شعر عمو یادگار

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

می‌دانیم که در چهلمین روز درگذشت فرزند عزیزتان هیچ کلامی تسلی بخش داغ شما نیست، اما خواستیم که بدانید ما نیز در غم و اندوه شما شریک هستیم.

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

چهلمین روز درگذشت برادرزاده ناکام شما را تسلیت عرض می‌کنم. غفران و رحمت الهی را برای آن جوان از دست رفته و سلامتی و طول عمر با عزت را برای جنابعالی از پروردگار منان خواهانم.

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

باور کردنی نیست که چهل روز از فوت پسر عموی شما می‌گذرد، آن جوان صبور و باوقار که مرامی بی همتا داشت. می‌دانم که نام نیک او تسکین دهنده داغ شما و خانواده محترمتان است.

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
هر کشی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
چهلمین روز درگذشت مادر گرامیتان، آن اختر تابناک بی همتا را به شما و خانواده داغدارتان تسلیت عرض می‌کنم.

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

چهلمین روز درگذشت برادر مهربانتان را به شما و خانواده محترم تسلیت گفته
برای شما صبر و برای درگذشته رحمت بی‌کران الهی را آرزو دارم
امید که روح آن مرحوم آسوده از همه رنج‌های دنیا، در حریم امن الهی آرام گیرد
با نهایت تأسف و تأثر چهلمین روز درگذشت پدربزرگ گرامیتان را خدمت شـما و خانواده ارجمند تسلیت عرض می‌کنیم
بقای عمر با عزت برای شـما و همچنین رحمت واسعه برای آن مرحوم را از خداوند متعال خواستاریم

شعر عمو یادگار

از زبان سوسن آزاده ام آمد به گوش
کاندر این دیر کهن کار سبک باران خوش است
حافظا ترک جهان گفتن، طریق خوش دلی است
تا نپنداری که احوال جهان داران خوش است
پسر عمه عزیز و گرامی با اندوهی وصف ناپذیر، چهلمین روز درگذشت پدر عزیز و گرامیتان را تسلیت عرض می‌کنم.

شعر عمو یادگار

خداحافظ‌ ای شعر شب‌های روشن
خداحافظ‌ ای قصه عاشقانه
خداحافظ‌ ای آبی روشن عشق
خداحافظ‌ ای عطر شعر شبانه
خداحافظ‌ ای همنشین همیشه
خداحافظ‌ ای داغ بر دل نشسته
پسر عموی عزیز، چهلمین روز مرگ ناگهانی همسر گرامیتان را تسلیت عرض می‌کنم و امیدوارم که روح آن مرحوم در سایه لطف حضرت حق آرام گیرد.

شعر عمو یادگار

اربعین تو دگر باره برآییم همه که سر تربت تو اشک نشانیم همه
ما چه گوییم که از سوگ تو بر ما چه گذشت غرق در ماتم و اندوه و فغانیم همه
چهلمین روز درگذشت …. را خدمت شما تسلیت عرض می‌کنم
چهل روز به جاده‌های مسدود چشم دوختیم تا شاید برگردی.
اما تو هرگز کوچه‌های خیس و گنگ حضورمان را به ترنم صدایت مرور نخواهی کرد
چهلمین روز درگذشت …. گرامیتان را تسلیت عرض کرده، برای آن عزیز رحمت و مغفرت
در جوار حضرت حق و برای جنابعالی و خانواده محترمتان صبر و شکیبایی مسئلت دارم

شعر عمو یادگار

رفتی زه دیده و داغت به دل ماست هنوز
هر طرف می‌نگرم روی تو پیداست هنوز
آنقدر مهر و وفا بر همگان کردی تو
نام نیکت همه جا ورد زبان هاست هنوز
دختر خاله گرامی، با نهایت درد و اندوه، چهلمین روز درگذشت مادر مهربانتان را تسلیت عرض می‌کنم.

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

بزرگ بود از اهالی امروز بود
با تمام افق‌های باز نسبت داشت
و لحن آب و زمین را چه خوب می‌فهمید
همسر عزیزم چهلمین روز درگذشت پدر مهربان و بی همتایت را به تو تسلیت می‌گویم

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

گفتم چو غنچه خنده زنم در دیار تو
دردا که غرق گریه شدم بر مزار تو
ما راست داغ مهر تو، بر سینه یادگار
گر شمع نیست بر سر خاک تو، باک نیست
چون شمع سوخت جان رهی بر مزار تو
دوست و همراه گرامی چهلمین روز درگذشت آن پدر مهربان و عالم فرزانه را به شما تسلیت عرض می‌کنم و برای شما و بازماندگان آن مرحوم صبر و شکیبایی آرزو دارم.

شعر عمو یادگار

دختر عموی عزیز در نهایت اندوه و دلتنگی چهلمین روز درگذشت پدر فرزانه تان را به شما و خانواده محترم تسلیت عرض می‌کنم.

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

بزرگ بود از اهالی امروز بود
با تمام افق‌های باز نسبت داشت
و لحن آب و زمین را چه خوب می‌فهمید و بار‌ها دیدم که
با چقدر سبد برای چیدن خوشه بشارت رفت و هیچ فکر نکرد که ما میان پرشانی چقدر تنها ماندیم.
همسر عزیزم چهلمین روز درگذشت پدر مهربان و بی همتایت را به تو تسلیت می‌گویم.

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

چهلمین روز درگذشت مادربزرگتان را تسلیت عرض می‌کنم
ان شاء الله خداوند رحمتشون کنه
و ان شاء الله آرامش و سکون را بر قلب شما نازل کنه

شعر عمو یادگار

ای دل چه میدانی از او‌
ای دل چه می‌خواهی از او‌
ای دل چرا نالان شدی
از رفتنش گریان شدی
یادش همیشه زنده است
مهرش همیشه در دل است
رفتن به سوی حق صفاست
چهل روز است که او پیش خداست.

شعر عمو یادگار

مرگ یاران و عزیزان سخت است و می‌دانیم که ماتمی بزرگ‌تر از مرگ پدر نیست. همکار گرامی چهلمین روز درگذشت فوت ناگهانی و ناباورانه پدر ارجمندتان را تسلیت عرض می‌کنم و برای شما و بازماندگان آن مرحوم آرزوی صبر و شکیبایی دارم.

شعر عمو یادگار

با کمال تاسف و ناباوری چهلمین روز درگذشت پدر ارجمند و بزرگوار شما را تسلیت عرض نموده و برای شما و بازماندگان آن مرحوم صبر جمیل آرزومندیم.

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

چهل روز است که در کنار مزارش با چشمانی گریان جمع می‌شویم و برای نبودنش زاری می‌کنیم. مادری مهربان بود که نبودنش جگر همه را آتش زد و سوزاند.

متن شعر عمو یادگار

و بشر الصابرین الذین اذا اصابتهم مصیبه قالو انا لله و انا الیه راجعون
چهلمین روز درگذشت همسر گرامیتان را تسلیت عرض نموده، برای آن عزیز رحمت و مغفرت در جوار حضرت حق و برای جنابعالی و خانواده محترمتان صبر و شکیبایی مسئلت دارم.

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

پسر عموی عزیز با قلبی آکنده از اندوه، چهلمین روز درگذشت پدر گرامی، آن عموی عزیز و بی همتا را به شما تسلیت عرض می‌نمایم.

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

مهربان مادرم امروز چهل روز است که خورشید وجود تو خاموش شده است و من از مهربانی‌ها و نوازش‌های تو محروم مانده ام. این چهل روز برایم چه سخت و دردناک گذشت. می‌دانم که جایگاهت بهشت برین است. دوستت دارم.

شعر عمو یادگار

با تاسف و اندوه فراوان، می‌دانم که گذشتن چهل روز از فوت خواهر گرامیتان چیزی از درد و رنج شما نکاسته و داغ شما همچنان تازه است. ما را در غم خود شریک بدانید.

متن شعر عمو یادگار

با نهایت تاسف و تاثر چهلمین روز درگذشت عموی فرزانه تان را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض می‌کنم، باشد که آن مرحوم در سایه لطف خداوند آرام گیرد.

شعر عمو یادگار

ای چرخ فلک خرابی از کینه توست
بیدادگری شیوه دیرینه توست‌
ای خاگ اگر سینه تو بشکافند
بس گوهر قیمتی که در سینه توست
پسر خاله عزیز چهلمین روز درگذشت مادر گرامیتان را به شما و خواهر‌های داغ دیده تان تسلیت می‌گویم.

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

ای جوانمردان، جوانمردی دگر در خاک رفت
گوهر پاک از زمین بر جانب افلاک رفت
بار خود بربست از این خاک تیره دل برید
پاک جان آمد به گیتی، پاک ماند و پاک رفت
دوست عزیز و همکار گرامی با نهایت غم و امدوه چهلمین روز درگذشت پدر گرامیتان را به شما و خانواده محترم تسلیت عرض می‌کنم.

متن شعر عمو یادگار

عزیز خفته در خاکم، گل باغ دلم بودی
درخشان گوهر پاکم، چراغ محفلم بودی
کجا یابم دگر، چون تو، اگر گرد جهان گردم
تو را‌ ای نازنین همسر که یار رو همدمم بودی

شعر عمو یادگار

انا لله و انا الیه راجعون، با حسرت و اندوه فراوان، چهلمین روز درگذشت آن مادر گرامی و همسر فرزانه را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض می‌نماییم.

متن شعر عمو یادگار

شد فصل بهار و شدم از غصه هلاک
دارم جگری کباب و چشمی نمناک
گل‌ها همه سر زه خاک برون آوردند
الا گل من که سر فرو برده به خاک
فرزند عزیزم نمی‌دانم که این چهل روز را چگونه بی تو دوام آورده ام، این چهل روز برایم چهل سال گذشت.‌ای پاره جگرم چه وقت رفتنت بود.

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

رسم گلچین فلک گر چه همه یغما بود
لیک اینبار گلی چید که بی همتا بود
با نهایت تاسف و حسرت فراوان، چهلمین روز درگذشت پدر عزیزتان را تسلیت می‌گوییم و برای شما و بازماندگان آن مرحوم صبری جمیل خواستاریم.

شعر عمو یادگار

” پدر” اسطوره ای از آسمان است
پدر افسانه ای در این جهان استپدر معنای هستی ، رمز ِ بودن
چو خون در بستر ِ جانم روان استپدر صندوقی از اسرار پنهان
پدر سنگِ صبور و امتحان استسیه فامش نموده تیغِ خورشید
خمیده پیکرش همچون کمان استسپیدش کرده موی و صورتش چین
گذرگاهی که عنوانش زمان استپدر در عکسِ خود بر طاقِ ایوان
سیه موی است و زیبا و جوان استپدر نجوای ذِکر شامگاهی
صلاتی هم نشین با کهکشان استبه عَرش سجاده اش فرش است و دائم
خدایَش جاری و وردِ زبان استپدر در دیده ام زیباترین شعر
پدر در باورم یک قهرمان استبدیدم خویش در آئینه ای نیک
به رخ دیدم که تصویرش عیان استنظر کردم به دقت خویش و وی را
دو جسمی دیدم و روحی در آن استندیدم جز پدر در کُنهِ ذاتم
که وصفش خارج ازشرح و بیان استاگر کفر است گویم خالق ، اما
پدر با خالقم همداستان استپدر زیباترین تصویرِ دنیا
میانِ قابِ قلبم در نهان است

متن شعر عمو یادگار

ســـَــر ســُـفره چیزی نبود . . .
یــخ در پــارچ
و
پدر هــر دو آب شــدند !
چــه دنــیای بی رحمــیست . . .

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

مظهرِ بر صبر و وفا ای پدرم، ای پدرمفخر منی من به فدایت، گهرم ای پدرمپیرشدی باز که شیری تو پناهم شده‌ایگر تو نباشی به خدا در خطرم ای پدرمپای توبوسم که ببخشی تو خطایم ز کرمنیک بدانم که ترا، بد پسرم، ای پدرمگرچه خودم یک پدرم، صاحبِ بر یک پسرمباز تویی قوّت دل، تاج سرم، ای پدرمشاد شوی شاد شوم، خنده کنی خنده کنمباغم واندوهِ تو من خون جگرم ای پدرمدست نوازش به سرم چون بکشی، غصّه رودکاش تو باشی همه عمرم به برم ای پدرممهرِ تو باجان بخرم بی تو فقیرم به جهانبا تو ولی صاحبِ هر سیم و زرم ای پدرمخسته زِ هر سو که بیایم بنشینم به برتراحت و آسوده، زِ هر دردِ سرم ای پدرمگرچه نگفتی که چرا خون جگری خسته دلیمن پدرم، راز تو را، باخبرم ای پدرمپیرِ فداکارِ جفا دیده چو بینم، به خداچهره زیبای تو آید نظرم، ای پدرم

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

پناهگاه امن خانه
شانه‏ هایت، ستون محکمی است پناهگاه امن خانه را.
دست در دستانم که می‏گذاری، خون گرم آرامش، در کوچه رگ‏هایم می‏دود.
در برابر توفان‏های بی‏رحم زندگی می‏ایستی؛ آن‏چنان‏که گویی هر روز از گفت‏وگوی کوهستان‏ها باز می‏آیی.
لبخند پدرانه‏ات، تارهای اندوه را از هم می‏دراند.
تویی که صبوری‏ات، دل‏های ناامید را سپیده‏دم امیدواری است. مرامنامه دریا را روح وسیعت به تحریر می‏آید؛ آن هنگام که ابرهای دلتنگی، پنجره‏های خانه را باران می‏پاشند.
آسمان همواره بوسه بر پیشانی بلندت را آرزومند است.

متن شعر عمو یادگار

پدرم بوی خاک و گندم داشت‌دست در دست‌های مردم داشت‌روی لب‌های خسته‌‌اش یک عمرتاول زندگی تبسم داشتشطی از آفتاب در چشمشتا دم واپسین تلاطم داشت‌با دهان سپیده‌ می‌خندیداو که با سوختن تفاهم داشت‌یاد باد آن سپیده، آن امیدآفتابی که بوی گندم داشت

شعر عمو یادگار

زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند
زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ
زندگی رویایی است، مثل رویای ِیکی کودک ناز
زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ی باز
زندگی تک تک این ساعتهاست، زندگی چرخش این عقربه هاست،
زندگی راز دل مادر من. زندگی پینه ی دست پدر است، زندگی مثل زمان در گذر …

متن شعر عمو یادگار

شور عشقت هست در قلبم ای پدر
گرمی لبخندهایت هست در ذهنم ای پدر
مهربانی هایت همواره در من جاری است
ساز آوای صدایت هم همیشه با من است
از تو از عشق تو لبریز هستم ای پدر
من برای دیدنت با سر دوانم ای پدر
زندگی یعنی پرواز در آغوش تو
مرگ یعنی من بدون عطر تو
حرف آخر را برایت مینویسم ای پدر
با تو بودن را دوست دارم ای پدر

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

پدر امروز به پاهام دیگه نای رفتنی نیست
جز دریغی رو لب هام دیگه حرف گفتنی نیستپدر، پیچ و خم راهم نمیخوام بی راهه باشه
گل سرخ آرزوهام توی فکر غنچه باشهپدر دست یاری تو اگه دستامو نگیرهکوره راه رفتن منمثل شب هام می شه تیره

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

پدر‌ ای چراغ خونه!مرد دریا،مرد بارون
با تو زندگی یه باغه،بی‌تو سرده مثل زندون
هر چی دارم از تو دارم،تو بهار آرزو‌ها
هنوزم اگه نگیری،دستامو می‌افتم از پا

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

ای طنین نام تو بر گوش من ای پناه گریه ی خاموش منهمچو باران مهربان بر من ببار ای که هستی مثل ابر نو بهاردر صداقت برتر از آیینه ای در رفاقت باده ای بی کینه ایای سپیدار بلند و بی پایدار می برم نام تو را با افتخارهر چه دارم از تو دارم ای پدر ای که هستی نور چشم و تاج سررحمت بارانی روشن تبار مهربانی از مانده یادگار

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

میان شب مهِ تابان پدر بودبرای غصه ها درمان پدر بودترک بر روی انگشتش فراوانبرای لقمه های نان پدر بودپدر کوه غم و سنگ صبورمبه شب ها گریه ی پنهان پدر بودبه قلبم حک شده نامش همیشهنشانِ رحمت یزدان پدر بودپدر زجر و پدر اشک و پدر آهعزیز و مونس شایان پدر بودبرای شادی کودک همیشهگذشت از شادیش آسان ، پدر بودعلی الگوی او در زندگانیهمیشه مظهر ایمان پدر بودبه من آموخت او در اولین بارکلام و آیه ی قرآن پدر بود

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

کور بودیم وغم‌های پدر را نمی‌دیدیممادرم اما بریل می‌دانستهر شب دردها رااز روی پینه دست‌های پدر مرور می‌کردحسین غلامی خواه

متن شعر عمو یادگار

ای پدر ای با دل من هم‌نشینای صمیمی‌ای بر انگشتر نگینای پدر ای همدم تنهاییمآشنایی با غم تنهاییمای طنین نام تو بر گوش منای پناه گریه خاموش منهمچو باران مهربان بر من ببارای که هستی مثل ابر نو بهاردر صداقت برتر از آیینه‌ایدر رفاقت باده‌ای بی کینه‌ایای سپیدار بلند و بی پایدارمی‌برم نام تو را با افتخارهر چه دارم از تو دارم ای پدرای که هستی نور چشم و تاج سررحمت بارانی روشن تبارمهربانی از مانده یادگارای پدر بوی شقایق می‌دهیعاشقی را یاد عاشق می‌دهیبا تو سبزم، گل بهارم ای پدرهر چه دارم از تو دارم ای پدر

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

میان شب مهِ تابان پدر بودبرای غصه ها درمان پدر بودترک بر روی انگشتش فراوانبرای لقمه های نان پدر بودپدر کوه غم و سنگ صبورمبه شب ها گریه ی پنهان پدر بودبه قلبم حک شده نامش همیشهنشانِ رحمت یزدان پدر بودپدر زجر و پدر اشک و پدر آهعزیز و مونس شایان پدر بودبرای شادی کودک همیشهگذشت از شادیش آسان ، پدر بودعلی الگوی او در زندگانیهمیشه مظهر ایمان پدر بودبه من آموخت او در اولین بارکلام و آیه ی قرآن پدر بود

شعر عمو یادگار

پدرم رفت و دگر نیست کنارم جسمشروحش اما که مرا نیست جدا یک لحظهپدرم رفت و نگاهش دگرم نیست به راهولی از یاد نرفته است نگاهش هرگزکاش بودم به کنارش اکنونکاش بودش عمر و می‌ماند هنوزچه حزین بود طنینش این اواخرشاید از مرگ خبر داشت و این بود دلیلرفت و تنها شده‌ام با همه سختی‌هایمرفت و بی او چه بسی سخت شده زندگی‌امباورش سخت و چه بسیار غمیکاش می‌بود و برایم می‌ماندپدرم رفت و خزان شد دل منکاش می‌ماند و بهارم می‌ماند

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

پدرم عاشق مادرم بود ولی هرگز به او نگفتاما وقتی که مادرم بیمار بوددکتر درجه تب رادر دهان پدرم می‌گذاشتنسرین بهجتی

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

بخوانید: عکس پروفایل پدر؛ عکس نوشته پروفایل پدرانه؛ متن و جملات احساسی درباره پدر

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﮐﻪ ﺳﻘﻒ ﺑﺮ ﺳﺮﻣﺎﻥ ﺧﺮﺍﺏ ﻧﺸﺪﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﮐﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭﻫﺎ ﻣﺤﮑﻢ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﮐﻪ ﻣﺎﺑﻪ ﺻﺪﺍﻗﺖ ﭘﻨﺠﺮﻩﻫﺎ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢﭘﺪﺭ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖﻭ ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﻓﮑﺮ می‌کنمﮐﻪ ﺷﺎﻧﻪ‌ﻫﺎﯼ ﺍﻭﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺳﺘﻮﻥﻫﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖبابک زمانی

متن شعر عمو یادگار

ای تکیه گاه محکم من ، ای پدر جانای ابر بارنده ی مهر و لطف و احسانای نام زیبایت همیشه اعتبارمخدمت به تو در همه حال ، هست افتخارم

شعر عمو یادگار

پدردست‌هایش را تا کرد و در چمدان گذاشتمادرچشم‌هایش را در بقچه‌ای پیچیدپدر با چمدان و بقچه بیرون رفتو با چند دست لباس برای من برگشتشب شنیدمکه پدر می‌گفتآن‌ها را به قیمت خوبی فروخته استسهیل خطیب مهر

متن شعر عمو یادگار

پدر جان قسم بجان عزیزات که هیج گاهیاد شکوه مند تو از دل نمی رودتا دامن کفن نکشم زیر پای خاکنقشی تو هم دمی ز مقابل نمی رود

شعر عمو یادگار

پدر بشنو این حرف فرزند خویشعزیزو گرامی و دلبند خویشتویی مایه ی بود و پیدایشمکنارت به ناز و به آسایشمپدر تکیه گاه وجود منیتو سرمایه ی هست و بود منی

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

چون سایه ی رب بر سر ما سایه پدر بودبر سایه ی رب در صحف همسایه پدر بودایزد چو بفرمود که او رب صغیر استدر دفتر عشق آیه و سرمایه پدر بود

متن شعر عمو یادگار

در چشم‌های پدرخدا زندگی می‌کردهیچ وقت نمی‌شددر چشم‌هایش نگاه کرد وبا او حرف زدهیچ وقت نمی‌شدبه چشم‌هایش خیره شدعلیرضا اسفندیاری

متن شعر عمو یادگار

بو، بوی خوش پیراهن پدرچُرتِ خُمارِ ظهر، عطر عجیب خوابگِل نَمور حاشیه، قطره، حوصله، شیر آبچه شمارش صبوری«دردت به جانم عَلو، بادم بزن بابا!»بادبزن را از این دستبه آن دست خسته می‌دهمپدر بوی دریا و گندم و گریه می‌دهدخُرد و خرابِ سنگ و تابه و طرازپهلو به پهلو که می‌شودشوره‌ی خیسِ عرق در بناگوشِ مرده می‌دود«دردت به جانم عَلو، بادم بزن بابا!»بو، بوی خوش پیراهن پدرچند ابر پراکنده بالای کوهپَرپَر پشه‌ای بال ابروی پیرعطر خیس حصیر، بادبزن، بوریاو زندگی که چیزی نیستکه چیزی نبوده استیعنی قشنگ سختسخت و قشنگ و سادهخوش و گزنده و بی‌تابپیاده‌ غمگین، تبسم تلخسیدعلی صالحی

شعر عمو یادگار

خلعت زیبای تکلیف بر شما خجسته باد، ورود به سن تکلیف و پذیرفتن عبودیت و بندگی پروردگار متعال را بر شما فرزند مومن و متعهد تبریک و تهنیت می گوییم. امید است در سایه ی توجهات خاص خداوند کریم و اطاعت از فرامین حضرت حق موجبات سعادت دنیا و آخرت را فراهم نمایید.

شعر عمو یادگار

بهار شو، بهار شو/ دلت زغم رها بکن/ بیا به جشن غنچه ها/ خداخداخدا بکن/ کویر خشک خانه را/ دوباره غرق خنده کن/ بیا دوباره خانه را/ پر از گل و پرنده کن/ نسیم شو، نسیم شو/ برو میان دره ها/ برقص توی دره ها/ صدای سبز دره ها/ گذر کن از میان باغ/ به غنچه ها سری بزن/ سلام کن به شاخه ها/ به سبزه و گل و چمن/ پرنده شو، پرنده شو/ پر از صدای بال شو/ سبک تر از نسیم صبح/ به باغ آسمان برو/ مسافر بهار شو/گلی بکار این چنین/ بیا به رنگ دوستی/ گلی از آسمان بچین.

شعر عمو یادگار

لباس زیبای تکلیف الهی بر قامتت ای نوشکفته ی عبادت مبارک.

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

شکوفه های زیبای باغ عبادت! فرشته ی روزه یک دنیا خیر و برکت برای شما آورده است و یک جلد قرآن کریم/ اگر می خواهی خدا با تو حرف بزند، قرآن بخوان/ خصوصا در ماه مبارک رمضان/ وقتی که روزه هستی، به خداوند نزدیک تری/ روزه را فراموش مکن و حتما قرآن بخوان.

متن شعر عمو یادگار

نوشکفته ی گل باغ آرزو، یک چادر سفید با گل های کوچک، توردوزی شده و همراه با یک مقتعه ی سفید، نرم، لطیف و زیباست/ پس آن را سر بکن، مثل مرواریدی می شود در صدف/ مثل غنچه ی سپید می شوی در گلبرگ/ آری زیباتر از فرشته ها/ از گل هم قشنگ تر/ نازنینم، می خواهی پرواز کنی؟ می خواهی با خدا حرف بزنی؟ می خواهی خدا با تو حرف بزند؟ می خواهی پیش خدا باشی؟ می خواهی پوشش داشته باشی؟ مثل مروارید، مثل غنچه، مثل دانه ی انار. پس بیا به جشن عبادت و عبادت گونه جشن بگیر.
دلبندم، شکفتن غنچه ی وجودت در بهار تکلیف مبارک باد.

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

باید بروم، می روم/ باید به دریا برسم، می رسم/مثل رود باید خروشان بود/ باید رفت/ آدم ها هم می توانند مثل کوه باشند/ بلند و سرافراز/ و هرگز خسته نشوند از طوفان، از سرما و از گرما/ پرواز چه خوب است، خوش به حال پرنده ها/ کاش می شد پرواز کرد تا سر کوه تا اوج آسمان/ آه! سوار بر ابرها، همیشه در خواب دیده ام/ غلت زدن روی ابرها را/ و سفر تا پیش ستاره ها را/ چه خوب است. خورشید همیشه آن بالا نمی ماند/ می رود پشت کوه ها/ می رود پشت اقیانوس ها و جاهای دیگر را روشن می کند/من چه قدر دوست دارم خورشید را/ و چه قدر دوست دارم دنیاهای دیگر را/ می گویند هر کس ستاره ای دارد/ ستاره ی من کدام است؟ حتما یکی از آن ستاره های پر نور مال من است/ هر شب دلم را پیش او می فرستم/ آفتاب مال ما هم هست/ هر روز می آید/ می بینم زلفش را از پشت کوه پیداست/ستاره ام گم شد، اما کوه پیدا شد/ پرنده ها پر کشیدند/ درخت ها را می بینم/ دلم می خواهد جوانه بزنم/ قد بکشم به آسمان/ بوزم/ بخندم/ دلم پر از شکوفه شده، بهار شدم.
فرشته ی گلم! روز عنایت و لطف خدا بر تو مبارک.

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

ای ساقه های بلوغ، ای پنجره های تجلی، گلستان بی نظیر حیاتتان و حضور سبز و استوار باغستان بی همتایتان با طراوت باد و پر صلابت.

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

ای شبنم پاک سحری، ای گل سرخ و یاسمین، باغ حجابت پر سبزه و گل باد.

متن شعر عمو یادگار

فرشتگان زیبای من، عمرتان همیشه بهار، دلهایتان هماره گرم عشق، سرهایتان پیوسته از شور، آکنده باد و جنگل ایمانتان همیشه سبز و استوار باد.جشن زیبای تکلیف بر شما مبارک.

شعر عمو یادگار

سلام ای فرشتگان زیبای من، سلام ای تندیس های طراوت، سلام ای آیه های بهار، سلام ای عزیزان دل، سلام ای روشنی های چشم، سلام ای آرزوهای شکفته، جشن پرشکوه شکوفه ها بر شما مبارک.

متن شعر عمو یادگار

ای نرگس های عاطفه، ای بنفشه های مهربانی، ای شبنم پاک سحری، ای گل سرخ و یاسمین، ای سوسن های سخندان، ای غنچه های مهرپرور، ای شکوفه های شیرین بادام، ای روزنه های رشد، جشن شکوفه ها بر قامت کوچک و لطیفتان مبارک و پررونق باد.

متن شعر عمو یادگار

معلم بهار است، درس معلم نسیم بهاری است که با وزش دمادم خود موجب رویش گل باغ هستی است.

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

سلام بر غنچه های نو شکفته ی باغ ایمان که امروز محفلی را برایشان آراسته ایم تا معنویت و حقیقت را ترسیم بخشیم و در راه قرب الهی گام برداریم. به امید آن که به یادگار بمانید و به روزگار بپایید.

متن شعر عمو یادگار

با چادر سفیدش، پروانه پر می زند پر، خوشحال می نشیند، بر جانماز مادر، مادر خریده امروز، چادر نماز او را، سجاده ای که دارد، گل های سرخ و زیبا، با شمع  و دسته ای گل، بابا خریده قرآن، بوی گلاب دارد، جلد طلایی آن، تا آسمان آبی، پروانه می پرد شاد، جشن عبادت اوست، به به! مبارکش باد.

شعر عمو یادگار

دوست دارم که پر از گل بشوم،مثل یک باغ پر از یاس سفید، پر شوم از چمن و سبزه و گل، خم شود روی سرم شاخه ی بید، گاهگاهی که نسیمی سبک از گوشه ی باغ دلم می گذرد، یک سبد خنده به دستش بدهم، هر کجا می رود آن را ببرد، دوست دارم همه را باغ کنم، عطر گل ، پخش کنم توی هوا، غصه را پرپر و پژمرده کنم، گل لبخند بکارم همه جا.

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

آسمان امروز آبی تر شدهلحظه ها بوی پریدن می دهدکوچه های آسمان، حالا به منمژده سبز رسیدن می دهدیک نفر انگار در قلب کویرراه دریا را نشانم داده استبعد از این، من یک کبوتر می شومآسمانم وسعت سجاده استبوی گل، پیچیده در پیراهنمبر لبانم سوره ی سبز بهاردر رکوعم، رویش پروانه هاستدر قنوتم، نغمه های آبشارهر چه می بینم امید و دوستی استنور می بارد به باغ و دشت و کوهمن برای پر زدم آماده امدست هایم شد دو بال پرشکوهگل کرده  فصل جوانیبر ساحل مهربانیدر باغ هستی شکفتهیک لحظه ی آسمانی وقت اطاعت رسیدهعطر عبادت وزیدهدر کوچه باغ تبسمگل های شادی دمیده در چشمه دل وضو کنپس جانب کعبه رو کنهم دل به آیینه بسپارهم با خدا گفتگو کن در خلوت خود خدا گوآن مهربان را ثنا گوحرف دلت را غزل کنبی پرده با آشنا گو تا رنگ ایمان بگیریخوی شهیدان بگیرییک خانه از جنس ایماندر باغ قرآن بگیریتا در مسیر جوانیقدر خودت را بدانیجشن شکوفایی توگل کرده با مهربانی

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

چون بیامد بار سنگین گران بر مسلمان
مقدمش باشد مبارک بر جمیع مومنانچون ساعات بر تو آمد و این شدی
راز دل سر بسته بگویم مرد شدیای عزیز دسته گل که قلب تو پاک از گناه
تو بکن دستور قرآن را عمل تا باشی پاک از گناهیک نصیحت کرده ام گوش کن
در قیامت آب کوثر نوش کنپسرم روی تو خندان باشد
جشن تکلیفت مبارک باشد

متن شعر عمو یادگار

          گل گشته غنچه هامان در باغ زندگانی     کامل شده دل و دین در موسم جوانی                     پایان رسیده وقت بازی وبی خیالی          زین پس دگر عمل ها ثبت است و جاودانی(2)         تکلیف گشته بر ما از سوی حق سبحان   باری نماز و روزه حفظ کمال ایمان          چون پانزده بهار از دوران ما گذشته           زین پس (هماره)بر ما باشد بهار قرآن یارب مدد نما تا راضی کنیمت از خود         در واجبات دین و پروردن تعبد         راضی کن از دل و جان یارب امام ما را         زیرا که روشن از او چشم و نگاه ما شد         شاد و خجسته باد این جشن کمال انسان     پیوستن گلی نو به بوستان ایمان         جشن بلوغ و تکلیف، جشن شکفتن ما       هنگام وعده دادن وانگه عمل به پیمان(2)

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

به سن تكليف رسيده ام من
به شكر خدا سپيده ام من
خوشا به حالم
با اين سعادت
مي گيرم امسال
جشن عبادت
عبادت من
چه دلنشين است
نماز مومن
ستون دين است
خد ا پرستي
باشد طريقم
با اهل تقوا
يار و رفيقم
بيزارم از بد ،
من خوب هستم
نزد خداوند
محبوب هستم
جشن عبادت
فرخنده بادا
مكتب اسلام
پاينده بادا

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

شاید بهترین آرزو در زاد روزت، آرزوی سلامتی و خوشبختی باشدبرادر­زاده عزیزم، تولدت مبارک

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

گل بی‌خار عمه! تولدت با هزار تا پیام شادی بر خودت، پدرت، مادرت و همه خاندان ما مبارک باشد.

شعر عمو یادگار

همه ی شادی ها، خوبی ها و آرزوهای رنگینبرای تو برادرزاده ی بی نظیر منالهی خنده هات همیشگی باشهو هر روز تو مثل روز تولدت آغازی باشهاز خوشی های بی پایان

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

امشب چه شبی روشن و زیبا و مصفاست
احسنت، به این جشن دل انگیز که برپاست
گویا که گلی پای نهاده‌ست به گیتی
کز فرّ و شرف، آبروی جمله‌ گلهاست
تولدت مبارک برادرزاده عزیزم

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

برادر زاده عزیزم؛مشاهده سعی تو برای بزرگتر شدن همیشه برای من جذاب بوده استبزرگ شدن یکسال دیگر تو را تبریک می­گویم

شعر عمو یادگار

تولدت مبارک، خوشا به من که برادرزاده خوبی چون تو دارم.

شعر عمو یادگار

توانایی من فقط آرزوی رسیدن تو به بهترین­هاستبرادر زاده عزیزم در زاد روز زیبایت، زیباترین­ها را برایت آرزومندم

شعر عمو یادگار

عمه فدات بشه! یک سال بزرگتر شدی اما آدم نشدیا! فرشته من تولدت مبارک.

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

تو را دوست دارم که میوه دل برادرم
و ثمره زندگی‌اش هستی
تولدت بی‌نهایت مرا شادمان ساخت
و هر سال در سالگشت آن شادی‌ام مضاعف می‌شود
برادرزاده دلبندم میلادت مبارک
دلت شاد و زندگی‌ات قرین سعادت باشد

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

شوق دیدن مداوم تو اجازه چشمک زدن را نیز نمی­دهدبرادر زاده عزیز؛ زاد روزت خجسته

شعر عمو یادگار

برادرزاده خوبم! حتی اگر آسمان پر از ستاره باشد، باز هم ماه بین همه‌شان تک است. حتی اگر هزار تا برادرزاده داشته باشم، تو تک هستی، تو یه چیز دیگه هستی. تولدت مبارک.

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

برادر زاده عزیزم،امروز نکته شروع دیگری برای رسیدن به اوج آرزوهای توستتکرار موفقیتهای روز افزون تو را آرزومندمتولدت مبارک

شعر عمو یادگار

این هدیه‌ آسمانی چشمانت
دلبسته به شمعدانی چشمانت‌ای عشق تولدت مبارک، قلبم
تقدیم به مهربانی چشمانت
نازنینم تولدت مبارک

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

برادرزاده دلبندم! چقدر خوب که تو به دنیا آمدی. چقدر خوب که می‌توانم لبخندهای تو را ببینم. چقدر خوب که می‌توانم بگویم: تولدت مبارک.

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

قلب و عشق و زندگی برادرمبرادر زاده عزیز؛ تولدت مبارک

متن شعر عمو یادگار

مطلب پیشنهادی: متن تبریک تولد کودک دختر و پسر + عکس پروفایل تبریک تولد کودک و جمله و اشعار تولدت مبارک

شعر عمو یادگار

خوشبختی یعنی داشتن برادرزاده مهربونی که بتونی تولدش رو تبریک بگی. می‌بوسمت و بهترین آرزوهام رو تقدیمت می‌کنم.

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

از روی شوق در تقدیم بهترین جمله برای عرض تبریک باز مانده­امبرادر زاده عزیزم تولدت مبارک

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

ماه کمان من!
در شب تولدت عمه/عمو آسمان را برای دیدن تو می‌کاوید.
اما دید که در زمین هستی!
ماه روی زمین تولدت مبارک

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

برادرزاده جان! روی برگ و روی گل، روی رود و روی ابر می‌نویسم: تا هزاران سال تولدت مبارک.

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

از روی شوق در تقدیم بهترین جمله برای عرض تبریک باز مانده­امبرادر زاده عزیزم تولدت مبارک

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

برادرزاده خوبم! تولدت مبارک که آمدنت برای همه خانواده باعث خیر و برکت بود و بودنت برای ما شادی و خوشحالی است.

متن شعر عمو یادگار

برادرزاده بهتر از جانم! تولدت را تبریک می‌گویم و شادی و سلامتی و موفقیت را از خدا برای تو می‌خواهم.

شعر عمو یادگار

برادرزاده عزیزم! تولدت مبارک. ممنونم که با به دنیا اومدنت، باعث شدی من عمه/عمو بشم. هزار تا بوس به تو!

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

متحیرم اگر تو نبودی احساس شادباش خود را به چه عزیزی می­توانستم بیان کنمبرادرزاده عزیزم تولدت مبارک

متن شعر عمو یادگار

وقتی به دنیا اومدی خدا بهم یه حس جدید در زندگیم داد
وقتی به دنیا اومدی خدا یه دلیل تازه برای زندگیم داد
وقتی تو رو دیدم خدا یه معنای جدید به زندگیم داد
امروز تولد توئه، ولی سالگرد لطف خدا به منه‌ای عزیز عمه/عمو دورت بگردم
به تو و خودم تبریک می‌گم که به دنیا اومدی

شعر عمو یادگار

پسر/دختر نازنین برادرم
تولدت رو تبریک می‌گم
الهی بیام توی عروسی‌ت برقصم
تبریک تولد از طرف یک عمه شاد

شعر عمو یادگار

تولدت مبارک فرزند برادرم! تبریکم را تقدیمت می‌کنم و آرزو می‌کنم امسال یک کادوی تولد شگفت‌انگیز از خدا هدیه بگیری.

متن شعر عمو یادگار

برادرزاده شیرینم! روز تولد تو برای من یک روز خاص است چون طعم عمه/عمو شدن را چشیدم. طعم شیرینی که تو به زندگی‌ام دادی. تولدت مبارک.

شعر عمو یادگار

برادرزاده‌ قشنگم تولدت مبارک
آرزو می‌کنم شاد و تندرست باشی
و تولد صد سالگی‌ات را جشن بگیری
در حالی که به همه آرزوهایت رسیده باشی
و امیدوارم صد سال بعد در چنین روزی کنارت کلی نوه نتیجه باشه
و شمعای کیک تولدت رو فوت کنی و هیچی از کیکم به خودت نرسه

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

لبخند زدی و آسمان آبی شد
شب‌های قشنگ مهر مهتابی شد
پروانه پس از تولد زیبایت
تا آخر عمر غرق بی تابی شد
عزیز عمه/ عمو تولدت مبارک
زادروزت شیرین، پرعشق و نورآفرین باد
قهقهه‌هایی آسمانی و آرامش زلال زندگی را برات آرزو دارم

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

برادر زاده عزیزم،فعل بودنت مایه مباحات همیشگی ماستزاد روزت مبارک

متن شعر عمو یادگار

پدر؛ تکیه گاهی است که بهشت زیر پایش نیست.. اما همیشه به جرم پدر بودن باید ایستادگی کند؛ و با وجود همه مشکلات, به تو لبخند زند تا تو دلگرم شوی که اگر بدانی … چه کسی ، کشتی زندگی را از میان موج های سهمگین روزگار به ساحل آرام رویاهایت رسانده است؛ “پدرت”را می پرستیدی……

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

دخـتــَــر کـه بــاشی
میـدونـی اَوّلــــیـن عِشــق زنـدگیـتــ پـــِدرتـه
دخـتــَــر کـه بــآشی میـدونـی مُحکــَم تــَریـن پَنــآهگــاه دنیــآ
آغــوش گــَرم پـــِدرتـه
دخـتــَــر کـه بــآشی میـدونـی مــَردانــه تـَریـن دستــی
کـه مـیتونی تو دستـِـت بگیـــری و
دیگـه اَز هـــیچی نَتــَرسی
دســــتای گَرم وَ مِهـــــرَبون پـــِدرتـه
هَر کـجای دنیـا هم بـــاشی
چه بـاشه چـه نبــاشه
قَویتــریـن فِرشتــه ی نِگهبـــان پـــِدرته

متن شعر عمو یادگار

پدر مثل خودکار می مونه
شکل عوض نمی کنه
ولی یه دفعه می بینی که نمی نویسهمادر مثل مداد می مونه
هر لحظه تراشیده شدنشو می بینی
تا اینکه تموم می شه

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

ببخش اگر همیشه، پیش از رسیدن تو، خواب بودم؛ اما امروز، بیدارتر از همیشه، آمده‌‏ام تا به جای آویختن بر شانه تو، بوسه بر بلندای پیشانی‏‌ات بزنم. سایه‏‌ات کم مباد ای پدرم!

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

پدر یعنی: کسی که ” نمی توانم” را زیاد در چشمش دیدیم ولی هرگز از زبانش نشنیدیم.پدر یعنی همان دستی که وقت ترس و گریز شانه هایت را می فشارد

شعر عمو یادگار

پدر یعنی یک آغوش باز تا ابد

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

پدر یعنی جاده های زندگی را با شجاعت هموار کردن

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

پدر! گرچه خانه ما از آینه نبود؛ اما خسته‌‏ترین مهربانی عالم، در آینه چشمان مردانه‌‏ات، کودکی‏‌هایم را بدرقه کرد، تا امروز به معنای تو برسم.

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

تقدیم به پدری که ندارم …میان تمام نداشتن ها دوستت دارم …
شانس دیدنت را هر روز ندارم …
ولی دوستت دارم…
وقتی دلم هوایت را میکند حق شنیدن صدایت را ندارم…
ولی دوستت دارم…
وقت هایی که روحم درد دارد و میشکند شانه هایت را برای گریستن کم دارم…
ولی دوستت دارم…
وقت دلتنگی هایم , آغوشت را برای آرام شدن ندارم …
ولی دوستت دارم ….
آری همه وجودمی ولی هیچ جای زندگیم ندارمت و میان تمام نداشتن ها باز هم با تمام وجودم…
دوستت دارم پدرم روح بزرگت شاد وقرین رحمت بادتقدیم به عزیزانی که پدرشونو از دست دادن … ?

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

پدر همون کسی هست
که لرزش دستش
دیگه چیزی از چای تو استکان باقی نگذاشته
ولی بهت میگه به من تکیه کن
و تو انگار کوه رو پشتت داری
روزش مبارکــــــــ

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

پدرم کسی است که هر وقت می‌گوید:«درست می‌شود» تمام نگرانی‌هایم به یک باره رنگ می‌بازد.پدر یعنی :وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، می فهمی چقدر درد داره اما هیچ چی نمیگه…

شعر عمو یادگار

در نه با سخن که با همان مهربانی، با همان لبخندهای امیدوار و با همان چشمان صاف و زلال همیشه به من می‌گفت دوستت دارم.

شعر عمو یادگار

احتیاجی به تسبیح نیست …
دستانت را که به من بدهی …
با انگشتانت ذکر دوست داشتن میگویم …
پدرم ، دستانت ، چشمانت وصدایت را عاشقانه دوست دارم …

متن شعر عمو یادگار

ســـَــر ســُـفره چیزی نبود . . .
یــخ در پــارچ
و
پدر هــر دو آب شــدند !
چــه دنــیای بی رحمــیست . . .

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش ، دلت میخواد بمیری.پدر یعنی: اونی که کف تموم شهرو جارو میزنه که زن و بچه اش کف خونه کسی رو جارو نزنه.

متن شعر عمو یادگار

در زمستان صورت پدرم سرخ بود همه گفتن از سرماست
در تابستان صورت پدرم سرخ بود همه گفتن از گرماست
هیچکس نگفت سرخی صورت پدرم از سیلی روزگار است…

متن شعر عمو یادگار

فکر کردن به پدر مثل گرمای کنار هیزمی سرخ شده از آتش، در یک روز سرد زمستانی است. امنیت در وجود پدر، مثل آغوش گرم مادری پر مهر، برای فرزندی ترسان از دنیای ناشناخته‌هاست

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو…
تو کجایی پدرم…؟!
آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو…
بسکه دلتنگ تو ام ،از سر شب تا حالا…
آنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم که نگو…
جانِ من حرف بزن!
امر بفرما پدرم.
آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو…
کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییست
آنقَدَر بی تو در این شهر غریبم که نگو…
پدر ای یاد تو آرامش من…!
امشب از کوچه ی دلتنگیِ من میگُذری؟!
جانِ من زود بیا
بغلم کن پدرم…!
آنقَدَر حسرت آغوش تو دارم که نگو…
به خدا دلتنگم!
رو به رویم بِنِشینی کافیست
همه دنیا به کنار…
گرچه از دور ولی، من تو را میبوسم
آنقَدر خاک کف پای تو هستم که نگو. ..
یادت گرامی ، روحت شاد

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ
ﭘﺪﺭﻫﺎ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻫﺎ ﻣﺜﻞ ﺳﺎﻋﺖ ﺷﻨﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﺗﻤﺎﻡ ﮐﻪ ﺑﺸﻮﻧﺪ
ﺑﺮﺷﺎﻥ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺍﻧﯽ
ﺍﺯ ﻧﻮ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ،
ﺑﻌﺪﻫﺎ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ
ﭘﺪﺭ ﻫﺎ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻫﺎ
ﻣﺜﻞ ﻣﺪﺍﺩ ﺭﻧﮕﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﺩﻧﯿﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺭﻧﮓ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﮐﻮﭼﮏ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ
ﺗﺎ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎ ﮐﻨﻨﺪ …!
ﮐﺎﺵ ﺯﻭﺩﺗﺮ
ﮐﺴﯽ ﺭﺍﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ
ﭘﺪﺭ ﻫﺎ ﻭﻣﺎﺩﺭﻫﺎ
ﻣﺜﻞ ﻗﻨﺪ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ
ﭼﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺑﮑﻨﻨﺪ
ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ…!

متن شعر عمو یادگار

ه سلامتیـت پدرم که هزار بار تَرک برداشتی و یـک بـار دم از شکست نــزدی
کهنه را پــوشیــدی و ذوق لبـاس نــو را به من بخشیـــدی
غــرورم را خریـــدی و یک بــار مغــرورم نـگشتی
پــرواز یــادم دادی و پـــریـــدنــم را نگـریـستـی
پـــــدرم
من از تــو من شــدم
هستیــم از تــــوستدستانم را بگیر که بزرگ کودکت هنوز غرق در نیاز به توست…

متن شعر عمو یادگار

داشتم با پدرم جدول حل میکردم که گفتم : نوشته دوست ، عشق ، محبت و چهار حرفیه …اتفاقا دو حرف اولشم دراومده یعنی ب و الف !یه دفعه پدرم گفت فهمیدم عزیزم میشه بابا ؛ با اینکه می دونستم بابا میشه ولی بهش گفتم نه اشتباهه !!!گفت : ببین اگه بنویسی بابا عمودی شم درمیاد …تو چشمام اشک جمع شده بود که گفتم می دونم میشه بابا ولی اینجا نوشته چهار حرفی ولی تو که حرف نداری !

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

پدرم ﺳﻼﻡ
ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﭼﻪ ﺧﺒﺮ؟
ﻣﯿﻬﻤﺎﻧﯽ ﺧﺪﺍ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﺸﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﮔﺮﺩﯼ؟
ﻣﺮﺍ ﺑﺒﺨﺶ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﺗﺎ ﺩﺳﺘﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺳﻢ ﺍﺩﺏ ﺑﺮ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ
ﻣﺮﺍ ﺑﺒﺨﺶ ﮐﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻡ
ﻣﺮﺍ ﺑﺒﺨﺶ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﻢ ﺳﻦ ﺗﻮ ﻣﯿﺸﻮﻡ
پدرم ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ ﺍﻣﻦ ﺗﺮﯾﻦ ﺟﺎﯼ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﻮﺩ
ﮐﻪ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﯼ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺍﺵ ﺁﺭﺯﻭ ﺷﺪشادی روح تمامی پدران اسمانی صلوات

شعر عمو یادگار

کاش، کسی یاد معلم‌هایمان می‌داد که اول مهر شغل پدر‌ها را نپرسند؛ وقتی هنوز احترام به همه‌ شغل‌ها را و افتخار به همه‌ پدر‌ها را یاد دانش آموزانشان نداده‌اند. حالا قصه ‌چشمان یتیمی که نم می‌خورد، بماند.

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

دُرستِه کَسی رُو نَدارَمــــــــ شَبا بِهِم بِگِه :عِشقَم شَب بِخیـــــــر!اَما بِه جآش یِه سآیِه سَر padar دارَمـــــــــکِ میگِ:دُختَر پاشوو بُروووووووو بِکَپ دیگِ!!عــــــــــآآآشِقشَمــــــــ

متن شعر عمو یادگار

مرامنامه دریا را روح وسیع پدر به تحریر می‌‏آید؛ آن هنگام که ابرهای دلتنگی، پنجره‏‌های خانه را باران می‏‌پاشند.

شعر عمو یادگار

ببخشید بابا ، نتونستم”
این جمله را پدر گفت و پیر شد …

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

پیشانی حاجی شهر ، پینه بسته
دستان پدرم نیز همینطور !
بزرگتر که شدم ، تازه فهمیدم ..
پدرم با دستانش نماز می خواند …

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

به سلامتی پسری که وقتی مخاطب خاصش بهش گفت نباید هوای پدر،مادر ،خواهراتو داشته باشی(از لحاظ مالی)گوشیش و خاموش کرد سیم کارتشو عوض کرد رفت لپ پدر، مادرشو بوسید و گفت لنگه خیلی ها رو میشه پیدا کرد ولی لنگه شما دو تا رو هیچوقت!!!!!

متن شعر عمو یادگار

وقتی دیروز باران بارید، «آن مرد در باران آمد» را به یاد آوردم و «آن مرد با نان آمد». یادم آمد که دیگر پدرم در باران با نانی در دست و لبخند بر لب نخواهد آمد. پدرم وقتی رفت سقف این خانه ترک برمی‌داشت. پدرم وقتی رفت دل من سخت شکست.

متن شعر عمو یادگار

آغوش پدرم میگفت ک
گرمای خورشید افسانه است !

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

بابای شما هم یه جا دقیقا وسط خونهجلوی تلویزیون، که دو تا بالشتو رو هم گذاشته رو به عنوان قلمرو اختصاصی خودش میدونهیا فقط بابای من اینقدر عشقه !؟

شعر عمو یادگار

پدر در برابر توفان‏‌های بی‏رحم زندگی می‌‏ایستد؛ آن‏چنان‏ که گویی هر روز از گفت‏ و گوی کوهستان‏‌ها باز می‌‏آید.

شعر عمو یادگار

هیچ قهرمان ماراتنی به اندازه پدرم به دنبال نان ندویده است …

شعر عمو یادگار

در دنیا هر چه خواستم بین دستان پدرم بود !

متن شعر عمو یادگار

پدرم! شانه‏‌هایت، ستون محکمی است پناهگاه امن خانه را. دست در دستانم که می‌‏گذاری، خون گرم آرامش، در کوچه رگ‏‌هایم می‏‌دود.

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

دست همیشه به معنای آغوش نیست ، گاهی فقط امنیت است …
فقط مثل “دست پدر”

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

آجر به آجر، ساخته می‌‏شوم؛ وقتی پناه دست‏‌های امنت، موسیقی مهربان عشق را به ترنم می‌‏آیند. بی ‏تو، بن‏ بستی می‌‏شوم در هزار توی رنج‌‏های خویش. بی ‏تو، شکوه جهان، ویرانه‌‏ای است مسکوت و بی‏‌هیاهو.

شعر عمو یادگار

تنها زمانی که بزرگ شوید و از او دور شوید؛ زمانی که با خانه پدری وداع کرده و به خانه خودتان می‌روید؛ تنها در آن زمان است که به بزرگی پدر پی خواهید برد و بزرگی‌اش را کاملاً ارج خواهید گذارد.

شعر عمو یادگار

پشتم به تو گرم است. نمی‏‌دانم اگر تو نبودی، چطور می‌توانستم زنده باشم و صدایت نزنم! راستش را بخواهی، گاهی، حتی وقتی با تو کاری ندارم، برای دل خودم صدایت می‏‌زنم؛ بابا!

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

پدرم! تو تپش قلب خانه‌ای؛ وقتی هر صبح، با تلنگر عشق، از خانه بیرون می‌‏روی و با کشش عشق، دوباره باز می‏‌گردی؛ دهلیزهای قلبم، تقدیم مهربانی تو باد.

شعر عمو یادگار

مردانه‌ترین دستی که می‌توانی در دستت بگیری و از هیچ‌چیز نترسی، دست‌های گرم و مهربان پدر است.

شعر عمو یادگار

اگر بدانی چه کسی کشتی زندگی را از میان موج‌های سهمگین روزگار به ساحل آرام رویاهایت رسانده است؛ «پدرت» را می‌پرستیدی.

متن شعر عمو یادگار

پدر تکیه‌گاهی است که بهشت زیر پایش نیست. اما همیشه به جرم پدر بودن باید ایستادگی کند؛ و با وجود همه مشکلات به تو لبخند بزند تا تو دلگرم شوی.

متن شعر عمو یادگار

دختر که باشی می‌دانی اولین عشق زندگی‌ات پدرت است. دختر که باشی می‌دانی محکم‌ترین پناهگاه دنیا آغوش گرم پدر است.

متن شعر عمو یادگار

پدر جان! ببخش که گاهی آنقدر هستی که نمی‌بینمت؛ ببخش تمام نادانی‌ها و نفهمی‌ها و کج‌فهمی‌هایم را. اعتراض‌ها و درشتی‌هایم را و هر آنچه را که آزارت داد.

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

حواسمان به چروک‌های دور چشم و لرزش دست‌های پدرانمان باشد. حواسمان به تر شدن‌های گاه و بیگاه چشم‌های کم‌سو و دلتنگی‌شان باشد! حواسمان باشد که آنها تمام عمر حواسشان به ما بوده است.

شعر عمو یادگار

پدرم داستانی حماسی است که بارها و بارها در ذهنم تکرار می‌شود. حماسه‌ای که هیچ مردانگی، غیرت و شجاعتی به پایش نمی‌رسد.

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

شاید عطر نان‌هایی را که می‌آوردی فراموش کرده باشم اما عطر صبوری‌هایت را از دوران کودکی تا همیشه به یادگار دارم.

متن شعر عمو یادگار

آن روزها، سایه‌‏ات آن‏قدر بزرگ بود که وقتی می‏‌ایستادی، همه چیز را فرا می‏‌گرفت؛ اما امروز، ضلع شرقی نیمکت‏‌های غروب، لرزش دستانت را در امتداد عصایی چوبی می‌‏ریزد.

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

دوباره آمد از راه
بهار سبز و زیباجوانه زد درختان
در ده کوچک ماپروانه‌‏های رنگی
می‏‌رقصند روی گل‌هادر دشت و در بیابان
در باغ‌های زیبامادربزرگ خوبم
دوباره سفره چیدههفت سین سفره گوید
که سال نو رسیدهملیحه آقاجانی

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

عید نوروز می‌‏رسد از راه
شادی از روی خانه می‏‌باردپدرم با چه دقتی دارد
بوته‌‏های بنفشه می‏‌کاردمادر مهربان من از صبح
شستشو کرده هر چه را بودهپرده را شسته، شیشه را شسته
نیست در خانه، ذره‌ای دودهتازه وقت غروب هم مادر
خسته، اما برای شادی مامی‏‌نشیند لباس می‌‏دوزد
تا بپوشیم روز عید آن راسپیده رحیمی

متن شعر عمو یادگار

این عید به نور فاطمیه زیباستروزیه تمام سال من با زهراستبا بردن نام فاطمه فهمیدمسالی که نکوست از بهارش پیداستدر پناه مهدی فاطمه باشید..

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

سالی
نوروز
بی چلچله بی بنفشه می‌آید،
بی گردش مرغانه رنگین
بر آینه
و جنبش ِ سردِ برگِ نارنج
برآب.سالی
نوروز
بی گندم سبز و سُفره می‌آید،
بی رقص عفیفِ شعله
در مَردَنگی
بی پیغام ِ خموش ِ ماهی‌ها
از تُنگ:سالی
نوروز
بی خبر می‌آید.
با مردانی که سنگینی انتظار
بر شانه‌های خمیده ایشان است:
لاله‌های سوخته
نام‌های ممنوع خود را باز می‌یابند
و تاقچه
با کتاب‌ها
تقدیس می‌شود.
در گذرگاه‌های شهادت
شمع‌های خاطره افروخته خواهد شد،
دروازه‌های بسته
به ناگاه
فراز خواهد شد،
دستان اشتیاق از دریچه‌ها دراز خواهد شد
لبان فراموشی
به خنده باز خواهد شد
و نوروز در معبری از غریو
تا شهر خسته
پیشباز خواهد شد.سالی
آری
بی گاهان
نوروز
چنین آغاز خواهد شدنوروز ۱۳۵۶
احمد شاملو

متن شعر عمو یادگار

وقتی تو نیستی چه بهاری چه سبزه‌ای؟
‎این عید هم مبارک آنها که با تو اندمجتبی صادقی

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

دیگران در تب و تاب شب عیدند ولى
مثل یک سال گذشته به تو مشغولم منکاظم بهمنی

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

استخوان سوز سیاهی زمستان شده‌ام
بلکه نوروز بیاید به بهارم برسمشهریار

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

نوروز و جهان چون بت نو آیین
از لاله، همه کوه بسته آذینکسایی مروزی

متن شعر عمو یادگار

بس که بد می‌گذرد زندگی اهل جهان
مردم از عمر چو سالی گذرد عید کنندمنسوب به صائب تبریزی

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

رسید موسم نوروز و روزگار شکفت
فرخنده گلِ شادی، بهار شکفتفیاض لاهیجی

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

ای نیم تو سنگ و نیم دیگر آهنبا این همه غم ببین چه کردی با منپاییز شدم … دعایت مقبول افتادحالا دل تو بهار ؛ چشمت روشن !حنظله ربانی

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

تا هست چنین که طبع اطفال
در هرشب عید شادمان استاهلی شیرازی

متن شعر عمو یادگار

چو گشت از روی تو دلشاد نوروز
در گنج طرب بگشاد نوروزکمال الدین اسماعیل

شعر عمو یادگار

رسید موسم نوروز و گاه آن آمد
که دل هوای گلستان و لاله‌زار کندعبید زاکانی

شعر عمو یادگار

ای خدای دگرگون کننده دلها و دیده هاای تدبیر کننده روز و شبای دگرگون کننده حالی به حالی دیگرحال مارا به بهترین حال دگرگون کنسال نو مبارک

متن شعر عمو یادگار

نوروز بزرگم بزن ای مطرب امروز
زیرا که بود نوبت نوروز به نوروزمنوچهری

متن شعر عمو یادگار

بر خیز که باد صبح نوروز
در باغچه می‌کند گل افشانسعدی

شعر عمو یادگار

شادند جهانیان به نوروز و به عید
عید من و نوروز من امروز توئیمولانا

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزیحافظ

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

باغ در ایام بهاران خوش استموسم گل با رخ یاران خوشستچون گل نوروز کند نافه بازنرگس سرمست در آید به ناز” اشعار امیر خسرو دهلوی “

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

عید آمده سربه سبزه و گل بزنیم
با برگ شقایقی تفأل بزنیمهر چند که دوریم ز هم با دم عشق
بین دلمان تا به ابد پل بزنیممحمدعلی ساکی

متن شعر عمو یادگار

عید آمده سربه سبزه و گل بزنیم
با برگ شقایقی تفأل بزنیمهر چند که دوریم ز هم با دم عشق
بین دلمان تا به ابد پل بزنیممحمدعلی ساکی

شعر عمو یادگار

تا تو هستی دل من،جای پریشانی نیست
که پریشانی و غم یکسره نومید از توستباغ‌ها را تو سرافرازی و سبزی دادی
ای که نوروز و بهاران ز تو وعید از توستحسین منزوی

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

نوروز که هرچمن دل افروز بود
نقش گل و خار عبرت آموز بودگر جامه به جان ز معرفت نو گردد
هرروز به دل نشاط نوروز بودشکیب اصفهانی

متن شعر عمو یادگار

بر چهره گل نسیم نوروز خوش است
بر طرف چمن روی دل افروز خوش استاز دی که گذشت هرچه گویی خوش نیست
خوش باش و مگو ز دی که امروزخوش استخیام

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

بهاری داری از وی بر خور امروز
که هر فصلی نخواهد بود نوروزگلی کو را نبوید آدمی زاد
چو هنگام خزان آید برد بادنظامی

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

آن شب که تو در کنار مایی روزست
و آن روز که با تو می‌رود نوروزستدی رفت و به انتظار فردا منشین
دریاب که حاصل حیات امروزستسعدی

شعر عمو یادگار

نوروز که سیل در کمر می‌گردد
سنگ از سر کوهسار در می‌گردداز چشمه چشم ما برفت این‌همه سیل
گویی که دل تو سخت‌تر می‌گرددسعدی

متن شعر عمو یادگار

چون پرند نیگلون بر روی بندد مرغزارپرنیان هفت رنگ اندر سر آرد کوهسارخاک را چون ناف آهو مشک زاید بی قیاسبید را چون پر طوطی برگ روید بی شماردوش وقت نیم شب بوی بهار آورد بادحبذا باد شمال و خرما بوی بهاربادگویی مشک سوده دارد اندر آستینباغ گویی لعبتان جلوه دارد در کنارارغوان لعل بدخشی دارد اندر مرسلهنسترن لولوی لالا دارد اندر گوشوارتا بر آمد جامهای سرخ مل بر شاخ گلپنجه های دست مردم سر برون کرد از جنارراست پنداری که خلعتهای رنگین یافتندباغهای پر نگار از داغگاه شهریارفرخی سیستانی

شعر عمو یادگار

خوشا بهار که پیغام آشتی با اوست
نظر کنید که هنگام آشتی با اوستخوشا طلیعه نوروز خانگی یاران
خوشا طلیعه که فرجام آشتی با اوستحدیث باد به گوش درخت اگر گفتی
به هوش باش که خود نام آشتی با اوستشکوفه بر سر پیمان خویش می‏مانَد
و جشن ساده ایام آشتی با اوستبه رسم گل نچشیدی اگر حرامت باد
شراب وصل که انجام آشتی با اوستمیان عهد تو و من اگر خلاف افتد
خوشا نسیم که اعلام آشتی با اوستغلام‏حسین عمرانی

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

کنار پنجره بوی بهار می‌آید
بهار با دل عاشق کنار می‌آیدچمن حکایت اردیبهشت می‌گوید
شمیم نرگس و آوای سار می‌آیدبرای باغ و چمن نه، برای این دل تنگ
بهار با دو سه تا گل، به بار می‌آیدبه موج‌های فروخفته مژده خواهم داد
که ماه، بر سر قول و قرار می‌آیدنسیم جامه‌دران می‌رسد ز هر طرفی
صلای عشق و صدای سه تار می‌آیدتفألی زدم و حافظ عزیزم گفت:
«زهی خجسته زمانی که یار می‌آید»جویا معروفی

شعر عمو یادگار

آری! هوا خوش است و غزل‌خیز در بهار
باریده است خنده یکریز در بهاراز باد نوبهار، حدیث است تن مپوش
باید درید جامه پرهیز در بهاراما خدا نیاورد آن روز را که آه
گیرد دلی بهانه پاییز در بهاربی دید و بازدید تو تبریک عید چیست؟
چندین دروغ مصلحت آمیز در بهاربا دیدنم پر از عرق شرم می‌شوند
گل‌های شادکامِ دل انگیز در بهارمی‌بینم ای شکوفه! که خون می‌شود دلت
از شاخه انار میاویز در بهارمحمدمهدی سیار

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

نوروز بمانید که ایام شمایید
آغاز شمایید و سرانجام شماییدآن صبح نخستین بهاری که به شادی
می‌آورد از چلچله پیغام شماییدآن دشت طراوت زده آن جنگل هشیار
آن گنبد گردننده آرام شماییدخورشید گر از بام فلک عشق فشاند
خورشید شما عشق شما بام شماییدنوروز کهنسال کجا غیر شما بود؟
اسطوره جمشید و جم و جام شماییدعشق از نفس گرم شما تازه کند جان
افسانه بهرام و گل اندام شماییدهم آینه مهر و هم آتشکده عشق
هم صاعقه خشم ِ بهنگام شماییدامروز اگر می‌چمد ابلیس، غمی نیست
در فنّ کمین حوصله دام شماییدگیرم که سحر رفته و شب دور و دراز است
در کوچه خاموش زمان، گام شماییدایام به دیدار شمایند مبارک
نوروز بمانید که ایام شماییدپیرایه یغمایی

متن شعر عمو یادگار

عید آمد و ما خانه ی خود را نتکاندیم
گردی نستردیم و غباری نستاندیمدیدیم که در کسوت بخت آمده نوروز
از بیدلی آن را ز در خانه براندیمهر جا گذری غلغله شادی و شور است
ما آتش اندوه به آبی ننشاندیمآفاق پر از پیک و پیام است، ولی ما
پیکی ندواندیم و پیامی نرساندیماحباب کهن را نه یکی نامه بدادیم
و اصحاب جوان را نه یکی بوسه ستاندیممن دانم و غمگین دلت، ای خسته کبوتر
سالی سپری گشت و تو را ما نپراندیمصد قافله رفتند و به مقصود رسیدند
ما این خرک لنگ ز جویی نجهاندیمماننده افسون‌زدگان، ره به حقیقت
بستیم و جز افسانه بیهوده نخواندیماز نه خم گردون بگذشتند حریفان
مسکین من و دل در خم یک زاویه ماندیمطوفان بتکاند مگر امید که صد بار
عید آمد و ما خانه خود را نتکاندیممهدی اخوان ثالث

شعر عمو یادگار

رسید موکب نوروز و چشم فتنه غنود
درود باد بر این موکب خجسته، درودبه کتف دشت یکی جوشنی است مینا رنگ
به فرق کوه یکی مغفری است سیم اندرودسپهر گوهر بارد همی به مینا درع
سحاب لؤلؤ پاشد همی به سیمین خودشکسته تاج مرصع به شاخک بادام
گسسته عقد گهر بر ستاک شفتالودبه طرف مرز بر آن لاله‌های نشکفته
چنان بود که سر نیزه‌های خون‌آلودبه روی آب نگه کن که از تطاول باد
چنان بود که گه مسکنت جبین یهودصنیع آزر بینی و حجت زردشت
گواه موسی یابی و معجز داوودبه هرکه درنگری، شادیی پزد در دل
به هرچه برگذری، اندهی کند بدرودیکی است شاد به سیم و یکی است شاد به زر
یکی است شاد به چنگ و یکی است شاد به رودهمه به چیزی شادند و خرم‌اند و لیک
مرا به خرمی ملک شاد باید بودملک الشعرا بهار

شعر عمو یادگار

عید آمد و مرغان ره گل‌زار گرفتند
وز شاخه گل داد دل زار گرفتنداز رنگ چمن پرده بزاز دریدند
وز بوی سمن طاقت عطار گرفتندپیران کهن بر لب انهار نشستند
مستان جوان دامن کهسار گرفتندزهاد ز کف رشته تسبیح فکندند
عباد ز سر دسته دستار گرفتندیک قوم قدم از سر سجاده کشیدند
یک جمع سراغ از در خمار گرفتندیک زمره به شوخی لب معشوق گزیدند
یک فرقه به شادی می گلنار گرفتندیک طایفه شکر ز لب دوست مزیدند
یک سلسله ساغر ز کف یار گرفتندیک جرگه بی چشم سیه مست فتادند
یک حلقه خم طره طرار گرفتندنوروز همایون شد و روز می گلگون
پیمانه‌کشان ساغر سرشار گرفتندشیرین دهنی بوسه به من داد در این عید
کز شکر او قند به خروار گرفتندمیران و وزیران و مشیران و دلیران
دربارگه شاه جهان بار گرفتنددر پای سریر ملک مملکت آرا
بر کف شعرا دفتر اشعار گرفتندخدام در دولت دارای گهربخش
بر سر طبق درهم و دینار گرفتندابنای جهان عیدی هر ساله خود را
از شاه جوان بخت جهان‌دار گرفتنداسکندر جمشیدسیر ناصردین شاه
کز ابر کفش گوهر شه وار گرفتندفرخنده شد از فر شهی عید فروغی
کز وی همه شاهان سبق کار گرفتندفروغی بسطامی

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

سال نو و اول بهار است
پای گل و لاله در نگار استوالای شقایق است دررنگ
پیراهن غنچه نیم کار استآن شعله که لاله نام دارد
در سنگ هنوز چون شرار استپستان شکوفه است پر شیر
نوباوه باغ شیرخوار استبرگ از سر شاخه تازه جسته
گویا که مگر زبان مار استاین فرش زمردی ببینید
کش از نخ سبزه پود وتار استای پرده نشین گل بهاری
مرغ چمنت در انتظار استاین وزن ترانه می‌سراید
مرغی که مقیم شاخسار استکای تازه بهار عالم افروز
هر روز تو عید باد و نوروز(بندی از یک ترکیب‌بند)
وحشی بافقی

متن شعر عمو یادگار

خیمه نوروز بر صحرا زدند
چار طاق لعل بر خارا زدندلاله را بنگر که گویی عرشیان
کرسی از یاقوت بر مینا زدندکارداران بهار از روز گل
زال زر بر روضه خضرا زدنداز حرم طارم نشینان چمن
خرگه گلریز بر صحرا زدندگوشه‌های باغ ز آب چشم ابر
خنده ها بر چشمهای ما زدنددر هوای مجلس جمشید عهد
غلغل اندر طارم اعلا زدندباد نوروزش همایون، کاین ندا
قدسیان در عالم بالا زدندمطربان طبع خسرو گاه نطق
طعنه‌ها بر بلبل گویا زدندامیرخسرو دهلوی

متن شعر عمو یادگار

نوروز فرخ آمد و نغز آمد و هژیر
با طالع مبارک و با کوکب منیرابر سیاه چون حبشی دایه‌ای شده‌ست
باران چو شیر و لاله‌ستان کودکی بشیرگر شیرخواره لاله ستانست، پس چرا
چون شیرخواره، بلبل کو برزند صفیر!صلصل به لحن زلزل وقت سپیده‌دم
اشعار بونواس همی‌خواند و جریربر بید، عندلیب زند، باغ شهریار
برسرو، زندواف زند، تخت اردشیرعاشق شده‌ست نرگس تازه به کودکی
تا هم به کودکی قد او شد چو قد پیربا سرمه‌دان زرین ماند خجسته راست
کرده به جای سرمه، بدان سرمه‌دان عبیرگلنار، همچو درزی استاد برکشید
قواره حریر، ز بیجاده‌گون حریرگویی که شنبلید همه شب زریر کوفت
تا بر نشست گرد به رویش بر، از زریربرروی لاله، قیر به شنگرف برچکید
گویی که مادرش همه شنگرف داد وقیربر شاخ نار اشکفه سرخ شاخ نار
چون از عقیق نرگسدانی بود صغیرنرگس چنانکه بر ورق کاسه رباب
خنیاگری فکنده بود حلقه‌ای ز زیربرگ بنفشه، چون بن ناخن شده کبود
در دست شیرخواره به سرمای زمهریروان نسترن، چو مشکفروشی، معاینه
در کاسهٔ بلور کند عنبرین خمیراکنون میان ابر و میان سمنستان
کافور بوی باد بهاری بود سفیرمنوچهری

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

برآمد باد صبح و بوی نوروز
به کام دوستان و بخت پیروزمبارک بادت این سال و همه سال
همایون بادت این روز و همه روزچو آتش در درخت افکند گلنار
دگر منقل منه آتش میفروزچو نرگس چشم بخت از خواب برخاست
حسد گو دشمنان را دیده بردوزبهاری خرم است ای گل کجایی
که بینی بلبلان را ناله و سوزجهان بی ما بسی بوده‌ست و باشد
برادر جز نکونامی میندوزنکویی کن که دولت بینی از بخت
مبر فرمان بدگوی بدآموزمنه دل بر سرای عمر سعدی
که بر گنبد نخواهد ماند این گوزدریغا عیش اگر مرگش نبودی
دریغ آهو اگر بگذاشتی یوزسعدی

شعر عمو یادگار

چو خورشید تابان میان هوا
نشسته بر او شاه فرمانرواجهان انجمن شد بر تخت او
شگفتی فرو مانده از بخت اوبه جمشید بر گوهر افشاندند
مران روز را «روز نو» خواندندسر سال نو هرمز فرودین
برآسوده از رنج روی زمینبزرگان به شادی بیاراستند
می ‌و جام و رامشگران خواستندچنین جشن فرخ از آن روزگار
به ما ماند از آن خسروان یادگارفردوسی

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزیچو گل گر خرده‌ای داری خدا را صرف عشرت کن
که قارون را ضررها داد سودای زراندوزیز جام گل دگر بلبل چنان مست می لعل است
که زد بر چرخ فیروزه صفیر تخت فیروزیبه صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی
به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزیچو امکان خلود ای دل در این فیروزه ایوان نیست
مجال عیش فرصت دان به فیروزی و بهروزیطریق کام بخشی چیست ترک کام خود کردن
کلاه سروری آن است کز این ترک بردوزیسخن در پرده می‌گویم چو گل از غنچه بیرون آی
که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزیندانم نوحه قمری به طرف جویباران چیست
مگر او نیز همچون من غمی دارد شبانروزیمی‌ای دارم چو جان صافی و صوفی می‌کند عیبش
خدایا هیچ عاقل را مبادا بخت بد روزیجدا شد یار شیرینت کنون تنها نشین ای شمع
که حکم آسمان این است اگر سازی و گر سوزیبه عجب علم نتوان شد ز اسباب طرب محروم
بیا ساقی که جاهل را هنیتر می‌رسد روزیمی اندر مجلس آصف به نوروز جلالی نوش
که بخشد جرعه جامت جهان را ساز نوروزینه حافظ می‌کند تنها دعای خواجه تورانشاه
ز مدح آصفی خواهد جهان عیدی و نوروزیجنابش پارسایان راست محراب دل و دیده
جبینش صبح خیزان راست روز فتح و فیروزیحافظ

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشیمن نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش
که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشیچنگ در پرده همین می‌دهدت پند ولی
وعظت آن گاه کند سود که قابل باشیدر چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است
حیف باشد که ز کار همه غافل باشینقد عمرت ببرد غصه دنیا به گزاف
گر شب و روز در این قصه مشکل باشیگر چه راهیست پر از بیم ز ما تا بر دوست
رفتن آسان بود ار واقف منزل باشیحافظا گر مدد از بخت بلندت باشد
صید آن شاهد مطبوع شمایل باشیحافظ

متن شعر عمو یادگار

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
عالم پیر دگرباره جوان خواهد شدارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد
چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شداین تطاول که کشید از غم هجران بلبل
تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شدگر ز مسجد به خرابات شدم خرده مگیر
مجلس وعظ دراز است و زمان خواهد شدای دل ار عشرت امروز به فردا فکنی
مایه نقد بقا را که ضمان خواهد شدماه شعبان منه از دست قدح کاین خورشید
از نظر تا شب عید رمضان خواهد شدگل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت
که به باغ آمد از این راه و از آن خواهد شدمطربا مجلس انس است غزل خوان و سرود
چند گویی که چنین رفت و چنان خواهد شدحافظ از بهر تو آمد سوی اقلیم وجود
قدمی نه به وداعش که روان خواهد شدحافظ

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

من پاییز را جارو میکنمزمستان را پارو میکنمتابستان را میشویم تاهمیشه بهار باشدمن رفتگرم،آفتاب و آب و باد همکاران من هستنداما کاش میتوانستم دلهای مردم را هم آب وجارو کنممولانا

شعر عمو یادگار

پدر و پسر داشتن صحبت میکردن!پدر دستشو میندازه دوره گردنه پسرشمیگه پسرم من شیرم یا تو؟پسر میگه : من..!!پدر میگه : پسرم من شیرم یا تو؟پسر میگه : بازم من شیرم…پدر عصبی مشه دستشو از رو شونه پسرش بر میدارهمیگه : من شیرم یا توپسر میگه : بابا تو شیری…!پدر میگه : چرا بار اول و دوم گفتی من حالا میگی تو ؟پسر گفت : آخه دفعه های قبلی دستت رو شونم بودفکر کردم یه کوه پشتمه اما حالا …

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

پدرم کارگر استبه مزرعه می آیدبا آخرین ستارهاز آسمان صبحو باز می گرددبا اولین ستارهدر آسمان شبپدرم خورشید استسلمان هراتی

متن شعر عمو یادگار

دختر که باشی می‌دانی اولین عشق زندگی‌ات پدرت است. دختر که باشی می‌دانی محکم‌ترین پناهگاه دنیا آغوش گرم پدر است.

متن شعر عمو یادگار

سر سفره چیزی نبود؛ یخ در پارچ و پدر هر دو آب شدند.

متن شعر عمو یادگار

همیشه مونس و یارمپدر بودبه وقت رنج غمخوارمپدر بود

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

راحت نوشتیم بابا نان داد؛ بی‌آنکه بدانیم بابا چه سخت برای نان همه جوانی‌اش را داد.

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

پدر جان! ببخش که گاهی آنقدر هستی که نمی‌بینمت؛ ببخش تمام نادانی‌ها و نفهمی‌ها و کج‌فهمی‌هایم را. اعتراض‌ها و درشتی‌هایم را و هر آنچه را که آزارت داد.

متن شعر عمو یادگار

دخترها بی‌دلیل بابایی نشده‌انددخترها می‌دانند که هر بار دلشان از نامردی‌های دنیا بگیرددستی ایمن و مردانهبه دور از حس نیاز روی سرشان نوازش می‌شودکه جز عشق عطر دیگری ندارد…

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

حواسمان به چروک‌های دور چشم و لرزش دست‌های پدرانمان باشد. حواسمان به تر شدن‌های گاه و بیگاه چشم‌های کم‌سو و دلتنگی‌شان باشد! حواسمان باشد که آنها تمام عمر حواسشان به ما بوده است.

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

پدر! من نبودم و تو بودی. بود شدم و تو تمام بودنت را به پایم ریختی. حالا سال‌هاست که با بودنت زندگی می‌کنم. هر روز، هر لحظه، هر آن و دم به دم هستی.

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

ابرها به آسمان به تکیه می‌کننددرختان به زمینو من به مهربانی پدرم…

شعر عمو یادگار

پدر عزیزماز تو آموختم چگونه سبکبال زندگی کنمتا هجرتم نیز سبکبال باشداین بالهای پرواز قناعتو امید و عشق راتو به من بخشیدی

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

پدرم داستانی حماسی است که بارها و بارها در ذهنم تکرار می‌شود. حماسه‌ای که هیچ مردانگی، غیرت و شجاعتی به پایش نمی‌رسد.

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

در صداقت برتر از آیینه ایدر رفاقت باده ای بی کینه ایای سپیدار بلند و بی پایدارمی برم نام تو را با افتخار

شعر عمو یادگار

پدرم ، تنها کسی است که باعث میشهبدون شک بفهمم فرشته ها هم میتوانند مرد باشند

متن شعر عمو یادگار

یک گوشه از قلبم هست که فقط برای پدرم باقی می‌ماند. همان‌جایی که خاطرات کودکی‌هایم هنوز زنده هستند.

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

پدرم هر وقت میگفت “درست میشود”…تمام نگرانی هایم به یک باره رنگ میباخت…

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

شاید عطر نان‌هایی را که می‌آوردی فراموش کرده باشم اما عطر صبوری‌هایت را از دوران کودکی تا همیشه به یادگار دارم.

متن شعر عمو یادگار

آن روزها، سایه‌‏ات آن‏قدر بزرگ بود که وقتی می‏‌ایستادی، همه چیز را فرا می‏‌گرفت؛ اما امروز، ضلع شرقی نیمکت‏‌های غروب، لرزش دستانت را در امتداد عصایی چوبی می‌‏ریزد.

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

ببخش اگر همیشه، پیش از رسیدن تو، خواب بودم؛ اما امروز، بیدارتر از همیشه، آمده‌‏ام تا به جای آویختن بر شانه تو، بوسه بر بلندای پیشانی‏‌ات بزنم. سایه‏‌ات کم مباد ای پدرم!

شعر عمو یادگار

پدرم کسی است که هر وقت می‌گوید:«درست می‌شود» تمام نگرانی‌هایم به یک باره رنگ می‌بازد.

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

کلام پدر مثل مشعلی روشن و فروزان، در تاریکی راه‌های مخوف و پر پیچ و خم زندگی است.

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

پدر نه با سخن که با همان مهربانی، با همان لبخندهای امیدوار و با همان چشمان صاف و زلال همیشه به من می‌گفت دوستت دارم.

متن شعر عمو یادگار

پدر ترانه زیبایی است که از کودکی در گوش تو زمزمه می‌شود. ترانه‌ای که در تلخی‌ها هم شیرینی زندگی را آواز می‌دهد.

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

پدر کسی است که همیشه سنگینی بار خستگی‌ها را از دوشمان می‌گیرد.

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

آرامش یعنی وقتی که صدای قدم‌های پدر را وقتی از بیرون می‌آید بشنوی.

متن شعر عمو یادگار

بزرگ شدم و هجاهای زیبای اسم پدرم در اولین صدا زدن‌هایم را: با… با… و آویزان شدن از گردن او در کودکی‌هایم را گم کرده‌ام.

شعر عمو یادگار

پدر! همسفر مهربان روزهای کودکی‌ام! چه عاشقانه در کنار تو بزرگ شدم اما افسوس که تو جوانی‌ات را برای بزرگ شدن من صرف کردی.

شعر عمو یادگار

فکر کردن به پدر مثل گرمای کنار هیزمی سرخ شده از آتش، در یک روز سرد زمستانی است. امنیت در وجود پدر، مثل آغوش گرم مادری پر مهر، برای فرزندی ترسان از دنیای ناشناخته‌هاست.

شعر عمو یادگار

همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم که با هر بار تراشیده شدن کوچک و کوچک تر میشود …
ولی پدر یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند ،
خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست ؛
فقط هیچکس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد …
بیایید قدردان باشیم …

متن شعر عمو یادگار

ظـاهـــرش جـــدیست…امـا دلـــی دارد کـه مــهربـانـی‌اش بـه وسعـت یک اقــیـانــوس است!بــد قـول نــیـست…امـــا گرفتار است، با او راه بیاخــستـه کـه بــاشـد، تــنهـایش بــگــذار،تودار استاما صبر کن خودش بعد، حرف‌هایش را می‌گوید!او تمام دنیای من است.

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند.
زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ.
زندگی رویایی است، مثل رویای ِیکی کودک ناز.
زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ی باز.
زندگی تک تک این ساعتهاست، زندگی چرخش این عقربه هاست، زندگی راز دل مادر من. زندگی پینه ی دست پدر است، زندگی مثل زمان در گذر…

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

پدر بزرگوارم،تو گرانمایه‌ترین تصویریمن اگر قاب تو باشم کافی است.امیدوارم همیشه سالم و تندرست باشی و سایه بلندت همواره بر سر ما باشد.

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

صدای گام‌های خسته درهر غروب و واژه‌هایی که شاید درکلام کوچک است اما درمعنا دریایی عظیم و قطره‌ای از بحر دل اوست؛ شب هنگام شما را به یاد کدام لحظات زندگیتان می‌اندازد؟پدر می‌آید باگام‌های محکم تا استحکام را به یاد در و دیوار و ساکنان خانه بیاندازد!

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره ، میفهمی پیر شده !
وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ، میفهمی پیر شده !
وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، میفهمی چقدر درد داره اما هیچی نمیگه …
و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش ، دلت میخواد بمیری !

متن شعر عمو یادگار

پدر؛ تکیه گاهی است که بهشت زیر پایش نیست
اما همیشه به جرم پدر بودن باید ایستادگی کند؛
و با وجود همه مشکلات, به تو لبخند زند تا تو دلگرم شوی
که اگر بدانی … چه کسی ،
کشتی زندگی را از میان موج های سهمگین روزگار به ساحل آرام رویاهایت رسانده است؛
“پدرت”را می پرستیدی …

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

صدای گام‌های خسته درهر غروب و واژه‌هایی که شاید درکلام کوچک است اما درمعنا دریایی عظیم و قطره‌ای از بحر دل اوست؛ شب هنگام شما را به یاد کدام لحظات زندگیتان می‌اندازد؟پدر می‌آید باگام‌های محکم تا استحکام را به یاد در و دیوار و ساکنان خانه بیاندازد!

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

باد نوروزی همی در بوستان بت گر شودتا ز صنعش هر درختی لعبتی دیگر شوددر این بهار دل انگیز ؛ مزرع سینه اتان از سبزه ی محبت ؛ سبز و خرم بادیادت همه ی روز خوشتر از عید کاین منشا شادی جهان اسـتدر این بهار سبز و روح بخش، امیداست:نظر مهر ربوبیت در دل تان بر دوامبر بساط عافیت آرامکارهایتان بر نظامدولتتان تمامو روز و نوروزتان فرخنده در ایام باشد.سبزترین و دلنوازترین تبریکات خودرا تقدیم حضورتان می نمایم.دل تان درنظر حق شادان و جانتان بـه مهر ازل، نازان باد.

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

نوروز تنهابهانه‌ای برای تبریک گفتن نیست،بلکه فرصتی‌ستبرای به جا آوردن سنت‌های دیرینه‌مان.امیدوارم لحظات زندگی‌تانسرشار از شادی و آرامش باشد.

شعر عمو یادگار

نوروز یادگار ماندگاریاران دیروز این دیار و پاسداشتپاکی‌ها، نیکی‌ها و پهلوانی‌هابر همه ایرانیاننیکوسرشت خجسته باد.

شعر عمو یادگار

آمد بهار و بخت که عشرت فزا شوداز هر طرف هزار گل فتح وا شودگلشن شود نشیمن سلطان نوبهارچون بهر شاه تخت مرصع بنا شودسال نو مبارک

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

عیدآمد و عید آمدیاری که رمید آمدعیدانه فراوان شدتا باد چنین باداسال نو مبارک

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

نوروز، از نفس های معتدل بهار می تراودو در سفره گلدار هفت سین دمیده می شود؛سفره ای که در آن ماهی قرمزی،تکرار تازه زندگی را میانتنگ کوچکی از آب گوشزد می کند.

شعر عمو یادگار

نه کاپشن و نه کلاهنه دستکشای راه راهبا یک لباس راحتتو چمن و طبیعتتوپ بازی و تاب بازیکنار جوی آب بازیبهاره آی بهارهبه به! چه کیفی داره

متن شعر عمو یادگار

چشم ها به روشنی باز می شوندو دل ها به یکدیگر نزدیک و قلب ها آرامش دوباره می یابنددر حلول سال نو و دلگرم به آتیه های مهربانی و صفا می شود.احساس بهار، نیلوفرانه بر اندام طبیعت می پیچدو زمستان کوچ می کند.

شعر عمو یادگار

به شکرانه عبور از گردنه های زمستان،به شکرانه مقاومت و ایستادگی،به شکرانه فرصتی نو که ارزانی مان داشته اند،«هفت سین» می گشاییم.به پاس عشق که تنها تنور گرمی مان بود،تنها اجاق دل های سرما زده مان،هفت سین می گشاییم.

شعر عمو یادگار

سلام به قاصدک های خبر رسان که محکوم به خبرندو سلام به شقایق هایی که محکوم به عشقندو سلام به شکوفه هایی که با شکفتن خود خبر از بهار میدهندعید نوروز مبارک

متن شعر عمو یادگار

دستان پرنوازش بهار، طبیعت خفته را از خواب بیدار می سازدو زمین و درخت رازهای رنگارنگ و عطرآگین خویش را نثار نگاه ما می کنند.در سال جدید خورشیدیسبزی، شادی، کامیابی، بهره وری، اثر بخشیفعالیت ها و بهروزیتان را از درگاه ایزد منان آرزومندم . . .

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

مثل سبزه زیبامثل سمنو شیرینمثل سنبل خوشبومثل سیب خوش رنگو مثل سکه با ارزش باشیدسال نو مبارک

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

براستی رسیدن این عید سعید باستانی همراه با روئیدن جوانه ها و درختانو نو شدن جسم ها و جانهای عاشقان را تبریک و تهنیت گوییم.دلهامان را نزدیک، دستهامان را به همدیگر بدهیمو در سال جدید با یاری هم منظری زیبا و زندگی خاطره انگیز خلق کنیم …عیدت مبارک

متن شعر عمو یادگار

سال تحویل شدو من تمام دلتنگی هایم را به جای تو در آغوش می کشمچقدر جایت میان بازوانم خالیستنوروز مبارک

متن شعر عمو یادگار

دلت را محکم تر اگر بتکانیتمام کینه هایت هم می ریزدو تمام آن غم های بزرگو همه حسرت ها و آرزوهایتحالا آرام تر، آرام تر بتکانتا خاطره هایت نیفتدتلخ یا شیرین، چه تفاوت می کند؟خاطره، خاطره استباید باشد، باید بماندعیدت مبارک

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

خداوندا دوستانی دارم که در اعماق قلبم جای دارند؛آنان شایسته محبتند و یادشان مایه ی آرامش جان،در این لحظه های پایانی سالعزت و غرور شان التیام و اعتلا و سلامت و شاد بدارشان.پیشاپیش سال نو مبارک

شعر عمو یادگار

نوروز یعنی هیچ زمستانی ماندنی نیستاگرچه کوتاهترین شبش یلدا باشد …عیدت مبارک

متن شعر عمو یادگار

لحظه ای که سال تحویل میشه … تنها لحظه ایه که بی منت به من لبخند میزنی … کاش هر ثانیه برای من سال تحویل باشه تا لبخند همیشه مهمون لبای سرخت بمونه… سال نو مبارک گلم

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

عید، عودتی است تا با این بازگشت دوبارهبتوانیم کمی از کاستی های خود راهر چند که بی ارزش باشند، جبران کنیم . . .نوروز بر شما مبارک

متن شعر عمو یادگار

ای آنکه ز عشق تو مرا نیست قرارزین بیش بدست غصه خاطر مسپاربر هر بد و نیک پرتو انداز چو مهربر ناخوش و خوش گذر تو چون باد بهارفرا رسیدن سال نو بر شما مبارک

متن شعر عمو یادگار

بازم غم عشق یار در کار آوردغم در دل من، بین، که چه گل بار آورد؟هر سال بهار ما گل آوردی بارامسال به جای گل همه ی ی خار آوردنوروز بر شما مبارک

شعر عمو یادگار

اگر چه یادمان می رود که عشق تنها دلیل زندگی است
اما خدا را شکر که نوروز هر سال این فکر را به یادمان می آورد
پس نوروزتان مبارک که سالتان را سرشار از عشق کند…
دایی جان با یک دنیا عشق عید نوروز را به شما تبریک می‌گویم

شعر عمو یادگار

از خانه به خانه
و قلب به قلب
از یک مکان به مکان دیگر
گرمی و لذت
نوروز،
برای ما نزدیک به یکدیگر بودن را به ارمغان می اورد
سال نو مبارک دایی جان

متن شعر عمو یادگار

ای خدای دگرگون کننده دلها و دیده هاای تدبیر کننده روز و شبای دگرگون کننده حالی به حالی دیگرحال مارا به بهترین حال دگرگون کنسال نو مبارک دایی مهربانمبا آرزوی سلامتی و شادی

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

نوروز تنها بهانه‌ای برای تبریک گفتن نیست، بلکه فرصتی‌ست برای به جا آوردن سنت‌های دیرینه‌مان.امیدوارم لحظات زندگی‌تان سرشار از شادی و آرامش باشد. دایی عزیزم عید نوروز مبارک.

متن شعر عمو یادگار

خداوندا تقدیر دوستان را در سال آینده به گونه‌ای قرار بده که در پایان سال
از گذشته خود افسوس نخورند…سال نو مبارک

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

نفس باد صبا، عشقی از جنس طلادوری و دفع بلا، سال پرسود و صفایاری از سوی خداهمه تقدیم شمادایی جان سال نو مبارک

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

عمو جاناین روزها که شکوفه‌های درختان می‌خندند و گل سرخ پر از حس زندگی است،در آستانه بهاری جدید تبریکی صمیمانه و یک سبد عاطفه را به شما تقدیم می‌کنم.

شعر عمو یادگار

نوروز همیشه با خود یک پیام را به همراه می‌آورد: پایان فصل سرد، همیشه سبز است. عموی عزیزم سال نو مبارک

متن شعر عمو یادگار

عموی عزیزم؛اینک بهار تا دروازه‌هاى شهر رسیده و رستاخیز دوباره در گیتى دمیده و من در دعایی خاضعانه به درگاه مدبر هستی، احسن الحال را برای شما آرزو می‌کنم.نوروز پیشاپیش مبارک

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

نوروز یادگار ماندگار یاران دیروز این دیار و پاسداشت پاکی‌ها، نیکی‌ها و پهلوانی‌ها بر همه ایرانیان نیکوسرشت خجسته باد.عمو جان عید نوروز مبارک

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

نوروز باستانی نوید دهنده بهار زندگانی یادآور شکوه ایرانو یگانه یادگار جمشید را به شما تبریک میگویم . . .عموی بزرگوارم سال نو مبارک

متن شعر عمو یادگار

موی زمین سبز گشت، حین سپر انداخت بحر
باد صبا باره‌اش تاخت به هر کوی و شهر
باد مبارک تو را سال نو و سال‌ها
وفق مرادت رود گردش ایام و دهر…
سال نو مبارک

متن شعر عمو یادگار

دو قدم مانده به خندیدن برگیک نفس مانده به ذوق گل سرخچشم در چشم بهاری دیگرتحفه ای یافت نکردم که کنم هدیه تانیک سبد عاطفه دارمهمه ارزانی تان …بهترین عمه دنیا؛ نوروز مبارک

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

عمه مهربانم در آغاز سال نو زیباترین آرزوها را برایت میخواهمتو که مهربانی و دوست داشتنی و چه خوب که بوی پدرم را میدهیهمیشه دوستت دارم عمه جان

متن شعر عمو یادگار

و انتهای این قصه ی سرد و سفیدهمیشه سبز خواهد بودتا رسیدن سال نوتنها یک سلام خورشید باقیستعمه و شوهر عمه خوبم سال نو مبارک

شعر عمو یادگار

بهار با هلهله و پای کوبان در راه است
و زمین و زمان انتظارش را می‌کشند
امید است در این روزگار خجسته
ایام به کامتان باشدسال نو مبارک

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

زلال ترین شبنم شادی را همیشه بر لبانتان آرزو دارمنه برای امروزتان ، بلکه برای فردای هر روزتان . . .عید شما مبارک عمه جان

شعر عمو یادگار

عمه نازنینم؛ در شکفتن جشن نوروز برایت در همه‌ی سال سرسبزی جاودان و شادی، اندیشه‌ای پویا و آزادی و برخورداری از همه نعمت‌های خدادادی را آرزومندم.

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

مثل لحظه‌ای که باغ در ترنم ترانه شکوفا می‌شود و در شکوفه غرق می‌گردد، روزگارتان بهاری و لحظه‌هایتان پر از شکوفه بادا. خاله جان سال نو مبارک.

متن شعر عمو یادگار

نوروز یعنی لحظه‌ها را غنیمت شمرید و به جای دوری، نهال دوستی را بنشانید.مهربانترین خاله دنیا؛ سال نو مبارک

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

زیباترین و مهربون ترین خاله دنیابا همه وجود دوستت دارمو از خدا برایت سلامتی میخواهمسال نو مبارک خاله جانم

شعر عمو یادگار خوابی یا بیدار

سال نو و بهاری نو را، فرصتی نو برای تازه شدن و بازنگریستن بر چگونه زیستن می‌بینم!خاله جان؛ برای وجود نازنینت در این فرصت نو؛ شوری نو برای ساختن و بهتر زیستن آرزو می‌کنم.امیدوارم همیشه سلامت و سرزنده و مهربان و روشن بین باقی بمانی.

متن شعر عمو یادگار

جاودان باد سایه عزیزانی کهشادی را علتند نه شریکو غم را شریکند نه دلیلخاله عزیزم؛ پیشاپیش نوروزتان پر ز شادی و عاری از غم باد

شعر عمو یادگار ایران رادیاتور

نوروز به پا خاسته است و سور و شور برپا شده است
بشارت باد بر شما که خرم‌ترین روز سال به استقبالتان می‌آید
شادی و سعادت جهان آنِ شما که از هر دو جهان خوش‌دلی شما را خواهانمبختتان پیروز و نوروز 1401 مبارک

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *