متن استوری غروب افتاب

متن استوری غروب افتاب

Don’t forgetthat beautiful sunsetsneed cloudy skies.فراموش نکن،غروب های زیبانیازمند آسمان های ابری هستند.

متن برای استوری غروب خورشید

متن استوری غروب افتاب

برایتدلتنگی عصر پاییز را می فرستممثل کلاغ های دم غروبهیچ جا نیستمفقط گاهییکی از پرهایم می افتد

متن برای استوری غروب خورشید

دوستت ندارم بـه اندازه اقیانوس ؛ چون یه روز تموم می شه.دوستت ندارم بـه اندازه خورشید، چون غروب می کنه.دوستت دارم بـه اندازه روت کـه هیچ وقت کم نمی شه

متن استوری غروب افتاب

هیچ خورشیدی نمی‌تواند از غروب جلوگیری کند اما دوباره برمی‌خیزد و طلوع می‌کند – مایا آنجلو

متن برای استوری غروب خورشید

همین که بیدار شدی،لبخند بزن…جمعه ها را فقط اینگونه میشودغافلگیر کرد…کافیست غم به صورتت ببیند،تا غروب‍‍ش هزار بار جانَت را میگیردعلی قاضی نظام

متن استوری غروب خورشید

غروب ها گواه آنند کهپایان ها هم می توانند زیبا باشند …

متن برای استوری غروب خورشید

طلوع یا غروب خورشید می‌تواند با درخشندگی شعله‌ور شود و تمام شور و اشتیاق را در روح بیننده برانگیزد – مری بالوگ

متن برای استوری غروب خورشید

حالا که تو رفته ای می فهممدست های تو بودکه به نان طعم می دادپنیر را به سفیدی برف می کردو روز می آمد و سر راهش با ما می نشستحالا که تو رفته ایملال غروب‍‍ی ، نان را قاچ می کندو برگ درختانبه بهانه ی پاییزناپدید می شوند …شمس لنگرودی

متن برای استوری غروب خورشید

روزهایم هم چون برگهای پاییز غروب کـه میشود
میوفتد . . .
نمیدانم درخت زندگی ام چند برگ دارد. . . ؟
فقط میدانم پاییز اسـت

متن استوری غروب افتاب

زمانی که خورشید غروب می‌کند، هیچ شمعی نمی‌تواند جایگزین آن شود – جورج مارتین

متن استوری غروب افتاب

نگران نباش برو
من تنها نیستم
تنهایی هست، دلتنگی هم قول آمدن داده
غروب هم هست
من می میرم، تو برو نگران من نباش

متن استوری غروب خورشید

همه ی در انتظار غروب خورشید آسمان من اند…
نمیدانند ناخدای بی نام بی تو راه را گم می‌کند
چون بـه چشمک ستاره ی قطبی دل نبسته اسـت

متن استوری غروب افتاب

من هیچ کس را آن سوی دیوارها نداشته باشم شاید
اما در این غروب کسالت بار
هیچ چیز به اندازه ی تلفنی از زندان
خوشحالم نمی کند
و مردی که اعتراف کند
گاهی
به جای آزادی
به من می اندیشد

متن برای استوری غروب خورشید

خیال نکن اکر برای کسی تمام شدی..
امیدی هست…
خورشید…
از انجا کـه غروب می‌کند..
هیچگاه طلوع نمی‌کند

متن استوری غروب افتاب

اگر من بزرگ نمی‌شدم، پدربزرگ هنوز زنده بود، مو های مادرم سفید نمیشدمادربزرگ در ایوان خانه باز میخندید،تنهایی معنایش همان تنها بودن در اتاقم بودغروب جمعه برایم دلگیر نبودچقدر گران به پایان رسید بزرگ شدن من

متن برای استوری غروب خورشید

دوستت دارم تمام و کمال
از شرق پیشانیت
تا غروب لبخندت
از جنوب چشمهایت
تا شمال نفس هایت
دوستت دارم تمام و کمال

متن استوری غروب خورشید

روزهایم
هم چون برگ های‌ پاییز
غروب کـه میشود میوفتد …
نمیدانم درخت زندگیم چند برگ دارد…؟!
فقط می‌دانم پاییز اسـت

متن استوری غروب افتاب

روزهایمهمچون برگ های پاییزغروب که می شود می افتدنمی دانم درخت زندگیم چند برگ داردفقط می دانم پاییز است

متن استوری غروب افتاب

اولین بار نیستکه این غروب لعنتی غمگین‌ات کرده استآخرین بار نیز نخواهد بود.به کوری چشمش اماخون هم اگر از دیده بباردبیش از این خانه‌نشین‌ماننخواهد کرد ..کفش و کلاه کردن از توخنده به لب آوردن‌ات از من

متن استوری غروب خورشید

روزهای اول اردیبهشت استو تقویم دلگره خورده به غروب های بهاربه دلشوره های مزمن منبه چارفصل رنگ بازی چشم های تو

متن استوری غروب افتاب

عشقنام دیگر تو بودوقتی خواب شیرین داشتن ات رااز سر این فرهاد گرفتیحالا همه ی غروب های دنیاپشت این کوه تنهایی می افتد.

متن استوری غروب افتاب

هنگامی که دستان مهربانشرا به دست می گیرمتنهایی غم انگیزش را در می یابماندوهش غروبی دلگیر استدر غربت و تنهاییهمچنان که شادیشطلوع همه آفتاب هاست

متن استوری غروب افتاب

این زندگی نیست کـه می‌گذرد؛
این ما هستیم کـه رهگذریم…
” پس با هر طلوع و غروب لبخند بزن ”
“مهربان باش و محبت کن”
“حتی تاریک‌ترین شب نیز پایان خواهد یافت و
خورشید خواهد درخشید”
روزهای خوب خواهد آمد

متن استوری غروب خورشید

گفتی که چو خورشید زنم سوی تو پرچون ماه شبی می کشم از پنجره سراندوه که خورشید شدی تنگ غروبافسوس که مهتاب شدی وقت سحر

متن استوری غروب خورشید

پیش چشمت خطاست شعر قشنگچشمت از شعر من قشنگ تر استمن چه گویم که در پسند آیددلم از این غروب تنگ تر است

متن استوری غروب افتاب

نم باران،
لب دریا
غم تو
تنگ غروب
دل من تنگ تو شد
کاش که پیدا بشوی

متن استوری غروب افتاب

غروب پاییز یه غروب دیگس
غروب پاییز یه تصویری دیگس
غروب پاییز دریا، یه نقاشی خاص دیگس
قدم زدن دوعاشق ریختن برگا
غروب پاییز… یه حس حال دیگس

متن برای استوری غروب خورشید

ڪشنده تر از
ساعت دوازده شب بہ بعد
اون غروب
لعنتیہ ڪه
یھو با تمام وجود
دلت بودنشو
مےخواد ولی ️نیست

متن برای استوری غروب خورشید

حالا که تو رفته ای می فهمم
دست های تو بود
که به نان طعم می داد
پنیر را به سفیدی برف می کرد
و روز می آمد و سر راهش با ما می نشست
حالا که تو رفته ای
ملال غروب‍‍ی، نان را قاچ می کند
و برگ درختان
به بهانه ی پاییز
ناپدید می شوندشمس لنگرودی

متن استوری غروب خورشید

عشق را در انتظار تلخ و بی پایان خود
در غروب جمعه‌ ای دلگیر پیدا می‌ کنیساناز رئوف

متن برای استوری غروب خورشید

تنها یک لحظه طول کشید
غروبی که مرا در خود گم کرد
و حسی که تا ابد نامم را فریاد کشید

متن استوری غروب افتاب

روزهایم
هم چون برگ های‌ پاییز
غروب کـه میشود میوفتد
نمیدانم درخت زندگیم چند برگ دارد..؟!
فقط میدانم پاییز اسـت

متن استوری غروب خورشید

همه در انتظار غروب خورشید آسمان من اند
نمی دانند ناخدای بی نام بی تو راه را گم می کند
چون به چشمک ستاره ی قطبی دل نبسته است

متن استوری غروب افتاب

وقتی که تنگه غروب
بارون به شیشه میزنه
همه غصه های دنیا توی سینه منه

متن استوری غروب خورشید

دیروز غروب
پیاده روهای غمگین را قدم میزدم
عابران بی تفاوت از کنارم
سکوتم را لگد می کردند
زیر هجوم افکارم
تو را آرزو کردم
کاش یکی ازاین عابران بودی
هیچ نگاهی آشنا نبود
جز کودک فال فروشی که نگاه غمگینش بغض مرا به انفجار رساند

متن استوری غروب خورشید

درست همان لحظه
که غرق آرزوهایت هستی
ساحل، زیر پایت را خالی می کند
خوب غروب را نگاه کن
شاید
آه
و
بغض
مرا ببینی…

متن استوری غروب خورشید

اگر کاشف معدن صبح آمد،صدا کن مرا
و مندر طلوع گل یاسی از پشت انگشت‌های توبیدار خواهم شد

متن برای استوری غروب خورشید

صبح خواهد شد
و به این کاسه آب
آسمان هجرت خواهد کردسهراب سپهری

متن استوری غروب افتاب

اندوهش غروبی دلگیر است
در غربت و تنهایی
همچنان که شادی‌اش
طلوع همه آفتاب‌هاستاحمد شاملو

متن برای استوری غروب خورشید

نمی‌دانم
می‌آمدی یا می‌رفتی
عبورت، حضوری ماندگار بود
خورشید از پشت
پلک‌هایت درخشید
و در ادامه راهم
طلوع کردی!فریال معین

متن استوری غروب خورشید

امشب تو را به خوبی نسبت به ماه کردم
تو خوب تر ز ماهی من اشتباه کردم“فروغی بسطامی”

متن برای استوری غروب خورشید

آفتاب را
دوخته‌ای به لب‌هایت
آدم دوست دارد هر روز خورشیدش
از لب‌های تو طلوع کند
آدم اگر آدم باشد
دوست دارد روی لب‌های تو
جان بکند!

متن استوری غروب خورشید

هر روز
قبل از خورشید
در من طلوع می‌کنی
تا صبحم بخیر شودعلیرضا اسفندیاری

متن برای استوری غروب خورشید

اگر می‌دانستم که صبح من
از نگاه تو شروع می‌شود
می‌گفتم زودتر بیا
کمی زودتر طلوع کن
اگر فقط چند لحظه زودتر نگاهم می‌کردی
جهانم شب نمی‌شدچیستا یثربی

متن برای استوری غروب خورشید

زعفرانست لبت، دُرّ گرانست لبت
خودت آرامش جان آفت جانست لبتنرخ یک بوسه ز لبهاى تو مثقالى چند
همچو بازار طلا درنوسانست لبت

متن برای استوری غروب خورشید

عشق تو انتظار را به من آموخت
و من سال‌هاست منتظر کسی هستم
که خورشید هر صبح از چشم‌های او طلوع می‌کند…محمد شیرین‌زاده

متن استوری غروب افتاب

و بی آن که کسی بداند
آفتاب ازمشرق صدای مادر من طلوع می‌کردپرتو نادری

متن برای استوری غروب خورشید

طلوع پاداش کسی‌ست که
تاریک ترین لحظه‌های شب را
به انتظار نشسته استاشکان پارسا

متن استوری غروب خورشید

هر صبح
همه چیز می‌تواند از نو شروع شود
آفتاب تنها به این دلیل
طلوع می‌كند؟

متن برای استوری غروب خورشید

مثل راهی که
هر چه می روی تمام نمی شود
مثل کتابی که
هر چه می خوانی تمام نمی شود…
دوست داشتن “تو”
بارانی ست که
هیچ وقت بند نمی آید!

متن استوری غروب خورشید

كمی طلوع آفتاب
كمی چای داغ
كمی نسیم صبحگاهی
و بسیاری تو
مگر من جز این چه می‌خواهم؟میسا دورقی

متن استوری غروب خورشید

من باشم و
تو باشی و باران، چه دیدنی است
بی چتر، حسّ پرسه زدن ها نگفتنی است
باران ببار!! بهتر از این که نمی شود
من باشم و تو باشی و باران …
چه دیدنی است!!

متن برای استوری غروب خورشید

دستت را که می گیرم
در من جنگی شروع می شود برای عاشق تر شدن …
عاشق تر ماندن
فقط برای تو …

متن برای استوری غروب خورشید

بی تو خاموشم، شهری در شبم
تو طلوع می‌کنی
من گرمایت را از دور می‌چشم
و شهر من بیدار می‌شود
با غلغله‌ها، تردیدها، تلاش‌ها
و غلغله‌های مردد تلاش‌هایش
دیگر هیچ چیز نمی‌خواهد مرا تسکین دهد
دور از تو من شهری در شبم
ای آفتاب
و غروبت مرا می‌سوزاند
من به دنبال سحری سرگردان می‌گردماحمد شاملو

متن استوری غروب افتاب

نگاه کن که موم شب به راه ما
چگونه قطره قطره آب می‌شود
صراحی سیاه دیدگان من
به لالای گرم تو
لبالب از شراب خواب می‌شود
به روی گاهواره‌های شعر من
نگاه کن
تو می‌دمی و آفتاب می‌شودفروغ فرخزاد

متن برای استوری غروب خورشید

تا عطر تنت اینجاست، نبضم به تو وابسته ست
با بوی نفسهایت، جانانه شدن با من“شهریار”

متن برای استوری غروب خورشید

به والله که جانانم تویی تو
بسلطان عرب جانم تویی تونمیدونم که چونم یا که چندم
همی دونم که درمانم تویی تو…“باباطاهر”

متن برای استوری غروب خورشید

امید وصل تو جانم به رقص می‌آرد
چو باد صبح که در گردش آورد ریحان“سعدی”

متن برای استوری غروب خورشید

تو
چشمانت را ببند
من قول می‌دهم خورشید این بار
از مغرب طلوع کند
می‌دانی:
نظمِ جهان با یک پلک زدن به هم می‌ریزد
و این خاصیتِ چشم‌های توستافشین حیدری

متن استوری غروب خورشید

مثل کودکی که با بی اعتنایی به سیبی نگاه می کندبه آسمان خیره مانده امآسمانی که بین طلوع و غروبشحتی سنجاقکی پوست نمی اندازدآسمانی که روزش نیمی خورشید و نیمی زخم استو شبش نیمی اضطراب و نیمی ماه

متن استوری غروب خورشید

آفتاب را
پشت دروازه شب
منتظر نشانده‌ام
و طلوع را
به دیداری عاشقانه دعوت کرده‌ام
امشب
چقدر ستاره می‌پاشد بر آسمان دلم
و صبح که بیاید
حتما تو در آغوش منیسارا قبادی

متن برای استوری غروب خورشید

در آن سوی دنیا زاده شده بودی
دور بودی
مثل تمام آرزوها
و ریل‌ها
در مه زنگ زده بودند
هیچ قطاری حاضر نبود
مرا به تو برساندمن به تو نرسیدم
من به حرفی تازه در عشق نرسیدم
و در ادامه خواب‌های من
هرگز خورشیدی طلوع نکردرسول یونان

متن استوری غروب خورشید

تو لیلی نیستی
من اما
مجنون حرف‌هات می‌شوم
دیوانه دست‌هات
مبهوت خنده‌هاتگل قشنگم
شیرین نیستی
ولی من
صخره‌های شب را
آنقدر می‌تراشم
تا خورشیدم طلوع کند
و تو
در آغوشم بخندیعباس معروفی

متن استوری غروب خورشید

خورشید جاودانه می‌درخشد در مدار خویش
ماییم که پا جای پای خود می‌نهیم
و غروب می‌کنیم هر پسین
آن روشنای خاطر آشوب
در افق‌های تاریک دور دست
نگاه ساده فریب کیست که همراه با زمین
مرا به طلوعی دوباره می‌کشاند؟
ای راز!
ای رمز!
ای همه روزهای عمر مرا اولین و آخرین!

متن استوری غروب خورشید

هنگامی که مردم
تکه یخی بر روی خاکم بگذارید
هر روزه بعد از طلوع آفتاب
تا با آب شدنش روی خاکم
گمان کنم
کسی که من به یادش بودم
به یادم گریه می‌کندحسین پناهی

متن برای استوری غروب خورشید

صبح کهشعرم بیدار می‌شودمی‌بینم بسترم سرشارازگُلِ عشقِ توست وعشق تو آفتاب استآنگاه کهدرونم طلوع می‌کنی ومی‌بینمت

متن استوری غروب افتاب

روز
لبخند توست
که طلوع می کند
شب
آغوش توست
که در بر می‌گیرد
من
در یکی زندگی می‌کنم
در دیگری می‌میرممژگان عباسلو

متن استوری غروب افتاب

عشق تو آفتاب است
آن‌گاه که
درونم طلوع می‌کنی و می‌بینمت
آن هنگام هم که می‌روی نمی‌بینمت
سایه تنم می‌شوی و ابر خیالم
پا به پایم راه می‌افتی و
همراهم می‌شویشیرکو بیکس

متن برای استوری غروب خورشید

هیچ کس نمی تونه به عقب برگردهو شروع تازه ای داشته باشهاما هر کسی می تونه از الان شروع کنهو یک پایان شاد بسازه

متن استوری غروب افتاب

رو به روی من
رو به روی من فقط تو بوده ای
از همان نگاه اولین
از همان زمان که آفتاب
با تو آفتاب شد…
چارسوی من پر است از همان غروب
از همان غروب جاده
از همان طلوع
از همان حضور تا هنوز…محمدرضا عبدالملکیان

متن استوری غروب افتاب

یادم نیست
طلوع اوّلین گل سرخ بود
یا غروب آخرین نرگس زرد؟
که پروانه‌ها
تو را در من سرودند…
و می‌اندیشم
از کِی تو را خواسته ام؟
و من یادم نیستپرویز صادقی

متن استوری غروب افتاب

رسیده‌ام به تو
اما هنوز دلتنگ‌اَم
انگار به اشتباه،
جای طلوع
در غروبِ چشم‌هایت
فرود آمده باشمرضا کاظمی

متن برای استوری غروب خورشید

آن‌قدر دوستت دارم
که خودم هم نمی‌دانم چقدر دوستت دارم!
هر بار که می‌پرسی، چقدر؟
با خودم فکر می‌کنم؛
دریا چطور حساب موج‌هایش را نگه دارد؟
پاییز از کجا بداند
هر بار چند برگ از دست می‌دهد؟
ابرها چه می‌دانند
چند قطره باریده اند؟
خورشید مگر یادش مانده
چند بار طلوع کرده است؟
و من
چطور بگویم که
چقدر دوستت دارمهستی دارایی

متن استوری غروب افتاب

من و تو با هم که باشیم
سه نفریم
من و تو و شعر
من می‌شوم شاعر شعری ولگرد
که هر صبح در چشمان تو طلوع می‌کند
و تو می‌شوی همان دختربچه بازیگوشی
که با شنیدن هر دوستت دارم بوی شعر می‌گیرد…محمدعلی مکرمتی

متن برای استوری غروب خورشید

برای صبح شدن
نه به خورشید نیاز است
نه خنده‌های باد
چشم‌هایت را که باز کنی،
موهایت که پریشان بشود،
زندگی
عاشقانه طلوع خواهد کردمینا آقازاده

متن استوری غروب خورشید

ز عشق تابش خورشید تو به وقت طلوع
بلند کرد سر آن کوه نی ز جباری

متن استوری غروب افتاب

به کمی چو ذره‌هایم من اگر گشاده پایم
چه کنم وفا ندارد به طلوع آفتابم

متن برای استوری غروب خورشید

بی گاه شد بی گاه شد خورشید اندر چاه شد
خیزید ای خوش طالعان وقت طلوع ماه شدمولانا

متن برای استوری غروب خورشید

در طلوع مهر بی عرض تبسم نیست صبح
هر که گردد خاک راهت می‌کند پیدا نمکبیدل دهلوی

متن استوری غروب خورشید

ز مشرق سر کو آفتاب طلعت تو
اگر طلوع کند طالعم همایون است

متن استوری غروب افتاب

آفتاب فتح را هر دم طلوعی می‌دهد
از کلاه خسروی رخسار مه سیمای توحافظ

متن استوری غروب خورشید

روز چگونه شب شود، زلف گشا که همچنین
صبح سفید چون شود، خنده نما که همچنین…هر که بگویدت که شب صبح امید چون شود
زلف ز روی همچو مه دورنما که همچنین…هر که بپرسدت که چون مهر طلوع می‌کند
جام صبوح خورده از خانه برآ که همچنین…

متن استوری غروب خورشید

از طلوع واز غروب مهر روشن شد که چرخ
هرکه رابرداشت صبح از خاک شام افتد به خاک

متن استوری غروب خورشید

ز خُم طلوع سهیل شراب نزدیک است
ز کوه سر زدن آفتاب نزدیک استصائب تبریزی

متن برای استوری غروب خورشید

خندید خورشید فلک چون سرخ گل در بوستان
از خنده آن سرخ گل آفاق را خندان نگر

متن استوری غروب خورشید

آنکو شناخت گردش خورشید و ماه را
جوید برای خفتن خود خوابگاه را

متن استوری غروب افتاب

جز عارض سیمین تو بر طره شبرنگ
هرگز نشنیدیم طلوع قمر از مو

متن استوری غروب خورشید

جهان پیر چو روشن شد از فروغ قدح
چه باک، اگر نکند آفتاب چرخ طلوع؟امیرخسرو دهلوی

متن استوری غروب خورشید

گر مهر در تو کج نگردد بشکند سپهر
در دیده آن خطوط شعاع چو نشترش…یک بار اگر ز مشرق رایت کند طلوع
من بعد مهر یاد نیاید ز خاورشوحشی بافقی

متن برای استوری غروب خورشید

هزار نجم همایون طلوع گشته بلند ولی
یکیست که خورشید وش نمایان استمحتشم کاشانی

متن استوری غروب خورشید

گفتم که نور چشمه خورشید از کجاست
گفت از طلوع طلعت عاشق گداز من

متن استوری غروب خورشید

ز تقریری که واعظ می‌کند بر عرشه منبر
طلوع صبح محشر شام هجران است پنداری

متن استوری غروب افتاب

مگر از سیاه روزی تو مرا نجات بخشی
که طلوع صبح روشن ز سواد شام داری

متن استوری غروب افتاب

طلوع صبح جمالش فروغ آفاق است
بساط مجلس عیدش نشاط دوران استفروغی بسطامی

متن برای استوری غروب خورشید

شب هجران چو شود صبح و برآید خورشید
داستان غم دوشینه فراموش کنیمشهریار

متن استوری غروب افتاب

وقت غروب آرزو بهت مرا نظاره کن
با تو طلوع می‌کنم ولوله‌ای دوباره کنافشین یداللهی

متن استوری غروب خورشید

آه، ای روشن طلوع بی غروب
آفتاب سرزمین‌های جنوبفروغ فرخزاد

متن استوری غروب افتاب

تو آواز زرین مرغ طلوعی
که بر تاج نخل افق پرفشاندمنوچهر آتشی

متن استوری غروب خورشید

طلوع می‌کند آن آفتاب پنهانی
ز سمت مشرق جغرافیای عرفانیقیصر امین‌پور

متن استوری غروب خورشید

تمام خانه پر از نور ناب خواهد شد
اگر به صبحدم ای آفتاب برخیزیسلمان هراتی

متن برای استوری غروب خورشید

وقتی به سان خورشید از گوشه ای بر آیی
روشن شود جهانی وقتی که تو بیایی؟

متن استوری غروب افتاب

شب یلدا اسیر موهایت
برنگردی، طلوع می‌میردمحسن انشایی

متن برای استوری غروب خورشید

با قصه‌های روشن باران طلوع صبح
در من سرود عشق تو آغاز می‌شودمحمدمهدی ناصری

متن برای استوری غروب خورشید

خورشید پشت پنجره پلک‌های من
من خسته‌ام! طلوع کن امشب برای مننجمه زارع

متن برای استوری غروب خورشید

در من طلوع آبی آن چشم روشن
یادآور صبح خیال انگیز دریاست

متن استوری غروب خورشید

در آفتاب نهانم که هر غروب و طلوعی
نهم جبین وداع و سر سلام به پایتحسین منزوی

متن برای استوری غروب خورشید

معجون نور و روشنی آفتاب و ماه
تک لحظه‌ی طلوع و غروب، آبی و سیاهمحمد ارثی‌زاد

متن استوری غروب خورشید

تو مشرقی‌تر از آفاق سرخ لَم یَزَلی
طلوع عاطفه بر شانه‌های هر غزلیمرتضی حیدری

متن استوری غروب خورشید

تو در مسیر طلوعی و من اسیر غروب
چه اختلاف بزرگی، کجا به هم برسیم؟فرامرز عرب عامری

متن برای استوری غروب خورشید

چه می‌شود همه از جنس آسمان باشیم
طلوع عشق چه زیباست بین آدم‌هامریم حیدرزاده

متن برای استوری غروب خورشید

طلوع پشت طلوع و غروب پشت غروب
نخواه یک زن تنهای بی هدف بشوممژگان عباسلو

متن استوری غروب خورشید

دیده من مُبَلغ طلوع با شکوه تو
مژده رسید تشرُف حلول ماه روی تومرتضی (اشکان) درویشی

متن استوری غروب خورشید

من آن سکوت شکسته در آسمان توام
و تو درآمد دنیا و آفتاب منیآسیه رضایی

متن برای استوری غروب خورشید

طلوع کن سحری روشن از دریچه صبح
ز کنج پنجره خورشید را به خانه ببرشهرام زمانی

متن استوری غروب افتاب

جز سایه‌ای نماند ز من با طلوع عشق
آن نیز با غروب تو ناچیز می‌شودسیدمحمدمجید موسوی گرمارودی

متن استوری غروب خورشید

ز جان من که در چاه غروب تلخ هجرانت
طلوع سینه چاک گریبانت چه می‌خواهدمحی الدین حق‌شناس

متن استوری غروب خورشید

من حوض می‌شوم و تو لبریز می‌شوی
حالا طلوع می‌كنی از مشرق گناهخورشید می‌شوی و مرا خیره‌ می‌كنی
مهتاب می‌شوم كه فقط هی تو را نگاه…گفتی غروب هم كه بیاید نمی‌روی
اما غروب آمد و رفتی و هیچ‌گاه…علیرضا آزادی

متن برای استوری غروب خورشید

فضای خسته و دلگیر و داغ و دم کرده
طلوع شرجی ماسوله و نم بارانعلی ثابت‌قدم

متن استوری غروب خورشید

خوش به حال من و دریا و طلوع و خورشید
و چه بی‌ذوق جهانی که مرا با تو ندیدمحمدعلی بهمنی

متن استوری غروب خورشید

موسم دیده غزلخوانت
روزهای طلوع دستانتاز پس رفتن گلوگیرت
ما و اکنون طلوع تصویرتیدالله گودرزی

متن استوری غروب خورشید

شروع دلنشین من طلوع کن که بشکند
بلور اشک‌ها و خاطرات بی‌بهای منبیا به وقت صبحدم طلوع با تو دیدنی ست
بیا به کوچه‌های شب دوباره پا به پای منایلناز حقوقی

متن استوری غروب خورشید

انقدر غروب‍‍های دلگیر دارم …که حواسم نیست…کدامشان غروب جمعه است.خوش بحالت…که حواست به همه چیز هست…جز حواس من…که ” هرجا پرت میکنم …کنار تُ می افتد”

متن استوری غروب افتاب

حالا که تو رفته ای می فهممدست های تو بودکه به نان طعم می دادپنیر را به سفیدی برف می کردو روز می آمد و سر راهش با ما می نشستحالا که تو رفته ایملال غروب‍‍ی ، نان را قاچ می کندو برگ درختانبه بهانه ی پاییزناپدید می شوند …شمس لنگرودی

متن برای استوری غروب خورشید

خانه دل تنگِ غروبی خفه بودمثلِ امروز که تنگ است دلم!پدرم گفت: “چراغ”و شب از شب پُر شد!من به خود گفتم: “یک روز گذشت…”مادرم آه کشید:“زود بَر خواهد گشت…”ابری آهسته به چشمم لغزیدو سپس خوابم بُرد…

متن استوری غروب افتاب

تنهاییهیولای عجیبیست ..روزهای هفته رامی بلعدغروب جمعه بالامیاورد ..

متن استوری غروب افتاب

ماشادبودیمناگاهان غروب جمعه شد

متن استوری غروب افتاب

بی هیچ ناممی آییاما تمام نام های جهان باتوستوقت غروب نامتدلتنگی ستوقتی شبانه چون روحی عریان می آیینام تو وسوسه استزیر درخت سیب نامتحواستو چون به ناگزیربا اولین نفس که سحر می زندمی گریزینام گریزناکترویاست…

متن استوری غروب خورشید

من صبورم امابه خدا دست خودم نیست اگرمی رنجمیا اگر شادی زیبای تو رابه غم غربت چشمان خودم می بندممن صبورم اماچه قدَر با همه ی عاشقی ام محزونمو به یاد همه ی خاطره های گل سرخمثل یک شبنم افتاده ز غم مغمومممن صبورم امابی دلیل از قفس کهنه ی شب می ترسمبی دلیل از همه ی تیرگی رنگ غروبو چراغی که تو را از شب متروک دلم دور کندمن صبورم اماآه، این بغض گرانصبر چه می داند چیست.

متن استوری غروب خورشید

قرن هاست که دیگرکسی به مرگ طبیعی نمی میرد!تردید ندارمغروب های جمعه،در نصف بیشترشان دست دارند…!آرش شریعتی

متن استوری غروب خورشید

برایتدلتنگی عصر پاییز را می فرستممثل کلاغ های دم غروبهیچ جا نیستمفقط گاهییکی از پرهایم می افتد.

متن استوری غروب خورشید

هر غروبمی آید و مرا در آغوش می گیردتنها“تاریکی” ست که مرا خوب می فهمد.

متن برای استوری غروب خورشید

اولین بار نیستکه این غروب لعنتی غمگین‌ات کرده استآخرین بار نیز نخواهد بود.به کوری چشمش اماخون هم اگر از دیده بباردبیش از این خانه‌نشین‌ماننخواهد کرد ..کفش و کلاه کردن از توخنده به لب آوردن‌ات از من ..

متن استوری غروب افتاب

غروب جمعه را دوست دارمبه خاطر دلتنگی ات …که آرام آرامسرت راروی شانه ام می گذارد.

متن استوری غروب افتاب

طلوع اوّلین گل سرخ بودیا غروب آخرین نرگس زرد ؟!که پروانه هاتو را در من سرودندیادم نیستاوّلین شعرم را برای توکه باران کجا می خواندو پنجره ها فهمیدند

متن برای استوری غروب خورشید

فرض کن یک غروب بارانی‌ست و تو تنها نشسته‌ای مثلاًبعدش احساس می‌کنی انگار، سخت دل‌تنگ و خسته‌ای مثلاً در هم‌آن لحظه‌ای که این احساس مثل یک ابر بی‌دلیل آن‌جاستشده یک لحظه احتمال دهی که دلی را شکسته‌ای مثلاً؟ که دلی را شکسته‌ای و سپس، ابرهای ملامت آمده‌اندپلک خود را هم از پشیمانی روی هم سخت بسته‌ای مثلاً مثلاًهای مثل این هر شب، دل‌خوشی‌های کوچکم شده‌انددر تمام ردیف‌های جهان، تو کنارم نشسته‌ای مثلاً و دلی را که این همه تنهاست، ژاپنی‌ها قشنگ می‌فهمندمثل ویرانی هیروشیماست بعد آن جنگ هسته‌ای مثلاً فرض کن یک غروب بارانی‌ست و تو تنها نشسته‌ای امامن نباید زیاد شکوه کنم من نباید . . . تو خسته‌ای مثلاً سیّدمهدی نقبایی

متن برای استوری غروب خورشید

رسیده‌ام به تواما هنوز دلتنگ‌اَم!انگار به اشتباه،جای طلوعدر غروبِ چشم‌هایتفرود آمده باشم!

متن برای استوری غروب خورشید

می شود تنهایی بچگی کردتنهایی بزرگ شدتنهایی زندگی کردتنهایی مُردولی قهوه ی غروب های دلگیر جمعه راکه نمی شودتنهایی خورد!

متن استوری غروب افتاب

حالا که تو رفته یی می فهممدست های تو بودکه به نان طعم می دادپنیر را به سفیدی برف می کردو روز می آمد و سر راهش با ما می نشست. _حالا که تو رفته ییو ملال غروبی نان را قاچ می کندو برگ درختانبه بهانۀ پاییزناپدید می شوند.

متن برای استوری غروب خورشید

نشد به مهربانی ات شک کنمنشد رسما برایت بمیرمنشد دل آزرده شویاز غروب ستاره ای دور وتقصیر ها را من به گردن بگیرمنشد در سایه ات پناه بگیرم از این همه سرمانشد از این همه شبخاطره ای بسازیمبی خیال آرزوی صبح فردا …نشد.

متن برای استوری غروب خورشید

با غروب این دل گرفته مرامی‌رساند به دامن دریا می‌روم گوش می‌دهم به سکوتچه شگفت است این همیشه صدا لحظه‌هایی که در فلق گم شدمبا شفق باز می‌شود پیدا چه غروری چه سرشکن سنگیموجکوب است یا خیال شما دل خورشید هم به حالم سوختسرخ‌تر از همیشه گفت: بیا می‌شد اینجا نباشم اینک آهبی تو موجم نمی‌برد زینجا راستی گر شبی نباشم منچه غریب است ساحل تنها من و این مرغهای سرگردانپرسه‌ها می‌زنیم تا فردا تازه شعری سروده‌ام از توغزلی چون خود شما زیبا تو که گوشت بر این دقایق نیستباز هم ذوق گوش ماهی‌ها محمد علی بهمنی

متن برای استوری غروب خورشید

خورشید جاودانه می درخشد در مدار خویشمائیم که یا جای پای خود می نهیم و غروب می کنیمهر پسین

متن استوری غروب افتاب

خوش به حال من و دریا و غروب و خورشیدو چه بی ذوق جهانی که مرا با تو ندید

متن استوری غروب خورشید

تو را دوست دارمزمین از چرخیدن می ماند.و خورشید فراموش می کند که باید غروب کند.

متن استوری غروب خورشید

مرد اگر بودمنبودنت را غروب های زمستاندر قهوه خانه ی دوریسیگار می کشیدم

متن استوری غروب افتاب

غروب جمعه رسیده است و باز تنهاییغروب، این‌ همه غربت، چرا نمی‌آیی؟ زمین به دور سرم چرخ می‌زند، پس کیتمام می‌شود این روزهای یلدایی؟ کجاست جاذبه‌ات آفتابِ من؟ خسته استشهابِ کوچکت از این مدارپیمایی کبوترانه دلم را کجا روانه کنم؟کجاست گنبد آن چشم‌های مینایی؟ تمام هفته دلم را به جمعه خوش کردمغروب جمعه رسیده است و باز تنهایی پانته آ صفایی

متن استوری غروب افتاب

من هیچ کس را آن سوی دیوارها نداشته باشم شایداما در این غروب کسالت بارهیچ چیز به اندازه ی تلفنی از زندانخوشحالم نمی کندو مردی که اعتراف کندگاهیبه جای آزادیبه من می اندیشد

متن برای استوری غروب خورشید

شب از هفت و نیم غروب وآدمی از یک پرسش ساده آغاز می‌شود. روز از پنج و نیم صبح وزندگی از یک پرسش دشوار! صبح‌اَت بخیر شب‌زنده‌دارِ سیگار و دغدغه،لطفا اگر مشکلات جهان رابه جای درستی از دانایی رسانده‌ای،برو بخواب! آدمی از بیمِ فراموشی استکه جهان را به خوابِ آسان‌ترین اسامیِ خویش می‌خواند

متن استوری غروب خورشید

از راه می‌رسند پدرها غروب‌هادنیای خانه روشن و زیبا غروب‌ها از راه می‌رسند پدرها و خانه‌هاآغوش می‌شوند سراپا غروب‌ها از راه می‌رسند و هیاهوی بچه‌هاستزیباترین ترانه دنیا غروب‌ها اما به چشم دخترکان شوق دیگری ستشوق دوباره دیدن بابا غروب‌ها بعد از هزار سال من و کودکان شامتنها نشسته ایم همین جا غروب‌ها اینجا پدر، خرابه شام است ، کوفه نیستاینجا بیا به دیدن ما با غروب‌ها بابا بیا که بر دلمان زخم‌ها زده ستدیروز تازیانه و حالا غروب‌ها دست تو را بهانه گرفته ست بغض منبابا ز راه می‌رسی آیا غروب‌ها بابا بیا کنار من و این پیاله آبکه تشنه ایم هر دو تو را تا غروب‌ها از جاده‌ها بیایی و رفع عطش کنیاز جاده‌ها بیایی…اما غروب‌ها بسیار رفته اند و نیامد پدر هنوزبسیار رفته اند خدایا غروب‌ها کم کم پیاله موج زد و چشم روشنشچون لحظه‌های غربت دریا غروب‌ها خاموش شد، و بر سر سنگی نهاد سردختر به یاد زانوی بابا غروب‌ها بعد از هزار سال هنوز اشک می‌چکداز مشک پاره پاره سقا غروب‌ها اسماعیل امینیشعر نو همیشهبه انتهای گریه که می رسمصدای سادۀ فروغ، از نهایت شب را می شنومصدای غروب غزال ها راصدای بوق بوق نبودن تو را در تلفن!

متن استوری غروب خورشید

من اینجا یک فنجان نیم خورده دارمیک صندلی کنار بی حوصله گی هایمو صداهای زندانی که گاه گاه سر می کشنداز استخوانهایماز موهایمسینه امو ریز ریز می شوند روی پیراهن غروب

متن استوری غروب خورشید

باد می‌آیدکاغذهایم را … تو را با خود می برد.می شود ماه را با دست هایت نگه داری،غروب نکند؟می خواهم درها و پنجره ها را چفت کنمو تو رابرای همیشه بنویسم

متن استوری غروب خورشید

نم باران، لب دریا، غم تو، تنگ غروبدل من تنگ تو شد، کاش که پیدا بشوی احسان نصری 

متن برای استوری غروب خورشید

عشق را در انتظار تلخ و بی پایان خوددر غروب جمعه‌ای دلگیر پیدا می‌کنی ساناز رئوف

متن استوری غروب افتاب

باز جمعه رسید و نیامدی و شدندغروب جمعه و مرگ و وجود من‌ همراه مهدی زراعی

متن برای استوری غروب خورشید

می‌شوم دلتنگ دیدار تو هر تنگ غروبگر چه غم بسیار، امّا شادی از ما دور نیست مجتبی رمضانی

متن استوری غروب افتاب

غروب سرد بعد از تو چه دلگیر است ای عابربرای هر قدم یک دم نگاهی کن عقب‌ها را نجمه زارع

متن برای استوری غروب خورشید

از غروبی که سایه ام راکاشته امهیچ شکوفه ایطعم بوسه خورشید رانچشیده است.

متن استوری غروب افتاب

تو که آن بید لب حوض را به خاطر داری !همین امروز غروببرایش دو شعر از نیما خواندماو هم خم شد بر آب و گفت :گیسوانم را مثل «ری را» بباف

متن استوری غروب افتاب

هر غروب در افق پدیدار می‌شویدر دورترین فاصله‌هاآنجا که آسمان و زمین به هم می‌رسند،من نامت را فریاد می‌زنمو آهسته می‌گویم: “دوستت دارم

متن استوری غروب خورشید

تمامِ روزهای هفته سر در گم ام‎غروب جمعه که می شود‎سر از دل تنگی در می آورم

متن استوری غروب افتاب

روزهای اول اردی بهشت استو تقویم ِدلگره خورده به غروب های بهاربه دلشوره های مزمن منبه چارفصل رنگ بازی چشم های تو

متن برای استوری غروب خورشید

تصویر قشنگی ستبرخورد موج با صخرهدر یک غروب زیبااما …تا اسیر دریا نشوینمی فهمی چه جهنمی ست این زیبایی!

متن استوری غروب افتاب

عشقنام دیگر تو بودوقتی خواب شیرین داشتن ات رااز سر این فرهاد گرفتیحالا همه ی غروب های دنیاپشت این کوه تنهایی می افتد.

متن برای استوری غروب خورشید

مانده ام چگونه تو را فراموش کنماگر تو را فراموش کنمباید سال‌هایی را نیزکه با تو بوده ام فراموش کنمدریا را فراموش کنمو کافه های غروب راباران رااسب ها و جاده ها راباید دنیا رازندگی راو خودم را نیز فراموش کنم“تو” با همه چیز من  آمیخته ایشعر درباره غروب دلگیر جمعهپاییزنگاه خشکیده ی من بودبر تنِ خسته ی کوچهو عشق نافرجامیکه داشت کم کم غروب می کرد

متن برای استوری غروب خورشید

چقدر من دیدنت را دوست دارمدر خوابدر غروبدر همیشه‌یِ هر جاهرجایی که بِتوانْ تو را دیدصدا کردو از انعکاس نامت کیف کردچقدر مندیدن تو را دوست دارم

متن استوری غروب خورشید

همه از جمعه می نالنداما جمعهتنها روزیستکه من می توانمصندلی چوبی ام را به پشت بام ببرمو تماشای چشم های تو رادر غروب آفتابجشن بگیرمشعر احساسی غروبغروبهمان جایی کهاگر تو را از من بگیرندسرم را می گذارم تا بمیرم

متن استوری غروب افتاب

کمک کن بی تو نمانممن در تک تک غروب هامن درتک تک باران هامن درغرور دردبارها تو را تجربه کرده امکمک کن ثانیه ها را بی تو رج نکنم

متن استوری غروب خورشید

هنگامی که دستان مهربانشرا به دست می گیرمتنهایی غم انگیزش را در می یابماندوهش غروبی دلگیر استدر غربت و تنهاییهمچنان که شادیشطلوع همه آفتاب هاست

متن برای استوری غروب خورشید

بایدخودم رابگذارم کنارِ خودمو پیاده‌رو راتا آخرین سنگفرششانه به شانه راه برویمغروبی آرامبرای یک تنهایی دونفره

متن استوری غروب خورشید

 بس کن از شمس مبر نه به غروب و نه شروقکه از او گه چو هلالی و گهی چون قمری

متن استوری غروب افتاب

 هر آنک از عشق بگریزد حقیقت خون خود ریزدکجا خورشید را هرگز ز مرغ شب غروب آمد

متن استوری غروب خورشید

 تو را چه بحث رسد با من ای غراب غروباگر نه مسخ شدستی ز لعنت مورود

متن استوری غروب افتاب

 روز دیدی طلعت خورشید خوبمرگ او را یاد کن وقت غروب

متن برای استوری غروب خورشید

 هین مکن تعجیل اول نیست شوچون غروب آری بر آ از شرق ضو

متن برای استوری غروب خورشید

 گر شمس فروشد به غروب او نه فنا شداز برج دگر آن مه انوار برآمد

متن برای استوری غروب خورشید

 فروشدن چو بدیدی برآمدن بنگرغروب شمس و قمر را چرا زبان باشد تو را غروب نماید ولی شروق بودلحد چو حبس نماید خلاص جان باشد

متن برای استوری غروب خورشید

 نماز شام چو خورشید در غروب آیدببندد این ره حس راه غیب بگشاید

متن استوری غروب خورشید

 به هر صبوح درآیم به کوری کورانبرای کور طلوع و غروب نگذارم

متن استوری غروب خورشید

 گر غروب آمد به گور اندرشدیباز طالع شو ز مشرق چون مهی

متن استوری غروب خورشید

 از آفتاب قدیمی که از غروب بری استکه نور روش نه دلوی بود نه میزانی

متن استوری غروب افتاب

مثل کودکی که با بی اعتنایی به سیبی نگاه می کندبه آسمان خیره مانده امآسمانی که بین طلوع و غروبشحتی سنجاقکی پوست نمی اندازدآسمانی که روزش نیمی خورشید و نیمی زخم استو شبش نیمی اضطراب و نیمی ماه

متن استوری غروب خورشید

نمی دانممی آمدی یا می رفتیفقط چیزی در قلبم فرو ریختنمی دانممی آمدی یا می رفتیعبورت، حضوری ماندگار بودخورشید از پشتپلکهایت درخشیدو در ادامه ی راهمطلوع کردی!

متن برای استوری غروب خورشید

آنقدر دوستت دارم که خودم هم نمیدانم چقدر دوستت دارم!هر بار که می پرسی، چقدر؟!با خودم فکر می کنم؛دریا چطورحساب موجهایش را نگه دارد؟!پاییز از کجا بداندهر بار چند برگ از دست میدهد؟!ابرها چه می دانند

متن استوری غروب خورشید

در آنسوی دنیا زاده شده بودیدور بودیمثل تمام آرزوهاو ریل هادر مه زنگ زده بودندهیچ قطاری حاضر نبودمرا به تو برساندمن به تو نرسیدممن به حرفی تازه در عشق نرسیدمو در ادامه خواب های منهرگز خورشیدی طلوع نکرد …

متن استوری غروب خورشید

آفتاب رادوخته‌ای به لب‌هایت!آدم دوست دارد هر روز خورشیدشاز لب‌های تو طلوع کند..

متن استوری غروب خورشید

گاهى صبحنبودنت، درد مى کندو خورشیدآنقدر بى رحمانه در اتاق مى پاشدکه جاى خالى اتبرملا شود

متن استوری غروب افتاب

من كه بيچاره شدم
كاش ولى هيچ دلى …
گير لحن بم مردانه ى محكم نشود

متن استوری غروب افتاب

روزهای خوب خواهند آمد
هر سر بالایی یک سرازیری دارد
نفس عمیق بکش , بیخیال همه اتفاقای عجیب و غریب
هم اکنون زندگی کن . . .

متن استوری غروب خورشید

چه قدر بی تو به سر بردن دشوار است
رنگ های اتاق را می بینم
دل تنگ بر می خیزند
و سوی درختان بال می زنند
پس نیستی
چنین است

متن برای استوری غروب خورشید

اگر از چیزهایی که در زندگی اهمیت دارند نگه داری کنیم.
اگر با کسانی که دوستشان داریم درست و مطابق با ایمانمان رفتار کنیم،
زندگی مان از لرزش دردناک کارهای نا تمام،مصیبت نمی بیند.

متن برای استوری غروب خورشید

خوشبختی یک سفر است، نه یک مقصد. هیچ زمانی بهتر از همین لحظه برای شاد بودن وجود ندارد. زندگی کنید و از حال لذت ببرید.

متن برای استوری غروب خورشید

من هیچ راه مطمئنی به سوی خوشبختی نمی شناسم.
اما راهی را می شناسم که به ناکامی منجر می شود،
گرایش به خشنود ساختن همگان

متن استوری غروب خورشید

امروزت را زندگی کن فردا را فکر نکن
شادی امروزت را از دست نده
آنقدر بخند که آسمان دلت از ستاره بارور شود
این بار تو… دنیا رو به بازی بگیر

متن استوری غروب خورشید

زندگی مانند یک سؤال چند گزینه ای است
این گزینه ها هستند که باعث سردرگمی شما می شوند
نه خود سؤال

متن استوری غروب خورشید

می ­گویی: دوستت دارمو من به کبوتری تشنه بدل می ­شومکه به کارد گلوگاهش عاشق است…!

متن استوری غروب افتاب

هوا پر است از هوای آدم ها… ولی من هنوز هم بی آدم ترین حوایــــــــــــــــــــــــــــــــــم…

متن استوری غروب افتاب

پر از اشکم ولی میخندم به سختی
به قول فروغ که میگفت:
شهامت میخواهد سردباشی و گرم بخندی!

متن استوری غروب خورشید

تو را هرگز آرزو نخواهم کرد، هرگــــــــز …
چون محال میشوی مثل همه آرزوهایم !

متن برای استوری غروب خورشید

چه چیز در این جهان،غریبانه تر از زنی ستکه خودش را و تنهایی اش را بغل می کندو می پوسداما حاضر نیست دیگر کسی را دوست بدارد؟

متن برای استوری غروب خورشید

بروی یا نروی فرقی نمیکندهمین که احساست نمیکنم،یعنی چمدانت را بسته ای.

متن استوری غروب افتاب

خسته از تمام جهان به خـــــــانه برمی گردیدر را که باز می کنیچراغ را که خودت روشن می کنییعنی تنهایی…

متن استوری غروب خورشید

تو برو ، من هم برای اینکه راحت بروی میگویم :
باشد ، برو خیالی نیست …
اما کیست که نداند بی تو تنها چیزی که هست خیال توست …

متن برای استوری غروب خورشید

هیچ کس نمیداند…پشت این چهره ی آرام در دلم چه میگذرد!کسی نمیداند…این آرامش ظاهر و این دل ناآرام چقدر خسته ام میکند

متن استوری غروب خورشید

اشتباه نکن !  نه زیبایی تو نه محبوبیت تو مرا مجذوب خود نکرد…تنها آن هنگام که روح زخمی مرا بوسیدیمن عاشقت شدم

متن برای استوری غروب خورشید

حالا که رفته‌اَم هر روز پشت پنجره می‌ایستی به « شاید دوباره برگردد! » فکر می‌کنی.چه فایده! هیچ‌کس حتی به اشتباه …دو بار به کوچه‌ی بُن‌بست نمی‌رود!

متن برای استوری غروب خورشید

زندگی را جشن بگیر ، دیروز رفته است فردا شاید هرگز نباشدتنها چیزی که داری همین لحظه هاست پس قدر این لحظه ها را بدان

متن استوری غروب افتاب

وقتی تخم مرغ به وسیله یک نیرو از خارج می شکند ،یک زندگی به پایان می رسد. وقتی تخم مرغ به وسیله نیروئی از داخل می شکند ، یک زندگی آغاز می شود تغییرات بزرگ همیشه از داخل انسان آغاز می شود

متن برای استوری غروب خورشید

نه گل باش تا اسیر خاک شوی
نه باران باش تا در خاک فرو روی
بلکه
خاک باش تا گل از تو روید و باران به خاطر تو ببارد

متن استوری غروب افتاب

راه میروم و شهر زیر پاهایم تمام میشود !
تو … هیچ کجا نیستی…

متن برای استوری غروب خورشید

زندگی مثل نقاشی کردن است
خطوط را با امید بکش
اشتباهات را با آرامش پاک کن
قلم مو را در صبر غوطه ور کن
و با عشق رنگ بزن . . .

متن استوری غروب خورشید

اگر از پایان گرفتن غم هایت نا امید شده ای
به خاطر بیاور زیباترین صبحی که تا به حال تجربه کرده ای
مدیون صبرت در برابر سیاه ترین شبی هستی که هیچ دلیلی برای تمام شدن نمی دیدی . . .

متن برای استوری غروب خورشید

دلـــم چـِـه کــودکــانــه بَهــانــه ی تــو را میگیـــرد،
امـــا تــو بـــزرگـــانــه بِــه دِل نگیـــر…
فقـــط بگــــو : کــــودکـــ استـــ، نـِـمی فهمــد…

متن استوری غروب افتاب

زندگی چیدن سیبی ست که باید چید و رفتزندگی تکرار پاییز است که باید دید و رفتقاصدک این کولی خانه به دوشروزگار کوچه گردی های خود رفت

متن استوری غروب افتاب

تلخ میگذرد این روزها !
که قرار است از تو …
که آرام جانمی برای دلم یک رهگذر معمولی بسازم…!

متن استوری غروب افتاب

«میتوانم» و «نمیتوانم»، تنها در یک حرف «ن» تفاوت دارند.
اماهمین یک حرف، مسیر زندگی تو را عوض خواهد کرد.

متن برای استوری غروب خورشید

تولد انسان روشن شدن کبریتی استو مرگش خاموشی آن!بنگر در این فاصله چه کردی؟!!گرما بخشیدی…؟!  یا  سوزاندی..

متن برای استوری غروب خورشید

سه چیز برای شاد بودن حیاتی است !
کاری برای انجام دادن
کسی برای دوست داشتن
و امید به فردای بهتر

متن استوری غروب خورشید

خوشبخت ترین مخلوق خواهی بود
اگرامروزت را آنچنان زندگی کنی
که گویی نه فردایی وجود داردبرای دلهره و نه گذشته ای برای حسرت

متن استوری غروب افتاب

روز جمعه بخیر!
باشد که نسیم صبحگاهی این جمعه زیبا
همه سختی‌های هفته گذشته را از ذهنت پاک
و تو را از انرژی فراوان برای شروع یک هفته پر تلاش سرشار کند.

متن استوری غروب افتاب

دلتنگی که شعر نمی خواهدکافیست بنویسیعصرهای جمعهبلندترینو دلگیرترین شعر جهان را سروده ای

متن استوری غروب افتاب

بگو لبخندهایت را کدام جمعه بازار می فروشی …جانم برای تولبخند هایت مال من

متن استوری غروب افتاب

نبودنتتمام روزهای هفتهقلبم را به درد می‌ آورداما جمعه که می‌ شودجای خالی‌ اتطور دیگری تیر می‌ کشد

متن استوری غروب خورشید

جمعه‌ها باید که فارغ شد
از این شهرِ شلوغ
دور شد از قیل و قال
جمعه یعنی حال خوش
جمعه یعنی؛ بی خیال

متن استوری غروب افتاب

جمعه تون شاد
زندگی هدیه‌ای است
که هر بامدادکه بر می‌خیزیم
روبان‌های دور آن را با عشق باز میکنیم
هدیه امروزتون شادی خوشبختی و یه دنیا زیبایی

متن استوری غروب افتاب

همین تو، که حتى فکرَش را هم نمیکنى
میتوانى دلیلِ حالِ خوبِ
جمعه هاى یک نفر باشى…
خودَت را دریغ مکن

متن برای استوری غروب خورشید

چرا جمعه را محکوم به کلافگی
و بی حوصلگی می‌کنیم؟
من جمعه‌ها خوشحال ترم ….
چون یک هفته دیگر
از دوست داشتنت را
با عشق به پایان رساندم.

متن استوری غروب خورشید

دلت که گرفته باشد
با صدای ترانه که هیچ
با صدای دست فروش دوره گرد هم
گریه می‌ کنی
و این است شرح حال غروب جمعه های من

متن برای استوری غروب خورشید

یک روز می‌افتد؛ آن اتفاق خوب را می‌گویم …
من به افتادنی که برخاستن اوست ایمان دارم.
هر لحظه، هر روز، هر جمعه … السلام علیک یا صاحب الزمان

متن استوری غروب خورشید

یاد تو قرن هاست که در جمعه حاضر است.

متن استوری غروب افتاب

همه گویند به امید ظهورش صلوات
کاش این جمعه بگویند به تبریک حضورش صلوات
« اللّهم عجّل لولیک الفرج »

متن استوری غروب افتاب

کدام جمعه دعا مستجاب خواهد شد / سوار صاعقه پا در رکاب خواهد شد
کدام جمعه ز عطر بهشتی گل یاس / بهار غرق شمیم گلاب خواهد شد
چشم در راهیم، اما قاصدی در راه نیست / جمعه هم آمد، ولی آن جمعه دلخواه نیست
ما کجا و نورباران شب دریا کجا / قطره در خواب و خیالِ جذر و مد ماه نیست

متن برای استوری غروب خورشید

بی تو هر جمعه
گرفتارِ غروبیم.‌
نمی‌آیی چرااا!

متن استوری غروب افتاب

جمعه ها
تمام دردهایش را
با صبح آغاز میکند
با سکوتش
جان آدم را به لبش می رساند
به غروب که می رسد
پر می‌ شود از بغض
پشت پنجره ی خیال که باشی
با او می گریی

متن استوری غروب خورشید

از روز، غروبش
از هفته، جمعه اش
از سال، پاییزش
و از من، تمامم دلگیر است.

متن استوری غروب خورشید

جمعه مرد بی معشوقه ایست
با پیرهنی چروک
که تنهایی اش را
لای شعرهایش
پک می‌زند
فقط عصرها
کمی خاکستری تر

متن برای استوری غروب خورشید

به جمعه که میرسم
یاد تو مرا بیشتر به سمتت میکشاندم
به غروبش که میرسم
دیگر در اینجا نیستم و
میروم به اغما نمیدانم
شاید در عصر جمعه
عاشق‌ترین مجنون
رشته‌های احساسش پاره شده
که این چنین دلگیر است.

متن استوری غروب افتاب

جمعه یعنی پشت یک پنجره
وسط ازدحام نبودنت، غرق شدن
جمعه یعنی تو، وقتی که نیستی

متن استوری غروب خورشید

چه دلگیر است هم جمعه باشد
هم ابر باشد هم باران باشد
هم خیابان خیس باشد.
اما نه چشمی نگران
نه دستی برای فشردن
نه پایی برای قدم زدن
نه نگاهی برای زل زدن

متن برای استوری غروب خورشید

روز‌ها را در انتظار آدینه
یکی پس از دیگری سر میکنم
غروب جمعه
خیال تو و جشن دلتنگی من
چه مراعات النظیر بی نظیری

متن برای استوری غروب خورشید

جمعه ها دارد دلم، حال و هوای دیگری
می پرد برق از نگاهم، با صدای هر دری
شوق دیدار تو دارم، خسته ام از بی کسی
خوشبحال هر که دارد، در کنارش دلبری

متن برای استوری غروب خورشید

شنبه‌های آفتابی هم بدونِ تو
با بغض سر میشود…
حسابش را بکن
غروبِ جمعه هایِ بارانی
بدونِ تو چه حالی دارم…

متن استوری غروب افتاب

به روز‌هایی رسیده ام که دیگر چند شنبه هایش مهم نیست
آدم‌ها و روزهایش همه جمعه شده اند!

متن استوری غروب افتاب

نه اینکه رفتن بلد نباشم‌ها
من فقط مى خواهم
حداقل براىِ تو
جمعه‌ها غم انگیز نباشد…

متن برای استوری غروب خورشید

سالی که بر من و تو گذشت
فقط سیصد و شصت و پنج روز نبود!
جمعه‌ها را باید، دو روز حساب کرد…!

متن استوری غروب افتاب

جمعه باشد
غروب باشد
دریا هم باشد
تو نباشى
این خودش غمگین‌ترین شعر جهان است.

متن برای استوری غروب خورشید

دوباره جمعه و دلواپسی ها
غبار کوچه ها و بی کسی ها
و چشمانی که تار عنکبوتی
نموده مهر و مومش تا بیایی

متن استوری غروب خورشید

جمعه
همه چیز تعطیل است
اِلا دوست داشتن تو

متن استوری غروب خورشید

چه جمعه زیبایی خواهد بود
وقتی …
بهترین‌ها را برای دیگران بخواهید.

متن استوری غروب افتاب

جمعه‌ها زیبا باشید
زیبا سخن بگوئید
زیبا فکر کنید
زیبا بنگرید
مثل چشمه زلال باشید
مثل ساحل آرام باشید
خواهید دید که دیگران
مثل دریا بیقرارتان می‌شوند.

متن استوری غروب خورشید

بگو لبخندهایت را کدام جمعه‌بازار می‌فروشی …
جانم برای تو
لبخندهایت مال من

متن استوری غروب افتاب

جمعه ات به خیر
هر کجا هستی به یاد من باش
من با تو چای نوشیده ام
سفر‌ها کرده ام
از جنگل
از دریا
از آغوش تو شعر‌ها نوشته ام
رو به آسمان آبی پرخاطره
از تو گفته ام
تو را خواسته ام
آه ‌ای رویای گمشده
هر کجا هستی
جمعه ات بخیر …

متن برای استوری غروب خورشید

جمعه‌ ها باید که فارغ شداز این شهرِ شلوغدور شد از قیل و قالجمعه یعنی حالِ خوشجمعه یعنی؛ بی‌ خیال

متن برای استوری غروب خورشید

جمعه یعنینفست تنگ هوایی ستکه پر از دلتنگی ست …

متن استوری غروب خورشید

اگه روز و شبِ دنیایه عمرِ غرق تشویشهیه جمعه این کلافِ کوربه دست عشق وا میشه

متن استوری غروب افتاب

آرامش یعنیعصر جمعه از کابوس بپرمببینم نشسته‌ ایو موهایت را می‌ بافی

متن استوری غروب افتاب

جمعه باشدغروب باشددريا هم باشدتو نباشىاين خودش غمگين‌ ترين شعر جهان است

متن برای استوری غروب خورشید

چرا جمعه را محکوم به کلافگیو بی‌ حوصلگی می‌ کنیم ؟من جمعه‌ ها خوشحال‌ ترمچون یک هفته دیگراز دوست داشتنت رابا عشق به پایان رساندم

متن استوری غروب خورشید

غروبِ جمعه را دوست دارم
به خاطرِ دلتنگی ات
که
آرام
آرام
سرت
را
روی شانه ام می گذارد

متن استوری غروب خورشید

وقتی نباشی جمعه می‌ باردعصرِ وخیمی در دلش داردآنقدر می‌ بارد که داغش رابر واژه‌ های شعر بگذارد !

متن استوری غروب خورشید

جمعه بانوی سپید پوشی استکه دلش بی نصیب از پناه چترهاخیس خیس می‌ رقصد در انتظار آمدنتگمان کنمبازار بیقراری‌ هایشگرم گرم است

متن برای استوری غروب خورشید

جمعه تون شادزندگی هدیه ای استکه هر بامدادکه بر می خیزیمروبان های دور آن را با عشق باز میکنیمهدیه امروزتون شادی خوشبختی و یه دنیا زیبایی

متن برای استوری غروب خورشید

یک جمعه بود و یک عمرآن روز آشناییای کاش آشنا جاناین جمعه هم بیایی

متن استوری غروب خورشید

جمعه ات به خیرهر کجا هستی به یاد من باشمن با تو چای نوشیده امسفرها کرده اماز جنگلاز دریااز آغوش تو شعرها نوشته امرو به آسمان آبی پرخاطرهاز تو گفته امتو را خواسته امآه ای رویای گمشدههر کجا هستیجمعه ات بخیر …

متن استوری غروب افتاب

جمعه ها زیبا باشیدزیبا سخن بگوئیدزیبا فکر کنیدزیبا بنگریدمثل چشمه زلال باشیدمثل ساحل آرام باشیدخواهید دید که دیگرانمثل دریا بیقرارتان می شوند

متن برای استوری غروب خورشید

اگر من بزرگ نمی شدم پدربزرگ هنوز زنده بودموهای مادرم سفید نمی شدمادربزرگ در ایوان خانه باز می خندیدتنهایی معنایش همان تنها بودن در اتاقم بودغروب جمعه برایم انقدر دلگیر نبودچقدر گران تمام شد بزرگ شدن من

متن برای استوری غروب خورشید

من و تو که خوب میدانیمجمعه سال هاست که هیچ داستان خوشایندی نداردپس بیا از همین الانبه استقبال عصر دلگیر جمعه برویم

متن استوری غروب خورشید

غروب جمعه را دوست دارم !!به خاطر دلتنگی ات …کهآرامآرامسرت راروی شانه ام می گذارد …

متن برای استوری غروب خورشید

جمعه ها را نمیشود به تنهایی سپری کردباید کسی را داشته باشیتا ساعت های تنهایی ملال آور را به پایان برسانیکسی که از جنس خودت باشدنگاهت را بخواند، بغض صدایت را بفهمدجمعه ها باید کسی را داشته باشیتا دستانش را در دستانت بگذاری و تمام شهر را قدم بزنیکسی که در کنارش زمان و مکان را از یاد ببریجمعه ها به تنهایی تمامت میکنند اما تمامی ندارند

متن استوری غروب افتاب

منتظرم که جمعه بیاید وهمه ی تقصیر ها رابندازم گردن آن بیچارهاصلا  خودم هم میدانمروزها هیچ تقصیری ندارند …تو نیستی  و هر روز پر از دلتنگی ام …چه فرقی می کند سه شنبه باشد یا جمعه

متن برای استوری غروب خورشید

آدما عوض نمیشن
فقط هویت اصلی شون فاش میشه

متن برای استوری غروب خورشید

من یه دخترم!
اما بیا مردونگی بهت یاد بدم!

متن برای استوری غروب خورشید

اولویت خدامه
چون همیشه باهامه
دوم از همه غرورمه
چون همه وجودمه

متن برای استوری غروب خورشید

دُرسته هیچے نیستَم
وَلــــــے یه سَـــــــــــــربازه تُـــخــــــــسَـــــــم کـــــه
بـــــے بـــــے چیه؟
آس و شاهِشَم آدَم حساب نَکردَم
تو که دیگه جایه خود دارى

متن برای استوری غروب خورشید

Life is short
appreciate each day like it was your last
زندگی کوتاهه
هر روز رو طوری حس کن که انگار روز آخره!

متن برای استوری غروب خورشید

My life
My choices
My mistakes
My lessons
Are none of your business
‎زندگی ام
انتخاب هایم
اشتباهاتم
درس هایم
هیچ کدام به تو مربوط نیست!

متن استوری غروب افتاب

If you want to achieve greatness stop asking for permission
اگر خواهان رسیدن به بزرگی هستی منتظر اجازه اش نباش !

متن برای استوری غروب خورشید

شخصیت منو با برخوردم اشتباه نگیر…
شخصیت من چیزیه که من هستم…
اما برخورد من بستگی داره به اینکه تو چی باشی…

متن استوری غروب خورشید

به خاطر حضور پر از لطف تو در زندگی ام،واقعیت این روز های من حتی از بهترین رویاهایم هم شیرین تر شده است.

متن استوری غروب خورشید

لیوان سرد و گرم بشه میشکنه
چه برسه به قلب آدما
با هم مهربون باشیم
شاید فردایی نباشه

متن برای استوری غروب خورشید

فکر می کنم که به تو اعتیاد پیدا کرده ام،
چون همیشه به تو فکر می کنم
و همیشه به یاد لبخند زیبایت،
لبخندی بر گوشه لب دارم.***Hey you. Yeah, you. I love youهی طو. آره، طو. دوستت دارم!

متن برای استوری غروب خورشید

در این نیمه شب، تو احتمالا خواب هستی.
می توانم آرام آرام به خواب تو بیایم و بگویم که چقدر دوستت دارم؟

متن استوری غروب افتاب

دوستان مهم ترین مواد تشکیل دهنده دستورالعمل زندگی هستند.

متن استوری غروب خورشید

عشق تو مثل پتوی گرمی است که مرا از مشکلات
و درد هایی که جهان را درگیر کرده است، محافظت می کند.
شوالیه من دوستت دارم!

متن برای استوری غروب خورشید

تو مثل خواهر نداشته ام هستی.
خیلی دوستت دارم، بهترین من تولدت مبارک!

متن برای استوری غروب خورشید

تولد روش طبیعت است برای اینکه به ما بگوید بیشتر کیک بخورید.
تولدم مبارک!

متن استوری غروب افتاب

وقتی یک درب بسته شود، یکی دیگر باز می شود.
تلاش خود را برای باز کردن آن متوقف کنید و در لحظه زندگی کنید.

متن استوری غروب خورشید

زندگی را نباید تنها زندگی کرد بلکه باید جشن گرفت.

متن استوری غروب افتاب

زمان شما را جسور تر می کند.

متن استوری غروب افتاب

مجرد بودن از داشتن یک رابطه نادرست بهتر است.

متن برای استوری غروب خورشید

یک لبخند نمی تواند دنیا را تغییر دهد
اما لبخند تو می تواند دنیای من را تغییر دهد.

متن برای استوری غروب خورشید

من هیچ وقت نمی دانستم که اینقدر احساساتی هستم
تا اینکه عاشق تو شدم
و عشق تو بهترین و بزرگترین معلم من شد.

متن استوری غروب خورشید

I want to be with you until my last pageمن می خواهم تا آخرین صفحه زندگی در کنار تو باشم.

متن استوری غروب خورشید

فقط پیتزا میتونه من را خوب درک کنه!

متن برای استوری غروب خورشید

باور داشته باش کـه میتونی
حالا نصف راه رو رفتی

متن برای استوری غروب خورشید

سرگرمی های مورد علاقه ی من صبحانه، ناهار و شام هستند!

متن استوری غروب خورشید

Life is simple. It’s just not easyزندگی ساده ست اما آسون نیست!

متن استوری غروب افتاب

شما زشت نیستید فقط اونی که باید زیباییاتون رو ببینه فعلا پیدا نکردید

متن برای استوری غروب خورشید

دوستی هاتون پر از حساب و کتابه، نمیشه رفیق خطابتون کرد…

متن استوری غروب خورشید

یک پیام عاشقانه هر اندازه هم که شیرین و توام با زیباترین کلمات باشد
نمی تواند به خوبی توصیف کند که عشق تو چه جایگاهی در قلب من به دست آورده است.

متن استوری غروب افتاب

آدم دوس داره رو بضیا بنویسه
این مال منه

متن استوری غروب افتاب

همین که بعضی وقتا بفهمی الان وقتش نیست
‏خودش ته با شعوریه(:

متن برای استوری غروب خورشید

پول نمی تونه خوشبختی بخره
اما میتونه لوازم آرایشی برای زیباتر شدن بخره!

متن برای استوری غروب خورشید

هـر کسـی را
بـهر کـاری ساخـتند،
کـار مـن،
دیـوانـه‌ی او بـودن اسـت…

متن استوری غروب خورشید

امیدی هست چون خدایی هست

متن استوری غروب خورشید

دشمن بزرگترین معلم آدمه…
اینو تبتی ها میگن!

متن استوری غروب خورشید

کاری رو انجام بده که تو رو خوشحال میکنه نه بقیه رو

متن برای استوری غروب خورشید

The happiest girls always have the prettiest nailsخوشحال ترین دختر ها همیشه زیباترین ناخن ها را دارند.

متن استوری غروب افتاب

مایوس نباش
من امیدم را در یاس یافتم
مهتابم را در شب
عشقم را در سال بد یافتم
و هنگامی که داشتم
خاکستر می شدم
گر گرفتم…

متن استوری غروب خورشید

شب افتادست
و من تاریک و
تنهایم…

متن استوری غروب خورشید

بی رنگ رخت
زمانه زندان من است…

متن برای استوری غروب خورشید

بعضی‌ ها هیچ‌ وقت گرسنه نمی‌ مانند
چون همیشه حسرت مرا می‌ خورند

متن استوری غروب افتاب

سکوت
قدرتمندترین فریاد است.

متن استوری غروب افتاب

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور

متن استوری غروب افتاب

من می دونم که عالیم و به نظر شما اهمیتی نمیدم!

متن استوری غروب خورشید

تو رویاهامو به قشنگیه واقعیتم تبدیل می‌کنی 🙂

متن برای استوری غروب خورشید

تعداد شاخا و خاصا از ما معمولیا داره بیشتر میشه
همینجوری ادامه پیدا کنه ما معمولیا میشیم خاص

متن برای استوری غروب خورشید

رفتنی که نتیجه داشته باشد هم زیباست!

متن استوری غروب افتاب

A girl should be like a butterfly
Pretty to see, hard to catchیک دختر باید مثل پروانه باشد
ظاهری زیبا داشته باشه اما به سختی به دست بیاد!

متن استوری غروب خورشید

بعضیا سواد حرف زدن ک ندارن هیـــــــــــچ
شعور خفه شدن هم ندارن

متن برای استوری غروب خورشید

آرزو می کنم که بقیه عمرم را در کنار تو بگذارنم
چون دوست دارم تو مهم ترین بخش زندگی من باشی!

متن استوری غروب خورشید

زندگی می چرخه عین تاس
یه روز حکم میکنی
یه روز التماس

متن استوری غروب خورشید

شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم

متن برای استوری غروب خورشید

تو مثل آبنباتی هستی که منبع شیرین شدن تمام لحظات منی!

متن استوری غروب افتاب

Stop working hard
start working smartسخت کار نکنید
هوشمند کار کنید!

متن استوری غروب خورشید

چه حرف‌ ها که درونم نگفته می‌ ماند
خوشا به حال شما‌ها که شاعری بلدید

متن استوری غروب افتاب

من به غمگین ترین حالت ممکن شادم

متن استوری غروب افتاب

یه قلـب زیبـا بهتـر از هـزار صـورت زیبـاسـت…

متن استوری غروب خورشید

یاد جمعه ها
یاد آن روزهایی که
تختی وحیاطی داشتیم
قل قل قوری و بساطی داشتیم
عطرآویشن ردیف استکانهای بلور
زندگی شیرین تر از
چای نباتی داشتیم

متن برای استوری غروب خورشید

منتظرم که جمعه بیاید و
همه ی ي تقصیر ها را
بندازم گردن آن بیچاره !
اصلا
خودم هم میدانم
روزها هیچ تقصیری ندارند …
تو نیستی
و هر روز
پر از دلتنگی ام …
چه فرقی میکند
سه شنبه باشد یا جمعه

متن استوری غروب خورشید

دوستت دارم تمام و کمال
از شرق پیشانیت
تا غروب لبخندت
از جنوب چشمهایت
تا شمال نفس هایت
دوستت دارم تمام و کمال

متن استوری غروب افتاب

غروب جمعه را دوست دارم !!
به خاطر دلتنگی ات…
که
آرام
آرام
سرت را
روی شانه ام میگذارد …

متن استوری غروب خورشید

جمعه تون شیک و زيبا
الهی امروز
یکی از بهترین روزای زندگیتون باشه
شادی کنارتون
خدایارتون
خوشبختی دیواربه
دیوارخونه تون و
دعای خیربدرقه
راهتون باشه

متن استوری غروب افتاب

دنیای بدون تو
شباهت عجیبی با این غروب هاي لعنتی دارد
دلگیر ، دلگیر ، دلگیر

متن استوری غروب افتاب

من و تو که خوب می دانیم
جمعه سال هاست که هیچ داستان خوشایندی ندارد
پس بیا از همین همین حالا
به استقبال عصر دلگیر جمعه برویم

متن برای استوری غروب خورشید

عصرتون قشنگآرامش در
ثانیہ ثانیہ زندگی را
برایتان آرزو میڪنم
شـاد باشیـد
و شـادى را به
عزیزانتون هدیہ ڪنیدعصـــر زیبـــاتون بخیـر
جمعه تون شـاد و زیبـا

متن استوری غروب افتاب

خدایا به برکتت
امروزنیز
ميهمانت بودیم
الهی دلمان را
محرم خلوتت ساز
ونامحرمان را
ازقلبمان بیرون کن
شب جمعه تون بخیر
آدینه تون پرازصمیمت

متن استوری غروب افتاب

بین ما چیزى نبود
که حالا
این پاییزى راکه تنهاترم مى کند،
به تو نسبت بدهم!
به آبــان که رسیدى،
یک نخ سیگار آتش بزن
و رو به پنجره،
براى خورشیدِ دمِ غروب،
از دخترى با موهاى قرمزش بگو،
که هرگز نبود

متن استوری غروب خورشید

خدایا در این جمعه
ترابه خدایی‌ات قسم
عزیزانم رادربهترین وزیباترین
وپر‌آرامش ترین مسیرزندگی‌شان‌
قرارده
مسیری همراه باخوشبختی وارامش

متن استوری غروب خورشید

و چه زیباست جهانی که در آن طلوع و غروب خورشیدش تو باشی …
روزم با تو طلوع و شبم با تو غروب میشود

متن استوری غروب افتاب

‍ سلام
همگروهی های عزیز
جمعه تون فرخنده باد
پروانه دلتان شاد
عاقبتتان بخیر
زندگیتان بدون حسرت
عشقتان آسمانی و
روزگارتان پرازمعجزه

متن استوری غروب افتاب

من همان دریای نیلی ام که آدم ها
با غروب سرخم عکس می‌گیرند
و فکر می‌کنند
آسمان را در آغوش گرفته ام
آه… اي کاش می ‌شد
کاش ابرهای تیره اش ببارند
دلتنگ لمس آسمانم…
دلتنگ آغوشی که خیلی دور است

متن برای استوری غروب خورشید

جمعه یعنےانتظار بیکران
یعنےطالب مهدےشدن
یعنےضدبدعهدےشدن
یعنےآرزوےفاطمه
یعنےعاشق زهرا شدن
یعنےبایتیمان خوب باش
یعنےآنچه اوفرموده باش

متن استوری غروب افتاب

اتومبیل با من
جادش با من
جنگل خیس و بارون خورده با من
جمع کردن هیزم با من
درست کردن آتیش با من
دیوونه کردنت با من
دریا با من
غروب با من
بغل کردنت کنار آتیش روبه دریا با من
یه دنیا خاطره و حس خوب برات ساختن با من
فقط و فقط بودن از تو
تو فقط باش

متن استوری غروب خورشید

به جمعه خوش امدید
سلامی به زیبایی عشقبه لطافت دل
به نرمی ابریشم مهربانی
به وسعت تبسم زندگی
به امتداد آسمان مهرورزی
و به بلندای افق نگاه زیبا

متن استوری غروب افتاب

در کمرکش کوچه
عده اي در پناه سایبانی خودرایله کرده اند،
دستارها ازسرگرفته اند،
آرنج ها ازپشت برزمین تکیه داده اند
تارسیدن نخستین نسیم خنک غروب،
وقت راباحرف ونقل وخاطره بگذرانند.
سایه هاي دواسب،
متین وسنگین وباوقار
به هم نزدیک تر می‌شوند

متن استوری غروب افتاب

سلام
الهي
جمعه تون پر از خوشبختي
وآکنده ازشادی های بی پایان
الهی
وجودتون سبزلحظه هاتون بدون غم
آدینه تون بی نظیر
درکنار عزیزانتان باشه

متن استوری غروب افتاب

برایت
دلتنگی عصر پاییز را میفرستم،
مثل کلاغ هاي دم غروب
هیچ جا نیستم
فقط گاهی
یکی از پرهایم میوفتد

متن استوری غروب خورشید

عصر جمعه تابستانی
کنار خانواده
حال خوشی دارد
عصرتون پراز
خاطرات شیرین
محفلتون پراز شادی
لحظه هاتون پراز
احساس خوشبختی

متن برای استوری غروب خورشید

گاه گاهی دل من میگیرد…!!!
بیشتر وقت غروب….!!
آن زمان که خدا نیز پر از تنهاییست…
من وضو خواهم ساخت
از خدا خواهم خواست که تو تنها نشوی
و دلت پر ز خوشی هاي دمادم باشد

متن استوری غروب خورشید

بازهم این جمعه هاي بی حضور تو
بازهم این روزهای سرد تنهایی
بازهم گلهای امیدی که پژمردند
تشنه لب دریک غروب ناشکیبایی

متن استوری غروب خورشید

سلام جمعه
راز زندگی تازه
عشق به خداست
این عشق
هرچه افزون باشد
بیشتررشدمیکند
عشق یکی اززیباترین
هدایای خداوند
به انسان است
روزتون بخیر

متن استوری غروب خورشید

تقدیم بهترینها
کوتاه دستي ام راببخشید
که وسعت توانم
اندک است
اماهمین اندک را با احترام
پیشکشتان ميکنم
هر کجا هستیـد
خــدا پناهتان باشـد
ظهر جمعه تون سرشاراز خیر و برکت

متن برای استوری غروب خورشید

میشود تنهایی بچگی کردتنهایی بزرگ شدتنهایی زندگی کردتنهایی مُردولیقهوه ي غروب هاي دلگیر جمعه راکه نمیشود تنهایی خورد !

متن استوری غروب خورشید

عصر آخرین
جمعه پاییز فرا رسیده ؛
امیدوارم هر لحظه ی امروز
براتون سرشار از آرامش
و خوشبختی باشه
الهی که با پایان یافتن تابستان
مشکلات شما هم بپایان برسهعصر جمعه تون بخیر

متن استوری غروب خورشید

دست خودش نیستجمعه عطر نبودن داردبسان دختری با مو هاي بافته، که در پشت پنجره قدیمی خانهچشم به راه مسافری نشسته استکه بلیط برگشتش را گم کردهو یا فردی که فراموشی دارد و آدرس خانه را، جا گذاشته استهفته ها می‌آیند و میگذرندخاطراتت می مانند و هجوم می آورندکه تنهایی را بیشتر کنندجمعه مثل خیال توستعطرش در خانه می‌ماند و قصدش دوباره رفتن است

متن استوری غروب افتاب

چه جمعه زیبایی خواهد بودوقتی …بهترین ها را برای دیگران بخواهید

متن برای استوری غروب خورشید

صبح جمعه حس خوبی داره کهقلبمو از غـصه خالی می کنهخوردن صبحانه با تو عشق منآدمو حالی به حالی می کنه !

متن برای استوری غروب خورشید

جمعه هاتمام دردهایش رابا صبح آغاز میکند ..با سکوتشجان آدم را, به لبش میرساندبه غروب که میرسدپر می‌شود از بغض …پشت پنجره ي خیال که باشیبا او می گریي ….

متن برای استوری غروب خورشید

بازهم تشنه دیدارم اگر برگردی
چشمهای تو خریدارم اگر برگردی
از دم صبح غزل تا دل این تنگ غروب
ذکر نام تو شود کارم اگر برگردی
باز با حرمت چشمان تو من از دل شب
تا سحر یکسره بیدارم اگر برگردی

متن استوری غروب افتاب

خورشید همیشه غروب میکنه …
فردا….دوباره طلوع….
ولی دلم غروبه….بی طلوعهگرچه روز من و روزگار می گذرددلم خوش است که با یاد یار می گذردچقدر خاطره انگیز و شاد و رویایی استقطار عمر که در انتظار می گذرد

متن برای استوری غروب خورشید

من ماندم و لحظه هاي جاری بی تو
یک بغض عظیم بی قراری بی تو
بعد تو قفس جهنمي دلگیر است
اي وای به حال این قناری بی تو
اللهم عجل لولیک الفرج

متن برای استوری غروب خورشید

هرکس تو را ندارد جز بی کسی چه دارد
جز بی کسی چه دارد هرکس تو را ندارد

متن استوری غروب خورشید

I love you for the last sun set…
تاآخرین غروب دنیا دوستت دارم

متن برای استوری غروب خورشید

خیال نکن اکر برای کسی تمام شدي..
امیدی هست…
خورشید…
از انجا که غروب میکند..
هیچگاه طلوع نمی‌کند

متن استوری غروب خورشید

دیروز غروب
پیاده روهای غمگین را قدم میزدم
عابران بی تفاوت از کنارم
سکوتم را لگد می‌کردند
زیر هجوم افکارم
تو را آرزو کردم
کاش یکی ازاین عابران بودی
هیچ نگاهی آشنا نبود
جز کودک فال فروشی که نگاه غمگینش بغض مرا به انفجار رساند

متن استوری غروب خورشید

گاهگاهی دل من میگیرد،بیشتر وقته غروب،آن زمانى که خدا نیز پر از تنهاییست واذان در پیش است،من وضو خواهم ساخت،از خدا خواهم خواست که توتنها نشوى و دلت پر زخوشى ها باشد…

متن استوری غروب خورشید

اگر من بزرگ نمیشدم، پدربزرگ هنوز زنده بود، مو هاي مادرم سفید نمیشد، مادربزرگ در ایوان خانه باز میخندید، تنهایی معنایش همان تنها بودن در اتاقم بود، غروب جمعه برایم دلگیر نبود،
چقدر گران به پایان رسید بزرگ شدن من

متن برای استوری غروب خورشید

باورکن
انگشتانم با هیچ سرمایی یخ نمی‌زنند گلم!
ترا که می‌نویسم،گرم میشود دست هایم
هنوز با توام
نباشی هم با خیالت مدام
راه میروم
حرف می‌زنم
عشق می ورزم
نفس می‌کشم
وبا گردش فصول
دور میچرخم چشم هاي بی غروب ترا
هر روز
هر هفته
و هر سال

متن برای استوری غروب خورشید

به جمعه خوش آمدینامروز روز مهربانى خداستپنجره را بگشا بشنوخدا صدایت می زندبخند و لبخندت رابه دیگران هدیه کنکه خدا مهربانی را دوست دارد

متن برای استوری غروب خورشید

جمعه ها دارد دلم، حال و هوای دیگریمی پرد برق ازنگاهم،ب اصدای هردریشوق دیدار تو دارم،خ سته ام از بی کسیخوشبحال هرکه دارد، در کنارش دلبری

متن استوری غروب خورشید

جمعه هم شعر خداستغزلی رویاییستکه ردیفش غربتقافیه اش تنهاییستجمعه را باید خواندجمعه را باید زیستجمعه هم رنگ خداستیک بغل زیباییست

متن استوری غروب خورشید

روزها بدجنس شده‌اند !از شنبه‌ اش بگیر تا پنج‌ شنبهدلتنگی‌ ها را قایم می‌ کنندآن‌ وقت شب‌ ها در دل تاریکییواشکی دست به دست می‌ کنند آن‌ ها رابیچاره جمعه !صبح که بیدار می‌ شودمی‌ بیند تمام خانه‌ اشتلنبار شده از دلتنگیبغض می‌ کند از همان اول صبح‌ اش

متن استوری غروب افتاب

ب سلامتى همه ی اونایى ک دلشون از یکى دیگه گرفته,ولى براى این که خودشون رو اروم کنند میگن:ب خاطره غروب پاییزه

متن برای استوری غروب خورشید

گفته بودی عجیب دلتنگی
دل من هم برای تو تنگ است
پیش من هم غروب زیبا نیست
پیش من هم طلوع کم رنگ است

متن استوری غروب افتاب

دلت که گرفته باشد…
با صدای ترانه که هیچ…
با صدای دست فروش دوره گرد هم
گریه می‌کنی…
و این است شرح حال غروب جمعه هاي من

متن استوری غروب خورشید

روزهایم
هم چون برگ هاي پاییز
غروب که می‌شود میوفتد …
نمیدانم درخت زندگیم چند برگ دارد…؟!
فقط میدانم پاییز است

متن برای استوری غروب خورشید

جمعه ها شرح دلم یک غزل کوتاه استکه ردیفش همه ی دلتنگ توام می‌آید

متن برای استوری غروب خورشید

آخرهفته دلم تنگ تر از هر روز استجمعه هاپای دلم لَنگ تر از هر روز استابر چشمم پُرِازبغض و دلم بارانی استسوز این حنجره خوش رنگ تر از هر روز است

متن استوری غروب خورشید

پنجشنبه هانفسم تنگ میشودفردا که جمعه شدچه کنم با غروب آن ..

متن برای استوری غروب خورشید

جمعه هابيشتر از هر روز ديگر نگرانت میشوممیترسم دلت بگيردو كسی را نداشته باشی تا غصه هايت رابه جان بخردمیترسم دلت بگيرد و غم هايت تازه شودجمعه ها بيشتر از هر روز ديگر نگرانت میشوم …

متن استوری غروب خورشید

دلتنگ مى شومبى حوصله …و توغروب جمعه هاكمى بيشتراز هميشه نيستى …تو بیامن قول مى دهمحال تماماين جمعه هاى بى حوصله خوب شودفقط بیا

متن استوری غروب افتاب

بین ما چیزى نبود
که حالا
این پاییزى راکه تنهاترم مى کند،
به تو نسبت بدهم!
به آبان که رسیدى،
یک نخ سیگار آتش بزن
و رو به پنجره،
براى خورشید دم غروب،
از دخترى با موهاى قرمزش بگو،
که هرگز نبود

متن استوری غروب افتاب

کاش می ‌شد در غروب آفتاب
بی صدا با سایه ها کوچید و رفت

متن استوری غروب خورشید

همیشه او مرا ترک کرد
همیشه من گریان ماندم
بعد از رفتن کشتی
بعد از غروب آفتاب…
همیشه پیشانی من
به دیوار حسرت ها کوبیده شد و شکافت…
این چه عشقی بود!؟

متن استوری غروب افتاب

این گرگ و میش وقت طلوع است یا غروب..
در چشم هاي نیلی مایل به روشنت؟!

متن استوری غروب افتاب

پنجره هاي عالم را خواهم شکست
اگر بدانم غروب رابا دلگیری به
تماشا نشسته اي

متن استوری غروب افتاب

صبح خوشگلتوووون بخير
صبحانہ تون سرشار از عشق
زندگيتون بهارۍ
لب هاتون انارۍ
دلتون از غصہ عارۍ …!جمعه تون شاد و زیباوعالی

متن استوری غروب افتاب

نگیر از این دل دیوانه ابر و باران را
هوای تنگ غروب و شب خیابان را
تو نیستی غم پاییز را چه خواهم کرد
و بی پرندگی عصر‌های آبان را
اصغر معاذی

متن استوری غروب خورشید

دلبر ببین پاییز داره میاد
اگه نباشی و نمونی ، جاتو سیگارِ دمِ غروبم پر نمیکنه‌ها!…

متن استوری غروب افتاب

دیروز غروب
پیاده روهای غمگین را قدم میزدم
عابران بی تفاوت از کنارم
سکوتم را لگد می کردند
زیر هجوم افکارم
تو را آرزو کردم
کاش یکی ازاین عابران بودی
هیچ نگاهی آشنا نبود
جز کودک فال فروشی که نگاه غمگینش بغض مرا به انفجار رساند

متن برای استوری غروب خورشید

اگر من بزرگ نمی شدم، پدربزرگ هنوز زنده بود، موهای مادرم سفید نمیشد،
مادربزرگ در ایوان خانه باز می خندید،
تنهایی معنایش همان تنها بودن در اتاقم بود،
غروب جمعه برایم دلگیر نبود،
چقدر گران تمام شد بزرگ شدن من

متن استوری غروب افتاب

تنهایی
هیولا عجیبی ست ..
روزهای هفته رامی بلعد
غروب جمعه بالا میاورد …

متن برای استوری غروب خورشید

دیروز غروب
پیاده رو های غمگین را قدم میزدم
عابران بی تفاوت از کنارم
سکوتم را لگد می کردند
زیر هجوم افکارم
تو را آرزو کردم
کاش یکی از این عابران بودی
هیچ نگاهی آشنا نبود
جز کودک فال فروشی که نگاه غمگینش بغض مرا به انفجار رساند

متن استوری غروب افتاب

نها باشی …
روز تعطیل باشه …
غروب باشد …
باران هم ببارد …
احساس میکنی
بلاتکلیف ترین آدم دنیا هستی

متن استوری غروب افتاب

روز‌ها را در انتظار آدینه
یکی پس از دیگری سر میکنم
غروب جمعه
خیال تو‌ و جشن دلتنگی من
چه مراعات النظیر بی نظیری.

متن استوری غروب خورشید

چقدر من
دیدنت را دوست دارم
در خواب
در غروب
در همیشه‌ی هر جا،
هر جایی که بتوان تو را دید،
صدا کرد و از انعکاس نامت کیف کرد
چه ‌قدر من دیدن تو را دوست دارم……

متن استوری غروب خورشید

عشق را در انتظار تلخ و بی پایان خود
در غروب جمعه‌ای دلگیر پیدا می‌کنی
ساناز رئوف

متن استوری غروب افتاب

دلت که گرفته باشد…
با صدای ترانه که هیچ…
با صدای دستفروش دوره گرد هم
گریه می‌کنی…
و این است شرح حال غروب جمعه های من

متن استوری غروب خورشید

روزهایم همچون برگهای پاییز غروب که میشود
می افتد . . .
نمیدانم درخت زندگی ام چند برگ دارد. . . ؟
فقط میدانم پاییز است

متن استوری غروب افتاب

همه در انتظار غروب خورشید آسمان من اند…
نمی دانند ناخدای بی نام بی تو راه را گم می کند
چون به چشمک ستاره ی قطبی دل نبسته است

متن استوری غروب خورشید

غروب پاییز یه غروب دیگس
غروب پاییز یه تصویری دیگس
غروب پاییز دریا ،یه نقاشی خاص دیگس
قدم زدن دوعاشق ریختن برگا، غروب پاییز…یه حس حال دیگس

متن استوری غروب خورشید

روزهایم همچون برگهای پاییز غروب که میشود
می افتد . . .
نمیدانم درخت زندگی ام چند برگ دارد. . . ؟
فقط میدانم پاییز است

متن استوری غروب خورشید

نم باران، لب دریا، غم تو، تنگ غروب
دل من تنگ تو شد، کاش که پیدا بشوی

متن استوری غروب خورشید

دوستت ندارم به اندازه اقیانوس ، چون یه روز تموم می شه. دوستت ندارم به اندازه خورشید، چون غروب می کنه. دوستت دارم به اندازه روت که هیچوقت کم نمی شه

متن استوری غروب خورشید

پنجره را باز میکنم
طلوع را میبینم و غروب را فراموش میکنم.
از اینکه در قلبم هستی افتخار میکنم

متن برای استوری غروب خورشید

این زندگی نیست که می‌گذرد؛
این ما هستیم که رهگذریم…
” پس با هر طلوع و غروب لبخند بزن ”
“مهربان باش و محبت کن”
“حتی تاریک‌ترین شب نیز پایان خواهد یافت و
خورشید خواهد درخشید”
روزهای خوب خواهد آمد

متن برای استوری غروب خورشید

دلت که گرفته باشد…
با صدای ترانه که هیچ…
با صدای دست فروش دوره گرد هم
گریه می کنی…
و این است شرح حال غروب جمعه های من

متن استوری غروب افتاب

روزهایم
همچون برگ های پاییز
غروب که می شود می افتد …
نمی دانم درخت زندگیم چند برگ دارد…؟!
فقط می دانم پاییز است

متن استوری غروب خورشید

بین ما چیزى نبود
که حالا
این پاییزى را که تنهاترم مى کند،
به تو نسبت بدهم!
به آبان که رسیدى،
یک نخ سیگار آتش بزن
و رو به پنجره،
براى خورشید دم غروب،
از دخترى با موهاى قرمزش بگو،
که هرگز نبود

متن برای استوری غروب خورشید

گفته بودی عجیب دلتنگی
دل من هم برای تو تنگ است
پیش من هم غروب زیبا نیست
پیش من هم طلوع کم رنگ است

متن برای استوری غروب خورشید

ب سلامتى همه اونایى ک دلشون از یکى دیگه گرفته
ولى براى اینکه خودشون رو اروم کنند میگن:ب خاطره غروب پاییزه

متن استوری غروب خورشید

I love you for the last sun set…
تاآخرین غروب دنیا دوستت دارم

متن برای استوری غروب خورشید

یه “عشق” وقتی میاد
همه ی چیزو با خودش میاره ؛
وقتی میره همه ی چیزو با خودش میبَره ؛
یه چیزی رو جا میذاره ؛
مثل شعر ؛
مثل من ؛
مثل مرگ ..
من خودمو گم نکردم آصف !
من خودمو جا گذاشتم ..سربازهای جمعه

متن برای استوری غروب خورشید

صبح جمعه حس خوبی داره کهقلبمو از غـصه خالی می کنهخوردن صبحانه با تو عشق منآدمو حالی به حالی می کنه !

متن استوری غروب افتاب

جمعه را باید از تمام هفته جدا کرد ودر صندوقچه گذاشت
جمعه باید انتخابی باشد
مثلاً هر وقت که بودی و حالمان خوب بود جمعه را بر پا کنیم
و هر وقت نبودی
در صندوقچه اش را صد قفله کنیم.

متن استوری غروب خورشید

سی سالگی به بعد
که عاشق شوی
دیگر اسمش را نمینویسی
کف دستت
ودورش قلب بکشی
یا عکسش را بگذاری لای کتاب درسی ات
وهی نگاهش کنی
سی سالگی به بعد که عاشق شوی
یک عصر جمعه ي زمستانی
یک لیوان چای می ریزی
می نشیني پشت پنجره
و تمام شهر را
در بارانی که نمی بارد
با خیالش قدم می زني !

متن برای استوری غروب خورشید

دست خودش نیستجمعه عطر نبودن داردبسان دختری با مو هاي بافته، که در پشت پنجره قدیمی خانهچشم به راه مسافری نشسته استکه بلیط برگشتش را گم کردهو یا فردی که فراموشی دارد و آدرس خانه را، جا گذاشته استهفته ها می‌آیند و میگذرندخاطراتت می مانند و هجوم می آورندکه تنهایی را بیشتر کنندجمعه مثل خیال توستعطرش در خانه می‌ماند و قصدش دوباره رفتن است

متن برای استوری غروب خورشید

خوشبختی به چقدر داشتن نیست” به چقدر لذت بردن از زندگیست “آرزو میکنم در این عصر جمعه بهترین لحظه ها رو در کنار خانواده وعزیزانتون داشته باشید

متن استوری غروب خورشید

گاه گاهی دل من میگیرد…!!!
بیشتر وقت غروب….!!
آن زمان که خدا نیز پر از تنهاییست…
من وضو خواهم ساخت
از خدا خواهم خواست که تو تنها نشوی
و دلت پر ز خوشی هاي دمادم باشد

متن استوری غروب خورشید

نمی شود از فصل ها
پاییز را کنار گذاشت ..
از هفته ؛ جمعه را حذف کرد
و از روز ؛ غروب را ندید .
نمی‌توانم از جهان کشورت را نخواهم
از کشورت ؛ جاده هایي که به شهر تو می‌آیند
و از شهر تو ؛ خیابان های‌ منتهی
به خانه ات .
انچه که مرا به یاد تو
می اندازد گناهی ندارد ..
چند خط به عقب بر می‌گردم
و از نو‌ مینویسم .
این بار خودم را حذف میکنم .

متن استوری غروب افتاب

در کمرکش کوچه
عده اي در پناه سایبانی خودرایله کرده اند،
دستارها ازسرگرفته اند،
آرنج ها ازپشت برزمین تکیه داده اند
تارسیدن نخستین نسیم خنک غروب،
وقت راباحرف ونقل وخاطره بگذرانند.
سایه هاي دواسب،
متین وسنگین وباوقار
به هم نزدیک تر می‌شوند

متن استوری غروب خورشید

جمعه اگر تو را نداشته باشد ؛که عطر بهار نارنج بدهی ؛ دامن گلدار زرد و نارنجی بپوشی و بنشینی پشت پنجره، دستت را سایبان چشمهایت کنی، خیره به درختهای ان طرفِ بلوار بگویی: “پاییز دیگه داره کم کم میرسه آقا”
خودت بگو
اصلا جمعه است؟جمعه اي که تو را نداشته باشد، هفته به هفته اش غروبِ پاییز است …

متن استوری غروب خورشید

من از خیلی چیز ها می ترسیدم :از مادیان سپید پدر بزرگ،
از مدیر مدرسه،
از قیافه عبوس شنبه،
چقدر از شنبه ها بیزار بودم .
خوشبختی من از صبح پنجشنبه آغاز می شد،
عصر پنجشنبه تکه اي از بهشت بود،
شب که می شد در دور ترین خواب هایم
طعم صبح جمعه را می چشیدم.سهراب سپهری

متن برای استوری غروب خورشید

من همان دریای نیلی ام که آدم ها
با غروب سرخم عکس می‌گیرند
و فکر می‌کنند
آسمان را در آغوش گرفته ام
آه… اي کاش می ‌شد
کاش ابرهای تیره اش ببارند
دلتنگ لمس آسمانم…
دلتنگ آغوشی که خیلی دور است

متن برای استوری غروب خورشید

جمعه
فرزندِ ناخواسته ي پنج شنبه که طراوت
صبحگاهی اش را از مادرش به ارث برده
و دلتنگی عصرش را…
غروب که می‌شود تمام سرخوردگی هایش را تقدیم می‌کند به مردمی که از صبح روز تعطیل نگران عصر دلگیرشان بودند…
جمعه دلگیر نبود از اول صبح
دلگیر شد …
وفکرش رابکن
در این غروب دلگیر، نبودنت
با سرخوشی روز تعطیلم چه میکند ؟!

متن استوری غروب افتاب

ان روز
همان روز که آفتاب بالا آمده بود
دفتر مشق ما
هنوز خواب عصر جمعه را می‌ دید
ما از اولِ کتاب و کبوتر
تا ترانه‌ ي دلنشین پریا
ری‌ را و دریا را دوست می‌ داشتیم.
دیگر سراغت را
از نارنجِ رها شده در پیاله‌ ي آب نخواهم گرفت
دیگر سراغت را از ماه…
ماهِ درشت و گلگون نخواهم گرفت
دیگر سراغت را
از گلدانِ شکسته بر ایوانِ آذرماه نخواهم گرفت…

متن استوری غروب افتاب

عصر خلوت خالی جمعه را باید با تو گذراند، دست در دستت، کوچه‌ باغ‌های‌ خاکی قصرالدشت را بالا برویم و از بوی خاک نمدار دیشب آب خورده‌ي باغ‌های‌ اناری کمی حالمان بهتر شود و با ذوق شاخه‌ي سیب بیرون آمده از سر دیوار را نگاه کنی و بگویی که نگاه کن، جوانه‌هایشان دارد باز میشود، بهار نزدیک است، و من با بزرگ ترین لبخند عالم، نگاهت کرده باشم و بگویمت که با تو بهار همیشه همین نزدیکی‌هاست و بی‌قید و بی‌خیال، دیوانگیم را خندیده باشی

متن استوری غروب افتاب

من باشم و تو، جمعه، عصر، لش کرده در آغوشم و خیره مانده بر بیرون از پنجره و غصه خورنده بر رفتن تابستان، یعنی از این یکی هم جون به در می بریم؟
معلوم که نیست، سخته، شاید ببریم، شایدم نه، باد موذی سرد از پنجره باز رد میشه و پرده رو محکم تکون میده، بیشتر گوله میشی توی خودت و توی من، زیر لب میگی شایدم نه

متن استوری غروب افتاب

جمعه روزیه که تا ظهرش خوبه از عصر کم کم متوجه میشی داره تموم میشه، غروبش از غُصه دِق می کنی شبشم با یاد بیدار شدن کله سحر شنبه کوفتت میشه

متن استوری غروب افتاب

من از خیلی چیز ها می ترسیدم :
از مادیان سپید پدر بزرگ
از مدیر مدرسه
از قیافه عبوس شنبه
چقدر از شنبه ها بیزار بودم
خوشبختی من از صبح پنجشنبه آغاز می شد
عصر پنجشنبه تکه اي از بهشت بود
شب که می شد در دور ترین خواب هایم
طعم صبح جمعه را می چشیدم

متن برای استوری غروب خورشید

دوستت دارم
مثلِ عصرِ جمعه، سینما،ساندویچ
مثلِ دور زدنِ معلمی
که حواس اش
به تقلبِ تو
در امتحانِ آخرِ سال نیست

متن استوری غروب افتاب

پروردگارا
دراين
عصر جمعه زیبای پاییزی
براي دوستانم
يك دل شاد
جيبي پر پول
سلامتي و اميد
و پراز اتفاق های خوب
قرار بده
الهي آمين
عصرتون بخير و شادی

متن برای استوری غروب خورشید

حس و حال عصر جمعه طوریه که انگار یه جای دور افتاده دفنت کردن و آدما دارن تک‌تک میرن و دیگه هیچ وقت قرار نیست بیان سر خاکت

متن برای استوری غروب خورشید

عصرتون خوشبو به
بوی مهربانی
دلتون غرق عشق و محبت
لبتون خنـدون
زندگیتون مملو از آرامش
دقیقه هاتون بی نظیر
و لحظاتتون شیرین و نابعصر جمعه تون بخیـر

متن استوری غروب افتاب

به خاطر خودت میگویم دوستم داشته باش…
که در سالن انتظار ؛ بلیط سینما را صدبار نخوانی که سرت را گرم کرده باشی…
که در اتوبوس آسان بخوابی و نترسی ایستگاه را جا بمانی…
که اس ام اس ساده “رسیدم، بخواب” دلت را خوش کند…
که در مهمانی کسی ناگهان پشت گردنت را ببوسد…
که بتوانی آسان شعر سیدعلی صالحی را کنار دفترت بنویسی…
که ترست بریزد و تو هم شعر بنویسی…
که ترست بریزد ودر کوچه برقصی…
که عصر جمعه دستت برود به من زنگ بزنی…
به خاطر خودت میگویم…
دوستم داشته باش…
که ادبیات بی استفاده نماند…

متن استوری غروب افتاب

به خودت بیا
‎این باران ها برای هوای تو نیست
‎تو بوی عاشقی می دهي
‎نه دلتنگی

متن برای استوری غروب خورشید

به خاطر خودت میگویم
که سردت نشود
که دلت نلرزد
که ترس برت ندارد
که دستت خالی نماند
به خاطر خودت می گویم دوستم داشته باش
که در سالن انتظار بلیط سینما را صدبار نخوانی که سرت را گرم کرده باشی
که در اتوبوس آسان بخوابی و نترسی ایستگاه را جا بمانی
که اس ام اس ساده رسیدم ؛ بخواب ؛ دلت را خوش کند
که در مهمانی کسی ناگهان پشت گردنت را ببوسد
که بتوانی آسان شعر سید علی صالحی را کنار دفترت بنویسی
که ترست بریزد و تو هم شعر بنویسی
که ترست بریزد ودر کوچه برقصی
که عصر جمعه دستت برود به من زنگ بزنی
به خاطر خودت می گویم
دوستم داشته باش
که ادبیات بی استفاده نماند
و شعرهای عاشقانه به کاری بیاید
به خاطر خودت میگویم
دوستم داشته باش
بی دوست داشتنت که نمی شود
دوستم داشته باش لطفا
دوستم داشته باش تا از این سطور سطحی گذر کنیم
و به ادبیات برسیم
وگرنه من که سرم شلوغ است و
کاری به این کارها ندارم !

متن استوری غروب افتاب

دلتنگ که باشی برای کسی
چه فرقی می‌کند
جمعه باشد یا روز دیگری …
غروب باشد
یا وقت دیگری
دلتنگی دیگر …!

متن استوری غروب افتاب

گفت : جمعه ها آدم خیلی دلش میگیره
ولی از اون بدتر اینه که
عصرِ جمعه خونه باشی و بارون بزنه …
گفتم : آره ؛ اینجوری که آدمو خفه میکنه !
گفت : میدونی خیلیا تو جمعه شاعر شدن ؟
تو حالا چیزی تو جمعه ها نوشتی ؟
گفتم : من جمعه ها رو شیشه ي بخار گرفته ي پنجره ؛ با انگشت مینویسم :
لطفا یکی مرا از مرگ نجات بدهد …

متن استوری غروب افتاب

شنبه هاى خيالت
چه دورند
من در عصرِ دلتنگىِ جمعه
گرفتار شدم…‌‎

متن برای استوری غروب خورشید

آرامش یعنی،
عصر جمعه از کابوس بِپَرم
ببینم …
نشسته اي و موهایت را میبافی …

متن برای استوری غروب خورشید

عصر جمعه را باید دل رابه دریا زد
تا درگیر غم غروب نگردد
باید مثل یک کودک بی پروا و بازیگوش شادی ها را سرکشید و بیخیال گرفتاری های‌ فردا شد
تا شنبه
شروع واقعی یک هفته ي جدید باشد

متن استوری غروب خورشید

جمعه مرد بی معشوقه ایست .
باپیرهنی چروک ؛که تنهایی اش را ؛
لای شعرهایش
پک می‌زند.فقط عصرها ؛
کمی خاکستری تر…

متن برای استوری غروب خورشید

جُمعه يَعنی ؛
با خیالت ؛
عصر را ؛
پَرپَر شُدم ..

متن برای استوری غروب خورشید

آخرش چه می کنی؟
آغوشی برای عصر جمعه ات
و یک فنجان چای
برای دور زدن خاطره ها!درنگ جایز نیست!
هرکجا بروی آسمانش همین رنگ است
هرچند کدام آغوش و کدام فنجان چای
به اندازه بوسه های‌ من،
حال لبهای تو را میفهمند!

متن برای استوری غروب خورشید

جمعه
تنها هدفش اين است
كه يادت بياورد
ديگر “اويى” وجود ندارد…و اين
براى غم انگيز كردنَت
كافيست!!

متن استوری غروب افتاب

_گفت : جمعه ها آدم خیلی دلش میگیره
ولی از اون بدتر
اینه که عصرِ جمعه خونه باشی و بارون بزنه.
_گفتم : آره؛ اینجوری که آدمو خفه میکنه!
_گفت : میدونی؟ خیلیا توو جمعه شاعر شدن!
تو حالا چیزی توو جمعه ها نوشتی؟
_گفتم : من جمعه ها
رو شیشه ي بخار گرفته ي پنجره، با انگشت مینویسم :
“لطفا یکی مرا از مرگ نجات بدهد”

متن استوری غروب افتاب

بـاید
کاری کرد !تمامِ روزهای هفته
گریبان گیرِ دلهره
برای
عصر جمعه شده اند
که
هر هفته با نیـامدنت
رقم میـخورد !

متن استوری غروب خورشید

جمعه، باید چشم‌هایت را
در آغوش کشید…
غصه‌ها به اعتبارِ بودنت کم می‌شوند…!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *