استوری ثمین

استوری اینستاگرام

بارون داره هدر می‌شه بیا با من قدم بزندلم داره پر می‌زنه واسه تو و قدم زدنوقتی هوا بارونیه دلم برات تنگ می‌شه بازنمی‌دونی تو این هوا چشات چه خوش رنگ می‌شه بازدلم هواتو داره بارون هواتو داره رنگ چشاتو دارهقدم زدن تو بارون باتو چه حالی داره…ترانه سرا: فرید احمدی

استوری اسم ثمین

ثمین اینترنت

با من قدم بزن با هر دردی که همراتهمحکم به اندازه لبخندی که فریادِ آروم زیر خاکستربا من قدم بزن امشب، با هر چی که توو دستاتههر کفشی که توو پاتهبا من قدم بزن من هوایِ تو رو نفس می‌کشمدست بیار به سمتم از کلِ دنیا دست می‌کشمدلیل بیداری توی شب‌هایِ منن روزای توحرفه‌ای‌ترین قاب بسته روی لب‌های منن گوشای توبا من قدم بزن رفتن تقدیر پاهاتهسکون مرگ انسان بودنه، حرکت دلیلِ آغازهیا آیینه رو بشکن، یا فکرارو ازش بکنبا احساس و قدم امشب با من قدم بزن، امشب باش…

استوری اسم ثمین

با من قدم بزن، حالا که با منیحالا که بغضی‌ام، حالا که سهممیبا من قدم بزن، می‌لرزه دست و پامبی تو کجا برم؟ بی تو کجا بیام؟دست منو بگیر، کنار من بشینمن عاشق توام، حال منو ببیناز دلهره نگو… از خستگی پرمبی تو می‌شینم و روزا رو می‌شمُرمهرجا بری میام، دلگرم و بی قراربی من سفر نرو، تنهام دیگه نذارتو با منی هنوز، عطر تو با منهفردا داره به ما، لبخند می‌زنهبی تو برای من، فردا پر از غمهبی تو هوا پَسه، دنیا جهنمهدست منو بگیر، تو اوج اضطراببازم منو ببر با بوسه‌ای به خواببا من قدم بزن، تو این پیاده رومن عاشقت شدم، از پیش من نروترانه سرا: نیلوفر امجدی

ثمین اینترنت

این ابرهای سرخ، این کوچه‌های سرداین جاده‌ سپید، این بادِ دوره‌گرداینها بهانه‌اند تا با تو سر کنمتا جز تو از جهان صرف‌نظر کنممجنون اگر شکست، لیلی بهانه بوددنیا از اولش دیوانه‌خانه بودبا من قدم بزن، تنهاتر از همهاِی مصرعِ سکوت در شعرِ همهمهبا من قدم بزن، چله‌نشینِ عشقفرمانروای قلب در سرزمینِ عشقته لهجه‌ ملس در کاسه‌ دهناِی لَخته‌ انار بر زخمِ پیرهنبا من قدم بزن در برفِ در مسیراِی بغضِ ناگزیر این‌بار گُر بگیرمن راهیِ تواَم، با من قدم بزنهمراهِ من بیا تا شهرِ ما شدنجاده بهانه است، مقصود چشمِ توستمن راهیِ تواَم اِی مقصدِ درستدر برف، چای داغ دنیای ما دوتاستفنجانِ چایِ بعد، آغازِ ماجراستاین مرد را که باز در تلخیِ غم استمهمان به قند کن، چایت اگر دَم استعلیرضا آذر

استوری تولدت مبارک ثمین جان

با تو قدم زدن رادوست دارمبه جای خانهبرایتجاده خواهم ساخت…احسان پرسا

آهنگ ثمین ثمین

دو عدد پا وکمی شهر وقدم‌های خیالتا خود صبح به دنبال توامکاش خیابان باشدعلی یزدانی

استوری تولدت مبارک ثمین جان

استوری اسم ثمین

بیا هم را دوست داشته باشیمهنوز خیابان‌های زیادی هستکه باید باهم قدم بزنیم وشعرهای زیادی مانده که نخوانده‌ایم…فاطمه صابری نیا

استیکر ثمین

هم لهجه گام‌های توتوی شهر قدم می‌زنمنیستی وُتنها پیاده‌رو‌هاغُربتم را می‌فهمندزانیار برور

آهنگ ثمین ثمین

هرچه قدم‌هایم را می‌شمارمبه آخر نمی‌رسمچه بی انتهاستشب چشم‌هات!رضا کاظمی

ثمین هدایت

دست‌های هم را گرفته بودیمتو در شب قدم می‌زدی،من در تاریکیگروس عبدالملکیان

آهنگ ثمین ثمین

گاهی وقت‌هادلت می‌خواهد یکی را صدا کنیبگویی سلاممی‌آیی قدم بزنیم؟!افشین صالحی

استوری تولدت مبارک ثمین جان

استوری ثمین

چه بگویمبی خودی جدی گرفته‌ایمعاشقانه‌های دنیا رااین روزها حتی دلی تنگ هم نمی‌شودباید خودم را ببرم کمی قدم بزندامیر وجود

ثناو ثمین

قدم‌هایت را آهسته بردارانتهای کوچه بن بست استهر طرف برویمسیرت به من منتهی می‌شودثمین پورآذر

استوری تولد ثمین

ای حس و حال نوبا من قدم بزندر ذهن کوچکماین کهنه‌های تازه نما رابه هم بزنسید علی میر افضلی

استوری اسم ثمین

چه شب‌های درازیاشک در‌ هاون اندوه کوبیدم!نخوابیدنم رابه پایِ قدم‌های نیامده‌ات بگذارو خط عمیق پیشانی‌ام رابه حساب سرنوشتدروغ نیست!زن‌ها همیشهدر ساعت عاشق شدن‌شان مرده‌اندروشنک آرامش

کرم دست ثمین

جمعه‌ها باید کسی را داشته باشیتا دستانش را در دستانت بگذاریو تمام شهر را قدم بزنیکسی که در کنارشزمان و مکان را از یاد ببری…حاتمه ابراهیم زاده

استوری تولد ثمین

استوری پرمحتوا

چشم در راه کسی هستمکوله‌بارش بر دوشآفتابش در دستخنده بر لب، گل به دامن، پیروزکوله‌بارش سرشار از عشق، امیدآفتابش نوروزبا سلامش، شادیدر کلامش، لبخنداز نفس‌هایش گُل می‌باردبا قدم‌هایش گُل می‌کاردمهربان، زیبا، دوستروح هستی با اوستقصه ساده‌ست، معما مشمارچشم در راه بهارم آریچشم در راهِ بهارفریدون مشیری

کلیپ عمه ثمین

دست‌هایت را بی‌بهانه به من بسپارروی یک ریل با من هم‌قدم شوتو آن سو من این سومی‌خواهم عاشقانه تا انتهای ریل با تو باشممی‌دانم یک ریل همیشه یک خط موازیستمی‌دانم تقاطع نداردمی‌دانم جفت شدنی در کار نیستمن فقط به این دلخوشمکه قراراست به موازات تو قدم بردارم

کرم دست ثمین

نیامدنش را باور نمی‌کنمغیرممکن استاو نیامده باشدحتماً، حالازیر باران مانده استو ناامید و خستهدر خیابان‌ها قدم می‌زندمن به باز بودن درها مشکوکمرسول یونان

کرم دست ثمین

باید کتاب را بستباید بلند شددر امتداد وقت قدم زدگل را نگاه کردابهام را شنیدباید دوید تا ته بودنباید به بوی خاک فنا رفتباید به ملتقای درخت و خدا رسید…سهراب سپهری

استوری اسم ثمین

گهواره تکرار را ترک گفتمدر سرزمینی بی پرنده و بی بهارنخستین سفرم باز آمدن بود از چشم‌اندازهای امیدفرسای ماسه و خاربی آنکه با نخستین قدم‌های نا آزموده نوپایی خویشبه راهی دور رفته باشمنخستین سفرمباز آمدن بود…احمد شاملو

استوری تولدت مبارک ثمین جان

استوری تولدت مبارک ثمین جان

یک قدم بردار و از طوفان آذر پس بگیربرگ‌هایی را که از شلاق باران‌ها ترند

استوری اینستاگرام

که بگویم چقدر می‌خواهم در کنارت کمی قدم بزنمکه اگر نیستی چه بهتر که همه شهر را به هم بزنمپانته‌آ صفایی

کلیپ عمه ثمین

تو هوا نباشه عطر تو قدم نمی‌زنمتو شدی دلیل زندگیم و زنده بودنمعاطفه حبیبی

ثمین اینترنت

تا اطلاع ثانوی از عشق دم بزنلطفاً بدون فاصله با من قدم بزن!الهام مردانی

استوری تولد ثمین

پایم نمی‌کشد که بیایم قدم قدماین راهِ منتهی به شب و گریه تا کجاست؟!امید روزبه

استوری تولد ثمین

کلیپ عمه ثمین

با قدم‌هایِ سست و اجباری، با سکوتی به وسعتِ غم‌هاماز مسیر تو را ندیدن‌ها، از همان قهوه‌خانه می‌گذرمصنم نافع

کرم دست ثمین

تو را هوای به آغوش من رسیدن نیستوگرنه فاصله ما هنوز یک قدم است

استیکر ثمین

باز با خوف و رجا سوی تو می‌آیم مندو قدم دلهره دارم، دو قدم دلتنگمفاضل نظری

ثناو ثمین

قدم‌های مرا باران به سمت خانه‌تان آوردبه دستم شاخه یاسی به رنگ دوستت دارمجلیل صفربیگی

آهنگ ثمین ثمین

هر قدم دورتر شدی از من، ده قدم دورتر شدم از اوعلت شک سجده‌هایم را، «مُهر رکعت‌شمار» می‌فهمدامید صباغ نو

استوری ثمین

قرص چاقی ثمین

بی هیچکس بیا که تو و من شویم و بسبی من کنار سایه خود هم قدم نزنمهدی فرجی

استوری اسم ثمین

ز چشم سایه، خدا را، قدم دریغ مدارکه خاک راه تو را عین توتیا دانستهوشنگ ابتهاج

استیکر ثمین

آمد بهار و عید گذشت و نخواستییک‌دم قدم به چشم گهرزا گذاریمسیمین بهبهانی

خصوصیات کرم ثمین

فکر کردی چیست موزون می‌کند شعر مرا؟در قدم برداشتن‌های تو دقت می‌کنمکاظم بهمنی

استوری پرمحتوا

امشب اما دو قدم آمده‌ای سمت دلمتا که من دور شوم صد قدم از تنهاییمحمدرضا طاهری

استوری ثمین

ثمین دیجی کالا

سخت زانوی من از بار غمت سست شده استمی‌شوم بی‌تو قدم پشت قدم رسواترحسین دهلوی

کرم دست ثمین

ای که همزاد سرابی، شک به عقلم کرده‌انداز زمانی که به سمت تو قدم برداشتمجواد منفرد

ثناو ثمین

تا صبحدم به یاد تو شب را قدم زدمآتش گرفتم از تو و در صبحدم زدم

ثمین دیجی کالا

شبی بخواب دیدمت… میانِ تنگِ کوچه‌هاقدم‌زنان قدم‌زنان تو را به خانه می‌برمحسین منزوی

استوری تولدت مبارک ثمین جان

همه موسم تفرج به چمن روند و صحراتو قدم به چشم من نِه، بنشین کنار جوییفصیح الزمان شیرازی

استوری تولد ثمین

کلیپ عمه ثمین

ای نفس صبحدم، گر نهی آنجا قدمخسته دلم را بجو در شکن موی دوستامیرخسرو دهلوی

ثمین اینترنت

ای که پای رفتنت کندست و راه وصل تندبازگشتن هم نشاید تا قدم داری بپویسعدی

آهنگ ثمین ثمین

قدم بر نردبانی نه دو چشم اندر عیانی نهبدن را در زیانی نه که تا جان را بیفزاییمولانا

کرم دست ثمین

دلا در عاشقی ثابت قدم باشکه در این ره نباشد کار بی اجرحافظ

استوری اسم ثمین

در حقیقت گر قدم خواهی زدنمحو گردی تا که دم خواهی زدنعطار

استوری تولدت مبارک ثمین جان

استوری ثمین

وحشی ز حرم در قدم دوست قدم نهحاجی تو برو خشت و گل خانه نگه داروحشی بافقی

ثمین دیجی کالا

فکر کن! در شلوغی تهرانعصر پاییز… در به در باشیشهر را با خودت قدم بزنیغرقِ رؤیای یک نفر باشیپویا جمشیدی

موتور ثمین

مرا در انتظاری جاودان کاشتقدم سمت جهانی تازه برداشتدلم آیینه دلبستگی بودمحل ِسنگ بر آیینه نگذاشتاحسان افشاری

ثمین هدایت

قدم می‌زد غمت در ریشه‌هایمزدی سنگ و شکستی شیشه‌هایمتو و دلگرمی آغوش خسرومن و کوه و صدای تیشه‌هایمسلیمان رحمت

استیکر ثمین

درست مثل من از عشقِ خود پشیمان بودزنی که پشت بهار دلش زمستان بودزنی که شعر برایش کم است و می‌بایدبرای لمس قدم‌های او خیابان بودامید صباغ نو

استوری ثمین

قرص چاقی ثمین

زین پیش اگر دم از جنون می‌زده‌اموانگه قدم از چرا و چون می‌زده‌امعمری بزدم این در و چون بگشادنددیدم ز درون در برون می‌زده‌ام

آهنگ ثمین ثمین

ای دوست به دوستی قرینیم تو راهرجا که قدم نهی زمینیم تو رادر مذهب عاشقی روا کی باشدعالم تو ببینیم و نه بینیم تو رامولانا

استوری پرمحتوا

با پای دل قدم زدن آن هم کنار توباشد که خستگی بشود شرمسار تودر دفتر همیشه من ثبت می‌شوداین لحظه‌ها عزیزترین یادگار توتا دست هیچ کس نرسد تا ابد به منمی‌خواستم که گم بشوم در حصار تواحساس می‌کنم که جدایم نموده‌اندهمچون شهاب سوخته‌ای از مدار توآن کوپه تهی منم آری که مانده‌امخالی‌تر از همیشه و در انتظار تواین سوت آخر است و غریبانه می‌رودتنهاترین مسافر تو از دیار توهر چند مثل اینه هر لحظه فاش‌ترهشدار می‌دهد به خزانم بهار تواما در این زمانه عسرت مس مراترسم که اشتباه بسنجد عیار تواز هر طرف نرفته به بن‌بست می‌رسیمنفرین به روزگار من و روزگار تومحمدعلی بهمنی

چگونه استوری را استوری کنیم

ای کاش می‌شد با تو ساعت‌ها قدم زداز راه آهن تا شمیران زیر باران…باور کن از تو دست شستن کار من نیستعشق تو می‌گردد دو چندان زیر بارانوقتی دعا در زیر باران مستجاب استدیگر چه کاری بهتر از آن زیر بارانکاظم بهمنی

خصوصیات کرم ثمین

گفت: ترکم می‌کند! در زیر باران دور شدیک قدم برداشت اما یک خیابان دور شدگریه می‌کردم که شاید رد شود آرام‌تررو که برگرداند، خندید و شتابان دور شدتا قدم برداشتم فهمیدم این بیهوده استمثل تعقیب سرابی در بیابان، دور شدهر کجا رفتم همان تصویر در ذهنم نشستهر کجا رفتم، خیابان، پارک، ایوان… دور شددر توهم‌های بعد از رفتنش، پنداشتم :او قدم برداشت، اما این خیابان دور شدقصه تلخ مرا مسعود خان خواهد نوشت :باز داش آکل تلف شد، باز مرجان دور شد !پیام آقایی

استوری تولد ثمین

خصوصیات کرم ثمین

ای دهان تو خود دهانه دوزخیوی جهان تو بر مثال برزخینور باقی پهلوی دنیای دونشیر صافی پهلوی جوهای خونچون درو گامی زنی بی احتیاطشیر تو خون می‌شودر از اختلاطیک قدم زد آدم اندر ذوق نفسشد فراق صدر جنت طوق نفس…مولانا

کرم دست ثمین

مرا در وادی حیرت چرا دارید سرگردانمرا یک تن ز چندین خلق گو یک‌بار بنماییدشما عمری درین وادی به تک رفتید روز و شبز گرد کوی او آخر مرا آثار بنماییدچه گویم جمله را در پیش راهی بس خطرناک استدلی از هیبت این راه بی‌تیمار بنماییدچنین بی آلت و بی دل قدم نتوان زدن در رهاگر مردان این راهید دست‌افزار بنماییدبه رنج آید چنان گنجی به دست و خود که یابد آنوگر هستید از یابندگان دیار بنماییددرین ره با دلی پر خون به صد حیرت فروماندمدرین اندیشه یک سرگشته چون عطار بنماییدعطار نیشابوری

ثمین اینترنت

زیباترین آرایش..برای لبان شما راستگوییبرای صدای شما دعا به درگاه خداوندبرای چشمان شما رحم و شفقتبرای دستان شما بخششبرای قلب شما عشقو برای زندگی شما دوستی‌هاست..

ثمین هدایت

وانکه سیمت نداد زر بخششوانکه پایت برید سر بخشش

استوری پرمحتوا

اید گذشت..از گذشته ھا..از گذشت ھا و بخشش‌ھا..از شمارش شکستن ھا و ندیده انگاشته شدن‌ھا..و از ھیاھوی بی خیالی آدم‌ھا..و از سایه‌ھای خاطرات..و چشم پوشیده داشت بر زخم‌ھای ماندگار..و باور داشت رویایی به رنگ مرگ را..و لبخند زد به حقایق تنھایی..و ایمان اورد به گذر لحظه‌ھا..

استوری اسم ثمین

ثمین اینترنت

بـه گیـتـی ز بخـشـش بــود مـرد بـِهتـو گـر گـنـج داری ببـخـش و مَـنِـهبـر ارزانـیــان گـنــج بــستـه مــدارببـخـشـای بـر مــرد پــرهـیـزکــار

ثناو ثمین

بخشش را «بخش کن»… محبت را «پخش کن» …غضب «پریشانی» است… نهایتش «پشیمانی» است …هر چه «بضاعتمان» کمتراست … «قضاوتمان» بیشتر است…با «خویشتنداری» … «خویشاوند داری» …به «خشم» … «چشم» نگو …انسان «خوشرو» … گل «معطر» ست.«دوست داشتن» … را «دوست بدار»از «کینه» …«متنفر» باشبه «مهربانی» .. «مهر» بورزبا «آشتی» …. «آشتی» کنو از «جدایی» …«جدا» باش….

استیکر ثمین

گاهی گذشت می‌کنمگاهی گذرمعنای این دو فرق می‌کندبخشیدن دیگران دلیلضعیف بودن من نیستآنها را می‌بخشمچون آن قدر قوی هستمکه می‌دانم آدمها اشتباه می‌کنند.بزرگ ترین هدیه گذشتآرامش است

استوری اسم ثمین

گذشت زمان استبراى بخشیدنبرای فراموشیبرای آشتی با خویشبرای آرامش جسم و روحهرروز بهترین ساعات شروع خودسازیست

استوری تولد ثمین

گذشت را از خورشید بیاموزمحبت را بی‌محاسبه پخش کن،دروازه‌های قلبت رابه روی همه بگشاو باورداشته باش خدایی که در این نزدیکیست،بهترین‌ها را برایت رقم زده است.

استوری تولد ثمین

چگونه استوری را استوری کنیم

بزرگ کسی است که قلبش کودکانهقهرش بی‌کینهدوست داشتنش بی‌ادعاو بخشش او بی انتهاست …

استوری تولد ثمین

بیا با پاک ترین سلام عشق آشتی کنیمبیا با بنفشه‌های لب جوب آشتی کنیمبیا ازحسرت و غم دیگه با هم حرف نزنیمبیا برخنده این صبح بهار خنده کنیم

استوری تولد ثمین

گر چه ما را کار دل محروم از دنیا کندنگذرم از کار دل وز کار دنیا بگذرم

خصوصیات کرم ثمین

می‌بینند انسان‌ھا اما نمی‌دانندمی‌بینند از چشمان اشک می‌آید اما نمی‌داننداین آفتاب است که می‌چکدمی‌بینند قلب‌ھا می‌تپد اما نمی‌داننداین پروانه است که می‌پردمی‌بینند پروانه می‌پرد اما نمی‌دانندزِ بخشش عشق است که می‌لغزد و می‌رودمی‌بینند درخت عاشق خورشید استاما نمی‌فھمند بی دیده چگونه راه گم نمی‌کنداما درخت خوب می‌فھمد…عشق را می‌فھمد……با چشم دل می‌بیندکه تک تک ذرات این دنیا زِ عشق بر یک چیده شده‌اندمی‌بینی که آنھا این ھمه را می‌بینند اما نمی‌فھمندمی‌بینند اما نمی‌دانند دیدن کافی نیستاین‌ھا چشم دارند و نمی‌بینند …وای به حال آنھا که به شنیدن خوشندبیاید بیاید که دیگر ھیچ نبینیملمس کنیم و تنھا و ھمرا بیاندیشیم*علی خلیفه*

استوری پرمحتوا

خبر به دورترین نقطه جهان برسدنخواست او به منِ خسته بی گمان برسدشکنجه بیشتر از این؟ که پیش چشمِ خودتکسی که سهم تو باشد به دیگران برسدچه می‌کنی؟ اگر او را که خواستی یک عمربه راحتی کسی از راه ناگهان برسد…رها کنی برود از دلت جدا باشدبه آن که دوست تَرَش داشته به آن برسدرها کنی بروند و دو تا پرنده شوندخبر به دورترین نقطه جهان برسدگلایه‌ای نکنی بغض خویش را بخوریکه هق هقِ تو مبادا به گوششان برسدخدا کند که… نه! نفرین نمی‌کنم… نکندبه او که عاشق او بوده‌ام زیان برسدخدا کند فقط این عشق از سرم برودخدا کند که فقط زود آن زمان برسد*نجمه زارع*

استوری اسم ثمین

استوری اسم ثمین

باید گذشت..از گذشته‌ھا..از گذشت‌ھا و بخشش‌ھا..از شمارش شکستن‌ھا و ندیده انگاشته شدن‌ھا..و از ھیاھوی بی‌خیالی آدم‌ھا..و از سایه‌ھای خاطرات..و چشم پوشیده داشت بر زخم‌ھای ماندگار..و باور داشت رویایی به رنگ مرگ را..و لبخند زد به حقایق تنھایی..و ایمان آورد به گذر لحظه‌ھا..*افسانه اسمعیل زاده*

استوری تولدت مبارک ثمین جان

یار از سفر رسیده خوش گشتم از پیامشکو ارمغان راهش کو بخشش و کرامش؟رفت ست و دل سپردم کی یار ما بر آیداینک که سر رسید او خوشحالم از کلامشجمشید و تخت او را یکبار دیده بودم!ویران دلم چنان شد گویا شکست جامشنفرین هر دو عالم بر تازی و سکندرویرانه خاک ما شد از جور خاص و عامشخواجو به کوه و سعدی آرام در خروش استدیدم اِرَم و سرواش ساییده سر به بامشکامی رسانم ایدل کز دوست آنچه دارینیمی به من رسان و نیمی شکر به کامشسر می نهی چو عاکف بر آستان حافظگویی که وصل گردد هجرت به لطف نامش*حافظ*

استوری پرمحتوا

از سرم فکر و خیالت ناگهان افتاده استچای خوش عطری که دیگر از دهان افتاده استمن گذشتم از تو تا تنها بمانی با خودتمثل تصویری که در آب روان افتاده استفکر کردی بی تو می‌میرم؟ نمردم، زنده‌امبرگ سبزی از لب سرد خزان افتاده استگفتگوها بود بین ما… ولی این روزهاقصه دل کندنم بر هر زبان افتاده استشاد باش و خوش بمان با خودستایی‌های خودتشت رسوایی تو از آسمان افتاده است*آرزو نوری*

استوری ثمین

خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداختبه قصد جان من زار ناتوان انداختنبود نقش دو عالم که رنگ الفت بودزمانه طرح محبت نه این زمان انداختبه یک کرشمه که نرگس به خودفروشی کردفریب چشم تو صد فتنه در جهان انداختشراب خورده و خوی کرده می‌روی به چمنکه آب روی تو آتش در ارغوان انداختبه بزمگاه چمن دوش مست بگذشتمچو از دهان توام غنچه در گمان انداختبنفشه طره مفتول خود گره می‌زدصبا حکایت زلف تو در میان انداختز شرم آن که به روی تو نسبتش کردمسمن به دست صبا خاک در دهان انداختکنون به آب می لعل خرقه می‌شویمنصیبه ازل از خود نمی‌توان انداختمگر گشایش حافظ در این خرابی بودکه بخشش ازلش در می مغان انداختجهان به کام من اکنون شود که دور زمانمرا به بندگی خواجه جهان انداخت*حافظ*

ثمین اینترنت

راستی خوردن می مایه عیش است و نشاطورکسی با تو خورد عیشی از این خوش‌تر نیستساقیا می به قدح کن که فروغی خوش گفتدوری از دور ملک ناصردین خوش‌تر نیستآن شه راد که در پیش کف در پاششکاری از بخشش درهای ثمین خوش‌تر نیستتا ابد سلطنتش باد کز او سلطانیپی آراستن تاج و نگین خوش‌تر نیست*فروغی بسطامی*

استوری تولدت مبارک ثمین جان

استوری تولد ثمین

دیگران را ببخشید…بی عقلی، تهمت‌ها، خیانت و بی‌ادبینشانه عدم بلوغ روحی انسان‌هاست.انسان‌های نارس این موارد را زیاد دارندشما انسانی رسیده باشید!با سبک‌بالی و بدون اینکه قضاوت یا سرزنش کنیدو بدون اینکه از این حرف‌ها ناراحت شوید…از کنار این‌ها رد شوید …اگر هوای دلتان ابری شد و چشم‌هایتان باریدند،بگذارید این اشک‌ها باران رحمت و بخشش باشندبرای آن‌ها که نمی‌دانند و زمین دلشان خشک شده استاینجاست که دل بخشنده شماچشمه جوشانی می‌شود که به منبع عظیم لطف خدا متصل شده است.

موتور ثمین

اگر مراد تو ای دوست بی‌مرادی ماستمراد خویش دگرباره من نخواهم خواستاگر قبول کنی ور برانی از بر خویشخلاف رای تو کردن خلاف مذهب ماستمیان عیب و هنر پیش دوستان کریمتفاوتی نکند چون نظر به عین رضاستعنایتی که تو را بود اگر مبدل شدخلل پذیر نباشد ارادتی که مراستمرا به هر چه کنی دل نخواهی آزردنکه هر چه دوست پسندد به جای دوست رواستاگر عداوت و جنگ است در میان عربمیان لیلی و مجنون محبت است و صفاستهزار دشمنی افتد به قول بدگویانمیان عاشق و معشوق دوستی برجاستغلام قامت آن لعبت قباپوشمکه در محبت رویش هزار جامه قباستنمی‌توانم بی او نشست یک ساعتچرا که از سر جان بر نمی‌توانم خاستجمال در نظر و شوق همچنان باقیگدا اگر همه عالم بدو دهند گداستمرا به عشق تو اندیشه از ملامت نیستوگر کنند ملامت نه بر من تنهاستهر آدمی که چنین شخص دلستان بیندضرورت است که گوید به سرو ماند راستبه روی خوبان گفتی نظر خطا باشدخطا نباشد دیگر مگو چنین که خطاستخوش است با غم هجران دوست سعدی راکه گر چه رنج به جان می‌رسد امید دواستبلا و زحمت امروز بر دل درویشاز آن خوش است که امید رحمت فرداست*سعدی*

استوری اسم ثمین

ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده‌ایماز بد حادیث اینجا به پناه آمده‌ایمرهرو منزل عشقیم وز سر حد عدمتا به اقلیم وجود این همه راه آمده‌ایمسبزه خط تو دیدیم و ز بستان بهشتبه طلب کاری این مهر گیاه آمده‌ایمبا چنین گنج که شد خازن او روح امینبه گدایی به در خانه شاه آمده‌ایملنگر حلم تو ای کشتی توفیق کجاستکه در این بحر کرم غرق گناه آمده‌ایمآبرو می‌رود ای ابر خطاپوش ببارکه به دیوان عمل نامه سیاه آمده‌ایمحافظ این خرقه پشمینه بینداز که مااز پی غافله با آتش آه آمده‌ایم*حافظ*

ثمین اینترنت

رفت عمر و زندگانی در گذشت، ناگھان پیری رسید و نوجوانی درگذشتدر خیال خود که فردا عمر ھست، ناگھان دیدی فلانی درگذشتغافلیم از زندگی و مانده‌ایم از کاروان، مردگان را دیده‌ایم و برده‌ایم از یادمانعمر ما کوتاه و دست از زندگانی کوته است، آرزوھامان دراز و بیخیال مردن استبیخیالی‌ھای ما از حد گذشت، تا به خود بازآمدیم عمری گذشتمی‌رسد روزی که تنھا می‌شویم، یک به یک در قبرمان جا می‌شویممی‌رسد روزی که دیگر رفته‌ایم، حسرت و صد آه و افغان برده‌ایممی‌رسد آن شب که ترس است و شب است، در میان خاک‌ھا یک عقرب استکارما ترسیدن و لرزیدن است، کار او پرسیدن و بوییدن استدر سفر ما کوله باری داشتیم، ازبرای پر شدن برداشتیمکوله را خالی ولی آورده‌ایم، با نگاھی سرد اینجا مانده‌‌ایمبا خدا گویم خدا من را ببخش، او به من گوید دگر بخشش گذشتغافلان، تاکی به غفلت سر کنید، مرده را بینید و راحت رد کنیدساکتان را پر کنید از یاد او، شاید امشب آخرین شب سر کنید*سیدمحمد موسوی*

استوری تولد ثمین

خطای آدمی بخشیـــد معبود مقام سروری دادش چو محمودگذشت آغاز شد با عفو داور سر آغازی شـدی بر راه سرورتمـــام انبیاء با عفو و رحمت نمـودند زندگانی پر زرأفتچو برخوانی حکایت‌ھای دیرین به خوبان می‌رسی و کار شیرینشنو قصه ز یوسف گاه قدرت گذشت از درد و رنج گاه محنتز ابراھیم و موسی خضر و داود فتوت‌ھا نمـــودند عین مسعودشنو بخشش ز احمد گاه پیکار گـــذشت از زحمت قوم تبھکاربه روز قـدرتش شد مرھم دل گره بگشود از ھر راز مشکلعلی روز جمل آن شاه مردان شدی معدن به عفو آن ذلیلانائمـــه سربسر با عفو رحمت نمــودند راه رحمت در قیامتز آیات خــــدا درسی که فردا شود باغ جنــــان و عفو زیبامقدم عفو کـن تا بخشش یار شود بھــــرت بھشتی روز دیدار*منصور مقدم*

استوری تولد ثمین

ثمین دیجی کالا

از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگرانرفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگرانما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردیتو بمان و دگران وای به حال دگرانرفته چون مه به محاقم که نشانم ندهندهر چه آفاق بجویند کران تا به کرانمی‌روم تا که به صاحب نظری بازرسممحرم ما نبود دیده کوته نظراندل چون آینه اهل صفا می‌شکنندکه ز خود بی‌خبرند این ز خدا بی‌خبراندل من دار که در زلف شکن در شکنتیادگاریست ز سر حلقه شوریده سرانگل این باغ بجز حسرت و داغم نفزودلاله رویا تو ببخشای به خونین جگرانره بیداد گران بخت من آموخت تو راورنه دانم تو کجا و ره بیداد گرانسهل باشد همه بگذاشتن و بگذشتنکاین بود عاقبت کار جهان گذرانشهریارا غم آوارگی و دربه‌دریشورها در دلم انگیخته چون نوسفران*محمدحسین شهریار*

استوری اسم ثمین

تا کی کشم جفای تو؟ این نیز بگذردبسیار شد بلای تو، این نیز بگذردعمرم گذشت و یک نفسم بیشتر نماندخوش باش کز جفای تو، این نیز بگذردآیی و بگذری به من و باز ننگریای جان من فدای تو، این نیز بگذردهر کس رسید از تو به مقصود و این گدامحروم از عطای تو، این نیز بگذردای دوست، تو مرا همه دشنام می‌دهیمن می‌کنم، دعای تو، این نیز بگذردآیم به درگهت، نگذاری که بگذرمپیرامن سرای تو، این نیز بگذردآمدم دلم به کوی تو، نومید بازگشتنشنید مرحبای تو، این نیز بگذردبگذشت آنکه دوست همی داشتی مرادیگر شده است رای تو، این نیز بگذردتا کی کشد عراقی مسکین جفای تو؟بگذشت چون جفای تو، این نیز بگذرد*فخرالدین عراقی*

ثمین اینترنت

چشم‌هایت عطری دارند گیج کننده
از همان‌ها که پلک می‌زنی
و یک‌باره جهان
به بوی مردمک‌های خوش رنگت
عطری دلچسب می‌گیرد!

قرص چاقی ثمین

زیبا
زیبا هوای حوصله ابری است
چشمی از عشق ببخشای‌ام
تا رود آفتاب بشوید
دلتنگی مرا
زیبا
چشم تو شعر
چشم تو شاعر است
من دزد شعر‌های چشم تو هستم..

ثناو ثمین

زن، مردی ثروتمند یا زیبا
یا حتی شاعر نمی‌خواهد
او مردی می‌خواهد
که چشمانش را بفهمد
آنگاه که اندوهگین شد
با دستش به
سینه اش اشاره کند
و بگوید:
اینجا سرزمین توست…

استوری اسم ثمین

کلیپ عمه ثمین

قاصدک! هان، چه خبر آوردی؟
از کجا وز که خبر آوردی؟
خوش خبر باشی، اما، اما
گرد بام و در من
بی ثمر می‌گردی
انتظار خبری نیست مرا
نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
برو آنجا که تو را منتظرند

چگونه استوری را استوری کنیم

ای قامتت بلندتر از قامت بادبان‌ها
و فضای چشمانت
گسترده‌تر از فضای آزادی…
تو زیباتری از همه‌ی کتاب‌ها که نوشته ام
از همه‌ی کتاب‌ها که به نوشتن شان می‌اندیشم…
و از اشعاری که آمده اند…
و اشعاری که خواهند آمد…

موتور ثمین

از وقتی که
آبیِ چشمانت را دیده‌ام
شناگرِ ماهری شده‌ام
از بس که
غرقِ چشم‌هایت شدم

خصوصیات کرم ثمین

در سیاهی چشم‌هایت
فرورفته‌ام
و دیگر نمی‌دانم
جاده به کجا می‌پیچد
فقط می‌دانم
که رودی مثل عشق
در دلم جاری شده است

ثمین اینترنت

بیماری چشمان تو بیمارم کرد
در دام غم و غصه گرفتارم کرد
یک روز امید زندگی داد به من
روز دگر از زمانه بیزارم کرد

استوری اسم ثمین

ثناو ثمین

چشمم چو به چشم خویش چشم تو بدید
بی چشم تو خواب چشم از چشم رمید‌ای چشم همه چشم به چشمت روشن
چون چشم تو چشم من دگر چشم ندید

استیکر ثمین

دل عاشق به پیغامی بسازد
خمار آلوده با جامی بسازد
مرا کیفیت چشم تو کافیست
ریاضت‌کش به بادامی بسازد

استیکر ثمین

پیش از من و تو لیل و نهاری بوده است
گردنده فلک نیز بکاری بوده است
هرجا که قدم نهی تو بر روی زمین
آن مردمک چشم‌نگاری بوده است

ثمین هدایت

با یافتن چشم تو آرام گرفتم
چون شاعر درمانده پس از کشف قوافی*آن که چشمان مرا تَر کرد، اندوه تو بود
گرچه چشم عاشقان بوده ست از آغاز، تَر

استوری اسم ثمین

چشم تو باده‌ترین جام حلالیست که هست
در مقامی که همان حال محالیست که هست*چشم مست یار من میخانه می‌ریزد بهم
محفل مستانه را رندانه می‌ریزد بهم*برق چشم تو به هر بت بخورد می‌شکند
چه کسی دیده بتی با هنر بت‌شکنی

استوری ثمین

استوری اسم ثمین

خورشید هم از چشم سیاه تو می‌افتد
هر روز اگر طی نکند عرض جهان را*دو چشمش بسان دو نرگس به باغ
مژه تیرگی برده از پر زاغ*مستی به چشم شاهد دلبند ما خوش است
زان رو سپرده‌اند به مستی زمام ما

ثمین اینترنت

دل‌های سنگ را به نگاهی طلا کنی
این کیمیاگری هنر چشم‌های توست*یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن
چشم‌ها بیشتر از حنجره‌ها می‌فهمند*تو با یک چشم با خلق و، به دیگر چشم با مایی
بدین منظور گم کردن، مشوّش ساز دل‌هایی

استوری تولدت مبارک ثمین جان

آسمان روی زمین بود و نمی‌دانستم
آبی چشم شما سر به هوا کرد مرا*من کزین فاصله غارت شده‌ی چشم تو ام.
چون به دیدار تو افتد سرو کارم چه کنم*چشمان تو غنائم جنگی ست بی گمان
با من کمی بجنگ که این هم غنیمت است

کلیپ عمه ثمین

و چشمانت با من گفتند
که فردا
روز دیگری‌ست
آنک چشمانی که خمیرمایه‌ی مهر است
وینک مهر تو:
نبرد افزاری
تا با تقدیر خویش پنجه درپنجه کنم
میان آفتاب‌های همیشه
زیبایی تو
لنگری‌ست
نگاهت و چشمانت با من گفتند
که فردا
روز دیگری ست

استوری اسم ثمین

چونان به من نزدیکی
که اگر جایی نباشم، تو نیز نیستی
چونان نزدیکی
که دست‌های تو بر شانه‌ام
گویی دست‌های من‌اند
و هنگام که تو چشم می‌بندی
منم که به خواب می‌روم!

استوری تولدت مبارک ثمین جان

استوری ثمین

زندگی شاید
آن لحظه مسدودی‌ست
که نگاه من
در نی نی چشمان تو
خود را ویران می‌سازد
و در این حسی‌ست
که من آن را با ادراک ماه
و با دریافت ظلمت
خواهم آمیخت

موتور ثمین

آسمان
و هر چه آبیِ دیگر
اگر چشمان تو نیست
رنگ هدر رفته است
بر بوم روز‌های حرام شده
چه رنگ‌ها که هدر رفتند
و تو نشدند

استوری پرمحتوا

من از این هر دو کمانخانه ابروی تو چشم
برنگیرم و گرم چشم بدوزند به تیر*نمی‌گویم به وصل خویش شادم گاه گاهی کن
بلاگردان چشمت کن مرا گاهی نگاهی کن*چشم بر هم نزنم گر تو به تیرم بزنی
لیک ترسم که بدوزد نظر از روی توام

ثناو ثمین

همیشه چشمانت
دو چشمه اند در خواب‌هایم
و همین است که
صبح که شعرم بیدار می‌شود‌
می‌بینم بسترم
سرشار از گل عشق توست
و نم نم گیاه و سبزینه …

استیکر ثمین

آدم‌های اینجا
هیچکدام شبیه تو نیستند ‏
دلتنگت که می‌شوم ‏
چشم‌هایم را می‌بندم ‏
باران را تجسّم می‌کنم ‏
تو زلال مهربانی ‏
مهربان زلالی …‏

استوری ثمین

کلیپ عمه ثمین

کاش می‌دیدم چیست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است
آه وقتی که تو لبخند نگاهت را‌
می‌تابانی
بال مژگان بلندت را‌
می‌خوابانی
آه وقتی که
تو چشمانت
آن جام لبالب از جاندارو را
سوی این تشنه جان سوخته می‌گردانی
موج موسیقی عشق
از دلم می‌گذرد
روح گلرنگ شراب
در تنم می‌گردد
دست ویرانگر شوق
پرپرم می‌کند‌ای غنچه رنگین پر پر
من در آن لحظه که چشم تو به من می‌نگرد
برگ خشکیده ایمان را
در پنجه باد
رقص شیطان خواهش را
در آتش سبز
نور پنهانی بخشش را
در چشمه مهر
اهتزاز ابدیت را می‌بینم
بیش از این سوی نگاهت نتوانم نگریست
اهتزاز ابدیت را یارای تماشایم نیست
کاش می‌گفتی چیست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری استفریدون مشیری

استوری تولد ثمین

آه باشد به ز زلف عنبرین عشاق را
اشک باشد بهتر از در ثمین عشاق را
آب حیوان است خوی آتشین عشاق را
آیه رحمت بود چین جبین عشاق را‌
می‌کند ز آتش سمندر سیر گلزار خلیل
درد و داغ عشق باشد دلنشین عشاق را
آنچنان کز چشمه سنبل شسته رو آید برون
پاک سازد دیده‌های پاک بین عشاق را
از تهی چشمی بود عرض گهر دادن به خلق
ور نه دریا‌ها بود در آستین عشاق را
غافلان گر در بقای نام کوشش می‌کنند
ساده از نام و نشان باشد نگین عشاق را
کوته اندیشان قیامت را اگر دانند دور
نقد باشد پیش چشم دوربین عشاق را
گر چه از نقش قدم در ظاهرند افتاده‌تر
توسن افلاک باشد زیر زین عشاق را
آسان سیران نمی‌بینند صائب زیر پا
نیست پروای غم روی زمین عشاق راشعر از صائب تبریزی

کلیپ عمه ثمین

خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت
به قصد جان من زار ناتوان انداخت
نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بود
زمانه طرح محبت نه این زمان انداخت
به یک کرشمه که نرگس به خودفروشی کرد
فریب چشم تو صد فتنه در جهان انداخت
شراب خورده و خوی کرده می‌روی به چمن
که آب روی تو آتش در ارغوان انداخت
به بزمگاه چمن دوش مست بگذشتم
چو از دهان توام غنچه در گمان انداخت
بنفشه طره مفتول خود گره می‌زد
صبا حکایت زلف تو در میان انداخت
ز شرم آن که به روی تو نسبتش کردم
سمن به دست صبا خاک در دهان انداخت
کنون به آب می‌لعل خرقه می‌شویم
نصیبه ازل از خود نمی‌توان انداخت
مگر گشایش حافظ در این خرابی بود
که بخشش ازلش در می‌مغان انداخت
جهان به کام من اکنون شود که دور زمان
مرا به بندگی خواجه جهان انداختشعر در مورد چشم سبز

چگونه استوری را استوری کنیم

آبی رنگ چشم‌های توست
و آن زمان که لبخند می‌زنی
زلال ظریف آن
تابش لرزان صبح را
به خاطرم می‌آورد
آن هنگام که خورشید به دریا می‌افتد
آبی رنگ چشم‌های توست
و آن زمان که گریه می‌کنی
اشک‌های تابان‌ات
هم‌چون جواهراتی زیبا
خودنمایی می‌کنند
وقتی بی‌اختیار می‌خزند
مثل قطرات شبنم به‌روی بنفشه‌ها
آبی رنگ چشم‌های توست
و آن زمان که به تماشای‌شان می‌نشینم
افکار، چون پرتو‌های نور منعکس می‌شوند
گویی که در ژرفای شب
ستارگان گمشده‌ی آبی می‌درخشندگوستاو آدولفو بکر

استوری اسم ثمین

ای چشم تو دلفریب و جادو
در چشم تو خیره چشم آهو
در چشم منی و غایب از چشم
زآن چشم همی‌کنم به هر سو
صد چشمه ز چشم من گشاید.
چون چشم برافکنم بر آن رو
چشمم بستی به زلف دلبند
هوشم بردی به چشم جادو
هر شب چو چراغ چشم دارم
تا چشم من و چراغ من کو
این چشم و دهان و گردن و گوش
چشمت مرساد و دست و بازو
مه گر چه به چشم خلق زیباست
تو خوبتری به چشم و ابرو
با این همه چشم زنگی شب
چشم سیه تو راست هندو
سعدی به دو چشم تو که دارد
چشمی و هزار دانه لولوسعدی

استوری ثمین

ثمین هدایت

چشم تو شهر فرنگی‌ست که دیدن دارد
دیدمت خوب، دلم حس پریدن دارد
حرف‌ها می‌زند از دور نگاهت با من
برق چشمان تو الحق که شنیدن دارد!
قاف امیدی و پا‌های من دیوانه
در رسیدن به شما عزم دویدن دارد
گریه کم می‌کنم، اما چشم هایم پی تو
مثل هر ابر دگر عشق چکیدن دارد
ما همه منتظریم و تو نخواهی آمد ….
خودمانیم که ناز تو خریدن دارد!
زیر بال و پر زلفت دل ما را برگیر
که بدون تو فقط فکر رمیدن دارد
چند سالی ست که من مرده ام، اما قلبم
با مسیحایی تو شوق تپیدن دارد
چشم تو شهر فرنگی ست که دیدن داردحسین دهلوی

ثمین هدایت

گاهی نگاهت
آنقدر نافذ است
که خودم را نه
دیوار پشت سرم را
در چشمت می‌بینمافشین یداللهی

استوری تولدت مبارک ثمین جان

من درباره تو به آن‌ها نگفته‌ام
اما تو را دیده‌اند که
در چشمانم شنا می‌کنی…
من درباره تو به آن‌ها نگفته‌ام
اما تو را در کلماتم دیده‌اند
عطر عشق
نمی‌تواند پنهان بماندنزار قبانی

استوری اسم ثمین

روزی اگر ببینم آمده‌ای
بسان کبوتری خسته از دیاران دورست، یار!
با زیبایی بی پایانی در چشم‌هایت
و بهاری در گیسوانتیاووز بولنت باکیلر

ثمین هدایت

هر چقدر این روز‌ها دستان من تنهاترند
چشم‌هایت شب به شب زیباتر و زیباترند
رازداری‌های من بیهوده است، این چشم‌ها
از تمام تابلو‌های جهان گویاترند…
من پَر کاهی به دست باد پاییزم،ولی چشم‌های روشنت از کهربا گیراترند…پانته‌آ صفایی بروجنی

استوری اسم ثمین

آهنگ ثمین ثمین

گناه چشم تو… یا… نه! گناه عکاس است
که این چنین به نگاهت دچار و حساس است
و مدتی است که هنگام دیدن چشمت
اعوذ بالله او قل اعوذ بالناس است
برای رستن او از جهنم و آتش
پل صراط نگاهت ملاک و مقیاس است
تمام اهل زمین را جهنمی کردی
که آیه آیه‌ی چشمت «یوسوس الناس» است
تمام شهر از ایمان به کفر برگشتند
گناه چشم تو حالا به پای عکاس است؟منصوره فیروزی

ثناو ثمین

استوری ثمین

ثمین هدایت

ندیدنتچه آتشی به جانم انداخته است…کاش امشب آمدنت راسور بگیرم…

استوری اسم ثمین

بنگر چه آتشیز توبَر پاستدر دلم…

استوری پرمحتوا

دلگیری من از نبود کسی نیست؛دلگیری من از این بودن های تو خالی است.از این بودن هایی کهاز هزاران نبودن ها بیشتر آتش بر دلت میزند.من عمری است از این تضاد ها دلگیرم…

استوری اسم ثمین

استوری اینستاگرام

آتش صبر تو سوزد آتش هستیت راآتش اندر هست زن و اندر تن هستی نژاد

کرم دست ثمین

آتش گرفته آب رخ وی ز تاب میآبش نهان در آتش و آتش عیان ز آب

استوری پرمحتوا

چه بگویم سحرت خیر؟ تو خودت صبح جهانیمن شیدا چه بگویم؟ که تو، هم این و هم آنیبه که گویم که دل از آتش هجر تو بسوخت؟شده‌ای قاتل دل؛ حیف ندانی که ندانیهمه شب سجده برآرم که بیایی تو به خوابمو در آن خواب بمیرم که تو آیی و بمانیچه نویسم که قلم شرم کند از دل ریش امبنویسم ولی افسوس نخوانی که نخوانی!من و تو اسوه ی عالم شده ایم باب تفاهمکه من ام غرق تو و تو به تمنای کسانیبه گمانم شده ای کافر و ترسا شده ایکآیتی از دل شیدای مسلمان تو نخوانیبشنو “صبح بخیر” از من درویش و بروکه اگر هم تو بمانی غم ما را نتوانی “محمد صفوی”

کلیپ عمه ثمین

آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختمبی تو ای آرام جان یا ساختم یا سوختم.“رهی معیّری”

ثمین دیجی کالا

بخند خنده های تو ترکیدن شاهوار کوهستان های انار استو چشمه های خون دلم که روح مرا خیس می کند بخندو کشتی سرگشته را به جزیره ای رهنمون شوکه جز برای تو کالایی نداردفرو شو در آب دریاچه فرو شو و آب را بشویدر شعله زار تشنه فرو شو و آتش را گرم کندهان بر دهان زمین بگذار و جان تازه به این مرده بخش.در آب دریاچه فرو شو و مرا در اتش خاموشت شست و شو ده.“محمد شمس لنگرودی”

استوری تولدت مبارک ثمین جان

آهنگ ثمین ثمین

زخم های این خانه را چه چیز التیام خواهد بخشید!؟جز بوسه های تو!؟بال های قاصدک را که به زیر اتش خاکستر کشیدیبافه های سرخ، رنگ باختند ، پروانه در آتش شد و پّرِ مذابش به زیر ریخت.از ناودان دل که سرریز می شد می خراشید و زخم می زد!زخم های این خانه را چه چیز التیام خواهد بخشید!؟ جز بوسه های تو !؟“امیر معصومی”

ثمین اینترنت

” چشم های سیاه سگ دار”ش شده آتش بیار معرکه اتو تو راضی به سوختن شده ای چون که دار و ندار یک نفری

استوری تولدت مبارک ثمین جان

آغوشت قبیله‌ای‌‌ وحشی با آتشیبرای پایکوبی با جادویی برای فریب دستانتگمشدگانِ بی‌ شتابِ ریزشِ آبشارِ گیسوانِ من و چشم‌هایت ویرانگرانِ خاموشِ غرورِ هزار ساله‌اممن دلباخته‌ای عصیانی آشوب گری پر تمنا از عالم گریخته‌ای پر تردیدآمیخته با طبیعتِ پیکرت آمیخته با عطرِ خوبِ خوبِ بودنتسر بر بالینت گذاردم با تو زیستم با تو گریستم عشق ورزیدم عشق ورزیدم عشق ورزیدمو از آرزوهای بی‌ شمار تنها و تنها تو را خواستمخواستنی با شکوه رویایی و محال … و محال!“نیکی‌ فیروزکوهی”

استیکر ثمین

دوباره سنگ زاده خواهم شدو باز تو را ای زن دوست خواهم داشتدوباره باد زاده خواهم شدو باز تو را ای زن دوست خواهم داشتدوباره موج زاده خواهم شدو باز تو را ای زن دوست خواهم داشتدوباره آتش زاده خواهم شدو باز تو را ای زن دوست خواهم داشتدوباره مرد زاده خواهم شدو باز تو را ای زن دوست خواهم داشت“خوان رامون خیمنس”

استوری پرمحتوا

اولین شعرها رامن برایت گفته امروی دیواره ی غارهابه شکلشکار، نیزه و آتشو هنوزهیچ‌کس نفهمیدهشکار، نیزه و آتشفقط استعاره ای هستنداز عشق من به تو

استوری تولد ثمین

ثمین هدایت

از هر چه می‌رود سخن دوست خوشتر استپیغام آشنا نفس روح پرور استهرگز وجود حاضر غایب شنیده‌ایمن در میان جمع و دلم جای دیگر استشاهد که در میان نبود شمع گو بمیرچون هست اگر چراغ نباشد منور استابنای روزگار به صحرا روند و باغصحرا و باغ زنده دلان کوی دلبر استجان می‌روم که در قدم اندازمش ز شوقدرمانده‌ام هنوز که نزلی محقر استکاش آن به خشم رفتهٔ ما آشتی کنانبازآمدی که دیدهٔ مشتاق بر در استجانا دلم چو عود بر آتش بسوختیوین دم که می‌زنم ز غمت دود مجمر استشب‌های بی توام شب گور است در خیالور بی تو بامداد کنم روز محشر استگیسوت عنبرینهٔ گردن تمام بودمعشوق خوبروی چه محتاج زیور استسعدی خیال بیهده بستی امید وصلهجرت بکشت و وصل هنوزت مصور استزنهار از این امید درازت که در دل استهیهات از این خیال محالت که در سر است

ثمین اینترنت

از خدا خواهیم توفیق ادببی ادب محروم ماند از لطف رببی ادب تنها نه خود را داشت بدبلکه آتش در همه آفاق زد

موتور ثمین

خیلی زود عاشقت شدمو نگاهم را پنهان کردمزمانی نگذشته بودکه تمام قصه های عاشقانه را آتش زدمدیگر نیازی به این تاریخ افسانه ای نیستمن به شناخت عمیقی رسیدمدر همان دقایقی که چشمانت را دیدم

کلیپ عمه ثمین

صلاح جویی تدبیر تو پدید آردمیان آتش و آب اتحاد شکر و شیر

استوری اسم ثمین

آتش دوزخ باشدشراب باشدتو کنار من باشیو شیطانی که گولمان بزند!شب که شداز بام جهنم خودمانبهشت دیگران را می‌بینیم…

استوری اسم ثمین

موتور ثمین

در پیش رخ تو ماه را تاب کجاستعشاق تو را به دیده در خواب کجاستخورشید ز غیرتت چنین می‌گویدکز آتش تو بسوختم آب کجاست

استوری اسم ثمین

آه باشد به ز زلف عنبرین عشاق رااشک باشد بهتر از در ثمین عشاق راآب حیوان است خوی آتشین عشاق راآیه رحمت بود چین جبین عشاق رامی کند ز آتش سمندر سیر گلزار خلیلدرد و داغ عشق باشد دلنشین عشاق راآنچنان کز چشمه سنبل شسته رو آید برونپاک سازد دیده های پاک بین عشاق رااز تهی چشمی بود عرض گهر دادن به خلقور نه دریاها بود در آستین عشاق راغافلان گر در بقای نام کوشش می کنندساده از نام و نشان باشد نگین عشاق راکوته اندیشان قیامت را اگر دانند دورنقد باشد پیش چشم دوربین عشاق راگر چه از نقش قدم در ظاهرند افتاده ترتوسن افلاک باشد زیر زین عشاق راآسان سیران نمی بینند صائب زیر پانیست پروای غم روی زمین عشاق راشعر از صائب تبریزی

استوری اسم ثمین

خرقه زهد مرا آب خرابات ببردخانه عقل مرا آتش میخانه بسوخت

استوری اینستاگرام

خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداختبه قصد جان من زار ناتوان انداختنبود نقش دو عالم که رنگ الفت بودزمانه طرح محبت نه این زمان انداختبه یک کرشمه که نرگس به خودفروشی کردفریب چشم تو صد فتنه در جهان انداختشراب خورده و خوی کرده می‌روی به چمنکه آب روی تو آتش در ارغوان انداختبه بزمگاه چمن دوش مست بگذشتمچو از دهان توام غنچه در گمان انداختبنفشه طره مفتول خود گره می‌زدصبا حکایت زلف تو در میان انداختز شرم آن که به روی تو نسبتش کردمسمن به دست صبا خاک در دهان انداختکنون به آب می لعل خرقه می‌شویمنصیبه ازل از خود نمی‌توان انداختمگر گشایش حافظ در این خرابی بودکه بخشش ازلش در می مغان انداختجهان به کام من اکنون شود که دور زمانمرا به بندگی خواجه جهان انداختشعر از حافظ

ثمین دیجی کالا

تنم از واسطه دوری دلبر بگداختجانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت

استوری تولدت مبارک ثمین جان

موتور ثمین

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوختآتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت

آهنگ ثمین ثمین

مرا آتش صدا کن تا بسوزانم سراپایتمرا باران صدا ده تا ببارم بر عطشهایتخیالی، وعده ای، وهمی،امیدی،مژده ای،ی ادی!به هر نامه که خوش داری،تو بارم ده به دنیایت…“حسین منزوی”

چگونه استوری را استوری کنیم

مهتاب و سرشکی به هم آمیخته بودیمخوش روی هم آن شب من و مه ریخته بودیمدور از لب شیرین تو چون شمع سیه روزخوش آتش و آبی به هم آمیخته بودیمبا گریه خونین من و خنده مهتابآب رخی از شبنم و گل ریخته بودیماز چشم تو سرمست و به بالای توهمدستصد فتنه ز هر گوشه برانگیخته بودیمزان پیش که در زلف تو بندیم دل خویشما رشته مهر از همه بگسیخته بودیمشهریار

موتور ثمین

فاطمه گویاترین فریاد عشق / روح سبز عاطفه، همزاد عشق
ای دلت پر نور تر از آفتاب / ای کلامت عشق را تفسیر ناب
موج زن در هر کلامت شط نور / خطبه‌هایت شرح ناب خط نورمیلاد حضرت فاطمه زهرا (س) مبارک باد

استوری اسم ثمین

فاطمه‌ای فرشته خیرات
بر تو و خاندان تو صلوات
میلاد دختر نبوت، همسر ولایت، مادر امامت، بر شما مبارک باد…‌

استوری ثمین

قرص چاقی ثمین

دین خدا ز همت او جان گرفته است
زن با نگاه فاطمه عنوان گرفته است
زیباترین نمایش تابان روزگار
زهراست آنکه مانده در اذهان روزگار…
ولادت حضرت فاطمه (س) و روز مادر مبارک

استوری اسم ثمین

چو نورش در بسیط ارض، از عرش برین آمد
خدا را هر چه رحمت بود نازل بر زمین آمدزنورش رحمت از رب المشارق تافت بر عالم
چو زهرا را ظهور، از رحمه للعالمین آمدبه رشگ آسمان طالع شد از روی زمین ماهی
که از شرم رخش خورشید، خاکستر نشین آمدهویدا گشت بر چرخ نبوت کوکبی تابان
که مهرش مشتری چون زهره بر ماه جبین آمدزعرش کبریا بر فرش چون نورش هویدا شد
ملایک در طوافش از یسار و، از یمین آمدچو از جان آفرین در صورت آمد نقش این دختر
هزاران آفرین بر نقش، از جان آفرین آمدزنی مانند این مادر پسر ناورد یا دختر
در این ام العوالم، تا بنات آمد بنین آمدجمالی در تجلی آمد از پیراهن امکان
که صد خورشید و ماهش جلوه گر از آستین آمدصدفها بحر امکان پرورید از لؤلؤ مکنون
که تا یک دُرج او را دَرج در دُرّ ثَمین آمدمگر ام الکتابست این بتول از وحی سبحانی
که نسلش محکمات، آیات قرآن مبین آمددر او نور علی ممزوج با نور محمد شد
مه و خورشید از این مشرق، صباح واپسین آمدزنسلش ظاهر آمد نور مطلق قائم بالحق
از این مولوده، مولودی چو رب العالمین آمداز آن تاری که چرخش رشت با دست عبودیت
میان حق و جبرئیل امین حبل المتین آمدعلی مرآت یزدان بود و ذاتش بی قرین آری
خدای بی قرین مرآت ذاتش، بی قرین آمدبتول آیینۀ شد، آئینۀ اوصاف یزدان را
چنان آئینه را، آئینه در عالم، چنین آمدچو از رنگ تعین، صاف شد اوصاف این دختر
ز بی رنگی رخش، آئینۀ سلطان دین آمدنجویند اهل بیتش استعانت جز به نور او
که در هر ورطه نورش، مستعان و مستعین آمدملایک را از آن شد، سجده واجب بر گل آدم
که این نور خدا را جلوه اندر ماه وطین آمدولایش آب حیوانست جاری در عروق دل
حیات جان انسانی از این ماء معین آمدخدا بر حرمتش چون اسم اول خواند از خامس
به شوق پای بوسش، ز آسمان روح الامین آمدزحسن طلعتش افتاد عکسی آفرینش را
زعکس روی او پیدا بهشت و، حور عین آمدنمود از سایۀ قدش تجلی، نخلۀ طوبی
بیانات لبش، نهرین شیر وانگبین آمدچنان از ماه رویش روشن آمد، ظلمت غبرا
که گوئی بر زمین، مهر از سپهر چارمین آمدکنیزش را نباشد اعتنا بر تخت بلقیسی
غلامش را سلیمان بندۀ تاج و نگین آمدبه حق فرمود، الحق قره العینش، رسول حق
که حق بین نور او، در چشم خیر المرسلین آمددر اوصاف کمال او، همین کافیست بر دانا
که این دوشیزه را شوهر، امیر المؤمنین آمدفؤاد از جان و دل چون دوست دارد آل محمد را
به سمع جان اهل دل، کلامش دل نشین آمد

موتور ثمین

به حج رفتن یه دنیا عشق مى خواد…
من از عشقم به حج رفتن، گذشتم….
تمام عمر, كعبم (مادرم) بود……….
طواف كعبه واجب بودُ، گشتم….میلاد حضرت فاطمه س و روز زن گرامی باد

استیکر ثمین

از آسمان قدوسیان آواز کردنددرهای رحمت را دوباره باز کردنددر موسم میلاد یاس باغ عصمتدر باغ جنت بلبلان آواز کردندمیلاد حضرت فاطمه (س) مبارک باد

استوری تولدت مبارک ثمین جان

در آسمانها عرشیان با شور و شادیچشن سرور و شادمانی ساز کردنددر وصف و مدح کوثر ختم رسولانامشب تمام قدسیان لب باز کردندمیلاد حضرت فاطمه (س) مبارک باد

استوری ثمین

استوری ثمین

میلاد سرور بانوان جهان و مادر تمام شیعیان بر شما و تمام مسلمانان مبارک باد

استوری ثمین

امشب ملائک بر نبی تبریک گفتندتا صبح گرد خانه اش پرواز کردندآندم که سر زد روی زهراسادات زین مادر به عالم ناز کردندمیلاد حضرت فاطمه (س) مبارک باد

ثمین اینترنت

ز دامان خدیجه فخر زنها شد عیان امشبز یمن مقدمش روشن زمین و آسمان امشبتمام اهل عالم خادم آن آستان امشبعلی را همسر و گمراهیان را رهنما آمدمیلاد حضرت فاطمه (س) مبارک باد

استوری تولدت مبارک ثمین جان

محمد بحر بی پایان رحمت گوهرش زهراعلی فلک نجات آفرینش لنگرش زهرارسول الله می نازد که دارد دختری چون اوکتاب الله می نازد که باشد کوثرش زهرامیلاد حضرت فاطمه (س) مبارک باد

ثمین اینترنت

خوش آمدی به زمین ای شروع زیباییتو عطر یاسی و نرگس تویی که زهراییتو آن طلوع قشنگی که در کنار علیبرای ظلمت شب‌های مکه آمده‌ایاگر چه وصف کمال تو غیر ممکن بودبرای وصف خدا شرح بهترین غزلیولادت حضرت فاطمه سلام الله علیها مبارک

استوری اسم ثمین

استیکر ثمین

رسول الله را باشد دو قرآن، صامت و ناطقکتاب صامتش قرآن، کتاب دیگرش زهرادرود هر زن آزاده و هر مرد آزادهبر آن بانو که باشد در ولایت رهبرش زهرامیلاد حضرت فاطمه (س) مبارک باد

کلیپ عمه ثمین

میلاد فرخنده و با سعادت اسوه تمام عیار مکارم و قله رفیع فضائل صدیقه کبری، حضرت فاطمه زهرا (س) هفته بزرگداشت مقام زن و روز مادر را به همه مادران تبریک و تهنیت می گوئیم.

کرم دست ثمین

شد جهان پرشور و غوغاصفحه گیتی مصفابیت احمد طور سیناپا نهد زهرا (س) به دنیا

استوری تولدت مبارک ثمین جان

بگوشم مژده می آید دمادمدل شوریده گردد شاد و خرمتولد یافت در ماه جمادیعزیز که بود او فخر عالممیلاد حضرت فاطمه (س) مبارک باد

استوری اسم ثمین

فاطمه (س) متولد می‌شود؛کسی که سپیده دمان، دیدگان روشنش را سجده می‌کنند و کوه‌ها قامتِ قیامت را به احترام بر می‌خیزند.ولادت حضرت فاطمه سلام الله علیها بانوی دو عالم گرامی باد

استوری ثمین

آهنگ ثمین ثمین

فاطمه نامی که با آن عشق می بازد خدافاطمه نوری کزآن بر خلق می نازد خداما نه یاران دگر نه انبیا گویند کاشدر جزا ما را ز چشم او نیاندازد خداخجسته زادروز حضرت فاطمه زهرا گرامی باد

استوری اسم ثمین

زهرا که از فروغش عالم ضیا گرفتهدین نبی ز فیضش نشو و نما گرفتهمریم زمکتب او درس حیا گرفتهجشنی به عرش اعلی بهرش خدا گرفتهتولد فاطمه زهرا مبارک

استیکر ثمین

السلام ای درخت نور بر تنت همیشه رخت نورای الهه وفا و عشق ای تو خوبی و صفا و عشقپاکی از وجود پاک توست عشق قلب سینه چاک توستتولد حضرت فاطمه بانوی پاکی ها گرامی باد

موتور ثمین

سینه اش بویید پیغمبر که مینوی من است
فاطمه هم فکر و هم سیما و هم خوی من است
یاد از بشکستن پهلوی او چون کرد گفت
بضعه من، روح ما بین دو پهلوی من استمیلاد حضرت فاطمه (س) مبارک باد

استوری تولدت مبارک ثمین جان

سالروز ولادت ام‌ابیها مادر امامت، همسر ولایت و دخت نبوت را خدمت فرزند برومندش امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، مقام معظم رهبری مدظله العالی و بر تمامی دوستداران حضرتش مخصوصاً بانوان بزرگوار تبریک و تهنیت عرض می‌کنم.

استوری اسم ثمین

استوری تولد ثمین

میلاد فرخنده و با سعادت اسوه تمام عیار مکارم و قله رفیع فضائل صدیقه کبری، حضرت فاطمه زهرا (س) مبارک باد.

قرص چاقی ثمین

چه مبارک شبی است میلاد فاطمه زهرا، امشب، آسمان مکه آذین بند قدوم دختر خورشید است و کعبه و زمزم و صفا، سرود خوان آمدن کوثر جاری رسول خدایند.میلاد باسعادت فاطمه زهرا مبارک باد

خصوصیات کرم ثمین

زهرا اگر نبود جهان و جنان چه بود
عرض و سما و مهر و مه و اختری نداشت
امضا نداشت حکم رسالت بدون او
پیغمبری به دهر چنین دختری نداشتمیلاد حضرت فاطمه (س) مبارک باد

استوری تولد ثمین

عشق یعنی خنده های فاطمه
پر گرفتن در هوای فاطمه
نوکری کردن برای فاطمهمیلاد فاطمه زهرا گرامی باد

خصوصیات کرم ثمین

عالم صدف است و فاطمه (س) گوهر او
گیتی عرض است و فاطمه (س) جوهر او
بر فضل و شرافتش همین بس که ز خلق
احمد (ص) پدر است و مرتضی (ع) شوهر اومیلاد حضرت فاطمه (س) مبارک باد

استوری اسم ثمین

کرم دست ثمین

بر عالم سرما زده گرما دادندخورشیدترین! تو را به دنیا دادندبا سجده و سجاده چهل روز گذشت تا عاقبت آن سیب خدا را دادند…میلاد با سعادت حضرت فاطمه (س) و روز زن بر شما مبارک

کلیپ عمه ثمین

سرای احمد امشب رشک طور استزمین و آسمان غرق سرور استنهد پا در جهان دخت محمد (ص)به راهش از جهان گلریز حور استولادت حضرت زهرا (س) گرامی باد

ثمین اینترنت

چه بنویسم از آن بی ابتدا، بی انتها، زهرازمین زهرا، زمان زهرا، قدر زهرا، قضا زهراولادت با سعات حضرت فاطمه مبارک باد

موتور ثمین

فاطمه متولد می شود؛کسی که سپیده دمان، دیدگان روشنش را سجده می کنندو کوه ها قامتِ قیامت را به احترام برمی خیزند.ولادت حضرت فاطمه بانوی دو عالم گرامی باد

چگونه استوری را استوری کنیم

فاطمه نامی که با آن عشق می‌بازد خدافاطمه نوری کز آن بر خلق می‌نازد خداما نه یاران دگر نه انبیا گویند کاشدر جزا ما را ز چشم او نیاندازد خداخجسته زادروز حضرت فاطمه زهرا (س) گرامی باد

استوری اسم ثمین

کلیپ عمه ثمین

بشارت باد بر اهالی زمین که سیب سرخ بهشت، جوانه زده است! نام تو، ریشه شر را خشکاند و آتش دوزخ را سر کرد بر پیروان طریقه رستگاری. خانه وحی، با درخشش نام تو، روشن‏تر شد، تا نشانه‏ای باشد بر حرمت زن، تا دیگر رنگ چهره‏ها با شنیدن صدای تولد دختران، کبود نشود؛ تا دیگر سنت‏های جاهلانه میان دختر و پسر، خطی نکشد به نشانه سعد و نحس.

استیکر ثمین

استوری ثمین

ثناو ثمین

لب بر لب من نهاد و می‌گفت
جانت چو به لب رسید خاموش

استوری اسم ثمین

عاشقم من عطش جان تو را می‌خواهم
بوسه از آن لب و دندان تو را می‌خواهم

آهنگ ثمین ثمین

خنده‌هایت به بهار و لب تو شاخ نبات
در کنارت چه بعید است، کسی پیر شود

استوری اسم ثمین

آهنگ ثمین ثمین

شیرین لب او تلخ نگفتی هرگز
این بی‌نمکی ز شور بختی من‌ست

چگونه استوری را استوری کنیم

به زیرِ بارشِ مهرت، دلم خیسِ تمنا شد
تو از گنجِ درونِ خویش، لبانت را نگیر از من

استوری تولد ثمین

با یاد لبت از لب تو محرومم
ای یاد لبت حجاب لب‌های تو دوست

استوری اسم ثمین

در هر سَرت ای عشق، سخن‌ها به تغزُل
در کوچه و بازار، سخن بر لبِ آب است

ثمین هدایت

ای مست شده از نظرت اسم و مسما
وی طوطی جان‌گشته ز لب‌هات شکرخا

استوری تولد ثمین

کرم دست ثمین

به بوسه‌ای ز لبش دل نمی‌شود سیراب
چگونه تشنه تواند ز گوهر آب گرفت

ثمین هدایت

به دار ملک ملاحت لبش چو غماز است
که بنگرید نصیب مرا که دربانم

استوری پرمحتوا

تا بوسه‌ای به من ز لب دلستان رسید
جانم به لب رسید و لب من به جان رسید

استوری پرمحتوا

با هم که ‌باشیم سه تاییم…
من، تو و بوسه…
بی هم چهارتاییم…
تو با تنهایی…
من با رنج…

خصوصیات کرم ثمین

زانک مرا داد لبش نیست لبی را اثرش
ز آنچ چشیدم ز لبت هیچ لبی را مچشان
 مولانا

استوری تولدت مبارک ثمین جان

استوری ثمین

لب‌های تو، خضر اگر بدیدی
گفتی لب چشمه حیات است

خصوصیات کرم ثمین

بر لبت چون یکی حباب شوم
بوسم آن را ز شوق و آب شوم

ثمین هدایت

لبت بدیدم و لعلم بیوفتاد از چشم
سخن بگفتی و قیمت برفت لؤلؤ را

قرص چاقی ثمین

لیکن نداد بر لب من بوسه زانکه یافت
در دیدگان خسته من گور عشق خویش

استوری ثمین

حکایت لبت اندر دهان نمی‌گنجد
لب و دهان نتوان گفت در درج ثمین

استوری تولدت مبارک ثمین جان

استوری تولد ثمین

لب‌هایت را
بیشتر از تمامی کتاب‌هایم
دوست می‌دارم
چرا که با لبان تو
بیش از آنکه باید بدانم، می‌دانملب‌هایت را
بیشتر از تمامی گل‌ها
دوست می‌دارم
چرا که لب‌هایت
لطیف‌تر و شکننده‌تر از تمامی آن‌هاستلب‌هایت را
بیش از تمامی کلمات
دوست می‌دارم
چرا که با لب‌های تو
دیگر نیازی به کلمه‌ها نخواهم داشت

موتور ثمین

هر روز” صبح ” بودنِ
بوسه های تو الزامیست
تا مرا بدرقه کنند،
به سوی جهانی که خستگی های روزمره پیدایم نکنند!
و چقدر دلنشین خواهد بود
صبحی که با بوسه های
تو شروع شود.

ثمین دیجی کالا

سعدی شیرین سخن در راه عشق
از لبش بوسی گدائی می‌کند
سعدی

استیکر ثمین

لب تو
بوسه‌ مرا می‌شناسد
مثل لب حوا
که بوسه‌ ی آدم را
با این تفاوت که
برای حوا
آدم دیگری نبود
و برای تو
آدم‌‌های دیگر بسیارند

ثمین اینترنت

علاج ضعف دل ما به لب حوالت کن
که این مفرح یاقوت در خزانه توست

استوری ثمین

موتور ثمین

از همه خودم
لب‌هایم را بیشتر دوست دارم
چقدر نام تو
رنگ می‌دهد به لب‌هایم

آهنگ ثمین ثمین

لب و دندانت را حقوق نمک
هست بر جان و سینه‌های کباب

استیکر ثمین

همه چیز را که نمی‌شود نوشت
بعضی دوستت دارم‌ها
فقط لب مرا می‌خواهد و
گوش تو را
که بی فاصله بگویم:
دوستت دارم

استوری پرمحتوا

گفتم که لبت، گفت لبم آب حیات
گفتم دهنت، گفت زهی حب نبات

آهنگ ثمین ثمین

لب‌های هر دو مان
شبیه به ماهی‌ست
بیا تُنگ صورتمان را یکی کنیم
با هم که باشند، دور هم می‌گردند
سرشان به شیشه تنهایی نمی‌خورد

استوری اسم ثمین

کرم دست ثمین

بوسیدن لب یار اول ز دست مگذار
کاخر ملول گردی از دست و لب گزیدن

استوری تولدت مبارک ثمین جان

چطور
این همه عشق
روی لب‌هایت
جا شد؟

چگونه استوری را استوری کنیم

سه بوسه کز دو لبت کرده‌ای وظیفه من
اگر ادا نکنی قرض دار من باشی

استوری اسم ثمین

تو که نمی‌دانی
از آن دهان
با آن لب‌ها
هر چه بگویی زیباست
هر چه بگویی شنیدنی ست
حتی در سکوت

قرص چاقی ثمین

فاتحه‌ای چو آمدی بر سر خسته‌ای بخوان
لب بگشا که می‌دهد لعل لبت به مرده جان
حافظ

استوری ثمین

ثمین اینترنت

بخند محبوبم
دنیا گاه
به شکل تمشک بزرگی‌ست
که هر کس
سهمی از سرخی آن خواهد داشت
گنجشک‌ها
دست‌های عابران
لب‌های تو
و جای زخم‌های من

استوری پرمحتوا

به سحری کآتش دل‌ها کند تیز
لبش را صد زبان هر صد شکر ریزنمک دارد لبش در خنده پیوست
نمک شیرین نباشد وان او هست

ثمین دیجی کالا

لب‌هایت که باز می‌شوند‏
شکوفه‌های سیب پخش می‌شوند در هوا
عطر نفس‌هایت را دوست دارم ‏
ای تعبیر قشنگ تمام رویاها

موتور ثمین

لب‌هاش که خنده بر شکرزد
انگشت کشیده بر طبرزد

استوری پرمحتوا

به انگشت‌هایت بگو
لب‌های مرا ببوسند
به انگشت‌هایت بگو
راه بیفتند روی صورتم

استوری ثمین

ثمین اینترنت

ز لعل و ز دُر گردن و گوش پر
لب از لعل کانی و دندان ز دُر

استوری پرمحتوا

دست‌هایم
چقدر به دست‌هات می‌آیند
به دکمه‌های پیراهنت
به قوسِ قَزحِ اندامت
به این دوستت دارم‌ها که‌ دانه دانه
روی لب‌هات می‌کارم!

استیکر ثمین

لب و دندانی از عشق آفریده
لبش دندان و دندان لب ندیده
نظامی

استوری اسم ثمین

شب‌های با تو
از وعده‌های داغ جهنم
بیشتر می‌سوزاند
و هیزمِ ترِ لب‌هایت
هیزمِ ترِ چشم‌هایت
حضرتِ آغوش!
اصلا جهنمِ آغوشت
لب به لبِ بهشت است
ه. کجکلاه

استوری تولد ثمین

یک بار بوسه‌ای ز لب تو ربوده‌ام
یک ‌بار دیگر آن شکرستانم آرزوست
فخرالدین عراقی

استوری تولد ثمین

کرم دست ثمین

آفتاب را
دوخته ای به لب‌هایت
آدم دوست دارد
هر روز خورشیدش
از لب‌های تو
طلوع کندآدم اگر آدم باشد
دوست دارد
روی لب‌های تو
جان بکند!
علیرضا اسفندیاری‬‬‬

استوری ثمین

این لب بوسه فریبی که تو را داده خدا
ترسم آئینه به دیدن ز تو قانع نشود

استوری اسم ثمین

قرمز بپوش!
که جهان با لب‌هات هماهنگ شود
این گونه سرخ
همین گونه سرخ‌ترقرمز بپوش
و با خودت چیز مبهمی زمزمه کن!
من این شعر را
از لب‌های تو سروده ام
کامران رسول‌زاده

ثمین هدایت

من بسته‌ام لب طمع اما نگار من
دارد دهان بوسه فریبی که آه از او

قرص چاقی ثمین

ز حرف شکوه لبم بود تیغ زهرآلود
به یک تبسم ورزیده شرمسارم کرد

استوری اسم ثمین

ثمین هدایت

می‌کنی رحم به دلسوختگان ای لب یار
گر بدانی که چه مقدار مکیدن داری

استوری اینستاگرام

بوسه هرچند که در کیش محبت کفر است
کیست لب‌های تو را بیند و طامع نشود

استوری اسم ثمین

در مقام حرف مهر خاموشی بر لب زدن
تیغ را زیر سپر در جنگ پنهان کردن است

استوری اسم ثمین

می‌توان خواند ز پشت لب او بی‌گفتار
سخنی چند که در زیر لبش پنهان است

خصوصیات کرم ثمین

صد جان بهای بوسه طلب می‌کنی ز خلق
دیگر کسی مگر لب خندان نداشته است؟
صائب تبریزی

استوری اسم ثمین

کلیپ عمه ثمین

خرم آن روز که مستم ز در حجره درآیی
وز لبت بوسه شمارم به شماری که تو دانی

استیکر ثمین

ای جان من به یاد لبت تشنه بر شراب
هر دم به جام لعل لبت تشنه‌تر شراب
خواجوی کرمانی

استوری اسم ثمین

تا توانی مده از کف به بهار ای ساقی
لب جوی و لب جام و لب یار ای ساقی
سلمان ساوجی

استوری اسم ثمین

بوسه کی گردد از آن لب‌های جان‌پرور جدا
کی به افسون می‌شود شیرینی از شکر جدا
عبدالعال نجات اصفهانی

استوری پرمحتوا

از لب شکّرین او بوسه به جان خریده‌ام
زآنکه حلاوتی بود جنس گران خریده را

قرص چاقی ثمین

آنکه بوسید لب نوش تو شکر نچشید
وآنکه خسبید در آغوش تو بیدار نشد

استوری تولد ثمین

لب پیمانه اگر بر لب جانانه نبود
بوسه‌گاه لب رندان لب پیمانه نبود
فروغی بسطامی

قرص چاقی ثمین

عکس آن لب‌های میگون در شراب افتاده است
حیرتی دارم که چون آتش در آب افتاده است
هلالی جغتائی

کرم دست ثمین

صد بار لب گشودم و بیرون نریختم
خون‌ها که موج می‌زند از سینه تا لبم
عرفی شیرازی

استوری پرمحتوا

جان من بسته به بوس لب جان پرور توست
بر لبم نه لب و رحم آر که جانم به لب‌ست
وصال شیرازی

ثناو ثمین

تبسمی ز لب دلفریب او دیدم
که هرچه با دل من کرد آن تبسم کرد
وحشی بافقی

استوری تولد ثمین

بر لب من نِه لب نوشین که جان بخشم ز شوق
ساغر می‌ قدر این نعمت نمی‌داند که چیست
رهی معیری

ثمین دیجی کالا

لبش به بوسه گرفتم شبی دراز هنوز
چه نوش‌ها که به لب دارم از لب و دهنش
فریدون توللی

ثمین دیجی کالا

لب بر لبم نهاد و چو جان در تنم دمید
از جان لطیف‌تر نفس آرمیده را
 گلچین مافی

استوری پرمحتوا

در نسبت لب تو با شهد گفتگویی‌ست
لب باز کن ببیند کاین گفتگو ندارد
 ضیائی سبزواری

ثمین هدایت

یا ز لبت کنم طلب قیمت خون خویشتن
یا به تو واگذارم این جسم به خون تپیده را
 ملک الشعرای بهار

کرم دست ثمین

گفت دور‌ از لب و کامم لب و کام تو چه کرد؟
گفتمش بوسه تلخی ز لب جام گرفت
 رعدی

ثناو ثمین

شبی با خود تو را در خلوت میخانه می‌خواهم
لبت را بر لبان خویش چون پیمانه می‌خواهم
 ابوالحسن ورزی

ثمین دیجی کالا

از بهر بوسه‌ای که لبت بر لبم دهد
جان را هزار مرتبه بر لب رسانده است
 یگانه

ثناو ثمین

صد شربت شیرین ز لبت خسته دلان را
نزدیک لب آرند و چشیدن نگذارند
 کمال خجندی

استوری اسم ثمین

یک بوسه از رخت ده و یک بوسه از لبت
تا هر دو را چشیده بگویم کدام به
ابوالقاسم میرفندرسکی

ثمین دیجی کالا

لب بر لبش نهادم و اشکم ز دیده ریخت
بر روی گل چو ابر بهاران گریستم
 اشتری

چگونه استوری را استوری کنیم

لب بر لبم نهاد و به من گفت با نگاه:
اینک همان لبی که قرار تو برده بود
وصال نورانی

استیکر ثمین

آمد ز درم خنده به لب، بوسه طلب مس
در دامن پندار من می‌زده بنشست
 لعبت والا

ثمین هدایت

جان به لب آمد و لب بر لب جانان نرسید
دل به جان آمد و او بر سر ناز است هنوز
 عماد خراسانی

استیکر ثمین

با لب میگون او من می‌‌پرستی می‌کنم
با نگاه مست او بی‌باده مستی می‌کنم
شمیم شیرازی

استوری اسم ثمین

دهان غنچه‌ خوش‌ باشد سحرگه ‌چون شود خندان
ولی ذوقی دگر دارد لبت هنگام خندیدن
همام تبریزی

موتور ثمین

خوشا دمی که لبم را به لب چو جام نهی
لبت ببوسم و قالب کنم ز شوق تهی
محیط قمی

استوری اسم ثمین

لب بر لبم گذار که جان آیدم به لب
عمریست بر لب آمدن جانم آرزوست
مهرارفع جهانبانی

کلیپ عمه ثمین

زیر لب وقت نوشتن همه کس نقطه نهند
این عجب نقطه خال تو به بالای لب است
صبوحی

استوری اسم ثمین

لب جان‌پرور خود را به لبم نِه ز وفا
که تو را جان به لب‌ ای‌ جان و مرا جان به لب است
شهیاد بختیاری

استوری تولدت مبارک ثمین جان

دارد لب من تشنگی بوسه بسیار
چون مزرعه خشک که دارد غم باران
مهدی سهیلی

استوری پرمحتوا

لب لعل نمکین تو مکیدن دارد
رخ زیبای بهاری تو دیدن داردبی تو آنی نتوان زیست امان از چشمت
بوسه از گوهر لب‌های تو چیدن داردحسرت دیدن روی تو بَرَد از من جان
سخن عشق فزون تو، شنیدن دارد
مصطفی معارف

استوری تولدت مبارک ثمین جان

لب‌های تو نسخه‌ی مرا پیچیدند:
صبح و شب و ظهر، قرص، با یک بوسه
جلیل صفربیگی

استوری اینستاگرام

لبت را می‌مَکی با شیطنت انگار در باران
تمشکی سرخ را نمناکی شبنم بغل کرده
حامد عسکری

ثمین اینترنت

انحنای لب تو ناب‌ترین شعر من است
به خدا خال لبت، قالب ضرب‌المثل استاصلاً این عشق تو رخداد جهانی شده است
بگمانم که لبت، رابط بین‌الملل استجرم لب‌هات همان بس، که مرا شاعر کرد
گرچه لب‌های تو مصداق چک بی‌محل است
محمد جوکار

استوری تولدت مبارک ثمین جان

از جام لبت گرفته‌ام جام دگر
جامی بدهم دوباره دستت امشبلب‌های تو آتش به لبانم زده است
برگیر مرا به جان مستت امشب
ایرج نصراللهی

استوری اسم ثمین

لب تو میوه‌ی ممنوع ولی لب‌هایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند، نشد
فاضل نظری

استوری تولدت مبارک ثمین جان

لبخند مرا بس بود آغوش لهم می‌کرد
آن بوسه مرا می‌کشت لب منهدمم می‌کرد
علیرضا آذر

استوری اسم ثمین

لب تو شعر قشنگیست که من می‌دانم
دو سه بیتی بگو آن سبک خراسانی رالب می‌گون قشنگت صلواتیست به عشق
خنده‌ای ختم کن این حسرت طولانی را

موتور ثمین

با مدادی تازه تر کن مرز لب‌ها را عزیز!
حذف کن از صورت ماهت خط اندوه را

استیکر ثمین

باران چکید روی لبت، روی سرخ محض
یک قطره ریخت، مزرعه باغ انار شد

آهنگ ثمین ثمین

روی لبان خوشگلش انار آفریده‌ای، خدا!
برای قلب خسته‌ام چه سرنوشت کرده ای؟

استوری اسم ثمین

ماژیک کشیده بر لب سرخش و بعد
کندوی عسل گذاشته در دهنش

استوری تولدت مبارک ثمین جان

باز از این کوچه گذر کرده تکانم بدهی
با نگاهی و سلامی هیجانم بدهیرد شود قند لبان تو و عاجز باشم
با عبورت تب ماه رمضانم بدهی
مهدی افضلی

استوری تولدت مبارک ثمین جان

بوسه سربسته‌ترین حرف خدا با لب توست
از لب سرخ تو این قصه شنیدن دارد
اصغر معاذی

موتور ثمین

غزل چشمت، غزل مویت، غزل لب‌هات بانو جان
خدا رحمش بیاید بر مخاطب‌هات بانو جان
کمیل ایزدجو

کلیپ عمه ثمین

یک شب بیا با بوسه‌هایت مست مستم کن
بگذار تا لب‌هات من را سر بگرداندمویت سیاه و چشم‌هایت قهوه‌ای، لب سرخ
این رنگ‌ها در ذهن من جاوید می‌ماندبوسیدن لب‌های معشوق از عبادت‌هاست
باید خدا این را به دینداران بفهماند

چگونه استوری را استوری کنیم

یک حدیث دیگری دارد خدا با بوسه‌ات
لالبی الا لبت لابوس الا بوسه‌اتگرمی لب‌های تو دائم به دردم می‌خورد
در کنار سردی شب‌های دریا بوسه‌اتاین ولاالضالین‌ترین شعر من مغضوب توست
اهدنا اللب‌های تو تا صبح فردا بوسه‌اتاینقدر با سرخی لب‌هات بی تابم نکن
می‌کند من را ذلیل و خوار و رسوا بوسه‌اتالفرار از مرگ، هیهات از لبت، باید گریخت
تا نبرده جان من را هم به یغما بوسه اتهیچ جنسی مثل جنس بوس تو مرغوب نیست
لالبی الا لبت لا بوس الا بوسه ات
سجاد دانشمند

خصوصیات کرم ثمین

صبح جامی‌ست پُر از حسِ هم‌‌آغوشیِ تو
لب بیفزای بَر این مستی بی‌باده‌ی ما
محمد بزاز

استوری تولدت مبارک ثمین جان

چه آیتی تو مگر ساحری که شاه و گدا
هر آنکه دید لبت بوسه‌ای گدائی کرد
محسن ملک آرا

استیکر ثمین

بلندترین شب سال هم خورشید را ملاقات خواهد کرد و این یعنیبوسه گرم خداوند بر صورت زندگی وقتی همه چیز یخ می زند.یلدا مبارک

استوری پرمحتوا

امشب را به نور قرنها قدمت جاری نگه داریم …شب یلدا ، این شب زایش مهر و میترا ، شب زایش نور و روشنائیبر تو ایرانی مبارک

استیکر ثمین

یک قدم مانده به یلدا به شبی خاطره انگیز و بلندبه سفیدی زمستان و اناری که دلش قصه یک رنگیست . . .یلداتون مبارک

استوری ثمین

روی گل شما به سرخی انار ، شب شما به شیرینی هندوانه ، خندتون مانند پسته وعمرتون به بلندی یلدا.شب یلدا مبارک

کلیپ عمه ثمین

یلدا یعنی بهانه ای برای در کنار هم شاد بودن و زندگی یعنی همین بهانه های کوچک گذرا.یلداتان مبارک و زندگی تان پر از بهانه های شاد باد

استوری ثمین

ما منتظر صبح شب یلداییمدستی به دعا تا فرج فرداییم . . .من دارم شنبه می رم، فکر نکنم دیگه همدیگر رو ببینیممنو فراموش نکن و به خاطر تمام بدی هام منو ببخشاز طرف پاییز ! یلدا مبارک . .

ثمین اینترنت

محفل آریائی تان طلائی، دل های تان دریائیشادی های تان یلدائی، پیشاپیش مبارک باد این شب اهورائی . .

استیکر ثمین

چون تیر رها گشتـه ز چله شده ایم!مهمان شمــا در شب چله شده ایم!از برکت ایـن سفره ی الوان شماتا خرخره خورده،چاق و چلـه شده ایم!

استوری تولد ثمین

ﻭﺍپسین روزهای پاییزت بخیر دوست چهار فصل من….یلدایت مبارک

ثناو ثمین

هر چه از روشنی و سرخی داریم برداریم کنار هم بنشیینیم و بگذاریم که دوستی ها سدی باشند در برابر تاریکی هایلدایتان رویایی…روزهایتان پر فروغ،شبهایتان ستاره باران!

موتور ثمین

یلدا، دختر سیاه موی بلند بالا، یادگار نام وطن، میوه پائیز ایران و عروس زمستان، در راه است. او را بر سفره مهر بنشانیم و با نسل فردا پیوندش دهیم. ایرانی بودن را فراموش نکنیم.یلدا مبارکباد

کرم دست ثمین

روی شما مثل گل هندونه ، خنده هاتون مثل قاچ هندونه ، روزگارتون مثل پوست هندونه ، جیبتونم پر تخم هندونهیلداتون مبارک

ثناو ثمین

.یلدا، تو که می آیی، بزرگ ترهای شاید فراموش شده، دوباره به جوان ترهای مهمان، به گرمی لبخند می زنند

استوری اینستاگرام

یلداست بگذاریم هر چه تاریکی هست هرچه سرما و خستگی هست تا سحر از وجودمان رخت بربندد امشب بیداری را پاس داریم تا فردایی روشن راهی دراز باقیست شب یلدا مبارک!

استوری اسم ثمین

اندوهت را به برگها بسپار!واپسین روزهای پاییزت بخیر، دوست چهارفصل من!یلدایت پر از مهربانی

استوری اینستاگرام

یلدا یعنی بهانه ای برای در کنار هم شاد بودن و زندگی یعنی همین بهانه های کوچک گذرا.یلداتان مبارک و زندگیتان پر از بهانه های شاد باد

قرص چاقی ثمین

یه لقمه نون، یه کاسه ماست، رفاقت بی کم و کاستیه عشق پاک، یه حرف راست، هرچی محبت و وفاستتو ذات ما آقا هاست !پیشاپیش یلدات مبارک

استوری اسم ثمین

یلدا، تو را دوست دارم، به اندازه همه ستاره هایی که در چشم هایت می درخشند،ای خواستنی ترین شب ها! طعم تو، به اندازه همه صبح های دل انگیز آفتابی بهار، شیرین است

ثناو ثمین

شادیتون 100 شب یلدا دلتون قد یه دریا توی این شبای سرما یادتون همیشه با مایلدا مبارک . . .

قرص چاقی ثمین

شب یلداست؛ شبی که در آن انار محبت دانه می شودو سرخی عشق و عاطفه، نثار کاسه های لبریز از شوق ماشبی که داغی نگاه های زیبای بزرگ ترها در چشمان کودکان اوج می گیرد و بالا می رود.یلدا مبارک

قرص چاقی ثمین

پاییز در حال جمع کردن بساطش است
و ننه سرما بقچه‌ اش را باز می‌ کند
سرک نکشید در بقچه‌ اش
به دل من سرک بکشید
که نمی‌ داند چگونه یلدا را با بهترین کلمات به شما تبریک بگوید
یلدایتان مبارک

ثمین هدایت

شب یلدا شد و میلاد خوش ایزد مهر
زایش نور از این ظلمت تاریک سپهر
شب یلدا شد و بر سفره دل باده عشق
رخ معشوقه و مدهوشی دلداه عشق
شب یلدایتان پرستاره و پرخاطره باد

ثناو ثمین

اگر چه یادمان می رود
که عشق تنها دلیل زندگی است
اما خدا را شکر که شب یلدای هر سال
این فکر را به یادمان می آورد
یلدای همه مبارک

ثمین اینترنت

چون تیر رها گشته ز چله شده ایم
مهمان شما در شب چله شده ایم
از برکت این سفره ی الوان شما
تا خرخره خورده
چاق و چلـه شده ایم

کلیپ عمه ثمین

یلدا را نه برای طولانی بودن امشب
که برای طولانی شدن روزهای آینده جشن می گیریم
یلدای اهورایی بر شما مبارک باد

ثمین اینترنت

طولانی بودن یک شب سخت می‌ شود
اگر به شادی برگزار نشود
پس شاد باش و بخند
صبح روشن نزدیک است
یلدای باستانی مبارک

استوری پرمحتوا

شب یلدا شد و میلاد خوش ایزد مهرزایش نور از این ظلمت تاریک سپهرشب یلدا شد و بر سفره دل باده عشق.رخ معشوقه و مدهوشی دلداه عشقشب یلدایتان پرستاره و پرخاطره باد

استوری تولد ثمین

آسمان رنگ شب یلدا گرفتیاد تو آمد به قلبم جا گرفتتا سحر غم با دلم هم‌خانه بوداز فراغ تو دلم دیوانه بودیلدا مبارک

ثمین اینترنت

یلداتو را دوست دارم، به اندازه همه ستاره هایى که در چشم هایت مى درخشند
اى خواستنى ترینِ شب ها! طعم تو، به اندازه همه صبح هاى دل انگیز آفتابى بهار، شیرین است

ثمین دیجی کالا

هر چه از روشنی و سرخی داریم برداریم کنار هم بنشیینیم و بگذاریم که دوستی ها سدی باشند در برابر تاریکی ها
یلدایتان رویایی

قرص چاقی ثمین

تو خوشگل ترین و خوش تیپ ترین و با کلاس ترین آدم رو زمین هستی
خـــــوب اینم هندونه ی شب یلدا !
گذاشتم زیر بغلت ، بذار یخچال خنک شه …
شب یلدا مبـــــــارک

خصوصیات کرم ثمین

دو قدم مانده به رقصیدن برف
یک نفس مانده به سرما و به یخ
چشم در چشم زمستانی دگر
تحفه ای یافت نکردم که کنم هدیه تان
یک سبد عاطفه دارم همه تقدیم شما
شب یلدا مبارک

استوری اینستاگرام

روز با کوتاه آمدنش
بلندترین شب سال را تقدیم مان می‌ کند
تا بدانیم با گذشت
می‌ توان شادی را به دیگران هدیه کرد
صدای آمدن شب یلدا
آرام آرام به گوشمان می‌ رسد
یلدا مبارک باد

استوری اسم ثمین

ازین شربت یکی پیمونه بردار
اناری آتشین دردونه بردار
درین یلدا تو شیرین کن لبانت
بیا قاچی ازین هندونه بردار
یلدای همتون مبارک

استوری پرمحتوا

استوری ثمین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *