متن اربعین نرفته ها

متن مناجات اربعین نرفته ها

بردم از کوفه تا شام غوغا         با خودم کربلای غمت راحملتُ معی من الکوفه حتى الشام رزیه کربلائکبس که خون گریه کردم ز داغت        لاله روییده صحرا به صحرا
بکیت من مصیبتک کثیرا حتى نامت زهره التولیب فی کل الصحراءآه، از چهل شب غربت / آه، از چهل شب حسرت / آه، از دل بی طاقت
آه من غربه أربعین لیله / آه من حسره أربعین لیله / آه من فؤاد لا یصبرآه یاحبیبی حسین…الضحایا تُحاکِی الضحایا: … صَوَّبتْ أُمنیاتی البلایاقربانیان اسارت همچون قربانیان قتل‌ و کشتار روز عاشورا هستند]و زبان حال زینب کبری سلام الله علیها چنین است]: تیر بلاها آرزوهایم را دریده است.وارْتَوتْ من شُحُوبِی الرَزایا… وأَغَمَّتْ حیاتی المنایاغم‌ها و مصیبت‌ها از دگرگونی رنگ چهره‌ام جان گرفتندو مرگ عزیزانم صفای زندگی‌ام را تیره کرده استهَدَّتْ قِوایَ السُّرَى … ألْهِمْ فؤادیْ صَبْرا …. وأنتَ فوقَ الثرى]ای حسین] راه رفتنم در شب توان مرا از بین بردهبه دل من صبر بدهدر حالی که تو خود بر روی خاک‌ افتاده‌ای(آهٍ … حبیبی حسین)آه ای حبیب من ای حسین (ع)کربلا شُعلهٌ لیسَ تُطفى …. لستُ أسطیعُ مولایَ وَصفاکربلا شعله‌ای است که خاموش نمی‌شود مولای من، نمی‌توانم آنچه بر ما گذشت را برایت وصف کنمعَصَفَ الموتُ بالسِبطِ عَصفا …. وهو نَبعُ الحیاهِ المُصَفَّىطوفان مرگ بر فرزند پیامبر هجوم آورد، در حالی که او خود چشمه زلال زندگی استیا مُفرَداً حَیرانا …یا من قضى عَطشانا … یا من بقى عُریاناای تنهایی که در کار خدا حیران مانده‌ای … ای کسی که تشنه کام لحظات می گذرانی … ای کسی که عریان بر روی خاک افتاده‌ایآهٍ…حبیبی حسین…آه ای حبیب من ای حسین (ع)أهطَلَ الدَمعَ غَیمُ العِتابِ …. حانَ للبَدرِ وقتَ الغِیابِسرزنش ها (و اندوه از دست دادن تو) اشک مرا جاری ساخت لحظه غروب مهتاب فرا رسیده استهَیَّجَت لَوعَتی و انتِحابی ….. أربعینٌ مَضَت بالعَذابچهل روزی که با عذاب و سختی سپری شدعشق درون و اشک سوزانم را به غلیان در آورده استنَحنُ الأُساری جِئنا …. من بَعدِ أن سُبِینا …. عُدنا فَقُم حَیِّیناما اسیران آمده ایم … پس از اینکه به اسارت درآمدیم اکنون بازگشته ایم پس برخیز و به ما خوش آمد بگو

متن اربعین نرفته ها

متن مناجات اربعین نرفته ها

دارد می آید محرم
یک کاروان دل به سویت
تو رهروی سوی فردا
دارد می آید محرم
ماه پر از یاد مولادارد می آید محرم
ماه مساجد، تکایا
ماه غم و اشک و ماتم
بر غربت ابن زهرادارد می آید محرم
ماه همیشه سیه پوش
ماهی که هر انقلابی
از یاد آن گشته پرجوشدارد می آید محرم
ماه حسین و علمدار
هیهات از هرچه ذلت
از زندگانی چو مردارهیهات از هرچه بیعت
با هر یزید زمانه
از مسلک اهل کوفه
از اشک بی پشتوانهدارد می آید محرم
و کربلا کل دنیاست
شمر و اباالفضل و هانی
نقش من و تو همین هاستباید که خود را بیابیم
ما در کدامین سپاهیم؟
یا در عمل اهل حقیم
یا آنکه اهل تباهیم

متن شعر ما اربعین نرفته ها گناه داریم

یک کاروان دل به سویت
تو رهروی سوی فردا
دارد می آید محرم
ماه پر از یاد مولا
دارد می آید محرم
ماه مساجد، تکایا
ماه غم و اشک و ماتم
بر غربت ابن زهرا
دارد می آید محرم
ماه همیشه سیه پوش
ماهی که هر انقلابی
از یاد آن گشته پرجوش
دارد می آید محرم
ماه وفا قدر عباس
ماه شکوه و حماسه
و قله ی عقل و احساس
دارد می آید محرم
ماه حسین و علمدار
هیهات از هرچه ذلت
از زندگانی چو مردار
هیهات از هرچه بیعت
با هر یزید زمانه
از مسلک اهل کوفه
از اشک بی پشتوانه
دارد می آید محرم
و کربلا کل دنیاست
شمر و اباالفضل و هانی
نقش من و تو همین هاست
باید که خود را بیابیم
ما در کدامین سپاهیم؟
یا در عمل اهل حقیم
یا آنکه اهل تباهیم

متن مناجات اربعین نرفته ها

با اشک و غم هم رازم و /  می سوزم و می سازم و /  می خوانمت شب تا سحریعلم الدمع و الحزن سرّی  /  یحترق وجودی و أنا أصبر علیه / و أنادیک طول اللیلدلتنگم ای کرب و بلا         در اربعین دیدار مایا کربلاء! لقد ضاق صدری     موعدنا فی یوم الأربعینباعاشقان روی حسین / با زائران کوی حسین  / می آیم آخر سوی حسینمع عشّاق الحسین / مع زائری مقام الحسین / سآتی إلی الحسین أخیرالبیک یا مولا یا حسین…شدَّ الهَوى حبلَ الجَوى و اجتاحَنی سَیلُ النَوىدلدادگی ریسمان عشق را محکم کرد و سیل دوری و فراق من را بَردلِلوَصلِ عَینی سَاهِرَهچشمانم به انتظار وصال (کربلا) بیدار استأَطْفَأَ شَمْعِی مَدْمَعِی … و دَکَّ نَوْحِی مَسْمَعِیاشکم شمع مرا خاموش کرد و مویه‌ها و نوحه ها در گوشم طنین انداز شدإیهٍ دُمُوعی، اشتَعِلی!هان! ای اشک‌های چشم من، بجوشیدنارُ اشتیاقی، کمْ تَصْطَلِی!ای آتش شوق من چقدر شعله‌وری!لیلُ انتِظاری، هَلْ یَنجَلی؟آیا شب انتظار مرا پایانی هست؟مولای مولای السلام…سلام ای مولای منهُنَا الأَسى کُلُّ الأَسى …هُنَا الصِغارُ و النِسَااینجا همان محل اندوه و غم است؛ همه غم ها اینجاست… اینجا جایی است که کودکان و زنان اهل بیت بودندهُنَا النُجومُ الزَاهِرَهْاینجا همانجایی است که ستارگان درخشان بودندمِنْ سَاجِیاتٍ صُرَّعِ … تَدعو إلى التَّفَجُّعِاین ستارگان همان اجساد ساکن و بر زمین افتاده اند …. و این اجساد به نوحه و عزا فرا می خوانندیا ودایَ الطَّفِّ ما جرى ؟ای سرزمین کربلا چه اتفاقی افتاده است؟فاقَ المُصابُ التَّصَوُرَااین مصیبت از تصور فراتر استهذا حسینٌ فَوقَ الثَرَىاین حسین علیه السلام است که بر خاک افتاده استعلیکَ مولای السلامْ …ای مولای من سلام بر توإلیکَ آتٍ سَیِّدی … الأربَعینُ مَوْعِدِیمولایم، به سوی تو رهسپارم….. میعاد ما اربعین استذِکراکَ أحلى خاطِرَهیاد تو شیرین‌ترین خاطره استجابرُ قدْ جاءَ معی … یَأخُذُنی للمَصرعِجابر با من آمده است…. و مرا به سوی قتلگاه تو می‌کشاندعندکَ یا مولایَ المُنىمولای من! آرزوهایم نزد توستظُلْمَهُ رُوحِی تَلقىْ السَّناتاریکی روحم به روشنی می گرایدکُلُّ وُجُودی لکَ انحَنىتمام وجودم برای تو تعظیم می‌کندمَوْلای مَوْلای السَلامْ…سلام ای مولای من

متن شعر ما اربعین نرفته ها گناه داریم

ناز این دلبر خوش چهره کشیدن دارد
نمک عشق اباالفضل چشیدن داردتیغ کافیست، ترنج از سر راهم بردار
مات یوسف شدن انگشت بریدن داردراضی ام! زلف بیفشان و زمین گیرم کن
صید تو ظرفیت درد کشیدن داردهروله سعی وصفا، یاد تو انداخت مرا
صحن بین الحرمین ست دویدن داردحق بده، دست به سوی کمرش بُرد حسین
داغ تو داغ بزرگی ست،خمیدن دارداضطراب حرم ازتشنگی مشک تو نیست
بی علمدارشدن، رنگ پریدن داردسربازار نباید به تو می خندیدند
جگر گریه گریبان دریدن دارداشکهایت سرنی حرف دل زینب بود
مگر این چادر پر وصله خریدن دارد

متن شعر ما اربعین نرفته ها گناه داریم

از آن خوشم که شدم نوکر سرای حسین
منم غلام کسی که بود گدای حسیندو چشم داده خداوند تا که گریه کنم
یکی برای حسن آن یکی برای حسین
یقین که آتش دوزخ حرام گردیده
به جسم آنکه بود یار آشنای حسین
برای بخشش کوه گناه یک راه است
بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین
کبوتر دل عشاق هر شب جمعه
نشسته است روی گنبد طلای حسین
خدا کند که شبی زائر حرم گردیم
و جان دهیم همان شب به کربلای حسین
به گوش جان تو اگر بشنوی هنوز آید
ز زیر نیزه و تیغ و سنان صدای حسین

متن شعر ما اربعین نرفته ها گناه داریم

متن شعر ما اربعین نرفته ها گناه داریم

وقتی علم میبینم یاد علمدار میکنموقتی که غم میبینم یاد غم یار میکنم
وقتی که آب میبینم یاد لب سقا میکنموقتی که گل میبینم یاد گل لیلا میکنم
آقا به عشق کربلا می کشی عاقبت مراخونم حلالت آقا خونم حلالت
به عشق بین الرحمین می کشی ام چرا حسین
جون ناقابلمو بگیر اما منو کربلا ببر
چیزی ازت کم نمیشه بیا و آبرو بخر
دوست دارم اون روزی که وا می شه راه کربلا
تن صد پاره من مونده باشه تو سنگرا
زیر آفتاب بسوزه پیکر بی مزار من
زائرای کربلا رد بشن از کنار من

متن شعر ما اربعین نرفته ها گناه داریم

پس از خدای مهربون عباس کس و کاره منهخوشم شب اول قبر اقام هوادار منهوقتی کارم گیر میکنه گره تو کار پیدا میشهیا ابل الفضل میگم و گره ز کارم وا میشهابل الفضل شه کربلایی،ابل الفضل تو گره گشاییابل الفضل یا ابوفاضل ۳هرکی ابل الفضلی باشه اقا باهاشه همیشهتوی تمومه زندگی هیچ موقعه تنها نمیشهعکس ابل الفضل توی قاب قلب خستمهذکر ابل الفضل مددی ذکر دل شکستمهابل الفضل شه کربلاییابل الفضل تو گره گشاییابل الفضل یا ابوفاضل۳منو نبرده کربلا خواسته که زائرش باشمیاکه لیاقت ندارم یا خواسته تنهاتر نشمیعنی میشه من یه روز برم تو بین الحرمیندست تو سینه سلام بدم یا کاشف الکرب الحسیناسم ابل الفضل رو لبم عزت و افتخارمهسینه زدن برای تو واسه افتخارمهابل الفضل شه کربلایی،ابل الفضل تو گره گشاییابل الفضل یا ابوفاضل۳

متن اربعین نرفته ها

اللهم ارزقنا کربلا
روز و شب دارم دعا آرزومه اي خدا ديدن شيش گوشه ي کرببلا
همه رفتن کربلا به ديار نينوا اسم من از قلم افتاده خدا
من و اين ديده ي تر من و قلب پرشرر من و يک عکس ضريح کربلا
حرم اربابم حسين صحن بين الحرمين شده فکر و ذکر و خواب هر شبم
همه سوز و ساز من اينه امتياز من که غلام و سينه چاک زينبم
ميرسه تو هيئتا به مشام جان ما بوي دلنواز ياس از علقمه
بَه! که چه غوغا ميشه محشري بر پا ميشه شب جمعه کربلا با فاطمه
چي ميشه روز جزا به سپاس گريه ها ما بشيم از همه آدما جدا
مست شاه نينوا جاي جنت خدا ما بشيم ساکن کوي کربلا

متن شعر ما اربعین نرفته ها گناه داریم

من که مانند نى در نوایم              عاشقم عاشق کربلایم
روز و شب در غم و شور و شینم     عاشق کربلاى حسینم
خادم کوى آن نور عینم                   عبد درگاه آن مقتدایم
گر چه بگذشته دور جوانى               لیک در پیرى و ناتوانى
بلبل آسا کنم نغمه خوانى               تا که باشد طنین در صدایم
یا حسین جز تو شاهى ندارم           جز تو شاها پناهى ندارم
عاشقم من گناهى ندارم                 حق بود شاهد مدّعایم
یا حسین اى عزیز پیمبر                   زاده عصمتِ پاک داور
زیب عرش خدا پور حیدر                  با غم و عشق تو آشنایم
من چو مجنون صحرا نوردم               آشنا با غم و رنج و دردم
تا فداى وفاى تو گردم                       در رثایت سخن مى سرایم
گشته ام تا به مهر تو پاى بند             گر جدا گردَدَم بند از بند
نگسلم از تو یک لحظه پیوند                اى شهید سر از تن جدایم
یا حسین جان عالم فدایت                 جان به قربان مهر و وفایت
بین که (مردانى ) با وفایت                  اشک خون ریزد از دیده هایم
حق به محشر چو خواهد حسابم        در سؤ الش بود این جوابم
ذاکر زاده بو ترابم                               مرثیت خوان آل عبایم

متن شعر ما اربعین نرفته ها گناه داریم

مرغ دل ما زند پر به هوایت حسینقبله عالم شده کرببلایت حسینمنم گدایت حسین منم گدایت حسینکن نظری از کرم به این گدایت حسینحسین حسین جان حسینچرا فتادی چنین به خاک صحرا حسینغرق بخون بی کفن به این گدایت حسینسوخته از تشنگی تمام جانت حسینتشنه چنین ندیده در لب دریا حسینحسین حسین جان حسینای پسر فاطمه چرا تو بی یاوریتو حجت کردگار وصی پیغمبریتو شاه بی نوایی خدا را مظهریدر ره حق داده ای هستی خود را حسینحسین حسین جانگریه به مظلومیت پیمبران کرده اندناله ز داغ غمت پیرو جوان کرده انداشک ز داغت ز دیده گان کرده اندجن و ملک از غمت در همه دنیا حسین

متن اربعین نرفته ها

متن اربعین نرفته ها

شمیم عاطفه در کوچه ها رها شده است
دوباره هر شب من رنگ کربلا شده است
وزیده در همه جا عطر سیب حضرت عشق
قسم به ساحت گریه قسم به ساحت عشق
دوباره شوق حرم تا خدا دلم را برد
به عرش روشن کرب و بلا دلم را برد
دوباره ماه محرم، رسیده ماه عزا
غروب غربت جانکاه سیدالشهدا
صدا صدای قدیمی طبل و زنجیر است
فضا فضای صمیمی ولی چه دلگیر است
خروش ناله‌ی حیّ علی العزا در راه
دوباره قافله‌ی روضه های ثارالله
برات گریه دوباره به چشممان دادند
به ما حسینیه‌ی‌ گریه را نشان دادند
حسینیه است؟ نه، خیمه؟ نه، کربلا اینجاست
مزار خون خدا فی قلوب من والاست
محرم آمده آقا صدایمان کردی
برای عرض ارادت، جدایمان کردی
لیاقتی بده تا روضه خوان تو باشم
عنایتی که فقط در امان تو باشم
بگیر دست مرا وقت خسته حالی ها
پری بده به دلم در شکسته بالی ها
مرا به غربت بی انتهای خود بردی
شبی که گوشه‌ی‌ صحن و سرای خود بردی
هنوز ندبه‌ی غم در رواق تو جاری است
هنوز داغ عطش بین باغ تو جاری است
صدای مرثیه‌ی آب آب می آید
صدای گریه‌ی‌ طفل رباب می آید
هنوز علقمه لب تشنه‌ی لب سقاست
هنوز چشم حرم در مصیبتش دریاست
امید اهل حرم می رود به قربانگاه
و یا به سوی منا می رود ذبیح الله
شکسته قلب حرم، یا مجیب می گوید
نگاه خسته ای أین الحبیب می گوید
از آسمان و زمین تیر و دشنه می بارد
ز هر کرانه فقط تیغ تشنه می بارد
صدای ناله‌ی أمن یجیب می آید
صدای روضه‌ی‌ شیب الخضیب می آید
خمیده خواهری انگار می رود از حال
گمان کنم که رسیده حوالی گودال
میان هلهله‌ی بی امان چه می بیند؟
میان نیزه و تیر و سنان چه می بیند؟
نه سیدالشهدا بر جدال طاقت داشت
نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت
هوا ز باد مخالف چو قیرگون گردید
عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید
بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد
گر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد

متن مناجات اربعین نرفته ها

روز و شب دارم دعا           آرزومه ای خدا        دیدن شیش گوشه ی کرببلاهمه رفتن کربلا              به دیار نینوا          اسم من از قلم افتاده خدامن و این دیده ی تر        من و قلب پرشرر     من و یک عکس ضریح کربلاحرم اربابم حسین       صحن بین الحرمین      شده فکر و ذکر و خواب هر شبمهمه سوز و ساز من         اینه امتیاز من       که غلام و سینه چاک زینبممیرسه تو هیئتا         به مشام جان ما      بوی دلنواز یاس از علقمهبَه! که چه غوغا میشه    محشری بر پا میشه    شب جمعه کربلا با فاطمهچی میشه روز جزا           به سپاس گریه ها          ما بشیم از همه آدما جدامست شاه نینوا            جای جنت خدا           ما بشیم ساکن کوی کربلا

متن مناجات اربعین نرفته ها

ساربانا مهلتی دارم در این جا مشگلی
رفته از دستم گلی از وی نبردم حاصلیاندر این دشت بلا رفته زدستم نوگلی
من حسین باوفا آرام جان گم کرده امساربان بهر خدا یک ساعتی آهسته تر
اندر این دشت بلا گم گشته از من تاج سریعنی یک دنیا برادر از من خونین جگر
اندر این صحرا ززجور گوفیان گم کرده امساربانا مهلتی تا تابر سر نعش حسین
راز دل گویم ببارم خون دل از هردو عیندر عزایش عالمی را پکنم از شور و شین
من برادر در میان خاک و خون گم کرده اممهلتی تا جستجویی اندرین صحرا کنم
در میان قتلگه من کشته ام پیدا کنمبر سرنعش برادر دیده را دریا کنم
خاک بر فرقم که نور دیدگاه گم مرده ام

متن اربعین نرفته ها

دو برادر دوبرادر دو شجاع بی نظیر         این علمدار سپاه او امیراین حسین اوابالفضل جوان                  این امام او امیر کائناناین یکی از نسل پیغمبر بود                   اون یکی نور دل حیدر بوداین یکی از سوی یمین او یسار       کرده جنگ با گروه نابکاردو برادر دو برادر دو ابر مرد  دلیر    در میان روبهان مانند شیرلشکر از هر سو به هم پیچیده شد      جنگجویان را به هر بگریز شدهرکه می امد به جنگ این دومرد      با نگ تکبیر ابالفضل رشیدروح در جان حسینش می دمید      گفت این فرزند پیغمبر منم       گفت ان از زاده حیدر منمگفت ان بابم علی مرتضاست    گفت این مادر مرا خیر النساستگفت این عباس نام اور منم    گفت ان از زاده حیدر منم              مظلوم حسین جان        سقا ابالفضل

متن اربعین نرفته ها

من که مانند نی در نوایم              عاشقم عاشق کربلایم
روز و شب در غم و شور و شینم     عاشق کربلای حسینمخادم کوی آن نور عینم                   عبد درگاه آن مقتدایم
گر چه بگذشته دور جوانی               لیک در پیری و ناتوانیبلبل آسا کنم نغمه خوانی               تا که باشد طنین در صدایم
یا حسین جز تو شاهی ندارم           جز تو شاها پناهی ندارمعاشقم من گناهی ندارم                 حق بود شاهد مدّعایم
یا حسین ای عزیز پیمبر                   زاده عصمتِ پاک داورزیب عرش خدا پور حیدر                  با غم و عشق تو آشنایم
من چو مجنون صحرا نوردم               آشنا با غم و رنج و دردمتا فدای وفای تو گردم                       در رثایت سخن می سرایم
گشته ام تا به مهر تو پای بند             گر جدا گردَدَم بند از بندنگسلم از تو یک لحظه پیوند                ای شهید سر از تن جدایم
یا حسین جان عالم فدایت                 جان به قربان مهر و وفایتبین که (مردانی ) با وفایت                  اشک خون ریزد از دیده هایم
حق به محشر چو خواهد حسابم        در سؤ الش بود این جوابم
ذاکر زاده بو ترابم                               مرثیت خوان آل عبایم

متن مناجات اربعین نرفته ها

متن شعر ما اربعین نرفته ها گناه داریم

دلی كه سینه زن هر شب محرم شددلی كه سینه زن هر شب محرم شدصدای هر تپشش ذكر یا حسینَم شدبه یاد غربت یك لحظة تو این گونهبساط گریة هر روز من فرا هم شدشبی كه در دل من خیمه زد غم از هر سودلم حسینیة بغض و آه و ماتم شدفدای زلف پریشان تو كه بر نیزهبرای قافله سالاری تو پرچم شدفرشته مثل رقیه سیاه می پوشدحسین ! سایة تو از سر همه كم شدهمیشه هر شب جمعه امید دارم كهدوباره زائر شش گوشة تو خواهم شدقسم به عشق كه رنگ حسین می گیرددلی كه سینه زن هر شب محرم شد

متن اربعین نرفته ها

فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)شش ماهه اصغر می دهد، هم عون و جعفر می دهدامشب حسین دلداری فرزندخواهر می دهد فردا سر و دست و بدن در راه داور می دهدفردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)امشب شه دنیا و دین،با قلب مجروح و غمین – گوید به زین العابدین باشد وداع آخرینای دل غمین حالم ببین از جور قوم مشرکین – فردا یقین شمر لعین آبم ز خنجر می دهدفردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)امشب کند لیلا فغان زینب بود بر سر زنان  این از غم سلطان دین آن از فراغ نوجواناین در صدای الحذر آن در نوای الامان   این با برادر در سخن آن دل به اکبر می دهدفردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)امشب حسین در کربلاگردد به دور خیمه ها – گاهی به بانگ یا نبی گاهی به صوت یا اخاگاهی به فکر کودکان گه در نماز و در دعا – فردا به راه امتحان سر را به کافر می دهدفردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)امشب همه اطفال او را تشنگی در گفتگو – غم در دل و خون در گلو بشکسته سر بگشاده موباشد برادر در سخن گه با پدر گه با عمو – فردا حسین این جمله را تسلیم خواهر می کندفردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)امشب سکینه از عطش بگرفته دامان پدر – هر دم زند بر سینه و گاهی به پهلو گه به سرگوید که ای جان پدرعزم سفر مگر داری – سید چو مجنون با قلم تشکیل دفتر می دهدفردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)

متن اربعین نرفته ها

هنوزم یه عاشقی هست، حرم شما نرفته
دیگه روش نمیشه جایی، بگه کربلا نرفتهقبولم کن به پابوست بزار حرمتو ببینم
بزار برا یه بارم شده بیام پایین پات بشینمچشم دل من به گنبد طلاته
دست رقیه رو سر زائراته
حسین وااااایباز تو کوچه دم گرفته نفسای خیس بارون
گرد عشق و تو نگاهت داره مینویسه باروننرفتم کربلا اما بزرگ شده ی روضه هاتم
تو اوج روضه ها محو زیارت دارالشفاتموقتی میبینم علم و پرچمت رو
حس میکنم باز بوی محرمت روهنوزم یه عاشقی هست حرم شما نرفته
دیگه روش نمیشه جایی بگه کربلا نرفتهزیر آسمون کسی نیست خونه زاد تو نباشه
با همه دنیا غریبه هر کی یاد تو نباشهدارم با گریه میخونم قسم به غم غربت تو
میگه زهرا قبول باشه به سینه زن هیئت تولحظه به لحظه دلم با اِذن آقا
داره میخونه یا ساقی العطاشا

متن اربعین نرفته ها

ســـلام مــن بــه مـحـرم، مـحـرم گــــل زهــرا
بـه لطـمه هـای ملائـک بـه مــاتـم گــل زهـراسـلام مـن بـه مـحـرم بـه تشنـگی عـجـیـبـش
بـه بـوی سیـب زمـینِ غـم و حـسین غریـبشسلام من بـه محـرم بـه غصـه و غــم مـهـدی
به چشم کاسه ی خون وبه شال ماتم مـهـدیسـلام من بــه مـحـرم بـه کـربـلا و جـلالــش
به لحظه های پـرازحزن غرق درد و ملامشسـلام مـن بـه مـحـرم بـه حـال خستـه زیـنـب
بـه بــی نـهــایــت داغ دل شـکــستــه زیـنـبسلام من به محرم به دست ومشک ابوالفضل
بـه نـا امیـدی سقـا بـه سـوز اشـک ابوالفضلسـلام مـن بـه مـحـرم بـه قــد و قـا مـت اکـبـر
بـه کـام خـشک اذان گـوی زیـر نـیزه و خنجرسلام من به محرم به دسـت و بـا زوی قـاسم
به شوق شهد شهادت حنـای گـیـسـوی قـاسمسـلام مـن بـه مـحـرم بـه گـاهـواره ی اصـغـر
به اشک خجلت شاه و گـلـوی پـاره ی اصـغـرسـلام مـن بـه مـحـرم به اضـطـراب سـکـیـنـه
بـه آن مـلـیـکـه، کـه رویش ندیده چشم مدینهسـلام مـن بـه مـحـرم بـه عـا شـقـی زهـیـرش
بـه بـاز گـشـتـن حُر و عروج خـتـم به خیرشسلام من بـه محرم بـه مسـلـم و به حـبـیـبش
به رو سپیدی جوُن و به بوی عطر عجیـبـشسلام من بـه محرم بـه زنگ مـحـمـل زیـنـب
بــه پـاره، پـاره تــن بــی سـر مـقـابـل زیـنـبسلام من به محـرم به شـور و حـال عیـانـش
سلام من به حسـیـن و به اشک سینه زنـانش

متن مناجات اربعین نرفته ها

از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟
یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام
بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟اشهد ان لا…شهادت اشهد ان لا …شهید
محشر الله الله است می دانی چرا؟یک بغل باران الله الصمد آورده ام
نوبهار قل هوالله است می دانی چرا؟راه عقل ازآن طرف راه جنون از این طرف
راه اگر راه است این راه است می دانی چرا؟از رگ گردن بیا بگذر که او نزدیک توست
فرصت دیدار کوتاه است می دانی چرا؟از کجا معلوم شاید ناگهانت برگزید
انتخاب عشق ناگاه است می دانی چرا؟از محرم دم به دم هر چند ماتم می چکد
باز اما بهترین ماه است می دانی چرا؟

متن اربعین نرفته ها

متن اربعین نرفته ها

مـن آمدم کـه گریه کنم دست مـن بگیرترسم زمان رود شود این عرصه زود، دیرقسمت نشد اگر کـه جوانمرگ تـو شوملطفی نما شوم دراین خانه پیر پیرباشد مرا بـه نوکری خود مکن قبولمـن داد میزنم کـه شمائی بـه مـن امیرماه محرم اسـت خودم کـه نیامدمزهرا «س» مرا کشانده دوباره بـه این مسیرچونکه شفای تـو اشک اسـت فاطمه «س»بر گریه بر عزای تـو کرده مرا اجیرآخر شنیده ام بـه غمت خنده کرده اندبر خشکی لبان تـو در خشکی کویرمثل زنی کـه مرده جوانش شبانه روزمـن زار میزنم بـه تن رفته در حصیر

متن اربعین نرفته ها

تیر از کمان رها شد          با حلقت آشنا شد         با تیر حرمله، آه            سر از تنت جدا شدقربان روی ماهت            آخر چه بُد گناهت            منگرچنین به بابا            می میرم از نگاهتپرپر زدی به دستم           دیدم، تنت، شکستم            حیران شدم عزیزم       گریان به تو نشستمطفل نخورده آبم              دل از عطش کبابم              بینم چوحنجرت را         ازغم به پیچ وتابماز جور کین هلاکی          مدفون به زیر خاکی              در خاک تیره اصغر     یک دُر تابناکیمظلوم شیر خوارم             جان کرده ای نثارم               از خون حنجر تو      گل گون شده عذارمای طفل شیر خواره           مقتول ماه پاره                   ای کا ش خنده ات را   بیند پدر دوبارهای گل نوشکفته             ای ازعطش نخفته                    بابا مصیبتت را        جز با خدا نگفتهتاب غمت ندارم               خون گشته قلب زارم             بابا ببین چگونه           آمد گره به کارمتا تیرکین روان شد            نا گه تو را نشان شد           خون گلویت اصغر         تقدیم آسمان شدداغت به دل نشسته        درخود مرا شکسته              جان می کَنم چوبینم       این دیدگان بسته
با مادرت چه گویم            با خواهرت چه گویم            با عمه غمین  و              دیده ترت چه گویمای شیرخواره اصغر           ای ماه پاره اصغر                بسته به روی من شد      هر راه چاره اصغر

متن اربعین نرفته ها

فهمیدم از دور و برم، آمد محرملبریز شد چشم ترم، آمد محرمدر کنج هیئت ها علم را تکیه دادندبا إذن شاه با کرم آمد محرممثل لهوف و مقتل ابن مقرمسر تا بپا شعله ورم، آمد محرمکنج حسینیه حسن «ع» سینه زد و گفتدیدی چـه آمد بر سرم، آمد محرمفطرس خبر آورده کـه امشب نوشتهجبریل بر بال و پرم…آمد محرمپیراهنم مشکی شدهچون هم زمان:با تعویض پرچم در حرم آمد محرممی‌خواست از مـن دور باشد شر شیطاندلواپسم شد مادرم آمد محرمجان می دهم در آیه هاي سورۀ کهفآتش گرفته حنجرم، آمد محرمرخت عزا پوشید زینب «س» گفت با اشکخون گریه کن اي معجرم! آمد محرم

متن اربعین نرفته ها

عباسم و خون حسین در بدن دارم
صد باغ گل بر پیکر از زخم تن دارم
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستماگر شود نشان تیر چشم خونبارم
دست از حسین ابن علی برنمی‌دارم
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستمدریا ز خونِ دیده‌ام گشته گلباران
پیشانیم را بشکنید ای ستمکارانبا حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستمسقّایم و جاری بود خون ز کام من
در محضـر زهـرا بود این کلام من
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم در موج دریا بر تنم، التهاب افتاد
تصویر لبهای حسین روی آب افتاد
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم بر کام خشک تشنگان میکنم زاری
اشک سکینه گشته از چشم من جاری
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم با آنکه در دریای آب لب نکردم تر
خجلت ز اصغر می‌کشم تا صف محشر
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم

متن اربعین نرفته ها

ای حسین فاطمه این کینه هامان را ببین
قلب مجروح درون سینه هامان را ببین
یازده خورشید را کشتند و داغ تو فزون
تکه تکه زین ستم آیینه هامان را ببین
***
گرچه شد خورشید ما در پرده ی غیبت ولی
می رسد نورش ز ماه حضرت سید علی
باز هم هر روز عاشورا و هر جا کربلا
باز هم فتنه، اگرچه هست حجت ها جلی
***
ترس ما کشته شدن یا غارت این خانه نیست
بلکه دنیایی شدن با مسلک کوفی گری ست
گر که بگذاریم امام خویش را تنها به تشویق هوا
فرق ما با آن جنایت پیشگان سفله چیست؟
***
ای حسین فاطمه داغت درون قلب ماست
نهضتت رسواگر روی تمام فتنه هاست
شمر را در هر زمان نومید از قتلی کنیم
که پی خورشید و مه دشنه به دست و بی حیاست

متن اربعین نرفته ها

متن مناجات اربعین نرفته ها

آب قحط و ابر قحط و آسمانت خشک شد
چشم براه عمو ماندی زبانت خشک شدجان باقیمانده ام شد یک تبسم تیر دید
آخرین لبخند هم روی لبانت خشک شدحرمله دست مرا هم دوخت بر قنداقه ات
بازویم می داد وقتی که تکانت خشک شدخواستی بابا بگویی حرمله مهلت نداد
تار های صوتی ات سرخ و دهانت خشک شدتیر نگذاشت که یک جمله به اخر برسد
هیچ کس حدس نمی زد که چنین سر برسدپدرش که چیز زیادی نمی خواست،فرات
یک دو قطره، ضرری داشت به اصغر برسدخوب شد عرش همه خون گلو رو برداشت
حیف خون نیست بر این خاک ستمگر برسد

متن اربعین نرفته ها

با لب عطشان، خسته در میدان
هزار و یک غم داری
رأس تو بر نی، میکند ره طی
زگیسو پرچم داری
تویی تویی، ذکر لب جن و ملک
ثمره ی باغ فدک
یا لیتناکنامعک
حسین من آقام آقام آقام حسین مندارد از ایمان، باغ دلهامان، شکوفه های احساس
میرویم هرشب، با دل زینب، کنار کف العباس
ضریح تو، از باغ گل زیباتره
از عاشقا دل میبره
مهد دعای اصغره
حسین حسین حسین
عباس من آقام آقام آقام عباس مندرمناجاتی، باب حاجاتی، مگر به این شک داری
از چه ای سقا، با قد رعنا، تو قبر کوچک داری
دلم میخواد، به کربلایتو برم
بیام کنار اون حرم
تو سرداب تو جون بدم
اباالفضل، اباالفضل…تیغ تو خوش بود، حرمله کش بود، اگر به میدان بودی
چشم تو حالا، خفته در صحرا، امید طفلان بودی
برادرم در خاک و خون نشسته ای
پشت مرا شکسته ای، زخم سرت نبسته ای
حسین من آقام آقام آقام حسین مناز مزار تو از دیار تو، بوی خدا می آید
مرغ دل هر شب، بر لبش یا رب
به کربلا می آید
منم منم، فدایی سپاه تو
غلام روسیاه تو
امید من پناه تو

متن شعر ما اربعین نرفته ها گناه داریم

تشنگان حرم عشق همه گوش کنید     آب را از نظر خویش فراموش کنیدناله واعطشا را همه خاموش کنید    آب را از نظر خویش فراموش کنیدمی رسد دم به دم از علقمه فریاد حسین    کیست این لحظه کند روی به امداد حسینخیمه ها را همگی جمله سیه پوش کنید   آب را از نظر خویش فراموش کنیدجسم عباس علمدار زمین افتاده    با لب تشنه نگهبان حرم جان دادهمی ز جام غم و انده و الم نوش کنید  آب را از نظر خویش فراموش کنیدکیست مردانه چو عباس علم برگیرد    رمق از پیکره ظلم و ستم برگیردعلم اشک و عزا را همه بر دوش کنید    آب را از نظر خویش فراموش کنیدگل نثار تن صدپاره عباس کنید   با گل بوسه همه حرمت وی پاس کنیدجسم صدپاره عباس در آغوش کنید   آب را از نظر خویش فراموش کنید

متن اربعین نرفته ها

خوشا از دل نم اشکی فشاندنبه آبی آتش دل را نشاندنخوشا زان عشقبازان یاد کردنزبان را زخمه فریاد کردنخوشا از نی خوشا از سر سرودنخوشا نی نامه ای دیگر سرودننوای نی نوایی آتشین استبگو از سر بگیرد، دلنشین استنوای نی نوای بی نوایی استهوای ناله هایش، نینوایی استنوای نی دوای هر دل تنگشفای خواب گُل، بیماری سنگقلم،تصویر جانکاهی است از نیعلم،تمثیل کوتاهی است از نیخدا چون دست بر لوح و قلم زدسر او را به خط نی رقم زددل نی ناله ها دارد از آن روزاز آن روز است نی را ناله پرسوزچه رفت آن روز در اندیشه نیکه اینسان شد پریشان بیشه نی؟سری سر مست شور و بی قراریچو مجنون در هوای نی سواریپر از عشق نیستان سینه اوغم غربت،غم دیرینه اوغم نی بند بند پیکر اوستهوای آن نیستان در سر اوستدلش را با غریبی، آشنایی استبه هم اعضای او وصل از جدایی استسرش برنی، تنش در قعر گودالادب را گه الف گردید، گه دالره نی پیچ و خم بسیار داردنوایش زیر و بم بسیار داردسری برنیزه ای منزل به منزلبه همراهش هزاران کاروان دلچگونه پا ز گل بردارد اشترکه با خود باری از سر دارد اشتر؟گران باری به محمل بود بر نینه از سر،باری از دل بود بر نیچو از جان پیش پای عشق سر دادسرش بر نی ، نوای عشق سر دادبه روی نیزه و شیرین زبانیعجب نبود ز نی شکر فشانیاگر نی پرده ای دیگر بخواندنیستان را به آتش می کشاندسزد گر چشمها در خون نشینندچو دریا را به روی نیزه بینندشگفتا بی سرو سامانی عشقبه روی نیزه سرگردانی عشقز دست عشق در عالم هیاهوستتمام فتنه ها زیر سر اوست

متن اربعین نرفته ها

آب می گوید حسین ، بی تاب می گوید حسین
از سر شب تا سحر مهتاب می گوید حسین
دیده می گوید حسین ، نادیده می گوید حسین
هر کجا باشد دلی غمدیده می گوید حسین
یار می گوید حسین ، دلدار می گوید حسین
روز و شب هر دیده بیدار می گوید حسین
ناس می گوید حسین ، احساس می گوید حسین
تا قیامت حضرت عباس می گوید حسین
نار می گوید حسین، بسیار می گوید حسین
این زبان تا لحظه دیدار می گوید حسین
نوح می گوید حسین، ذی روح می گوید حسین
زنده باشد هر دلی با روح می گوید حسین
شاد می گوید حسین ، ناشاد می گوید حسین
هر نسیم باد با فریاد می گوید حسین
کام می گوید حسین، ناکام می گوید حسین
فاطمه گریان به هر ایام می گوید حسین
کوه می گوید حسین بشکوه می گوید حسین
دم به دم هر شیعه نستوه می گوید حسین
جان جان گوید حسین ، هفت آسمان گوید حسین
ماه و خورشید و ستاره هر زمان گوید حسین

متن اربعین نرفته ها

متن شعر ما اربعین نرفته ها گناه داریم

 در دل مانده رویایت، بر لب نام زیبایت     اربابم حسین جان، می میرم برایت(۲)ای نام و نشان من، جان من جان من     می گیرم سراغت، می گریم ز داغتخونت جوهر هستی، شورت در سر هستی    آه ای راز عطشان، جانم را بسوزاندر دل مانده رویایت، بر لب نام زیبایت     اربابم حسین جان، می میرم برایتمصباح الهدایی تو، محبوب خدایی تو    روشن از تو راهم، محتاج نگاهمای عشق نخستینم، معیار دل و دینم     جانم را رها کن، نذر کربلا کندر دل مانده رویایت، بر لب نام زیبایت     اربابم حسین جان، می میرم برایتای خاکت بهشت من، زیبا سرنوشت من     ای حصن حصینم، باقی از تو دینمنامت محیی الاموات، مهرت قاضی الحاجات     جان عالمی تو، اسم اعظمی تودر دل مانده رویایت، بر لب نام زیبایت     اربابم حسین جان، می میرم برایتمن هستم گدای تو، اهل کربلای تو     اربابم حسین جان، می میرم برایتدست و در راه تو نشناسم من       پیرو مکتب عباسم منیک گل کنار علقمه فتاده         دستش شده ز تن جدا ابالفضلبر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا   بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلاتشنه آب فراتم ای اجل مهلت بده     تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا

متن شعر ما اربعین نرفته ها گناه داریم

ماه غم آقا- باز پرچم آقا- مشکی به تن عاشقا باز محرم شد
در دل نوای غم- باز خیمه ی ماتم – آواره ی عشق تو هر دو عالم شدشمیم عشقت به دل نشسته دوباره بازم – وای
با دم زیبات آقا تو قلبم حرم می سازم – وای
غریب مادر(3) وایبا نام تو آقا – بر سینه می کوبم – بازم به تن – رخت غم ای حسین جانم
بازم غزل خونم – مجنون و دیونم – بازم دم محتشم ای حسین جانمکتیبه های ماتمت آقا- رمز جنونه – وای
دوباره ذکرت- روی لب ما – کرده جوونه – وای
غریب مادر(3) وایزد خیمه ثاراله – با حسرت و با آه – با چشم خون روضه خون زینب کبری
دریای غم جاری- کار همه زاری – درقاب چشم حسین غربت زهرابوی جدایی- می وزد ازاین دیار ماتم-وای
می ترسم آخر – بشه نصیب – خواهر تو غم – وای
غریب مادر(3) وای

متن شعر ما اربعین نرفته ها گناه داریم

حالا براي خنده كه دير است گريه كن
بابا نخواب…موقع شير است…گريه كن…در مانده ام ميان دوراهي…كجا روم؟
چشمم كه رفته است سياهي…كجا روم؟جانِ رباب، من به همه رو زدم نشد
دنبال آب، من به همه رو زدم نشد…عمه تو را ز دور نشان ميدهد نخواب
هي شانه ي رباب تكان ميدهد نخوابشد وقت بازي ات كمرت را گرفته ام
با احتياط زير سرت را گرفته امقنداقه ات كه بست لبت باز شد علي؟
خنديد مادرت… چقدر ناز شد عليافسوس مادرت شب شادي ات نديد
چشم رباب حجله ي دامادي ات نديد…در خيمه گرم كرده خودش مجلست علي
جاي نفس بلند شده “خس خست ” عليتا پشتِ خيمه كار ِ پدر سر به زيري است
تازه زمان ديدن دندان شيري استهمبازي تو ساقه ي تير است گريه كن
بابا نخواب موقع شير است گريه كن

متن شعر ما اربعین نرفته ها گناه داریم

اینجا که ذوالجناح زمین گیر می شود
در خون غروب واقعه تصویر می شودیا رب پناه می برم از کرب و البلا
خواب علی هر آینه تعبیر می شودروزی برای گفتن منزل مبارکی
این دشت پر ز نیزه و شمشیر می شوداینجا گلوی تشنه تیر سه شعبه هم
از جام چشم ساقی من سیراب می شود‏اینجا که حکم قحطی یک قطره شبنم است
همبازی گلوی گلم تیر می شود‏باران سنگ منتظر ابر کینه است
اینجا حسین فاطمه تکفیر می شوداینجا سر حقیقت الله و اکبری
بر روی نی به گفتن تکبیر می شود‏در این دیار غمزده کمتر ز نصف روز
از فرط غصه خواهر تو پیر می شود‏جز زیر سم اسب شکستن در این زمین
از نفس مطمئنه چه تفسیر می شودهرکس که زهره اش ز علمدار رفته است
اینجا سر سه ساله من شیر می شودزینب كه شرم می کند از رویش آفتاب
اینجا اسیر حلقله زنجیر می شود

متن مناجات اربعین نرفته ها

بخواب ای غنچه ‏ی پرپر، بخواب ای کودک مادرعلی اصغرم لالای، لایی مادرم لالای‏عزیزم از چه بی‏تابی چرا مادر نمی‏خوابی؟گمانم تشنه آبی، علی اصغرم لالای‏مزن آتش به جان من، مبر تاب و توان منببین اشک روان من، علی اصغرم لالای‏چرا مادر علی جانم نمی‏گیری تو پستانمچه می‏خواهی نمی‏دانم، علی اصغرم لالای‏عزیز من مکن غوغا بخواب ای کودک زیبامسوزان قلب مادر را، علی اصغرم لالای‏مزن آتش دل من را مسوزان حاصل من راعلی اصغرم لالای، لالایی مادرم لالای‏چه شور است این به سر داری، مگر میل سفر داری؟مکان و منزل من را علی اصغرم لالای‏نخوابم در کنار تو خزان گردد بهار توچنین مادر مکن زاری، علی اصغرم لالای‏

متن مناجات اربعین نرفته ها

متن اربعین نرفته ها

ز داغ تو دل حزین است    ‌ به یادت چله‌نشین استالقلب حزین من مصیبتک      ویبکی علیک أربعین یوماهمه آرام و قرار این دل     زیارت در اربعین استو کل أمنیاته أن یزورک فی أربعینیّتکسپردم دل را به جاده     میایم پای پیادهترکت قلبی فی طریقک      أسیر إلیک حافیاًره عشق است و ندارم باکی       اگر خاری در کمین استالطریق طریق العشق ولا أخاف من أن یکون مفروشا بالأشواکجان و جانان من/ عشق و ایمان من/ با تو پیمان من، حسین(۲)یا نفسی و عزیزی، یا عشقی و إیمانی، عهدی معک یا حسینألا یا حجَّ الحنینِ، سَقاکم زَمزمُ عَینیای حج عشق (کنایه از زیارت امام حسین) شوق زیارتت اشک از دیدگانم جاری ساختتُلبّیکُم سیّدی أشواقی بإحرامِ الأربعینِهوای شوقم با احرام اربعین به ندای شما لبیک می‌گویدو شوقاً یهفُو جَبینی، یُؤدّی لو سجدتینِپیشانیم مشتاق است تا در نماز عشقت برخاک بیفتدویَسعى بین الصفا و المروى لعباسٍ و الحسینِو بین صفا و مروه عباس و حسین سعی به جای‌ آوردلو قطّعوا کفّی، لو قطّعوا رِجلی، أمضی لکم زَحفاً، حسینای حسین! اگر دستم را جدا کنند، اگر پایم را قطع کنند سینه خیز به سویت می آیمیا سیدی خُذنی، قد فتَّنی حُزنی، أشتاقُکم حدَّ الحَنینمولایم مرا دریاب، غم تو ویرانم کرد، دلتنگ و مشتاق شما هستمیا سیدی خذنی، حسین…مولایم مرا دریابأتاکُم هُدهدُ قلبی جَناحاهُ نارُ حبّیهدهد قلبم به سوی شما آمده است و دو بال او آتش عشق من استأتاکِ یا کربلا مشتاقاً یُلبِّیکِ وآحسیناهو مشتاقانه، لبیک گویان و با ندای واحسیناه به سوی تو آمده استحَنیناً عرشُ هواکَ بِلمحِ الطّرفِ أتاکَهوای عشق والای تو بر قلبم نشسته است، و با چشم بر هم زدنی به سوی تو می‌آیدمَشى طیّاراً معَ الزُّوارِ بآهاتٍ وآحسیناهقلب من به همراه زائرانت، با ناله واحسیناه به سوی تو پرواز می‌کندتَحلُو بکَ الآهُ، لاعذّبَ اللهُ، قلباً بهِ حبُ الـ ـحسیندردها با تو شیرین می‌شود، خداوند عذاب نکند قلبی که محبت حسین در آن استیا سیدی خُذنی، قد فتَّنی حُزنی، أشتاقُکم حدَّ الحَنینمولایم مرا دریاب، غم تو سرگردانم کرد، دلتنگ شما هستمیا سیدی خذنی، حسین…مولایم مرا دریاب

متن اربعین نرفته ها

همچنین بخوانید:جملات تسلیت ماه محرماشعار کوتاه درباره امام حسینعکس پروفایل محرممتن کامل زیارت عاشورا همراه با ترجمه

متن شعر ما اربعین نرفته ها گناه داریم

روح ما انسان ها در اثر روزمرگی و یکنواختی زندگی دچار نا آرامی شده و راکد بودن و یک جا ماندن باعث بروز بیماری های مختلف روحی و روانی به خصوص افسردگی و مشکلات عصبی فراوانی می شود.با وجود پیشرفت و مدرنیته شدن دنیایی که در آن زندگی می کنیم یعنی دنیای صنعت و پیشرفت های صنعتی، اما تنها کمیت زندگی های ما بهبود یافته و کیفیت زندگی مان به شدت نزول پیدا کرده است.اکثر افراد جامعه پر از خستگی های روحی و جسمی هستند و یکی از راه های بهبود این شرایط و درمان بیماری های عصبی سفر کردن است. به خصوص اگر بتوان در طول سفر، خانواده و اقوام را دور هم جمع کرد زیرا جمعی کوچک با ارتباطات قوی و شاد تاثیر عالی در روحیه دارد و فشار های عصبی و افسردگی و خستگی ها را از تن بیرون می برد.سفر کردن علاوه بر درمان بیماری های روان و آرامش تن و اعصاب انسان، زمینه تجربه های متفاوتی را برای ما فراهم می کند و بسیاری از استعدادها و نقاط قوت و ضعف ما در طول مسافرت برای ما آشکار می شود.قسمت مهمی از تربیت بچه ها در خانواده های کوچک و کم جمعیت امروزی می تواند در سفر کردن صورت گیرد چرا که بسیاری از خصوصیات زشت و ناپسند و میزان تحمل و صبر افراد در مسافرت مشخص می شود و سفر ما را در جهت رشد شخصیت مان هدایت می کند.در سفر کردن با بسیاری از مسائل از جمله آداب و سنن قوم های مختلف و تاریخ و فرهنگ مناطق گوناگون آشنا می شویم.بیرون آمدن از چهار دیواری کوچک خانه های خود و قدم گذاشتن در دنیایی بسیار وسیع تر و گسترده تر از یک خانه دنیایی از تجربه و عبرت آموزی است که همه ما باید گاه به گاه از آن بهره مند شویم.جاده شمال با آسمان آبی و ابرهای پراکنده سفید و با باران های گاه و بی گاهش , عطر و بوی دلنشین و هوای دلپذیرش , به یک خاطره خوب در ذهن هر مسافری که به شمال سفر میکند تبدیل شده است.یکی از سفرهای زندگی من که هم ناملایمات و هم خوشی های زیادی در پی داشت, سفر به شمال کشور یعنی گیلان بود که یکی از خاطرات خوب زندگی من را رقم زد.در سفر ما به شمال باران نم نم می بارید و بوی خاک تازه تر شده , همه جا را فراگرفته بود. درخت ها بر جاده های پر پیچ و خم شمال مانند چتری سایه انداخته بودند و صدای پرنده ها از گوشه و کنار به گوش می رسید.اما متاسفانه ترافیک هم از شهرهای دیگر به همراه بقیه مسافران بار بسته بود و به اینجا آمده بود و باز هم تلفات و آسیب ها به چشم می خورد و لحظات تلخی را به وجود می آورد.اما با این حال گذر کردیم و به مناطق دیدنی گیلان رفتیم تا از مناطق زیبای دیگر هم دیدن کنیم.به امام زاده ابراهیم رفتیم و برای گذشتگان طلب آمرزش و رحمت کردیم.به قلعه رودخان رفتیم و از آن همه پله های طولانی و بلند عبور کردیم و به بالای کوه رسیدیم و از میراث فرهنگی اصیل گیلان دیدن کردیم.تابلوی زیبای قلعه را خریدیم تا برای همیشه لحظات خوب و شیرین و طبیعت زیبای قلعه رودخان را به خاطر بسپریم.سفر ما ادامه داشت . از مغازه های شهر گیلان که دارای سوغاتی های این شهر نظیر شیرینی فومن و نان زرین و کوکی های خوشمزه و غذاهای محلی خوشمزه دیدین کردیم و مقداری برای خود و خانواده خود به رسم یادبود خریداری کردیم.همراه با خانواده به رستوران محلی رفتیم . در منوی آن رستوران مرغ ترش , ترش تره , ماهی شکم پر، باقالی قاتوق و میرزاقاسمی وجود داشت که ما مرغ ترش را انتخاب کردیم و بسیار خوشمزه بود.

متن شعر ما اربعین نرفته ها گناه داریم

مقدمه: بیشتر آدم ها به مسافرت علاقه خیلی زیادی دارند چون معتقدند حال آنها تغییر می کند. این که مسافرت حال روحی و جسمی انسان را خوب می کند و تغییر می دهد بله درست است من هم جزء دسته ای آدم ها هستم که به مسافرت علاقه بسیار زیادی دارممتن انشا: مسافرت از نظر من موضوع بسیار خوب و زیبایی برای نوشتن است من عاشق مسافرت هستم اما نه هر مسافرتی آدم های زیادی کنارم بوده اند که فقط به مسافرت علاقه مند هستند ولی جا و مکان آن هیچ فرقی برای آنها ندارد اما برای من مسافرت رفتن به شهرهای تاریخی و دیدن جاهایی که تاریخ را برایم زنده می کنند هست موزه هایی که ارزش صدبار رفتن را دارند موزه هایی همچون خانه مشروطه و موزه مردم شناسی اولین سفری که پیشنهاد آن را به خانواده ام دادم در عید نوروز سفر به تبریز و رفتن به موزه و مقبرالشعرا بود من علاقه زیادی به تاریخ و شعر دارم و اگر جایی را ببینم که به تاریخ وصل است من حتما به آن جا می روم غرق شدن در کتاب های تاریخی حس و حال خوبی به من میدهد خانواده ام قبول کردند که به تبریز سفر کنیم و به جاهای گشتنی آن برویم مقصد اول ما موزه آذربایجان مقابل مقبرالشعرای شهریار بود وقتی داخل حیاط موزه شدم دوربین عکاسیم را برداشتم و از هر لحظه ای که برای من لذت بخش بود و حس خوبی به من می داد عکس می گرفتم حیاط موزه پر بود از آلاچیق هایی که درونش اشیاهای تاریخی می فروختند کیف و کفش ها و قاب های زیبای عکس داخل موزه که دیدم چشمانم درشت تر شد و دهانم باز تر این همه زیبایی ، واقعا زیبا بود دوست داشتم همه جای موزه را ببینم یک اورگ قدیمی در آن جا دیدم و عکس گرفتم کاسه ها و مجسمه هایی ک مظهر زیبایی تمام بودند برایم . چه چیز هایی که در موزه بودند و زیبایی آنها را هر چقدر از زبان آدمی بشنویم بیشتر باور نمی کنیم بلکه درک زیبایی این آثار فقط با چشم ممکن است زمان زیادی را درون موزه به سر بردیم وقت رفتن بود اما دل کندن از موزه برایم سخت بود کمی اما از خانواده ام خواهش کردم تا سفر های بعدی نیز موزه را در نظر بگیریم بعد از موزه به سمت مقبره الشعرا رفتیم و از کتاب های شاعر بزرگ و عزیز شهریار دیدن کردیم صفایی خاص داشت مقبره الشعرا از همه جای مقبره که دیدن کردیم به سمت ارومیه راه افتادیم دریاچه ارومیه یادم است آخرین باری که به دریاچه ارومیه رفته بودیم و سوار قایق شدیم و کلی خوش گذشت زمانی بود که من هنوز دوران ابتدایی را به سر می بردم و بعد از مدت ها رفتن به دریاچه ارومیه برایم بیشتر جذاب بود رسیدیم به ارومیه و هرچند سوالی بود در ذهن و حس و دنیای خودم که در کدام دریاچه باید سوار قایقی شوم و خوشحالیم را ابراز کنم رسیدم به ارومیه اما دیگر دریاچه ای مثل قبل در آن جاری نبود.نتیجه: مسافرت حال آدم را خوب می کند آدم ها نظر ها و تصمیم هایشان همیشه با یکدیگر متفاوت بوده و هیچوقت انتظار نمی رود نظرات ما انسان ها شبیه یک دیگر باشد چرا که این زیبایی ها حاصل تفاوت های افکار آدمی است.

متن شعر ما اربعین نرفته ها گناه داریم

من سفر کردن را خیلی دوست دارم. مکانی که می خواهیم به آن جا مسافرت کنیم و همسفرهای ما خیلی مهم هستند و هرکسی در این مورد سلیقه ای دارد.
مثلا من دوست دارم به طبیعت سفر کنم و مسافرت به شهرهای شمال ایران را خیلی دوست دارم اما خواهرم مکان های تاریخی و موزه ها را دوست دارد و دوستم شهرهای جنوب ایران و مخصوصا کویر و آسمان پر از ستاره و قشنگش را دوست دارد اما من دوست ندارم به بیابان ها سفر کنم حتی به خاطر آسمان پر از ستاره اش!به جایش خیلی به آبشار و رودخانه و دریا و جنگل مسافرت کرده ام و لذت زیادی هم برده ام. من همیشه با خانواده ام سفر می روم اما دوست دارم با همکلاسی هایم و همه دوستانم به مسافرت بروم که تا به حال موقعیت آن پیش نیامده است.یک بار در مسافرت به شمال کنار رودخانه ای در مسیرمان توقف کردیم و چادر زدیم، آرامش آن جا خیلی روحیه من را شاد کرد. در اطراف ما دشت بزرگ سر سبزی هم بود که با پدر و مادرم در آن جا دویدیم و خندیدیم و عکس انداختیم.پدرم معمولا مسئولیت آشپزی در مسافرت را به عهده می گیرد، آن روز هم آشپزی کرد و شام خوشمزه ای آماده کرد. ما شب را همان جا در چادر خوابیدیم. من خوابیدن در چادر در طول مسیر مسافرت را هم خیلی دوست دارم.مسافرت کردن روحیه ما را شاد و اطلاعات ما را زیاد می کند. حتی ممکن است دوستان جدیدی هم در طول سفر پیدا کنیم که بعدها هم با آن ها این دوستی را ادامه دهیم. همین طور با فرهنگ و تاریخ شهرهای مختلف کشورمان آشنا می شویم.خلاصه سفر ، شادی و لذت و تجربه های خوب با خودش دارد و حال آدم را خوب می کند.

متن اربعین نرفته ها

متن مناجات اربعین نرفته ها

من سفر کردن را خیلی دوست دارم. مکانی که می خواهیم به آن جا مسافرت کنیم و همسفرهای ما خیلی مهم هستند و هرکسی در این مورد سلیقه ای دارد.مثلا من دوست دارم به طبیعت سفر کنم و مسافرت به شهرهای شمال ایران را خیلی دوست دارم اما خواهرم مکان های تاریخی و موزه ها را دوست دارد و دوستم شهرهای جنوب ایران و مخصوصا کویر و آسمان پر از ستاره و قشنگش را دوست دارد اما من دوست ندارم به بیابان ها سفر کنم حتی به خاطر آسمان پر از ستاره اش!به جایش خیلی به آبشار و رودخانه و دریا و جنگل مسافرت کرده ام و لذت زیادی هم برده ام. من همیشه با خانواده ام سفر می روم اما دوست دارم با همکلاس هایم و همه دوستانم به مسافرت بروم که تا به حال موقعیت آن پیش نیامده است.یک بار در مسافرت به شمال کنار رودخانه ای در مسیرمان توقف کردیم و چادر زدیم، آرامش آن جا خیلی روحیه من را شاد کرد. در اطراف ما دشت بزرگ سر سبزی هم بود که با پدر و مادرم در آن جا دویدیم و خندیدیم و عکس انداختیم.پدرم معمولا مسئولیت آشپزی در مسافرت را به عهده می گیرد، آن روز هم آشپزی کرد و شام خوشمزه ای آماده کرد. ما شب را همان جا در چادر خوابیدیم. من خوابیدن در چادر در طول مسیر مسافرت را هم خیلی دوست دارم.مسافرت کردن روحیه ما را شاد و اطلاعات ما را زیاد می کند. حتی ممکن است دوستان جدیدی هم در طول سفر پیدا کنیم که بعدها هم با آن ها این دوستی را ادامه دهیم. همین طور با فرهنگ و تاریخ شهرهای مختلف کشورمان آشنا می شویم.خلاصه سفر شادی و لذت و تجربه های خوب با خودش دارد و حال آدم را خوب می کند.

متن مناجات اربعین نرفته ها

چمدان هایمان را بسته ایم و سپیده ی فردا راه می ا فتیم و به دل دریا و جنگل می زنیم، من عاشق سفر هستم و از دیدن جاهای مختلف لذت می برم.دیشب هر چه کردم نتوانسم بخوابم و تازه خواب به چشمانم آمده بود که مادرم صدایم کرد و گفت وقت رفتن است و باید بیدار شویم.بعد از مهیا کردن لوازم سفر راه افتادیم، هوا در حال روشن شدن بود اما هر چه گذشت از خورشید خبری نشد گویا خورشید قصد نداشت آن روز به آسمان بیاید و جایش را به ابر ها داده بود، ابرهایی سیاه و تیره که سرتاسر آسمان را پوشانده بودند.طولی نکشید باران شروع به باریدن کرد، قطره های باران خود شان را محکم به تنه ی فلزی ماشین می زدند، شیشه ها بخار گرفته بودند و جایی دیده نمی شد و من از این فرصت استفاده می کردم و روی شیشه نقاشی می کشیدم و جایی برای دیدن منظره های بیرون باز می کردم.سرعت ماشین ها و بارش تند باران باعث می شد پدرم به سختی جلو را ببیند به همین دلیل آرام تر رانندگی می کرد و این باعث می شد دیر تر به مقصد برسیم.تقریبا نیمی از راه را طی کرده بودیم و از شدت باران کم شده بود، از پدرم خواستم تا جای مناسبی بایستد و پیاده شویم و کمی از آن هوای دل انگیز لذت ببریم او قبول کرد و بعد از چند دقیقه ایستاد و همگی پیاده شدیم.هوا بسیار لطیف و دل انگیز بود، نفس عمیقی کشیدم و هوای تازه را به ریه هایم هدیه دادم مادر هم در همین موقع بساط چایش را روی صندوق ماشین گذاشت و فنجان ها را پر از چای داغ کرد، خنکی هوا باعث می شد بخار چای با عجله از فنجان ها خارج شده و در هوا پخش شود.مناظر نمناک و باران خورده ی اطراف سوژه ی خوبی برای عکاسی بود در اطراف چرخیدم و چند عکس از مناظر بارانی گرفتم و دوباره راه افتادیم.دیگر باران نمی بارید اما آثارش همه جا قابل مشاهده بود، حالا خورشید کم کم می خواست بیرون بیاید و نور ضعیف اش روی برگ درختان و بوته ها می تابید و آن ها را تازه تر از همیشه نشان می داد، از کنار چند رود کوچک گذشتیم که همگی به علت باراش باران پر از جریان آب و زندگی بودند.به مقصد نزدیک می شدیم لحظه لحظه ی این مسیر برایم لذت بخش و جذاب بود و خانه ی با صفای مادر بزرگ منتظر ما بود با خود فکر می کردم پس از این باران حتما قطره های باران از گوشه و کنار سقف شیروانی خانه ی مادر بزرگ به پایین می چکد و مادر بزرگ کنار ایوان چشم به راه ماست.

متن اربعین نرفته ها

مقدمه: اگر سفر به کربلا بخصوص در روزهای قبل اربعین قسمت شما هم شده باشد میدانید که در این سفر کوتاه به اندازه یک عمر خاطره و حس و حال خوب و عجیب برای گفتن دارید . انشای امروز من درباره یک خاطره کوتاه در سفر اربعین در حرم امام علی (ع) است.متن انشا: یکی از تفریحات من موقع رفتن به زیارت، نشستن یک گوشه و نگاه کردن به جزئیات اطراف است، ریز شدن در افراد و اتفاقات. آن روز هم در حرم امام علی علیه السلام در نجف نشسته بودمدمِ ورودی خانم‌ها و داشتم به زائرانی که از کشور های مختلف با لباس محلی و رنگ پوست و زبان ها و لهجه های مختلف نگاه میکردم . توی فکر بودم که یکهو صدایی ازم پرسید: عراقی؟گفتم لا، ایرانیه! خانمی پاکستانی بود که سر صحبت را با من باز کرد. با انگلیسی دست و پا شکسته جوابش را می‌دادم. او اما انگلیسی را با لهجه خودش به خوبی حرف می‌زد؛ طوریکه من هم بفهمم.شروع کرد همان سوال‌های همیشگی را پرسیدن: از خانواده و سن و سال و ازدواج و این حرف‌ها. همسن و سال من بود، لیسانس ادبیات از یک دانشگاه خوب کشورش داشت و چندسالی بود ازدواج کرده بود.از من پرسید شهرش و دانشگاهش را می‌شناسم؟ گفتم بله! اسمشان را شنیده‌ام و توی نقشه جایشان را بلدم. خوشحال شد، شاید هم به ادامه گفتگو امیدوار شد.گفت با برادرش و تعداد دیگری از فامیلشان رفته‌اند ایران، زیارت امام رضا علیه‌السلام، بعد بارشان را جمع و جور کرده‌اند آمده‌اند عراق که به زیارت اربعین برسند. گفت همسرش بخاطر کارش نتوانسته بیاید و او مجبور شده با فامیل بیاید.برادرش او را چون باردار بوده، به کربلا نبرده و او ناچار در نجف مانده است. حسرت عجیبی داشت، به سختی از این می‌گفت که چطور از کربلا رفتن باز مانده. بهش گفتم واقعاً پیاده روی توی راه و زیارت و رفت و آمد توی کربلا برای تو خوب نیست و برادرت کار درستی کرده.اما راضی نمی‌شد و می‌گفت برای خودش متأسف است. ازش پرسیدم دلتنگ همسرش شده؟ گفت: نه! وقتی در حرم «مولای کائنات» است، همه قلب و احساسش برای اوست.فکر می‌کرد همه کسانی که روزی به زیارت «مولای کائنات» آمده‌اند، بخشی از وجودشان در حرم جا مانده و دیگر آن آدم قبلی نیستند. گفت فکر می‌کند همه حقیقت دنیا، حقیقت محض، همینجا توی نجف و حرم «مولای کائنات» است و همه چیزهای دیگر، تصویر و توهم‌اند.دوست داشت تا همیشه همانجا نزد حقیقت محض بماند… ام کلثوم همینطور گفت و گفت، اما من نمی‌شنیدم. رفته بودم توی فکر همه تصویرها و توهم‌هایی که گرفتارشان شده‌ام.زل زده بودم به چشم‌هاش و رفته بودم توی فکر. از آن منبری‌ها بود که بغض می‌کرد؛ اما گریه، نه. می‌نشست و اشک پامنبری‌هاش را نگاه می‌کرد. بعد از نماز دعایش کردم که هر سال این زیارت قسمتش بشود، آهی کشید و گفت: «اگر خیلی خوش شانس باشم، اگر خیلی خوش شانس باشم.»این جمله آخر را طوری گفت که من یاد همه آرزوهای بعید خودم افتادم. برای او این راه طولانی از پاکستان تا کربلا خیلی بعید بود، خیلی سخت، خیلی دور!

متن شعر ما اربعین نرفته ها گناه داریم

شیراز یکی از شهر های مورد علاقه ی من است، شهری که پر از مکان های دیدنی بوده و سفر به آن جا یکی از به یاد ماندنی ترین سفر ها برای من است. بعد از مدت ها برنامه ریزی بالاخره سال پیش، سفر شیراز برای ما میسّر شد و خانواده ی چهار نفری ما با ماشین خودمان راهی شیراز شدیم.مسافتی طولانی طی شد تا به شیراز رسیدیم، از دروازه ی قرآن عبور کردیم و وارد شهر شدیم. طبق تحقیقاتی که قبل از سفر انجام شده بود، هتل سنتی گلشن را برای اقامت انتخاب کرده بودیم و پس از ورود به شهر به طرف هتل حرکت کردیم و در آن جا مستقر شدیم.روز اول پس از صرف صبحانه تصمیم گرفتیم سری به مجموعه باغ های شیراز که شامل باغ ارم، باغ عفیف آباد، باغ دلگشا و باغ جهان نما است بزنیم، این باغ ها مناظر بی نظیری دارند که دیدن هر کدام شان روح و روان انسان را تازه می کند.دیدار از باغ ها یک روز کامل زمان برد و زمانی که به خودمان آمدیم دیگر شب شده بود، به هتل بر گشتیم و شام مفصلی سفارش دادیم و در حیاط با صفای هتل که پر از عطر دل انگیز گل های شمعدانی بود شام را خوردیم.قرار شد روز بعد به دیدن مجموعه زندیه برویم. صبح روز بعد با صدای مادر از خواب بیدار شدیم. متاسفانه آن روز خواب مانده بودیم به همین خاطر سریع آماده شدیم و به طرف مجموعه زندیه که شامل بازار وکیل، مسجد وکیل، حمام وکیل، ارگ کریم خان و موزه پارس است راه افتادیم و به نوبت این مکان ها را دیدیم.روز سوم بود که به دیدن تخت جمشید، نقش رستم و پاسارگاد رفتیم. به نظرم هر ایرانی باید این مکان ها را ببیند زیرا دیدن شکوه و عظمت این مکان ها احساس غرور و هیجان را درون انسان بیدار می کند.صبح روز چهارم بود که به دیدن حافظیه و سعدیه رفتیم و عصر همان روز راهی خانه شدیم. چهار روز برای دیدن شهری مثل شیراز زمان بسیار کمی بود زیرا دیدنی های این شهر آن قدر زیاد بود که می شد هفته ها در آن جا ماند و لذت برد.امیدوارم در سفر دیگری شیراز را بهتر ببینم و بشناسم.

متن اربعین نرفته ها

سال ها بود که به زیارت امام رضا (ع) نرفته بودم، حتی بارها پیش آمده بود که وسایل سفر را آماده کردیم اما لحظه آخر مسئله ای پیش می آمد و کل سفرمان کنسل می شد، حالا می دانم تا زمانی که امام نطلبد حتی اگر همه برنامه ریزی ها درست پیش برود اما زیارت قسمت ما نخواهد شد.امسال تابستان بعد از سال ها به مشهد مقدس مسافرت کردیم. اگرچه این شهر زیبا اماکن توریستی و تاریخی و تفریحی زیادی دارد اما حرم مطهر امام رضا دلیل اصلی ذوق و شوق من برای سفر بود.سفر ما با قطار بود و سفر راحتی داشتیم. زمانی که به مشهد رسیدیم من و خانواده ام برای زیارت لحظه شماری می کردیم و به همین دلیل به محض این که برای زیارت آماده شدیم به طرف حرم به راه افتادیم.صحن حرم مانند همیشه پر از جمعیت بود، آدم هایی که از سراسر ایران و کشورهای دیگر برای زیارت امام هشتم شیعیان و با یک دنیا عشق پا به حرم گذاشته بودند و یک دل و یک صدا امام شان را صدا می کردند.ما نیز به جمعیت پیوستیم و وارد شدیم، ضریح امام از آن چیزی که در ذهنم مانده بود نورانی تر به نظر می رسید، با دیدن آن صحنه دلم به عرش رفت و از خود بی خود شدم. با سلام و صلوات به سمت ضریح رفتم و دستانم را به میله هایش گره زدم و یک دل سیر با امامم حرف زدم.هنگام برگشت از حرم دلم از بغض و کینه خالی شده بود، احساس می کردم سبک شده ام، احساسی که همه خانواده ام در آن با من شریک بودند.ما در طول سفر مشهد علاوه بر حرم مطهر از نقاط دیدنی و تاریخی همچون شیر سنگی، آرامگاه فردوسی، پیر پالاندوز و … دیدن کردیم اما هیچ کدام به زیبایی و خاطره انگیزی حرم مطهر نبود.

متن شعر ما اربعین نرفته ها گناه داریم

متن مناجات اربعین نرفته ها

تابستان سال قبل بود که همراه با خانواده ی عمویم به شیراز رفتیم. می دانستم که این شهر دیدنی های بسیار زیادی دارد و شهر بسیار قشنگی است به همین دلیل از سفر به آن جا خیلی خوشحال بودم.عمو مجید که قبلا به شیراز آمده بود راهنمای ما در این سفر بود، او همه ی جاهای دیدنی شهر را می شناخت و آن ها را به ما نشان داد. روز پنج شنبه بود که راه افتادیم و از چند شهر گذشتیم تا به شیراز رسیدیم، من در مسیر نخوابیدم و جاده را نگاه کردم.زمانی که به شیراز رسیدیم دیگر شب شده بود و وقت شام بود، به یک رستوران سنتی رفتیم و شام را در آن جا خوردیم و سپس به هتل رفتیم و شب را در آن جا ماندیم.روز بعد، اول به دیدن مجموعه زندیه و سپس به خانه زینت الملک و باغ نارنجستان قوام رفتیم که همه ی آن ها بسیار زیبا بودند. روز دوم برای دیدن تخت جمشید رفتیم، این مکان از دوران هخامنشیان به جا مانده، و در زمان داریوش اول ساخته شده است.زمانی که آن جا بودیم پدرم به ما گفت که نباید حتی ذره ای به این مکان تاریخی آسیب بزنیم، چون بعضی از مسافران در آن جا یادگاری نوشته بودند. پدرم توضیح داد که این کار باعث خراب شدن مکان های تاریخی و دیدنی می شود و قابل جبران نیست.بعد از تخت جمشید به پاسارگاد رفتیم، پاسارگاد جایی است که آرامگاه کوروش در آن قرار دارد. بازدید و عکس گرفتن از آن جا تا ظهر طول کشید به همین خاطر در گوشه ای زیر انداز پهن کردیم و ناهار خوردیم و سپس به طرف نقش رستم حرکت کردیم.نقش رستم آرامگاه پادشاهان همخامنشی است. تا غروب در نقش رستم ماندیم و شب به هتل بر گشتیم.روز بعد به دیدن باغ ارم شیراز، حافظیه و آرامگاه سعدی رفتیم و سپس با این که عمو می گفت هنوز جاهای دیدنی زیادی در شیراز مانده است به خاطر این که پدرم دیگر مرخصی نداشت مجبور شدیم به شهر خودمان بر گردیم.

متن مناجات اربعین نرفته ها

السلام علیك یا اباعبداللهدیباچه عشق و عاشقی باز شود،دل ها همه آماده پرواز شود،با بوی محرم الحرام تو حسین،ایام عزا و غصه آغاز شود.

متن اربعین نرفته ها

دلم هوای حرم کرده است میدانی

دلم هوای دورکعت نماز بالاسر

متن اربعین نرفته ها

هنوز شوق تو بارانی از غزل داردنسیم یک سبد آیینه در بغل داردخوشا به حال خیالی که در حرم ماندهو هر چه خاطره دارد از آن محل داردبه یاد چایی شیرین کربلایی هالبم حلاوت «احلی من العسل» داردچه ساختار قشنگی شکسته است خدادرون قالب شش‌گوشه یک غزل داردبگو چه شد که من اینقدر دوستت دارم؟بگو محبت ما ریشه در ازل داردغلامتان به من آموخت در میانۀ خونکه روسیاهی ما نیز راه حل دارد

متن مناجات اربعین نرفته ها

شب جمعست هوایت نکنم میمیرمیا اباعبدالله
مداوای ما تویی

متن مناجات اربعین نرفته ها

متن مناجات اربعین نرفته ها

آه از دوری،آه از دوری
هر شب هستم…
حرمِ تو ولی می بینم،که دوباره خوابم انگار…
وای از تکرار…
من میترسم…
بمیرم،نبینم،حرمِ تو رو،از این غم می میرم
بی تو اما…
خواب می دیدم…
که به پای ضریحِ تو،اشکایِ نم نم بارون میشه…
من تو رؤیام…
می دیدم،که دلم،تویِ صحن تو آقا مهمون میشه
خواب می دیدم…
من و اشک و حرم تا سحر می مونیم تنهایِ تنها
من میگفتم،همه دردِ دلامو کنارِ ضریحت با تو آقا
آقام… آقام
دوسِت دارم،دوسِت دارم
کاری کردی…
تو با این دلِ خسته، که تا نفسی هست از داغِ تو
خون میبارم…تو رؤیاهام…
می بینم، که میامو رویِ قدمای تو آقاجون
سر میذارم….
من دلتنگم…
برا نیمه شبای حرم دمِ ایوون، باز بی تابم
هر شب آقا…
به امیدِ زیارتِ تو،توی رویاهام میخوابم…
من دلتنگم…
شب و روزمو فکرِ حرم میدونی پُر کرده آقا…
کاری کن تا…
دلِ عاشق و خسته ی من حرمت برگرده آقا….
آقام… آقام
عاشق هستم ،عاشق هستم
از روزی که…
اومدم تویِ دنیا آقا،دلمو دست تو دادم….
عشقت مهرِ، مادر زادم
شکرُ لِلَّه…
همه عمرمو پیش تو موندم وآقا رویِ پایِ
تو افتادم….
آغوشِ تو…
شده خونه ی اَمنی برایِ همه این بی تابی ها…
کاشکی می شد…
که یه شب شده حتّی تو خواب تو رو من ببینم،آقا
هر چی دارم…
به خدا همشو،به تو و به ابالفضلت‌ مدیونم…
تا جون دارم…
پایِ پرچم و هیات و عشقِ تو همیشه می مونم….
آقام… آقام…

متن شعر ما اربعین نرفته ها گناه داریم

بـســم رب الحســـین علـیه الـسـلامحسین جان
دل آدمی مگر چقدر
تحمل دارد
ندیدنت را !ابکی من فراق الحسین…آنقدر پشتِ درِ خانه تو می ایستم
تاکه در باز شود بوسه زنم بر پایت

متن شعر ما اربعین نرفته ها گناه داریم

کربلا بسته شد و نوکرِ آواره شدماربعین را چه کنم،سخت بهم ریخته‌ام

متن اربعین نرفته ها

کربلا نرفتن سخت است…کربلا رفتن سخت تر!تا نرفته ای شوق رفتن داری… تا رفتی شوق مردن!کربلا رفته ها می دانند، بعد از کربلا روضه ی حسین حکم زهر دارد برای دل اوراق شده ی زائر!آخر اینجا، دیگر عباس نیست تا آرام شوی در حریم امنش…کربلا دلتنگتم!

متن شعر ما اربعین نرفته ها گناه داریم

دوباره مرغ دلم میل کربلا دارد
همان حریم که یک بام و دو هوا دارد
یکی هوای اباالفضل یکی هوای حسین
چه با صفاست هوایی که کربلا دارد
حسین کرببلای تو کعبه عشق است
اگرچه مروه ندارد ولی صفا دارد
تویی تو قبله کعبه که کعبه در غم تو
تمام عمر به بر جامه عزا دارد
ز زائران تو و حاجیان در عرفات
خدا به زائر تو اول اعتنا دارد
((بهشت با همه سرسبزی و طراوت و حسن))
صفای کرببلای تو را کجا دارد
بهشت با همه وسعت بهای خون تو نیست
بهای خون ترا ذات کبریا دارد
ز بسکه محترم است زائر تو و حرمت
ز پر و بال ملک فرش زیر پا دارد
به افتخار غلام سیاه ترک تو حق
اگر که بگذرد از جرم خلق جا دارد

متن اربعین نرفته ها

متن شعر ما اربعین نرفته ها گناه داریم

دلـم یه کربـلا می‌خواهد…
بغض‌هایم را گذاشته‌ام بین الحرمین بشکنم…
درد و دل‌هایم را گذاشته‌ام برای امام حسین بگویم…
نگاهم را کنار گذاشته‌ام برای دیدن شش گوشه…
کم‌تر صحبت می‌کنم
می‌ترسم انجا برای حسین حسین گفتن
کم بیاورم…
من که ندیده‌ام…
من که نرفته‌ام…
می گویند بین الحرمین عجب
صفایی دارد…
می گویند هوایش عطر
بهشتی دارد…
می گویند… خسته‌ام از می گویند ها…
دلم یک نقل قول از خودم در وصف کربلا می‌خواهد…

متن مناجات اربعین نرفته ها

عشق، یعنی به تو رسیدن…یعنی نفس کشیدن تو خاک سرزمینت…عشق، یعنی تموم سال و همیشه بی قرارم برای اربعینت!

متن مناجات اربعین نرفته ها

هر که باشد در دلش حال و هوایت بیشتر
گریه خواهد کرد بین روضه‌هایت بیشتر
آرزوی مکه رفتن هم به جای خود ولی
آرزو دارم بـیـایم کـربـلایت بیشتر
حسرت کرب و بلایت می‌کشد آخر مرا
حسرت شش گوشه و صحن و سرایت بیشتر
کاش باشی وقت جان دادن تو بر بالین من
می‌شوم آن روز محتاج دعایت بیشتر…

متن شعر ما اربعین نرفته ها گناه داریم

از علقمه آمدی بگو یاس کجاست ؟گلواژه عشق و شور و احساس کجاست ؟دستت به کمر گرفته ای لب بگشابابا تو بگو عمویم عباس کجاست ؟سلام بر تو ای ساقی عطشان

متن اربعین نرفته ها

دلتنگم برای دیدن حرم اربابدلتنگم برای خواندن زیارت عاشورا در حرم اربابدلتنگم برای اشک شوق از دیدن حرم اربابدلتنگم برای دیدن حرم سقادلتنگم برای  سرگردانی در بین الحرمیندلتنگم برای کف العباسدلتنگم برای تل زینبیه!

متن شعر ما اربعین نرفته ها گناه داریم

متن اربعین نرفته ها

محرم شد از غم نگاهم گرفتبه سوزانترین اشک، آهم گرفتشکست در گلو بغض سوزان منو عطر حسین روح و جانم گرفت

متن اربعین نرفته ها

من یقین دارم یکی از همین روزها دست دلم را می گیری و  از باب الجوادت مرا وارد بهشت می کنی  و پنجره فولادت بهانه ای می شود  برای امضای تذکره ی کربلایی دیگر!اصلا کربلایی که براتش را شما امضا کرده باشید  طعم دیگری دارد،  آقای خوبم…و من همیشه کوله بار غم ها و غصه هایم را برایت آورده ام و تو با مهربانی ات مرهم شدی برای دردهای بیشمارم!و سوغات سفر یک تذکره ی کربلا به نامم نوشتی و فقط گفتی سلام ما را برسان…من یقین دارم باز هم مهربانی می کنی و پادر میانی  تا ارباب بار دیگر نوکرش را به پابوسی بپذیرد  و در نیمه های شب  وقتی دستانم دخیل پنجره های ضریح ارباب می شود…دلم هوایی شود تا کربلای شما و بگویم  امام رئوفم این سفر را از تو دارم  و از نغمه های دل من که برایت پر می کشد، تنها تو خبر داری و من… !

متن شعر ما اربعین نرفته ها گناه داریم

دلتنگ کربلا …خرج تو می کنم دلتنگی هایم را، به امید دیدار کربلای تو …من دلم نازک است و زود می گیرد… اما ایمانم اگر به چیزی بند کند، دیگر هیچ حرفی نمی تواند آن را سست کند؛ایمان دارم وقتی دلم عجیب برای تو تنگ می شود …وقتی عجیب دل هوای دیدارت دارد …وقتی عجیب جاذبه ی قلبم به سوی توست …آن لحظه نوشته می شود به پایم ثواب زیارتت و دلم قرص می شود که تو را از همین اتاقم و پشت پنجره ای نیمه باز زیارت کرده ام…وقتی که نسیم، موهایم را نوازش می کند…به خودم تلقین می کنم که تو صدایم را شنیده ای و قدری از هوای ملکوتی بین الحرمینت را برای دل خسته ام فرستاده ای…من به همین چیزها دل خوش کرده ام و گرنه که تا بحال از غم دوریت …دلم به حال خود می سوزد…دلم می سوزد که نمی توانم از نزدیک ببویمت….عطر سیب حرمت آرزوست …

متن مناجات اربعین نرفته ها

آقا جانم یه فکری به حال نوکرات بکنحالمون رو به راه نیستدلمون برا حرمت تنگ شدهبرا لحظه لحظه اربعینت.من حرم لازمم دلم تنگ است.

متن شعر ما اربعین نرفته ها گناه داریم

کربلا یعنی همان دلتنگی هر روز و شب….کربلا یعنی همان دلدادگی، صد آه شب…کربلا یعنی همان ماوای هر عشاق دلمی کند دل یاد آن جنت سرا، هر روز و شب..کربلا با من بگو، با من که دلتنگ توام!از همان زیبایی جای جای تو، این روز و شب…بارگاه جد من، اقای عالم، شاه حسینهم عمویم آن علمداری که او هم ماه شب….کربلا دلتنگیم، این روز و شب ها بس زیادبا من دلخسته غمگین بگو، یک روز و شب…..

متن اربعین نرفته ها

متن مناجات اربعین نرفته ها

تا زمانی که انسان گمان می کند وجودش می تواند برای جلوگیری از خطا و اشتباه مفید باشد باید در پست خود باقی بماند.آندره موروا

متن شعر ما اربعین نرفته ها گناه داریم

امکان ندارد شما به راه خطا نرفته باشید، اما چرا باز هم آن را حقیقت می پندارید؟فریدریش نیچه

متن شعر ما اربعین نرفته ها گناه داریم

فرصت بدی کردن در هر روز صدها بار به دست می آید و فرصت خوبی کردن در هر سال، یکبار.ولتر

متن اربعین نرفته ها

فرد خودپسند از هر نظر نیکی که درباره خود می شنود، خوشحال می شود (بدون توجه به سودمندی و یا اصولا درستی یا نادرستی آن) و از هر نظر بدی ناراحت می شود؛ زیرا خود را تسلیم هر دو می کند.فریدریش نیچه

متن اربعین نرفته ها

چه بسیارند مردانی که گناهکار و مجرم نیستند مگر به دلیل ضعف آنان برای یک زن.ناپلئون بناپارت

متن اربعین نرفته ها

متن مناجات اربعین نرفته ها

والاترین نگرش های ما، هر بار که غیر منتظره به گوش کسانی برسد که برای آنها مهیا و معین نشده اند، باید و مقرر چنین است که بسان حمایت و شاید هم جنایت طنین انداز شود.فریدریش نیچه

متن شعر ما اربعین نرفته ها گناه داریم

تحلیل نهایی حقایق انسان چیست؟ خطاهای انکارناپذیر وی.فریدریش نیچه

متن مناجات اربعین نرفته ها

با هر که بدی کردی تا دم مرگ از او بترس.فریدریش نیچه

متن اربعین نرفته ها

سعادتمند کسی است که از هر اشتباه و خطایی که از او سر می زند، تجربه ای جدید به دست آورد.سقراط

متن شعر ما اربعین نرفته ها گناه داریم

جرم این است که ندانیم زندگی خیلی ساده تر از اینهاست که ما فکر می کنیم.فریدریش نیچه

متن شعر ما اربعین نرفته ها گناه داریم

متن مناجات اربعین نرفته ها

گونه ای از بی گناهی در شگفت زدگی هم وجود دارد و کسی دستخوش آن می شود که فکر نکرده باشد او نیز ممکن است شگفت زده شود.فریدریش نیچه

متن مناجات اربعین نرفته ها

کسانی که دلایل منطقی را به شهود متصل می کنند راه به خطا رفته اند.فریدریش نیچه

متن اربعین نرفته ها

سلیقه من آن است که به جای برپا داشتن مترسک در پیرامون خود، بگذاریم غارت شویم؛ باز هم پای سلیقه در میان است، فقط سلیقه.فریدریش نیچه

متن اربعین نرفته ها

در میان اندوه و خطا و غم، شبنم جوانی را در دل خود نگهدار و بر لبان خود لبخند حقیقت را.هنری وادزورث لانگ‌فلو

متن اربعین نرفته ها

گونه ای از نخوت در نیکی وجود دارد که همانند بدی، موردی استثنایی است.فریدریش نیچه

متن اربعین نرفته ها

متن شعر ما اربعین نرفته ها گناه داریم

آدم تبهکار می رود، ولی زیانهایش بعد از او می ماند.ویلیام شکسپیر

متن مناجات اربعین نرفته ها

غرق در اندیشه جهان، دیدم ذره ای که نام آن « نیکی » است استوار بسوی ابدیت می شتابد، و دریای بی کرانی که « بدی » نام دارد خود را به هر سوی می کشاند، تا ناپدید شود و بمیرد.والت ویتمن

متن اربعین نرفته ها

اگر از نعمتهایی که خداوند هر روز به ما می دهد با آغوش باز لذت بریم، هنگامی که بدی فرا می رسد، نیروی کافی برای تاب آوردنش داریم.یوهان ولفگانگ فون گوته

متن اربعین نرفته ها

اینکه برای انجام خوبی یا بدی، فداکاریهایی انجام می دهیم ارزش نهایی اعمال ما را تغییر نخواهد داد.فریدریش نیچه

متن مناجات اربعین نرفته ها

گناهی که تو را پشیمان کند بهتر از کار نیکی است که تو را به خودپسندی وا دارد.امام علی (ع)

متن اربعین نرفته ها

متن مناجات اربعین نرفته ها

خطاهای بشری اول رهگذر، بعد میهمان و چندی نمی گذرد که صاحبخانه می شوند.ولتر

متن مناجات اربعین نرفته ها

ما باید خوبی را در هر جا پیدا می کنیم بگیریم و بکوشیم تا بدی را هم از هر جا که هست دور سازیم.جواهر لعل نهرو

متن اربعین نرفته ها

کسی که “اقرار می کند” از بند خود آزاد می شود و آن کس که به گناه خود “اقرار می کند” فراموش می کند.فریدریش نیچه

متن مناجات اربعین نرفته ها

هر کس خودش و کشورش را خوبتر و بهتر از دیگران می شمارد، اما در حقیقت هیچ کسی نیست که در خود میزانی خوبی و میزانی هم بدی نداشته باشد و به همین شکل، هیچ کشوری هم نیست که در آن چیزهای بد و از برخی نظرها خوب نباشد.جواهر لعل نهرو

متن شعر ما اربعین نرفته ها گناه داریم

اگر در جایی از شهر، تهیدست یافت شود، در همان نزدیکی، دزد و جیب‌بُر و دشمن مقدسات و هر گونه بدکار دیگر هم پنهان خواهند بود.افلاطون

متن اربعین نرفته ها

متن شعر ما اربعین نرفته ها گناه داریم

بدی کردن، خواه با دوست و خواه با دیگران، کار آدم دادگر نیست؛ بلکه کار شخص ستمگر است.افلاطون

متن مناجات اربعین نرفته ها

نوعی بی گناهی در دروغ نهفته است که نشانه ای از باور نیک است.فریدریش نیچه

متن شعر ما اربعین نرفته ها گناه داریم

بزرگترین گناه من از دانستن سرچشمه می گیرد.فرناندو پسوآ

متن مناجات اربعین نرفته ها

هر گاه به مردم بدی کنیم، بیشتر بر تباهی آنها می‌افزاییم.افلاطون

متن اربعین نرفته ها

چه نیک می توانیم حواس خویش را گذرگاهی برای امور سطحی و اندیشه خویش را شهوتی خدایی برای جهش ها و خطاها بدانیم! از همان سر منزل کار دریافته ایم که ناآگاهی خویش را پاس بداریم تا از خود زندگی لذت ببریم!فریدریش نیچه

متن مناجات اربعین نرفته ها

متن اربعین نرفته ها

خود را بیان کردن همیشه به معنای خطا رفتن است. همواره بر خود آگاه باش؛ خود را بیان کردن برای تو مفهومی جز دروغ گفتن ندارد.فرناندو پسوآ

متن اربعین نرفته ها

باید نیک و بد را جبران کنیم، اما چرا در حق آن کس که در حق ما نیکی یا بدی روا کرده است؟فریدریش نیچه

متن اربعین نرفته ها

در آمد و شد با دانشمندان و هنرمندان به آسانی مرتکب خطا می شویم، زیرا در پس وجود دانشمندانی جالب توجه، اغلب انسانی میان مایه را می یابیم و در پشت هنرمند میان مایه، اغلب انسانی بسیار جالب توجه.فریدریش نیچه

متن شعر ما اربعین نرفته ها گناه داریم

افراطی ترین صورت هیچ انگاری می تواند این دیدگاه باشد که همه باورها؛ همه چیزی را حقیقی انگاشتن ها، لزوماً به خطا می روند؛ به این علت ساده که هیچ دنیای حقیقی در کار نیست. چنین است یک ظاهر دورنمایی که از درون ما سرچشمه گرفته است.فریدریش نیچه

متن اربعین نرفته ها

فن پیر شدن عبارت است از جنگ و نبرد در برابر بدی ها و معایب پیری، که در پایان زندگانی ما، یعنی دوره ی نیکبختی و خوشبختی ما پا به عرصه ی ظهور می گذارد.آندره موروا

متن اربعین نرفته ها

متن اربعین نرفته ها

وکلای جنایتکار به ندرت هنرپیشگی کافی را برای آن دارند که از جنبه هراس انگیز و زیبای جرم به نفع مجرم بهره جویند.فریدریش نیچه

متن مناجات اربعین نرفته ها

ای جویندگان دانش، ای عارفان، تا زمانی که نمی توانید بر خود مسلط شوید و مالک خویش باشید، باید به غارت و فتح بپردازید.فریدریش نیچه

متن شعر ما اربعین نرفته ها گناه داریم

اگر دشمن دارید، بدی او را با خوبی پاسخ ندهید؛ زیرا این امر موجب شرمساری او می گردد، بلکه به او وانمود کنید که با این عمل خود به شما خدمت کرده است.فریدریش نیچه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *