفیان، آمده شمر زبون

از غم تنهایی و، ماتم بی یاوری
شرح عزا در عزا، غصه بی لشکری
آه دل زینب و، اشک رخ فاطمه
نوحه غمناله شد، روی لب سروری

وای خدا رحم کند، یک نفر و یک سپاه

متن برای آدم ظالم

به اذن حضرت مولا شدم کبوتر تو

که بال و پر بزنم پای روضه‌ی سر تو

ببخش با پر زخمی، به زحمت افتاده

لباس نوکری‌ام را بریده مادر تو

چه طور خرج غمت جور شد؟ کسی می‌گفت

رسیده رزق حسینیه از برادر تو

شبیه حضرت زینب به سینه می‌کوبم

که مقتدای عزادارهاست خواهر تو

به چشم من همه‌جا روضه‌ی شما بر پاست

تمام عالم و آدم شدند مضطر تو

اگر کویر تَرَک روی هر تَرک دارد

کشیده خشکی لب‌های زخم پرپر تو

خزان و ریزش برگ از درخت در همه‌جا

شد است در دل من روضه‌خوان ِ اکبر تو

طلوع، بردن بالای طفل شش‌ماهه است

غروب، خون گلوی علی اصغر تو

زمان بارش باران همیشه می‌بارم

برای بارش تیر و امیر لشگر تو

من از خرابه و شام و رقیه فهمیدم

که قول تو نرود گر رود ز تن سر تو

بیا و قول بده آخرین دمم برسی

به راه آمدن توست چشم نوکر تو

متن برای حکومت ظالم

بگویم ز بالای این دار / میا کوفه ای نور عینم

میا ای عزیز پیمبر / امیری امیری حسینم

میا که تمامی کوفه / دل و جان آنها ز سنگ است

میان تمامی مردم / سخن از نبرد و ز جنگ است

به دستان هریک / بود تیر و خنجر

ببرند در آنجا / سر تو ز پیکر

امیری یابن الزهرا یابن الزهرا یابن الزهرا(۲)

شنیدم ز دشمن در اینجا/که تیر سه شعبه خریدند

شنیدم که با تیر و نیزه/شتابان به سویت دویدند

شنیدم که این نا نجیبان/همه حرفشان قطع آب است

همه بی قراریم اینجا/برای عزیز رباب است

میاور حسین جان/گل احمرت را

بپوشان گلوی/علی اصغرت را

امیری یابن الزهرا یابن الزهرا یابن الزهرا(۲)

میاور عزیز دل من/به همراه خود کودکان را

میاور که با ضرب سیلی/نوازش کنند نوگلان را

بگو خواهر تو چگونه/کند قتلتان را نظاره

چگونه ببیند که اکبر/شده جسم او پاره پاره

برای رقیه/دلم بی قرار است

دلم خون زدست/دل کینه دار است

امیری یابن الزهرا یابن الزهرا یابن الزهرا(۲)

الهی حریمت نباشد/بدون امیر و سپهدار

الهی نسازند جدا آن/دو دستان پاک علمدار

امان از دم بی حیایی/امان از شروع جسارت

دم شعله ی خیمها و/زمان شروع جسارت

به مرکب بتازند/روی جسم اکبر

به نیزه گذارند/سر پاک اصغر

امیری یابن الزهرا یابن الزهرا یابن الزهرا(۲)

متن برای آدم ظالم

در بهار گل ها شد خزان ماتم

بـاران بـلا ریخـت از ابـر محــرم

طــوفان بلا برخاست

عـلم به عزا برخاست

یا ثارالله

ماهیـان دریـا محـو کـربلاینـد

لاله های صحرا داغ این عزایند

مرغی که نواخوان است

در ذکــــر شهیــدان است

یا ثارالله

یک قافله دل از کعبه جدا شد

آهنگ فنـا کـرد جـویای بقـا شد

هفتاد و دو قربانی

می برد به مهمانی

یا ثارالله

اینـان بـه دیــار نیــزه هــا بتــازنـد

تــا کعبــه دل در کــــربلا بسـازند

کعبـه ای کـه گلگــون است

خشت و خاکش ازخون است

یا ثارالله

این قـافله را آب از دشنه خـون است

شش ماهه اینان لب تشنه خون است

دریـــای عطـش بـر لب

از عشق خدا در شب

یا ثارالله

ایـن قافله را هست چاووش ابوالفضل

دارد علـم عشـق بـر دوش ابوالفضل

عشـق پای بست اوست

چشم ها به دست اوست

یا ثارالله

متن برای آدم ظالم

سوگ جانسوز امیر شهدا می آید

بازهم شهر مهیای عزا می آید

باز هم هیئتیان رخت سیه می پوشند

طبل اعلام محرم به صدا می آید

کودکان ملتمس مادر وچادر خواهند

هیئت کوچکشان پر زصفا می آید

باز هم عطر حسینی به فضا می پیچد

رونق نوکری خون خدا می آید

شاعران،روز، وشب، گرم سرودن باشند

موسم عرض ادب بر شعرا می آید

ذاکران از دل وجان مایه گذارند همه

نوحه و روضه ی آنها به نوا می آید

بهر ارباب همه سینه وزنجیر زنند

ماه جبران شدن جرم وخطا می آید

همه مدیون حسینیم ازل تا به ابد

دینمان را سبب و وقت ادا می آید

چند روزی دگر کرببلا دیدنی است

که به آن قافله ای جلوه نما می آید

کار بر قافله و زینب آن سخت شود

روز عاشور که انواع بلا می آید

متن ظالم

ممکن است بتوانید برخی از افراد را برای همیشه یا برای مدتی فریب دهید، ولی نمی توانید همه را برای همیشه فریب دهید.

متن برای ظالمان

اگر می خوای یک آدم دورو باشی، حداقل سعی کن یکی از اونا خوب باشه.

متن برای ظالمان

آدم دورو دیر یا زود دستش رو میشه، پس کمتر نقش بازی کن دورو!

متن برای انسان ظالم

 خطرناک ترین خوردنی دنیا، گول ظاهر آدم هاست هر چند ظاهرشون هم داغونه!

متن برای پدر ظالم

برخی آدمها شما را ترک خواهند کرد اما آن پایان داستان شما نیست
آن پایان نقش آنها در داستان شماست !

متن برای آدم ظالم

سخت آزرده و غمگین شده است

از دورویی و دورنگی و ریا

لیک ارام و قرارش نبود

تا که سازد خودش از بند رها

متن ظالم

تـوی ايــن دنـيـا هـمـيــشـه بعضــیا “بــرای بــه جــايـــی رسيــدن” و بعضـی ها “بـعـد از به جـايــی رسيــدن” هــمــه چيــز را “زيـــر پــا” می گــذارنـــد.

متن برای ظالمان

یکدل بودیم و تو دورویی کردی

خندیدم و باز ترشرویی کردی

از سردی آتش نگاهت خواندم

در مصرف عشق صرفه جویی کردی!!!

متن برای ظالمان

دير آمدي
يادم رفت عاشقت بودم…

متن ظالم

غروب عاشقان بی رنگ گشته

چرا که دل مثال سنگ گشته

دورویی و ریا و کینه توزی

که رنگ عاشقان هفت رنگ گشته

دلی گر در میان سینه ها بود

دروننش کینه و نیرنگ گشته

میان قلبها مهرو وفا نیست

اگر هم بود جایش تنگ گشته

متن برای پدر ظالم

ﻣﻦ ﻣﺴﺖ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﭘﺴﺖ ﻧﺒﻮﺩﻡ
ﺳﺮﻛﺎﺭ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﺳﺮﺑﺎﺭ ﻧﺒﻮﺩﻡ
ﺑﻴﻜﺎﺭ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﺑﯽ ﻋﺎﺭ ﻧﺒﻮﺩﻡ
ﺑﯽﻛﺲ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﻧﺎﻛﺲ ﻧﺒﻮﺩﻡ
ﺷﺎﻳﺪ ﺑﯽ ﺻﻔﺎ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﺑﯽ ﻭﻓﺎ ﻧﺒﻮﺩﻡ
ﻫﻤﺶ ﺩﻝﺗﻨﮓ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﺩﻝﺳﻨﮓ ﻧﺒﻮﺩﻡ
ﺧﻼﺻﻪ ﻛﻨﻢ
ﻣﻦ ﺷﺎﯾﺪ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺮﺩ ﻧﺒﻮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﻧﺎﻣﺮﺩ ﻫﻢ ﻧﺒﻮﺩﻡ…

متن برای ظالم

دلم اکنون ز دنیا سیر گشه

چقدر او غصه خورده پیر گشته

بیا ای نازنین یار در کنارم

برای گفتن حرف دوباره دیر گشته

بس است دیگر دورویی و دو رنگی

چرا نیش زبانت تیغه شمشیر گشته

بیا آرامش جانم به من آرامشی ده

که من آرامشم در این سرا تبخیر گشته

ندارد این دلم راهی به زرق و برق این دنیا

به زیر پای من نقشی زبوریا و حصیر گشته

متن برای انسان ظالم

من سخت نیستم
یک آسان دلتنگم که سخت فراموش میکنم
تو آسان نیستی
یک سخت دلسنگی که آسان فراموش میکنی.

متن برای آدم ظالم

شیخـــی به زنی فاحشـــه گفتـا مستی

هـــــر لحظـــه بـه دام دگـــری پــا بستی

گفتــــ شیخـــا هـــر آن چه گویی هستم

آیا تــــو چنــان کـــــــه می‌نمایی هستی

متن برای آدم های ظالم

با بعضیا هرچقدرم بخوایم راه بیایم باز مسیرمون بهشون نمیخوره.

متن ظالم

پیامبر اکرم (ع) می فرمایند: « ما اَقبَحَ بِالانسانِ أَنْ یکونَ ذاوَجهَین». چقدر قبیح است که انسان دارای دو چهره متضاد و متفاوت باشد.

متن برای پدر ظالم

من ساده ترین معماى زندگى تو بودم
اما به جاى حل، پاکم کردی.

متن برای آدم های ظالم

زاهد کـه غرق ذکــــر و ثنا گـــویی خلقـت است

انکـــار خــــویش کـــرده، خـــــدا میشود همه

ای یـــار ای عـــزیزتریـــن شعـــر زندگـــی

دیدی که دوست دشمن ما میشود همه

متن برای ظالم

بعضیا فقط موقعی یاد ما میفتن که غم دارن
منم دقیقا وقتی به یادشون میفتم که عن دارم.

متن برای حکومت ظالم

لعنت به آهنگایی که منو یاد تو میندازه، مخصوصا این آهنگ:
سلام الاغ عزیز، حالت چطوره؟

متن برای انسان ظالم

تو چون کرکس، به مشتی استخوان دلبستگی داری

بنازم همت والای بـاز و بی نیازیها

به میدانی که می بنـدد پای شهسـواران را

تو طفل هرزه پو، باید کنی این ترکتازیها

متن برای آدم ظالم

ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺍﺯ ﺟﺎﻳﻰ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﻴﺸﻪ ﻛﻪ ﺑﻌﻀﻰ ﻭﻗﺘﺎ ﻛﺴﺎﻳﻰ ﺭﻭ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﻴﻤﻮﻥ ﺧﺎﺹ ﻣﻴﻜﻨﻴﻢ ﻛﻪ ﺧﻴﻠﻰ ﻋﻤﻮﻣﻰ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺣﺮﻓﺎ ﺗﻮ ﺩﺳﺘﺮﺱ ﺑﻘﻴﻪ ﺑﻮﺩﻥ.

متن برای انسان ظالم

همیشه در عجب بودم که چرا در جاده عشق پا به پایم نمی آمدی حتی وقتی آهسته و پیوسته میرفتم
امروز فهمیدم ریگی که در کفشت بود تو را می آزرد.

متن ظالم

آدم های دورو نفاق و دشمنی را

در بین مردم پراکنده می کنند.

آنها به مانند روباهی هستند

که می خواهد ادای سگهای باوفا را در آورد.

به این انسان ها هرگز اعتماد نکنید

که در نهایت ضرر خواهید کرد.

متن برای ظالم

بعضیا هم هستن که باید گاهی بهشون زنگ بزنی و بدون سلام و علیک بگی “چه خوبه که نیستی، به نبودنت ادامه بده” بعد بدون خدافظی گوشی رو قطع کنی.

متن برای آدم های ظالم

آدم های دورو را

اگر از زندگیتان حذف نکنید،

طولی نمی کشد که آنها

زندگی شما را به جهنم تبدیل خواهند کرد.

متن برای انسان ظالم

شدیم مثل منشور
هرکی بهمون خورد هفت خط از آب دراومد.

متن برای ظالم

سلامتی اونایی که ترجیح میدن یک حقیقت نابودشون کنه
تا اینکه یه دروغ الکی
آرومشون کنه

متن ظالم

ساعت همیشه دروغ میگوید
من فقط
به زمان با تو بودن ایمان دارم
انجا که عقربه ها می ایستند
و من عاشقانه به تو خیره میشوم

متن برای ظالم

اگر دروغ رنگ داشت
هر نور شاید ده ها رنگین کمان از دهن ها نطفه می بست
و بی رنگی کمیاب ترین چیزها بود

متن برای ظالمان

از دروغ خیلی چیزا رو میشه بدست اورد
ولی نمیشه نگهشون داشت
قدیما … تا کسی مجبورنبود ، دروغ نمی گفت …
الان تا کسی مجبور نباشه ، راست نمیگه … !

متن برای ظالم

صدای سکوت نفس هایت را دوست میدارم
وقتی که تمام حرف هایت
بوی “دروغ” گرفته اند

متن ظالم معین

دنیای عجیبی شده است . . .
برای دروغ هایمان ،
خدا را قسم میخوریم ،
و به حرف راست که میرسیم ؛
می شود جان ِ تــو…

متن برای ظالم

ما مردمانی هستیم
که به راحتی به هم دروغ میگیم
ولی بزرگترین معیارمون برای شروع دوستی
صداقته

متن برای آدم های ظالم

مــوجــودات ِ غــریبـی هـستیـم !
نـه طاقــت ِ دروغ را داریـــم …
و نــه تحــمّل ِ حـقــیــقت را !!

متن برای حکومت ظالم

گمان میکردم قانع باشی
و به شکستن دلم اکتفا کنی
نه اینکه فستیوالی از دروغ به راه بیندازی
و در آخر بگویی:
میروم تا اذیت نشوی
بهترین من

متن برای ظالم

گاهی دلم برای چوپان دروغگو خیلی می سوزد
بیچاره دو بار بیشتر دروغ نگفت انگشت نما شد
ولی ما هنوز صادق ترینیم

متن برای ظالم

راست یا دروغ مهم نیست!
تو فقط با من حرف بزن!
چشمانت زیر نویس می کنند

متن برای حکومت ظالم

ساعت همیشه دروغ میگوید
من فقط
به زمان با تو بودن ایمان دارم
انجا که عقربه ها می ایستند
و من عاشقانه به تو خیره میشوم

متن برای انسان ظالم

ممکن است بتوانید برخی از افراد را برای همیشه یا برای مدتی فریب دهید، ولی نمی توانید همه را برای همیشه فریب دهید.

متن برای ظالم

اگر می خوای یک آدم دورو باشی، حداقل سعی کن یکی از اونا خوب باشه.

متن برای پدر ظالم

آدم دورو دیر یا زود دستش رو میشه، پس کمتر نقش بازی کن دورو!

متن ظالم

 خطرناک ترین خوردنی دنیا، گول ظاهر آدم هاست هر چند ظاهرشون هم داغونه!

متن برای آدم ظالم

برخی آدمها شما را ترک خواهند کرد اما آن پایان داستان شما نیست
آن پایان نقش آنها در داستان شماست !

متن برای آدم ظالم

سخت آزرده و غمگین شده است

از دورویی و دورنگی و ریا

لیک ارام و قرارش نبود

تا که سازد خودش از بند رها

متن برای ظالمان

تـوی ايــن دنـيـا هـمـيــشـه بعضــیا “بــرای بــه جــايـــی رسيــدن” و بعضـی ها “بـعـد از به جـايــی رسيــدن” هــمــه چيــز را “زيـــر پــا” می گــذارنـــد.

متن برای ظالمان

یکدل بودیم و تو دورویی کردی

خندیدم و باز ترشرویی کردی

از سردی آتش نگاهت خواندم

در مصرف عشق صرفه جویی کردی!!!

متن ظالم

دير آمدي
يادم رفت عاشقت بودم…

متن برای ظالمان

غروب عاشقان بی رنگ گشته

چرا که دل مثال سنگ گشته

دورویی و ریا و کینه توزی

که رنگ عاشقان هفت رنگ گشته

دلی گر در میان سینه ها بود

دروننش کینه و نیرنگ گشته

میان قلبها مهرو وفا نیست

اگر هم بود جایش تنگ گشته

متن ظالم

ﻣﻦ ﻣﺴﺖ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﭘﺴﺖ ﻧﺒﻮﺩﻡ
ﺳﺮﻛﺎﺭ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﺳﺮﺑﺎﺭ ﻧﺒﻮﺩﻡ
ﺑﻴﻜﺎﺭ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﺑﯽ ﻋﺎﺭ ﻧﺒﻮﺩﻡ
ﺑﯽﻛﺲ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﻧﺎﻛﺲ ﻧﺒﻮﺩﻡ
ﺷﺎﻳﺪ ﺑﯽ ﺻﻔﺎ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﺑﯽ ﻭﻓﺎ ﻧﺒﻮﺩﻡ
ﻫﻤﺶ ﺩﻝﺗﻨﮓ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﺩﻝﺳﻨﮓ ﻧﺒﻮﺩﻡ
ﺧﻼﺻﻪ ﻛﻨﻢ
ﻣﻦ ﺷﺎﯾﺪ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺮﺩ ﻧﺒﻮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﻧﺎﻣﺮﺩ ﻫﻢ ﻧﺒﻮﺩﻡ…

متن برای آدم ظالم

دلم اکنون ز دنیا سیر گشه

چقدر او غصه خورده پیر گشته

بیا ای نازنین یار در کنارم

برای گفتن حرف دوباره دیر گشته

بس است دیگر دورویی و دو رنگی

چرا نیش زبانت تیغه شمشیر گشته

بیا آرامش جانم به من آرامشی ده

که من آرامشم در این سرا تبخیر گشته

ندارد این دلم راهی به زرق و برق این دنیا

به زیر پای من نقشی زبوریا و حصیر گشته

متن برای پدر ظالم

من سخت نیستم
یک آسان دلتنگم که سخت فراموش میکنم
تو آسان نیستی
یک سخت دلسنگی که آسان فراموش میکنی.

متن برای ظالم

شیخـــی به زنی فاحشـــه گفتـا مستی

هـــــر لحظـــه بـه دام دگـــری پــا بستی

گفتــــ شیخـــا هـــر آن چه گویی هستم

آیا تــــو چنــان کـــــــه می‌نمایی هستی

متن برای ظالمان

با بعضیا هرچقدرم بخوایم راه بیایم باز مسیرمون بهشون نمیخوره.

متن برای آدم های ظالم

پیامبر اکرم (ع) می فرمایند: « ما اَقبَحَ بِالانسانِ أَنْ یکونَ ذاوَجهَین». چقدر قبیح است که انسان دارای دو چهره متضاد و متفاوت باشد.

متن برای انسان ظالم

من ساده ترین معماى زندگى تو بودم
اما به جاى حل، پاکم کردی.

متن ظالم معین

زاهد کـه غرق ذکــــر و ثنا گـــویی خلقـت است

انکـــار خــــویش کـــرده، خـــــدا میشود همه

ای یـــار ای عـــزیزتریـــن شعـــر زندگـــی

دیدی که دوست دشمن ما میشود همه

متن ظالم

بعضیا فقط موقعی یاد ما میفتن که غم دارن
منم دقیقا وقتی به یادشون میفتم که عن دارم.

متن برای انسان ظالم

لعنت به آهنگایی که منو یاد تو میندازه، مخصوصا این آهنگ:
سلام الاغ عزیز، حالت چطوره؟

متن برای ظالم

تو چون کرکس، به مشتی استخوان دلبستگی داری

بنازم همت والای بـاز و بی نیازیها

به میدانی که می بنـدد پای شهسـواران را

تو طفل هرزه پو، باید کنی این ترکتازیها

متن برای ظالمان

ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺍﺯ ﺟﺎﻳﻰ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﻴﺸﻪ ﻛﻪ ﺑﻌﻀﻰ ﻭﻗﺘﺎ ﻛﺴﺎﻳﻰ ﺭﻭ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﻴﻤﻮﻥ ﺧﺎﺹ ﻣﻴﻜﻨﻴﻢ ﻛﻪ ﺧﻴﻠﻰ ﻋﻤﻮﻣﻰ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺣﺮﻓﺎ ﺗﻮ ﺩﺳﺘﺮﺱ ﺑﻘﻴﻪ ﺑﻮﺩﻥ.

متن برای پدر ظالم

همیشه در عجب بودم که چرا در جاده عشق پا به پایم نمی آمدی حتی وقتی آهسته و پیوسته میرفتم
امروز فهمیدم ریگی که در کفشت بود تو را می آزرد.

متن ظالم معین

آدم های دورو نفاق و دشمنی را

در بین مردم پراکنده می کنند.

آنها به مانند روباهی هستند

که می خواهد ادای سگهای باوفا را در آورد.

به این انسان ها هرگز اعتماد نکنید

که در نهایت ضرر خواهید کرد.

متن برای حکومت ظالم

بعضیا هم هستن که باید گاهی بهشون زنگ بزنی و بدون سلام و علیک بگی “چه خوبه که نیستی، به نبودنت ادامه بده” بعد بدون خدافظی گوشی رو قطع کنی.

متن برای ظالمان

آدم های دورو را

اگر از زندگیتان حذف نکنید،

طولی نمی کشد که آنها

زندگی شما را به جهنم تبدیل خواهند کرد.

متن برای انسان ظالم

شدیم مثل منشور
هرکی بهمون خورد هفت خط از آب دراومد.

متن برای آدم ظالم

سلامتی اونایی که ترجیح میدن یک حقیقت نابودشون کنه
تا اینکه یه دروغ الکی
آرومشون کنه

متن برای انسان ظالم

ساعت همیشه دروغ میگوید
من فقط
به زمان با تو بودن ایمان دارم
انجا که عقربه ها می ایستند
و من عاشقانه به تو خیره میشوم

متن ظالم

اگر دروغ رنگ داشت
هر نور شاید ده ها رنگین کمان از دهن ها نطفه می بست
و بی رنگی کمیاب ترین چیزها بود

متن ظالم

از دروغ خیلی چیزا رو میشه بدست اورد
ولی نمیشه نگهشون داشت
قدیما … تا کسی مجبورنبود ، دروغ نمی گفت …
الان تا کسی مجبور نباشه ، راست نمیگه … !

متن برای ظالم

صدای سکوت نفس هایت را دوست میدارم
وقتی که تمام حرف هایت
بوی “دروغ” گرفته اند

متن برای پدر ظالم

دنیای عجیبی شده است . . .
برای دروغ هایمان ،
خدا را قسم میخوریم ،
و به حرف راست که میرسیم ؛
می شود جان ِ تــو…

متن ظالم

ما مردمانی هستیم
که به راحتی به هم دروغ میگیم
ولی بزرگترین معیارمون برای شروع دوستی
صداقته

متن برای حکومت ظالم

مــوجــودات ِ غــریبـی هـستیـم !
نـه طاقــت ِ دروغ را داریـــم …
و نــه تحــمّل ِ حـقــیــقت را !!

متن برای انسان ظالم

گمان میکردم قانع باشی
و به شکستن دلم اکتفا کنی
نه اینکه فستیوالی از دروغ به راه بیندازی
و در آخر بگویی:
میروم تا اذیت نشوی
بهترین من

متن ظالم

گاهی دلم برای چوپان دروغگو خیلی می سوزد
بیچاره دو بار بیشتر دروغ نگفت انگشت نما شد
ولی ما هنوز صادق ترینیم

متن برای آدم ظالم

راست یا دروغ مهم نیست!
تو فقط با من حرف بزن!
چشمانت زیر نویس می کنند

متن برای آدم های ظالم

ساعت همیشه دروغ میگوید
من فقط
به زمان با تو بودن ایمان دارم
انجا که عقربه ها می ایستند
و من عاشقانه به تو خیره میشوم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *